من آموخته ام که برای زخم پهلویم برای هیچ کیکاووسی گردن کج نکنم

وزخم در پهلو وتیر در گردن

خوشتر تا طلب نوشدارو از ناکسان وکسان .زیرا درد است که مرد میزاید

وزخم است که انسان می افریند ...

پدرم می گوید :قدر هرآدمی به عمق زخمهای اوست ....

پس زخمهایت راگرامی دار زخمهای کوچک رانوشدارویی اندک بس

است تواما در پی زخمی بزرگ باش که نوش

دارویی شگفت بخواهد وهیچ نوشدارویی شگفت تر از عشق نیست

ونوشداروی عشق تنهادر دستان اوست

اوکه نامش **خداوند**است.