5  تکنیک ساده برای تقویت حافظه و بهبود فرایند به خاطر سپردن

موضوع تقویت حافظه برای به خاطر سپردن و یادگیری مباحث درسی همواره یکی از دغدغه های دانش آموز/دانشجویان بوده است.

5  تکنیک ساده برای تقویت حافظه و بهبود فرایند به خاطر سپردن

این نوشته، پاسخی است به پرسش هایی که در زمینه چگونگی تقویت حافظه و جریان به خاطر سپردن در فرایند یادگیری مواد درسی برای آموزشگران وجود دارد. به عبارت دیگر مخاطب این مطلب نه تنها یادگیرندگان که حتی معلمان و اساتیدی هستند که سعی دارند به دانش آموز/ دانشجویان خود برای به یاد سپردن مطالب درسی با توجه به نتایج پژوهش هایی که در زمینه روان شناسی شناختی صورت گرفته است، کمک کنند.

1. با اطلاعات درگیر شوید:

چند بار برای شما اتفاق افتاده که دانشجویان همزمان با تدریس شما مشغول چک کردن تلفن همراه خود هستند و وقتی از آنها سوال می کنید پاسخ می دهند که آنها به راحتی می توانند همزمان چند کار را به هم انجام دهند؟ به دانشجویان خود خاطر نشان کنید بسیاری از ضعف های حافظه نه مشکل در بازخوانی اطلاعات و یادآوری است بلکه در اثر اختلال در سیستم کدگذاری و ذخیره روی می دهد. بسیاری از اوقات آنچه نمی توانیم به خاطر آوریم، دقیقاً مطلبی است که هرگز به خاطر نسپرده ایم!

برای آزمایش این عامل می توانید از یک آزمایش ساده که زمانی توسط نیکلسون و آدامز (1979) انجام گرفت، استفاده کنید به دانشجویان خود یک سکه بدهید و بعد از یک دقیقه از آنها بخواهید عکس روی آن را بکشند. آنها به زودی درمیابند که قادر به کشیدن درست تصویر روی سکه نیستند مثلا نمی دانند تصویر مورد نظر به سمت چپ متمایل بود یا راست یا چه جزئیاتی داشت. سپس به آنها یادآوری کنید که مشکل این نیست که آنها عکس روی سکه را فراموش کرده اند بلکه نکته دقیقا این است که آنها هرگز عکس روی آن را به خاطر نسپرده بودند!

برای به یادآوردن یک مطلب، فرد باید درگیر یک فرایند آگاهانه و کنترل شده باشد. تمام عوامل بازدارنده و مخل را حذف کرده و تنها به یک نقطه متمرکز شوند.

2. ارتباط عاطفی و شخصی با موضوع ایجاد کنید:

پردازش عمیق شامل فکر کردن در مورد معنی اطلاعات دریافتی و ارتباط دادن آنها با تجارب شخصی است.

برای انجام عملی این فرایند نتایج تحقیق کریک و تالوینگ (1975) می تواند مفید باشد. به دانشجویان فهرستی از صفت ها داده می شود مثل "خلاق"، "روشمند" یا "جدی" سپس از آنها سوال می شود که تلفظ و املای این کلمات چگونه است و آیا مثلا شامل حرف "د" هستند یا خیر؟ در مرحله بعد از آنها خواسته می شود در مورد هر یک از صفت ها بگویند که کدام بیانگر خود آنهاست؟ در مرحله آخر، از دانشجویان خواسته می شود که هر تعداد ممکن است کلمات را که به خاطر می آورند، بیان کنند. دانشجویان به طور کاملا محسوسی تعداد بیشتری از لغاتی را به یاد می آروند که در لیست "بیانگر خودشان" قرار داشت.

تنها گوش دادن عادی به یک سخنرانی یا خواندن ساده یک متن نمی تواند یادگیری عمیق و به خاطر آوردن مطلب را تضمین کند بلکه احساس یا فکری که فرد هنگام مطالعه یا گوش دادن به یک سخنرانی داشته، نقش موثری در میزان به یاد آوردن آن مطلب در آینده دارد. به عبارت دیگر، درگیری عاطفی با یک موضوع در میزان به یاد آوردن آن موثر  است.

3. مثال بزنید:

وقتی به عنوان معلم مشغول تدریس مبحثی هستید، معمولا دانش آموزان/ دانشجویان از شما می خواهند که مثال هایی برای روشن شدن مطلب بزنید. گرچه مثال آوردن و توضیح دادن مصادیق یکی از مهم ترین روش های درک مطلب و یادگیری است اما بهتر است شاگردان را تشویق کنید که به جای اتکا به معلم، خودشان فکر کنند و مثال بسازند. بر اساس تحقیقات مانتیلا (1986)، هر چه دانش آموزان/ دانشجویان، مثال های بیشتری به ذهنشان بیاید و مصادیق عملی بیشتری را بیابند، یادگیری عمیق تری را تجربه می کنند.

4. زمینه چینی کنید:

معمولا دانشجویان عادت ندارند قبل از ورود به کلاس، متن درسی را مطالعه کنند و ترجیح می دهند موضوع درس را برای اولین بار از زبان استاد خود بشنوند و مطالعه درس را به بعد از کلاس موکول می کنند. برای اینکه اهمیت مطالعه اجمالی قبل از کلاس روشن شود می توانید بر مبنای مطالعه برنسفورد و جانسون (1972) عمل کنید به این ترتیب که به نیمی از اعضای کلاس تصویری را نشان دهید که به طور اجمالی و شماتیک محور موضوعی درس را نشان می دهد و سپس درس را آغاز کنید؛ بعد از پایان کلاس از آنها امتحانی به عمل آورید. نتایج امتحان به خوبی نشان می دهد نیمی از کلاس که قبل از آغاز درس نسبت به موضوع زمینه قبلی پیدا کرده بودند نسبت به نیم دیگر کلاس که بدون پیش زمینه وارد درس شده بودند، نمرات بالاتری کسب می کنند.

به عبارتی می توان گفت که داشتن پیش زمینه قبل از ورود به کلاس و آغاز درس به یادگیری عمیق و فرایند ذخیره، پردازش و به یاد آوردن اطلاعات کمک می کند.

5. هر از چندی امتحان بگیرید:

یکی از ساده ترین روش ها برای کمک به تقویت حافظه این است که از متن درسی امتحان بگیرید. مطالعات رودیجر و کارپیک (2006) در این زمینه نشان می دهد که وقتی متنی را می خوانیم و خودمان را مجبور می کنیم که بعد از مدتی آن را به یاد آوریم، احتمال اینکه متن مورد نظر در خاطر ما بماند بیش از زمانی است که متنی را تنها برای مطالعه شخصی و بدون هدف خوانده ایم.

قرار دادن چند کوئیز، امتحان یا حتی خودآزمایی در طول درس به دانشجویان شما کمک می کند، محتوای درس را بهتر بخوانند و بهتر به یاد آورند. خواندن بخشی از یک متن و سپس  یک توقف کوتاه برای آزمودن آن چه از آن دریافت کرده ایم، نه تنها راه موثرتری برای تقویت حافظه و فرایند به خاطر سپردن است بلکه بسیار بهتر از زمانی که یک متن را از اول تا آخر دوبار می خوانیم، در ذهن جای می گیرد.

ترفندهایی برای مطالعه موثر

 

روش مطالعه موثر

۱- مطالب را برای خود جالب و جذاب کنید 

یک بحث کاملاً جدی و منطقی انگیزه لازم را به شما نمی‌دهد و شما بعد از مدت کوتاهی دلسرد شده و مطالعه کردن را رها می‌کنید، و تجربه نیز ثابت کرده که انگیزه‌هایی مثل رفتن به دانشگاه خوب و یا ساختن آینده‌ای رویایی نیز انگیزش لازم را برای شخص فراهم نمی‌کند، حال سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که چگونه مطالبی  که قرار است بیاموزیم را برای خود جذاب و لذت‌بخش کنیم تا از خواندن و فراگیری آن‌ها خسته نشویم؟ بایستی همیشه به کار خود به هر طریق ممکن عشق بورزیم و زیبایی‌ها و کاربردهای آن را در زندگی خود مشاهده کنیم، مثلاً اگر شیمی و یا فیزیک و یا دروسی از این قبیل می‌خوانید با انجام دادن آزمایشی کاربرد آن مطالب را ببینید و یا اگر دروس نظری مثل ریاضی را می‌خوانید با اثبات کردن فرمول‌ها به یادگیری و جذاب کردن مطالب به خود کمک کنید و یا وقتی که به تفریح می‌روید به گوشه و کنار توجه کنید و به دنبال کاربرد مطالب خوانده‌شده بگردید.

۲- زمان خود را مدیریت کنید 

برای خود برنامه هفتگی داشته باشید و ساعات مطالعه برای هر روز را با توجه به نوع درس و میزان دیگر فعالیت‌های خود تنظیم کنید،داشتن برنامه از قبل تنظیم‌شده به شما در این راستا بسیار کمک می‌کند و شما را تا حد زیادی از سردرگمی خارج می‌کند و به شما هدف می‌دهد.

