یک تمرین ساده و رایگان برای تقویت خلاقیت

 

 قدرت خلاقیت در همه انسان ها وجود دارد اما نوع پرورش آن بسیار متفاوت است و نتایج مختلفی را به بار می آورد. فرد خلاق باید بتواند در موقعیت های مختلف، راه حل هایی را برای حل مسأله بیابد که افراد کم دقت، نمی توانند.

ما برای تقویت قدرت خلاقه خودمان نباید منتظر موقعیتی غیر منتظره باشیم تا در آن شرایط ، قدرت خلاقیت مان را به کار گیریم. بلکه می توانیم حتی در حالی که بیکار روی مبل ولو شده ایم هم کاری برای خلاقیت مان بکنیم.

یک تمرین ساده و بی خرج این است:

- به اطراف تان نگاه کنید و یکی از چیزهایی که می بینید را در نظر بگیرید. مهم نیست چه باشد: مقداری میوه، گوشی تلفن همراه، تلویزیون، چند جلد کتاب، تابلوی نقاشی روی دیوار، چند گلدان گل و ... .
بعد خود را در حالی تصور کنید که فقط شما هستید و آن چیزی که در نظر گرفته اید. در واقع فرض می کنید که آن چیز، تنها دارایی مادی شما در کره زمین است و باید از آن پول در بیاورید.

بعد غرق در فکر و حتی تصورات شگفت انگیز و دور از ذهن شوید که چگونه می توانید با آن تک جنس، پول در بیاورید. ممکن است برخی از راه هایی که به ذهن تان می رسد عجیب و غریب باشد ولی نترسید چون قرار نیست همین الان مثلاً تابلوی روی دیوار را بردارید و بروید با روش های نامتعارف از آن پول درآورید  یا تلویزیون تان را به پارک ببرید و با استفاده از باتری خودرو، آن را روشن کنید و از کسانی که می خواهند مسابقه فوتبال یا سریال محبوب شان را از دست ندهند پول تماشا بگیرید یا کتاب تان را در دست بگیرید و در خیابان افرادی را پیدا کنید که حاضر باشند برای شنیدن محتوای کتاب به شما پول بدهند.

همین فکرهای عجیب و باورنکردنی و حتی محال، قدرت خلاقیت شما را افزایش می دهد و شما می توانید با این "مانورهای فکری فرضی" ، پیش زمینه لازم برای مواجهه با مسائل واقعی به دست بیاورید. ممکن است یک فکر مضحک و واقعاً غیر عملی، جرقه یک فکر جدی و مدزا را در ذهن تان ایجاد کند و زندگی تان را از این رو به آن رو کند ؛ واقعاً ممکن است.

خانم "تینا سیلیگ" که در دانشگاه استنفورد آمریکا خلاقیت و کارآفرینی درس می دهد، در کتاب معروفش به نام "کاش وقتی 20 سالم بود می دانستم" داستان یک مسابقه خلاقیت و نوآوری را تعریف می کند که در آن به شرکت کنندگان گفته شده بود با استفاده از نوارهای پلاستیکی، درآمد زایی کنند. ایده ای که برتر از بقیه بود عبارت بود از تبدیل نوارهای پلاستیکی به "نوارهای یادآور" ؛ بدین شکل که به افراد گفته می شد اگر کار عقب افتاده ای دارند یکی از این نوارها را مانند دستبند به دست شان ببندند و با خود عهد کنند تا آن کار را انجام نداده اند ، دستبند را باز نکنند.
این ایده ، مورد استقبال قرار گرفت و خیلی ها با بستن آن به دست شان، کارهایی که مدت ها بود امروز و فردا می کردند را انجام دادند.

این تمرین را بارها و بارها انجام دهید. از پیشنهادات عجیبی که به خودتان می دهید نترسید. مهم این است که فکر شما به جای هرز رفتن، در حال بررسی شرایط جدیدی است که سابقه نداشته است. این تمرین ذهن تان را خلاق تر می کند و خلاقیت به نفع شماست.(جعفر محمدی)

زندگی نامه چارلز بابیج Charles Babbage

 

