نور کم از هوش ما کم می‌ کند!

بر اساس تحقیقات جدید، قرار گرفتن در محیطی با نور کم به مدت زیاد می ­تواند ساختار مغز را تغییر داده و تاثیر منفی بر حافظه و یادگیری ما داشته باشد.

نور کم از هوش ما کم می‌ کند!

تیم تحقیقاتی دانشگاه میشیگان به رهبری دکتر لیلی یان، پس از قراردادن این موش­‌ها در نور کم به مدت ۴ هفته، به بررسی مغز آن ها پرداختند. موش­‌هایی که در نور کم قرار داده شده بودند با کاهش ۳۰ درصدی ظرفیت هیپوکامپ (قسمتی از مغز که یادگیری و حافظه به آن مربوط است) مواجه شده و عملکرد ضعیفی در آزمایش مکانی از خود نشان دادند که قبلا آن را گذرانده بودند.
از سویی موش‌­هایی که در نور زیاد بودند عملکرد چشمگیری در این آزمایش داشتند. علاوه بر آن، موش‌­های گروه اول به مدت ۴ هفته در معرض نور زیاد قرار گرفتند که در نتیجه عملکرد ذهنی خود را به طور کامل بازیافتند. دیگر پژوهشگر این تحقیقات، پروفسور آنتونیو تونی نونِز در این باره گفت: «وقتی ما با قراردادن موش‌­ها در نور کم، شرایط آب و هوای ابری در زمستان­‌های میانۀ غربی یا نور فصای بسته را برای آنها به وجود آوردیم، متوجه اختلالاتی در توانایی مسیریابی و مکان­یابی موش‌­ها شدیم.»
وی افزود: «این مورد را می­ توان اینگونه توضیح داد که افراد در پیدا کردن خودروی خود در پارکینگ­‌های شلوغ فروشگاه یا سینما دچار مشکل می­ شوند. قرار گرفتن در نور کم به مدت زیاد، باعث کاهش ماده‌­ای با نام فاکتور نوروتروفیک مغز (نوعی پپتید که به اتصالات عصبی و سلامت نورون­‌های هیپوکامپ کمک می­ کند)، خارهای دندریتی و یا اتصالات بین ­نورونی می­ شود. با کاهش اتصالات، عملکرد حافظه و یادگیری که به هیپوکامپ وابسته است کاهش می­ یابد. به بیانی دیگر، نور کم باعث  کندی ذهن افراد می­ شود.»
جالب اینکه نور مستقیما بر روی هیپوکامپ اثر نمی­گذارد؛ این یعنی قبل از آن که بر روی هیپوکامپ تاثیر بگذارد، در دیگر نواحی مغز تغییراتی ایجاد می­ کند. دکتر یان در این باره گفت: «ما مشغول بررسی ناحیه­ بخصوصی در مغز این موش­‌ها هستیم. در این ناحیه، گروهی از نورون­‌های هیپوتالاموس هستند که وظیفۀ تولید پپتیدی با نام اورکسین را دارند. این پپتید تاثیرات زیادی بر عملکرد مغز می­ گذارد. یکی از مهم ترین پرسش­‌های تحقیقات ما این است: اگر اورکسین به موش‌­هایی که در نور کم بوده‌­اند تزریق شود، مغز آنها بدون نیاز به قرار گرفتن در نور زیاد بهبود می­ یابد؟» این تحقیقات می­ تواند به افراد مبتلا به آب سیاه، تحلیل شبکیه و مشکلات شناختی کمک کند.
دکتر یان اظهار داشت: «آیا می توان در افرادی که مبتلا به بیماری­‌های چشمی هستند و نور زیادی دریافت نمی­ کنند، مستقیما این گروه از نورون­‌های مغزی که به چشم می­ رسند را اصلاح کرد و مشکل آن ها را برطرف نمود؟ احتمال بهبود توانایی شناختی در افراد سالخورده و افراد مبتلا به اختلالات عصبی وجود دارد. آیا می­ توانیم به بهبود آن ها کمک کرده و یا حتی از پیشرفت بیماری­ آن ها جلوگیری کنیم؟»

یه نکته مدیریتی

 

ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي مي‌كرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست مي‌انداختند. دو سكه به او نشان مي‌دادند كه يكي شان طلا بود و يكي از نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهي زن و مرد مي‌آمدند و دو سكه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد. تا اينكه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينكه ملا نصرالدين را آنطور دست مي‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار. اينطوري هم پول بيشتري گيرت مي‌آيد و هم ديگر دستت نمي‌اندازند. ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمي‌دهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آن‌هايم. شما نمي‌دانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آورده‌ام.

«اگر كاري كه مي كني٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشكالي ندارد كه تو را احمق بدانند.»

 


شرح حكايت

در اين داستان مي‌بينيم ملا نصرالدين با بهره‌گيري از استراتژي تركيبي بازاريابي، قيمت كم‌تر و ترويج، كسب و كار «گدايي» خود را رونق مي‌بخشد. او از يك طرف هزينه كمتري به مردم تحميل مي‌كند و از طرف ديگر مردم را تشويق مي‌كند كه به او پول بدهند.

کرم چاله چیست؟

مشابه سیاهچاله ها، کرم چاله ها نیز به عنوان راه حلی معتبر برای معادلات نسبیت عام اینشتین به وجود آمدند و مشابه سیاهچاله عبارت کرم چاله در سال ۱۹۵۷ توسط فیزیکدان امریکایی جان ویلر ابداع شد. آنها هیچوقت به طور مستقیم مشاهده نشدند ولی به شکل غیر منتظره ای از نظر تئوری به آسانی بدست آمدند که برخی از فیزیکدانان امیدوارند شواهدی واقعی از آنها سرانجام کشف شود و یا شکل بگیرد.

کرم چاله چیست؟

به گزارش بیگ بنگ، در سال ۱۹۱۶ فیزیک دان استرالیایی لودویگ فلام، هنگام بررسی راه حل کارل شوارتزشیلد برایمعادلات میدان اینشتین برای توصیف شکل خاصی از سیاه چاله ها بنام سیاه چاله شوارتزشیلد، متوجه شد راه حل ِ دیگری برای پدیده ای که بعدها “سفیدچاله” نام گرفت، وجود دارد. سفیدچاله تئوری معکوس زمانی یک سیاهچاله است و در حالی که سیاه چاله به عنوان خلا عمل می کند و هر شکل ماده عبوری از افق رویداد را جذب می کند، یک سفیدچاله به عنوان منبع بازگرداننده ماده از افق رویداد عمل می کند. حتی عده ای بر این باورند که در سمت دیگر هر سیاهچاله یک سفیدچاله وجود دارد که همه مواد جذب شده سیاه چاله را به عالم دیگری وارد می کند و حتی تفکر ما در مورد بیگ بنگ می تواند در حقیقت نتیجه چنین پدیده ای باشد.
“فلام” همچنین به این نکته دقت کرد که دو راه حل، دو ناحیه متفاوت در فضا - زمان را توصیف می کنند که از لحاظریاضی، حداقل بصورت نظری می توانند به وسیله یک مجرای فضا - زمانی به یک دیگر متصل شوند. سیاه چاله و سفیدچاله می تواند در همان جهان یا عالمی متفاوت به ترتیب وارد و خارج شود. اینشتین همراه با نیتان روسن در سال ۱۹۳۵، این ایده را بررسی کردند و به راه حلی دست یافتند که به نام پل اینشتین _ روسن شناخته می شود. (هم چنین به عنوان کرم چاله لورنتزی و یا کرم چاله شوارتز شیلد نیز معروف است)

کرم چاله چیست؟

برای تصور بهتر کرم چاله، کاغذی را تصور کنید که دو سمت آن با مداد علامت گذاری شده است (نشان گر دو نقطه درفضا - زمان). خط واصل بین آن ها نشان دهنده فاصله دو نقطه در فضا - زمان معمولی است. اگر کاغذ را خم و به دو قسمت مساوی تا کنید (معادل تاب دادن شدید فضا - زمان). سپس دو علامت با مداد را روی کاغذ توسط کوتاه ترین مسیر ممکن بین دو نقطه به هم اتصال دهید، یک میان بر از طریق فضا - زمان که بسیار شبیه ِ کرم چاله است را ایجاد کرده اید.
برخی تئوری ها نشان می دهند که این نقاط متقابل واقعی برای کرمچاله ها سرانجام ممکن است یافت یا ساخته شوند و به عنوان تونل زمانی یا مسیری میانبر برای سفر فضایی با سرعت بالا بین دو نقطه مجزا یا حتی برای سفر زمانی، کاربردی باشند. با این وجود یک خاصیت عمومی پذیرفته شده در مورد کرم چاله ها این است که ذاتا به شدت ناپایدار هستند و احتمالا سریعا دچار فروپاشی می شوند. به گفته محققان حتی اگر کوچک ترین شکل ماده (حتی یک تکفوتون) از طریق آن ها بخواهد عبور کند، کرم چاله ها بصورت آنی دچار فروپاشی می شوند.

کرم چاله چیست؟

اگرچه برخی روش های تئوری پیرامون این مسئله پیشنهاد شده اند (برای مثال استفاده از ریسمان های کیهانی یا ماده منفی یا ماده مرموز با انرژی منفی) تا از کرم چاله ها بعنوان یک مسئله سخت و بسته جلوگیری شود و این اجرام هم چنان ایده ای گسترده در حوزه علمی- تخیلی باقی بمانند؛ با این وجود هنوز از لحاظ ریاضی برخی تردیدها در مورد نوع ماده مرموز با چگالی انرژی منفی که یک نیاز ِ مطلق برای کرم چاله هاست، اثبات نشده است. اگر مشخص شود که چنین ماده مرموزی هم نمی تواند وجود داشته باشد، همچنان امکان کاربردهای عملی از نظریه، باقی می ماند.
چون کرم چاله یک مجرا از طریق فضا - زمان چهار بعدی است نه فقط از طریق فضا، استیون هاوکینگ و دیگران فرض کردند که کرم چاله از لحاظ تئوری می تواند برای سفر در زمان و بخصوص برای سفرهای فضایی مورد استفاده قرار گیرد. اگر چه به شکل گسترده ای محققان بر این عقیده اند که سفر به گذشته ناشی از تضاد ذاتی این مسئله، هیچ گاه امکان پذیر نیست.

دما در نزدیک خورشید کمتر است!

معمولا تصور بر این است که سطح خورشید داغ‌تر از اتمسفر پیرامونی آن است اما واقعیت این است که هر چه به خورشید نزدیک‌تر شوید دما کمتر می‌شود!

دما در نزدیک خورشید کمتر است!

به گزارش بیگ بنگ به نقل از ایسنا، یکی از واقعیت‌ های عجیب در مورد فضا این است که پدیده‌ ها همیشه با منطق زمینی ما مطابق نیستند. مثلا خورشید را در نظر بگیرید، معمولا تصور بر این است که سطح خورشید داغ‌تر از اتمسفرپیرامونی آن است زیرا با کوره هسته‌ای که در مرکز خورشید فعال است فاصله کم‌تری دارد، اما واقعیت این است که هرچه به خورشید نزدیک‌تر شوید دما کم‌ تر می‌شود.
فوتوسفر که سطح خورشید به این نام خوانده می‌شود در واقع یک کوره داغ است که دمای آن به ۶۷۰۰ تا ۱۱ هزار درجه فارنهایت می‌رسد(۳۷۰۰ تا ۶۲۰۰ درجه سلسیوس). اما هرچه از سطح خورشید دورتر می‌ شوید به نظر می‌رسد که اتمسفرگرم‌تر می‌شود. در کرونا که خارجی‌ ترین لایه اتمسفری خورشید است و در فاصله حدود ۱۲۰۰مایلی از سطح خورشیدواقع شده است دما تا حد شگفت‌ انگیزی افزایش می‌یابد که برابر است با ۹۰۰ هزار درجه فارنهایت (۵۰۰ هزار درجه سلسیوس).

دما در نزدیک خورشید کمتر است!

علاوه بر خورشید ستارگان دیگری نیز این الگوی عجیب را از خود نشان می‌دهند. تا مدت‌ ها دانشمندان به دنبال دلیل این پدیده بودند. آن ها فرضیه‌ای مطرح کردند که بر اساس آن امواج مگنتوهیدرودینامیکی(MHD) انرژی را از زیر فوتوسفر مستقیما به سمت کرونا منتشر می‌کنند که تقریبا مثل این است که یک قطار سریع‌ السیر بدون هیچ توقف محلی به مسیر خود ادامه دهد.
در سال ۲۰۱۳ محققان بریتانیایی از پیشرفت تکنولوژی تصویربرداری بهره بردند تا به بررسی کروموسفر که لایه‌ای بین فوتوسفر و کروناست بپردازند و امواج MHD را بررسی کنند. محاسبات آن‌ها نشان داد که این امواج می‌توانند موجب انتقال انرژی به کرونا شده و این لایه را گرم کنند. مشاهدات جدید به ما این امکان را داده است که مقدار انرژی که توسط امواج مغناطیسی منتقل می‌شود را تخمین بزنیم؛ این تخمین‌ها نشان می‌دهد که انرژی این امواج برابر با انرژی مورد نیاز برای افزایش غیرعادی دما در کروناست و می‌تواند این پدیده را به خوبی توضیح دهد.

زندگی نامه دکتر پرویز شهریاری

پرویز شهریاری ( تولد 2 آذر 1305، کرمان — مرگ 22 اردیبهشت 1391، تهران)، ریاضی دان، مترجم، نویسنده، روزنامه نگار، فعال سیاسی و از چهره های ماندگار ایران در زمینه دانش و آموزش است.

زندگی نامه دکتر پرویز شهریاری

زندگی و تحصیلات
پرویز شهریاری دهقان‌زاده‌ای زرتشتی بود که در دومین روز آذرماه 1305 در محله دولت‌ خانه کرمان به دنیا آمد. دولت‌ خانه برخلاف نامش محله فقیرنشین بود. پدرش در اواخر عمر به خاطر درگیری با اربابش از کار بی‌کار شد و لاجرم به کارخانه ریسندگی خورشید که در همان منطقه واقع بود رفت و به کار مشغول شد. ماجرایی که به عقیده پرویز شهریاریبه مرگ پدرش منتهی شد. پرویز آن زمان 12 سال بیشتر نداشت و با مرگ پدر زندگی سخت آنان سخت‌تر از پیش شده بود و باید برای گذران زندگی همگی کار می‌کردند. مادرشان گلستان خانوم در خانه نخ‌ ریسی می‌کرد.
پرویز و برادرانش روزهای تعطیل و تابستان‌ها کار بنایی می‌کردند و روزهای دیگر بعد از آمدن از مدرسه به بیرون شهر می‌رفتند تا با جمع‌آوری بُته و ... سوخت خانه را تهیه کنند. در چنین شرایطی اما تمامی فرزندان تحصیلات خود را ادامه دادند. موضوعی که شهریاری آن را مدیون و مرهون منش مادر می‌داند.
تا سال سوم دبیرستان نظام قدیم را دبیرستان ایرانشهر گذراند و معلمی را نیز از‌‌ همان سال سوم دبیرستان در 15 سالگی با تدریس حساب و هندسه آغاز کرد. کاری که تا پایان عمر با وجود همه فراز و نشیب‌ های زندگی‌ اش هرگز حتی لحظه‌ای از آن جدا نشد.
این دوره از زندگی او همزمان بود با سال‌های جنگ جهانی دوم. گرچه ایران در جنگ بی‌طرف بود و هنوز اندک زمانی به آغاز اشغال مانده بود اما همان زمان هم زندگی مردم فقیر روز به روز دشوارتر می‌شد. شهریاری بعد از پایان دوره اول دبیرستان به دانشسرای مقدماتی کرمان رفت. در سال 1323 دوره دانشسرای مقدماتی را به پایان برد اما بجای آموزگاری برای ادامه تحصیل به تهران آمد.
در دانشسرای عالی، نخست به واسطه علاقه وافری که به ادبیات داشت وارد کلاس ادبی شد اما یک ماه بعد به علت شلوغی بیش از حد، به کلاس ریاضی رفت.
شهریاری، سرانجام در سال 1332 لیسانس ریاضی دانشکده‌ علوم و لیسانس دانشسرای عالی را دریافت کرد و با حکم آموزش و پرورش تا خرداد ماه 1333 به تدریس در دبیرستان‌های شیراز پرداخت.
او در تابستان سال 1334 ازدواج کرد که ثمره‌ این ازدواج پنج فرزند بود که تمامی آن‌ها جز فرزند دومشان مرجان که در هشت سالگی در اثر تصادف فوت کرد، به مدارج عالی علمی و تحصیلی دست یافته‌اند. فرزند دوم که پرویز شهریاری به احترام پدرش، نام او را شهریار گذاشت دکترای ریاضیات دارد، فرزند دوم مژده دانش‌ آموخته کارگردانی سینما و علوم اجتماعی است، شروین کامپیو‌تر خوانده و توکا فرزند آخر نیز مدارج تحصیلی را در رشته زیست‌ شناسی طی کرده است.
شهریاری به علت حضور در فعالیت های سیاسی، شش بار در زمان رژیم پهلوی بین سه ماه تا سه سال زندانی شد. یادگیری زبان روسی و تالیف کتاب ریاضی سال اول دبیرستان از افتخارات او در زمان زندان است. مدتی نیز به صورت مخفیانه زندگی کرد. یکبار نیز در سال 1362 دستگیر شد. او هرگز به بازنشستگی نرسید و تا پایان عمر، درآمدش را از حق التالیف کتبش به دست می آورد. از این رو زندگی او یکی از پر فراز و نشیب ترین زندگی های علمی است.

زندگی نامه دکتر پرویز شهریاری

وی سرانجام در 86 سالگی در روز جمعه 22 اردیبهشت 1391 به علت مشکل تنفسی در بیمارستان جم تهران زندگی را بدرود گفت و در عصر همان روز در آرامگاه قصر فیروزه زرتشتیان واقع در شرق تهران با حضور گروهی از دوستدارانش به خاک سپرده شد.

