زندگی نامه سید محمدعلی جمالزاده نویسنده معاصر ایران

جمالزاده با انتشار اولین مجموعه داستان کوتاهش ، یعنی یکی بود یکی نبود، به شهرت رسید. این مجموعه ، که شامل یک دیباچه و شش داستان کوتاه است ، به نظر بسیاری از منتقدان ، مهم ترین اثر جمالزاده است که او را به عنوان نویسنده ای پیشگام در میان داستان نویسان معاصر شناسانده است .

زندگی نامه سید محمدعلی جمالزاده نویسنده معاصر ایران

سید محمدعلی جمالزاده (23 دی 1270 در اصفهان - 17 آبان 1376 در ژنو) نویسنده و مترجم معاصر ایرانی است. او را پدر داستان کوتاه زبان فارسی و آغازگر سبک واقع‌گرایی در ادبیات فارسی می‌دانند. محمدعلی جمال‌ زاده نخستین مجموعهٔ داستان‌های کوتاه ایرانی را با عنوان یکی بود، یکی نبود در سال 1300 خورشیدی در برلین منتشر ساخت.داستان‌ های وی انتقادی (از وضع زمانه)، ساده، طنزآمیز و آکنده از ضرب‌ المثل‌ها و اصطلاحات عامیانه است.

• دوران کودکی جمالزاده
سید محمدعلی جمالزاده در خانواده‌ای مذهبی در اصفهان به دنیا آمد. او فرزند سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی بود. واعظ اصفهانی در اصفهان زندگی می‌کرد، اما غالباً برای وعظ به شهرهای مختلف سفر می‌کرد. جمال‌زاده پس از 10 سالگی پدر خود را در برخی از سفرها همراهی می‌کرد. وی به همراه خانواده در سال 1321 ه. ق. به تهران مهاجرت کرد.
جمال‌زاده نوجوان بود که پدرش او را برای تحصیل به بیروت فرستاد. در دوران اقامت او در بیروت؛ اوضاع سیاسی ایران تغییر کرد، در آن زمان محمد علی شاه قاجار مجلس را به توپ بست و هر یک از آزادی‌خواهان با مشکلاتی مواجه شدند. پدر جمال‌زاده خود را به همدان رساند تا از آنجا به عتبات فرار کند، ولی در آن‌جا دستگیر شد و به بروجرد برده شد. امیر افخم، حاکم بروجرد دستور اعدام او را صادر کرد.

• دوران جوانی سید محمدعلی جمالزاده
جمالزاده در بیروت با ابراهیم پور داوود و مهدی ملک‌زاده فرزند ملک المتکلمین چندین سال هم دوره بود. در سال 1910 تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به اروپا برود. سپس از راه مصر عازم فرانسه شد. در آنجا ممتازالسلطنه سفیر ایران به وی پیشنهاد کرد که برای تحصیل به لوزان سوئیس برود. سید محمدعلی تا سال 1911 در لوزان بود، پس از آن به شهر دیژون در فرانسه رفت و دیپلم حقوق خود را از دانشگاه آن شهر گرفت.

زندگی نامه سید محمدعلی جمالزاده نویسنده معاصر ایران

• ازدواج جمالزاده با زن فرنگی
جمالزاده دو بار ازدواج کرد و هر بار زن فرنگی گرفت: ازدواج اول در فرانسه در خرداد 1293 ش، و ازدواج دوم در سال 1310 در ژنو. همسر اولش، زنی کاتولیک مذهب بود به نام «ژوزفین» که هیچ گاه به آیین و اعتقادات جمالزاده روی خوش نشان نداد و سرانجام بر اثر بیماری استسقا درگذشت. همسر دومش، زنی آلمانی الاصل بود که «مارگرت اگرت» نام داشت و ازدواج جمالزاده با او اسلامی بود. این زن بنا به قول جمالزاده، مسلمان شده و اسمش را فاطمه گذاشته بود. این مساله می تواند بیانگر اعتقاد جمالزاده به آیین اسلام باشد.
جمالزاده با زن فرنگی ازدواج کرد و ارتباط او با محیط و فرهنگ غرب و زنان فرنگی و تصور منفی او از زن ایرانی، در این امر بی تاثیر نبود. خود جمالزاده در جواب این پرسش که چرا زن خارجی گرفته است، می گوید: «وقتی من پانزده ساله بودم، از ایران خارج شدم و آمدم بیروت و بعد آمدم اینجا (ژنو). همسایه ما در ایران دخترکی داشت به اسم ملکه که من عاشق او بودم. به پدر و مادرم گفته بودم ملکه را برای من نگاه بدارید. پدرم چند ماه بعد از اینکه از ایران آمدم بیرون، کشته شد. اولین سفری که رفتم به ایران، مادرم صدایم زد و گفت: ملکه آمده به دیدنت. لذت بردم. ملکه تا مرا دید، گفت شوهر کرده ام… این طور شد که من در همین اروپا زن گرفتم.»
جمالزاده بی سوادی و عقب ماندگی زنان ایرانی را دلیل دیگر این مساله فکر می کند و می گوید: «زن من فارسی را به قدری خوب یاد گرفته بود که گاهی من از او می پرسیدم و او غلط های من را اصلاح می کرد. فرانسه می دانست، آلمانی، انگلیسی، فارسی، چهار زبان می دانست. چرا من این زن را نگیرم و بروم زنی بگیرم که بی سواد باشد؟!»

• فعالیت‌های جمالزاده در خارج از ایران
همزمان با جنگ جهانی کمیته‌ ای به نام کمیته ملیون به رهبری سید حسن تقی زاده برای مبارزه با روسیه و انگلیس در برلن تشکیل شد. این کمیته جمالزاده را به همکاری دعوت نمود. جمالزاده در سال 1294 به برلن رفت و تا سال 1309 در آن جا اقامت داشت. پس ازاقامت کوتاهی دربرلن برای ماموریت از طرف کمیته ملیون به بغداد و کرمانشاه رفت و مدت شانزده ماه در آنجا اقامت داشت. در بازگشت به برلن مجله کاوه که 3 بهمن ماه 1292 اولین شماره آن به چاپ رسید، وی را به همکاری دعوت کرد و تا تعطیلی مجله در9 فروردین ماه1301 به همکاری خود با تقی زاده ادامه داد.
پس از تعطیلی مجله کاوه، سرپرستی محصلین ایرانی در سفارت ایران را به عهده گرفت. او به مدت هشت سال این مسئولیت را به عهده داشت، تا اینکه در سال 1310 به دفتر بین المللی کار وابسته به جامعه ملل پیوست. پس از بازنشستگی در سال 1335 از برلن به ژنو رفت و تا پایان عمر در آنجا اقامت داشت. جمالزاده بیشتر عمر خود را در خارج از ایران سپری کرد. اما می‌توان گفت که تمام تحقیقاتش در باره ایران و زبان فارسی و گسترده کردن دانش ایرانیان بود. علیرغم اینکه در رشته حقوق تحصیل کرد ولی در باره حقوق مطلبی ننوشت.

• سبک نگارش جمالزاده
محمدعلی جمالزاده را همراه با صادق هدایت و بزرگ علوی سه بنیانگذار اصلی ادبیات داستانی معاصر فارسی می‌دانند. داستان کوتاه «فارسی شکر است» را که در کتاب یکی بود یکی نبود او چاپ شده‌است، عموماً به عنوان نخستین داستان کوتاه فارسی به شیوهٔ غربی می‌شمارند. این داستان پس از هزار سال از نثرنویسی فارسی نقطه عطفی برای آن به شمار می‌رفت. به علاوه، مقدمهٔ جمال‌زاده بر کتاب یکی بود یکی نبود سند ادبی مهم و در واقع بیانیه نثر معاصر فارسی است. در این مقدمه جمال‌زاده مواکداً بیان می‌کند که کاربرد ادبیات مدرن نخست بازتاب فرهنگ عامه و سپس انعکاس مسائل و واقعیت‌های اجتماعی است.

• دلایل تحلیلگران برای عدم بازگشت جمالزاده
- به شهادت رسیدن پدر، مرگ پدر جما لزاده ضربه سهمگینی برای او بود. او که تحت تاثیر افکار پدر قرار داشت، به شدت از اوضاع ایران و جریانات سیاسی آن دوران متنفر شد؛ به طوری که جان مایه اغلب داستان هایش را بعدها به دوران پرتزویر، بی سامان و پرتلاطم مشروطیت اختصاص داد.
- تصاحب مستمری دیوانی پدر توسط یکی از دوستانش
- مقایسه اوضاع و احوال اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی ایران با غرب
- اوضاع نابسامان و پر از ننگ و هرج و مرج دوران مشروطیت (قبل از ترک ایران)
- ترک وطن در سن نوجوانی؛ سنی که هنوزشخصیتش قوام نیافته بود
- از هم گسستن پیوند عاطفی و قومی با مرگ مادر
- ازدواج با زن فرنگی
- احساس سرخوردگی از گذران دوران سخت بی پولی، نا امنی و غربت

سنگ مقبره محمد علی جمالزاده و همسرش مارگرت در ژنو

زندگی نامه سید محمدعلی جمالزاده نویسنده معاصر ایران

• درگذشت سید محمدعلی جمالزاده
جمالزاده روز هفدهم آبان 1376 پس از آن که از آپارتمانش در خیابان «رو دو فلوریسان» ژنو به یک خانه سالمندان منتقل شد درگذشت. بنا بر نوشتهٔ ثبت شده در کنسولگری ایران، پس از درگذشت او 26 هزار برگ از نامه‌ها، دست نوشته‌ها و عکس‌های او در خانه‌اش به سازمان اسناد ملی تحویل داده شده‌است. مقبره وی در بلوک 22 قبرستان پتی ساکونه در شهر ژنو قرار دارد.

دربارۀ ستاره مغناطیسی چه می دانید؟

در واقع ستاره مغناطیسی (مغنااختر) نوعی ستاره نوترونی است که میدان مغناطیسی بسیار نیرومندی دارد. در حالی که زندگی شما بر روی زمین حدود ۸۰ سال طول می کشد، مکان های دیگری نیز در جهان وجود دارد که زندگی شما طور دیگری پایان می پذیرد. مکان هایی که در کسری از ثانیه شما را می کشد. و هیچ چیز مرگ آورتر از یک ابرنواختر و بقایای آن یعنی ستاره نوترونی نیست!

 

دربارۀ ستاره مغناطیسی چه می دانید؟
تصویری هنری از یک ستاره نوترونی

 همان طور که می دانید، ستاره های نوترونی از ستارگانی بسیار بزرگتر از خورشید ما در اثر انفجار ابرنواختری تشکیل می شوند. وقتی این ستارگان می میرند، دیگر قدرت انتشار نور به خارج را ندارند تا نیروی عظیم گرانشی درونی را خنثی کنند. این نیروی درونی عظیم بسیار قوی است که بر نیروی دافعه که اتم ها را از برخورد با یکدیگر نگاه می دارد، غلبه می کند. در اثر این نیرو، پروتون ها و الکترون ها به هم فشرده شده و تبدیل به نوترون ها می شوند. در واقع خود آنها نیز از نوترون تشکیل شده اند. آیا ستارگان در ابتدا حاوی هیدروژن، هلیم، کربن و آهن بودند؟ خب این خیلی بد شد، چون الان همه آن ها تبدیل به نوترون شده اند.
به ستاره های نوترونی تازه شکل گرفته، تب اختر می گویند. وقتی بقایای ستاره قبلی بسیار کوچک و فشرده می شود، حرکت زاویه ای آن باعث چرخش ستاره با سرعت فوق العاده ای می شود که بعضی اوقات به صدها بار در ثانیه نیز می رسد. اما وقتی ستاره نوترونی تشکیل می شود، برای ده درصد آن ها اتفاق عجیبی رخ می دهد و تبدیل به یکی از مرموزترین و وحشتناک ترین اجرام کیهانی می شوند یعنی یک ستاره مغناطیسی. شما باید احتمالا اسمشان را شنیده باشید اما درباره ی آن ها چیزی می دانید؟
ستاره های مغناطیسی نوعی از ستاره ی نوترونی است که از انفجار ابرنواختری به وجود آمده است ولی در هنگام تشکیل شان اتفاق عجیبی افتاده است، میدان مغناطیسی آنها بسیار شدید چرخیده است. در واقع اخترشناسان دقیقا نمی دانند چه چیزی آنها را این گونه قوی کرده است. یک نظر این است که اگر شما اسپین، دما و میدان مغناطیسییک ستاره نوترونی را در یک مکان مناسب بدست بیاورید، این مجموعه مانند یک مکانیسم دینامو عمل می کند که میدان مغناطیسی را هزاران برابر تقویت می کند.

دربارۀ ستاره مغناطیسی چه می دانید؟
تصویری هنری از یک ستاره مغناطیسی


کشف اخیر سرنخ مطلوبی برای نحوی تشکیل آن ها به ما داد. محققان ستاره های مغناطیسی بزرگی در مسیری خارج از کهکشان راه شیری یافتند. ما ستارگانی این گونه را قبلا مشاهده کرده ایم و آنها در اثر انفجار ابرنواختری سیستم های دوتایی به خارج پرت می شوند، به عبارت دیگر، این ستارگان یکی از جفت های ستارگان دوتایی بوده اند. زمانی که در کنار هم هستند، در فاصله ای نزدیک تر از مدار خورشید و زمین به دور یک دیگر می گردند. که در این فاصله نزدیک می توانند تبادل ماده داشته باشند. ستاره بزرگتر زودتر می میرد و مواد خود را به ستاره کوچک تر منتقل می کند تا جایی که ستاره کوچک تر بسیار بزرگ می شود و مواد را دوباره به ستاره اولیه باز می گرداند.
در ابتدا ستاره کوچک تر فوران ابرنواختری می کند و ستاره دیگر را به خارج پرت می کند و سپس ستاره دوم می میرد، ولی به جای آنکه یک ستاره نوترونی معمولی را تشکیل شود تبدیل به ستاره مغناطیسی (مغنااختر) می شوند. شاید این گونه این معما حل شود. قدرت میدان مغناطیسی در اطراف این نوع ستاره ها خارج از تصور است. میدان مغناطیسیزمین تقربیا بیست و پنج گوس است و ما در روی زمین کمتر از یک گوس را تجربه می کنیم. میدان مغناطیسی یک میله ی معمولی تقریبا صد گوس است و برای یک ستاره نوترونی معمولی یک تریلیون و برای یک ستاره مغناطیسی ۱۰۰۰ برابر این یا یک کوادریلیون است.

دربارۀ ستاره مغناطیسی چه می دانید؟
تصویری هنری از ترک خوردگی سطح یک ستاره ی نورتونی


اگر شما به یک ستاره مغناطیسی نزدیک شوید چه اتفاقی می افتد؟ حتی در فاصله ی هزار کیلومتر از آن، میدان بسیار قوی وجود دارد و با الکترون های موجود در بدن شما واکنش می دهد و شما از هم می پاشید و تبدیل به اتم هایی می شوید که خود آن ها به شکل میله ای در می آیند که دیگر حالت قبلی خود را ندارند. ولی شما متوجه نخواهید شد زیرا در اثر تابش شدید ستاره مغناطیسی و تمام ذرات مرگباری که در حال گردش به دور ستاره به دام آن افتاده اند، خواهید مرد. یکی از حالت های جالب این نوع ستارگان، ستاره لزره است، مانند زمین لرزه. وقتی ستاره های نوترونی تشکیل می شوند، پوسته خارجی آن ها و مواد داخل آن مرده اند، این پوسته می تواند مانند صفحات زمین ترک بردارد، و در اثر این اتفاق ستاره مغناطیسی تابش شدیدی از خود ساتع می کند که در راه شیری قابل مشاهده است.
در واقع بزرگترین ستاره لرزه ثبت شده برای این نوع ستارگان به نام SGR 1806-20 است که ۵۰،۰۰۰ هزار سال نوری از ما فاصله دارد. در یک دهم ثانیه، یکی از این ستاره لرزه ها انرژی بیش از انرژی که خورشید در ۱۰۰،۰۰۰ سال تولید می کند، از خود ساتع می کند. و این هنوز یک ابرنواختر نیست، فقط یک شکاف بر سطح ستاره مغناطیسی است. ستارگان مغناطیسی بسیار وحشتناک هستند، و دقیقا مخالف با تصور ما از جهانی امن برای زندگی هستند. خوشبختانه آن ها بسیار دور هستند و لازم نیست هیچ وقت نگران نزدیک شدن یکی از آن ها باشید.