زندگی نامه  چارلز بابیج charles babbage


                                              تولد : 26 دسامبر 1791  فوت : 18 اکتبر 1871
  
مقدمه :
چارلز بابیج، فیلسوف، ریاضیدان و مخترع انگلیسی، در 26 دسامبر 1791 در لندن چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدائی را در Alphington که در جنوب غربی انگلستان واقع است گذراند و سپس به مدرسه King Edward VI در منطقه Totnes که آن هم در جنوب غربی انگلستان واقع است، رفت. بعد از آن، به لندن بازگشت و در آکادمی Holmwood ادامه تحصیل داد. در طی این مدت، پدر بابیج که سهامدار بانک بود، از هیچ تلاشی برای تحصیل فرزندش فروگذار نکرد و چارلز بابیج، همواره از تدریس خصوصی معلمان معروف، استفاده می‌نمود. سرانجام، در سال 1814، بابیج به عنوان ریاضی‌دان از دانشگاه کمبریج فارغ‌التحصیل شد.

بابیج پس از فراغت از تحصیل به محاسبه خودکار علاقمند شد و شروع به تحقیق در مورد ساخت دستگاهی برای انجام محاسبات گوناگون بر اساس برنامه‌های از پیش تعریف شده نمود. ایده بابیج برای ایجاد قابلیت برنامه‌ریزی در یک دستگاه و به عبارت دیگر، برنامه‌نویسی آن، ایده بکری بود که تا آن زمان مطرح نشده بود.
بابیج در این راه، مشکلات فراوانی پیش‌رو داشت. اولین مشکل این بود که با توجه به زمان زندگی وی، این دستگاه باید دستگاهی مکانیکی می‌بود و ایجاد دستگاهی مکانیکی که قابلیت برنامه‌نویسی داشته باشد، چالشی بزرگ بود. مشکل دیگری که وجود داشت آن بود که ساخت قطعات دقیق چنین دستگاهی، با توجه به صنعت موجود آن زمان، کاری بسیار سخت و تقریباً غیرممکن بود.

با وجود تمام مشکلات، بابیج پس از تحقیق فراوان، در سال 1820 طراحی این دستگاه تحلیلگر (Analytic) را شروع کرد، دستگاهی که بعدهابه دستگاه تفاضلی (Difference Engine) معروف شد. بابیج وقت بسیاری را برای طراحی صرف نمود. وی دو هدف را دنبال می‌کرد، اولاً نتایج ارائه شده توسط دستگاه، صحیح و قابل اتکاء باشد و ثانیاً زمان طولانی انجام محاسبات پیچیده، به حداقل ممکن، کاهش یابد.

برخلاف انتظار و با وجود طراحی بسیار دقیق، بابیج نتوانست نمونه کاملی از دستگاه خود را ارائه نماید. مشکل اصلی، عدم توانایی صنعتگران آن زمان در اجرای دقیق طرح‌های وی و ساخت قطعات بسیار دقیق دستگاه بود. اما در سال 1991 (درحدود یک قرن بعد) بر اساس طرح‌های بابیج، یک دستگاه تفاضلی ساخته شد که بدون نقص کار می‌کرد. این موضوع نشان داد که دستگاه تفاضلی، درصورتی ‌که در زمان بابیج کامل می‌شد، می‌توانست به خوبی کار کند.

چارلز بابیج، ریاضیدان بریتانیایی است که در دنیای علم به عنوان پدر علم محاسبات رایانه‌ای از او نام برده می‌شود. این فیلسوف و محقق انگلیسی که در رشته مهندسی مکانیک تحصیل کرده بود برای نخستین بار ایده ساخت رایانه‌هایی با قابلیت برنامه‌ریزی را مطرح کرد و به فکر ساختن یک رایانه دیجیتالی خودکار افتاد. او سال 1812 میلادی انجمن محاسبات تحلیلی را با هدف معرفی دستاوردهای قاره اروپا به محققان و ریاضیدانان انگلیسی پایه‌گذاری کرد و در سال 1816 به عنوان یکی از اعضای انجمن سلطنتی لندن انتخاب شد. این ریاضیدان برجسته نقش بسیار مهمی در پیشرفت انجمن‌های سلطنتی آمار و نجوم کشورش داشت.