فعالیت های علمی، خدمات و افتخارات
پرویز شهریاری مسیر ایرانی شهریاری را بسیاری به عنوان استاد ریاضی و نویسنده کتب دانشگاهی می‌شناسند. پر بیراه هم نیست که او با تالیف 110 جلد کتاب و ترجمه و تالیف توامان بیش از 200 عنوان کتاب از پرکار‌ترین نویسندگان و مترجمان ایرانی است اما او علاوه بر این‌ها در ساخت نهادهای علمی هم دستی داشته است.
تاسیس دبیرستان خوارزمی در سال 1339، مدرسه دخترانه مرجان در سال 1340 و مدرسه عالی علوم اراک در سال 1353 از جمله کارهای ارزنده اوست. شهریاری، خود تا سال 1356 در این مدرسه‌ عالی که با کمک دکتر عبدالکریم قریب و دکتر حسین گل‌گلاب راه‌اندازی کرده بود، تدریس کرد.
وی هم چنین از سال 1354 تا 1362 مسوولیت نشریه‌های جانبی دانشگاه آزاد و از سال 1356 تا اسفند 1371، انتشار 70 شماره از مجله «آشتی با ریاضیات» و «آشنایی با ریاضیات» و هفت شماره از نشریه‌ «آشنایی با دانش» را برعهده داشت. شهریاری بعد‌ها دبیرستان خوارزمی را به گروه فرهنگی خوارزمی و مدرسه مرجان را به گروه فرهنگی مرجان تبدیل کرد که به عنوان اولین کلاس‌های کنکور در ایران شناخته می‌شوند.
شهریاری، در سال ١٣45 به دلیل سال‌ها فعالیت در ریاضیات، نشان درجه‌ یک علمی را از دکتر ناتل خانلری وزیر وقت آموزش و پرورش دریافت کرد. او همچنین از سال 1342 تا 1349 در کنار فعالیت‌ های وسیع آموزشی خود 90 شماره از مجله‌ «سخن علمی و فنی» را منتشر کرد. او از سال 1346 تا 1354 سرپرست دفتر ترویج علوم وزارت آموزش عالی بود و در آن مدت، نشریه‌ای به نام «مسائل دانشگاهی» برای استفاده‌ استادان دانشگاه‌ها منتشر می‌کرد.
شهریاری که در طول حدود 9 دهه عمر خود بیش از 1000 مقاله به رشته تحریر درآورد، در سال 1342 همزمان با تدریس در دانشکده فنی دانشگاه تهران، به تاسیس انتشارات خوارزمی اقدام کرد. نشری که بعد‌ها به یکی از بهترین‌ها در زمینه نشر کتب دانشگاهی تبدیل شد. انتشارات توکا از دیگر یادگارهای شهریاری است که در سال 1353 توسط او تاسیس شد.
سردبیری نشریه‌ «چیستا» نیز از جمله فعالیت‌ های علمی و فرهنگی او بود که از شهریور ماه 1360 تا زمان درگذشت، تداوم داشت. علاوه بر این او از سال 1379 تا مهر ماه 1380، 17 شماره از ماهنامه‌ «دانش و مردم» را منتشر کرد.
شهریاری در سال ١٣٨١ از دانشگاه کرمان دکترای افتخاری ریاضیات گرفت و در سال ١٣٨4 به عنوان چهره‌ ماندگار علمی در رشته ریاضیات برگزیده شد. دریافت نشان افتخار ملی از انجمن آثار و مفاخر علمی ایران در سال 1380و دریافت عنوان برترین ریاضیدان زنده ایران در سال ١٣٨7 ازسوی انجمن ریاضی ایران از دیگر افتخارات این اسطوره ریاضی است.
باید اذعان کرد که پرویز شهریاری در آسمان علم و فرهنگ و ریاضیات، تک‌ ستاره‌ای درخشان و منحصر بفرد بود. یادش گرامی باد.

تکنیک های مطالعه موثر برای دانش آموزان

برخی از دانش آموزان در درس خواندن و به طور کلی بحث مطالعه، دغدغه هایی دارند، این دسته از دانش آموزان عنوان می کنند که علی رغم مطالعه فراوان، باز هم به آن نتیجه دلخواه و مدنظر خود دست نمی یابند. در این مطلب نکات ساده ای که برای مطالعه موثر دانش آموزان مفید است عنوان می شود.

تکنیک های مطالعه موثر برای دانش آموزان

 برخی از دانش‌آموزان در درس خواندن و به طور کلی بحث مطالعه، دغدغه‌هایی دارند، این دسته از دانش‌آموزان عنوان می‌کنند که علی رغم مطالعه فراوان، باز هم به آن نتیجه دلخواه و مدنظر خود دست نمی‌یابند.
اولین نکته‌ای که در هنگام درس خواندن باید مورد توجه دانش‌آموز باشد، مکان و زمان درس خواندن است، شرایط محیطی و زمانی در نحوه یادگیری و ماندگاری مطالب در ذهن، بسیار موثر است. توصیه می‌شود دانش‌آموز مکان و زمانی را برای مطالعه انتخاب کند که تمرکز حواس بیشتری را برای وی به دنبال داشته باشد و دانش‌آموز با فکری آُسوده در مکانی مناسب و آرام و بدون سروصدا به درس خواندن بپردازد.
رفت و آمدهای مکرر، هوای نامناسب، گفت‌وگوی اطرافیان و موارد دیگر می‌تواند در چگونگی مطالعه دانش‌آموز موثر باشد.
از طرفی رنگ، نور و تهویه محل مطالعه نیز از موضوعات شایان توجه است، زیرا با خستگی و حتی میزان یادگیری نسبت مستقیم دارد. رنگ محیط هر چه روشن‌تر باشد، برای ایجاد آرامش و تمرکز مفیدتر است.
به علاوه، هنگام مطالعه مغز به میزان زیادی اکسیژن نیاز دارد که این میزان از محل تهویه مناسب فراهم می‌شود، بنابراین بهتر است دانش‌آموز هنگام مطالعه استراحت‌های کوتاهی به خود بدهد و در فضای باز چند نفس عمیق بکشد.
بسیاری از افراد معتقدند مطالعه باید صبح‌ها انجام شود. اما افرادی نیز ترجیح می‌دهند شب‌ها را برای مطالعه کردن انتخاب کنند. بنابراین با توجه به شناختی که هر فرد از خود دارد، باید تشخیص دهد که بهترین زمان مطالعه برای او چه زمانی است. البته مطالعات زیاد، حاکی از آن است که مغز در ساعات ابتدایی صبح، آمادگی بیشتری برای فراگیری دارد. اما گر کسی در این ساعات نمی‌تواند تمرکز داشته باشد، می‌تواند با توجه به خصوصیات خود زمان دیگری را برای مطالعه انتخاب کند.
دومین نکته قابل تامل که در جهت حل مشکل این دسته از دانش‌آموزان به ذهن می‌رسد، تغییر روش‌ها و تکنیک‌های مطالعه است. بسیاری از روش‌های درس خواندن دانش‌آموزان غلط هستند، به عبارتی عادت‌هایی هستند که دانش‌آموز به مرور در طی زمان تحصیل خود به علت تکرار و اصرار بر استفاده از روش غلط خود، به آن دچار شده است. این دسته از دانش‌آموزان درصورتی که تکنیک مطالعه خود را تغییر دهند و از روش‌های پیشنهادی به صورت گام به گام و صحیح بهره برند، می‌توانند شانس خود را آزمایش کرده و در آزمون‌ها و امتحانات نمرات بهتری را کسب کنند.
شیوه صحیح مطالعه، مزیت‌هایی مانند کاهش زمان مطالعه، افزایش میزان یادگیری، طولانی کردن مدت زمان نگهداری مطالب در حافظه و به خاطرسپاری آسان‌تر اطلاعات را به دنبال دارد.

تکنیک های مطالعه موثر برای دانش آموزان

مروری بر روش‌ ها و تکنیک‌ های مطالعه
برای داشتن مطالعه‌ای اثربخش نوشتن نکات مهم در حین خواندن ضروری است تا برای مرور مطالب، دوباره لازم نباشد کتاب خوانده شود و در زمانی کوتاه از روی یادداشت‌های خود، مطالب را بتوان مرور کرد.
یادداشت‌برداری، بخش مهم و حساس از مطالعه است که باید یه آن توجهی خاص داشت؛ چون موفقیت دانش‌آموزان را تا حدود زیادی تضمین خواهد کرد و مدت زمان لازم برای یادگیری را کاهش خواهد داد. خواندن بدون یادداشت برداری یک علت مهم فراموشی است.
1- خواندن بدون نوشتن: همان طور که اشاره شد این روش مطالعه نادرست است. مطالعه فرآیندی فعال و پویا است و برای نیل به این هدف باید از تمام حواس خود برای درک صحیح مطالب استفاده کرد. باید با چشمان خود مطالب را خواند، باید در زمان مورد نیاز مطالب را بلند بلند ادا کرد و نکات مهم را یادداشت کرد تا هم با مطلب مورد مطالعه درگیر شده و حضوری فعال و همه جانبه در یادگیری داشت و هم در هنگام مورد نیاز، خصوصا قبل از امتحان، بتوان از روی نوشته‌ها مرور کرد و خیلی سریع مطالب مهم را مجددا به خاطر سپرد.
2- خط کشیدن زیر نکات مهم: این روش شاید نسبت به روش قبلی بهتر باشد ولی روش کاملی برای مطالعه نیست چرا که در این روش، بعضی افراد به جای آنکه تمرکز و توجه بر روی یادگیری و درک مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط کشیدن روی نکات مهم می‌شود. حداقل روش صحیح خط کشیدن زیر نکات مهم به این صورت است که ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را کاملا درک کنند و سپس زیر نکات مهم خط بکشند نه آنکه در کتاب دنبال نکات مهم بگردند تا زیر آن خط بکشند.
3- حاشیه نویسی: این روش نسبت به دو روش قبلی بهتر است ولی باز هم روشی مناسب برای درک عمیق مطالب و خواندن کتب درسی نیست ولی می‌تواند برای یادگیری مطالبی که از اهمیت چندانی برخوردار نیستند مورد استفاده قرار گیرد.
4- خلاصه نویسی: در این روش دانش‌آموز مطالب را می‌خوانید و آنچه را درک کرده است بصورت خلاصه بر روی دفتری یادداشت می‌کنید که این روش برای مطالعه مناسب است و از روش‌های قبلی بهتر است، چرا که در این روش ابتدا مطالب را درک کرده، سپس آن‌ها را یادداشت می‌کند اما باز هم بهترین روش برای خواندن نیست.
5- کلیدبرداری: کلیدبرداری روشی بسیار مناسب برای خواندن و نوشتن نکات مهم است. در این روش دانش‌آموز پس از درک مطلب، بصورت کلیدی نکات مهم را یادداشت می‌کند و در واقع کلمه کلیدی، کوتاهترین و راحت‌ترین و بهترین و پرمعنی‌ترین کلمه‌ای است که با دیدن آن، مفهوم جمله تداعی شده و به خاطر آورده می‌شود.
6- خلاقیت و طرح شبکه‌ ای مغز: این روش بهترین شیوه برای یادگیری خصوصاً فراگیری مطالب درسی است. در این روش دانش‌آموز مطالب را می‌خواند، پس از درک حقیقی آن ها نکات مهم را به زبان خود (و نه به صورت جملات کتابی) و به صورت کلیدی یادداشت می‌کند و سپس کلمات کلیدی را بر روی طرح شبکه‌ای مغز می‌نویسد (در واقع نوشته‌های خود را به بهترین شکل ممکن سازماندهی کرده و نکات اصلی و فرعی را مشخص می‌کند) تا در دفعات بعد به جای دوباره‌خوانی کتاب، فقط به طرح شبکه‌ای تولید شده مراجعه کرده و با دیدن کلمات کلیدی نوشته شده بر روی طرح شبکه‌ای مغز آن‌ها را خیلی سریع مرور کند. این روش درصد موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان را تا حدود بسیار زیادی افزایش می‌دهد و درس خواندن را بسیار آسان می‌کند و بازده مطالب را افزایش می‌دهد.

زندگی نامه ابو حامد محمد غزالی

محمد غزالی فرزند محمد (450 — 505 ه‍ ق) فیلسوف، متکلم و فقیه ایرانی و یکی از بزرگ ترین مردان تصوف سدهٔ پنجم هجری است. نام کامل وی: ابی حامد محمد بن محمد الغزالی الشافعی ، ملقب به حجت الاسلام زین الدین الطوسی ، است. او در غرب بیشتر با نامهای Al-Ghazali و Algazelشناخته می شود.

زندگی نامه ابو حامد محمد غزالی

زندگی
محمد غزالی به سال 450 هجری قمری در توس از اعمال خراسان دیده به جهان گشود. در دوران کودکی در زادگاهش تعلیمات خود را فرا گرفت. پدرش از رشتن پشم، گذران زندگی می‌کرد. آنچه می‌رشت در دکانی در بازار پشم فروشان می‌فروخت و بدین سبب او را غزالی می‌گفتند. پدر محمد غزالی اهل ورع و تقوی بود و غالباً در مجالس فقیهان حضور می‌یافت. دو پسر داشت: محمد و احمد. این دو هنوز خردسال بودند که اواز دنیا رفت. طبق وصیت وی، پسرانش را به یکی از دوستانش که ابوحامد احمد بن محمد الراذکانی نام داشت و صوفی مسلک بود سپردند. آن مرد نیز به وصیت عمل کرد تا آن گاه که میراث پدر به پایان رسید. روزی به آن ها گفت: «هر چه از پدر برای شما مانده در وجه شما بکار بردم. من مردی فقیر هستم و از دارایی بی نصیب، اکنون باید برای تحصیل فقه به مدرسه‌ ای بروید تا با آنچه به عنوان ماهیانه می‌گیرید، نانی بدست آورید که مرا سخت کیسه تهی است». محمد و برادرش احمد ناگزیر به یکی از مدارسطلاب در نیشابور رفتند و به تحصیل ادامه دادند. ابوحامد محمد غزالی بی اندازه باهوش و تند ذهن بود. علوم دینی و ادبی را نزد احمد الراذکانی فراگرفت و سپس مدتی در یکی از مدارس طوس به تحصیل پرداخت. آنگاه به گرگان نزد ابونصر اسماعیل رفت. بعد از مدتی دوباره به زادگاه خود، طوس برگشت و مدت سه سال در طوس به مطالعه و تکرار دروس پرداخت.

امام محمد غزالی در آستانهٔ شیخ‌ الحرمین
غزالی در سال 470 هجری قمری به نیشابور رفت و در آنجا با امام‌ الحرمین جوینی آشنا شد وتا وفاتش که در سال 478 هجری قمری بود، ملازمش بود. تحصیلات غزالی تنها فقه نبود، او در علماختلاف مذاهب، جدل، منطق و فلسفه هم دانش اندوخت تا آنجا که بر همه اقران خود تفوق یافت. در میان چند تن شاگردان ابوالمعالی جوینی که همگی از علماء و فضلای آن دوره بودند بر همه تقدم یافت و امام‌الحرمین بداشتن چنین شاگردی بخود می‌بالید.

در بارگاه وزیر اعظم نظام‌ الملک
بعد از وفات استادش الجوینی، امام محمد غزالی به قصد دیدار خواجه نظام‌ الملک طوسی، وزیر سلطان ملکشاه سلجوقی پسر آلب ارسلان از نیشابور بیرون آمد. وی وزیر، نظام الملک را در لشکرگاهش ملاقات نمود. نظام‌الملک را از غزالی که هم شهریش نیز بود خوش آمد، اکرامش کرد و بر دیگرانش مقدم داشت و غزالی مدت شش ماه در کنف حمایت او زیست. سپس او را به تدریس در نظامیه بغداد و توجه به امور آن مامور کرد. غزالی در سال 483 هجری وارد بغداد شد و با موفقیت زیاد به کار پرداخت و سخت مورد توجه و اقبال دانش پژوهان گردید. حلقه درس او هر روز گسترش بیشتر یافت و فتواهای شرعی او مشهورتر شد. تا آنجا که صیت اشتهارش دور و نزدیک را بگرفت. محمد غزالی در بغداد در ضمن تدریس به تفکر و تالیف در فقه و کلام و رد بر فرقه‌های گوناگون چونباطنیه، اسماعیلیه و فلاسفه نیز مشغول بود.
در این مرحله از نخستین مرحله‌های حیاتش بود که در معتقدات دینی و همه معارف حسی و عقلی خود به شک افتاد. ولی این شک بیش از دوماه بطول نینجامید و پس از آن به تحقیق در فرقه‌های گوناگون پرداخت و در علم کلام استادی یافت و در آن علم صاحب تالیف و تصنیف شد. آنگاه به تحصیل فلسفه همت گماشت، ولی بدون آنکه از استادی استعانت جوید، خود به مطالعه کتابها فلسفی پرداخت. غزالی وقت‌ های فراغت از تصنیف و تدریس علوم شرعی را به مطالعه کتاب های فلسفی اختصاص داده بود و این کار سه سال مدت گرفت. چون از فلسفه فراغت یافت به مطالعه کتاب های تعلیمیه و اطلاع از دقایق مذهب ایشان اشتغال جست. در این مرحله از عمر بود که به تالیف مقاصد الفلاسفه و تهافت الفلاسفه و المستهظرین که همان کتاب «فضایح الباطنیه و فضائل المستظهریه» باشد و برخی کتابهای فقهی و کلامی دیگر توفیق یافت.

سفر امام غزالی به شامات
امام ابی حامد محمد الغزالی در سال 488 هجری از خراسان راهی شام شد و در آنجا نزدیک به دو سال بماند، که هیچ کار جز عزلت و خلوت و ریاضت و مجاهدت نداشت. مدتی در مسجد دمشق اعتکاف نمود. سپس از شام به بیت المقدس رفت و هر روز به مسجد قبه الصخره می‌رفت و خویش را در آن جا محبوس می‌ داشت و گاه به آب و جارو کردن مسجد و خدمت گزاری زائران می‌پرداخت. تا اینکه داعیه حج در او پدید آمد و به حجاز رفت. بر سر راه حجاز در الخلیل، چنان که خود در زندگینامهٔ خودنوشتش «المنقذ من الضلال» آورده‌ است، بر سر تربت ابراهیم خلیل با خدا عهد کرد که دو کار را دیگر هرگز نکند، از پادشاهان صله نگیرد و وارد مجادلات کلامی با دیگر متکلمان نگردد. سپس شوق دیدار و درخواست‌ های کودکان به وطن کشیدش و با آنکه نمی‌ خواست بدانجا بازگردد عزم توس(طوس) کرد. ولی در طوس نیز خلوت گزید و تا دل را تصفیه کند به ذکر پرداخت. حادثه‌ های زمان و مهم‌های عیال و ضررهای معاش از مقصد بازش می‌داشت و آرامش خاطر او رابرهم می‌زد. این حال ده سال بطول انجامید، و غزالی در این مدت مشهورترین کتاب های خود و به ویژه احیاء علوم الدین را تالیف کرد.

بازگشت به نیشابور
ابی حامد الغزالی در سال 499 هجری قمری از عزلت بیرون آمد و قصد نیشابور کرد. در نظامیه این شهر به تدریس مشغول شد. علت بازگشت او به نیشابور و تدریس در نظامیه، با آنکه در بغداد از تدریس اعراض کرده بود و از این ماجرا ده سال می‌گذشت، فرمان پادشاه بود، زیرا این اصرار به قدری شدید شده بود که اگر استنکاف می‌ورزید، بیم جان خویش داشت. اما پادشاهی که غزالی را فرا خوانده بود، محمد برادر برکیارق سلجوقی بود که در سال 498 هجری به پادشاهی رسیده بود و شاید از عوامل بازگشت به نظامیه نیشابور، فخرالملک وزیر، پسر نظام الملک طوسی بود که در بغداد غزالی را به تدریس واداشته بود. توقف غزالی در نیشابور بیش از دو سال به طول نینجامید، که بار دیگر تدریس را ترک گفت و در طوس عزلت گزید. در خانهٔ خود را به روی آشنا و بیگانه فروبست و با اینکه سلطان سنجر او را به تدریس خواند، غزالی از رفتن سرباز زد و عذر خواست و هم چنان در خانهٔ خود منزوی ماند، تا اینکه بعد از دو سال بدرود حیات گفت.

درگذشت
حجت‌الاسلام امام ابی حامد محمد الغزالی در روز دو شنبه 3 دی 490 شمسی، 14 جمادی‌ الثانی سال 505 هجری قمری، و در سن 55 سالگی در شهر توس (طوس) بدرود زندگی گفت و در طابران طوس بخاک سپرده شد. منصوب است در زمان مرگ بر بالای سرش کاغذی یافتندکه درآن توصیه کرده بود یاران برمرگ او جزع نکنند و جسم وی را تنها بمنزله جامه یا خانه ای تلقی کنند که یک چند در آن بسر برده وبعد ترکش کرده است .

زندگی نامه ابو حامد محمد غزالی

فلسفه غزالی
غزالی از جمله افرادی بود که به دوری مسلمین از تعقل و خردگرایی و نفی فلسفه تاثیر زیادی گذاشت . وی علی‌ رغم اینکه ماهیت فلسفه را دچار مشکل نمی‌ دانست، اما پرداخت به آن را مایهٔ ضعف ایمان مسلمانان دانست.
کتاب مشهور تهافت الفلاسفه که شاید مهم ترین نقد و رد آرای ارسطویی مشربان در تاریخ فلسفه باشد را غزالی به شیوه‌ ای فلسفی و نقادانه نگاشت. اسلوب و شیوه منطقی ای که غزالی در نگارش آن کتاب بکار برد امروز فلسفه نقادی نامیده می‌شود. ایرادهایی که غزالی بر مشائیان وارد نموده‌است ذاتاً فلسفی هستند و بعدها در فلسفه مغرب زمین همگی از سوی فیلسوفان بزرگی چون دکارت، هیوم و کانت به شرح و تفصیل بسیار طرح شده‌اند. نفیعلیت، اعتباری بودن اخلاق، حمله به استقراء، عدم اعتماد به یافته‌های حسی، حجیت عقل و... که غزالی در این کتاب آن ها را به شیوه‌ای منطقی و عقلی طرح نموده، همگی مسائلی فلسفی محسوب می‌شوند که در قرون جدید خود مایه و انگیزه پدیدآمدن مکتب های جدید فلسفی شده‌ اند.