کرم چاله چیست؟

مشابه سیاهچاله ها، کرم چاله ها نیز به عنوان راه حلی معتبر برای معادلات نسبیت عام اینشتین به وجود آمدند و مشابه سیاهچاله عبارت کرم چاله در سال ۱۹۵۷ توسط فیزیکدان امریکایی جان ویلر ابداع شد. آنها هیچوقت به طور مستقیم مشاهده نشدند ولی به شکل غیر منتظره ای از نظر تئوری به آسانی بدست آمدند که برخی از فیزیکدانان امیدوارند شواهدی واقعی از آنها سرانجام کشف شود و یا شکل بگیرد.

کرم چاله چیست؟

 در سال ۱۹۱۶ فیزیک دان استرالیایی لودویگ فلام، هنگام بررسی راه حل کارل شوارتزشیلد برایمعادلات میدان اینشتین برای توصیف شکل خاصی از سیاه چاله ها بنام سیاه چاله شوارتزشیلد، متوجه شد راه حل ِ دیگری برای پدیده ای که بعدها “سفیدچاله” نام گرفت، وجود دارد. سفیدچاله تئوری معکوس زمانی یک سیاهچاله است و در حالی که سیاه چاله به عنوان خلا عمل می کند و هر شکل ماده عبوری از افق رویداد را جذب می کند، یک سفیدچاله به عنوان منبع بازگرداننده ماده از افق رویداد عمل می کند. حتی عده ای بر این باورند که در سمت دیگر هر سیاهچاله یک سفیدچاله وجود دارد که همه مواد جذب شده سیاه چاله را به عالم دیگری وارد می کند و حتی تفکر ما در مورد بیگ بنگ می تواند در حقیقت نتیجه چنین پدیده ای باشد.
“فلام” همچنین به این نکته دقت کرد که دو راه حل، دو ناحیه متفاوت در فضا - زمان را توصیف می کنند که از لحاظریاضی، حداقل بصورت نظری می توانند به وسیله یک مجرای فضا - زمانی به یک دیگر متصل شوند. سیاه چاله و سفیدچاله می تواند در همان جهان یا عالمی متفاوت به ترتیب وارد و خارج شود. اینشتین همراه با نیتان روسن در سال ۱۹۳۵، این ایده را بررسی کردند و به راه حلی دست یافتند که به نام پل اینشتین _ روسن شناخته می شود. (هم چنین به عنوان کرم چاله لورنتزی و یا کرم چاله شوارتز شیلد نیز معروف است)

کرم چاله چیست؟

برای تصور بهتر کرم چاله، کاغذی را تصور کنید که دو سمت آن با مداد علامت گذاری شده است (نشان گر دو نقطه درفضا - زمان). خط واصل بین آن ها نشان دهنده فاصله دو نقطه در فضا - زمان معمولی است. اگر کاغذ را خم و به دو قسمت مساوی تا کنید (معادل تاب دادن شدید فضا - زمان). سپس دو علامت با مداد را روی کاغذ توسط کوتاه ترین مسیر ممکن بین دو نقطه به هم اتصال دهید، یک میان بر از طریق فضا - زمان که بسیار شبیه ِ کرم چاله است را ایجاد کرده اید.
برخی تئوری ها نشان می دهند که این نقاط متقابل واقعی برای کرمچاله ها سرانجام ممکن است یافت یا ساخته شوند و به عنوان تونل زمانی یا مسیری میانبر برای سفر فضایی با سرعت بالا بین دو نقطه مجزا یا حتی برای سفر زمانی، کاربردی باشند. با این وجود یک خاصیت عمومی پذیرفته شده در مورد کرم چاله ها این است که ذاتا به شدت ناپایدار هستند و احتمالا سریعا دچار فروپاشی می شوند. به گفته محققان حتی اگر کوچک ترین شکل ماده (حتی یک تکفوتون) از طریق آن ها بخواهد عبور کند، کرم چاله ها بصورت آنی دچار فروپاشی می شوند.

کرم چاله چیست؟

اگرچه برخی روش های تئوری پیرامون این مسئله پیشنهاد شده اند (برای مثال استفاده از ریسمان های کیهانی یا ماده منفی یا ماده مرموز با انرژی منفی) تا از کرم چاله ها بعنوان یک مسئله سخت و بسته جلوگیری شود و این اجرام هم چنان ایده ای گسترده در حوزه علمی- تخیلی باقی بمانند؛ با این وجود هنوز از لحاظ ریاضی برخی تردیدها در مورد نوع ماده مرموز با چگالی انرژی منفی که یک نیاز ِ مطلق برای کرم چاله هاست، اثبات نشده است. اگر مشخص شود که چنین ماده مرموزی هم نمی تواند وجود داشته باشد، همچنان امکان کاربردهای عملی از نظریه، باقی می ماند.
چون کرم چاله یک مجرا از طریق فضا - زمان چهار بعدی است نه فقط از طریق فضا، استیون هاوکینگ و دیگران فرض کردند که کرم چاله از لحاظ تئوری می تواند برای سفر در زمان و بخصوص برای سفرهای فضایی مورد استفاده قرار گیرد. اگر چه به شکل گسترده ای محققان بر این عقیده اند که سفر به گذشته ناشی از تضاد ذاتی این مسئله، هیچ گاه امکان پذیر نیست.

دما در نزدیک خورشید کمتر است!

معمولا تصور بر این است که سطح خورشید داغ‌تر از اتمسفر پیرامونی آن است اما واقعیت این است که هر چه به خورشید نزدیک‌تر شوید دما کمتر می‌شود!

دما در نزدیک خورشید کمتر است!

 یکی از واقعیت‌ های عجیب در مورد فضا این است که پدیده‌ ها همیشه با منطق زمینی ما مطابق نیستند. مثلا خورشید را در نظر بگیرید، معمولا تصور بر این است که سطح خورشید داغ‌تر از اتمسفرپیرامونی آن است زیرا با کوره هسته‌ای که در مرکز خورشید فعال است فاصله کم‌تری دارد، اما واقعیت این است که هرچه به خورشید نزدیک‌تر شوید دما کم‌ تر می‌شود.
فوتوسفر که سطح خورشید به این نام خوانده می‌شود در واقع یک کوره داغ است که دمای آن به ۶۷۰۰ تا ۱۱ هزار درجه فارنهایت می‌رسد(۳۷۰۰ تا ۶۲۰۰ درجه سلسیوس). اما هرچه از سطح خورشید دورتر می‌ شوید به نظر می‌رسد که اتمسفرگرم‌تر می‌شود. در کرونا که خارجی‌ ترین لایه اتمسفری خورشید است و در فاصله حدود ۱۲۰۰مایلی از سطح خورشیدواقع شده است دما تا حد شگفت‌ انگیزی افزایش می‌یابد که برابر است با ۹۰۰ هزار درجه فارنهایت (۵۰۰ هزار درجه سلسیوس).

دما در نزدیک خورشید کمتر است!

علاوه بر خورشید ستارگان دیگری نیز این الگوی عجیب را از خود نشان می‌دهند. تا مدت‌ ها دانشمندان به دنبال دلیل این پدیده بودند. آن ها فرضیه‌ای مطرح کردند که بر اساس آن امواج مگنتوهیدرودینامیکی(MHD) انرژی را از زیر فوتوسفر مستقیما به سمت کرونا منتشر می‌کنند که تقریبا مثل این است که یک قطار سریع‌ السیر بدون هیچ توقف محلی به مسیر خود ادامه دهد.
در سال ۲۰۱۳ محققان بریتانیایی از پیشرفت تکنولوژی تصویربرداری بهره بردند تا به بررسی کروموسفر که لایه‌ای بین فوتوسفر و کروناست بپردازند و امواج MHD را بررسی کنند. محاسبات آن‌ها نشان داد که این امواج می‌توانند موجب انتقال انرژی به کرونا شده و این لایه را گرم کنند. مشاهدات جدید به ما این امکان را داده است که مقدار انرژی که توسط امواج مغناطیسی منتقل می‌شود را تخمین بزنیم؛ این تخمین‌ها نشان می‌دهد که انرژی این امواج برابر با انرژی مورد نیاز برای افزایش غیرعادی دما در کروناست و می‌تواند این پدیده را به خوبی توضیح دهد.

زندگی نامه دکتر پرویز شهریاری

پرویز شهریاری ( تولد 2 آذر 1305، کرمان — مرگ 22 اردیبهشت 1391، تهران)، ریاضی دان، مترجم، نویسنده، روزنامه نگار، فعال سیاسی و از چهره های ماندگار ایران در زمینه دانش و آموزش است.

زندگی نامه دکتر پرویز شهریاری

زندگی و تحصیلات
پرویز شهریاری دهقان‌زاده‌ای زرتشتی بود که در دومین روز آذرماه 1305 در محله دولت‌ خانه کرمان به دنیا آمد. دولت‌ خانه برخلاف نامش محله فقیرنشین بود. پدرش در اواخر عمر به خاطر درگیری با اربابش از کار بی‌کار شد و لاجرم به کارخانه ریسندگی خورشید که در همان منطقه واقع بود رفت و به کار مشغول شد. ماجرایی که به عقیده پرویز شهریاریبه مرگ پدرش منتهی شد. پرویز آن زمان 12 سال بیشتر نداشت و با مرگ پدر زندگی سخت آنان سخت‌تر از پیش شده بود و باید برای گذران زندگی همگی کار می‌کردند. مادرشان گلستان خانوم در خانه نخ‌ ریسی می‌کرد.
پرویز و برادرانش روزهای تعطیل و تابستان‌ها کار بنایی می‌کردند و روزهای دیگر بعد از آمدن از مدرسه به بیرون شهر می‌رفتند تا با جمع‌آوری بُته و ... سوخت خانه را تهیه کنند. در چنین شرایطی اما تمامی فرزندان تحصیلات خود را ادامه دادند. موضوعی که شهریاری آن را مدیون و مرهون منش مادر می‌داند.
تا سال سوم دبیرستان نظام قدیم را دبیرستان ایرانشهر گذراند و معلمی را نیز از‌‌ همان سال سوم دبیرستان در 15 سالگی با تدریس حساب و هندسه آغاز کرد. کاری که تا پایان عمر با وجود همه فراز و نشیب‌ های زندگی‌ اش هرگز حتی لحظه‌ای از آن جدا نشد.
این دوره از زندگی او همزمان بود با سال‌های جنگ جهانی دوم. گرچه ایران در جنگ بی‌طرف بود و هنوز اندک زمانی به آغاز اشغال مانده بود اما همان زمان هم زندگی مردم فقیر روز به روز دشوارتر می‌شد. شهریاری بعد از پایان دوره اول دبیرستان به دانشسرای مقدماتی کرمان رفت. در سال 1323 دوره دانشسرای مقدماتی را به پایان برد اما بجای آموزگاری برای ادامه تحصیل به تهران آمد.
در دانشسرای عالی، نخست به واسطه علاقه وافری که به ادبیات داشت وارد کلاس ادبی شد اما یک ماه بعد به علت شلوغی بیش از حد، به کلاس ریاضی رفت.
شهریاری، سرانجام در سال 1332 لیسانس ریاضی دانشکده‌ علوم و لیسانس دانشسرای عالی را دریافت کرد و با حکم آموزش و پرورش تا خرداد ماه 1333 به تدریس در دبیرستان‌های شیراز پرداخت.
او در تابستان سال 1334 ازدواج کرد که ثمره‌ این ازدواج پنج فرزند بود که تمامی آن‌ها جز فرزند دومشان مرجان که در هشت سالگی در اثر تصادف فوت کرد، به مدارج عالی علمی و تحصیلی دست یافته‌اند. فرزند دوم که پرویز شهریاری به احترام پدرش، نام او را شهریار گذاشت دکترای ریاضیات دارد، فرزند دوم مژده دانش‌ آموخته کارگردانی سینما و علوم اجتماعی است، شروین کامپیو‌تر خوانده و توکا فرزند آخر نیز مدارج تحصیلی را در رشته زیست‌ شناسی طی کرده است.
شهریاری به علت حضور در فعالیت های سیاسی، شش بار در زمان رژیم پهلوی بین سه ماه تا سه سال زندانی شد. یادگیری زبان روسی و تالیف کتاب ریاضی سال اول دبیرستان از افتخارات او در زمان زندان است. مدتی نیز به صورت مخفیانه زندگی کرد. یکبار نیز در سال 1362 دستگیر شد. او هرگز به بازنشستگی نرسید و تا پایان عمر، درآمدش را از حق التالیف کتبش به دست می آورد. از این رو زندگی او یکی از پر فراز و نشیب ترین زندگی های علمی است.

زندگی نامه دکتر پرویز شهریاری

وی سرانجام در 86 سالگی در روز جمعه 22 اردیبهشت 1391 به علت مشکل تنفسی در بیمارستان جم تهران زندگی را بدرود گفت و در عصر همان روز در آرامگاه قصر فیروزه زرتشتیان واقع در شرق تهران با حضور گروهی از دوستدارانش به خاک سپرده شد.

فعالیت های علمی، خدمات و افتخارات
پرویز شهریاری مسیر ایرانی شهریاری را بسیاری به عنوان استاد ریاضی و نویسنده کتب دانشگاهی می‌شناسند. پر بیراه هم نیست که او با تالیف 110 جلد کتاب و ترجمه و تالیف توامان بیش از 200 عنوان کتاب از پرکار‌ترین نویسندگان و مترجمان ایرانی است اما او علاوه بر این‌ها در ساخت نهادهای علمی هم دستی داشته است.
تاسیس دبیرستان خوارزمی در سال 1339، مدرسه دخترانه مرجان در سال 1340 و مدرسه عالی علوم اراک در سال 1353 از جمله کارهای ارزنده اوست. شهریاری، خود تا سال 1356 در این مدرسه‌ عالی که با کمک دکتر عبدالکریم قریب و دکتر حسین گل‌گلاب راه‌اندازی کرده بود، تدریس کرد.
وی هم چنین از سال 1354 تا 1362 مسوولیت نشریه‌های جانبی دانشگاه آزاد و از سال 1356 تا اسفند 1371، انتشار 70 شماره از مجله «آشتی با ریاضیات» و «آشنایی با ریاضیات» و هفت شماره از نشریه‌ «آشنایی با دانش» را برعهده داشت. شهریاری بعد‌ها دبیرستان خوارزمی را به گروه فرهنگی خوارزمی و مدرسه مرجان را به گروه فرهنگی مرجان تبدیل کرد که به عنوان اولین کلاس‌های کنکور در ایران شناخته می‌شوند.
شهریاری، در سال ١٣45 به دلیل سال‌ها فعالیت در ریاضیات، نشان درجه‌ یک علمی را از دکتر ناتل خانلری وزیر وقت آموزش و پرورش دریافت کرد. او همچنین از سال 1342 تا 1349 در کنار فعالیت‌ های وسیع آموزشی خود 90 شماره از مجله‌ «سخن علمی و فنی» را منتشر کرد. او از سال 1346 تا 1354 سرپرست دفتر ترویج علوم وزارت آموزش عالی بود و در آن مدت، نشریه‌ای به نام «مسائل دانشگاهی» برای استفاده‌ استادان دانشگاه‌ها منتشر می‌کرد.
شهریاری که در طول حدود 9 دهه عمر خود بیش از 1000 مقاله به رشته تحریر درآورد، در سال 1342 همزمان با تدریس در دانشکده فنی دانشگاه تهران، به تاسیس انتشارات خوارزمی اقدام کرد. نشری که بعد‌ها به یکی از بهترین‌ها در زمینه نشر کتب دانشگاهی تبدیل شد. انتشارات توکا از دیگر یادگارهای شهریاری است که در سال 1353 توسط او تاسیس شد.
سردبیری نشریه‌ «چیستا» نیز از جمله فعالیت‌ های علمی و فرهنگی او بود که از شهریور ماه 1360 تا زمان درگذشت، تداوم داشت. علاوه بر این او از سال 1379 تا مهر ماه 1380، 17 شماره از ماهنامه‌ «دانش و مردم» را منتشر کرد.
شهریاری در سال ١٣٨١ از دانشگاه کرمان دکترای افتخاری ریاضیات گرفت و در سال ١٣٨4 به عنوان چهره‌ ماندگار علمی در رشته ریاضیات برگزیده شد. دریافت نشان افتخار ملی از انجمن آثار و مفاخر علمی ایران در سال 1380و دریافت عنوان برترین ریاضیدان زنده ایران در سال ١٣٨7 ازسوی انجمن ریاضی ایران از دیگر افتخارات این اسطوره ریاضی است.
باید اذعان کرد که پرویز شهریاری در آسمان علم و فرهنگ و ریاضیات، تک‌ ستاره‌ای درخشان و منحصر بفرد بود. یادش گرامی باد.