بسیاری از طرح‌های بابیج، از جمله ایده استفاده از کارت‌های پانچ‌شده، بعداً، در کامپیوترها به کار گرفته شد. استفاده از کارت‌های پانچ (Punch Cards) سال‌ها روش متداول برای ارتباط با کامپیوترها بود.
طرح‌های بابیج، از زمان زندگی وی بسیار جلوتر بود و وی نام خود را به عنوان اولین طراح دستگاه‌های محاسبه‌گر و تحلیل‌گر قابل برنامه‌نویسی در تاریخ ثبت نمود، دستگاه‌هایی که بعداً نام کامپیوتر بر آنها نهاده شد و به صورت الکترونیکی درآمد.

بابیج در 25 جولای 1814 ازدواج کرد و صاحب هشت فرزند شد، اما تنها سه فرزند وی دوران کودکی را پشت سرگذاشتند و بقیه به علت بیماری‌های گوناگون، فوت شدند.

پسر جوان‌تر وی به نام هنری، کار بر روی طرح‌های پدرش را ادامه داد و یکی از این طرح‌ها به دانشگاه هاروارد ارسال شد. این طرح، بیش از پنجاه سال بعد، توسط هاوارد آیکن مورد مطالعه قرار گرفت و در ساخت کامپیوتر Harvard Mark I مورد استفاده قرار گرفت. این کامپیوتر الکترومکانیکی، در سال 1944 و با همکاری شرکت IBM در دانشگاه هاروارد شروع به کار کرد. این دستگاه، گرچه کاملاً الکترونیکی نبود، اما یکی از عوامل موفقیت IBM در ساخت کامپیوترهای بزرگ بعدی و تبدیل شدن آن به یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های سازنده سوپرکامپیوترها شد. بابیج در 18 اکتبر 1871، در لندن، چشم از جهان فروبست.

زندگی نامه آندره آمپر

 

آندره آمپر



                                             تولد : 22 ژانویه 1775  فوت :15 ژوئن 1836
مقدمه :
آندره آمپر در بیست و دوم ژانویه 1775 متولد شد. آمپر از کودکی به ریاضیات علاقه داشت و مقدمات حساب دیفرانسیل و انتگرال را نزد یکی از دوستان پدرش مطالعه نمود. در سال 1793 که پدرش فوت کرد ناراحتی عجیبی او را احاطه نمود به طوری که مدت یک سال طول کشید تا به وضع عادی خود برگشت. 

کشفیات آندره :
آمپر با اولین اکتشاف خود تحت عنوان ( مطالعه تئوری ریاضی بازیهای قمار ) در سال 1802 مورد توجه ( دلامبر ) در شهر لیون محل اقامت زنش به تدریس مشغول شد. در سال 1803 زنش در اثر بیماری خطرناکی جان سپرد. 

آمپر با نا امیدی و یاس کامل لیون را ترک کرد و به سمت دانشیار مدرسه پلی تکنیک انتخاب شد. آمپر در سال 1808 بازرس کل دانشگاه و در سال 1809 استاد آنالیز و مکانیک در پلی تکنیک و در سال 1814 عضو آکادمی علوم معین گردید. نام آمپر با اکتشافات اساسی او درباره معادلات با مشتق جزئی، در ردیف بزرگترین دانشمندان اروپا قرار گرفته است. در 1820 بود که مقاله( ژان کریستیان اورستد ) درباره روابط الکتریسیته ومغناطیس به زبان لاتین منتشر شد. 

آمپر با مطالعه این مقاله بیشتر وقت خود را صرف این مسئله نمود. روز هیجدهم سپتامبر آمپر اولین اکتشاف خود را درباره مغناطیس الکتریکی اعلام کرد. آمپر شدت جریان را تشخیص داد و وسیله ای برای اندازه گیری آن معین نمود. آمپر موفق به تهیه پروژه ای برای تلگراف الکتریکی گردید و با اکتشافات خود روز به روز بنای الکترودینامیک را مستحکم می نمود. 

آمپر با اکتشافات خود توانست افتخارات جهانی کسب کند، به طوری که در سال 1881 که کنگره بین المللی الکتریسین ها واحد جریان الکتریسیته را آمپر نامیدند نام او وارد تمام زبان ها گردید. آمپر در پانزدهم ژوئن 1836 در شصت و یک سالگی در گذشت. 