ترس از هوش مصنوعی

هوش مصنوعی به دانشمندان کمک کرده است تا دنیا را به جای بهتری برای زندگی تبدیل کنند اما اخیرا تحقیقات نشان داده است که پیشرفته‌ ترین نوع هوش مصنوعی در برخی موارد از دستورالعمل‌ های برنامه‌ ریزی شده پیروی نمی‌ کند و تحت اختیار و تصمیم خود عمل می‌کند!

ترس از هوش مصنوعی

پیشرفته‌ ترین هوش مصنوعی، “یادگیری عمیق” است. یادگیری ژرف روشی است که دانشمندان با تزریق انواع مختلفی از داده‌ ها ربات‌ ها را برای تصمیم‌ گیری، حل مسایل و مشکلات و دیگر کارها بر اساس این داده‌ ها مهیا می‌سازند. لازم به ذکر است که دانشمندان تنها وظیفه تزریق داده‌ها و آموزش ربات‌ ها را بر عهده دارند و ربات‌ها با توجه به انواع مختلف داده‌ های تزریقی به طور مستقل تصمیم‌ گیری می‌کنند.
یادگیری عمیق می‌تواند روش بسیار موثری باشد، چرا که برای مثال می‌ تواند بیماری‌ های مهلک را به موقع تشخیص داده یا با توجه به شرایط بازار تصمیمات پر سود میلیون دلاری بگیرد. هوش مصنوعی از چنان پیشرفتی برخوردار شده است که حتی در حال حاضر در برخی موارد دانشمندان نمی‌ دانند که هوش مصنوعی چگونه عمل می‌ کند!

ترس از هوش مصنوعی

برای مثال در بیمارستان “ماونت سینای”( نیویورک یک الگوریتم هوش مصنوعی برای تشخیص بیماری مراجعین به کار گرفته شد و این برنامه بیماری همه مراجعین را به درستی تشخیص داد. این برنامه حتی شیزوفرنی را نیز به درستی تشخیص داد. به گواه پزشکان تشخیص بیماری شیزوفرنی بسیار سخت و مشکل است. جوئل دادلی سرپرست گروه تحقیقاتی بیمارستان “مونت سینای”(mount sinai) عنوان کرد که گروهش می‌ تواند مدل‌ های پیشرفته‌ تری نیز بسازد، اما هیچ تصوری از اینکه چگونه کار می‌کند ندارند!
هوش مصنوعی به سرعت در حال رشد و پیشرفت است به طوری که قدرتمند ترین و پیشرفته‌ ترین ربات‌ ها اکنون دیگر به دستوراتی که از انسان‌ ها می‌گیرند وابسته نیستند و در عوض براساس اطلاعات تزریقی الگوریتم خاص خود را می‌ سازند و طبق آن عمل می‌کنند. در واقع به طور خلاصه، ربات‌ها خودشان را برنامه‌ ریزی می‌کنند! به همین دلایل اینترس جدی وجود دارد که اگر ربات‌ها دچار اشتباه شوند چه کسی پاسخگو خواهد بود و دانشمندان چگونه می‌توانند چیزی را که خودشان نمی‌دانند به چه صورت عمل می‌کند توضیح دهند؟

زندگی نامه سهراب سپهری

اهل کاشانم. روزگارم بد نیست. تکه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی. مادری دارم، بهتر از برگ درخت. دوستانی، بهتر از آب روان...

زندگی نامه سهراب سپهری

سهراب سپهری پس از طی تحصیلات شش ساله ابتدایی در دبستان خیام کاشان ( 1319 ) و متوسطه در دبیرستان پهلوی کاشان ( خرداد 1322 ) و به پایان رساندن دوره ی دو ساله دانشسرای مقدماتی پسران (خرداد 1324 )، در آذز 1325 به استخدام اداره فرهنگ کاشان در آمد. در شهریور 1327 در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دوره دبیرستان خود را دریافت نمود. سپس به تهران آمد و در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم زمان به استخدام شرکت نفت در تهران در آمد که پس از هشت ماه کار استعفا داد. سپهری در سال 1330 نخستین مجموعه شعر نیمایی خود را به نام « مرگ رنگ » انتشار داد. در سال 1332 از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و به دریافت نشان درجه اول علمی نیز نایل آمد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعه اشعار خود را با عنوان «زندگی خواب ها» منتشر کرد. آنگاه به تاسیس کارگاه نقاشی همت گماشت. در آذر 1333 در اداره کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه ها شروع به کار کرد و در ضمن در هنرستان های هنرهای زیبا نیز به تدریس می پرداخت. در مهر 1334 ترجمه ی اشعار ژاپنی از وی در مجله «سخن» به چاپ رسید. در مرداد 1336 از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به پاریس و لندن رفت. ضمنا در مدرسه هنرهای زیبای پاریس در رشته لیتوگرافی نام نویسی نمود. وی هم چنین کارهای هنری خود را در نمایشگاه ها به معرض نمایش گذاشت. حضور در نمایشگاه های نقاشی هم چنان تا پایان عمر وی ادامه داشت. وی سفرهای دیگری به کشورهای جهان نمود. از آن جمله است:
- سفر به ایتالیا ( وی از پاریس به ایتالیا می رود)؛
- سفر به ژاپن ( توکیو در مرداد 1339) برای آموختن فنون حکاکی روی چوب که موفق به بازدید از شهرها و مراکز هنریژاپن نیز می شود؛
سفر به هندوستان ( 1340 )؛
- سفر مجدد به هندوستان ( 1342، بازدید از بمبئی، بنارس، دهلی، اگره، غارهای آجانتا، کشمیر )؛
- سفر به پاکستان ( 1342، تماشای لاهور و پیشاور )؛
- سفر به افغانستان ( 1342، اقامت در کابل)؛
سفر به اروپا ( 1344، مونیخ و لندن)؛
سفر به اروپا ( 1345، فرانسه، اسپانیا، هلند، ایتالیا، اتریش)؛
- سفر به امریکا و اقامت در لانگ آیلند (1349 و شرکت در یک نمایشگاه گروهی و سپس سفر به نیویورک)؛
سفر به پاریس و اقامت در « کوی بین المللی هنرها » ( 1352 )؛
سفر به یونان و مصر ( 1353).

سهراب سپری مدتی در اداره کل اطلاعات وزارت کشاورزی با سمت سرپرست سازمان سمعی و بصری در سال 1377 مشغول به کار شد. از مهر 1340 نیز شروع به تدرسی هنرکده هنرهای تزئینی تهران نمود. در اسفند همین سال بود که از کلیه مشاغل دولتی به کلی کناره گیری کرد.

زندگی نامه سهراب سپهری

از جمله نمایشگاه های نقاشی که یا سهراب سپهری در آن ها حضور داشت، یا نمایشگاه انفرادی وی بودند، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- اولین دوسالانه تهران ( فروردین 1337 )؛
- دوسالانه ونیز ( خرداد 1337 )؛
- دو سالانه دوم تهران ( فروردین 1339، برنده جایزه اول هنرهای زیبا )؛
- نمایشگاه انفرادی در تالار عباسی تهران ( اردیبهشت 1340 )؛
- نمایشگاه انفرادی در تالار فرهنگ تهران ( خرداد 1341، دی 1341 )؛
- نمایشگاه گروهی در گالری گیل گمش ( تهران، 1342 )؛
- نمایشگاه انفرادی در استودیو فیلم گلستان ( تهران، تیر 1342 )
- دوسالانه سان پاولو ( برزیل، 1342 )؛
- نمایشگاه گروهی هنرهای معاصر ایران ( موزه بندر لوهار، فرانسه، 1342 )؛
- نمایشگاه گروهی در گالری نیالا ( تهران، 1342 )؛
- نمایشگاه انفرادی در گالری صبا ( تهران، 1342 )؛
- نمایشگاه گروهی در گالری بورگز ( تهران، 1344 )؛
- نمایشگاه انفرادی در گالری بورگز ( تهران، 1344 )؛
- نمایشگاه انفرادی در گالری سیحون ( تهران، بهمن 1346 )؛
- نمایشگاه گروهی در گالری مس تهران (1347 )؛
- نمایشگاه جشنواره ی روایان ( فرانسه، 1347 )؛
- نمایشگاه هنر معاصر ایران در باغ موسسه گوته ( تهران، خرداد 1347 )؛
- نمایشگاه دانشگاه شیراز ( شهریور 1347 )؛
- جشنواره ی بین المللی نقاشی در فرانسه ( اخذ امتیاز مخصوص، 1348 )؛
- نمایشگاه گروهی در بریج همپتن امریکا ( 1349 )؛
- نمایشگاه انفرادی در گالری بنسن نیویورک ( 1350 )؛
- نمایشگاهانفرادی در گالری لیتو ( تهران، 1350 )؛
- نمایشگاه انفرادی در گالری سیروس ( پاریس، 1351 )؛
- نمایشگاه انفرادی در گالری سیحون تهران ( 1351 )؛
- اولین نمایشگاه هنری بین المللی تهران ( دی 1353 )؛
- نمایشگاه انفرادی در گالری سیحون تهران ( 1354 )؛
- نمایشگاه هنر معاصر ایران در « بازار هنر » ( بال، سوییس، خرداد 1355 )؛
- نمایشگاه انفرادی در گالری سیحون تهران ( 1357 ).

سهراب در آغاز کار شاعری تحت تاثیر شعرهای نیما بود و این تاثیر در «مرگ رنگ» به خوبی مشهود است و در آثار بعدی او کم کم کارش شکل می گیرد و شعرش با دیگر شاعران هم دوره خویش متمایز می گردد. از جمله مجموعه شعرهای دیگر سهراب سپهری می توان به این عنوان ها اشاره نمود:
- آوار آفتاب ( 1340 )؛
- شرق اندوه ( 1340 )؛
- حجم سبز ( 1346 )؛
- هشت کتاب ( 1356 ).

برخی از اشعار وی در سال های 1344 و 1345 در فصلنامه «آرش» به چاپ رسید.

سهراب سپهری در اردیبهشت ماه سال 1358 در بیمارستان پارس تهران به علت مبتلا بودن به بیماری سرطان درگذشت. طبق وصیت خودش، پیکر وی در صحن شرقی امامزاده علیمحمد باقر (ع) در قریه مشهد اردهال در کاشان (این صحن معروف به صحن سردار است.) به خاک سپرده شد.

نردبان را سنگین نکنید

افتراق منابع

ارتباط با موجودات فضایی

ارتباط با موجودات فضایی تا اواخر قرن جاری میلادی موضوعی جنجالی است که فیزیکدان مشهور، میچیو کاکو (Michio Kaku) در مورد آن صحبت‌های جالبی را مطرح کرده است.

فرازمینی ها

در چند روز گذشته، فیزیکدان تئوری و دانشمندان معروف میچیو کاکو (Michio Kaku) اظهارات جالب‌توجهی را در ارتباط با فرازمینی ها مطرح کرد و گفت که به احتمال قوی تا کمتر از 80 سال آینده، برقراری تماس با موجودات فضایی امکان‌پذیر خواهد شد؛ البته موضوعات مختلفی مانند صلح‌طلبی و یا ستیزه‌جویی بیگانگان در صورت باخبر شدن آن‌ها از حضور انسان‌ها بر روی زمین هنوز یکی از نگرانی‌های اصلی ماست و کاکو هم این نگرانی را از جنبه‌های مختلف بررسی کرد.

این فیزیکدان در جریان سوال و جواب، در بخشی از وب سایت ردیت به پرسش‌های علاقه‌مندان در مورد موضوعات مختلف جواب میداد که یکی از سوالات در مورد تمدن‌ها فرازمینی بحث را به ارتباط با موجودات فضایی کشاند.

کاکو گفت که تجهیزات رادیویی پیشرفته‌ای که دانشمندان در حال حاضر برای جستجوی سیگنال‌های فرازمینی ها از آن‌ها استفاده می‌کنند نقش مهمی در این ارتباط‌گیری خواهند داشت و از طرف دیگر باید در نظر داشت که فرازمینی ها به احتمال قوی ده‌ها سال نوری از ما فاصله دارند و برای برقراری تماس با آن‌ها زمان زیادی لازم است. مشخص کردن سطح پیشرفت تکنولوژیکی بیگانگان هم موضوع دیگری است که در تعیین حسن نیت این موجودات و واکنش آن‌ها در برخورد با انسان‌ها اهمیت زیادی دارد.

بسیاری از محققان معتقدند که این سیستم پیشنهادی برای تعیین سطح پیشرفت تمدن‌های فرازمینی مدلی کارآمد است و از طرف دیگر،‌ متخصصان حوزه امواج رادیویی می‌گویند که سیگنال‌های با پهنای باند کم به راحتی قابل‌ردیابی هستند و ارتباط با موجودات فضایی از طریق آن‌ها، به نسبت روش‌های دیگر ساده‌ است.



البته احتمال دیگری هم وجود دارد که این موجودات ناگهان بر روی زمین حاضر شوند و وجودشان را رسما به ما اعلام کنند که در این صورت، فناوری آن‌ها باید در سطح فوق‌العاده بالایی باشد و ارتباط‌گیری با موجودی نسبتا بدوی مثل انسان ارزش دردسرهای مختلف همراه با این اتفاق را نخواهد داشت.

تاکنون محققان و فیزیکدانان تئوری برجسته جهان نظریه‌های گوناگونی را در مورد ارتباط با بیگانگان مطرح کرده و تخمین زده‌اند که چیزی بین 20 تا 1500 سال آینده از حضور فرازمینی ها در کیهان باخبر خواهیم شد.

با وجود اینکه بر اساس تحقیقات جدید می‌توان گفت که جمعیت قابل‌توجهی از انسان‌ها واکنش مثبتی به کشف حیات فرازمینی دارند، دانشمندان زیادی از جمله فیزیکدان معروف استیون هاوکینگ (Stephen Hawking) در مورد ارتباط با موجودات فضایی باهوش هشدار داده‌اند؛ این محققان می‌گویند که از بین بردن نسل بشر برای فرازمینی های پیشرفته کار بسیار راحتی خواهد بود.


سیگنال‌های رادیویی و ارتباط با موجودات فضایی

وقتی صحبت از جستجو برای سیگنال‌های رادیویی فرازمینی می‌شود، موضوع اصلی پیدا کردن سیگنال‌هایی با پهنای باند محدود است که در بخش رادیویی طیف الکترومغناطیسی، قسمت کوچکی را به خود اختصاص داده‌اند و بیش‌تر از چند هرتز پهنای باند ندارند. جالب است بدانیم که سیگنال‌های دریافتی از کهکشان‌ها و اجرام آسمانی طبیعی و فوق بزرگ ماهیت متفاوت داشته و می‌توان از طریق پهنای باند گسترده‌ای که دارند، آن‌ها را از سیگنال‌های ساختگی تشخیص داد.

از طرف دیگر، باید در نظر داشته باشیم که حیات فرازمینی مفهومی است که از حیات میکروبی و تا موجودات فضایی فوق پیشرفته را شامل می‌شود،‌ اما وقتی کاکو از بیگانگانی با توانایی برقراری ارتباط صحبت می‌کند،‌ منظور نوعی از حیات است که پیشرفت‌های چشم‌گیری در زمینه تکنولوژی دارد و انرژی زیادی مصرف می‌کند.

به طور کلی وقتی یک تمدن در حوزه فناوری پیشرفت می‌کند، مقادیر مصرف انرژی آن تمدن هم بالا می‌رود و همانطور که فیزیکدانی روسی به نام نیکولای اس کارداشو (Nikolai S. Kardashev) در سال 1964 پیشنهاد کرد، می‌توان میزان پیشرفت موجودات فضایی را از طریق مقدار انرژی مصرفی آن‌ها تخمین زد.

کارداشو نوعی دسته‌بندی کلی را ارائه داد که تمدن‌ها را به سه گروه II ،I و III تقسیم می‌کرد؛ گروه اول تمدنی است که توانایی بهره‌برداری از منابع سیاره محل سکونتش را دارد و نسل بشر هم جزو این گروه قرار می‌گیرد. گروه دوم به تمدنی گفته می‌شود که امکان استفاده از انرژی‌های سیاره‌ها و ستاره‌های مجاورش را دارد و دسته سوم هم تمدنی است که تمامی انرژی کهکشان میزبانش را کنترل می‌کند.

بسیاری از محققان معتقدند که این سیستم پیشنهادی برای تعیین سطح پیشرفت تمدن‌های فرازمینی مدلی کارآمد است و از طرف دیگر،‌ متخصصان حوزه امواج رادیویی می‌گویند که سیگنال‌های با پهنای باند کم به راحتی قابل‌ردیابی هستند و ارتباط با موجودات فضایی از طریق آن‌ها، به نسبت روش‌های دیگر ساده‌ است.

در انتها باید به فعالیت‌های میچیو کاکو در زمینه نظریه‌پردازی و جمع‌آوری اطلاعات در مورد آینده احتمالی نوع بشر اشاره‌ کنیم؛ این دانشمندان در کتاب جدیدش به نام «آینده انسان» (The Future of Humanity) تصویری جالب‌توجه از ماهیت احتمالی موجودات فضایی را به خواننده ارائه می‌دهد؛ کاکو بر اساس مصاحبه‌های گوناگون با متخصصان حیات فرازمینی ادعا می‌کند که شانس وجود چند ویژگی کلی مانند داشتن غریزه شکار و مسلط بودن به زبان متفاوت در موجودات فضایی زیاد است و تنها باید صبر کرد و دید که بر اساس سطح هوش این بیگانگان، چه پیامدهایی از برخورد با آن‌ها در انتظار بشر خواهد بود.

نسخه ای برای کودکان قلدر

قلدرها هم به ابراز وجود نیاز دارند

نسخه ای برای کودکان قلدر

اگر فرزند مدرسه ای داشته باشید، با پدیده قلدری بچه ها در مدرسه هم آشنایی دارید. احتمالاً درباره اینکه بچه هایمان چگونه باید با این قلدرها برخورد کنند مطالب زیادی خوانده اید، اما اینکه برای بچه های قلدر چه کار می توان کرد موضوعی به نسبت جدیدتر است.

قلدری کودکان


قلدری کردن در بچه ها دلایل زیادی دارد، اما یکی از مهم ترین دلایلی که می توان به آن اشاره کرد مسئله «ابراز وجود» در بچه ها است. به عبارت دیگر خیلی از قلدرهای مدرسه به دنبال این هستند که با قلدری کردن برای بقیه بچه ها خودشان را به دیگران و در واقع به خودشان اثبات کنند. ابراز وجود مستلزم بیان احساسات، تفکرات، توانایی ها، انتظارات و ... در خود به دیگران است و بسیاری از قلدرها در این کار مهارت زیادی ندارند. موارد زیادی از این قبیل در مدارس دیده می شود برای مثال: 

_ بچه قلدرهای درس نخوان
این بچه ها که از درس و مدرسه دل خوشی ندارند (دلایل زیادی برای این مسئله می تواند وجود داشته باشد از بی انگیزگی فردی، مسائل خانوادگی یا بی علاقگی به متولیان مدرسه تا مشکلات یادگیری و توجه) از ابراز احساساتی مانند حقارت یا خشمِ ناشی از این مسئله طفره می روند و با قلدری کردن سعی می کنند احساس ارزشمندی و توانمندیشان را در خودشان زنده نگه دارند. 