۳- در بازه‌های ۲۰ تا ۵۰ دقیقه‌ای مطالعه کنید 

محققان ثابت کرده‌اند که ذهن انسان برای ساختن یک خاطره بلندمدت به زمان نیاز دارد و مطالعه بدون توقف و طولانی مدت به تشکیل این خاطره از آموخته‌های شما کمک نمی‌کند و صرفاً باعث می‌شود شما حجم زیادی از مطالب طبقه‌بندی نشده را وارد ذهن خود کنید و در کوتاه مدت نیز آن‌ها را فراموش کنید لذا برای کمک به طبقه‌بندی مطالب در ذهن خود بایستی هر ۲۰ تا ۵۰ دقیقه به مدت ۵ تا ۱۰ دقیقه به خود و ذهن خود استراحت دهید و سعی کنید ذهن خود را آرامش دهید، شما می‌توانید این کار را با انجام نرمش و حرکات کششی بین استراحت خود انجام دهید و یا به امور دیگری غیر از مطالعه بپردازید البته نباید خود را در وقت استراحت خود از نظر فیزیکی خسته کنید بلکه باید اندکی سرعت جریان خون را در بدن خود بالا ببرید، البته نبایستی فراموش کنید که خواب کافی نیز در یادگیری مطالب بسیار موثر و مفید است و در نظر داشته باشید که اگر بجای ۷-۹ ساعت ۴-۵ ساعت در شبانه‌روز بخوابید بایستی وقت بیشتری را برای یادگیری حجم ثابتی از مطالب بگذارید.

۴- یک جای مناسب برای مطالعه اختصاص دهید

مکان مطالعه بایستی آرام و ساکت باشد و جو مطالعه را به شخص انتقال دهد از این رو همیشه بایستی آرام‌ترین نقطه ممکن را برای مطالعه انتخاب کنید البته بعضی با صدای موسیقی و تلویزیون می‌توانند مطالعه کنند، افرادی که عادت به شنیدن صدای موسیقی هنگام مطالعه دارند بایستی در حد امکان از موسیقی‌های بی‌کلام استفاده کنند و برای افرادی که عادت به استفاده از تلویزیون در هنگام مطالعه دارند بایستی گفت که این ایده جالبی نیست زیرا تلویزیون ریتم یکسانی ندارد و از طرفی ممکن است مطلبی را پخش کند که تمام حواس شما را به خود جلب نماید لذا ترک این عادت به نفع شما تمام خواهد شد.

۵- ذهن خود را پاک‌ کنید

اگر قبل از شروع مطالعه یا هنگام مطالعه متوجه شدید که پرش ذهن دارید و نمی‌توانید تمرکز کنید بایستی چند دقیقه مطالعه را متوقف کنید و مواردی که ذهن شما را مشغول کرده را در گوشه‌ای یادداشت کنید و بعد از آن به خود بگویید که بعداً به آن‌ها رسیدگی می‌کنید، روش دیگر برای برگرداندن ذهن خود به فرایند یادگیری استفاده از کلیدواژه است،بدین صورت که برای هر زمینه‌ای که در حال مطالعه آن هستید کلیدواژه‌ای تعریف کنید که مربوط باشد و بعد از آن هنگامی که دچار حواس‌پرتی شدید مرتب کلیدواژه را پیش خود تکرار کنید  تا زمانی که دوباره به موضوع اصلی برگردید، برای مثال هنگامی که در حال مطالعه در زمینه گیتار هستید و ناگهان ذهن شما به جای نامربوط متوجه می‌شود بایستی سریعاً بگویید گیتار، گیتار، گیتار، … تا زمانی که ذهن شما دوباره به موضوع اصلی که در زمینه گیتار است برگردد.

۶- در هنگام مطالعه هوشمندانه تغذیه کنید

افراد هنگام مطالعه به دلیل مصرف کردن انرژی دچار گرسنگی می‌شوند لذا برای جبران این کمبود انرژی افراد بایستی مواد غذایی مصرف کنند که دراین‌باره نکاتی را بایستی رعایت کنند مثلاً نبایستی بگذارید تا گرسنه شوید و بعد به دنبال تهیه مواد غذایی برایید بلکه بایستی از قبل مواد غذایی برای خود مهیا کرده باشید تا وقت شما برای تهیه غذا هدر نرود و نکته دیگر که بایستی مورد توجه قرار گیرد این است که نباید غذاهایی مصرف شود که حجم زیادی از کالری را وارد بدن کند زیرا حجم زیاد کالری باعث می‌شود که جریان خون بیشتر اطراف معده برود و در نتیجه انسان دچار کسالت و بی‌حالی می‌شود که نتیجه آن کم شدن تمرکز است.

۷- نوشته‌های خود را دوباره در خانه پاکنویس کنید

بسیاری از اوقات مشاهده می‌شود که افراد وقتی سر کلاس هستند بیش از حد لازم به نظافت و مرتب بودن جزوه خود توجه می‌کنند به نحوی که از اصل موضوع غافل می‌شوند بنابراین توصیه می‌شود که سر کلاس درس جزوات و یادداشت‌های خود را بیشتر به صورت چرک‌نویس بنویسیم و بعداً آن‌ها را در خانه پاکنویس کنیم زیرا بدین نحو هم به مرور مجدد مطالب کمک کرده‌ایم و هم توجه خود را سر کلاس از دست نمی‌دهیم و بیشتر بر روی مطالب تمرکز می‌کنیم.

۸- چکیده و اصل مطلب را ابتدا یاد بگیرید

برای یادگیری مطالب جدید هر چه که جلوی چشم شما آمد را حفظ نکنید و یا از اول شروع به خواندن و حفظ کردن مطالب نکنید زیرا هم با این کار باعث ورود حجم زیادی از مطالب به ذهن خود به صورت ناگهانی می‌شوید وهم از طرف دیگر یادگیری تدریجی بسیار کارساز و پایدارتر است، در ضمن بایستی یادآوری شود که ارتباط دادن مطالب به هم به یادگیری بسیار کمک می‌کند، برای مثال هنگامی که شما می‌خواهید مطالب یک فصل جدید از کتاب خود را بخوانید ابتدا بایستی چند دقیقه وقت بگذارید و مقدمه فصل را بخوانید و سپس سرفصل‌ها را مطالعه کنید و بعد از آن خلاصه فصل را بخوانید و اگر هم توانستید چند خطی را از هر بخش مطالعه کنید ، بدین گونه شما یک ایده کلی از فصل جدید خواهید داشت که در آینده بسیار برای شما مفید واقع خواهد شد، از دیگر روش‌ها برای یادگیری اصل مطلب مورد نظر استفاده از هایلایتر است زیرا با کمک آن می‌توان مطالب کلیدی را که به یادآوری مطالب اصلی کمک می‌کند را برجسته کرده و هر گاه که می‌خواهیم مطالب را مرور کنیم کافی است که فقط کلمات هایلایت شده را مرور کنیم  البته شاید با این کار خود ارزش مادی کتاب خود را به صورت زیادی کاهش دهید ولی در حقیقت با این کار به سرعت بخشیدن به مرور کردن مطالب کمک زیادی می‌کنید ، در ضمن نبایستی فراموش کنیم که مرور در امر یادگیری نقشی حیاتی را بازی می‌کند و باید به صورت دوره‌ای مطالب آموخته‌شده را مرور کرد تا از ذهن شما پاک نشود ، و خلاصه‌برداری نیز کمک زیادی به یادگیری مطالب می‌کند ولی گاها مشاهده می‌شود که عده‌ای در این زمینه مشکل‌دارند که پیشنهاد ما به آن‌ها این است که مطالب مورد نظر را به دیگران بیاموزند زیرا با این کار هم مطالب برای آن‌ها مرور می‌شود و هم اشکالات احتمالی با سؤال کردن افراد برطرف می‌شود و فرایند یادگیری بهتر می‌گردد.

۹- از فلش کارت استفاده کنید

بسیاری از افراد در به خاطر سپاری مطالب با مشکل روبرو هستند که بهترین روش برای حفظ کردن مطالب استفاده از فلش کارت است بدین گونه که افراد می‌توانند با کمک یک تکیه کاغذ و یا نرم‌افزارهای مربوطه این کار را انجام دهند بدین گونه که بایستی سؤال را یک طرف کاغذ نوشته و جواب را بر طرف دیگر آن بنویسند و هرگاه که موعد مرور مطالب شد با خواندن سؤال جواب آن را بدهند و تا جای ممکن هم بایستی سعی کنند که جواب را نگاه نکنند تا از این طریق ذهن خود را به فعالیت وادارند.

۱۰- مطالب را به هم گره بزنید

بهترین روش برای یادگیری بلندمدت مطالب گره زدن و مربوط کردن مطالب جدید با مطالب قبلی است.  زیرا با این کار هم به یادگیری سریع‌تر مطالب کمک کرده‌ایم و هم دیرتر مطالب را فراموش می‌کنیم، برای مثال شما می‌توانید مطالب مربوط به یک درس سخت را به متن آهنگ مورد علاقه‌تان نسبت دهید و یا آن مطلب را به صورت شعر بخوانید و حفظ کنید زیرا این کار به ذهن شما کمک می‌کند تا مطلب کسل‌کننده را برایتان جذاب و دل‌چسب کند،  و یا شما می‌توانید از کلمات رمز استفاده کنید مثلاً می‌توانید اول حروف اول هر کلمه را جدا کرده بعد آن‌ها را به هم بچسبانید که نتیجه آن ساختن کلمه‌ای می‌شود که در صورت رمزگشایی به شما در یادآوری مطلب مورد نظر بسیار کمک می‌کند، و یا از قدرت خیال خود برای به خاطر سپاری مطالب کمک بگیرید، مثلاً مطلب مورد نظر را در قالب یک فیلم متجسم شوید و آن فیلم را با جزئیات زیاد برای خود پخش کنید در نتیجه مطلب بهتر در ذهن شما ثبت خواهد شد، شما می‌توانید با خلاصه کردن مطالب آموخته‌شده و همراه داشتن آن در همه جا به مرور مکرر آن مطالب بپردازید که نتیجه آن  به خاطر سپردن آن مطالب در حافظه بلندمدت است.