زندگی نامه پروفسور مجید سمیعی جراح موفق ایرانی

مجید سمیعی (زاده 29 خرداد 1316 در رشت) پزشک و جراح مغز و اعصاب سرشناس ایرانی است. او در حال حاضر ریاست فدراسیون جهانی انجمن جراحان اعصاب و ریاست بیمارستان علوم عصبی هانوفر در آلمان را بر عهده دارد.

زندگی نامه پروفسور مجید سمیعی جراح موفق ایرانی

مجید سمیعی در زمینهٔ تورم مغز و ترمیم و بازسازی جراحی دستگاه عصبی محیطی مطالعات مهمی انجام داده‌ است. ایشان بیشترین اعمال جراحی روی تومورهای موسوم به «نورینوم آکوستیک» انجام داده‌ است و در این زمینه بیشترین گزارش‌ها متعلق به ایشان می‌باشد. ایشان در دهه 1990 اقدام به تاسیس یک مرکز بین‌المللی علوم اعصاب (به انگلیسی: International Neuroscience Institute) که به اختصار INI شناخته می‌شود، نمود. بنای این مرکز برگرفته از شکل مغز می‌باشد. این مرکز در شهر هانوفر آلمان واقع است و ریاست آن را پروفسور بر عهده دارد. پروفسور سمیعیشاگردان زیادی تربیت کرده‌است که در کشورهای مختلف جهان به فعالیت در زمینه جراحی مغز و اعصاب مشغول هستند و هر ساله کنفرانسی را به افتخار ایشان در یکی از کشورها برگزار می‌کنند. ایشان در حال حاضر نیز بسیار فعال بوده، عمل‌های جراحی سنگین در قاعده مغز را با مهارتی بی نظیر انجام می‌دهد و در اغلب کنگره‌های مهم جراحی مغز و اعصاب جهان بعنوان سخنران مدعو شرکت می‌کند. پروفسور سمیعی به کشور خود ایران عشق می‌ورزد و تلاش زیادی برای ارتقای جراحی مغز و اعصاب ایران انجام می‌دهد.

سمیعی در 10 مهر 1390 به دریافت عنوان استاد افتخاری دانشگاه تهران نائل شد.

تحصیلات

تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در رشت به پایان رسانید و سپس عازم آلمان گردید. رشته‌ های زیست‌ شناسی و پزشکی را در دانشگاه ماینتس به پایان رسانید و سپس دورهٔ تخصص جراحی مغز و اعصاب را زیر نظر پروفسور کورت شورمن شروع کرد و در سال 1349 به اخذ درجهٔ تخصص در این رشته نایل آمد.

وی کار علمی را با سمت استادیاری و معاونت بیمارستان جراحی مغز و اعصاب آغاز کرد. پس از چندی سرپرستی بخش جراحی مغز و اعصاب اطفال را به عهده گرفت. در سال 1351 به اخذ درجهٔ پروفسوری جراحی مغز و اعصاب از دانشگاه ماینتس نایل گردید.

در سال 1350 اولین دوره از دوران آموزشی جراحی میکروسکوپی را آغاز کرد و در سال 1356 نخستین آزمایشگاه تمرین جراحی میکروسکوپی آلمان را با کمک بنیاد فولکس واگن تاسیس نمود.

در سال 1356، ریاست بیمارستان جراحی مغز و اعصاب را در شهر هانوفر به عهده گرفت در همین سال، کرسی جراحی مغز و اعصاب در دانشگاه لیدن هلند به وی اعطا شد و در سال 1366 دانشگاه ماینتس تصدی کرسی جراحی مغز و اعصاب را به وی پیشنهاد کرد. در سال 1367 با قبول تصدی کرسی جراحی مغز و اعصاب در دانشگاه هانوفر به کار پرداخت. از سال 1367 تا 1371 ریاست انجمن بین‌ المللی قاعدهٔ جمجمه را به عهده داشت و در سال 1371 به ریاستفدراسیون جهانی انجمن های قاعدهٔ جمجمه انتخاب شد.

زندگی نامه پروفسور مجید سمیعی جراح موفق ایرانی

افتخارها

برای تجلیل از مقام علمی و تجربیات ارزنده وی و هم چنین گام های بلندی که در پیشرفت جراحی مغز و اعصاب برداشته‌است، رییس جمهوری آلمان غربی در سال1367 نشان خدمت درجه 1 دولت آلمان را به او اهدا کرد. در همین سال جایزهٔ علمی ایالت نیدرزاکسن آلمان، به پاس فعالیت های پر ارزش وی در راه پیشرفت جراحی مغز و اعصاب به نامبرده اهدا شد. هم چنین وی رهبر گروه جراحان ابراهیم تاتلیس خواننده بزرگ ترکیه بودند.

فهرست آثار پروفسور سمیعی

مقالات: بیش از 500 مقالهٔ علمی و 17 کتاب مرجع در خصوص دستگاه عصبی مرکزی و محیطی. کتاب ها: برش نگاری پنوموآنسفال ـ جنبه‌های نوین اعصاب محیطی ـ اعصاب جمجمه‌ای ـ ضربه‌های وارد بر قاعدهٔ جمجمه ـ جراحی در ساقه مغز و بطن سوم و اطراف آن دو ـ جراحی قاعدهٔ مغز ـ ضایعات اعصاب محیطی ـ جراحی منطقهٔ زین ترکی و سینوس های پیرامون بینی جراحی مننژیم قاعدهٔ مغز ـ جراحی کلیوس ـ روش های نوین بازسازی استخوان ـ دوخت عروق و اعصاب و نیز پیوند در جراحی پلاستیک و جراحی ترمیمی ـ جراحی قاعدهٔ مغز ـ اطلس جراحی قاعدهٔ جمجمه.

و آخرین اثر(2008-2009): Samiis's Essentials in Neurosurgery که توسط انتشارات اسپرینگر منتشر شده‌است.

مهم‌ترین فناوری‌های جهان

پیشرفت چشم‌گیر تکنولوژی در سال‌های اخیر

مهم‌ترین فناوری‌های جهان

از چندین دهه‌ی گذشته تا‌کنون از نظر فناوری و تکنولوژی تغییرات چشم‌گیری بوجود آمده است؛ اما این سوال برای همگان وجود دارد که در سال‌های آینده ممکن است چه تغییراتی در حوزه‌های علم و فناوری بوجود آید؟

فناوری

امروزه تکنولوژی با سرعت بسیار زیادی در حال حرکت و پیشرفت است تا جایی که جهان امروز در قیاس با چندین دهه قبل چندان واقعی به نظر نمی‌آید و به داستان‌های علمی، تخیلی بیشتر شباهت دارد. 

مهم‌ترین تکنولوژی‌های 50 سال اخیر

هر روزه یک گجت جدید و هیجان انگیز معرفی و ساخته می‌شود مانند خودروهای بدون راننده و ساعت‌های هوشمند ... البته تا ساخت خودروهای پرنده هنوز کمی فاصله داریم.

ماهواره‌های ارتباطی

اولین ماهواره ارتباطی(Telstar) در دهه شصت میلادی به فضا پرتاب شد و ارسال و دریافت سیگنال در دنیا را ممکن کرد. دو هفته بعد از پرتاب این ماهواره "جان اف کندی" که رئیس جمهور آمریکا در آن زمان بود کنفرانس خود را در واشنگتن به صورت زنده برای همه دنیا پخش کرد. اما این روزها ما اصلا به این موضوع فکر نمی‌کنیم و به راحتی یک تصویر با وضوح بسیار بالا را از نقطه دیگر جهان تماشا می‌کنیم. امروزه صدها کانال تلویزیونی بر روی ماهواره‌ها وجود دارد و البته این تنها استفاده ما از امواج نیست ما همچنین با استفاده از همین ماهواره‌ها و با حداقل هزینه با افراد مختلف در جای جای دنیا صحبت می‌کنیم.

در سال ۲۰۰۸، جرقه یک انفجار بزرگ در سیستم مالی جهان زده شد. «ساتوشی ناکاموتو» مقاله‌ای را منتشر کرد که در آن از ساخت پروتکلی برای پول دیجیتال به اسم «بیت کوین» خبرداد.



سیستم‌های رهیاب ماهواره‌ای

همه شما حتما نقشه‌های کاغذی را به خاطر دارید آن‌‌ها نه قابلیت کوچک‌نمایی داشتند و نه بزرگ‌نمایی، علاوه بر این خیلی زود هم قدیمی شده و ماندگاری کمی داشتند؛ اما طولی نکشید که جای خود را به رهیاب‌های دیجیتال دادند. ساخت این رهیاب‌ها، پایانی بر کابوس استفاده از سیستم‌های سفری فرانسوی و مانند آن بود که جز سردرگم کردن راننده مزیت دیگری نداشتند.

اینترنت

پنجاه سال پیش، اینترنت فقط یک آرزو در ذهن برخی دانشمندان خلاق بود. اما امروزه به ابزاری در جیب ما تبدیل شده است. اولین نسخه اینترنت سال 1969 ساخته شد که اولین صفحه وب سال 1989 به آن اضافه شد و سال 1993 در دسترس عموم قرار گرفت. اکنون اینترنت تمام زندگی ما را تحت پوشش قرار داده است مانند سر کار رفتن، کارهای بانکی، خرید و غیره. به جرات می‌توان گفت هر فردی که در قرن بیست و یکم به دنیا می‌آید نمی‌تواند لحظه‌ای بدون اینترنت را به خاطر بیاورد.

فیبر نوری

زمانی که فیبر نوری برای اولین بار معرفی شد، تعدادی از نظریه پردازان گفتند این تکنولوژی از موجودات فضایی سرقت شده است. در واقع تکنولوژی فیبر نوری به سال 1880 میلادی برمی‌گردد اما اولین بار در دهه هفتاد از این تکنولوژی استفاده شد. فیبر نوری انقلاب بزرگی در زمینه ارتباطات بود زیرا می‌توانست 100 گیگابایت را در 1 ثانیه و در فاصله‌های خیلی زیاد انتقال دهد. بعد از گذشت چند سال از اینترنت گرفته تا تماشای تلویزیون با فیبر نوری انجام می‌شد.(1)

دستگاه خودپرداز

در سال 1969 میلادی، شعبه Long Island بانک Chemical در یک پیام تبلیغاتی اعلام کرد که در دوم سپتامبر ساعت 9 صبح این بانک باز می‌شود و هرگز تعطیل نخواهد شد. پیش از اختراع خودپرداز(ATM) شما مجبور بودید برای انجام هر کار ساده‌ای به شعبه مراجعه کنید که این امر نیز تنها در زمان اداری امکان پذیر بود. اگر خودپرداز اختراع نمی‌شد زندگی ما دچار مشکل می‌شد. برای مثال هر زمانی نمی‌توانستیم خرید کنیم یا کرایه تاکسی بدهیم و یا صف بانک‌ها بسیار شلوغ می‌شد. 

البته با پررنگ‌‌تر شدن موبایل بانک و خریدهای اینترنتی و غیره این تکنولوژی مهم در آینده جای خود را به دستگاه‌های اینترنتی خواهد داد.

پرینتر سه بعدی، فناوری‌ است که اجازه طراحی اشیا با استفاده از نرم افزار و سپس ساخت آن را با استفاده از روش لایه‌ بندی می‌دهد.



در سال‌های گذشته از نظر فناوری و تکنولوژی تغییرات چشم‌گیری بوجود آمده اما سوال برای همگان وجود دارد که در سال‌های آینده ممکن است چه تغییراتی در حوزه های علوم و فناوری بوجود آید؟ و یا سرعت تغییرات چقدر است؟

با ذهن، رایانه‌ها را کنترل کنید

"ری کورزول" متخصص رایانه آمریکایی عقیده دارد که رایانه‌های آینده چنان پیشرفته‌اند که رقیب و هماوردی جدی برای خرد و هوش بشری خواهند بود. او هم همراه با بقیه مهندسان رایانه پیش بینی می‌کند که رایانه‌های آینده به جای ابزارهای امروزی با فکر و ذهن انسان کنترل خواهند شد.البته این پدیده‌ای دور از ذهن نیست وقتی بدانید که هم اکنون و در عصر حاضر، دستگاه‌های رابط مغز و رایانه وجود دارد و افراد معلول می‌توانند بعضی از فرمان‌های مغزی خود را به کمک این رابط به مرحله اجرا در بیاورند. روبات متصل شده به این رابط به آن‌ها کمک می‌کند مثلا دست خود یا ویلچرشان را به سمتی مشخص حرکت دهند یا فکرشان به شکل متن روی صفحه مانیتور نقش ببندد. هم اکنون استیون هاوکینگ فیزیکدان معروف از این فناوری استفاده می‌کند.

بیت کوین قرضی می‌خواهم 

در سال ۲۰۰۸، جرقه یک انفجار بزرگ در سیستم مالی جهان زده شد. «ساتوشی ناکاموتو» مقاله ای را منتشر کرد که در آن از ساخت پروتکلی برای پول دیجیتال به اسم «بیت کوین» خبرداد. بیت کوین روی یک پایگاه داده غیرمتمرکز به اسم «بلاک چین» فعالیت می‌کند. در جهان امروز بیش از ۸۰ درصد امور روزمره ما به شرکت‌ها و سازمان‌های واسطه وابسته است. وقتی شما در بانکی حساب باز می‌کنید یا وارد ایمیل شخصی خود می‌شوید، در حقیقت از سازمان‌های واسطه کمک گرفته‌اید.

هرچه بخواهید چاپگر سه بعدی می‌سازد

پرینتر سه بعدی، فناوری‌ است که اجازه طراحی اشیا با استفاده از نرم افزار و سپس ساخت آن را با استفاده از روش لایه‌ بندی می‌دهد. این یک فرآیند نمونه ‌سازی است که در آن یک شیء واقعی از یک مدل سه بعدی دیجیتالی تولید می‌شود که می‌تواند اسکن تصاویر سه بعدی، طراحی رایانه ‌ای یا صرفاً یک تصویر دانلود شده از اینترنت باشد. معمولاً درباره پرینت سه بعدی این طور گفته می‌‌شود که هر چیز را که می‌توان رسم کرد، می‌توان تولید کرد.(2)

پی نوشت:

1- از ماهواره تا ماشین حساب دستی، آی تی ایران، آذر ماه 1394
2- نگاهی به مهم ترین فناوری های ۵۰ سال آینده، سرپوش دیجیتالی، بهمن 1396

زندگی نامه احمد شاملو

 

زندگی نامه احمد شاملو

احمد شاملو در 21 آذر 1304 در خانه شماره 134 خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد. پدرش حیدر نام داشت که تبار او به گفته شاملو در شعری از مجموعه‌ مدایح بی‌صله، به اهل کابل برمی‌گشت؛ مادرش کوکب عراقی است. دوره‌ کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش بود و هرچند وقت را در جایی به ماموریت می‌رفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و شیراز گذراند. (به همین دلیل شناسنامهٔ او در شهر رشت گرفته شده‌است و محل تولد در شناسنامه رشت نوشته شده‌است.)
دوران دبستان را در شهرهای خاش و زاهدان و مشهد گذراند و از همان دوران اقدام به گردآوری مواد فرهنگ عامه کرد. دوره دبیرستان را در بیرجند و مشهد و تهران گذراند و سال سوم دبیرستان را در دبیرستان ایرانشهر تهران خواند و به شوق آموختن دستور زبان آلمانی در سال اول دبیرستان صنعتی ثبت‌نام کرد. در اوایل دهه 20 خورشیدی پدرش برای سر و سامان دادن به تشکیلات از هم پاشیده ژاندرمری به گرگان و ترکمن‌صحرا فرستاده شد. او هم‌راه با خانواده به گرگان رفت و به ناچار در کلاس سوم دبیرستان ادامه تحصیل داد. در آن هنگام در فعالیت‌های سیاسی شمال کشور شرکت کرد و بعدها در تهران دستگیر شد و به زندان شوروی در رشت منتقل گردید. پس از آزادی از زندان با خانواده به رضائیه(ارومیه) رفت و تحصیل در کلاس چهارم دبیرستان را آغاز کرد. با به قدرت رسیدن پیشه‌وری و جبهه دموکرات آذربایجان به هم‌راه پدرش دستگیر می‌شود و دو ساعت جلوی جوخه آتش قرار می‌گیرد تا از مقامات بالا کسب تکلیف کنند. سرانجام آزاد می‌شود و به تهران باز می‌گردد و برای همیشه ترک تحصیل می‌کند.