_بچه قلدرهای دو چهره ای
این بچه ها طبق گفته والدینشان در خانه ساکتند و همین موضوع خانواده های آنها را متعجب می کند. اما وقتی بیشتر وارسی کنیم متوجه می شویم که این کودک یا نوجوان به ظاهر ساکت، طوفانی از احساسات قدرتمندی مانند خشم، ترس، حسادت، حقارت و یا مورد بی توجهی واقع شدن را در خانه تجربه می کند و از آنجا که شانه های جوانش تاب تحمل طولانی مدت اینهمه احساسات تلمبار شده را ندارد، با قلدری کردن در مدرسه چهره ای دیگر از خودش را به خودش نشان می دهد که برای روان زخمی او آرامش بخش است. 

_بچه قلدرهای بزهکار
این بچه ها معمولاً در خانواده هایی بزرگ شده اند که یا بزهکار بوده اند و یا به دلیل جو متشنجی که همواره بر آنها حاکم بوده است، فضای سالمی را برای رشد احساسات در فرزندانشان فراهم نکرده اند. 

_بچه قلدرهای یهویی
این بچه ها به طور ناگهانی خودشان را در محاصره طیف وسیعی از احساسات منفی پیدا می کنند و در نتیجه برای خلاص شدن از دست این احساسات مزاحم بدون نقشه قبلی و به طور ناگهانی دعوا راه می اندازند.

همانطور که در این چند مثال ساده ملاحظه می کنید، بچه های قلدر- حتی قلدرهای بزهکار و قلدرهای یهویی که بایستی برای بررسی های بیشتر به روانشناس ارجاع داده شوند-، در ابراز کردن صحیح و به موقع احساساتشان به دیگران مشکل دارند. به همین دلیل لازم است که مدیریت هیجان و ابراز وجود به آنها آموزش داده شود. 

همانطور که گفته شد فرزند شما به مهارت مدیریت هیجان نیاز دارد. لازمه آموختن این مهارت به فرزندان، آن است که خود شما از آن برخوردار باشید. بنابراین در قدم اول روی مهارت های هیجانی و ابراز وجود خودتان تعمقی بکنید. لازم است که این مهارت ها را وارد زندگی و ارتباط با فرزندتان کنید.


به قلدرها ابراز وجود را بیاموزید 
همانطور که گفته شد فرزند شما به مهارت مدیریت هیجان نیاز دارد. لازمه آموختن این مهارت به فرزندان، آن است که خود شما از آن برخوردار باشید. بنابراین در قدم اول روی مهارت های هیجانی و ابراز وجود خودتان تعمقی بکنید. لازم است که این مهارت ها را وارد زندگی و ارتباط با فرزندتان کنید برای مثال درباره احساسات مختلف با آنها صحبت کنید و بگویید که احساساتی مانند خشم، حقارت، ترس و ... تجربه ای مشترک بین همه انسان ها است. بعد از مسجل شدن مهارت های خودتان چند راهکار دیگر را امتحان کنید: 

1. هیچ احساسی را تمسخر و یا تحقیر نکنید
برای مثال به پسرانتان بیاموزید که مرد هم گریه می کند. به دخترانتان نیز یاد بدهید که زن هم خشمگین می شود. به وجود آمدن این احساسات در ما دست خودمان نیست اما شیوه برخورد با آنها دست خودمان است برای مثال دست خودمان است که وقتی از دست کسی عصبانی هستیم، او را به باد کتک بگیریم و یا احساسمان را به او بگوییم و سعی کنیم راهی برای حل مشکلات پیدا کنیم. 

2.گفتگو را به او بیاموزید
به او یاد بدهید که احساساتش را به زبان بیاورد، احساسات دیگران را بشنود و مسائل و مشکلاتش را با گفت و شنود حل کند نه با زور گفتن. 

3. جایگاه او را در خانواده و یا مدرسه شفاف کنید
همه بچه ها توانایی هایی دارند که لازم است در محیط خانه و یا مدرسه جدی گرفته شوند. برای مثال اگر فرزند شما قدرت رهبری خوبی دارد، از او در مورد برخی از برنامه های خانواده استفاده کنید. و یا در مدرسه به او مسئولیت هایی متناسب با توانایی هایشان بدهید. به عبارت دیگر سعی کنید به او فرصت ابراز وجود به شیوه سالم و سازنده را بدهید و او را تقویت کنید.  

4. علت قلدری او را پیدا کنید
همانطور که گفته شد، میل به ابراز وجود تنها دلیل قلدری کردن بچه ها نیست. بنابراین مهم است که بدانید چرا فرزندتان در مدرسه قلدری می کند؟ 

5.مهارت حل مسئله را به او یاد بدهید
مهم است که فرزند شما بداند که برای حل هر مشکلی راه های مسالمت آمیز زیادی وجود دارد و این کار را با او تمرین کنید. 

6.در صورت لزوم کمک بگیرید
به هر حال ممکن است تعدادی از فرزندان ما به بعضی از مسائل روانشناختی مبتلا باشند. شاید در ابتدای کار قبول ارجاع فرزندتان به متخصص برای شما خوشایند نباشد ولی لازم است که به دو نکته توجه داشته باشید: اولاً اینکه هر کسی که به روانشناس مراجعه می کند لزوماً بیمار نیست، در واقع این آدم های سالم هستند که به محض احساس مشکل مراجعه می کنند. و دوماً اینکه اگر به فرض فرزند شما مشکلی هم داشته باشد، درمان به موقع می تواند سرنوشت و آینده او را تغییر قرار بدهد. 

عمیق ترین اقیانوس زمین کجاست؟

یک نگاه اجمالی به کره زمین از طریق نقشه یا تصویر گرفته شده از فضا برای درک بزرگی و اهمیت اقیانوس های زمین کفایت می‌کند. اقیانوس ها ۷۲ درصد از سطح سیاره را پوشش داده و حجمی در حدود ۱٫۳۵ میلیارد کیلومتر مکعب را اشغال کرده اند. اهمیت آنها برای حیات بر همگان آشکار است. رازهای بسیاری در اعماق آنها نهفته است که هنوز به کشف نرسیده‌اند.

عمیق ترین اقیانوس زمین کجاست؟

 به پاس علم نوین، ابزارها و دستگاه های اکتشاف پیشرفته یکی از مسائل دشوار حل و فصل شده است و آن محل قرارگیری عمیق ترین اقیانوس زمین می باشد. این محل، اقیانوس آرام نام دارد که عمق متوسط آن تقریبا ۴۲۸۰ متر بوده و عمیق ترین قسمت شناخته شده (گودال ماریانا) را در میان تمامی اقیانوس ها درون خود جای داده است.

روش
البته تعیین عمق اقیانوس بنابه دلایل کاملا مشخص، کار دشواری است که دقت بسیار زیادی را می طلبد. کف اقیانوس ها شدیداً پهناور بوده و ارتفاع شان از سطح دریا به شدت متغیر است. درست مانند توده های قاره‌ ای، آن ها هم از گودال ها و دامنه های کوهی برخوردارند. در برخی موارد، گودال ها بسیار عمیق تر از عمق متوسط هستند.

عمیق ترین اقیانوس زمین کجاست؟
چشم اندازی از اقیانوس آرام از فضا


با این حال، اقیانوس آرام از لحاظ عمق متوسط به عنوان عمیق ترین اقیانوس شناخته می شود. اگرچه محاسبات متغیر اند، اما کل کف اقیانوس با مقدار تقریبی ۴۲۸۰ متر تخمین زده شده است که ۵۰۰ متر عمیق تر از متوسط جهانی یعنی ۳۷۰۰ متر میباشد. گودال ماریان به عنوان یکی از دلایل احتمالی مطرح شده چرا که بطرز قابل توجهی ژرف است!

ویژگی‌ ها
گودال ماریان در بخش غربی اقیانوس آرام در مجاورت جزایر ماریانا، با فاصله ای برابر نسبت به فیلیپین و ژاپن واقع شده است. گودال هلالی شکل بوده و طول و عرض متوسط آن به ترتیب به ۲۵۵۰ کیلومتر و ۶۹ کیلومتر می رسد. این گودال در دره ی کوچک واقع در کف اش که به ژرفای چلنجر(challenger) معروف است، عمق بیشینه ای معادل ۱۰۹۹۴ متر دارد. کشورهای نزدیک این گودال عبارتنداز ژاپن، پاپوا گینه جدید، اندونزی و فیلیپین.
ویژگی‌ های هندسی نتیجه‌ی پدیده فرو روی اند که در مرز میان دو صفحه تکتونیک (صفحه اقیانوس آرام و فیلیپینو) به وقوع می پیوندند. نتیجه حاصله را سیستم فرو روی ایزو-بونین-ماریانا نامیده‌اند. حاشیه غربی صفحه اقیانوس آرام به زیر صفحه کوچک تر ماریانا فرو می رود.

عمیق ترین اقیانوس زمین کجاست؟
موقعیت گودال ماریانا


حرکت صفحات آرام و ماریانا به شکل گیری جزایر ماریانا نیز ختم شد که جزایری آتش فشانی به حساب می آیند. آن ها در نتیجه گداز آبدهی(سرد شدن گدازه داغ توسط آب) ناشی از آب محبوس شده در قسمت فرو رفته صفحه اقیانوس آرام می باشد. برای فهمیدن این موضوع که گودال ماریانا چقدر عمق دارد، بگذارید آن را با کوه اورست مقایسه کنیم. اگر کوه اورست را درون گودال ماریانا قرار دهید، بیش از دو هزار متر از آب آن کوه را در بر خواهد گرفت.
فشار آب موجود در گودال ماریانا در حدود ۱۵۷۵۰ psi میباشد که صد برابر بزرگتر از فشار اتمسفری استاندارد در سطح دریاست. این بدان معناست که اگر می توانستید در بخش تحتانی گودال ماریانا قرار بگیرید، فشار شما را نابود می ساخت!

اندازه گیری
اندازه گیری های مختلفی از گودال در طی چند سال به کمک روش های مختلف صورت پذیرفته است. اولین عملیات “چلنجر” نام داشت که بین سال های ۱۸۷۲ و ۱۸۷۶ میلادی به انجام رسید. آنان با استفاده از شیوه های مناسب به اندازه گیری عمیق ترین نقطه گودال ماریانا تا ۹۶۳۶ متر پرداختند.

عمیق ترین اقیانوس زمین کجاست؟
تصویری از چلنجر HMS که در اندازه گیری های گودال ماریانا نقش اساسی ایفا کرد.


چلنجر HMS در سال ۱۹۳۱ میلادی بررسی دیگری نیز انجام داد. پژوهش گران در این عملیات به روش دقیق ژرفا سنجی پژواکی تکیه ورزیدند و مقدار ۱۰۹۰۰ متر را به عنوان عمیق ترین عدد بدست آمده اعلام کردند. بعدها این ناحیه را ژرفای چلنجر نامگذاری نمودند. در طول نیمه دوم قرن بیستم، عملیات متعددی انجام گرفت. در سال ۱۹۵۷، کشتی شوروی در محلی به نام “حفره ماریانا”، عمق  ۱۱۰۳۴ متر را ثبت کرد. کشتی بازرگانی آمریکایی به نام اسپنسر اف. بیرد در سال ۱۹۶۲ عمق بیشینه ۱۰۹۱۵ متر را با استفاده از ابزارهای دقیق اندازه گیری عمق ثبت نمود.
کشتی پیمایشی ژاپن با نام تاکویو در سال ۱۹۸۴ از یک دستگاه ژرفا سنج پژواکی استفاده کرده و عمق بیشینه ۱۰۹۲۴ متر را گزارش کرد. یک کشتی دیگر ژاپنی در سال ۱۹۹۵ به عمیق ترین ناحیه گودال ماریانا دست یافت. بنابراین، ۱۰۹۱۱ متر به عنوان عمیق ترین ناحیه ثبت گردید. در سال ۲۰۰۹، ناو تحقیقاتی آمریکا به نام کیلو موانا دقیق ترین اندازه گیری را از گودال ماریانا تا به امروز انجام داد. در این پروسه از یک ردیاب آوایی استفاده شد که نقطه‌ای را با عمق بیشینۀ ۱۰۹۷۱ متر شناسایی کرد.

عمیق ترین اقیانوس زمین کجاست؟
نمای پشتی از ناو تحقیقاتی کیلو موانا

کاوش
تا کنون چهار عملیات در گودال ماریانا به انجام رسیده است. نخستین عملیات با نام تریست به کمک ناو طراحی شده توسط سوئیس و ساخته شده توسط ایتالیا صورت گرفت که نیروی دریایی آمریکا مالک آن ناو بود. ناو و دو سرنشین آن در بیست و سوم ژانویه ۱۹۶۰ به بخش تحتانی گودال رسیدند، یعنی عمقی معادل ۱۰۹۱۶ متر. عملیات توسط ناو گمنامی در سال ۱۹۹۶ و ناو مستقلی به نام نریوس در سال ۲۰۰۸ ادامه یافت. در سه عملیات نخست، عمق مشابه ۱۰۹۰۲ تا ۱۰۹۱۶ متر مستقیما مورد اندازه گیری قرار گرفت. چهارمین عملیات در سال ۲۰۱۲ انجام شد که طی آن، کارگردان کانادایی جیمز کامرون با استفاده از زیردریایی چلنجر عملیاتی را ترتیب داد. او در ۲۶ مارس به بخش تحتانی گودال ماریانا رسید.
از ماه فوریه ۲۰۱۲ عملیات متعددی برنامه‌ریزی شده است که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد: زیردریایی های تریتون (شرکت فلوریدایی که به طراحی و ساخت زیردریایی های خصوصی می پردازد) و شرکت فناوری های دریایی DOER در نزدیکی سانفرانسیسکو که در نظر دارد دو یا سه نفر را به بستر دریا بفرستد. دنیای اقیانوس ها در ورای خط ساحلی، ژرف و رازآلود است. قسمت اعظمی از آن هنوز کشف نشده و آثار حیاتی که دانشمندان در آن جا پیدا کرده‌اند بسیار مرموز می باشد، بطوریکه می تواند سرنخ هایی هم در خصوص حیات در دنیا های دیگر بدست دهد. این مسئله معقول بنظر می رسد که فضای درونی می تواند بینش ما را نسبت به حیات در فضای بیرونی ارتقأ بخشد.
چند اقیانوس در دنیا وجود دارد؟ چه عواملی منجر به جزر و مد می شود؟ آیا شهاب سنگ ها نقشی در پیدایش اقیانوس های زمین داشته‌اند؟ چند درصد زمین را آب تشکیل می دهد؟

زندگی نامه محمود فرشچیان

محمود فرشچیان به سال 1308 شمسی در اصفهان ، دیده به جهان گشود . پدرش ، حاج غلامرضا فرشچیان ، از تجار فرش بود و در کار هنر قالی بافی دست داشت.

زندگی نامه محمود فرشچیان

این زمینه مساعد برای پرورش ذوق و شوق او در راه آشنایی با هنر موثر افتاد. از سال های پیش از مدرسه از روی نقشه های قالی طرح میزد، تا به تدریج دستش در کار نقش پردازی روان گردید. فرشچیان در طی تحصیلات مقدماتی در محضر استاد میرزاآقا امامی اصفهانی هنرمند چیره دست و پرآوازه دیار اصفهان ، به آموختن نقاشی دلبستگی تمام پیدا کرد و دل در گرو نقش های زیبا بست . او از کار هنر احساس رضایت و شادمانی داشت. از کلاس هفتم دبیرستان فرشچیان قدم به هنرستان هنرهای زیبای اصفهان گذاشت و چهار سال در آن جایگاه عاشقی، زیر نظر استاد عیسی بهادری، استاد نابغه و توانمند نقاشی قالی ، مینیاتور ، نقاشی رنگ و روغن، به فراگیری اصول و مبانی طراحی نقوش سنتی (نقشه قالی ، تذهیب ، مینیاتور) پرداخت .
بدون شک نقش استاد عیسی بهادری در پرورش و خلاقیت های محمود فرشچیان نقشی فوق العاده ارزشمند بود .استاد در بیان احساس و تجسم شعرگونه عواطف ، به شیوه ای کاملا جدید موفق به هماهنگی و همگامی میان مضمون و محتوا و شکل و فرم نقاشی هایش گردید و این مشخصه اصلی کار او در نقاشی شد . فرشچیان در جوانی بسیار پرتلاش و خستگی ناپذیر به کار و طراحی نقوش مختلف میپرداخت . او در مطالعه آثار تاریخی شهر اصفهان (چهل ستون، عالی قاپو، مسجد شیخ لطف الله و ... طرحهای اسلیمی و ختایی کاشیکاری های بی نظیر آن آثار سر از پا نمی شناخت و چون محققی موشکافانه این نقش ها را مطالعه می کرد . فرشچیان حتی در دوره سربازی نیز دست از قلم و رنگ برنداشت و آثاری دیدنی آفرید که مورد تشویق مقامات قرار گرفت.

زندگی نامه محمود فرشچیان

گرمای عشق 1378 محمود فرشچیان
سال 1329 بعد از 6 سال فعالیت و کسب هنر در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان، فرشجیان به کسب دیپلم عالی نائل آمد . آثار سال های شاگردی استاد هنوز در مرکز هنرستان، موجود است. بدون تردید استاد محمود فرشچیان یکی از پدیده های هنر نگارگری (مینیاتور) در عصر حاضر است و او در طراحی و شناخت و بکارگیری رنگ ها فوق العاده قدرتمند و قوی است. این قدرت قلم و صلابت و استواری خطوط قلم گیری است که از او هنرمندی پرآوازه و مشهور ساخته است . از نظر محتوا و مضمون، آثار استاد عمدتا با الهام از ادبیات عرفانی و باورهای مذهبی ساخته و پرداخته شده اند. سخن آخر اینکه امروز استاد فرشچیان از پس نزدیک به پنجاه سال کسب هنر و مهارت در کار نقاشی و خلق نقش های دلنشین و جشم نواز، هنرمندی است که به جرآت می توان او را صاحب سبک جدید در نقاشی ایرانی (مینیاتور) دانست.

زندگی نامه محمود فرشچیان

 

زندگی نامه ابو علی سینا

ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا، مشهور به ابوعلی سینا و ابن سینا و پور سینا (زادهٔ 359 ه. ش. در بخارا، درگذشتهٔ 2 تیر 416 درهمدان)،پزشک و شاعر ایرانی و از مشهورترین و تاثیرگذارترینِ فیلسوفان و دانشمندانایران زمین است که به ویژه به دلیل آثارش در زمینه فلسفه ارسطویی و پزشکی اهمیت دارد. وی نویسنده کتاب شفا یک دانشنامه علمی و فلسفیجامع است و القانون فی الطب یکی از معروف ترین آثار تاریخ پزشکی است.

زندگی نامه ابو علی سینا

ابوعلی سینا 450 کتاب در زمینه‌های گوناگون نوشته‌است که شمار زیادی از آن‌ ها در مورد پزشکی و فلسفه است. جرج سارتن در کتاب تاریخ علم وی را یکی از بزرگ ترین اندیشمندان و دانشمندان پزشکی می‌داند.هم چنین وی او را مشهورترین دانشمند دیار ایران می‌داند که یکی از معروف‌ ترین‌ها در همهٔ زمان‌ها و مکان‌ها و نژادها است.کتاب قانون پورسینا در پزشکی به سال 1973 در شهر نیویورک ایالات متحده آمریکا تجدید چاپ گردیده است.