۱۱- از مطالعه گروهی کمک بگیرید

شما می‌توانید برای تثبیت مطالب خود این مطالب را به دوستان خود درس دهید و آن‌ها نیز متعاقباً مشکلات شما را برطرف کنند که با این کار هم می‌توانید از دانش دوستان خود استفاده کنید و هم خستگی مطالعه تنهایی را از بین ببرید.

۱۲- تا جای امکان از شبکه‌های اجتماعی دوری بجویید!

بسیار دیده‌شده که افراد هنگام مطالعه حواسشان به شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک و یوتیوب جذب شده و از کار اصلی خود غافل شده‌اند که توصیه می‌شود که یا هنگام مطالعه اینترنت خود را قطع کنید و یا با برنامه‌ریزی برای بررسی کردن حساب‌های کاربری خود در شبکه‌های اجتماعی در زمانی غیر از ساعات مطالعه، عوامل پرش ذهن خود را به حداقل برسانید و به افزایش تمرکز خود کمک شایانی کنید.

 

چگونه والدین به کودک طرد شده در مدرسه کمک کنند

فرزندم در مدرسه دوستی ندارد و مداوم ناراحت است که چرا کسی با من دوست نمی شود و یا اگر دوست هستند زود از من جدا می شود. او بسیار ناراحت است و من هم برای او نگرانم و توصیه های که داشتم نتیجه ی چندانی نداشت و نمی دانم چه کاری بکنم و آیا کاری هست که بتوان برای بهبود مهارتهای اجتماعی او انجام دهم؟

 

چگونه والدین به کودک طرد شده در مدرسه کمک کنند

 

ارتباط با همسالان از موضوعات مورد اهمیت در دوران کودکی و نوجوانی است و در رشد اجتماعی و عاطفی آنان تاثیرگذار است. ارتباط با دوست برای کودک مهم است ولی در دوران نوجوانی از اهمیت ویژه ی برخوردار است و یکی از منابع اطلاعاتی و پشتیبانی برای نوجوان محسوب می شود و با داشتن گروه همسالان جایگاه خود را ثابت تر می بیند. گاهی کودک و نوجوان در این ارتباط دچار مشکلاتی می شوند که واکنشهای آنان بسیار ناراحت کننده است و از اینکه دوستی ندارند بسیار غمگین می شوند والدین با دیدن این صحنه بسیار مستاصل می شوند و نمی دانند چه کاری باید انجام دهند.

حفظ آرامش 

ضروری است والدین درگام اول آرامش خود را حفظ کنند، نوع برخورد و واکنش شما در واکنشهای فرزندتان بسیار موثر است. بدانید نداشتن دوست یا قطع ان برای کودک و نوجوان مقطعی است. متاسفانه بسیاری از والدین با شنیدن چنین مشکلی از جانب فرزند بهم می ریزند و گاهی حتی شرایط را بدتر می کنند در چنین موقعیتی زمانیکه کودک چنین واکنشی را از شما می بیند احساس  ناتوانی در او ایجاد می شود و تصور می کند  مشکل بزرگی است که به این راحتی حل نمی شود. بنابراین هنگامیکه کودک از نداشتن دوست گله گذاری می کند به او دل داری بدهید و از توانایی او در برقراری ارتباط با دیگران صحبت کنید در این شرایط احساس امیدواری در او افزایش می یابد و با راهکارهای مناسبی که با یکدیگر مطرح می کنید این مسئله را بهتر می توانید با هم حل کنید. 

راه های متعدد دوستی

• به فرزندتان کمک کنید به جای تسلط بر همسالان به آنچه می گویند گوش بدهد:  به کودک اهمیت رفتارهایی چون همدلی، به دقت گوش دادن که شانس محبوبیت را در بین همسالان بالا می برد را آموزش دهید تا روابط دوستانه تری با دیگران داشته باشد. همدلی و درک احساسات دیگر کودکان و نوجوانان باعث علاقمندی دیگران به کودک شما می شود و با او ارتباط بهتری برقرار می کنند.

• با روشهای مثبت توجه همسالان را به خود جلب کند: با پرسیدن سئوال درباره علاقمندی دوستان و گفتن چیزهایی درباره خودش که به علاقه همسالان مربوط می شود به چنین مقصودی می رسد، کارکردن با آنها به نحوی که وارد گروه شود، بسیار مهم است. 

• آموزشهای مهارتهای اجتماعی: آگاهی فرزند شما از راهکارهای درست و نادرست در دوست یابی با پذیرفته شدن در جمع دوستان مرتبط است این راهکار شامل موارد زیر است:

راهکارهای درست:

-  تعامل را چگونه آغاز کنید:  مثلا از کسی بپرسید فعالیتهای مورد علاقه او چیست؟ و یا اینکه مسئله ریاضی را از چه راهی انجام داده است. 

- احترام گذاشتن به دیگران و با ملاحظه و مهربان رفتار کردن ضروری است. 

- تایید اجتماعی؛ یعنی به دوستانش نشان دهد که آنها را دوست دارد و گاهی لازم است از دیگران تعریف کند. تعریف و تمجید به موقع باعث جلب نظر دوستان می شود. 

راهکارهای نادرست: 

- در هنگام گفتگو کردن با دوستان، بی احترامی، ملاحظه نکردن ، جریحه کردن احساسات آنها، شایعه پراکنی، شرمنده کردن دیگران یا انتقاد از دیگران خوب نیست. استفاده از این روشها باعث می شود تا دیگران فرزند شما را طرد کنند و تمایلی به دوست شدن نداشته باشند. 

- نباید کودک خود را خودخواه نشان دهد، عصبانیت، بدخلقی مداوم خوب نیست و موجب ناراحتی در دوستان فرزندتان می شود. 

- شرکت در رفتارهای نامناسب مانند کتک کاری، دادزدن سر دیگران، مسخره کردن دیگران، پیله کردن به دیگران، دروغ گفتن، شکستن قوانین مدرسه مناسب نیست. استفاده از راهکارهای نامناسب باعث می شود که دوستان کمی داشته باشید و یا اینکه دوستانتان شما را ترک کنند. استفاده از راهکارهای درست به شما کمک می کند تا با دیگران ارتباط بهتری برقرار کنید و همچنین زمانیکه فرزند شما در فعالیتهای درسی موفق باشد این مسئله به او کمک میکند تا دوستان بیشتری برای خود داشته باشد. 

• درباره روابط همسالان با دوستان کتابهای مناسبی برای فرزندتان بخوانید و بازیها و فعالیتهای مناسب سن او  ابداع کنید تا آنها را در جمع دوستان خود بکار ببرد. 

• خودتان الگوی مناسبی برای فرزندتان باشید: بسیاری از مهارتهای اجتماعی را کودک و نوجوان از پدر و مادر فرا میگیرد سعی کنید الگوی مناسبی از خودتان برای کودک ارائه دهید.

در نهایت مشکلاتی که کودکان در ارتباط با دوستان خود پیدا می کنند را به عنوان موقعیتها و تجربه های ناب برای آنان قرار دهید تا بتوانید اطلاعات و تجربه کودک و نوجوان را با نظارت خودتان افزایش دهید تا در بزرگسالی فرد مقاوم و عاقلی باشد.

30 نکته درباره تدریس در کلاس درس

کار تدریس و معلمی مستلزم داشتن مهارت های گوناگون و تسلط به کلاس درس و توانایی برقراری ارتباط با دانش آموزان است. معلمان می بایست با آگاهی از این مهارت ها در جهت بهبود فرآیند تدریس و کلاس داری خود و بهبود رابطه با دانش آموزان تلاش کنند. در این نوشتار به نکاتی که در کلاس درس حایز اهمیت هستند اشاره می کنیم.

30 نکته درباره تدریس در کلاس درس

 

 انعطاف پذیر باشید. قدری خلاقیت و خودجوشی در طرح درس خود بگنجانید تا از لحظه های قابل تدریس بیشترین بهره را ببرید.


 شتابی برای حرکت خودتان معین کنید. باید هم زمان ضمن آن که از سریع ترین دانش آموز خود جلو ترید در کنار کندترین آن ها نیز باشید.


 دانش آموزان جدید خود را با دادن "بسته بچه جدید" با آغازی خوش روبه رو کنید. این بسته یادگیری برانگیزاننده می تواند شامل نقشه مدرسه، جدول فعالیت های روزانه (برنامه هفتگی) عکس کلاس فهرست اسامی هم کلاسی ها و یا ژتون مجانی خرید از بوفه مدرسه باشد.

به دانش آموزان خود یادآوری کنید که منظم بشوند و منظم بمانند. منظم بودن یکی از مهارت های بقا در زندگی است. استفاده از دفترچه یادآوری درس ها راه خوبی برای شروع این کار است.


 

کلیشه های جنسیتی را در هم شکنید. دانشمندان و ریاضی دانان زن را به مثابه الگوی رفتاری معرفی کنید. به دانش آموزان دختر کمک کنید مراحل ترقی را در مدرسه پشت سر گذارند و از سقف شیشه ای تعیین شده بگذرند.

اغلب در فعالیت ها تنوع ایجاد کنید. شاید خودتان شیفته درس دادن تان باشید و دوست داشته باشید یک ساعت یا بیشتر گوش کنید. ولی دانش آموزان دوست ندارند. آنها به آگهی های تجاری بین فیلم ها عادت کرده اند با این عادت کنار بیایید.