زندگی نامه احمد شاملو

ازدواج اول و چاپ نخستین مجموعهٔ شعر
در بیست و دو سالگی (1326) با اشرف الملوک اسلامیه ازدواج کرد. هر چهار کودک او، سیاوش، سامان، سیروس و ساقی حاصل این ازدواج هستند. در همین سال اولین مجموعه اشعار او با نام «آهنگ‌های فراموش شده» به چاپ می‌رسد و هم‌زمان کار در نشریاتی مثل «هفته نو» را آغاز می‌کند.
در سال 1330 او شعر بلند «23» و مجموعه اشعار «قطع نامه» را به چاپ می‌رساند. در سال 1331 به مدت حدود دو سال مشاورت فرهنگی سفارت مجارستان را به عهده دارد.

دستگیری و زندان
در سال 1332 پس از کودتای 28 مرداد با بسته شدن فضای سیاسی ایران مجموعه اشعار آهن‌ها و احساس توسط پلیس در چاپخانه سوزانده می‌شود و با یورش ماموران به خانه او ترجمه طلا در لجن اثر ژیگموند موریس و بخش عمده کتاب پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر موریوکایی با تعدادی داستان کوتاه نوشته خودش و تمام یادداشت‌های کتاب کوچه از میان می‌رود و با دستگیری مرتضی کیوان نسخه‌های یگانه ای از نوشته‌هایش از جمله مرگ زنجره و سه مرد از بندر بی‌آفتاب توسط پلیس ضبط می‌شود که دیگر هرگز به دست نمی‌آید. او موفق به فرار می‌شود اما پس از چند روز فرار از دست ماموران در چاپخانه روزنامه اطلاعات دستگیر شده، به عنوان زندانی سیاسی به زندان موقت شهربانی و زندان قصر برده می‌شود. در زندان علاوه بر شعر به نوشتن دستور زبان فارسی می‌پردازد و قصه بلندی به سیاق امیر ارسلان و ملک بهمن می‌نویسد که در انتقال از زندان شهربانی به زندان قصر از بین می‌رود. در 1334 پس از یک سال و چند ماه از زندان آزاد می‌شود.

ازدواج دوم و انتشار هوای تازه
در 1336 با طوبی حائری ازدواج می‌کند (دومین ازدواج او نیز مانند ازدواج اول مدت کوتاهی دوام می‌آورد و چهار سال بعد در 1340 از همسر دوم خود نیز جدا می‌شود.) در این سال با انتشار مجموعه اشعار هوای تازه خود را به عنوان شاعری برجسته تثبیت می‌کند. این مجموعه حاوی سبک نویی است و بعضی از معروف‌ترین اشعار شاملو همچون پریا و دخترای ننه دریا در این مجموعه منتشر شده‌است. در همین سال به کار روی اشعار حافظ، خیام و بابا طاهر نیز روی می‌آورد. پدرش نیز در همین سال فوت می‌کند. در سال 1340 هنگام جدایی از همسر دومش همه چیز از جمله برگه‌های تحقیقاتی کتاب کوچه را رها می‌کند.

فعالیت‌های سینمایی و تهیه نوار صوتی
در سال 1338 شاملو به اقدام جدیدی یعنی تهیه قصه خروس زری پیرهن پری برای کودکان دست می‌زند. در همین سال به تهیه فیلم مستند سیستان و بلوچستان برای شرکت ایتال کونسولت نیز می‌پردازد. این آغاز فعالیت سینمایی جنجال‌ آفرین احمد شاملو است. او بخصوص در نوشتن فیلمنامه و دیالوگ‌نویسی فعال است. در سال‌های پس از آن و به‌ویژه با مطرح شدنش به عنوان شاعری معروف، منتقدان مختلف حضور سینمایی او را کمرنگ دانسته‌اند. خود او می‌گفت: «شما را به خدا اسم‌شان را فیلم نگذارید.» و بعضی شعر معروف او دریغا که فقر/ چه به آسانی/ احتضار فضیلت است را به این تعبیر می‌دانند که فعالیت‌های سینمایی او صرفا برای امرار معاش بوده‌است. شاملو در این باره می‌گوید: «کارنامهٔ سینمایی من یک جور نان خوردن ناگزیر از راه قلم بود و در حقیقت به نحوی قلم به مزدی!»
در سال 1339 با همکاری هادی شفائیه و سهراب سپهری ادارهٔ سمعی و بصری وزارت کشاورزی را تاسیس می‌کند و به عنوان سرپرست آن مشغول به کار می‌شود.

آشنایی و ازدواج با آیدا سرکیسیان
شاملو در 14 فروردین 1341 با آیدا سرکیسیان آشنا می‌شود. این آشنایی تاثیر بسیاری بر زندگی او دارد و نقطه عطفی در زندگی او محسوب می‌شود. در این سال‌ها شاملو در توفق کامل آفرینش هنری به سر می‌برد و بعد از این آشنایی دوره جدیدی از فعالیت‌های ادبی او آغاز می‌شود. آیدا و شاملو در فروردین 1343 ازدواج می‌کنند و در ده شیرگاه (مازندران) اقامت می‌گزینند و تا آخر عمر در کنار او زندگی می‌کند. شاملو در همین سال دو مجموعه شعر به نام‌های آیدا در آینه و لحظه‌ها و همیشه را منتشر می‌کند و سال بعد نیز مجموعه‌یی به نام آیدا، درخت و خنجر و خاطره! بیرون می‌آید و در ضمن برای بار سوم کار تحقیق و گردآوری کتاب کوچه آغاز می‌شود.
در سال 1346 شاملو سردبیری قسمت ادبی و فرهنگی هفته‌نامه خوشه را به عهده می‌گیرد. همکاری او با نشریه خوشه تا 1348 که نشریه به دستور ساواک تعطیل می‌شود، ادامه دارد. در این سال او به عضویت کانون نویسندگان ایران نیز در می‌آید. در سال 1347 او کار روی غزلیات حافظ و تاریخ دوره حافظ را آغاز می‌کند. نتیجه این تحقیقات بعدها به انتشار دیوان جنجالی حافظ به روایت او انجامید.
در اسفند 1350 شاملو مادر خود را نیز از دست می‌دهد. در همین سال به فرهنگستان زبان ایران برای تحقیق و تدوینِ کتاب کوچه، دعوت شد و به مدت سه سال در فرهنگستان باقی ماند.

سفرهای خارجی
شاملو در دهه 1350 نیز به فعالیت‌های گسترده شعر، نویسندگی، روزنامه نگاری (از جمله همکاری با کیهان فرهنگی و آیندگان)، ترجمه، سینمایی (از جمله تهیه گفتار برای چند فیلم مستند به دعوت وزارت فرهنگ و هنر) و شعرخوانی خود (از جمله در انجمن فرهنگی کوته و انجمن ایران و امریکا) ادامه می‌دهد. در ضمن سه ترم به تدریس مطالعه آزمایشگاهی زبان فارسی در دانشگاه صنعتی مشغول می‌شود. در 1351 به علت معالجه آرتروز شدید گردن به پاریس سفر می‌کند تا زیر عمل جراحی گردن قرار گیرد. سال بعد، 1352، مجموعه اشعار ابراهیم در آتش را به چاپ می‌رساند. در 1354 دانشگاه رم از او دعوت می‌کند تا در کنگره نظامی گنجوی شرکت کند و از همین رو عازم ایتالیا می‌شود. در همین سال دعوت دانشگاه بوعلی برای سرپرستی پژوهشکدهٔ آن دانشگاه را می‌پذیرد و به مدت دو سال به این کار اشتغال دارد.

زندگی نامه احمد شاملو

در 1355 انجمن قلم و دانشگاه پرینستون از او برای سخنرانی و شعرخوانی دعوت می‌کنند و از همین رو عازم ایالات متحده می‌شود. در این سفر او به سخنرانی و شعرخوانی در بوستون و برکلی می‌پردازد و پیشنهاد دانشگاه کلمبیای نیویورک برای تدوین کتاب کوچه را نمی‌پذیرد. در ضمن با شاعران و نویسندگان مشهور جهان همچون یاشار کمال، آدونیس، البیاتی و وزنیسینسکی از نزدیک دیدار می‌کند. این سفر سه ماه به طول می‌کشد و شاملو سپس به ایران باز می‌گردد.
هنوز چند ماه نگذشته که او دوباره به عنوان اعتراض به سیاست‌های دولت ایران، کشور را ترک می‌کند و به امریکا سفر می‌کند و یک سالی در آنجا زندگی می‌کند و در این مدت در دانشگاه‌های مختلفی سخنرانی می‌کند. در 1357 او از آمریکا به انگلستان می‌رود و در آنجا مدتی سردبیری هفته‌نامه «ایرانشهر» در لندن را به عهده می‌گیرد.

انقلاب و بازگشت به ایران
با وقوع انقلاب ایران و سقوط رژیم شاهنشاهی، شاملو تنها چند هفته پس از پیروزی انقلاب به ایران باز می‌گردد. در همین سال انتشارات مازیار اولین جلد کتاب کوچه را در قطع وزیری منتشر می‌کند. شاملو در ضمن به عضویت هیات دبیران کانون نویسندگان ایران در می‌آید و به کار در مجلات و روزنامه‌های مختلف می‌پردازد. او در 1358 سردبیری هفته‌نامه کتاب جمعه را به عهده می‌گیرد. این هفته‌ نامه پس از انتشار کمتر از چهل شماره توقیف می‌شود.
شاملو در این سال‌ها مجموعه اشعار سیاسی خود را با صدای خود می‌خواند و به صورت مجموعهٔ کتاب و نوار صوتی کاشفان فروتن شوکران منتشر می‌کند. از جمله اشعار این مجموعه مرگ وارطان است که شاملو اشاره می‌کند تنها برای فرار از اداره سانسور مرگ نازلی نام گرفته بوده‌است و در واقع برای بزرگداشت وارطان سالاخانیان، مبارز کمونیست ایرانی، بوده‌است.
از 1362 با بسته‌تر شدن فضای سیاسی ایران چاپ آثار شاملو نیز متوقف می‌شود. هر چند خود شاملو متوقف نمی‌شود و کار ترجمه و تالیف و سرودن شعر را ادامه می‌دهد در این سال‌ها به‌ویژه روی کتاب کوچه با هم‌کاری همسرش آیدا مستمر کار می‌کند و ترجمهٔ رمان دن آرام را نیز پی‌می‌گیرد. تا آن که ده سال بعد 1372 با کمی‌بازتر شدن فضای سیاسی ایران آثار شاملو به صورت محدود اجازه انتشار می‌گیرد.
1367 به آلمان سفر می‌کند تا به عنوان میهمانِ مدعوِ دومین کنگرهٔ بین‌المللی ادبیات: اینترلیت 2 تحت عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما در ارلانگن آلمان و شهرهای مجاور در این کنگره شرکت کند. در این کنگره نویسندگانی از کشورهای مختلف حضور داشتند از جمله عزیز نسین، دِرِک والکوت، پدرو شیموزه، لورنا گودیسون و ژوکوندا بِلی. عنوان سخنرانی شاملو در این کنگره «من دردِ مشترکم، مرا فریاد کن!» بود. در ادامه این سفر دعوت انجمن قلم (Pen) و دانشگاه یوته‌بوری به سوئد و ضمن اجرای شب شعر با هیئت ریسهٔ انجمن قلم سوئد نیز ملاقات می‌کند.
1369 برای شرکت در سیرا 90 توسط دانشگاه UC برکلی به عنوان میهمان مدعو به آمریکا سفر کرد. سخنرانی وی به نام «نگرانی‌های من» و «مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ.» واکنش گستردهٔی در مطبوعات فارسی زبان داخل و خارج کشور داشت و مقالات زیادی در نقد سخنران شاملو نوشته شد. در این سفر دو عمل جراحی مهم روی گردن شاملو صورت گرفت با این حال چندین شب شعر توسط وی برگزار شد و ضمنا به عنوان استاد میهمان یک ترم در دانشگاه UC برکلی دانشجویان ایرانی به (زبان، شعر و ادبیات معاصر فارسی) را نیز تدریس کرد و در همین موقع ملاقاتی با لطفی علی‌عسکرزاده ریاضی‌دان شهیر ایرانی داشت.
سال 1370 بعد از سه سال دوری از کشور به ایران بازگشت و تا آخر عمر دیگر از کشور خارج نشد.

سرانجام
سال‌های آخر عمر شاملو کم و بیش در انزوایی گذشت که به او تحمیل شده بود. از سویی تمایل به خروج از کشور نداشت و خود در این باره می‌گویید: «راستش بار غربت سنگین‌تر از توان و تحمل من است... چراغم در این خانه می‌سوزد، آبم در این کوزه ایاز می‌خورد و نانم در این سفره‌است.» از سوی دیگر اجازه هیچ‌گونه فعالیت ادبی و هنری به شاملو داده نمی‌شد و اکثر آثار او از جمله کتاب کوچه سال‌ها در توقیف مانده بودند. بیماری او نیز به شدت آزارش می‌داد و با شدت گرفتن بیماری مرض قندش، و پس از آن که در 26 اردیبهشت 1376، در بیمارستان ایران‌مهر پای راست او را از زانو قطع کردند روزها و شب‌های دردناکی را پشت سر گذاشت. البته در تمام این سال‌ها کار ترجمه و به‌ خصوص تدوین کتاب کوچه را ادامه داد و گه‌گاه از او شعر یا مقاله‌ای در یکی از مجلات ادبی منتشر می‌شد. او در دهه هفتاد با شرکت در شورای بازنگری در شیوهٔ نگارش و خط فارسی در جهت اصلاح شیوهٔ نگارش خط فارسی فعالیت کرد و تمام آثار جدید یا تجدید چاپ شده‌اش را با این شیوه منتشر کرد.
سرانجام در ساعت 9 شب دوم مرداد 1379 (چند ساعت بعد از آن که دکتر معالجش او و آیدا را در خانهٔ‌شان در شهرک دهکدهٔ فردیس کرج تنها گذاشت، درگذشت.

چرا نمی توانید با سرعت نور حرکت کنید؟

آلبرت اینشتین به دلایل بسیاری شهرت دارد، یکی از مهمترین آنها نظریه نسبیت او می‌باشد. نظریه نسبیت خاص به دلیل در هم شکستن دیدگاه کلاسیک باعث شهرت این فیزیکدان گردید. نسبیت خاص، با ارتباط دادن حرکت اجسام در جهان هستی به دانشمندان این امکان را داد تا فرضیات خود در مقوله‌های حساسی چون فضا و زمان را از نو ارزیابی کنند، این تئوری اسرار بسیار مهمی را در مبحث ارتباط بین ماده و انرژی برملا ساخت.

چرا نمی توانید با سرعت نور حرکت کنید؟

فرمول نظریه نسبیت خاص اینشتین

به گزارش بیگ بنگ، نظریه نسبیت خاص توسط اینشتین در سال ۱۹۰۵ و در مقاله‌ای تحت عنوان “الکترودینامیک در اجسام متحرک” منتشر شد. وی این نظریه را پس از پی بردن به وجود اختلافاتی بین معادلات الکترومغناطیس جیمز کلرک ماکسول و قوانین حرکتی آیزاک نیوتن ارائه نمود. بر اساس نظریه ماکسول، نور ارتعاشی در میدان الکترومغناطیس است که با سرعتی ثابت در خلا حرکت می‌کند. بیش از ۱۰۰ سال قبل از آن نیز، نیوتن قوانین حرکتی خود را ارائه داده بود.
قرار دادن این نظریات در کنار عقاید گالیله، ثابت می‌کند که سرعت یک جسم متحرک تا چه اندازه می‌تواند متفاوت برآورد شود: بسته به اینکه چه کسی آن را اندازه می‌گیرد و آن فرد نسبت به جسم چه حرکتی دارد. توپی که در دست شما قرار دارد ممکن است از نظر شما ثابت باشد، حتی وقتی که شما درون ماشینی متحرک قرار دارید. اما همان توپ از نظر شخصی که در کنار پیاده‌ رو ایستاده، متحرک می‌باشد.
فرض کنید شخصی در یک قطار ثابت نشسته و توپی را به سمت دیوار رو به روی خود و چند متر جلوتر از محل نشستن خود پرتاب می‌کند. شما، که در سکوی ایستگاه نشسته‌اید، سرعت حرکت توپ را برابر با سرعتی که خود شخص درون قطار محاسبه می‌کند، برآورد می‌نمایید. حال قطار شروع به حرکت می‌کند(در همان جهت حرکت توپ)، و شما مجددا سرعت توپ را اندازه گیری می‌کنید. شما این سرعت را به درستی بیشتر از قبل اندازه‌گیری می‌کنید(سرعت اولیه یعنی زمانی که قطار ثابت بود به علاوه سرعت رو به جلو قطار). در همین بین، فرد داخل قطار متوجه تغییری در سرعت حرکت توپ نخواهد شد. شما دو سرعت متفاوت برای حرکت توپ محاسبه کرده‌اید که هر دو از منظر دید شما صحیح می‌باشند.
حال اگر توپ را با نور جایگزین کنید، این محاسبات نتیجه‌ای متفاوت خواهد داشت. در صورتیکه فرد داخل قطار نوری را بر دیوار مقابل خود بتابد و سرعت ذرات نور(فوتون‌ها) را اندازه‌گیری نماید، شما و فرد داخل قطار متوجه خواهید شد که سرعت نور در هر حال ثابت بوده است. در هر شرایطی، سرعت حرکت فوتون‌ها کمتر از ۳۰۰ هزار کیلومتر در ثانیه بوده است، آنچنان که معادلات ماکسول نیز به همین نتیجه می‌رسد.