زندگی
پورسینا در روستای افشانه نزدیک بخارا (در ازبکستان کنونی) متولد شد. زبان مادری اش فارسی بود. پدرش که از صاحب منصبان در حکومت سامانی بود وی را به مدرسه بخارا فرستاد تا در آنجا به خوبی تحصیل کند. پدر و برادر پورسینا مجذوب تبلیغات اسماعیلیه شده بودند، اما پورسینا از آن دو تبعیت نکرد. وی حافظه و هوشی خارق العاده داشت. به طوری که در 14 سالگی از معلمان خود پیشی گرفت.
او علم منطق را از استادش ناتیلی آموخت. او کسی را نداشت که از وی علوم طبیعی یا داروسازی را فرا بگیرد و پزشکان مشهور از دستورالعملهای او تبعیت می‌کردند. البته وی در فراگیری علم ماوراءالطبیعه ارسطو دچار مشکل شد که تنها به کمک تفسیر فارابی توانست آن را بفهمد. او امیر خراسان را از یک بیماری سخت نجات داد. امیر خراسان در ازای این کار اجازه داد که پورسینا از کتابخانه باشکوه مخصوص شاهزادگان سامانی استفاده کند. در سن 18 سالگی، پورسینا بر بسیاری از علومی که بعدها شناخته شدند، تسلط یافت. پیشرفت های بعدی وی، مرهون استدلال های شخصی وی بود.

بخشی از زندگی نامه او به گفته خودش به نقل از شاگردش ابو عبید جوزجانی بدین شرح است:
پدرم عبدالله از مردم بلخ بود در روزگار نوح پسر منصور سامانی به بخارا درآمد. بخارا در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید و وی را به عقد خویشدرآورد. نام مادرم ستاره بود من در ماه صفر سال 370 از مادر زاده شدم. نام مرا حسین گذاشتند چندی بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد در آنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بیاموزم. دهمین سال عمر خود را به پایان می‌بردم که در قرآن و ادب تبحر پیدا کردم آن چنان‌ که آموزگارانم از دانسته‌های من شگفتی می‌نمودند. در آن هنگام مردی به نام ابوعبدالله به بخارا آمد او از دانش‌ های روزگار خود چیزهایی می‌دانست پدرم او را به خانه آورد تا شاید بتوانم از وی دانش بیشتری بیاموزم. وقتی که ناتلی به خانه ما آمد، من نزد آموزگاری به نام اسماعیل زاهد، فقه می‌آموختم و بهترین شاگرد او بودم و در بحث و جدل که شیوه دانشمندان آن زمان بود تخصصی داشتم.
ناتلی به من منطق و هندسه آموخت و چون مرا در دانش اندوزی بسیار توانا دید به پدرم سفارش کرد که مبادا مرا جز به کسب علم به کاری دیگر وادار سازد و به من نیز تاکید کرد جز دانش آموزی شغل دیگر برنگزینم. من اندیشه خود را بدانچه ناتلی می‌گفت می‌گماشتم و در ذهنم به بررسی آن می‌پرداختم و آن را روشن‌تر و بهتر از آنچه استادم بود فرامی‌گرفتم تا اینکه منطق را نزد او به پایان رسانیدم و در این فن بر استاد خود برتری یافتم. چون ناتلی از بخارا رفت من به تحقیق و مطالعه در علم الهی و طبیعی پرداختم. اندکی بعد رغبتی در فراگرفتن علم طب در من پدیدار گشت. آنچه را پزشکان قدیم نوشته بودند همه را به دقت خواندم، چون علم طب از علوم مشکل به شمار نمی‌رفت در کوتاه‌ ترین زمان در این رشته موفقیت‌های بزرگ بدست آوردم تا آنجا که دانشمندان بزرگ علم طب به من روی آوردند و در نزد من به تحصیل اشتغال ورزیدند. من بیماران را درمان می‌کردم و در همان حال از علوم دیگر نیز غافل نبودم. منطق و فلسفه را دوباره به مطالعه گرفتم و به فلسفه بیشتر پرداختم و یک سال و نیم در این کار وقت صرف کردم. در این مدت کمتر شبی سپری شد که به بیداری نگذرانده باشم و کمتر روزی گذشت که جز به مطالعه به کار دیگری دست زده باشم.
بعد از آن به الهیات رو آوردم و به مطالعه کتاب ما بعد الطبیعه ارسطو اشتغال ورزیدم ولی چیزی از آن نمی‌فهمیدم و غرض مولف را از آن سخنان درنمی‌یافتم از این رو دوباره از سر خواندم و چهل بار تکرار کردم چنان‌که مطالب آن را حفظ کرده بودم اما به حقیقت آن پی نبرده‌بودم. چهره مقصود در حجاب ابهام بود و من از خویشتن ناامید می‌شدم و می‌گفتم مرا در این دانش راهی نیست... یک روز عصر از بازار کتاب فروشان می‌گذشتم کتاب فروش دوره گردی کتابی را در دست داشت و به دنبال خریدار می‌گشت به من الحاح کرد که آن را بخرم من آن را خریدم، اغراض مابعدالطبیعه نوشته ابو نصر فارابی، هنگامی که به در خانه رسیدم بی‌درنگ به خواندن آن پرداختم و به حقیقت مابعدالطبیعه که همه آن را از بر داشتم پی بردم و دشواری‌های آن بر من آسان گشت. از توفیق بزرگی که نصیبم شده بود بسیار شادمان شدم. فردای آن روز برای سپاس خداوند که در حل این مشکل مرا یاری فرمود. صدقه فراوان به درماندگان دادم. در این موقع سال 387 بود و تازه 17 سالگی را پشت سر نهاده بودم.
وقتی من وارد سال 18 زندگی خود می‌شدم نوح پسر منصور سخت بیمار شد، اطباء از درمان وی درماندند و چون من در پزشکی آوازه و نام یافته بودم مرا به درگاه بردند و از نوح خواستند تا مرا به بالین خود فرا خواند. من نوح را درمان کردم و اجازه یافتم تا در کتابخانه او به مطالعه پردازم. کتابهای بسیاری در آنجا دیدم که اغلب مردم حتی نام آن ها را نمی‌دانستند و من هم تا آن روز ندیده بودم. از مطالعه آن ها بسیار سود جستم. چندی پس از این ایام پدرم در گذشت و روزگار احوال مرا دگرگون ساخت من از بخارا به گرگانج خوارزم رفتم. چندی در آن دیار به عزت روزگار گذراندم نزد فرمان روای آنجا قربت پیدا کردم و به تالیف چند کتاب در آن شهر توفیق یافتم پیش از آن در بخارا نیز کتاب‌هایی نوشته بودم.
در این هنگام اوضاع جهان دگرگون شده بود ناچار من از گرگانج بیرون آمدم مدتی همچون آواره‌ای در شهرها می‌گشتم تا به گرگان رسیدم و از آنجا به دهستان رفتم و دوباره به گرگان بازگشتم و مدتی در آن شهر ماندم و کتاب هایی تصنیف کردم. ابو عبید جوزجانی در گرگان به نزدم آمد.
ابو عبید جوزجانی گوید: این بود آنچه استادم از سرگذشت خود برایم حکایت کرد. چون من به خدمت او پیوستم تا پایان حیات با او بودم. بسیار چیزها از او فرا گرفتم و بسیاری از کتابهای او را تحریرکردم استادم پس از مدتی به ری رفت و به خدمت مجدالدوله از فرمانروایان دیلمی درآمد و وی را که به بیماری سودا دچار شده بود درمان کرد و از آنجا به قزوین و از قزوین به همدان رفت و مدتی دراز در این شهر ماند و در همین شهر بود که استادم به وزارت شمس‌ الدوله دیلمی فرمانروای همدان رسید. در همین اوقات استادم کتاب قانون را نوشت و تالیف کتاب عظیم شفا را به خواهش من آغاز کرد. چون شمس الدوله از جهان رفت و پسرش جانشین وی گردید استاد وزارت او را نپذیرفت و چندی بعد به او اتهام بستند که با فرمانروای اصفهان مکاتبه دارد و به همین دلیل به زندان گرفتار آمد 4 ماه در زندان بسر برد و در زندان 3 کتاب به رشته تحریر درآورد. پس از رهایی از زندان مدتی در همدان بود تا با جامه درویشان پنهانی از همدان بیرون رفت و به سوی اصفهان رهسپار گردید. من و برادرش و دو تن دیگر با وی همراه بودیم. پس از آنکه سختی های بسیار کشیدیم به اصفهان در آمدیم. علاءالدوله فرمانروای اصفهان استادم را به گرمی پذیرفت و مقدم او را بسیار گرامی داشت و در سفر و حضر و به هنگام جنگ و صلح استاد را همراه و همنشین خود ساخت. استاد در این شهر کتاب شفاء را تکمیل کرد و به سال 428 در سفری که به همراهی علاءالدوله به همدان می‌رفت، بیمار شد و در آن شهر در گذشت و به خاک سپرده شد. او با روش‌ های متفکرانه بیماران را درمان می‌کرد.

مهاجرت از گرگانج به گرگان (403-402 هجری/ 1013-1012 میلادی)
پورسینا در 402 هجری گرگانج را به مقصد گرگان ترک نمود تا دوستش کاووس بن وشمگیر دیلمی از آل زیار را ملاقات کند. در این راه، پورسینا به طرف خراسان رفت و از شهرهای نسا، ابیورد، طوس،سمنگان، جاجرم گذشت و به گرگان رسید. اما در این اثنا (در زمستان 403 هجری/ژانویه و مارس 1013 میلادی) قابوس درگذشت. گرچه در شرح حال پورسینا به زبان خودش، دلیلی بر این موضوع نیامده، اما می‌توان علت مرگ قابوس را مسائل سیاسی دانست. پورسینا در طی این سفر به نظر نمی‌رسد که در شهری توقف کرده باشد. پورسینا مدت کوتاهی در گرگان در خانه یکی از دوستان صمیمی اش اقامت نمود و در آنجا جوزجانی را ملاقات نموده و در خدمت منوچهر بن کاووس بود.

در ری (405-404 هجری/ 1015-1014 میلادی)
پورسینا از گرگان به ری مهاجرت کرد و در دستگاه حکومتی حاکم آل بویه مجدالدوله رستم وارد شد. مادر مجدالدوله سیده، دستی پشت پرده در تصمیم گیری های حکومتی بود. پورسینا با مهارتی که در پزشکی داشت، از نخبگان سیاسی که به مجدالدوله مشاوره می‌ دادند پیشی گرفت و به وی نزدیک‌تر شد. پورسینا مجدالدوله را که مبتلا به مالیخولیا شده بود را مداوا نمود.

در همدان (415-405 هجری/ 1024-1015 میلادی)
پورسینا در ری بود تا شمس‌الدوله حاکم آل بویه (برادر مجدالدوله) در ذی قعده 405/آوریل 1015 به آنجا حمله کرد. پورسینا به دلایل نامعلوم به قزوین مهاجرت کرده و سپس وارد همدان گردید. وی سپس برای معالجه شمس‌الدوله احضار گردید و به اجبار وزیر وی شد و تا مرگ شمس‌الدوله در 412 هجری/1021 میلادی در این سمت باقی‌ماند. یک بار در این دوران پورسینا با لشکریان امیر درگیر شد. پس از مرگ شمس‌الدوله، سماءالدوله روی کار آمد و از پورسینا خواست تا در مقامش باقی بماند. اما پورسینا تمایلی به این موضوع نداشت و در انتظار فرصتی برای ترک آن دیار بود. او مخفیانه با علاءالدوله حاکم آل کاکویه مکاتبه کرد که دیوان آل بویه در همدان و مخصوصا تاج الملوک وزیر کرد آل بویه به وی ظنین گردیده و به اتهام خیانت در قلعه‌ای در فرجان پورسینا را زندانی کردند. پورسینا 4 ماه زندانی بود تا اینکه علاءالدوله به همدان تاخت و سلطنت سماءالدوله را پایان داد و پورسینا از زندان آزاد شد. علاءالدوله به پورسینا پیشنهاد منصبی در همدان را داد که نپذیرفت. چندی بعد پورسینا تصمیم به مهاجرت به اصفهان گرفت و در لباس صوفیان به همراه برادرش جوزجانی و دو برده به آنجا رفت.

در اصفهان (428-415 هجری/1037-‍‍1024 میلادی)
علاءالدوله، پورسینا را با عزت و احترام پذیرفت و پورسینا در اصفهان سکنی گزید و سالهای پایانی عمرش را در خدمت وی گذراند و در اکثر سفرها با وی همراه بود. در یکی از این سفرها به همدان در سال 428 هجری، پورسینا مبتلا به قولنج شد که دائماً به آن مبتلا می‌گشت و در اثر آن درگذشت و در همدان به خاک سپرده شد و آرامگاه بوعلی‌سینا هم اکنون در این شهر قرار دارد.

پورسینا و ازدواج
در منابع تاریخی ما هیچ گزارش جدی در رابطه با ازدواج پورسینا مطرح نشده است جز این‌که برخی گفته‌اند با دختری به نام یاسمین که کنیز فراری خلیفه بغداد بود، ازدواج کرد و که آن هم دیری نپایید.

علت مرگ پورسینا
بعضی از حکمای معاصر وی علت مرگ او را میل زیاد او به معاشرت و مقاربت با زنان دانسته‌اند که در آن افراط می‌کرده است.مستندترین گزارش از علت مرگ پورسینا مربوط به جوزجانی شاگرد او است که تا آخر عمر همراه او بود: زیاده‌روی در شهوات سرانجام جسم نیرومند شیخ را فرسوده کرد. هنگامی که علاءالدوله با تاش فراش می‌جنگید و پورسینا همراه وی بود، بیماری قولنج گریبان شیخ را گرفت. شیخ از ترس آن‌که مبادا در هنگام کارزار و فرار امیر زمین‌گیر شود و از همگامی با او بازماند، در یک روز هشت بار دستور تنقیه داد که در اثر زیاده‌روی روده‌هایش زخم شد. چون در کار درمان ورزیده بود، خویشتن را به داروهای مناسب اندکی بهبود بخشید اما علیل گشت زیرا از غذا پرهیز نمی‌کرد و از هم‌نشینی با زنان دست‌ بردار نبود. در نتیجه بیمایقولنج وی گاهی زورآور می‌شد و زمانی تسکین می‌یافت تا آن هنگام که در رکاب علاءالدوله به سوی همدان رهسپار گردید. در این سفر بیماری شیخ به شدت گرایید و چون به همدان رسید، دانست که نیروی جسمانی خود را چنان از دست داده که دیگر از غذا و دارو کاری ساخته نیست. از این رو از درمان خویش دست کشید و گفت: « مدبر تن من از تدبیر فرومانده و درمان بی فایده است». چند روزی بر این حال بود تا دیده از جهان فرو بست. جسمش را درهمدان به خاک سپردند. در آن هنگام پنجاه و هشت ساله بود»

زندگی نامه ابو علی سینا

اخلاق و صفات
پورسینا از حیث نیروی جسمانی، مردی نیرومند بود و به همین خاطر از کار کردن احساس خستگی نمی‌کرد. او با داشتن این نیروی فراوان جسمی می‌توانست از پس کار وزارت فرمانروایان برآید و همیشه چه در سفر و چه در نبرد همراه آنان باشد و علاوه بر این به کار دانش و نوشتن نیز بپردازد. می‌گویند که او شبها تا دیرگاه به نوشتن کتاب و رساله می‌پرداخت و در این کار افراط می‌کرد. پورسینا از لحاظ نیروی ذهنی و تفکر نیز بسیار نیرومند بود. اینکه او در هجده سالگی توانست تمامی دانش‌های زمان خود را فراگیرد خود نشانگر نیروی ذهنی اوست. نکتهٔ منفی در اخلاق پورسینا گفتار تند او نسبت به دانشمندان همدورهٔ خود و حتی به گذشتگانی مانند افلاطون و زکریای رازی بود. از دیگر خصوصیات خلقی او افراط در معاشرت و مقاربت با زنان بوده که بعضی از حکمای دوران او علت مرگش را در همین افراط می‌دانند.

پورسینا فیلسوف
پورسینا بسیار تابع فلسفه ارسطو بود و از این نظر به استادش فارابی شباهت دارد. مبحث منطق و نفس در آثار او در واقع همان مبحث منطق و نفسارسطو و شارحان او نظیر اسکندر افرودیسی و ثامیسطیوس است. اما پورسینا هرچه به اواخر عمر نزدیک می‌شد، بیشتر از ارسطو فاصله می‌گرفت و بهافلاطون و فلوطین و عرفان نزدیک می‌شد. داستان‌های تمثیلی او و نیز کتاب پرحجم منطق المشرقین که اواخر عمر تحریر کرده بود، شاهد این مدعاست. متاسفانه امروزه از این کتاب تنها مقدمه‌اش در دست است. اما حتی در همین مقدمه نیز پورسینا به انکار آثار دوران ارسطویی خویش مانند شفا و نجاتمی‌پردازد.

آثار پورسینا
به دلیل آنکه در آن عصر، عربی زبان رایج آثار علمی بود، پورسینا و سایر دانشمندان ایران‌زمین که در آن روزگار می‌زیستند کتاب‌های خود را به زبان عربینوشتند. بعدها بعضی از این آثار به زبان‌های دیگر از جمله فارسی ترجمه شد. از جمله اثر قانون در طب که توسط عبدالرحمن شرفکندی به زبان فارسی ترجمه شده‌است.
افزون بر این، پورسینا در ادبیات فارسی نیز دستی قوی داشته‌است. بیش از 20 اثر فارسی به او منسوب است که از میان آن‌ها، بی گمان «دانشنامه علائی» و «رگشناسی» (رساله نبض) از نوشته‌های او است. آثار فارسی پورسینا، مانند سایر نثرهای علمی زمان وی، با رعایت ایجاز و اختصارکاملنوشته شده‌است.پورسینا برای بیان مفاهیم نو به فارسی در آثار خود دست به واژه‌سازی زده است. برپایهٔ پژوهش‌های زنده‌یاد دکتر محمد معین و شادروان سیدمحمد مشکات، شمار واژگان آفریدهٔ پورسینا در دانشنامهٔ علایی و رگ‌شناسی 1039 واژه است. برخی واژه‌های آفریدهٔپورسینا در این دو اثرسترگ چنین هستند: بُرینش (قطع، در رایش و اندازه)، پذیرا (قابل، در فلسفه)، روان(نفس) ، سربه‌سر (مساوی)، کرده (مفعول) ، کُنا (فاعل) ، گداخته(مایع) ، مایگی (مادیت) ، نهاد (وضع) ، یکی‌ای (وحدت) ، افکندن گمان (تولید شک)، ایستادگی به‌خودی خود ، (قائمِ بالذات بودن) ، بالش (نمو، از بن واژهٔ بالیدن)، بَستَناکی (انجماد) ، بهره‌پذیر (قابلِ‌قسمت) ، بی‌گسستگی (لاینقطع) ، پیداگر، پیوندپذیر، جانِ سخن‌گویا (نفس ناطقه) ، جُنبایی (حرکت) ، جنبش‌دار، جنبش راست (حرکت مستقیم)، جنبش گِرد (حرکت مستدیر) ، چه‌چیزی (ماهیت) ، دیرجنب، رایش (علم ریاضی)، روشن‌سرشتی ، زایش‌دِه(مولّد) ، زِفر زبرین (فلک اعلی) ، زِفر زیرین (فلک اسفل) ، شایدبود (امکان) ، گوهر روینده (جوهر نامی) ، نادیداری (باطنی) ، هرآینگی‌بودن (وجوب) ، حد کِهین ، حد مِهین ، حد میانگین ، علم ترازو (علم منطق) ، علم سپس‌طبیعت (علم مابعدالطبیعه) ، نبض درنگی ، نبض دمادم ، نبض ستبر ، نبض لرزنده.
آثار فراوانی از پورسینا به جا مانده و یا به او نسبت داده شده که فهرست جامعی از آن‌ها در فهرست نسخه‌ های مصنفات پورسینا آورده شده‌است. این فهرست شامل 131 نوشته اصیل از پورسینا و 111 اثر منسوب به او است.
از مصنفات اوست: کتاب المجموع در یک جلد، کتاب الحاصل و المحصول در بیست جلد، کتاب البرّ و الاثم ، در دو جلد، کتاب الشفاء، در هجده جلد، کتاب القانون فی الطب ، در هجده جلد، کتاب الارصاد الکلیه ، در یک جلد، کتاب الانصاف ، در بیست جلد، کتاب النجاه ، در سه جلد، کتاب الهدایه ، در یک جلد،کتاب الاشارات ، در یک جلد، کتاب المختصر الاوسط ، در یک جلد، کتاب العلائی ، در یک جلد، کتاب القولنج ، در یک جلد، کتاب لسان العرب فی اللغه ، در ده جلد، کتاب الادویه القلبیه ، در یک جلد، کتاب الموجز ، در یک جلد، کتاب بعض الحکمه المشرقیه ، در یک جلد، کتاب بیان ذوات الجهه ، در یک جلد، کتاب المعاد ، در یک جلد، کتاب المبدا و المعاد ، در یک جلد.