 

کلاسی ایجاد کنید که همه در آن برنده باشند و هر دانش آموز در آن واحد احساس برنده بودن بکند. فقط با تمرکز بر تک تک یادگیرندگان است که می توانید به کل کلاس درس بدهید.

درکلاس درس جایی برای سرگرمی و تفریح باز بگذارید. یادگیری مهم است اما لازم نیست همیشه جدی باشد. اگر آموزش با تفریح توام نباشد بچه ها از آن متنفر خواهند بود.

مطالعه گروهی در کلاس و یا بیرون از آن را تشویق کنید. وقتی دانش آموزان برای یادگیری دور هم جمع می شوند ندانستن هیچ جایی نخواهد داشت و آنها همدیگر را تکمیل خواهند کرد.

 

از ارزشیابی های کلاسی خود برای هدایت دانش آموزان و روند آموزش خود در کلاس درس استفاده کنید. بگذارید نتایج آزمون ها به شما کمک کند که بهتر به یاری بچه ها بشتابید. برگزاری آزمون ها به همین منظور است. نه برای مجازات کردن و سرافکنده ساختن دانش آموزان.

 

نگذارید فقط یک کتاب درسی واحد برنامه درسی شما را تشکیل دهد. به دانش آموزان بیاموزید; آموزش مبتنی بر منابع یادگیری متعدد را مد نظر داشته باشند و از انواع مطالب و منابع استفاده کنند تا تجربه های یادگیری آن ها استوار و همه جانبه باشد. یادگیری نباید تک بعدی باشد.


 

نمرات را بیهوده بالا نبرید. دانش آموزان به بازخورد صادقانه نیاز دارند نه گزافه گویی. بچه ها می توانند واقعیت ها را قبول کنند اما نمی توانند دروغ را از بزرگسالانی که به آنها اعتماد دارند بپذیرند.

متناسب با سبک های یادگیری گوناگون دانش آموزان تدریس کنید. دانش آموزان همگی به یک شکل یاد نمی گیرند. هرقدر که بیشتر فنون آموزشی را تلفیق و یا با هم به کار ببرید احتمال کمک کردن شما به همه دانش آموزان برای موفقیت بیشتر است.

اوقات مرده کلاس را به حداقل برسانید. سعی کنید هر دقیقه و هر لحظه فعالیت های یادگیری با ارزشی در کلاس جریان داشته باشد. وقتی دانش آموزان از آن بیم داشته باشند که چیز مهمی را از دست بدهند بهتر و دقیق تر توجه خواهند کرد.

از بچه ها بخواهید کتاب مبادله کنند. این راهی است برای استفاده بهینه از بودجه و در عین حال بالا بردن استفاده از کتاب است.

یاد بگیرید که آموزش خود را در قطعات مفید و مختصر ارابه دهید. این چیزی است که بچه های امروزی به آن عادت کرده اند.

 

اجازه دهید دانش آموزان برای پاسخ به سوالات فرصت کافی داشته باشند. اگر کسی به سرعت برای پاسخ دادن داوطلب نشد برای پر کردن فضای خالی شتاب نکنید. اندکی سکوت فشار ظریفی بر دانش آموزان وارد می کند تا دانسته های خود را مرور کنند و مجددا برای پاسخ دادن پیش قدم و با کلاس همراه شوند.

در برنامه ریزی خود درس های سخت را زمانی ارائه دهید که دانش آموزان انرژی زیادی دارند و در بهترین حالت هستند. حتی به همین علت است که برخی مدرسه ها ساعت آغاز کار مدرسه را برای دانش آموزان دوره های بالاتر به تعویق می اندازند تا آنها از بهره وری بالایی در یادگیری بهره مند شوند.

 

هر از چندگاهی به دانش آموزان اجازه بدهید که به یکدیگر نمره بدهند. بگذارید هرکس کارنامه ای در مورد فعالیت های خودش تهیه کند و بخش های گوناگون آن را با شما مرور کند. در مورد هر بخشی که با آن موافق نیستند بحث کنید.

همیشه کلاس را سروقت شروع کنید و به موقع به پایان رسانید. وقت شناسی خود یک درس است. به علاوه این شغل شماست.

در دسترس باشید. نشستن پشت میز حالت مناسبی نیست. سرپا بایستید. از پشت میز خارج شوید و با دانش آموزان کلاس در آمیزید.

همیشه فقط دانش آموزانی را که دست خود را بالا می آورند را فرانخوانید. این کار باعث می شود بچه های دیگر به حال خود رها شوند.

 

از پرسش های چند گزینه ای و سوال هایی که دانش آموزان پاسخ صحیح آن ها را صرفا با یک علامت ساده مشخص می کنند کم تر استفاده کنید. این گونه پرسش ها نمی تواند مهارت های متنوع و فراوانی را در دانش آموزان تقویت کند.

هر از چندگاهی به دانش آموزان خود استراحت بدهید. طوری که در برخی مواقع آخر هفته ها تکلیف نداشته باشند.

همیشه چند چیستان و معما برای دانش آموزانی که همیشه زودتر از سایرین کار خود را تمام می کنند آماده داشته باشید. وقتی دانش آموزان آماده دریافت مطالب بیشتری هستند باید بتوانیم نیاز آنان را برطرف سازیم.

 

فرق بین درس دادن و موعظه کردن را بدانید.

از دانش آموزان در جمع تعریف کنید و دور از چشم دیگران از آن ها انتقاد کنید. هرگز دانش آموزی را در جمع تحقیر نکنید.

وقتی مجبور هستید که نمره پایین تر از قبولی به دانش آموزان بدهید حتما این نکته را برای آنها روشن کنید که از کار آن ها رضایت ندارید نه از خود آن ها.


 برای ورقه های امتحانی و کارهای بیرون از کلاس دانش آموزان از برچسب های تشویقی و انگیزشی استفاده کنید. علایم به این معنی هستند که از کار تو خوشم آمده یا کار تو خوب بوده است.

دقت کنید تمرین های ساده ای را که معمولا دانش آموزان ضعیف به آن ها نیاز دارند همیشه برای دانش آموزان قوی در نظر گرفته نشوند.

خوش خطی در دانش آموزان

خوش خطی در دانش آموزان

برای بررسی مشکل بدخطی دانش آموزان مطالب زیادی نوشته شده است. برای بررسی خوش خطی یا بد خطی در دانش آموزان ابتدا باید علل بد خطی رو بررسی کرد تا بتوان برای آن راه کارهایی را ارائه داد، به همین دلیل ابتدا علل بدخطی در دانش آموزان رو آوردم:

علل بدخط ی دانش آموزان :

1- توجه نكردن دانش آموزان به خط زمینه دفتر و تخته كلاس.

2-  اضطراب و نگرانی دانش آموزان هنگام نوشتن.

3-  نداشتن اعتماد به نفس هنگام نوشتن.

4- نداشتن آ مادگی جسمانی، روانی، روحی.

5-  وجود اختلالات یادگیری در دانش آموزان.

6-  نداشتن هدف و انگیزه برای زیبانویسی.

7-  مواجه شدن دانش آموزان با حجم زیاد تكالیف.

8- تندنویسی تكالیف.

9-  استفاده از خودكار، روان نویس و وسایل مشابه آن.

10-  بی توجهی به هنر.

11-  فشردگی برنامه كلاسی در یك نیمروز و فشار بر دانش آموزان به سبب دو یا چند نوبتی بودن مدرسه.

12-  استفاده از ابزار نامناسب از جمله مداد كوتاه و كاغذ بدون خط به خصوص در پایه های اولیه ابتدایی.

13-  بی دقتی هنگام نوشتن و رعایت نكردن هم شكلی، هم اندازه و هم فاصله بودن واژگان.

14-  بی دقتی برای تمیز و مرتب نوشتن.

15- تراكم بیش از حد شاگردان در كلاس و نداشتن فضای مناسب و كافی برای نوشتن.

16- دادن تكالیف نامناسب و بدون تناسب با توانایی كودكان.

17- بی اعتنایی برخی معلمان ابتدایی به استفاده از خط نستعلیق و  آموزش آن.

18-  واكنش های منفی و نامناسب بعضی معلمان در برخورد با نوشته های دانش آموزان.

19- جدی نگرفتن یادگیری خط از طرف خانواده و مدرسه و نبود مراقبت های لازم.

20- نبود انگیزه، حوصله و دانش لازم نزد برخی معلمان ابتدایی برای آموزش خط به دانش آموزان.

21-  بدخطی بعضی از والدین، سرمشق نامناسبی برای كودكان است.

22-  دادن سرمشق هایی با رسم الخط نامناسب به دانش آموزان.

23- ندانستن روش و راهكارهای، خوشنویسی و اجرا نكردن تمرین های لازم.

24-  قرار دادن چپ دست و راست دست در كنار هم هنگام نوشتن.

25-  بی توجهی به زیبایی هنری خط كه باعث تقویت روح لطیف در كودكان می شود.

نکاتی در مورد انتخاب متن هراملا

نکاتی در مورد انتخاب متن هراملا

نکاتی که معلم هنگام انتخاب متن هراملا باید توجه داشته باشد:

- متن موردنظر حاوی جمله باشد و از انتخاب کلمه به تنهایی خودداری شود.
- کلمات سازنده جملات متن ازحروفی تشکیل شده باشند که قبلا ً تدریس شده اند.
- کلمات خارج از متن کتاب های درسی، ازبیست درصد کل کلمات بیشتر نباشد.
- علاوه برجملات موجود در کتاب های درسی، با استفاده از کلمات خوانده شده، جملات دیگری هم درنظر گرفته می شوند .
- در هر جلسه از کلماتی که در جلسات قبلی برای دانش آموزان مشکل بوده اند نیز استفاده شود تا بتوان درجه پیشرفت شاگردان را اندازه گیری کرد.