چرا نمی توانید با سرعت نور حرکت کنید؟

اینشتین این ایده- سرعت ثابت نور- را به عنوان یکی از دو شرط خود در نظریه نسبیت خاص در نظر گرفت. شرط دیگر این بود که قوانین فیزیک همه جا یکسان عمل می‌کنند، چه در هواپیما چه در کنار جاده و … اما برای ثابت نگه داشتن سرعت نور در هر زمان و از دید هر ناظر، در نسبیت خاص، فضا و زمان متغیر خواهند بود. به عنوان مثال زمان دیگر مطلق و ثابت نیست. عقربه‌های یک ساعت در حال حرکت آهسته‌تر از عقربه‌های ساعت ثابت، حرکت می‌کنند. از لحاظ تئوری، در صورت حرکت با سرعت نور، زمان از حرکت باز خواهد ایستاد.
میزان کند شدن زمان می‌تواند از طریق دو معادله فوق در تصویر محاسبه گردد. در سمت راست، Δt فاصله زمانی بین دو اتفاق از نظر شخص تحت تاثیر می‌باشد.(در مثال فوق، این شخص همان شخص داخل قطار است). در سمت چپ، Δt فاصله زمانی بین همان دو اتفاق از دید ناظر خارجی است(شخص نشسته در سکوی ایستگاه). این دو زمان با عامل لورنتس به هم مرتبط می‌شوند(γ)، که در این مثال برابر است با سرعت(v) قطار نسبت به سکوی ایستگاه که در واقع ثابت است. در این معادله، c ضریب ثابت و معادل سرعت نور در خلا می‌باشد.
طول اجسام متحرک نیز در جهت حرکت آنها کوتاه  تر می‌شود. در صورت حرکت با سرعت نور (به طور فرضی، چرا که عملا غیر ممکن است) طول اجسام به صفر خواهد رسید. میزان کاهش طول در اجسام متحرک نسبت به اجسام ثابت نیز از تقسیم طول موثر جسم بر عامل لورنتس محاسبه می‌گردد. در صورتی که جسمی بتواند با سرعت نور حرکت کند، طول آن به صفر خواهد رسید. لازم به ذکر است اگر شما فردی باشید که سریع تر و سریع تر حرکت می‌کند، متوجه هیچ تغییری نخواهید شد: گذر زمان برای شما مثل قبل خواهد بود و قد شما نیز کوتاه تر نخواهد شد.

چرا نمی توانید با سرعت نور حرکت کنید؟

اما فردی که از یک سکوی ثابت ناظر شما است، با استفاده از عامل لورنتس قادر به اندازه‌گیری تغییرات خواهد بود. اگرچه، برای اجسام و سرعت‌های روزمره، عامل لورنتس تقریبا عدد یک می‌ باشد. تنها در سرعت‌های نزدیک به سرعت نور است که آثار نسبیتی اهمیتی ویژه پیدا می‌کند. مشخصه دیگر در نظریه نسبیت خاص این است که با افزایش سرعت در یک جسم متحرک، جرم آن نیز افزایش می‌یابد. جرم جسم متحرک با ضرب کردن جرم آن جسم در حالت سکون در عامل لورنتس محاسبه می‌گردد. این افزایش جرم مانع از آن می‌گردد که انرژی مصرف شده جهت افزایش سرعت در جسم به صورت کامل صرف افزایش سرعت در آن شود.
با افزایش سرعت در جسم تا اندازه‌ای که به کسر قابل توجهی از سرعت نور(c) برسد، سهم انرژی مصرفی در افزایش جرم جسم نیز بیشتر و بیشتر می‌شود. این امر ثابت می‌کند که چرا هیچ چیز نمی‌تواند سریع تر از نور حرکت کند، و یا حتی با سرعتی مساوی و یا نزدیک به سرعت نور. در واقع، وارد کردن انرژی بیشتر به جسم باعث افزایش سرعت در آن جسم نخواهد شد بلکه تنها جرم آن را افزایش خواهد داد. جرم و انرژی یکی هستند؛ این نتیجه،‌ عمیقا حائز اهمیت است. اما این خود داستانی دیگر است.

درخشش نور ماه در آسمان

هرکس به طور کلی می داند که ماه در شب و روز چگونه عمل نموده و به چه صورت به نظر می‌رسد. در طول روز خورشید درخشان ترین چیزیست که در آسمان وجود دارد. همچنین می‌دانیم که ماه در طول شب، روشن‌ترین شیئ آسمان است. اما تاریکی و کیفیت شبح وار نور ماه در تضاد با شفافیت نور خورشید است، در این مقاله از خصوصیات درخشش نور ماه در شب و روز می گوییم.

درخشش نور ماه در آسمان

 در یک شب مهتابی زمانی که ماه را در آسمان می بینیم، ماه با درخششی زیبا همه جا را روشن کرده است، در واقع شدت این نور بستگی به اهله ماه دارد.(به این پدیده در نجوم به حالت‌های مختلف دیده شدن بخش روشن ماه از زمین گفته می‌شود.) در حالت بدر کامل معمولاً مهتاب در سطح زمین بیش از دو دهم لوکس روشنایی ایجاد نمی‌کند. بنابراین نور مهتاب در سطح زمین، حدود پانصدهزار بار کمتر از نور خورشید است.
نور ماه اساسا همان نور خورشید است که از سطح ماه بازتابیده میشود. قابل فهم است زیرا سطح ماه تنها ۱۱ درصد نور تابیده شده توسط خورشید را بازتاب می دهد. برخورد نور خورشید به ماه باعث می شود که نور بازتابیده شده قرمزتر از نور خورشید باشد، اما ما آن را با چشمهایمان نمی توانیم ببینیم، زیرا به وسیله دیگر رنگ های موجود در نور ماه محو میشود و باعث می شود درخشش ماه را بصورت تابش سفید نقره ای مشاهده کنیم.

چرا ماه را در طول روز مشاهده می کنیم؟
دلیل مشاهده ماه در روز ناشی از دو عامل بزرگ می‌باشد، روشنایی ماه و مدار ماه در اطراف زمین. این عوامل، امکان دیده شدن ماه در طول روز را ممکن می سازد. در غیر این صورت این باور که خورشید فقط مربوط به روز و ماه متعلق به شب می باشد، هم چنان باقی می ماند. ماه، روشن ترین شیئ آسمانی بعد از خورشید می باشد.

درخشش نور ماه در آسمان

اولین دلیل برای این موضوع نزدیکی زیاد به ماه به زمین در مقایسه با هر شیئ دیگر آسمانی است. خورشید تابان است به دلیل اینکه در حال سوختن با مقادیر بسیار زیادی از هیدروژن است. بنابراین برای دیده شدن احتیاج به نزدیکی زیاد به زمین ندارد. نزدیکی ماه به زمین سبب می شود که نتوانیم ماه را در طول روز نادیده بگیریم. بازتابندگی خود ماه می باشد. اغلب ما می دانیم که ماه یک خورشید یا ستاره کوچکتر نمی باشد، در واقع ماه اساسا یک ماهواره طبیعی می باشد که بصورت یک آیینه بزرگ بازتاب کننده به سمت زمین عمل می کند.
دومین دلیل چرخش ماه در مدارش به دور زمین می باشد. در ابتدای ماه قمری زمانی که ماه کامل رخ می دهد، ماه دقیقا در مقابل خورشید قرار دارد و همینطور که فاز ماه به سمت ماه نو نزدیک می شود، ماه نیز به خورشید نزدیک تر می شود که این عامل سبب می شود که امکان دیده شدن ماه در طول شب کمتر اما در طول روز بیشتر دیده شود.


دیاگرام مشاهده ماه در آسمان
درخشش نور ماه در آسمان

بنابراین پاسخ این سوال که آیا ما می توانیم ماه را در طول روز ببینیم آن است که ماه یک بازتاب کننده قوی است و نزدیکی آن به زمین قابلیت مشاهده شدن آن در شب و روز را بیشتر می کند. هم چنین مدار ماه قابلیت دیده شدن ماه را افزایش می دهد زیرا ماه در شروع سفر چرخش قمری خود در سرتاسر آسمان به خورشید نزدیک تر می شود، به همین منظور در طول روز قابلیت دیده شدن ماه افزایش می یابد.

چه چیزی مادۀ تاریک را پنهان کرده است؟

یک بررسی نظری بر ترکیب سیاهچاله‌های آشکار شده توسط رصدخانه موج گرانشی تداخل لیزری(LIGO)، این اجرام را به عنوان نامزدهایی برای ماده‌ی تاریک معرفی می‌کند.

چه چیزی مادۀ تاریک را پنهان کرده است؟

به نقل از انجمن فیزیک ایران، در تابستان گذشته، آشکارسازهای لایگو نشانه‌هایی از امواج گرانشی‌ گسیل‌ شده از دو سیاهچاله‌ را آشکار ساختند. این سیاه‌چاله‌ها که جرم‌شان ۳۰ برابر خورشید است، در حرکت مارپیچی به دور یکدیگر می‌باشند. چنین سیاهچاله‌هایی که در کیهان بسیار هستند، می‌توانند به عنوان نامزد ماده‌ی تاریک انتخاب شوند. سیمئون برد(Simeon Bird) و همکارانش، از دانشگاه جان هاپکینز، در مریلند، با در نظر گرفتن نرخ به هم پیوستن چنین سیاهچاله‌هایی، احتمال پیروزی این نامزدها را بررسی نمودند. اما با وجود سازگاری یافته‌های این گروه با نرخ به دست آمده از مشاهدات لایگو، همچنان نیاز به داده‌های بیشتر احساس می‌شود.
عموما چنین اندیشیده می‌شود که آجرهای سازنده‌ ماده‌ تاریک ریز‌ذره‌ها هستند؛ اما نظریه‌هایی با رویکردی متفاوت نیز وجود دارند. این نظریه‌ها که به بررسی کیهان نخستین و شکل‌گیری سیاهچاله‌ها می‌پردازند، این اجرام را به عنوان سازندگان ماده‌ تاریک معرفی می‌کنند. همگرایی گرانشی، اندازه‌ این سیاهچاله‌های اولیه را به شدت محدود، و مطالعه‌ آنها را دشوار می‌سازد. اما همچنان در بازه‌ی ۲۰ تا ۱۰۰ برابر جرم خورشید، پنجره‌ای رو به سیاهچاله های اولیۀ تاریک گشوده است.
برد و همکارنش، کار خود را با تصویری از کیهان نخستین آغاز کردند. در این تصویر، کیهان با سیاهچاله‌های اولیه با جرمی ۳۰ برابر خورشید، و با تراکمی متناسب با مدل‌های ماده‌ی تاریک، پر شده‌ است. این گروه فرضیه‌هایی پیرامون تراکم و تندی حرکت ماده‌ تاریک، درون کهکشان‌ها، در نظر گرفته و به تخمینی از فاصله‌ی میان زمان‌هایی که دو سیاهچاله به اندازه‌ی کافی -برای ترکیب – به یک‌دیگر نزدیک می‌شوند، رسیده‌اند. نرخ ترکیب محاسبه شده، در توافق با تخمین پژوهشگران لایگو، برابر با ۲ تا ۵۳ بار در سال، در حجم یک گیگا پارسکی ـ حجمی که می‌تواند یک میلیارد کهکشان راه شیری را در خود جای دهد‌ ـ برای سیاهچاله‌هایی با جرم ۳۰ برابر خورشید، می‌باشد. البته با توجه به ابهامات نظریه‌های ماده‌ تاریک، برای یافتن نشانه‌های ویژه‌ ماده‌ تاریک، به مشاهدات بیشتری بر ترکیب‌ سیاه‌ چاله‌ ها، نیاز است.

فیزیک دانان برای اولین بار توانستند مکان دقیق یک اتم را مشخص کنند!

محققان توانستند با استفاده از میکروسکوپ تونلی روبشی(STM) با رزولوشن اتمی مکان دقیق یه اتم را مشخص کنند. این پیشرفت جدید قدم بزرگی در توسعه ی محاسبات دقیق تر کوانتومی است.

فیزیک دانان برای اولین بار توانستند مکان دقیق یک اتم را مشخص کنند!

محققان استرالیایی مرکز فناوری ارتباط و محاسبات کوانتوم بالاخره توانستند مکان دقیق یک اتم در کریستال سیلیکون را تعیین کنند. این کار سابق بر این بدون خارج کردن اتم ها از مکان اصلی شان عملا غیر ممکن بود. دکتر جوآتینا بوکوئل نویسنده همکار از دانشگاه نیو ساوت ولز(UNSW) گفت:« توانستیم تصاویری با کیفیت بالا از ارسال کننده های آرسنیک و فسفر منفرد در زیر سطح سیلیکون بدست بیاوریم.»
از آنجایی که اتم های فسفر منفرد کاندیدهای مناسبی جهت استفاده در ذرات کوانتومی هستند، پژوهش گران آن ها را در کریستال سیلیکون قرار دادند. به علاوه قرارگیری صحیح بیت های کوانتومی یا کیوبیت ها میتواند به ما در تولید قدرت محاسبه کننده ی ابر سریع و دقیق کمک کند، زیرا کیوبیت ها می توانند در وضعیت چندگانه قرار بگیرند( نسبت به سیستم دوتایی کامپیوترهای فعلی ما).
لوید هلنبرگ، قائم مقام مرکز کوانتومی محاسبات و فناوری ارتباطات استرالیا و پروفسور دانشگاه ملبورن، اطلاعات بدست آمده از تصاویر میکروسکوپ تونلی روبشی با رزولوشن اتمی را در برنامه وسیع و تحقیقاتی نظری این سازمان گنجاند. لازم به ذکر است که سازندگان میکروسکوپ تونلی روبشی، گرد بینینگ و هنریش روشر، در سال ۱۹۸۶ به دلیل اختراع خود برنده جایزه نوبل فیزیک شدند

تعریف ثانیه عوض می‌ شود!

همه می‌دانند که زمان یک ساختار است که تنظیم و نگهداری از آن به عهده شبکه‌ای بین‌المللی و بسیار دقیق از ۵۰۰ ساعت اتمی قرار دارد. اما اکنون دانشمندان نشان داده‌اند با استفاده از نسل جدیدی از ساعت‌ها که به ساعت‌های نوری شهرت دارند، می‌توان دقت نگه‌ داشتن زمان را افزایش داد. دانشمندان قصد دارند با استفاده از این سیستم جدید ثانیه را بازتعریف کنند، و این به آن معنی است که زمان بیشتری درون یک ثانیه گنجانده خواهد‌ شد.

تعریف ثانیه عوض می‌ شود!