و رساله‌ های او عبارتند از:
رساله القضاء و القدر ، رساله فی الآله الرصدیه ، رساله عرض قاطیغوریاس ، رساله المنطق بالشعر ، قصائد فی العظه و الحکمه ، رساله فی نعوت المواضع الجدلیه ، رساله فی اختصار اقلیدس ،رساله فی مختصر النبض به زبان فارسی، رساله فی الحدود ، رساله فی الاجرام السماویه ، کتاب الاشاره فی علم المنطق ، کتاب اقسام الحکمه ، کتاب النهایه ، کتاب عهد کتبه لنفسه ، کتاب حیّ بن یقطان ، کتاب فی انّ ابعاد الجسم ذاتیه له ، کتاب خطب ، کتاب عیون الحکمه ، کتاب فی انّه لا یجوز ان یکون شیء واحد جوهریا و عرضیا ، کتاب انّ علم زید غیر علم عمرو ، رسائل اخوانیه و سلطانیه و مسائل جرت بینه و بین بعض العلماء .

فلسفه
• شفا
• نجات
• الاشارات و التنبیهات
• حی بن یقظان

ریاضیات
• زاویه
• اقلیدس
• الارتماطیقی
• علم هیئت
• المجسطی
• جامع البدایع

طبیعی
• ابطال احکام النجوم
• الاجرام العلویه واسباب البرق والرعد
• فضا
• النبات والحیوان

پزشکی
• قانون
• الادویه القلبیه
• دفع المضار الکلیه عن الابدان الانسانیه
• قولنج
• سیاسه البدن وفضائل الشراب
• تشریح الاعضا
• الفصد
• الاغذیه والادویه

کتاب قانون یک دائرهالمعارف پزشکی است که درآن تمام مبانیاصلی طب سنتی مورد بحث قرار گرفته‌است مانند: مبانی دانش کالبد شناسی (تشریح) (آناتومی)، (anatomy)، مبانی علامت شناسی، سمیولوژی (semiology)، داروشناسی و داروسازی و نسخه‌نویسی، فارماکولوژی (Pharmacology)و غیره. کتاب قانون در سال 1360 توسط مرحوم شرفکندی(ماموستا هژار) از زبان عربی به زبان فارسی امروزی ترجمه شد و توسط انتشارات سروش منتشرگردید وتاکنون چندین بار تجدید چاپ شده‌است. کتاب قانون در دانشگاه‌های اروپایی و آمریکایی تا دو قرن پیش مورد استفاده پزشکان بوده و به بیشتر زبانهای دنیا ترجمه شده‌است ، کتاب پزشکی قانون بعد از کتاب مذهبیانجیل بیشترین چاپ را داشته‌است. افلاطون مغز (مخ) و دل (قلب) و جگر سیاه (کبد) را اندام های زیستی (اعضای حیاتی) یا اعضای رئیسه یا اندام های اصلی بدن انسان می دانست و به همین دلیل این اعضا را مثلث افلاطون ، به زبان یونانی (تریگونوم پلاطو)(trigonome plato) یا (Plato's tripod) ،به زبان انگلیسی(plato' triangle) می‌نامیدند. پورسینااعلام نمود که دوام و بقای نسل انسان وابسته به دستگاه تولید مثل است و بنابر این جمع چهار اندام نام برده را مربع پورسینا ، به زبان یونانی(کوادرانگولا اویسینا) (quadrangula Avicenn) و به زبان انگلیسی(Avecena's quadrangle) نامیدند. وی همچنین علاقه‌مند به تاثیرات اندیشه بر جسم بود و آثاری نیز در باب روانشناسی دارد.

زندگی نامه ابو علی سینا

علوم غریب
پورسینا از جمله فلاسفه‌ای ست که به علوم غریبه پرداخته‌اند. او رساله‌ای درباره حروف مقطعه در قرآن دارد و برای هر یک از حروف معنایی قابل است.همچنین او رساله‌ای به فارسی به نامکنوزالمعزمین نگاشته است که شامل شرح نیرنجات ، طلسمات، رُقیه و تسخیر کواکب می‌باشد.
• کنوزالمعزمین

موسیقی
نوشتار اصلی: پورسینا و دانش موسیقی
پورسینا تئوری‌دانی (نظریه پردازی)دارای دیدگاه‌های موسیقایی است. او مرد دانش و نه کنش در موسیقی بود ولی آنچنان از همین دانش نظری سخن می‌راند که گویی در کنش نیز چیره‌دست است. گمان می‌شود پورسینا و فارابی بنیادگذاران نخستین پایه‌های دانش هماهنگی (هارمونی) در موسیقی بوده‌اند. آثار موسیقایی پور سینا روی هم رفته پنج اثر مهم اوست که در بخش‌هایی از آنها به موسیقی پرداخته شده:
• شفا که نام بخش موسیقی آن " جوامع علم الموسیقی " می‌باشد
• المدخل الی صناعه الموسیقی* (در دسترس نیست)
• لواحق (در دسترس نیست)
• دانشنامه علایی
• نجات
• اقسام العلوم

اشعار
پورسینا در شعر نیز دستی داشته و اشعار زیادی به زبان عربی سروده‌است و حتی منظومه‌هایی مثل قصیده ارجوزه در مسایل علمی ساخته‌است. اشعاری نیز به زبان فارسی از او روایت کرده‌اند که برخی از آن‌ها به نام دیگران نیز آمده‌است و با توجه به اسلوب و معانی آن‌ها باید در انتساب این اشعار به پورسینا تردید روا داشت.
از شیوه نگارش کتاب‌های علمی و فلسفی پورسینا و اشعار عربی او که مشهورترین آن‌ها قصیده عینیه روحیهاست به خوبی می‌توان توانایی و تسلط او درشاعری و سخنوری در ادبیات عرب را دریافت. اشعار فارسی‌ای که به پورسینا نسبت داده‌اند، روی هم رفته 22 قطعه و رباعی در 65 بیت می‌شود، ولی در صحت انتساب آن‌ها به وی تردید کرده‌اند.

ابوعلی سینا و ادبیات
ابوعلی سینا به عربی و فارسی شعر می سروده است. حدود هفتاد ودو بیت شعر فارسی در کتابهای مختلف و تذکره ها بدو منسوب شده است در میان ابیات بوعلی سینا طنزهای تکان دهنده ای به چشم میخورد که نشان از بی ارزشی جهان هستی و ضعف و ناتوانی آدمیان است.
روزکی چند در جهان بودم/بر سر خاک باد پیمودم
ساعتی لطف و لحظه ای در قهر/جان پاکیزه را بیالودم
باخرد را به طبع کردم هجو/بی خرد را به طمع بستودم
آتشی برافروختم از دل/و آب دیده ازو بیالودم
با هواهای حرص شیطانی/ساعتی شادمان بنغودم
آخرالمر چون سرآمد کار/رفتم تخم کشته بدرودم
گوهرم باز شد به گوهر خویش/من از این خستگی بیالودم
کس نداند که من کجا رفتم/خود ندانم که من کجا بودم

زاهدنمایان زمان بوعلی مردم فریبان ومتعصبان که از روی جهالت خویشتن را علما می خواندند وهر که را خلاف نظرشان می اندیشند از زندگی و آسایش محروم می کردند به این شکل مورد تمسخر بو علی قرار می گیرند:
با یک دو سه نادان که چنین میدانند/از حمق که دانای جهان آنانند
خر باش که این جماعت از فرط خری/هر کو نه خر است کافرش می خوانند

و در برابر اتهامات اینان این گونه می فرماید که:
کفر چو منی گزاف وآسان نبود/محکمتر از ایمان من ایمان نبود
در دهر یکی چو من و او هم کافر/پس در همه دهر یک مسلمان نبود

بو علی در قطعه ای با اینکه به نحوی ترک ادب شرع می نماید جهل و حماقت را زشت می شمارد اما این قطعه دارای طنز دلپذیری است که بر ترک ادب شرعغلبه دارد.جهل و حماقتی که باعث حکم شرع بر تحریم می شود و عقلا و علما را به زحمت ورنج انداخت:
غذای روح بود باده ی رحیق الحق/که رنگ وبوش کند رنگ وبوی گل را دق
به رنگ زنگ زداید ز جان اندهگین/همای گردد اگر جرعه ای بنوشد بق
به طعم تلخ چو پند پدر ولیک مفید/به پیش میطل باطل به نزد دانا حق
می از جهالت جهال شد به شرع حرام/چو مه که از سبب منکران دین شد شق
حلال گشته به فتوای عقل بر دانا/حرام گشته به احکام شرع بر احمق
شراب را چه گنه گر که ابلهی نوشد/زبان به هرزه گشاید دهد ز دست ورق. 

شاگردان پورسینا
پورسینا علاوه بر آثار خود شاگردان دانشمند و کارآمدی به مانند ابوعبید جوزجانی ، ابوالحسن بهمنیار ، ابو منصور طاهر اصفهانی و ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومی را که هر یک از ناموران روزگار گشتند تربیت نمود، که هر کدام دانشمند بزرگی در زمان خود شدند. از میان شاگردان او این چندتن سرشناس ترند:
• ابوالحسن بهمنیار بن مرزبان شاگرد بسیار معروف پورسینا است که برخی از آثار او در دست است. وی از زردشتیان آذربایجان بود.ولی بعدها مسلمان شد و کنیهٔابوالحسن را برگزید. چنانکه بسیاری از ارباب تواریخ به این مطلب تصریح کرده‌اند و از نوشته‌های خود ابوالحسن بهمنیار از جمله التحصیل چنین مطلبی تایید می‌شود. یکی از کتاب‌های پورسینا به نام المباحث بیشتر شامل جواب سوالات اوست.
• ابوعبیدالله عبدالواحد بن محمد جوزجانی از سال 403 هجری تا هنگام مرگ پورسینا پیوسته در خدمت او بوده‌است و پس از مرگ او به گردآوری و تالیف آثاراو پرداخت. تبحر او در ریاضیات بود.
• ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومی یکی دیگر از شاگردان مشهور پورسینا است که رسالهالعشق را پورسینا به نام او نوشت. وقتی نزاع علمی بوعلی سینا و ابوریحان بیرونی بر اثر برخی گفتارهای ابوریحان منقطع شد معصومی ادامهٔ بحث با ابوریحان را به عهده گرفت. مطالب معصومی به همراه اجوبه پورسینا و سوالات و ردود ابی ریحان در کتاب اسئله و اجوبه در ایران و لبنان چاپ شده‌است.
• شیخ علی نسائی خراسانی یکی دیگر از شاگردان پورسینا که ناصر خسروهم در سفرنامه‌اش از وی نام می‌برد.
ابومنصور حسین بن طاهر بن زیله اصفهانیاز دانشمندان ایرانی قرن چهارم و پنجم هجری و از شاگردان پورسینا بود. وی در دانش‌های زمان خود بیشتر در ریاضیات مهارت داشت. او در سال 440 هجری درگذشت.

تاثیر و جایگاه امروزی
تاثیر بر اروپا
چهارتاقی دانشمندان ایرانی
انتقال علوم یونانی توسط مسلمانان و ترجمه آثار عربی به لاتین، نخستین رنسانس یعنی تجدید حیات علمی را در جنوب اروپا سبب شد. این رنسانس در قرن دهم درسیسیل آغاز شد و در قرن دوازدهم در طُلَیطُلَه (تولدو) درخشید، سپس از آن بزودی به فرانسه رسید. دو اثر اصلی پورسینا (شفا و قانون) وی را در اروپا بصورت استاد بی بدیل طب و علوم طبیعی و فلسفه درآورد.
از قرن دوازدهم تا شانزدهم پایه‌های علمی و عملی پزشکی، تعلیمات پورسینا بود. با آثار ابوبکر محمد بن زکریای رازی نیز آشنا بودند و او را طبیب معالجی بهتر از پورسینا می‌شمردند، ولی قانون مجموعه تعلیمی بی نظیری به شمار می‌رفت و کتاب «کلیات فی الطب» ابن رشد تنها با قسمت اول کتاب قانون مطابقت داشت. قانون توسط ژرارد کرمونائی میان سالهای 1150 و 1187 به تمامی ترجمه شد و روی هم رفته هشتاد و هفت ترجمه از آن به عمل آمد که البته بعضی، از آن ها فقط شامل قسمتی از این کتاب بود. بیشتر ترجمه‌ها به لاتینی بود، ولی چندین ترجمه به عبری در اسپانیا و ایتالیا و جنوب فرانسه نیز انجام شد. ترجمه کتاب‌های طبی به خوبی ترجمه کتاب‌های فلسفی او نیست و بعضی کلمات یونانی که تحریف شده و به صورت عربی درآمده، در ترجمه‌ها به صورت نامفهوم و ناشناخته آمده است، و نیز بعضی اصطلاحات فنی عربی کمابیش به حروف لاتینی نقل شده و کاملاً نامفهوم است. قانون اساس تعلیم طب در همه دانشگاه‌ها بود. در قدیمی ترین برنامه تعلیمی که تا کنون بدست آمده و مربوط به مدرسه طب منوپلیه است و در منشوری از پاپ کلمنت پنجم مورخ 1309 مسیحی و نیز در تمام منشورهای پس از آن تا سال 1557 نام قانون آمده است. ده سال بعد جالینوس را بر پورسینا برگزیدند، ولی کتاب قانون تا قرن هفدهم هنوز تدریس می‌شد.چاپ متن عربی آن در رمنشانه آن است که چه اندازه ارزش برای این کتاب قائل بوده‌اند. چاسر در مقدمه کتاب «داستان‌های کنتربری» نوشته است که هیچ طبیبی نباید از قانون قانون غفلت کند. تقریباً هرکس قسمت‌هایی از قانون و مخصوصاً فصول مربوط به تب‌ها یا بیماری‌های چشم را، یا نوشته‌های کوتاهتری چون «مقاله فی النبض» یا «رساله در بیماری‌های قلبی» را در اختیار داشت. همه مولفان عرب از قرن هفتم تا قرن دهم ه. ق /سیزدهم تا شانزدهم م. از خوان نعمت پورسینا برخوردار بوده‌اند - حتی اگر مانند پدر ابن زهر نسبت به او تردید نشان داده یا مانند ابن نفیس به تکمیل قانون پرداخته باشند.

روز پزشک
• 1 شهریور، همزمان با زادروز او در ایران روز پزشک است.

جایزه پورسینا در آلمان
در سال 2005 میلادی دکتر «یاشار بیلگین» ترک تبار (عضو حزب راست گرای اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان) با همکاری چند فرد دیگر، کانونی عام‌المنفعه به نام "آویسنا پرایز" (Avicenna-Preis e.V) در شهر فرانکفورت آلمان بنیاننهاد تا سالانه به انتخاب هیئت داوران «جایزه پورسینا»را به افراد یا سازمان‌هایی که در راه تفاهم فرهنگی ملت‌ها کوشا بوده‌اند اعطاء کند. مبلغ سقفی این جایزه تا یکصد هزار یورو تعیین شده که از طرف شخصیت‌های حقوقی و حقیقی مختلف مهیا می‌گردد.

هدیهٔ ایران به سازمان ملل
دولت جمهوری اسلامی ایران در ژوئن 2009 به عنوان نشانی از پیشرفت علمی صلح‌آمیز ساختمان-مجسمه‌ای به شکل چهارتاقی که ترکیبی از سبک‌های معماری و تزئینات هخامنشی و اسلامیدر آن دیده می‌شود را به دفتر سازمان ملل متحد در وین هدیه داد که در محوطهٔ آن در سمت راست ورودی اصلی قرار داده شده‌است. در این چهارتاقی مجسمه‌هایی از چهار فیلسوف ایرانی خیام،ابوریحان بیرونی، زکریا رازی و ابوعلی سینا قرار دارد.

زندگی نامه حکیم عمر خیام

حکیم غیاث الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خیام نیشابوری که به خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النیسابوری هم نامیده شده است، فیلسوف، ریاضی دان، ستاره شناس و شاعر بنام ایرانی در دورهٔ سلجوقی است.

زندگی نامه حکیم عمر خیام

عمر خیام نیشابوری، که "خیامی" و "خیام نیشابوری" و "خیامی النیسابوری" هم نامیده شده‌است، فیلسوف، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و رباعی سرای ایرانی در دورهٔ سلجوقی است. گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی او است و لقبش «حجهالحق» بوده‌است؛ ولی آوازهٔ وی بیشتر به واسطهٔ نگارش رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد. افزون بر آن‌که رباعیات خیام را به اغلب زبان‌ های زنده ترجمه نموده‌اند، ادوارد فیتزجرالد رباعیات او را به زبان انگلیسی ترجمه کرده‌است که مایهٔ شهرت بیشتر وی در مغرب‌زمین گردیده‌است.
یکی از برجسته‌ترین کارهای وی را می‌توان اصلاح گاهشماری ایران در زمان وزارت خواجه نظام‌الملک، که در دورهٔ سلطنت ملک‌شاه سلجوقی (426 - 490 هجری قمری) بود، دانست. وی در ریاضیات، علوم ادبی، دینی و تاریخی استاد بود. نقش خیام در حل معادلات درجه سوم و مطالعات‌ اش دربارهٔ اصل پنجم اقلیدس نام او را به عنوان ریاضی‌ دانی برجسته در تاریخ علم ثبت کرده‌است. ابداع نظریه‌ای دربارهٔ نسبت‌های هم‌ارز با نظریهٔ اقلیدس نیز از مهم‌ترین کارهای اوست.
شماری از تذکره‌ نویسان، خیام را شاگرد ابن سینا و شماری نیز وی را شاگرد امام موفق نیشابوری خوانده‌ اند. صحت این فرضیه که خیام شاگرد ابن سینا بوده‌است، بسیار بعید می‌ نماید، زیرا از لحاظ زمانی با هم تفاوت زیادی داشته‌ اند. خیام در جایی ابن سینا را استاد خود می‌داند اما این استادی ابن سینا، جنبهٔ معنوی دارد.