گام اول، معلم یک بار با صدایی بلند و لحنی شمرده متن اولیه را از روی تابلو می خواند و از دانش آموزان می خواهد بادقت به چگونگی تلفظ او گوش کنند. لازم است دقت شود که شاگردان به نوشتن و یادداشت کلمات بر روی کاغذ یا میز اقدام نکرده، فقط ضمن گوش دادن، کلمات سازنده جملات متن را با حرکات چشم از روی تابلو تعقیب کنند.

گام دوم، قرائت املا توسط معلم و نوشتن آن توسط دانش آموزان. معلم متن املا را از روی تابلو پاک کرده، پس از آماده شدن دانش آموزان، آن را با صدایی بلند و لحنی شمرده و حداکثرتا دوبار قرائت می کند. البته هنگام قرائت متن املا از خواندن کلمه به کلمه خود داری کرده، متن را به صورت گروه های اسمی و فعلی یا جمله کامل قرائت می کند تا دانش آموزان با بافت جمله ومعنای آن آشنا شوند.
در پایان یک باردیگر متن املا را باسرعت مناسب تکرار می کند تا کند نویسان هم اشکالات خود را برطرف نمایند.

گام سوم، تصحیح گروهی املاها وتهیه فهرست خطاهای املایی. معلم پس از جمع آوری املاها آنها را با استفاده از رهنمود زیر تصحیح و خطاهای املایی کلاس را جمع بندی می کند.

این گام با مشارکت کامل دانش آموزان انجام می شود و معلم بدون اشاره به نام آنها، تک تک املاها را بررسی و مشکلات را استخراج می کند. به این ترتیب که معلم املای اولین دانش آموز را در دست می گیرد و به کمک یک دانش آموز کلمات یاد شده را رونویسی می کند. سپس دومین املاء، سومین و... را در دست می گیرد و به کمک همان دانش آموز یا دانش آموز دیگری، صورت صحیح غلط های املایی را روی تابلو ثبت می کند. البته هرجا که غلط ها تکراری بودند جلو اولین مورد آن یک علامت (مثلا ً *) می زند. درپایان با شمردن غلط ها، اشکالات املایی دانش آموزان را اولویت بندی می کند.

گام چهارم، تمرینات متنوع با توجه به اولویت بندی اشکالات املایی استخراج شده، دراین گام، معلم با توجه به مهمترین و پر تعدادترین اشکالات املایی دانش آموزان با به کارگیری انواع تمریناتِ حرف نویسی و کلمه نویسی (که قبلا ً از آنها یاد شد ) و همچنین کلمه سازی و جمله سازی به تقویت توان نوشتاری دانش آموزان می پردازد.

اصول مهم کلاسداری

دخالت دادن روان‌شناسی رشد و یادگیری در آموزش

اصول مهم کلاسداری

 چگونه بپرسیم

بهتر است برای پاسخ دادن،به دانش‌آموزان فرصت کافی بدهید.تحقیقات نشان می‌دهند که «سه‏ ثانیه» بهترین زمانی است که می‌توان برای پاسخ به یک سؤال درنظر گرفت. اگر کودکی سریعا گفت: «نمی‏دانم» به او فرصت بیش‌تری برای فکر کردن بدهید. به‌علاوه، می‌توانید بعد از منتظر شدن، به او سرنخ بدهید.برای مثال صداهای آغازین کلمه موردنظر یا چند کلمه از پاسخ را به‌عنوان تشویق به او بگویید. درضمن، قبل از این‌که سؤالات بعدی را بپرسید،برای پاسخ به سؤال طرح شده،کمی صبر کنید. اگر کودک پس از تکرار ساده و کلمه به کلمه سؤال،باز هم نتوانست پاسخ دهد، جمله‌بندی سؤال را تغییر دهید.

دخالت دادن روان‌شناسی رشد و یادگیری در آموزش

یافته‌های علم روان‌شناسی رشد و یادگیری،حاوی پیام‌ها و رهنمودهایی هستند که می‌توان آن‌ها را در آموزش هر موضوع درسی مورد استفاده قرار داد؛ زیرا روان‌شناسی رشد و یادگیری، رابطه  «هدف‏های تربیتی» و «سن مناسب‏ کودک» را برای نیل به این هدف‌ها معین می‌کند،قابل حصول بودن هدف‌ها رت ئر نظر می‌گیرد، شرایطی را که برای یادگیری لازم است معنی می‌کند،زمان لازم را برای رسیدن به هدف یا هدف‌ها درنظر می‌گیرد و توجه معلمان را به تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان و پیروی از این اصل که «هر کودکی می‏تواند یاد بگیرد» جلب می‌کند.

فعال‌سازی دانش‌آموزان

در روش‌های سنتی،رویه  معلم آن است که قواعد و اصول را حاضر و آماده به دانش‌آموزان تحویل دهد و دانش‌آموزان هیچ‌گونه نقش و فعالیتی در کشف این اصول و قواعد ندارند.اما معلم می‌تواند با رویکرد فعال‌سازی، دانش‌آموزان را به فعالیت و مشاهده وادار تا دست به تجربه بزنند و به اکتشاف ترغیب شوند.

پیوند دادن درس با زندگی

از ویژگی‌های آموزش‌هایی که با زندگی و محیط پیرامون پیوند ندارند، یکی ااین استک شوق‌انگیز نیستند و دانش‌آموزان دلیل و انگیزه‌ای برای آموختن مواد این‌گونه آموزش‌ها احساس و مشاهده نمی‌کنند،اما اگز زمینه‌ای فراهم شود که دانش‌آموزان آثار و کاربرد آموخته‌های خود را در زندگی و محیط اطراف خود مشاهده کنند،یادگیری برای آن‌ها معنی‌دار می‌شود.

ارتباط دادن موضوعات درسی به یکدیگر

در روش‌های سنتی،به‌طور معمول یک موضوع درسی به تنهایی و بی‌ارتباط با سایر موضوع‌ها آموزش داده می‌شود. ریاضیات،علوم،ادبیات و سایر دروس،مرزو و جه مشترکی با یکدگیر ندارند.در این نوع آموزش‌ها هدف‌ها و مهارت‌هایی را که می‌توانند به‌طور مشترک دنبال و تقویت شوند،مدنظر قرار نمی‌دهند.اما رویکرد ارتباط دادن موضوعات درسی به یکدیگر،بین یک موضوع درسی مثل ریاضیات،با موضوعات دیگر مثل ادبیات و جغرافیا پیوند متقابل برقرار کند.

استفاده از بازی‌ها و سرگرمی‌های آموزشی

نهضت آموزش و پرورش پیشرو در اروپا و آمریکا در نیمه  اول قرن بیستم پا گرفت،نقش بازی و سرگرمی‌های آموزشی را در آموزش به خوبی نشان داد. در این میان،کوشش‌های خانم ماریا مونته سوری در استفاده از بازی در امور آموزشی و پرورشی شهرت جهانی دارد. معلمان می‌توانند به اقتضای موضوع درسی،پایه و دوره  تحصیلی،از انواع بازی‌ها و سرگرمی‌های آموزشی استفاده کنند.

رویکرد جالب همکاری والدین

والدین همواره نگران پیشرفت تحصیلی و رشد تربیتی فرزندان خود هستند و به‌طور بالقوه انگیزه و آمادگی کافی برای همکاری‌های مؤثر و مفید با معلمان و مدرسه‌ها را دارند.بنابراین معلمان می‌توانند با برقراری ارتباط صمیمانه با والدین،همکاری آنان را در این زمینه جلب می‌کنند.

ارزشیابی مستمر از دانش‌آموزان

امتحان یا ارزشیابی یکی از عناصر مهم فرایند آموزش و پرورش است که اطلاعات اساسی را برای تعیین سطح کارایی و بهبود شرایط آموزشی فراهم می‌سازد.برای این‌که اطلاعات به دست آمده مفید واقع شوند،وسایل آموزشی، روش‌ها،هدف‌های آموزشی و ویژگی‌های دانش‌آموزان رابطه  مستقیم داشته‌باشند.

 

راه هایی برای افزایش انگیزه یادگیری در دانش آموزان

 

تکنیک های تدریس برای افزایش انگیزه دانش آموزان

تحقیقات علمی راه های زیادی را برای افزایش انگیزه یادگیری در دانش آموزان پیش روی ما می گذارد تقریبا هیچ یک از این راه ها نیازمند صرف پول و هزینه زیادی نیست و تقریبا هر معلم باهوش و علاقمندی در اثر تجربه می تواند بر موفقیت این روشها صحه بگذارد.

1. چالشی در حد توان دانش آموزان تعریف کنید: همه ما زمانی بیشترین انگیزه را برای یادگیری در وجود خود احساس می کنیم که چالش پیش روی ما نه آنقدر ساده باشد که تبدیل به فعالیتی خسته کننده شود و نه آنقدر دشوار که از انجام آن ناامید و مایوس شویم. طراحی تکالیفی که دانش آموزان را به فعالیت تشویق کند باید همواره در مرز باریک بین درجات دشواری متناسب حرکت کند. به طوری که هم آموخته های دانش آموزان را به چالش بگیرد و هم موفقیت در آن امکان پذیر باشد.

2. با سوال آغاز کنید نه با جواب: صرف حفظ کردن اطلاعات خسته کننده است. به جای اینکه درس را با دادن اطلاعات آغاز کنید، یک سوال خلاقانه و چالش انگیز بپرسید و به دانش آموزان در یافتن پاسخ آن کمک کنید وقتی ذهن دانش آموزان درگیر یک سوال خوب باشد، یادگیری برای آنها لذت بخش و ارزشمند می شود.