چگونه باید مسائل جنسی را به فرزندان آموزش داد؟

 

با توجه به اینکه در فرهنگ خانواده‌های ایرانی محدودیت‌هایی برای مطرح کردن یا صحبت درباره مسائل جنسی وجود داشته، حالا شاهد نسلی هستیم که تشکیل خانواده داده و با توجه به اینکه مطرح کردن این مسائل در آن زمان برایش تابو بوده باید مسائل لازم در این زمینه را به فرزند خود نیز آموزش دهد. با این وجود خانواده‌ها چطور و تا چه میزان بایدمسائل جنسی را به فرزندانشان آموزش دهند؟
آموزش جنسی فرزندان


زمانی که اکسیژن عاطفی در یک خانواده پایین باشد و توزیع آن به میزان مناسب اتفاق نیفتد، امکان رشد چالش‌ها، سختی‌ها، ناهنجاری‌ها و مشکلات بیشتر خواهد بود. یکی از مهمترین عواملی که می‌تواند در تقویت اکسیژن عاطفی نقش داشته باشد، صمیمیت بین اعضای خانواده است.

زمانی که ما از صمیمیت در خانواده صحبت می‌کنیم، در تحقق این صمیمیت عناصر مختلفی از اهمیت و ارزش برخوردار است. یکی از آنها، این است که تا چه اندازه اعضای خانواده در کنار یکدیگر از همراهی، همدلی و دسترس بودن عاطفی برخوردار هستند. وقتی خانواده از لحاظ عاطفی در دسترس نباشند ولو اینکه از لحاظ فیزیکی در کنار هم باشند، امکان رشد عوامل تخریب‌زا در آنها بیشتر و بالاتر خواهد بود. هیجان‌ها از اهمیت بالایی در ارتباط ها برخوردار هستند. هیجان‌ها در واقع به ما جهت می‌دهند و می‌گویند چه مسائلی مهم هستند و چه مسائلی مهم نیستند. در خانواده‌ای که آگاهی و مدیریت هیجانی وجود ندارد، افراد سردرگم هستند و در گیجی هیجانی قرار می‌گیرند، بنابراین صمیمیت‌ها کمتر خواهد شد.

اکسیژن عاطفی موجب می‌شود کری و کوری هیجانی از بین برود. در خانواده‌ای که گیجی، کری و کوری هیجانی وجود داشته باشد، آثار آن می‌تواند در روابط بین فردی و درون فردی نقش‌آفرینی کند. زمانی که خانواده نتواند در دسترس بودن عاطفی را برای اعضای خودش معنا کند، اعضای آن مثل جزایر تنهایی می‌شوند که صدا، نیاز و خواسته یکدیگر را نمی‌شنوند، به آن توجه نمی‌کنند و با تمناهای عاطفی یکدیگر کاملا نامأنوس و بیگانه هستند. به هر میزان که فقدان آشنایی با تمناهای همدیگر در یک خانواده بیشتر باشد، بار کدورت‌ها، ناراحتی و چالش در خانواده بیشتر خواهد بود. یکی از نکته‌های بسیار مهمی که در سال‌های اخیر هم در حوزه تقوا مورد توجه قرار گرفته، اهمیت بالای بسترسازی هیجانی حتی در به کار انداختن توانایی یا مولفه‌های شناختی اعضای خانواده است. وقتی اعضای خانواده در کنار هم هستند و نتوانند با یکدیگر درباره نیازها، خواسته‌ها و دردها گفت‌وگو کنند و در گاردهای مختلف در حالت تدافعی باشند، نشان دهنده آسیب‌های بسیار بالاست.

مهمترین هدف خانواده در فرهنگ دینی ما رسیدن به آرامش است. اگر در رابطه‌ای آرامش باشد انسان‌ها در پل‌های اعتمادی که بین هم ایجاد می‌کنند، به راحتی رفت و آمد می‌کنند و خواسته‌ها و نیازهایشان را با یکدیگر در میان می‌گذارند. زمانی که خانواده‌ای این فضا را فراهم نکند و پل‌سازی با مانع و مشکل برخوردار باشد، می‌تواند دشواری‌های بسیار زیادی را در سطوح گوناگون ایجاد کند که یکی از آنها عبارت است از اینکه اعضای خانواده حرف‌های یکدیگر را درک نکنند یا اساسا حرف دل و نیت خواسته خودشان را کاملا مکتوم نگه دارند. این مکتوم بودن در بسیاری از موارد مسمومیت‌های بسیار زیادی را به وجود خواهد آورد.