زندگی نامه حکیم عمر خیام

زندگی:
عمر خیام در سده پنجم هجری در نیشابور زاده شد. فقه را در میانسالی در محضر امام موفق نیشابوری آموخت؛ حدیث، تفسیر، فلسفه، حکمت و ستاره‌ شناسی را فراگرفت. برخی نوشته‌اند که او فلسفه را مستقیماً از زبان یونانی فرا گرفته بود.
در حدود 449 تحت حمایت و سرپرستی ابوطاهر، قاضی‌ القضات سمرقند، کتابی دربارهٔ معادله‌های درجهٔ سوم به زبان عربی نوشت تحت نام رساله فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله و از آن‌جاکه با نظام‌الملک طوسی رابطه‌ای نیکو داشت، این کتاب را پس از نگارش به خواجه تقدیم کرد. پس از این دوران خیام به دعوت سلطان جلال‌الدین ملک‌شاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک به اصفهان می‌رود تا سرپرستی رصدخانهٔ اصفهان را به‌عهده گیرد. او هجده سال در آن‌جا مقیم می‌شود. به مدیریت او زیج ملکشاهی تهیه می‌شود و در همین سال‌ها (حدود 458) طرح اصلاح تقویم را تنظیم می‌کند. تقویم جلالی را تدوین کرد که به نام جلال‌الدین ملک‌ شاه شهره‌ است، اما پس از مرگ ملک‌ شاه کاربستی نیافت. در این دوران خیام به‌ عنوان اختربین در دربار خدمت می‌کرد هرچند به اختربینی اعتقادی نداشت. در همین سال‌ها (456) مهم‌ترین و تاثیرگذارترین اثر ریاضی خود را با نام رساله فی شرح مااشکل من مصادرات اقلیدس را می‌ نویسد و در آن خطوط موازی و نظریهٔ نسبت‌ ها را شرح می‌ دهد. هم چنین گفته می‌شود که خیام هنگامی که سلطان سنجر، پسر ملک‌ شاه در کودکی به آبله گرفتار بوده وی را درمان ‌نموده‌است. پس از درگذشت ملک‌ شاه و کشته شدن نظام‌الملک، خیام مورد بی‌ مهری قرار گرفت و کمک مالی به رصدخانه قطع شد بعد از سال 479 اصفهان را به قصد اقامت در مرو که به عنوان پایتخت جدید سلجوقیان انتخاب شده بود، ترک کرد. احتمالاً در آن‌جا میزان الحکم و قسطاس المستقیم را نوشت. رسالهٔ مشکلات الحساب (مسائلی در حساب) احتمالاً در همین سال‌ها نوشته شده‌است. غلامحسین مراقبی گفته‌است که خیام در زندگی زن نگرفت و همسر برنگزید.
مرگ خیام را میان سال‌های 517-520 هجری می‌دانند که در نیشابور اتفاق افتاد. گروهی از تذکره‌ نویسان نیز وفات او را 516 نوشته‌اند، اما پس از بررسی های لازم مشخص گردیده که تاریخ وفات وی سال 517 بوده‌است .مقبرهٔ وی هم اکنون در شهر نیشابور، در باغی که آرامگاه امامزاده محروق در آن واقع می‌باشد، قرار گرفته‌است.

زندگی نامه ابوریحان بیرونی

ابو ریحان بیرونی در خوارزم ،منطقه ای که در مجاورت دریا ی آرال قرار دارد و امروزه همه آن را به نام کارا کلپاکسکایا می شناسند ، به دنیا آمد . کاث و جورجانیه دو شهر بزرگ این منطقه به شمار می رفتند . بیرونی در نزدیکی کاث به دنیا آمد و نام شهری که در آن متولد شد را به افتخار او ، بیرونی نام نهادند .

زندگی نامه ابوریحان بیرونی

ابوریحان بیرونی از سن 17 سالگی به انجام فعالیت های علمی مهم و ویژه ای پرداخت .وی در سال 379 با مشاهده بیشترین ارتفاع خورشید ،عرض جغرافیایی شهر کاث را محاسبه کرد .
فعالیت های دیگری که بیرونی به عنوان یک مرد جوان و کم تجربه انجام داد ،بیشتر نظری بود .قبل از سال 384 ( وقتی که22ساله بود) چندین اثرکوتاه ازخود برجای گذاشت .یکی ازآثارموجوداوتحت عنوان” نقشه کشی”( Cartography ) اثری است که در آن به بررسی نقشه های جغرافیایی پرداخته است .در این اثر , او علاوه بر این که نقشه نیم کره را روی صفحه سطح ترسیم کرده است ،نشان داده که تا سن 22 سالگی بسیار مطالعه داشته ,چرا که او مجموعه کاملی از نقشه هایی که دیگران رسم کرده اند را مورد مطالعه و بررسی قرار داده و موارد مربوط به آن ها را دراین رساله مورد بحث قرار داده است . زندگی نسبتا ْ آرام بیرونی تا این مرحله ، پایان غیر منتظره ای به همراه داشت.
در اواخر قرن چهاردهم و اوایل قرن پنجم در عالم اسلام شورش عظیمی بر پا شد و در منطقه ای که بیرونی در آن زندگی می کرد ،جنگ های داخلی در حال وقوع بود .در این زمان خوارزم بخشی از فرمانروایی سامانیان و بخارا مرکز آن به شمار می رفت .حکومت زیار با پایتختش در گرگان در کنار دریای خزر از دیگر حکومت های این منطقه بود .از طرف غرب ،خاندان آل بویه بر سراسر ناحیه بین دریای خزر و خلیج فارس و همچنین بین ا لنهرین حکومت می کرد .سلسله پادشاهی دیگری که به سرعت طلوع کرد ، سلسله غزنویان بود که پایتختشان را شهر غزنه در افغانستان اختیار کردند .این حکومت نقش مهمی را در زندگی بیرونی ایفا کرد .
بنو عراق از جمله فرمانروایان منطقه خوارزم بود و ابو نصر منصور ـ استاد بیرونی ـ یکی از امیران آن خاندان به شمار می رفت . در سال 384 حکومت بنو عراق با یک قیام سرنگون شد . بیرونی به هنگام شروع جنگ داخلی از آن منطقه گریخت اما اینکه برای ستاد بیرونی ـ ابو نصر منصور ـ چه اتفاقی افتاد ، معلوم نیست . بعد ها ، بیرونی در مورد این وقایع نوشت :
بعد از اینکه چند سال در آن منطقه به سختی زندگی کردم ،با اجازه حاکم وقت به زادگاه خودبازگشتم اما مرا وادار به انجام امور مادی و دنیوی کردند که موجب حسادت ورزیدن ابلهان گردید اما خردمندان از این امر متاسف شدند .
دقیقا معلوم نیست که بیرونی به هنگام گریختن از خوارزم به کجا رفت . او باید به شهر ری رفته باشد و بدون تردید مدتی را در شهر ری زندگی کرده است . بر اساس نوشته هایش ،او هیچ پشتیبانی نداشت و با فقر و تنگدستی در شهر ری زندگی می کرد . خجندی ستاره شناسی بود که با دستگاه بسیار بزرگی کار می کرد او خودش این دستگاه را ساخته و آن را روی کوهی بالا تر از شهر ری قرار داده بود تا بدینوسیله عبور نصف النهاری خورشید را نزدیک انقلابین مشاهده کند . او در روزهای4 و 5 جمادی الاول سال 384 انقلاب تابستانی را مشاهده کرد و در روزهای 8 و 9 ذیقعده سال 384 شاهد انقلاب زمستانی بود و بدین ترتیب او توانست مایل بودن دایرهْ البروج و همچنین عرض جغرافیایی شهر ری را محاسبه کند اما هیچ یک از این دو محاسبه دقیق نبود.
خجندی در مورد مشاهداتش و همچنین دستگاه ذات السُدس ( sextantدستگاه سنجش ارتفاع خورشید و ستارگان ) با بیرونی به بحث و بررسی می پرداخته . پس از آن بیرونی در مورد مشاهدات خجندی در کتاب ” تحدید النهایات الاماکن ” Tahdid)) خود گزارشی نوشت و ادعا کرد که در طول مشاهدات خجندی ، دیافراگم دستگاه ذات السُدس بدلیل وزن دستگاه 9 اینچ تنظیم شده است . بیرونی تقریبا علت خطاهای خجندی را دقیق و درست تشخیص می داد . از آنجایی که خجندی در سال 389 از دنیا رفت می توان به این نتیجه رسید که بیرونی سالهای بین 384 تا 386 را در شهر ری سپری کرده است .او همچنین باید مدتی از این زمان را در گیلان که دریای خزر آن را از شمال احاطه کرده است ، زندگی کرده باشد چرا که حدودا در همین زمان کتابی را به حاکم گیلان , ابن رستم تقدیم کرده . ابن رستم با حکومت زیار در ارتباط بود .
تاریخهای معینی را در زندگی بیرونی با اطمینان می دانیم چرا که او در آثارش وقایع نجومی را شرح داده است و بدین ترتیب این امکان را به ما می دهد تا زمانها و مکانهای دقیق را تعیین کنیم .شرح و توصیف او از ماه گرفتگی روز 13 جمادی الاول سال 387 که او در کاث شاهد آن بوده است نشان می دهد که او تا آن زمان به کشور خود باز گشته بوده است . این ماه گرفتگی در بغداد نیز قابل رویت بود و بیرونی ترتیبی داد که به همراه ابووفا بوزجانی در بغداد شاهد این رویداد گردند . مقایسه زمانها آنها را قادر کرد تا تفاوت طول جغرافیایی بین دو شهر را محاسبه کنند . بر این امر نیز واقفیم که در طول این مدت بیرونی بسیار زیاد نقل مکان می کرده است چرا که تا سال 389 او در گرگان بوده و قابوس ـ حاکم حکومت زیار ـ از او حمایت می کرد . او تقریبا در سال 389 کتاب ” آثارالباقیهِ “(Chronology) خود را به قابوس تقدیم کرد و در روزهای 13 ربیع الثانی سال 393 و همچنین 12 شوال سال 393 به هنگام ماه گرفتگی در گرگان بوده . شایان ذکر است که بیرونی در کتاب ” آثارالباقیهِ ” خود به هفت اثر قبلی اش اشاره کرده است : یک کتاب در مورد دستگاه اعشاری ،کتابی در مورد اسطرلاب ،یک کتاب در مورد مشاهدات نجومی، سه کتاب در مورد اخترگویی و نهایتا دو کتاب در مورد تاریخ .
تا 12 شعبان سال 394 بیرونی به وطن خود باز گشته , چرا که در آن روز شاهد ماه گرفتگی دیگری در جورجانیه بوده .علی بن مامون فرمانروای خوارزم به شمار می رفت و تا زمانی بر این مقام بود که برادرش ابوعباس مامون به عنوان حاکم ،جانشین وی شد .این دو برادر با دو خواهر محمود که فرمانروای حکومت قدرتمند غزنه بود ، ازدواج کردند . بدین ترتیب ،عاقبت سلسله پادشاهی ابو عباس مامون تحت کنترل فرمانروایان حکومت غزنه قرار گرفت .
علی بن مامون و ابو عباس مامون هر دو حامی علم بودند و از تعدادی از دانشمندان عالی رتبه و نخبه در دستگاه حکومتی خود حمایت می کردند . ابو عباس مامون تا سال 394 فرمانروایی می کرد و از آثار علمی بیرونی بسیار حمایت می نمود . نه تنها بیرونی ،بلکه ابو نصر منصور ـ استاد سابق بیرونی ـ نیز در این دستگاه حکومتی کار می کرد . بدین ترتیب به هر دو این امکان داده شد تا دوباره با یکدیگر همکاری کنند . بیرونی توانست با حمایت ابو عباس مامون در جورجانیه دستگاهی بسازد که بوسیله آن عبور نصف النهاری خورشیدی را مشاهده کند . او از 28 ذالحجه سال 406 تا 4 رجب سال 407 با این دستگاه 15 مشاهده به انجام رساند.
جنگهای آن منطقه در فعالیتهای علمی بیرونی و ابو نصر منصور وقفه ایجاد کرد و باعث شد عاقبت آن دو خوارزم را تقریبا در سال 407 ترک کنند . محمود نفوذ خود را درغزنه بیشتر می کرد و در سال 404 از ابو عباس مامون خواست تا خطبه نماز جمعه را به نام او بخوانند .این خواسته او نشان می داد که خواستار پایان بخشیدن به حکومت مامون است و تلاش می کرد تا کنترل آن منطقه را بدست آورد . بعد از اینکه مامون تقریبا با درخواست محمود موافقت کرد ، توسط سپاه خود به قتل رسید چرا که آن ها این عمل او را خیانت تلقی کردند . پس از آن ، محمود سپاه خود را به آن منطقه برد و در روز 5 صفر سال 408کنترل کاث را بدست گرفت . به این ترتیب ، بیرونی و ابو نصر منصور به عنوان اسیرهای محمود فاتح وظایف را به وی واگذار کردند .

زندگی نامه ابوریحان بیرونی

نوشته های بیرونی مدرکی است که نشان می دهد او یک دوره غیر عادی و عجیبی را در زندگی پشت سر گذاشته و درد و رنج زیادی را متحمل شده است . اما ظاهراً محمود نیز بخاطر برخی از فعالیتهای علمی اش از او حمایت کرده است . گزارشات مربوط به ظلم کردن محمود به بیرونی علی رغم حمایتی که بیرونی از طرف وی دریافت می کرد ، مستند می باشد . از شرح و توصیف وقایع نجومی که بیرونی به ثبت رسانده است می توان برخی از زمانها و مکانها را در این دوره تعیین کرد . در روز 30 جمادی الاول سال 409 او در کابل بوده و علی رغم نداشتن هیچ ابزاری برای مشاهداتش ، قادر بود باز هم مشاهداتی به انجام برساند به این ترتیب که او با ابزاری که در اختیار داشت ، خلاقیت به خرج داد و دستگاهی ساخت که به وسیله آن بتواند مشاهدات خود را دنبال نماید . در روز 29 ذیقعده سال 409 او در لامقان که در شمال کابل واقع شده است ، شاهد یک خورشید گرفتگی بود . وی اینگونه نوشته است :
به هنگام طلوع خورشید دیدیم که تقریبا بر یک سوم خورشید سایه انداخته شد تا اینکه خورشیدگرفتگی کامل شد .
در طول سالهای 408 تا 410 در حالی که بیرونی تحت حمایت محمود به سر می برد ،در شهر غزنه مشاهداتی به انجام رسانید و بدین ترتیب توانست به طور دقیق عرض جغرافیایی آنجا را تعیین کند . در روز 14 جمادی الاول سال 410 بیرونی در شهر غزنه شاهد یک ماه گرفتگی بود .
ارتباط مابین بیرونی و محمود نیز جالب است . احتمالا بیرونی بنا به ضرورت در دست محمود اسیر به شمار می رفت و برای ترک آن منطقه نیز اختیاری از خود نداشت . با این وجود ،رفتن نظامیان محمود به هند نشان می دهد که بیرونی را به آن کشور بردند . شواهد کمی وجود دارد که نشان می دهد بیرونی در هند بهره بیشتری می برده است . بیرونی آرزو می کرد محمود رفتار بهتری با او داشته باشد اما بدون شک فعالیت های علمی بیرونی مفید واقع می شد . حدودا از سال 412 سپاه محمود موفق شد کنترل بخشهای شمالی کشور هند را بدست آورد و در سال 416 سپاه او به اقیانوس هند راه پیدا کرد . بیرونی ظاهرا در بخشهای شمالی هند به سر برده است . تعداد بازدیدهای او معلوم نیست اما مشاهداتش او را قادر ساخت تا عرض جغرافیایی یازده شهر در اطراف پنجاب و شهرهای هم مرز با کشمیر را تعیین کند . او معروف ترین اثرش را تحت عنوان ” ماللهند “(India) زمانی ارایه داد که در ان کشور به سر می برد . او این کتاب را در نتیجه مطالعات کامل خود نوشت .
” ماللهند ” (India) کتاب حجیم و برجسته ای است که بسیاری از ابعاد مختلف این کشور را در بر می گیرد . بیرونی در این کتاب به شرح و توصیف دین و فلسفه هند ، نظام طبقاتی ( طبقه اجتماعی موروثی در هند ) و آداب و رسوم ازدواج در هند پرداخته است . او همچنین قبل از اینکه وضعیت جغرافیایی این کشور را مورد بررسی قرار دهد ، دستگاههای نگارش و اعداد هندی ها را مطالعه کرد . علاوه بر این ، بیرونی در این کتاب به ستاره شناسی ، اخترگویی و سالنامه هندی ها اشاره کرده و مواردی را پیرامون این سه موضوع مورد بررسی و تحقیق قرار داده است .
بیرونی ادبیات هند را به زبان اصلی مطالعه نمود و چندین متن را از زبان سنسکریت به زبان عربی ترجمه کرد . او همچنین چندین رساله در مورد ابعاد ویژه ستاره شناسی و ریاضیات هند نوشت که برای خودش اهمیت خاصی داشت . او فوق العاده اهل مطالعه بود و در موضوعات : اختر گویی ،ستاره شناسی ،تاریخ شناسی ،جغرافیا ،دستور زبان ،ریاضیات ،پزشکی ،فلسفه ،دین و مذهب ،اوزان و مقیاسات ,از ادبیات سنسکریت احاطه داشت .
محمود در سال 420 از دنیا رفت و مسعود ـ پسر بزرگش ـ جانشین او شد . اما این جانشینی زمانی صورت گرفت که قبل از آن وضعیت سیاسی حادی به وجود آمده بود که دو پسر محمود سعی می کردند تا از پدرشان به عنوان فرمانروا تبعیت کنند . ظاهرا بیرونی مطمئن نبود چه کسی جانشین خواهد شد چرا که او تصمیم گرفته بود کتاب خود را تحت عنوان ” ماللهند ” (India)که در آن زمان به چاپ رسید ، به کسی تقدیم کند . بهتر بود کتاب را به کسی تقدیم نکند تا اینکه شخصی را به اشتباه بر گزیند . مسعود نشان داد که به عنوان فرمانروا بیش از پدرش نسبت به بیرونی لطف دارد و با مهربانی با او رفتار می کند . گر چه بیرونی در زمان فرمانروایی محمود یک اسیر واقعی به شمار می رفت ، ظاهرا برای رفتن به هر جایی که می خواست ، کاملا آزاد بود .
تعداد کلی آثار بیرونی در طول زندگی اش تحسین برانگیز است . کندی نوشته است : بیرونی حدودا 146 اثر از خود بر جای گذاشته است که هر کدام مجموعا شامل 13000 صفحه می باشد (هر صفحه همانند صفحات چاپی کتاب های جدید است) . برخی از اثار بیرونی را قبلا ذکر کردیم اما آثار وی در حقیقت تمام علم زمانه اش را در بر می گیرد . کندی نوشته است :
بیرونی به مطالعه پدیده های قابل مشاهده در طبیعت و همچنین در وجود انسان گرایش بسیاری داشت . در بین علوم مختلف ، علاقمند به آنالیز ریاضی بود و در این زمینه استعداد زیادی داشت .
پیشتر به مشاهدات نجومی بیرونی بسیار اشاره کردیم . بیرونی در مقایسه با بطلمیوس در مورد خطاها نظر مساعدتری داشت . نویسنده می نویسد : بطلمیوس بر این عقیده بود که از میان مشاهداتش ،معتبرترین را بر گزیند (یعنی مشاهداتی را انتخاب کند که با نظریاتش هماهنگ است ) و به خوانندگان آثارش در مورد کنار گذاشتن و نادیده گرفتن آندسته از مشاهداتش که انتخاب نشدند ، چیزی نگوید . از طرف دیگر ، بیرونی خطاهای مشاهداتش را از نظر علمی بیشتر مورد بررسی قرار می داد وهنگامیکه برخی از آنها را به عنوان مشاهداتی که دقیق تر بودند ،انتخاب می کرد ،دیگر مشاهداتی را که دارای خطا بودند و کنار گذاشته می شدند را نیز ارایه می داد .او همچنین نسبت به خطاهای محاسباتش حساسیت نشان می داد و همیشه سعی می کرد تا کمیت هایی را مشاهده کند که برای رسیدن به جواب به کمترین دستکاری نیاز دارد .
” سایه ها “(Shadows) یکی از مهمترین آثار بیرونی است که حدودا در سال 411 نوشته شده است . روزنفلد به طور مفصل در مورد این اثر بیرونی نوشته است. محتوای این اثر بیرونی شامل موارد زیر است : اصطلاحات عربی سایه ها و تصویرها ، پدیده های جدید و غیر عادی از جمله تصویرها ، gnomonics ،تاریخچه تانژانت و تابع های متقاطع .
این کتاب به شرح مقاله هایی که بیرونی در زمینه ریاضیات نوشته است ، می پردازد . این مقاله ها شامل موارد زیر می باشد : حساب نظری و عملی ،برآیند دسته ها ،آنالیز ترکیبی ،قانون 3 ،اعداد گنگ ،نظریه خارج قسمت ،تعاریف مفاهیم جبری ،شیوه های حل معادله های جبری و مسایلی که تنها با خط کش و پرگار حل نمی شدند ،منحنی های مخروطی ،فضاسنجی ،تصویرگنجنگاری ،مثلثات ،قانون سینوس در صفحه ،حل مثلثات کروی.
بیرونی همچنین مقاله هایی در مورد زمین پیمایی و جغرافی ارایه داد . او شیوه های اندازه گیری زمین و فاصله های روی آن را از طریق مثلث بندی معرفی نمود .او شعاع زمین را 6339.6ارزیابی کرد که این اندازه تا قرن دهم در کشورهای غربی بدست آورده نشده بود .کتاب ” قانون مسعودی”(Masudic canon) وی شامل جدولی است که مختصات ششصد مکان را ارایه می دهد واودرمورد همه این مکانها دانش کافی داشت . البته بیرونی همه آنها را خودش اندازه گیری نکرده است . برخی از آن ها را از جدول مشابهی که خوارزمی عرضه کرده بود ،گرفته است .نویسنده اظهار می دارد که بیرونی ظاهرا در مورد ارقامی که خوارزمی و بطلمیوس ارایه کرده بودند ،به این نتیجه می رسد که ارقام ارایه شده توسط خوارزمی دقیق تر است .
بیرونی همچنین در مورد هماهنگی زمان رساله ای نوشته است . او چندین رساله نیز در مورد اسطرلاب نوشته و به شرح و توصیف تقویم ماشینی پرداخته است .او مشاهدات جالبی در مورد سرعت نور به انجام رساند و اظهار داشت که سرعت نور در مقایسه با سرعت صوت بسیار زیادتر است .او از کهکشان راه شیری به عنوان ” مجموعه ای از اجزا بیشمار طبیعت ستارگان سحابی ” یاد کرد .
هیدرواستاتیک موضوعی در علم فیزیک است که بیرونی مورد مطالعه قرار داد و از وزنهای ویژه ،اندازه های دقیقی ارایه داد و به شرح نسبتهای بین چگالی طلا ،جیوه ،سرب ،نقره ،برنز ،مس ،برنج ،آهن و قلع پرداخت . او نتایج را به عنوان ترکیبی از اعداد به صورت 1/n , n = 2 , 3 , 4 , … 10 نشان داد .
دانشمندان دیگر بسیاری از نظریات بیرونی را در جلسات بحث و گفتگوهایشان مورد بررسی قرار دادند . ازمدتها پیش ،بیرونی با استادش ـ ابو نصر منصور ـ همکاری داشت ،هر کدام از آنها از دیگری می خواست تا بخش خاصی از کار را به عهده بگیرد تا بدین ترتیب کار خود را به تایید برساند .او به طرز ستیزه جویانه ای با ابو علی سینا در مورد ماهیت نور و گرما مکاتبه می کرد . 18 نامه از ابو علی سینا که در جواب سوالهایی که بیرونی مطرح کرده ، موجود می باشد . این نامه ها در بر گیرنده موضوعات زیر است : فلسفه ،ستاره شناسی و فیزیک . بیرونی با سجزی نیز از طریق نامه در ارتباط بود .همچنین نامه های نیز که بیرونی به سجزی نوشته است موجود می باشد .این نامه ها مدارکی را مبنی بر وجود نسخه های مسطح و کروی قانون سینوس در بر دارد .اظهارات بیرونی بر اساس نظریات استادش ـ ابو نصر منصور ـ بوده است .