3. بگذارید دانش آموزان رکورد خودشان را بشکنند: اگر می خواهدی دانش آموزان حتی از انجام یک فعالیت ساده و تکراری همچون حفظ جدول ضرب یا از بر کردن نام افراد و تاریخ وقایع لذت ببرند، این کارهای ساده و پیش پا افتاده رو تبدیل به یک فعالیت مهیج کنید. چگونه؟ دانش آموزان را تشویق کنید با خود مسابقه بدهند و هر بار رکورد خود را در سرعت، دقت یا خلاقیت بزنند. به این شکل نه تنها یک فعالیت خسته کننده را جذاب می کنید که حتی دانش آموزان را به پیشرفت بیشتر تشویق می نمایید.

4. مسائل انتزاعی را به موقعیت های عینی پیوند بزنید: استفاده از روش مطالعه موردی که معمولا در رشته هایی همچون بازرگانی، پزشکی و حقوق کاربرد زیادی دارد، می تواند دانش آموزان را با یک موقعیت عینی و واقعی رو به رو کند و در عمل روش حل مسئله را بیاموزد. سناریوهایی از موقعیت های واقعی می تواند به دانش آموزان کاربرد آموخته هایشان را در حل مسائل روزمره و واقعی آموزش دهد.

5. کار گروهی را تشویق کنید: یادگیری مستقل و انفرادی هر چقدر هم جذاب و عمیق باشد نمی تواند لذت به اشتراک گذاشتن فکر و آموخته ها را با دیگران کمرنگ کند. سعی کنید فعالیت های کلاس را به چند قسمت تقسیم کنید و دست کم بخشی از این فعالیت ها را در قالب کارهای گروهی در گروه های دو تا چند نفری تعریف کنید. کار گروهی به دانش آموزان فرصت آموختن از بکدیگر، شریک شدن نگرانی ها و آموخته هایشان را می دهد. حتی اگر این کار گروهی به سادگی تکرار یک مبحث درسی به زبان خود برای هم گروهی باشد، می تواند هم شور و شوقی به جو کلاس بدهد و هم یادگیری را عمیق و ماندگارتر کند.

6. عمیق شوید: به دانش آموزان بیاموزید هر مبحثی بالقوه می تواند بی نهایت جذاب باشد اگر وقت و انرژی کافی برای عمیق شدن در آن بگذارید. وقتی یادگیری سطحی از مبحث درسی حاصل شد دانش آموزان را کمک کنید که در موضوع درسی عمیق شوند و رابطه درس را با سایر مباحث مرتبط کشف کنند به طوریکه متوجه شوند یک مسئله به چه زنجیره بزرگی از مسائل مرتبط است و برای آموختن عمیق یک مطلب نیاز به کنجکاوی و یاد گرفتن مباحث بیشتر و بیشتری هست.

 

چگونه برای دروس خود، اهداف آموزشی بنویسیم؟

 

تعیین اهداف آموزشی در طرح درس

یکی از مهم ترین قدم ها در مسیر طراحی درس، تعیین اهداف آموزشی است. تعیین اهداف آموزشی نه تنها به اساتید کمک می کند، دقیقا برنامه درسی خود را تعیین کنند و فعالیت های آموزشی را بر اساس اهداف درس تنظیم نمایند بلکه به دانشجویان نیز کمک می کند، انتظارات استاد را شناخته و برنامه تحصیلی خود را بر اساس اهداف درس مشخص کنند. 

چرا تعیین اهداف آموزشی مهم است؟

 کمک به طراحی درس: طراحی هر درسی بعد از تعیین موضوع، با تعیین اهداف آموزشی دنبال می شود. اهداف هر درس به استاد کمک می کند که دقیقا تعیین کند از ارائه درس چه هدفی را دنبال می کند و دانشجویان پس از پایان دوره به چه قابلیت هایی باید دست پیدا کرده باشند.

کمک به ارزشیابی دانشجویان: ارزشیابی درسی که به درستی طراحی شده باشد و اهداف آموزشی مشخصی دارد، نه تنها دشوار و چالش انگیز نیست بلکه ارزشیابی و امتحان، هم برای استاد و هم برای دانشجو قابل پیش بینی و برنامه ریزی است. در دروسی که اهداف آموزشی مشخصی ندارند، معمولا دانشجویان نمی دانند چطور باید آن را مطالعه کنند و چه مواردی را یاد بگیرند. از طرف دیگر اساتید نیز نمی دانند کدام بخش های درس از اهمیت بیشتری برخوردار است و تاکید و تمرکز بر یادگیری در کدام قسمت های درس باید صورت گیرد. اما درسی که اهداف آموزشی مشخص و از پیش تعیین شده ای دارد، هم به اساتید و هم به دانشجویان درک اولیه ای از مفاد امتحانی و نحوه ارزشیابی درس ارائه می کند.

تسهیل یادگیری: وقتی اهداف آموزشی دروس مشخص نیست معمولا دانشجویان نمی دانند چه مواردی را یاد بگیرند و چگونه یادگیری خود را در عرصه عمل به کار گیرند. استاد با تعیین اهداف آموزشی به دانشجویان کمک می کند یادگیری خود را از طریق فعالیت ها و جلوه های رفتاری مشخصی بروز دهند از این طریق نه تنها قابلیت سنجش و پیگیری یادگیری دانشجویان تسهیل می شود بلکه دانشجویان نیز می آموزند که دانش، بینش و مهارتی که کسب کرده اند را در قالب رفتارهای قابل سنجش و ارزیابی نشان دهند و در عمل به کار گیرند.

اهداف کلی و اهداف جزئی

کارشناسان حوزه آموزش اعتقاد دارند اهداف آموزشی به دو گروه اهداف کلی و اهداف رفتاری تقسیم می شوند. اهداف کلی، اهداف نهایی درس هستند یعنی اهدافی که طراح درس علاقمند است دانشجویان پس از گذراندن درس، قابلیت انجام و تحقق آنها را داشته باشند. در واقع اهداف کلی، توشه ای است که دانشجو از گذراندن یک درس با خود خواهد برد و در زندگی استفاده خواهد کرد. اهداف رفتاری، اهداف جزئی تری هستند که در جهت نیل به اهداف کلی تعیین می شوند. به عبارت دیگر اهداف رفتاری، مراحل رسیدن به اهداف کلی را بازگو می کنند. برای مثال اگر هدف کلی یک درس، ایجاد قابلیت تفکر انتقادی باشد، اهداف رفتاری درس می تواند شامل مطالعه متون مختلف، سنجش اعتبار نویسنده، بررسی اعتبار منابع و یا مباحثه در کلاس درس باشد. بنابراین اهداف رفتاری یا جزئی، بیشتر متضمن فعالیت های آموزشی درس در جهت نیل به اهداف کلی هستند.

مثال: 

هدف کلی: 

دانشجو پس از پایان درس باید قادر باشد، یک موقعیت اخلاقی را در مناسبات اجتماعی تحلیل کند.

اهداف جزئی: 

-    دانشجو یک داستان در مورد چالش اخلاقی را می خواند.

-    دانشجو در گروه خود در مورد داستان بحث می کند.

-    دانشجو نظر خود را در قالب یک مقاله می نویسد.

چگونه اهداف آموزشی بنویسیم؟

اهداف آموزشی باید در قالب جملات روشن با افعال ساده و فعال نوشته شوند. باید حتی المقدور از افعال کلی و غیر قابل اندازه گیری مانند "آموختن"، "دانستن"، "فهمیدن" و غیره اجتناب کرد و افعال قابل مشاهده و ارزیابی را جایگزین کرد مانند "فهرست کردن"، "نام بردن"، "درست کردن"، "اندازه گیری کردن"، "محاسبه کردن" و غیره.

مثال:

هدف کلی: 

دانشجو پس از گذراندن درس باید قابلیت تطبیق نظریه تکامل را در موقعیت های جدید کسب کند.

اهداف جزئی:

-    دانشجو باید بتواند نظریه تکامل را توضیح دهد.

-    دانشجو باید بتواند نظریه تکامل را در قالب چند مثال توصیف کند.

-    دانشجو باید بتواند مصادیق تائید نظریه تکامل را در طبیعت پیدا کند.

عوامل موثر بر تعیین اهداف آموزشی

دانش پیشین دانشجویان: یکی از عواملی که بر تعیین اهداف آموزشی درس، موثر است میزان اطلاعات پیشین دانشجویان در زمینه درس است. اگر برای مثال شما درس فیزیک 2 را تدریس می کنید واضح است که میزان تسلط دانشجویان به مباحث فیزیک 1 باید مد نظر قرار گیرد. اما در صورتی که درسی که ارائه می کنید مستقیما، به پیش نیاز خاصی وابسته نیست، در این صورت باید اطلاعات پیشین دانشجو را در زمینه مورد تدریس از طرق دیگری بسنجید. برای مثال با یک امتحان ساده در جلسه اول یا با برگزاری یک جلسه پرسش و پاسخ در آغاز ترم می توانید میزان اطلاعات پیشین دانشجویان را تخمین بزنید. در صورتی که متوجه شدید دانشجویان اطلاعات زمینه ای کافی ندارند از جمله اهداف آموزشی درس شما باید یادآوری مباحث دروس قبل و پیش نیازها باشد.