براساس گزارش CNN  ساعت نوری مورد نظر به اندازه‌ای دقیق است که اگر از آغاز جهان هستی وجود می‌داشت تا به امروز تنها دو دقیقه عقب مانده‌ بود. حفظ زمان جهانی از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا یک ثانیه، براساس تعریفی که سامانه متریک جهانی یا SI ارائه داده، واحدی است که سیستم‌های GPS، شبکه‌های برق و شبکه‌های مالی به آن متکی هستند. از این رو است که برای حفظ زمان از ساعت‌های اتمی استفاده می‌شود که ارتعاشات اتم سزیوم که مانند یک پاندول حرکت می‌کند را محاسبه می‌کند و از سال ۱۹۶۷ تا به امروز یک ثانیه بر اساس معیار SI برابر ۹۱۹۲۶۳۱۷۷۰ دور از این ارتعاشات بوده‌است.
با این‌ همه حتی بهترین ساعت‌های اتمی نیز ممکن است در هر ماه به اندازه یک نانو ثانیه دچار خطا شوند. اما در سویی دیگر، ساعت‌های نوری از دقت بالاتری برخوردارند. عملکرد این ساعت‌ها مشابه ساعت‌های اتمی است اما این ساعت‌ها نوسانات اتم‌ها یا یون‌هایی را اندازه می‌گیرند که در فرکانسی در حدود ۱۰۰ هزار برابر بالاتر از فرکانس امواج ریزموج در ارتعاشند، این یعنی سرعت و دقت بالاتر. این دقت بالا از عوارضی نیز برخوردار است، پیچیدگی را افزایش داده و از این رو احتمال از کار افتادگی آن ها افزایش پیدا می‌کند. این به آن معنی است که ممکن است این ساعت‌ها نتوانند برای دو روز زمان را نشان دهند. از این رو ساعت‌های نوری هرگز به عنوان گزینه‌ای کاربردی برای حفظ زمان مطرح نبوده‌اند.

تعریف ثانیه عوض می‌ شود!

اما دانشمندان موسسه اوزان و مقادیر ملی در آلمان سیستمی جدید را تشریح کرده‌اند که می‌توان به واسطه آن از ساعت‌های نوری بهره برد. برای جبران دوره از کار افتادگی ساعت‌های نوری امروزی، محققان قطعه‌ای از ساعت‌های اتمی موجود در بازار به نام میزر را با یک ساعت شبکه نوری استرونتیوم ترکیب کردند. میزر می‌تواند زمان از دست‌ رفته در زمان از کار افتادگی ساعت‌های نوری را جبران کند.
دانشمندان این سیستم ترکیبی ساعت را برای ۲۵ روز فعال نگه داشتند و دریافتند خطای زمانی در این سیستم طی این مدت کمتر از ۰٫۲۰ نانوثانیه بوده‌ است. به بیانی دیگر اگر این سیستم از آغاز جهان هستی روشن می‌شد تا به امروز و طی ۱۴ میلیارد سال تنها ۱۰۰ ثانیه عقب مانده‌ بود، این یعنی دقتی ۱۰۰ برابر بهتر از یک ساعت اتمی. این دستاورد به آن معنی است که می‌توان زمان بیشتری را درون یک ثانیه گنجاند که شاید در فعالیت‌های روزمره به چشم نیاید،‌ اما دقت در فعالیت‌های اقتصادی و بانکی افزایشی قابل توجه خواهد‌یافت. با این همه محققان می‌گویند تا زمانی که بتوان ثانیه SI را باز تعریف کرد، ۱۰ سال دیگر در پیش است زیرا باید تمامی انواع موجود ساعت‌های نوری بررسی و ارزیابی شوند و بهترین آن ها برای انجام اینکار مورد استفاده قرار گیرند.

ساعت ِ مغز که حافظه را به جریان می اندازد!

درست مثل اعضای یک ارکستر که به یک رهبر نیاز دارند تا روی ضرب بمانند، نورون ها هم در مغز نیازمند یکسری موج هایی از فعالیت ِ برنامه ریزی شده هستند تا حافظه را در امتداد زمان، مرتب کنند. در هیپوکامپ – مرکز خاطرات مغز – ترتیب موقتی کد نورونی برای ساخت یک نقشه ذهنی در رابطه با اینکه شما کجا بودید، هستید و خواهید بود، بسیار مهم است.

 

ساعت ِ مغز که حافظه را به جریان می اندازد!

دانشمندان موسسه علوم مغز ریکن در ژاپن در مقاله ای جدید به این نکته اشاره کردند که چگونه نورون های ِ نشان دهنده ی محیط در مغز موش ها، تا به این حد سرِ وقت می مانند. هنگامی که موش محیط اطرافش را جهت یابی میکند، محدوده هیپوکامپ مرکزی که CA1 نام دارد، به موج هایِ ریتمیکِ ورودیِ نورونی نزدیک مناطق مغز تکیه کرده تا یک نقشه ی بروز رسانی شده از محیط اطرافش را تهیه کند. هنگامی که محققان ورودی CA3 در محدوده هیپوکامپ مغز جانور را خاموش کردند، نقشه های تازه در هم ترکیب شدند. در حالی که موش ها هنوز هم با این وضعیت جدید قادر بودند تا یک جهت یابی ساده را انجام دهند و سیگنال هایی از نورون های تکی برای بیان دقیق محیط پیرامونشان را دریافت کنند.
پژوهش گر ارشد توماس مک هوگ گفت:« آهنگ نورونی تغییر نکرد اما با خاموش کردن ورودی CA3 به CA1 در هیپوکامپ، ما از شر هدایت کننده خلاص شدیم.» مک هوگ و استیون میدلتون این را با استفاده از مهندسی ژنتیکی موش برای بیان یک عصب زهرآگین در CA3 که اتصالات سیناپسی را بین CA3 و بقیه نواحی مغز قطع میکند، انجام دادند. تمامی فعالیت نورونی محافظت شد اما روابط سیناپسی بی نشانه شدند که این موجب شد تا بتوانند اثر از بین بردن ورودی CA3 در ناحیه CA1 مغز را اندازه گیری کنند.
زمانی که موش به بالا و پایین می دوید، محققان نورون های جداگانه ای را که مانند جریان الکتریکی جمع شده ای از یک گروه بزرگتر نورون ها به نام پتانسیل های محلی بودند، ثبت کردند. این به آنها امکان داد، هر چرخه تتا را بین بازه زمانی که هیپوکامپ، نقشه نورونی خود از محیط را همزمان با حرکت موش بروز رسانی میکند، کنترل کنند. با مقایسه جداگانه و همگانی فعالیت ها در یک گروه موش نرمال و جهش یافته، آنها بالاخره یک دیدگاه تناقض آمیز را ارائه دادند. هنگامی که موش جهش یافته وارد محوطه شد، نورون های تکی به بروز رسانی فعالیت شان در وقفه ای هشت هرتزی که به عنوان فاز تقدم چرخه تتا شناخته میشود، ادامه یافت.

ساعت ِ مغز که حافظه را به جریان می اندازد!

مک هوگ گفت: « بدون ورودی CA3 در مغز هیچ سازمانی از سیگنال های نورونی در امتداد چرخه تتا برای توضیح مکانی که موش قبلا در آن بوده یا به آن می رفت، وجود نداشت.» کشف نقشه ذهنی محیط در هیپوکامپ در سال ۲۰۱۴ برنده جایزه نوبل در شاخه فیزیولوژی و پزشکی را به خود اختصاص داد، اما اتصالات مداری دسته جمعی از سلول های محلی، که برای پروسه حافظه هم استفاده میشوند و چگونگی بروز رسانی آن ها در زمان ِ واقعی شناخته شده نبود. بدون ورودی CA3، حدسی دقیق از مکان محیطی کد نورونهای دسته جمعی ناممکن خواهد بود. با این اوصاف موش هنوز میداند که کجاست اما مشکلات کوچکی در نمایش محیط نورون های جداگانه و بدون CA3 جهت دهندهِ CA1، به وجود می آید.
مک هوگ میگوید:« اگر نورون ها در ادامه فعال نشوند شما نمیتوانید خاطرات را در امتداد زمان مرتب دریافت کنید. در موش ها یا انسان ها شما به یک تشکیلات موقتی نیاز دارید تا از مکانی به مکان دیگر بروید، تصمیم بگیرید و به هدف هایتان دست یابید. اگر خاموش کردن ناحیه CA3 در مغز انسان ها ممکن بود، خاطرات به درد نخور در هم ترکیب می شدند.» پروژه دیگری با همین آزمایش موش ها انجام شده که اشاره به یک نقش جدید برای نورون های CA3 در مرتب کردن اطلاعات در طی خواب دارد که پروسه ای لازم برای حافظه طولانی مدت در مغز است.
در حالی که نورون های تکی هیپوکامپی به فعالیت ادامه می دهند، این مطالعه نشان میدهد که ارکستر نورونی نیازمند یک ورودی CA3 در مغز برای عمل بعنوان رهبر و راهنما میباشد. این بدین معناست که استراتژی های مختلف کد کردن نورونی، جدا شده اند، اما در مغز به هم وابسته هستند. به احتمال زیاد کاهشی چشمگیر در نوسان های وابسته به ارتباط CA3 به CA1 در مغز مشاهده شده است. شکستگی های این نوسان در رِنج بیماری های مختلفی از شیزوفرنی تا آلزایمر شناسایی شده اند و فهمیدن عمیق تر اینکه چگونه این ریتم های مغزی اطلاعات را مرتب میکنند، ممکن است راهی روشن برای مکانیسم های مداری اینگونه بیماری ها را باز گشاید.

رمز گشایی از اسرار میدان مغناطیسی زمین

دانشمندان آمریکایی با شبیه سازی شرایط هسته زمین در آزمایشگاه توانسته‌اند اسرار میدان مغناطیسی زمین را رمزگشایی کنند. بدون میدان معناطیسی زمین که از سیاره در برابر تابش‌های مرگبار کیهانی محافظت می‌کند، حیات نمی‌توانست به شکل امروزی وجود داشته باشد.

رمز گشایی از اسرار میدان مغناطیسی زمین

 

 اگرچه اکنون مشخص شده که حرکت آهن مایع در هسته بیرونی زمین، این میدان را تولید می‌کند، چگونگی ایجاد آن در ابتدا از مدت‌ها پیش به شکل رازآلود باقی مانده است. به گفته کارشناسان، این سپر حفاظتی به دلیل شکلی که فلز مایع در هسته زمین گرما را هدایت می‌کند، شکل گرفته است. تیمی از محققان موسسه علوم کارنگی در واشنگتن توانسته‌اند سنجش‌های مواد هسته‌ای را تحت شرایط مرتبط با هسته بدست بیاورند.
تصور می‌شود که سن زمین کمی بیشتر از ۴٫۵ میلیارد سال بوده و از انباشت تدریجی مواد سنگی که خورشید را در زمان جوانی‌اش احاطه کرده بودند، شکل گرفته است. با گذشت زمان، متراکم ترین ماده عنی آهن به سمت داخل فرو رفته و لایه‌های هسته، جبه و پوسته زمین را تشکیل داده است. در هسته داخلی که حدود دو سوم اندازه ماه است، آهن جامد به همراه مقادیر کمی از سایر مواد قرار دارد که طی فرآیند لایه‌بندی به اینجا کشیده شده‌اند.
در هسته خارجی اما آلیاژ آهن مایع وجود دارد که حرکت آن میدان مغناطیسی زمین را افزایش می‌دهد. این میدان توسط جریان‌های الکتریکی در ماده رسانای هسته آن تولید می‌شود که توسط جریان‌های انتقالی ناشی از گرمای منتشر شده از هسته ایجاد شده‌اند. فشار زیاد گرانش از مایع شدن هسته جلوگیری می‌کند، به این معنی که رفتار این بخش از زمین با سایر لایه‌ها متفاوت است.

رمز گشایی از اسرار میدان مغناطیسی زمین

محققان در این تحقیق از ابزاری موسوم به “LHDAC” برای تقلید از شرایط هسته زمین و بررسی چگونگی هدایت گرما توسط هسته در زیر آن ها استفاده کردند. این دستگاه نمونه‌های کوچک ماده را بین دو الماس فشار می‌دهد و فشار شدید اعماق زمین را در آزمایشگاه شبیه‌سازی می‌کند. از یک لیزر نیز برای گرم کردن ماده و رساندن آن به دمای هسته استفاده شد. دانشمندان با استفاده از این نوع شبیه‌سازی آزمایشگاهی توانستند به بررسی نمونه‌های آهن در دماها و فشارهای گوناگون بپردازند.
نتایج نشان داد که نمونه‌های آهن می‌توانند حرارت مشابه هسته زمین که طبق برآوردهای پیشین، بین ۱۸ تا ۴۴ وات در متر در کلوین است، منتقل کنند. محققان بر این باورند که انرژی لازم برای حفظ ژئودینامو از اوایل تاریخ زمین وجود داشته است. اما پیش از آن اطلاعاتی در دست نیست و باید تحقیقات بیشتری در مورد آن انجام شود.

زندگی نامه مرتضی مشفق کاظمی

سید مرتضی مشفق کاظمی (1281-1356) خورشیدی نویسنده ایرانی بود. مشهورترین رمان وی تهران مخوف نام دارد که در حقیقت نخستین رمان اجتماعی فارسی به شمار می رود.

زندگی نامه مرتضی مشفق کاظمی

مشفق کاظمی در سال 1281 خورشیدی در شهر تهران زاده شد. پدرش میرزا رضا نام داشت و تفرشی بود و مدتی کارمندوزارت داخله و وزارت مالیه. مشفق کاظمی رشته حقوق را در برلین خوانده بود و روزنامه‌نگار بود.
مشفق کاظمی، پس از پایان تحصیلاتش در مدرسه دارالفنون برای ادامه تحصیل به آلمان و سپس به فرانسه رفت وحقوق و علوم سیاسی خواند. به ایران که بازگشت، مدتی در وزارت فواید عامه مشغول به کار شد. در سال 1306 به عدلیه رفت و چندی بعد در سال 1312 به وزارت امور خارجه منتقل شد. در وزارت خارجه، مدتی رئیس دفتر بود. بعد رئیس تشریفات شد و سپس به معاونت این وزارتخانه رسید. مدتی هم وزیر مختار ایران در سوریه و سفیر ایران در هند بود. حدوداً 18 ساله بود که تهران مخوف را نوشت و چون در آن زمان پولی برای انتشارش به صورت کتاب نداشت، کتاب را برای روزنامه «ستاره ایران» فرستاد. سردبیر روزنامه، مایل تویسرکانی، با خواندن دست نویس این رمان، چنان به وجد آمد که رمان مشفق کاظمی را با آثار «ویکتور هوگو» و «آناتول فرانس» مقایسه کرد و تهران مخوف در این روزنامه به صورت پاورقی منتشر شد و مدتی بعد، به صورت کتابی مستقل و دو جلدی در آمد و اخیراً نیز، هر دو جلد آن در یک کتاب، از طرف انتشارات امید فردا، بعد از سال‌ها که از چاپ قبلی آن می‌گذرد، منتشر شده است. مشفق کاظمی هم چنین در سال 1350 کتاب «روزگار و اندیشه‌ها» را منتشر کرد؛ کتابی دو جلدی که شامل خاطرات اوست.
مشفق کاظمی رمان تهران مخوف را در سن هفده، هیجده سالگی نوشت و برای سردبیر روزنامه ستاره ایران فرستاد که در آن‌جا چاپ شد و بعداً به صورت کتاب درآمد.
انتشار تهران مخوف، در سال1301، کم و بیش همزمان بود با چند اتفاق ادبی مهم دیگر؛ یعنی انتشار شعر «افسانه» نیما یوشیج و مجموعه داستان «یکی بود یکی نبود» محمدعلی جمالزاده و نمایشنامه «جعفرخان از فرنگ آمده» حسن مقدم که هریک نقطه عطفی در ادبیات ایران بودند. زمینه حوادث جلد اول تهران مخوف، تهران پیش از کودتای 1299 است و نویسنده در جلد دوم کتاب، با عنوان «یادگار یک شب»، سرنوشت قهرمانان جلد اول را همزمان با وقوع این کودتا پی گرفته است. نوشتن این رمان، ظاهراً حدود دو سال و نیم طول کشیده است.
مشفق کاظمی در کتاب روزگار و اندیشه‌ها، که جلال ستاری در «اسطوره تهران» قسمت‌هایی از آن را که به تهران مخوف مربوط است نقل کرده، درباره نوشتن این رمان، نامگذاری آن و نگاه تجددخواهان آن روزگار از آن می‌نویسد:
«یکی، دوبار صبح به منزل صادق مقدم می‌رفتم و در دالان زیر عمارت فوقانی منزلشان که به حیاط منتهی می‌شد و بسیار خنک بود، آن چه را نوشته بودم برای او و حسن مقدم می‌خواندم. حسن مقدم مرا بسیار تشویق و ترغیب می‌کرد و تنها به بعضی از قسمت‌های حکایت مانند راه قم و تعویض دختر ف... السلطنه با کلفت در این راه، ایراد داشت چه آن را مناسب با یک رمان حقیقت نما نمی‌دانست، اما من چون به سلیقه هم میهنان بیشتر آشنایی داشتم، حاضر نشدم تغییری در آن بدهم. هنگامی که کتاب تمام شد، چندی درباره برگزیدن نام شایسته و مناسبی برای آن می‌اندیشیدم و عاقبت تحت تاثیر همان مناظری که در زندگی اجتماعی و سیاسی تهران آن روز در پیش چشمم می‌گذشت تهران مخوف را برگزیدم
مشفق کاظمی در سال 1356 بر اثر سانحه رانندگی در شهر پاریس درگذشت.