زندگی نامه ابوریحان بیرونی

نهایتا در مورد شخصیت این دانشمند برجسته باید کم سخن گفته شود .در مقایسه با آثار بسیاری از دانشمندان دیگر ،از نوشته ها و کتابهای بیرونی اطلاعات بسیار زیادی بدست آورده می شود . با وجود اینکه کمتر از یک پنجم آثار او باقی مانده است ، به تصویر واضحی از این دانشمند بزرگ دست می یابیم . او مبتکر بزرگ تئوریهای جدید ،ریاضیات و یا جز آن نبود .تنها مشاهده گر دقیقی بود که پیشرو روش تجربی به شمار می رفت . او زبان شناس بزرگی بود که رساله های موجود را می خواند و به وضوح شاهد پیشرفت علم به عنوان بخشی از حوادث بود .او همیشه مراقب بود این حوادث را در جای مناسب خود قرار دهد . مورخین علم به آثار و نوشته های او علاقه وافری داشتند .
علی رغم فعالیت های زیادی که در زمینه اختر گویی انجام داد ، ظاهرا اختر گویی را به عنوان علم قبول نداشته است اما از آن به عنوان وسیله ای برای تایید آثار علمی اش استفاده می کرده است . او نسبت به فرقه های مذهبی مختلف یا نژادهای متفاوت تعصب خاصی نشان نمی داد اما همیشه در برابر اعمال مختلفی که آنها انجام می دادند ، حرفی برای گفتن داشت . به عنوان مثال ،عربهایی که موفق به فتح خوارزم شدند ، متون قدیمی را از بین بردند چه گناهی می تواند برای دانشمندی همچون بیرونی که زندگی را وقف علم و دانش و تاریخ می کند ، بدتر از آن باشد ـ بیرونی در دین مسیح مسئله عفو و بخشش را مورد توجه قرار داده است . او در کتاب ” ماللهند “(India) نوشته است :
قسم می خورم که زندگی ام یک فلسفه مهم است اما همه مردمی که در این دنیا زندگی می کنند ، فیلسوف نیستند . . . و در حقیقت از وقتیکه کنستانتین فاتح ـ امپراطور روم ـ به دین مسیح روی آورد ،شمشیر و شلاق را به کار گرفتند .
بیرونی به آنهایی که فکر می کرد احمق هستند ، کنایه ای زد . این کنایه مبنی بر جوابی بود که او به مردی مذهبی داد که به وسیله ای که او ساخته بود ،ایراد گرفته بود . بر روی این وسیله ماههای بیزانسی حکاکی شده بود و زمان عبادت را نشان می داد . پاسخی که بیرونی به آن مرد داد ، در کتاب ” سایه ها “(Shadows) اینگونه آورده شده است :
بیزانسی ها نیز غذا می خورند . پس شما غذا خوردن آن ها را تقلید نکنید .

چگونه از پرورش خشونت در کودکان جلوگیری کنیم؟

پرخاشگری حق کودک شماست؟!

از زمانی که پسرم می تواند حرف بزند و راه برود، خیلی رفتارهای زشت مثل زدن دیگران، پرت کردن اسباب بازی ها و ... را می بینم. مثل آدم های پرخاشگر شده است. نمی دانم واقعا چه کاری باید انجام بدهم و چه برخوردی با او داشته باشم؟

پرخاشگری حق کودک شماست؟!

خشم حق است 
خشم یک هیجان کاملا طبیعی است که در تمام انسان ها وجود دارد و هیچ فردی را نمی توانیم پیدا کنیم که اصلا خشمگین نشود. اما پرخاشگری کردن طبیعی نیست و افراد دارای بهداشت روان و کسانی که مهارت های زندگی را می دانند، در زمان خشم، پرخاشگری نمی کنند و توانایی کنترل خودشان را دارند. خشم یک واکنش طبیعی است که در انسان ها در برابر موقعیت هایی که در آنها به ناکامی رسیده اند ایجاد می شود. 

پرخاشگری و خشونت ممنوع 
اگر کسی نتواند خشم خود را کنترل کند، نهایتا منجر به بروز پرخاشگری و خشونت می شود. پرخاشگری به رفتارهایی گفته می شود که هدف آن ها آسیب رساندن به خود یا دیگران و محیط از روی قصد و نیت می باشد. 

پرخاشگری به 2 حالت در افراد دیده می شود: 

1-    پرخاشگری کلامی همانند توهین کردن و ناسزا گفتن 

2-    پرخاشگری غیر کلامی همانند پرت کردن وسایل و زدن دیگران 

افرادی که پرخاشگری می کنند، ظاهری کاملا مشخص دارند، این افراد لرزش دست و پا، تعریق بدن، قرمز شدن چشم، سرد شدن انگشتان دست و پا، گرفتگی عضلات و تغییر فشار خون را از خود نشان می دهند. این نشانه ها ممکن است تا حدی در کودکان پرخاشگر هم دیده شود. اگر از دوران کودکی بتوانید مهارت های کنترل خشم را به کودکانتان یاد بدهید، قطعا در آینده هم مشکلی در این زمینه نخواهند داشت و به راحتی می توانند خشمشان را کنترل کنند. در ابتدا برای اولین قدم به عنوان والد، باید عواملی را که باعث ایجاد پرخاشگری در کودکان می شود را شناسایی کنید تا بهتر بتوانید از بروز خشم در فرزندتان جلوگیری کنید. 

دلایل بروز پرخاشگری در کودکان 
1- عدم تامین نیازهای اولیه: کمبود محبت و عدم تامین نیازهای اولیه کودکان، به ویژه در سنین صفر تا هفت سالگی، می تواند به عنوان مهم ترین عامل برای ایجاد پرخاشگری در کودکان باشد. کودکانی که نیازهای روانشناختی تامین نشده ای از سمت والدینشان دارند، پرخاشگری را بیشتر نشان می دهند. کودکانی که می بینند والدینشان به آنها توجه نمی کنند و یا به او محبتی ندارند، نهایتا از طریق انجام دادن رفتارهای منفی و نامطلوب، توجه والدینشان را جلب می کنند. 

2-الگوبرداری و مشاهده: کودکان به ویژه در سنین زیر هفت سال، مشاهده گرها و الگوبردارهای بسیار توانمندی هستند. اگر والدین کودکان، پرخاشگری و خشونت را بروز بدهند و یا کودکان فیلم و کارتن های خشونت آمیز ببینند و بازی های همراه با پرخاشگری را انجام بدهند، به راحتی می توانند پرخاشگری را در رفتارهای روزمره خودشان هم نشان بدهند. 

3- ناکام شدن های پی در پی: ناکام شدن کودکان در موقعیت های مختلف زندگی، در بازی کردن، در تامین نیاز های روانشناختی، در درس خواندن و ... می تواند باعث ایجاد خشم و بروز پرخاشگری در آنها بشود. اگر افراد نتوانند به اهدافشان در زندگی برسند، قطعا حس خشم را در خودشان تجربه می کنند. 

4- حفظ موقعیت و جایگاه: از دلایل دیگری که باعث بروز خشم در کودکان می شود، از دست دادن جایگاه و موقعیتشان در حضور والدین می باشد. این حالت زمانی در کودکان نشان داده می شود که یا فرزند جدیدی متولد شده باشد و تمام توجه ها به سمت او رفته باشد و به نوعی فرزند اول فراموش یا نادیده شود، یا در حالتی که والدین فرزندشان را با دیگران مقایسه می کنند و یا اینکه فرزندان با انجام دادن رفتار اشتباه یا گرفتن نمرات پایین درسی، متوجه بشوند جایگاهشان را در حضور والدین خود از دست داده اند. پس سعی کنید موقعیت و جایگاه خوب و بالای فرزندانتان را حفظ کنید. 

5- احساس حقارت و عدم اعتماد به نفس: کودکانی که اعتماد به نفس پایین تری دارند و توانایی ها و شایستگی های خود را نمی شناسند، بیشتر ابراز خشونت نشان میدهند. 

6- احساس عدم امنیت: اگر کودکی احساس کند که در خانه ای زندگی می کند که امن نیست بیشتر پرخاشگری را نشان می دهد. امن نبودن محل زندگی در زمانی ایجاد می شود که یا والدین با یکدیگر مداوم در حالت مشاجره به سر می برند و یا حالتی که  والدین فرزندانشان را مورد خشم قرار می دهند. 

7-عوامل محیطی: عوامل زیست محیطی مانند آلودگی های صوتی و هوا، خستگی های ناشی از اتفاقات روزمره زندگی مثل میهمانی رفتن، خرید رفتن، میهمان داشتن و ... سطح توانایی و تحمل کودک را پایین می آورد و در نتیجه کودک را وادار به خشونت می کند. 

پس والدین عزیز باید در قدم اول عواملی را که باعث ایجاد خشونت در فرزندتان می شود را بشناسید تا راحت تر بتوانید از بروز خشونت در آنها جلوگیری کنید. 

زندگی نامه دکتر شریعتی

دکتر علی شریعتی در سال 1312 در روستای مزینان از حوالی شهرستان سبزوار متولد شد. اجداد او همه از عالمان دین بوده اند.

زندگی نامه دکتر شریعتی

دکتر علی شریعتی در سال 1312 در روستای مزینان از حوالی شهرستان سبزوار متولد شد. اجداد او همه از عالمان دینبوده‌اند. پدر پدر بزرگ علی، ملاقربانعلی، معروف به آخوند حکیم، مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده و از شاگردان برگزیده حکیم اسرار (حاج ملاهادی سبزواری) محسوب می‌شد. پدرش استاد محمد تقی شریعتی (موسس کانون حقایق اسلامی که هدف آن «تجدید حیات اسلام و مسلمین» بود) و مادرش زهرا امینی زنی روستایی متواضع و حساس بود. علی حساسیت‌های لطیف انسانی و اقتدار روحی و صلاحیت عقیده‌اش را از مادرش به ودیعه گرفته بود. علی به سال 1319 در سن هفت سالگی در دبستان ابن یمین، ثبت نام می‌کند، اما به دلیل بحرانی شدن اوضاع کشور ـ تبعید رضا شاه و اشغال کشور توسط متفقین ـ خانواده‌ اش را به ده می‌ فرستد و پس از برقراری آرامش نسبی در مشهد علی و خانواده‌ اش به مشهد باز می‌گردند. پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در 16 سالگی سیکل اول دبیرستان (کلاس نهم نظام قدیم) را به پایان رساند و وارد دانش سرای مقدماتی شد. در سال 31، اولین بازداشت علی که در واقع نخستین رویارویی مستقیم وی با حکومت و طرفداری همه جانبه او از حکومت ملی بود، واقع شد.
در همین زمان یعنی 1331 وی که در سال آخر دانش‌سرا بود به پیشنهاد پدرش شروع به ترجمه کتاب ابوذر (نوشته عبدالحمید جوده السحار) می‌کند. در اواسط سال 1331 تحصیلات علی در دانشسرا تمام شد و پس از مدتی شروع به تدریس در مدرسه کاتب پور احمدآباد کرد. و همزمان به فعالیت‌های سیاسیش ادامه داد. کتاب «مکتب واسطه» نیز در همین دوره نوشته شده است. در سال 1334 پس از تاسیس دانشکده علوم و ادبیات انسانی مشهد وارد آن دانشکده شد. در دانشکده مسئول انجمن ادبی دانشجویان بود در همین سالهاست که آثاری از اخوان ثالث مانند کتاب ارغنون (1330) و کتاب زمستان (1335) و آخر شاهنامه (1328) به چاپ رسید و او را سخت تحت تاثیر قرار داد. در این زمانفعالیت‌ های سیاسی ـ اجتماعی شریعتی در نهضت (جمعیتی که پس از کودتای 28 مرداد توسط جمعی از ملیون خراسان ایجاد شده که علی شریعتی یکی از اعضا آن جمعیت بود). آشنایی او با خانم پوران شریعت رضوی در دانشکدهادبیات منجر به ازدواج آن دو در سال 1337 می گردد. و پس از چند ماه زندگی مشترک به علت موافقت با بورسیه تحصیلی او در اوایل خرداد ماه 1338 برای ادامه تحصیل راهی فرانسه می شود. در طول دوران تحصیل در اروپا علاوه بر نهضت آزادی بخش الجزایر با دیگر نهضت های ملی افریقا و آسیا، آشنایی پیدا کرد و به دنبال افشای شهادت پاتریس لومومبا در 1961 تظاهرات وسیعی از سوی سیاه پوستان در مقابل سفارت بلژیک در پاریس سازمان یافته بود که منجر به حمله پلیس و دستگیری عده زیادی از جمله دکتر علی شریعتی شد. دولت فرانسه که با بررسی وضع سیاسی او، تصمیم به اخراج وی گرفت اما با حمایت قاضی سوسیالیست دادگاه، مجبور می‌شود اجرای حکم را معوق گذارد. وی در سال 1963 با درجه دکتری یونیورسیته فارغ‌ التحصیل شد و پس از مدتی او به همراه خانواده و سه فرزندش به ایران بازگشت و در مرز بازرگان توسط ماموران ساواک دستگیر شد.

زندگی نامه دکتر شریعتی

پس از بازگشت از اروپا
پس از پنج سال تحصیل و آموختن و فعالیت سیاسی، در اروپا، بازگشت به فضای راکد و بسته جامعه ایران و آن هم تدریس در دبیرستان بسیار رنج آور بود، سال بعد (وی) پس از قبولی در امتحان به عنوان کارشناس کتب درسی به تهران منتقل می شود و با آقایان برقعی و باهنر و دکتر بهشتی که از مسئولین بررسی کتب دینی بودند، همکاری می‌کند. ترجمه کتاب «سلمان پاک» اثر پروفسور لوئی ماسینیون حاصل تلاش او در این دوره است. از سال 1345 او به استادیار رشته تاریخ در دانشکده مشهد استخدام می شود. موضوعات اساسی تدرس او را می توان به چند بخش تقسیم کرد: تاریخ ایران، تاریخ و تمدن اسلامی و تاریخ تمدن های غیر اسلامی. از همان آغاز روش تدریس، برخوردش با مقررات متداول در دانشکده و رفتارش با دانشجویان، او را از دیگر استادان متمایز می‌کرد. چاپ کتاب اسلام شناسی و موفقیت درس های دکتر علی شریعتی در دانشکده مشهد و ایراد سخنرانی‌های او در حسینیه ارشاد در تهران موجب شد که دانشکده‌های دیگر ایران از او تقاضای سخنرانی کنند این سخنرانی ها از نیمه دوم سال 1347 آغاز شد. مجموعه این فعالیت‌ها مسئولین دانشگاه را بر آن داشت که ارتباط او با دانشجویان را قطع کنند و به کلاسهای وی که در واقع به جلسات سیاسی ـ فرهنگی بیشتر شباهت داشت، خاتمه دهند. در پی این کشمکش ها و دستور شفاهی ساواک به دانشگاه مشهد کلاس های درس او، از مهرماه 1350، رسماً تعطیل شد.
از اواخر آبان ماه 51 بخاطر سخنرانی‌ های ضد رژیم، زندگی مخفی وی آغاز شد و پس از چند ماه زندگی مخفی در مهرماه سال 1352 خود را به ساواک معرفی کرد که تا 18 ماه او را در سلول انفرادی زندانی کردند؛ که نهایتاً در اواخر اسفند ماه سال 53 او از زندان آزاد می‌شود و بدین ترتیب مهم‌ ترین فصل زندگی اجتماعی و سیاسی وی خاتمه می‌ یابد. در این دوران که مجبور به خانه‌نشینی بود؛ فرصت یافت تا به فرزندانش توجه بیشتری کند. در سال 55، با فرستادن پسرش (احسان) به خارج از کشور فرصت یافت تا مقدمات برنامه هجرت خود را فراهم کند. دکتر شریعتی نهایتا در روز 26 اردیبهشت سال 1356 از ایران، به مقصد بلژیک هجرت کرد و پس از اقامتی سه روزه در بروکسل عازم انگلستان شد و در منزل یکی از بستگان نزدیک همسر خود اقامت گزید و پس از گذشت یک ماه در 29 خرداد همان سال به نحو مشکوک درگذشت و با مشورت استاد محمدتقی شریعتی و کمک دوستان و یاران او از جمله شهید دکتر چمران و امام موسی صدر در جوار حرم مطهر حضرت زینب (س) در سوریه به خاک سپرده شد.