زمان: زمانی که برای تدریس در نظر دارید نقش مهمی بر تعیین اهداف آموزشی درس دارد اگر شما مشغول طراحی درسی هستید که قرار است یک ترم تحصیلی مثلا برابر با 14 الی 18 هفته تدریس شود، اهداف آموزشی بلند مدتی تعریف خواهید کرد اما در صورتی که جلسات کوتاهی دارید و یا یک جلسه کارگاه آموزشی، بنابراین باید اهداف درس را منطبق با زمانی که در دسترس دارید تعیین نمائید.

مباحث مهم درس:  هر درس لاجرم از موضوعات مختلفی تشکیل شده است و اصولا ماهیت علم چنین است که بسیار وسیع و دامنه دار است از این رو باید دقت کنید در تعیین اهداف آموزشی روی مباحث مهم و کلیدی تاکید کنید. دقیقا قابلیت هایی را در نظر بگیرید که در زمینه درس، مهم تر از بقیه هستند یا برای زندگی، کار یا تحصیل دانشجویان بیشترین تاثیر را دارند. اهداف آموزشی را بر اساس موضوعات مهم تعریف کنید و از حواشی دیگر صرف نظر کنید.

تعیین اهداف آموزشی بر مبنای طبقه بندی شناختی بلوم 

یکی از فراگیرترین روش ها برای تعیین اهداف درس، منطبق کردن اهداف بر اساس طبقه بندی شناختی بلوم است. به باور بلوم، یادگیری مراحل مختلفی دارد که به صورت پلکانی عمق یادگیری را بیشتر کرده و به فراگیری ماندگار می انجامند. طبقه بندی بلوم شش سطح دارد (حافظه، فهمیدن، کاربرد، تجزیه و تحلیل، ترکیب و ارزیابی)  البته این نظریه در سال های اخیر توسط تعدادی از روان شناسان تربیتی مورد بازنگری قرار گرفته و نسخه به روز شده ای از طبقه بندی شناختی بلوم امروزه عرضه شده که بیشتر مورد توجه روان شناسان آموزشی قرار دارد. در این طبقه بندی، تفکر به دو سطح پائین و بالا تقسیم شده است. در تفکر سطح پائین، ذهن انسان درگیری اندکی با اطلاعات کسب شده دارد و یادگیری بیشتر در سطح حافظه باقی می ماند. در سطح تفکر پائین مراحل یادگیری به "به خاطر سپردن" و "فهمیدن" محدود هستند. جالب است بدانیم که بسیاری از منتقدین نظام آموزشی بر این باورند که بسیاری از دروس ما چه در سطح ابتدایی و چه دانشگاهی، بر اساس سطح تفکر پائین طراحی شده اند و تکیه بیش از حد بر محفوظات و به خاطر سپردن بدون درگیر شدن ذهن با موضوع، مشکل بسیاری از دروس است.

در تفکر سطح بالا، چهار مرحله وجود دارد "کاربرد"، "تجزیه و تحلیل"، "نقد و ارزیابی" و "آفرینش". در طراحی دروس به مدرسان پیشنهاد می شود که هر چه بیشتر دانشجویان را با مراحل سطح بالای تفکر درگیر کنند به این وسیله که اهداف آموزشی را از صرفا اتکا به حافظه به سمت فعالیت های درگیر کننده ذهن با موضوع از قبیل کاربرد در عمل، تجزیه و تحلیل، نقد و ارزیابی و خلق و آفرینش یک اثر جدید پیش ببرند. در این صورت یادگیری از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلند مدت منتقل شده و یادگیری ماندگار و بلندمدتی در ذهن دانشجو ایجاد می شود.

چند مثال

اهداف آموزشی بر اساس طبقه بندی یادگیری بلوم (نسخه بازنگری شده)

(مرحله 1:به خاطر سپردن): دانشجو باید بتواند اسامی عناصر جدول مندلیف را به خاطر سپارد.

(مرحله 2: فهمیدن): دانشجو باید بتواند قانون جاذبه را به زبان خود توضیح دهد.

(مرحله 3: کاربرد): دانشجو باید بتواند یک برنامه به زبان پاسکال بنویسید.

(مرحله 4: تجزیه و تحلیل): دانشجو باید بتواند عوامل شکست آلمان در جنگ جهانی اول را تحلیل کند.

(مرحله 5: نقد و ارزیابی): دانشجو باید بتواند نظریه تکامل داروین را نقد کند.

(مرحله 6: خلق و آفرینش): دانشجو باید بتواند یک قطعه موسیقی بدیع بسازد.

نقش تعامل مثبت معلم با دانش آموزان در موفقیت تحصیلی

رفتار مثبت و سازنده معلم به مراتب نقش مهمم تری در موفقیت تحصیلی دانش آموزان ایفا می کند و حتی بیش از امکانات آموزشی و کمک درسی و حتی اندازه کلاس و تعداد شاگردان روی یادگیری دانش آموزان موثر است.

نقش تعامل مثبت معلم با دانش آموزان در موفقیت تحصیلی

لازم نیست محقق با کارشناس و روان شناس باشیم، کافی است نگاهی به دوران کودکی خودمان بیفکنیم، خاطرات دوران دانش آموزی خودمان را مرور کنیم تا به خوبی درک کنیم هر جایی که خاطره ای خوش از حضور معلم و استاد سر کلاس داشته ایم، احساسی شیرین و دلپذیر از نگاهی مهربان و صدایی آرام و باوقار در پس آن وجود دارد. معلم های دلسوز و مهربانی که با نهایت عشق و علاقه و اشتیاق ما را پای میز و نیمکت نشانده و درسی از عشق به ما آموخته اند حال می خواهد این درس فارسی و علوم بوده باشد خواه فیزیک و حسابان.

بدون شک محبت و همدلی معلم ها تنها روی احساس تعلق و علاقه متقابل دانش آموزان موثر نیست بلکه تحقیقات نشان می دهد احساس مثبت و خوشرویی معلم تاثیر مستقیمی بر موفقیت تحصیلی دانش آموزان نیز دارد. پژوهش های گسترده ای در این زمنیه انجام شده و هر یک از آنها بعدی از ابعاد این همدلی و اشتیاق را در کلام و رفتار معلم ها نشان می دهد از جمله این بررسی ها (2015) در دانشگاه های کشور فنلاند نشان می دهد رفتار مثبت و سازنده معلم به مراتب نقش مهمم تری در موفقیت تحصیلی دانش آموزان ایفا می کند و حتی بیش از امکانات آموزشی و کمک درسی و حتی اندازه کلاس و تعداد شاگردان روی یادگیری دانش آموزان موثر است.

این نتایج به خوبی بیان می کند که تاثیر منش و روش معلم ها بر ذهن و قلب دانش آموزان تا چه میزان مهم و حیاتی است و حتی می تواند برایمان روشن کند که چرا حتی در خاطرات دورمان، می توانیم نمونه هایی را پیدا کنیم که علیرغم کمبود امکانات آموزشی یا زندگی در نقطه ای محروم، در درس ها موفق بوده ایم و یا بالعکس با وجود برخورداری از امکانات تحصیلی مناسب، یادگیری و موفقیت لازم را به دست نیاورده ایم.

همچنین نتایج این مجموعه از پژوهش ها نشان می دهد به خصوص نقش معلم در برخورد مثبت و سازنده با دانش آموزان پایه های اول تا سوم ابتدایی در شکل گیری اعتماد به نفس، باور به توانایی و حتی تعیین اهداف زندگی در کودکان موثر است. به عبارت دیگر تعامل مثبت با معلم در سالهای اول دبستان بیش از هر عامل دیگری بر موفقیت تحصیلی دانش آموزان موثر است. حتی نتایج این تحقیق پا را فراتر می گذارد و مدعی می شود که اثر رابطه مثبت با معلم حتی در برخورد با بدرفتاری همکلاسی ها نیز موثر است و دانش آموزانی که از ارتباط بهتر و نزدیک تری با معلم برخوردار هستند بهتر می توانند با فشار روحی ناشی از بدرفتاری سایر همکلاسی ها یا حتی انزوا و تنهایی بین همسالان خود کنار بیایند.

سوالی که باقی می ماند این است که آیا نقش معلم در مقاطع تحصیلی بالاتر نیز به اندازه سالهای اول دوره دبستان مهم است؟ یعنی زمانی که عوامل دیگری همچون پیچیدگی دروس، روابط با همسالان و سایر عوامل دیگر نقش مهم تر و بارزتری را در میزان یادگیری و موفقیت تحصیلی دانش آموزان ایفا می کند؟ اما نتایج این پژوهش  ها نشان می دهد که حتی در مقاطع هفتم تا نهم تحصیل یعنی در دوران اول دبیرستان نیز اثر رفتار و تعامل مثبت معلم ها بر روی دانش آموزان همچنان مهم و پایدار است و با وجود تمام عوامل موثر دیگر، همچنان معلم ها نقش اصلی را در میزان علاقه دانش آموزان به تحصیل و مدرسه بر عهده دارند.

محققان نتیجه می گیرند یکی از مهم ترین عواملی که نظام آموزشی فنلاند در برنامه ارزیابی تحصیلی دانش آموزان (آزمون پیزا) در صدر جهان قرار دارد همین روابط مثبت و خوب بین معلم و دانش آموزان است زیرا دانش آموزان همیشه احساس می کنند در کلاس مورد پذیرش هستند و معلم ها با رویی گشاده با آنها رو به رو می شوند، احساس همدلی و درک متقابل بین معلم و دانش آموز در سطحی بالا قرار دارد و این نه تنها عاملی در موفقیت تحصیلی دانش آموزان است بلکه حتی میزان مشارکت اجتماعی دانش آموزان در فعالیت های فوق برنامه مدرسه، کارهای گروهی و حتی رابطه با همسالان را نیز بهبود می بخشد.