مسئولیت‌ها و مقام‌ها
عضو هیئت تحریریه مجلات ایرانشهر و فرنگستان
موسس و مدیر مجله ایران جوان
رایزن فرهنگی وزارتخانه
دبیر اول سفارت ایران در سوئد
ریاست کل تشریفات وزارت امور خارجه

آثار
یادگار یک شب
تهران مخوف
گل پژمرده
رشک پربها
روزگار و اندیشه‌ها

زندگی نامه پروفسور محسن هشترودی

پروفسور محسن هشترودی اندیشمند، شاعر و ریاضی دان ایرانی بود. تخصص هشترودی در زمینه هندسه دیفرانسیل بود. مهمترین اثر علمی نگاشته شده توسط محسن هشترودی، پایان نامه دکترای او در زمینه هندسه دیفرانسیل است، که در آن یکی از مدل های ریاضی استادش (الی کارتان) را تعمیم داد که امروزه به نام «التصاق هشترودی» شناخته می شود.

زندگی نامه پروفسور محسن هشترودی

 پروفسور محسن هشترودی  (22 دی 1286 تبریز - 13 شهریور 1355 تهران)  اندیشمند، شاعر و ریاضی‌دان ایرانی بود. او در مدرسه دارالفنون در تهران تحصیل، و مدرک دکترای خود را در ریاضیات از دانشگاه سوربن در فرانسه دریافت کرد. پس از بازگشت به تهران، مقام استادی دانشسرای عالی، ریاست دانشگاه تبریز و ریاست دانشکده علوم دانشگاه تهران را عهده‌دار بود. هشترودی از طرفداران سرسخت علوم پایه بود، به شعر و موسیقی و فلسفه علاقه داشت، و توانایی بیان مطالب علمی به زبان ساده را دارا بود. وی به عنوان یک متفکر منتقد پیشرو و ریاضیدان نامدار ایرانی، دارای اهمیت نمادین و شخصیتی اثرگذار در جامعه علمی معاصر ایران بوده است.

زندگی‌ نامه
محسن هشترودی در 22 دی 1286 در شهر تبریز چشم به جهان گشود. پدرش شیخ اسماعیل مجتهد از مشاوران شیخ محمد خیابانی یکی از فعالان نهضت مشروطه بود. محسن هشترودی تحصیلات دبستانی خود را در مدرسه‌های سیروس و اقدسیه در شهر تبریز به پایان برد و سپس برای ادامه تحصیل در دارالفنون به تهران آمد. چند سالی در تهران به تحصیل پزشکی گذراند، تا در سال 1304 به عنوان دانشجوی بورسیه دولتی برای تحصیل در رشته ریاضیات به کشور فرانسه اعزام شد.
محسن هشترودی در سال 1314 با درجه کارشناسی در رشته ریاضیات از دانشگاه سوربون فارغ‌التحصیل شد. سپس با سرپرستی الی کارتان در همان دانشگاه به پژوهش در زمینه هندسه دیفرانسیل پرداخت و مدرک دکترای خود را در رشته ریاضیات در سال 1316 دریافت کرد. پس از بازگشت به ایران به عنوان استادیار در دانشکده علوم دانشسرای عالی به کار مشغول شد. در سال 1320 کرسی استادی دانشسرای عالی را دریافت کرد. در سال 1330 به مقام ریاست دانشگاه تبریز رسید، و در سال 1336 به عنوان رئیس دانشکده علوم دانشگاه تهران انتخاب شد. در سال 1323 با «رباب مدیری» ازدواج کرد که حاصل این ازدواج دو دختر و یک پسر به نام‌های فرانک، فریبا و رامین بود.
هشترودی در طول زندگی حرفه‌ای خود ارتباطش را با مجامع علمی بین‌المللی حفظ کرد: وی در سال 1329 به عنوان نماینده دانشگاه تهران در کنگره بین‌المللی ریاضی‌دانان هاروارد شرکت کرد، در موسسه مطالعات پیشرفته دانشگاه پرینستون و به درخواست ریاست موسسه اوپنهایمر به عضویت پذیرفته شد، و یک ترم پاییزی را نیز به تدریس در دانشگاه هاروارد پرداخت. هشترودی بر اثر سکته قلبی در 13 شهریور 1355 در سن 68 سالگی در تهران درگذشت و در قبرستان بهشت زهرا آرامگاه شماره 824 به خاک سپرده شد.

کوشش‌ های فرهنگی
هشترودی مهارت زیادی در بیان اصول و پدیده‌های علمی و فناوری‌های جدید به زبان ساده داشت، و با نوشته‌ها و سخنرانی‌های خود می‌توانست با قشر بزرگی از جامعه ارتباط برقرار کند و مفاهیم اصلی دانش و فناوری را به آنان منتقل نماید. به فلسفه، شعر و موسیقی علاقه زیادی داشت و خود نیز اشعاری سرود.
هشترودی از پیشروان تفکر انتقادی در ایران بود. او تاکید زیادی بر اهمیت علوم پایه داشت تا جایی که شاخه‌های دیگر دانش مانند علوم اجتماعی و علوم انسانی را بی‌اهمیت و غیرعلمی می‌خواند. در همین حال فلسفه، هنر و عرفان را مکمل علم می‌دانست. وی اعتقاد داشت که «علم» تنها نوع ارزشمند دانش، «هنر» نگاهی ظریف به زندگی، و «فلسفه» غایت معرفت‌ شناسی است، و هیچ‌یک بدون نوآوری و اصالت ارزشی ندارند.

پژوهش‌ های علمی
تخصص هشترودی در زمینه هندسه دیفرانسیل بود. مهمترین اثر علمی نگاشته شده توسط محسن هشترودی، پایان‌نامه دکترای او در زمینه هندسه دیفرانسیل است، که در آن یکی از مدل‌های ریاضی استادش (الی کارتان) را تعمیم داد که امروزه به نام «التصاق هشترودی» (Hachtroudi Connection) شناخته می‌شود. او در طول زندگی حرفه‌ای در ایران چند مقاله کوتاه علمی نیز منتشر کرد. جدای از پژوهش علمی، هشترودی به عنوان یک متفکر منتقد و ریاضیدان نامدار ایرانی، دارای اهمیت نمادین و شخصیتی اثرگذار در جامعه علمی معاصر ایران بوده است.

زندگی نامه پروفسور محسن هشترودی

در گفته‌ های دیگران
پرویز شهریاری
پرویز شهریاری دربارهٔ محسن هشترودی گفته است: «نخستین بار که استاد را شناختم در دانشگاه تهران بود که به عنوان دانشجو در کلاس درس او حاضر شده بودم. وقتی که از کلاس بیرون آمدم، به واقع دگرگون شده بودم. پس به این ترتیب هم می‌شود درس داد، پس می‌توان معلم ریاضی بود ولی روح و ذهن دانشجو را چنان افسون کرد که او در برابر شرف انسانی و دانش عام و همه جانبهٔ استاد، از طرفی، خود را کوچک احساس کند و از طرفی دیگر، پُر از شوق و امید شود. درس استاد درس انسانیت و درست اندیشیدن بود و آدمی را در دنیایی از شوق و شگفتی فرو می‌برد… به راحتی و بی‌پروا حرف می‌زد و بدون اینکه برای هر مجلسی شان جداگانه‌ای قایل باشد، آنچه در دل داشت بیرون می‌ریخت و هرگز فراموش نمی‌کنم لحظاتی را که در پایان نخستین کنفرانس معلمان ریاضی که در دانشگاه پَهلوی شیراز تشکیل شده بود، نیم ساعتی صحبت یا دقیق تر بگویم درددل می‌کرد و تقریباً همه همراه او می‌گریستند.»

منوچهر آتشی
به نوشته منوچهر آتشی، نقشی که هشترودی در ادبیات معاصر ایران داشت، همان نقشی است که برتراند راسل در ادبیات انگلیسی داشت البته با معیاری کوچکتر. وی دراین باره گفته است: «محسن هشترودی دارای درجه دکترای ریاضیات از نخستین دانشجویان ایرانی بود که همزمان با اجتهاد در رشته‌های فیزیک و ریاضی، دارای شناخت عمیق از هنر و ادبیات و نقاشی نو بود و وقتی وارد محافل روشنفکری ایران شد به عنوان قطبی برای رفع و رجوع دشواری‌های مسایل و مباحث فکری شناخته شد. تلاش هشترودی بیشتر وقف این بود که رابطه زنده و آشکار بین هنر و دانش تازه را کشف نموده و به آگاهی پژوهندگان برساند.»

امیرحسین آریان‌ پور
امیرحسین آریان‌پور نوشته است: «هشترودی مشاغل غیر دانشگاهی را به هیچ نمی‌گرفت و به ندرت به مجالس بزرگان پا می‌نهاد. زندگی ساده‌ای داشت. پس از ساعات تحقیق و تدریس با دوستانش شطرنج بازی می‌کرد، به موسیقی گوش فرا می‌داد و داستان می‌خواند. در برابر فشارهای کشندهٔ روزگار —فقر ظاهری و باطنی جامعه، مرگ فرزند، و پیری— به هنر پناه می‌برد و از بازخوانی غزل‌های حافظ آرامش می‌یافت و با سرودن شعرهای لطیف سبک بار می‌شد. با این وصف گاهی دامنش از دست می‌رفت و کارش به شَطح می‌کشید.»

تالیفات
کتاب‌ها
جهان اندیشه، دانش و هنر
نظریه اعداد
سایه‌ها (مجموعه شعر)
سیر اندیشه بشر
از مکانیک کلاسیک تا مکانیک کوانتیک

مقاله‌ ها
واقعیت فیزیکی جهان از نظر نسبیت انیشتین
خیام یا شاعر ریاضی دان

زندگی نامه پروفسور محمد حسن گنجی پدر علم جغرافیا

محمد حسن گنجی در سال 1291 در شهرستان بیرجند به دنیا آمد.پدر وی، ابوتراب مدت ها نایب الحکومه شهر قاین بود. ‎افراد خانواده وی در خدمت امرای قاینات (بیرجند) یعنی ‏خاندان علم بودند.پدرش به‎ ‎کشاورزی و دامپروری اشتغال داشت. وی سه برادر و دو خواهر داشت که چهار نفر‎ ‎آن ها در مدارس محلی بیرجند به تدریس اشتغال‎ ‎داشتند.

زندگی نامه پروفسور محمد حسن گنجی پدر علم جغرافیا

تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاه خود گذراند و پس از آن برای ادامه تحصیل به تهران مهاجرت کرد. در تهران به دارالمعلمین عالی رفت و در‎ ‎رشته تاریخ و جغرافیا تحصیل کرد و به درجه کارشناسی ‏نائل آمد.سپس در حدود سال 1312 به‎ ‎عنوان دانشجوی برگزیده به اروپا اعزام شد و در دانشگاه ویکتوریا منچستر انگلستان به تحصیل ادامه داد و در سال 1317، لیسانس تخصصی خود را در جغرافیا اخذ کرد.
در سال دوم ماندن درانگلستان بود که پس از یک‎ ‎‏‌سال مطالعه و بررسی رشته‌ های گوناگون، ‏تصمیم خود را گرفت که در زمینه جغرافیا‎ ‎کار کند و از آن زمان تاریخ برای او در درجهٔ دوم اهمیت ‏قرارگرفت.
گنجی در آن سال در‎ ‎گروه تخصصی جغرافیا در دانشگاه منچستر نام‌ نویسی کرد و پس از چهارسال ‏توانست لیسانس‎ ‎تخصصی و ممتاز در جغرافیا‎ ‎را به دست آورد که برابر کارشناسی‌ارشد به‎ ‎شمار می‌آید.وی دلیل گرایش خود را بهجغرافیا و به ویژه هواشناسی، دو رویداد‎ ‎خشکسالی و سیلی می‌داند که ‏در روزگار کودکی و نوجوانی در زادگاهش رخ داد و باعث‎ ‎آسیب زیادی به روستاییان شده بود.وی در سال 1331 مجددا با استفاده از بورس تحصیلی عازم آمریکا شد و مدرک دکتری خود را در رشته جغرافیا، از دانشگاه کلارک دریافت کرد. پایان نامه دکتر گنجی درباره آب و هوای ایران به زبان انگلیسی به چاپ رسیده‌است.
دکتر گنجی از سال 1317 تا 1354 در دانشگاه تهران به تدریس اشتغال داشت و به اولین شخصی که جغرافیای نوین را وارد برنامه‌های دانشگاهی کرده‌است، شناخته می‌شود. وی با درجه استادی در سال 1358 بازنشسته شد.وی مراحل دانشگاهی را از دبیری تا معاونت دانشگاه طی کرده و در سال 1354 با اخذ درجه استادی ممتاز بازنشسته شده‌است.وی از سال 1335 تا 1347 مدیریت اداره کل هواشناسی را عهده‌دار بود و به عنوان بینانگذار سازمان هواشناسی ایران نیز شناخته می‌شود.
دکتر گنجی هم چنین از اردیبهشت سال 1342 تا‏‎ ‎مهرماه ‏‏1347 معاونت پارلمانی وزارت راه و در زمان ریاست پروفسور رضا از‎ ‎سال 1347 به مدت ‏یک سال پست معاونت اداری و مالی دانشگاه تهران را عهده‌دار بود.پس از چندی مشاور دانشگاه و از خردادماه 1353 عهده‌دار ریاست‏‎ ‎دانشکده ادبیات و علوم انسانی شد و تا پایان خدمت 37 ساله ‏دانشگاهی خود در این‎ ‎سمت باقی ماند.
وی در دهه 40 شمسی ریاست منطقه آسیا را در سازمان هواشناسی عهده‌دار بود و از همان سال رابطه خود را با همان سازمان حفظ کرد. از دکتر گنجی چندین کتاب از جمله اطلس اقلیمی ایران و بیشتر از 100 مقاله به زبان‌های فارسی و انگلیسی منتشر شده است.
وی علاوه بر مدیریت گروه جغرافیا، ‏ریاست دانشکده ادبیات و علوم انسانی و معاونت‎ ‎دانشگاه تهران، پیش از انقلاب اسلامی، ریاست اداره کل هواشناسی ایران و ریاست هواشناسی‎ ‎منطقه آسیا را نیز بر عهده داشته است‎.دکتر ‏گنجی از سال 1364 با مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، همکاری کرد و از سال 1370 به عنوان مشاور رئیس دانشکده علوم زمین با دانشگاه شهید بهشتی همکاری‏‎ ‎داشته است.
استاد گنجی در زمان جنگ در ستاد بسیج مسئولیت بررسی و ارزیابی نقشه جبهه‌ های جنگ را بر عهده داشت. علاوه بر این از سال 1368 تا 1372 مشاور رئیس سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح‎ بود و از سال 1373 نیز با سمت مشاور دانشکده علوم زمین‏‎ ‎دانشگاه شهید بهشتی در طراحی و ‏اجرای برنامه‌ها مشارکت داشته‌است.
همچنین از سال‎ 1365 ‎عضویت بخش جغرافیایی سازمان مطالعه و ‏تدوین کتب دانشگاهی (سمت) را دارا بوده‎ ‎و با بیشتر دانشگاه‌های تهران بویژه دانشگاه تربیت مدرس ‏در دوره‌های دکتری‎ ‎جغرافیا تدریس همکاری داشته‌ است. وی همچنین عضویت کمیته رهبری اطلس اقلیمی ‏ایران را‎ ‎در سازمان هواشناسی برعهده داشت.وی همچنین عضو دائم‌ العمری انجمن جغرافیایی انگلستان و اولین رئیس انجمن جغرافی دانان آسیا و یکی از 15 جغرافیدانان برتر جهان بوده است.
دکتر گنجی که به پدر علم جغرافیای ایران شهرت دارد، در سال 2001 از سوی سازمان جهانی هواشناسی به عنوان دانشمند برتر جهان و دانشمند سال هواشناسی معرفی شده است.
وی در بیست و نهمین کنگره ‏اتحادیه بین‌المللی جغرافیایی در کره‎ ‎جنوبی در سال 2000 میلادی به عنوان یکی از 15 جغرافیدان ‏برجسته جهان شناخته شد و‎ ‎سازمان هواشناسی جهانی، جایزه علمی سال 2001 خود را به وی اعطا ‏کرد.پدر علم جغرافیای ایران دارای 130 اثر برجسته علمی و تخصصی به زبان‌ های فارسی و انگلیسی و تربیت کننده 11 نسل استاد عالی در حوزه جغرافیا است.

زندگی نامه پروفسور محمد حسن گنجی پدر علم جغرافیا

در مراسم نکوداشت دکتر محمد حسن گنجی علاوه بر اعطای لوح یادبود کیکی به پاس بزرگداشت زحمات این استاد فزرانه بریده شد.مراسم نکوداشت یکصدمین سالروز تولد دکتر محمد حسن گنجی پدر علم جغرافیای ایران و موسسه اداره هواشناسی و تربیت کننده 11 نسل استاد جغرافیا در مجموعه تاریخی سعدآباد برگزار شد.
ایشان‎ ‎همچنین دارای نشان درجه سه در خدمات دولتی را دریافت کرده‌است. دکتر گنجی از اوایل‎ ‎انقلاب ‏تا قبل از مرگ بیش از 63 لوح تقدیر از مراکز آثار و مفاخر علمی، چهره‌های‏‎ ‎ماندگار، انجمن‌های علمی ‏جغرافیایی و دانشگاه‌ها دریافت کرده‌است.

همسر و‎ ‎فرزندان‎ ‎‎
دکتر گنجی در 24 دیماه 1320 با لطیفه جوادزاده (‎او از ایرانیان مقیم ارمنستان بود) ازدواج کردند.ایشان فرزندی نداشتند و تاپایان عمر از در کنار همسر خود ماندند حتی در پیری که همسر ایشان بیمار بود و خودشان نیز کهولت سن داشتند از همسر خود پرستاری میکرد.

خانه جغرافیا
در تاریخ سوم آذر ماه 1390 با حضور پروفسور محمد حسن گنجی, منزل مسکونی وی توسط شهرداری تهران تملک و به عنوان خانه جغرافیا افتتاح گردید. در حال حاضر این خانه به عنوان یکی از مراکز و خانه های علم و زندگی شهر تهران محسوب می شود.

درگذشت پروفسور محمدحسن گنجی
پروفسور محمدحسن گنجی، 28 تیرماه 1391 بر اثر زمین خوردن در منزل شخصی خود دچار خونریزی مغزی شد. پس از آن به بیمارستان پیامبران منتقل و تحت عمل جراحی قرار گرفت که درنهایت درگذشت. پیکر ایشان پس از تشییع از مقابل دانشگاه تهران جهت خاکسپاری به زادگاهش شهر بیرجند منتقل گردید و در تاریخ 2 مرداد ماه 1391 در محل بوستان دکتر محمد حسن گنجی در خیابان توحید ،چهره در نقاب خاک کشید.

زندگی نامه پروفسور محمد حسن گنجی پدر علم جغرافیا

 

آیا می‌توانید از نیروی گرانش فرار کنید؟

به‌ نظر می‌ رسد نمی‌توان از این نیروی گرانش فراگیر گریخت! حتی اگر صد‌ها میلیون سال نوری از گرانش (یا مقداری جرم) فاصله داشته‌ باشیم، این نیرو بر ما اثر می‌کند. آیا مکانی هست که در آن بتوان بطور کلی از نیروی گرانش خلاص شد؟

آیا می‌توانید از نیروی گرانش فرار کنید؟

به گزارش بیگ بنگ، خوشبختانه، به دلیل وابستگی فراوان به اکسیژن و فضاییِ بافت‌های نامقاوم‌مان، نیروی گرانشما را در کره زمین خانۀ دنج و راحت خود که هوایی قابل‌ تنفس دارد، نگه داشته‌‌ است. تمامی جرم این کره، در تلاش است با نیروی ۹٫۸ متر به مجذوب ثانیه، ما را به مرکز خود بکشاند. اما زمین تنها چیزی نیست که تمایل دارد شما را در آغوش بگیرد!
کره‌ ماه نیز ما را به‌سوی خود می‌کشد و اگر زمین وظیفه‌ خود را درست انجام نمی‌ داد، گرانش ماه می‌ توانست ما را به دوردست‌ها و در فضای عمیقی پرت کند، یا سبب برخورد ما با سطح سرد و خاکی خود شود. در واقع، ماه که از بالای سرمان عبور می‌کند، با تمام قدرت خود – به گونه‌ای که نمی‌توان دید – ما را به سمت آسمان می‌کشد. اما این مسابقهطناب‌کشی، که مثل دعوای خواهر برادرانه‌ای است که برادر بزرگ‌ تر، عروسک را به خواهر کوچک‌ ترش نمی‌دهد، فقط بین ماه و زمین نیست.

آیا می‌توانید از نیروی گرانش فرار کنید؟

خورشید هم در این بازی بچه‌گانه شرکت دارد. نیروی گرانشی از سطح خورشید، از فاصله ۱۵۰‌ میلیون کیلومتری، شما را به سمت خود می‌کشد. انگار خیلی دوست‌ داشتنی و محبوب هستیم! پس چه‌ مقدار باید دور شویم، تا به‌کل از شرّ این جنگ حفاظت گرانشی خلاص شویم؟ حتی اگر ۲٫۵ میلیون سال نوری از هر جرمی دور باشیم، نیروی گرانش همچنان بر ما اثر می‌کند، و مثل یک گیاه پیچیِ کَنه، دنبالمان می‌کند. کهکشان راه‌ شیری و کهکشان آندرومدا، یکدیگر را بدلیل نیروی گرانش متقابل به طرف هم می‌کشند. نیروی‌گرانش بین این دو آنقدر قوی است، که می‌تواند بر نیروی گرانش کل جهان غلبه کند!
گرانش “پایان” برایش معنا ندارد، انگار خیلی بخیل و دست دراز است. اعضای ابرخوشه “ویرگو” به‌هم متصل، و ده‌ها میلیون سال‌نوری از هم فاصله دارند. اجرام موجود در ابرخوشۀ (Pisces-cetus) حتی به دوست نامرئی، و بیش‌ از‌ حد سلطه گرای ما متصل است، و میلیون‌ها سال نوری از هم فاصله دارند. در واقع، شما آنقدر مشهور هستید، که حتی دورترین اجرام موجود در عالم‌ قابل‌ مشاهده، با نیروی گرانش شما را جذب می‌کنند و به ترتیب، به شما متصل اند. بنابراین، در غیاب انبساط بیرونی و شتاب جهان، همه‌ چیز در مرکز مشترک گرانش سقوط می‌کرد. نیوتن فکر می‌کرد گرانش، لحظه‌ای است و اگر خورشید ناپدید می‌شد، زمین سریعا به دوردست‌ها می‌رفت. اینشتین دریافت گرانش، اعوجاجی است که جرم در فضا-زمان ایجاد می‌کند و از آنجا که پیداست، نیروی گرانش با سرعت نور حرکت می‌کند.

تصویری هنری از امواج گرانشی در فضا
آیا می‌توانید از نیروی گرانش فرار کنید؟

اگر خورشید ناپدید می‌شد، بدلیل اعواج فضا- زمان، زمین به‌ مدت ۸ دقیقه در مدار خود می چرخید و سپس تاثیرات ناشی از این رویداد موجب تغییر در مدار زمین می شد. تعاملات بین اجسام بزرگ، مثل وقت‌هایی که سیاهچاله‌ها به هم برخورد می‌کنند، موج‌هایی ایجاد می‌کند که به آن امواج‌ گرانشی می‌گویند. اگر یک موج گرانشی از شما بگذرد، بدنتان پیچ‌ و‌ تاب پیدا می‌کند؛ مانند موجی در آب. مقدار آن آنقدر کم است، که تابه‌حال با چشم آن ‌را ندیده‌ایم؛ هر چند واپاشی تپ‌اختر، غیرمستقیم آن را نشان داده است.
محققان آزمایش زمینی لایگو ۲۲ بهمن ۹۴ اعلام کردند توانسته‌اند نخستین موج گرانشی حاصل از برخورد دو سیاهچاله را به طور مستقیم روی زمین اندازه بگیرند. آزمایش فضایی لیزا احتمالا با دقت بیشتری می تواند این امواج گرانشی را شناسایی کند. به احتمال زیاد، آزمایش اصلی لیزا تا ۲۰۳۰ انجام‌ خواهد شد. مدار دست‌یابی گرانش، به طور شگفت‌انگیزی وسیع است. در همه‌ جا و همه‌ وقت هست؛ و هیچکس را تنها نمی‌گذارد. شما چه فکر می‌کنید؟ اگر توان رهایی از گرانش را داشتید، چه می‌کردید؟

۱۰ باور غلط در مورد مغز انسان - بخش اول

۱۰ باور غلط درباره مغز وجود دارد که برخی از آنها از سالها قبل مطرح شده و هنوز به عنوان یک موضوع واقعی به آن پرداخته می شود اما محققان اعلام کردند که این باورها هیچکدام صحت ندارند.

۱۰ باور غلط در مورد مغز انسان - بخش اول

مغز یکی از شگفت انگیز ترین ارگان ها در بدن است. مغز کنترل مرکزی سیستم عصبی، راه رفتن، صحبت کردن، تنفس، تفکر و سایر کارهایی که ما انجام می دهیم را به عهده دارد. سیستم مغز بسیار پیچیده است که متشکل از حدود ۱۰۰ میلیارد نورون است. پس از هزاران سال مطالعه و درمان جنبه های مختلف مغز هنوز هم بسیاری از جنبه های آن ناشناخته و مرموز باقی مانده است. پیچیدگی بسیار زیاد مغز و رمز و رازی که در آن وجود دارد سبب شده است تاانسان‌ ها تصورات و شایعات زیادی را در مورد آن به راه بیندازند که بسیاری از این شایعات به مروز زمان به حقایقی تبدیل شده است که همگان آن را باور کرده‌اند. در ادامه چند افسانه رایج در مورد مغز انسان که درست نیستند و رواج پیدا کرده‌اند، را با هم مرور می کنیم.

۱- تنها از ۱۰ درصد ظرفیت مغز استفاده می شود
اگر شما جزء کسانی هستید که به این باور اعتقاد دارید، بهتر است به این هم فکر کنید که بقیه مغزتان به چه دردی می خورد. این که هر فردی تنها از ۱۰ درصد مغزش استفاده می ‌کند یکی از رایج ترین خرافاتی است که در مورد مغز وجود دارد. علاوه بر دست کم ۱۰۰ بیلیون رشته عصبی که در مغز دائما مشغول به فعالیت هستند، بخش های مختلف مغز که هر کدام یک حرکت و رفتار را کنترل می ‌کنند نیز، همیشه مشغول فعالیتند. اسکن های MRI مغزی انجام شده به وضوح نشان می دهد که حتی طی انجام کارهای نسبتا معمولی مثل صحبت کردن، راه رفتن، گوش دادن به موسیقی، تقریبا تمام نواحی مغز فعال هستند. مغز حدودا ۲۰ درصد انرژی بدن را مصرف می کند. اگر قرار بود چنین بخش بزرگی از منابع انرژی ما توسط چنین بخش کوچکی از مغز مصرف شود، طی میلیون ها سال فرگشت صاحب چنین مغزهای بزرگی نمی شدیم.

۱۰ باور غلط در مورد مغز انسان - بخش اول

۲- الکل سلول های مغزی را از بین می برد
با مشاهده یک فرد مست می توان عوارض ناشی از مصرف الکل را دید. لکنت زبان، اختلال در مهارت های حرکتی و قضاوت، تهوع، سردرد و خماری از جمله عوارض ناشی از الکل زیاد است. اما مصرف الکل باعث از بین رفتن سلول های مغز نمی شود. اما باعث آسیب رساندن به نورون ها می شود و در انتقال پیام های عصبی مشکل ایجاد می کند و باعث اختلالات عصبی می شود که عوارضی از جمله مشکلات حافظه، گیجی، فلج چشم، فقدان هماهنگی عضلانی و فراموشی را به همراه دارد. این اختلال با الکل به خودی خود ایجاد نمی شود بلکه ناشی از کمبود تیامین و ویتامین است که در نتیجه سوء تغذیه بوجود می آیند. مصرف افراطی الکل با جذب تیامین در بدن تداخل دارد. بنابراین اگرچه الکل سلول های مغزی را از بین نمی برد اما باعث آسیب می شود.

۳- تاثیر مواد مخدر بر رشته های عصبی و مغز
یک موضوع بحث برانگیز تاثیر مواد مخدر بر روی مغز است. بعضی از مردم براین باورند که استفاده از مواد مخدر به مقدار زیاد بر روی مغز تاثیر می گذارد در حالی که بعضی بر این باورند که اولین باری که از مواد استفاده می کنید عوارض طولانی مدتی را بر روی مغز شما می گذارد. در یک مطالعه اخیر که با استفاده از مواد مخدر مانند ماری جوانا انجام شد تنها باعث از دست دادن حافظه جزئی می شود. بعضی از مردم بر این باورند که استفاده از کوکائین و اکستازی باعث سوراخ هایی در مغز می شود. در حقیقت تنها چیزی که می تواند باعث ایحاد سوراخ در مغز شود آسیب های فیزیکی است. محققان بر این باورند که داروها می تواند تغییرات کوتاه مدت و بلند مدت در مغز ایجاد کند.

۱۰ باور غلط در مورد مغز انسان - بخش اول

۴- مغز آسیب دیده نمی تواند خود را التیام بخشد
صدمه به مغز چیزی بسیار ترسناک است. مغز بسیار شکننده و مستعد ابتلا به بسیاری از صدمات است. صدمه به مغز می تواند در نتیجه یک تصادف یا یک عفونت ایجاد شود. آسیب شدید به این معنی است که مغز دچار آسیب گسترده شده است آسیب های شدید مغزی تقریبا غیر قابل برگشت و دائمی هستند. اگر سلول ها عصبی آسیب دیده و یا از دست رفته باشد دیگر رشد نمی کنند اما در مورد سیناپس ها و نوون ها مغز می تواند مسیر جدیدی را برای نورون ها ایجاد کند. بنابراین بعد از آسیب دیدن، مغز می تواند خود را دوباره بازسازی کند و ارتباطاتش را دوباره ایجاد کند. مغز شما در حال حاضر هم درحال بازسازی دوباره است.

۵- بعد از بریده شدن سر مغز هنوز فعال باقی می ماند
در یک دوره از تاریخ جدا کردن سر از بدن یکی از راه های اعدام بود. بسیاری از کشورها از این روش استفاده می کردند و استفاده از گیوتین به دلیل مرگ سریع بسیار انسانی به نظر می آمد. اگر سر از بدن جدا شود آیا قادر به دیدن یا سایر حرکات حتی برای چند ثانیه خواهد بود؟ شاید این مفهوم اولین بار در طول انقلاب فرانسه ظاهر شد. در ۱۷ جولای ۱۷۹۳، زنی به نام شارلوت کوردی(Charlotte Corday) به جرم ترور Jean-Paul Marat روزنامه نگار و سیاستمدار معروف محکوم به اعدام با گیوتین شد. بعد از اعدام شارلوت یکی از دستیاران جلاد سر او را برداشت و به آن سیلی زد. به گفته شاهدان شارلوت با اخم به صورت مرد نگاه کرد. بعد از این اتفاق مردن از تکان دادن چشم و چشمک زدن تا ۳۰ ثانیه بعد از اعدام صحبت می کردند. اما به گفته دکتر هارولد هیلمن (Harold Hillman) رفتارهایی که از اعضای صورت بر می ‌خیزد، نه از روی آگاهی بلکه عکس العمل‌های ماهیچه‌های بدن است و در واقع حرکتی کنترل شده وجود ندارد. بنابراین به محض این که ارتباط مغز با قلب قطع شود مغز به حالت کُما فرو رفته و می‌ میرد. این حالت نیز تنها ۲ تا ۳ ثانیه طول می‌ کشد و آن قدر سریع است که هیچ کس متوجه آن نخواهد شد.

۱۰ باور غلط در مورد مغز انسان - بخش اول