بنابراین شاید به عنوان معلم فارغ از امکانات آموزشی که در مدرسه فراهم باشد یا نباشد، بهترین کاری که می توانیم برای دانش آموزانمان انجام دهیم این است که لبخند گرم خود را از آنها دریغ نکنیم؛ به آنها گوش بدهیم و دوستشان داشته باشیم.

مدل یادگیری عمیق

مدل یادگیری عمیق

بنیاد ویلیام و فلورا هیولت، در راس یک شبکه ارتباطی وسیع بین مدارس در کالیفرنیای امریکا است که متعهد به اجرای پروژه یادگیری عمیق در مدارس هستند. این شبکه که به طور وسیعی در میان مدارس در حال گسترش است با این دیدگاه کار خود را آغاز کرده که یادگیری عمیق تنها وابسته به موفقیت تحصیلی و نمرات بالا در دروس نیست بلکه زمانی یادگیری عمیق رخ می دهد که عناصر مختلف دیگری نیز همزمان با موفقیت تحصیلی گردهم آیند. در مدل یادگیری عمیق سه رکن اصلی حضور دارند که تقویت و پرداختن به هر یک از این حیطه ها منجر به یادگیری ماندگار و موثر می شود: حیطه شناختی، حیطه درون فردی و حیطه اجتماعی. 

حامیان مدل یادگیری عمیق بر این باورند که تنها زمانی یادگیری به طور موثری صورت می گیرد که تمام این حوزه ها همزمان درگیر شوند و یادگیری از سطح به عمق حرکت کند. در این مدل، نگرش سنتی به آموزش مبتنی بر حافظه و یادگیری دروس در حوزه های علوم، ریاضی و زبان با حیطه های دیگری نظیر روابط اجتماعی و ارتباط درونی با خویشتن دانش آموزان پیوند می خورد. 

منتقدین نظام آموزشی کنونی در جهان، بر این باورند که مدارس تنها به پرورش مهارت های شناختی دانش آموزان اهمیت می دهند و موفقیت در امتحانات و کسب نمرات بالا در علوم و ریاضی منتهی آمال نظام آموزشی در جهان است حال آنکه حتی این هدف نیز بدون در نظر گرفتن سایر جنبه های رشد کودکان و نوجوانان نمی تواند به طور مطلوب محقق شود. جوانانی که در چنین نظام آموزشی تعلیم دیده اند وقتی بعد از فارغ التحصیلی وارد بازار کار می شوند، قابلیت انطباق با نیازهای جهان واقعی را ندارند. مهارت های ارتباطی و قابلیت استفاده از دانش خود در عرصه عمل را کسب نکرده اند و بدون کارورزی در محیط کار واقعی، نمی توانند از دانش خود استفاده کنند. به این ترتیب نظام آموزشی به خصوص در دوره متوسطه، فاصله زیادی با تقاضای بازار کار و نیازهای اجتماعی واقتصادی کشورها دارد.

از این گذشته حتی وقتی نوجوانان وارد محیط های آموزش عالی می شوند، نمی توانند از مهارت ها و دانش اندوخته خود در سطح دبیرستان برای هماهنگ شدن با اقتضائات مسیر حرکت علم و دانش به خصوص در حوزه حل مسئله، تفکر انتقادی و تفکر خلاق در دوره تحصیلات دانشگاهی استفاده کنند. از این رو به نظر می رسد شکاف عمیقی بین آنچه نظام آموزشی کنونی در حال تولید است با آنچه نیازهای یک جامعه مدرن و پویا است وجود دارد.

مدل یادگیری عمیق چیست؟

همان طور که اشاره شد مدل یادگیری عمیق به ایجاد ترکیبی از دانش، مهارت ها و بینش در نظام آموزشی معتقد است برخی از مواردی که این مدل به آنها می پردازد در اینجا فهرست شده اند:

- تسلط بر محتوای درسی: موفقیت در یادگیری دروس، چه در حوزه علوم، ریاضی، زبان و چه در هنر آنچنان که تا کنون در مدارس پیگیری شده یکی از اهداف انکار ناپذیر مدل یادگیری عمیق است این مدل تعهد زیادی به موفقیت تحصیلی دانش آموزان دارد.

- تفکر انتقادی و حل مسئله: در این مدل، تفکر انتقادی، تحلیلی و خلاق تشویق می شود. دانش آموزان فرا می گیرند چگونه مسائل را نقد و تحلیل کنند، پرسشگری نمایند و چگونه پاسخ سوالاتشان را بیابند.  آنها می توانند راه حل های خودشان را برای مسائل پیچیده پیدا کنند و در این مسیر خلاق باشند.

- همکاری: کارهای گروهی و فعالیت های تیمی یکی از مهم ترین بخش های آموزش در مدل یادگیری عمیق است. فعالیت های گروهی نه تنها عمیق یادگیری مشارکتی را بیشتر می کند بلکه مهارت های ارتباطی و تعامل موثر افراد را با یکدیگر فراهم می کند. مشورت، همکاری و تلاش در جهت هدف مشترک در این مدل مورد تاکید قرار می گیرد.

- ارتباط موثر: دانش آموزان یاد می گیرند چگونه از طریق صحبت کردن و نوشتن، به بهترین صورت منظور خود را برسانند. گوش دادن، بازخورد و برقراری ارتباط با مخاطبان به دانش آموزان آموزش داده می شود.

- یادگیری مستقل: دانش آموزان مهارت اتکا به نفس و یادگیری مستقل را می آموزند. در این مدل دانش آموزان قادر می شوند خودشان مسئولیت درک و یادگیری را به عهده بگیرند، مدل ذهنی خودشان را بسازند و بر اساس سبک یادگیریشان، درس ها را بیاموزند. این دانش آموزان روش تعیین هدف، برنامه ریزی و حرکت در مسیر اهداف را می آموزند و قادر می شوند در مسیر هدف خود از شکست ها و پیروزی ها درس بگیرند و انگیزه درونی شان را برای یادگیری از دست ندهند.

- ساختار ذهنی آکادمیک: دانش آموزانی که ساختار ذهنی آکادمیک دارند، اعتماد به نفس بالایی دارند و به توانایی ها و نقاط قوت خود باور دارند. آنها با شناخت ضعف ها و کمبودهایشان، از سد ناملایمات و مشکلات می گذرند زیرا به موفقیت باور دارند. آنها راه یادگیری و حمایت از خود و دیگران را آموخته اند و ارتباط بین درس ها ودنیای واقعی را درک کرده اند و برای موفقیت در آینده خود برنامه ریزی می کنند.

آیا مدل یادگیری عمیق در عمل نیز موفق است؟

موسسه پژوهش در امریکا AIR یه تازگی مجموعه تحقیقاتی را منتشر کرده که میزان موفقیت مدل یادگیری عمیق را در سطح وسیعی از مدارس بررسی نموده است. در یک نمونه از این تحقیقات 13 مدرسه تحت شبکه بنیاد هیولت با مدارسی با پیشینه جمعیتی مشابه مورد بررسی قرار گرفتند. این مدارس با دقت کافی در نمونه گیری انتخاب شدند که از نظر خصوصیات منطبق با جامعه واقعی باشند یعنی مدارسی که امتحان ورودی بر دانش آموزان با معدل خوب را نداشتند، از نظر ویژگی های فرهنگی، نژادی و اقتصادی در سطح مشابهی باشند. در این مجموعه تحقیقات، این موسسه پژوهشی به این  نتیجه رسید دانش آموزانی که تحت شبکه یادگیری عمیق، تعلیم دیده بودند در چهار سال پیاپی در دبیرستان، بیش از 9% بیشتر از دانش آموزان مدارس گواه، نمرات بالاتری در امتحانات درسی گرفتند.

این دانش آموزان نه تنها در امتحانات عادی دروس بلکه در امتحاناتی که به سنجش تفکر انتقادی و قابلیت حل مسئله می پرداختند و آزمون های پیشرفته و با پیچیدگی بیشتر مانند آزمون پیزا  نیز به طور معنای داری نمرات بالاتری کسب نموده بودند. دانش آموزانی که یادگیری عمیق را تجربه کرده بودند نه تنها در دروس و امتحانات عملکرد بهتری داشتند بلکه از نظر مهارت های ارتباطی، رضایت از تحصیل، انگیزه درونی، فاکتورهای روانی- عاطفی نیز نمرات بالاتری نسبت به گروه شاهد به دست آوردند.

تنها نکته ای که محققان متوجه تفاوت معناداری بین این گروه و گروه شاهد نشدند، در آزمون خلاقیت بود. تحلیل پژوهشگران این است که پروژه های عملی که در مدارس تحت مدل یادگیری عمیق به دانش آموزان داده می شود  احتمالا بسیار منظم و ساختارمند هستند و مقید بودن به حفظ نظام و ساختار از پیش تعیین شده این پروژه ها، سبب محدود شدن قوه خلاقیت در این دانش آموزان می شود. و همین موضوع متخصصان فعال در این مدل آموزشی را به فکر تغییر و اصلاح سیستم پروژه های عملی و سایر فعالیت های آموزشی این مدارس انداخت.

اما به طور کلی می توان به این نتیجه رسید که بر اساس پژوهش ها مدل یادگیری عمیق، تاثیر مشخص و مهمی نه تنها بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان داشته بلکه به طور چشمگیری، مهارت های اجتماعی، خودشناسی و انگیزه درونی دانش آموزان برای یادگیری را نیز افزایش داده است.