وقتی در خانواده اعتماد به نفس خشک شود، توانمندی افراد مورد بی‌توجهی قرار بگیرد، دوری عاطفی و تحقیر همراه با فقدان آموزش وجود داشته باشد، امکان رشد هوای مسموم نیز بیشتر می‌شود. زمانی که اتفاقی متوجه اعضای خانواده شود و این اتفاق حتی به صورت کلامی برای آنها قابل تصور نباشد تا مساله را مطرح کنند، نشان دهنده یک مشکل بزرگ در خانواده است که چه چیزی موجب شده فضای خشک و سرد خانوادگی، رابطه‌ها را آنقدر دور کند که انسان‌ها در کنار سختی‌ها و ناراحتی‌ها نتوانند با دغدغه‌های یکدیگر آشنا شوند یا از آن گاهی داشته باشند. 

چگونه باید با آموزش مسائل جنسی به فرزندان  مواجه شد؟ 
سیدمحسن فاطمی ـ فوق دکترای روانشناسی از دانشگاه هاروارد آمریکا ـ درباره فرهنگ‌سازی و نقش خانواده‌ها در آموزش مسائل جنسی به فرزندانشان می گوید: توجه به مشکلات خانوادگی نیازمند یکسری از آگاهی‌ها، مهارت‌ها و ارتباطات ویژه است. وقتی فرزند از نظر روانشناسی رشد وارد مرحله بلوغ می‌شود، می‌تواند با تغییراتی از جمله تغییرات هورمونی، فیزیولوژیکی یا احساسی همراه باشد که در سطوح مختلف اتفاق بیفتد. اگر پدر و مادر به اینکه در هر دوره‌ای باید چگونه با ویژگی‌ها و مقتضیات آن دوره برخورد شود، آگاه نباشند، این موضوع به یک چالش تبدیل می‌شود. برای مثال بچه‌ها بین ۱۲ تا ۱۹ سالگی در دوره نوجوانی از ویژگی‌های خاصی برخوردار هستند و برایشان مهم است که پدر و مادر در این دوره آنها را کنترل یا با شماتت و به صورت تحکمی برخورد نکنند. این موضوع به معنای این نیست که پدر و مادر در این زمینه نظارت نداشته باشند، در واقع نظارت غیر از کنترل است. اما اگر بچه‌ها در این دوره احساس کنند پدر و مادر دائم به آنها گیر می‌دهند و در تجسس لباس‌ها، کتاب‌ها و وسایل شخصی آنها هستند، می‌تواند فاصله‌ها را بیشتر کند.

ویژگی بچه‌ها در این دوره خاص است و آنها انتظار دارند وقتی در دوره بلوغشان صحبت می‌کنند مخاطب به حرف آنها توجه کند زیرا فکر می‌کنند حرف آنها مهمترین حرف روزگار است. انتظار دارند با آنها با احترام بالا برخورد شود. جنبه اکتشافی خاصی دارند و حتی با دوستان خود بیشتر در عوامل کشف هویت خودشان ارتباط برقرار می‌کنند. اگر پدر و مادر در این دوره اشتباه رفتار کنند یا مهارت‌های ارتباط با فرزند را ندانند و از نیازهای خاص این دوره آگاهی نداشته باشند، ممکن است با مشکلات جدی مواجه شوند. این موضوع در روایت‌ها نیز توصیه شده است و حضرت امیر المومنین (ع) نیز اشاره کرده‌اند که بچه‌ها در دوره نوجوانی حکم مشاوره و وزیر دارند و پدر و مادر فقط نباید برخورد تحکمی با آنها داشته باشند، بلکه باید برخوردها با احترام، شخصیت دادن بالا و فعال کردن در تصمیم گیری و تحکیم بالا باشد. شناخت پدر و مادر از مقتضیات دوران سنی یکی از عوامل بسیار مهم است و آنها باید نسبت به برخورد با لوازم آن دوره آگاهی داشته باشند. پدر و مادر باید از مهارت یا آگاهی‌های لازم برخوردار باشند یا اگر نیستند، آن را فرا بگیرند. در کنار این موضوع بتوانند با کارکردن روی اکسیژن عاطفی خانواده زمینه ارتباط سالم را بیشتر ایجاد کنند زیرا فقدان ارتباط سالم می‌تواند آسیب‌های مختلفی را به وجود بیاورد.

نقش تربیتی خانواده‌ها در تقویت یک رابطه سالم و مطلوب چگونه است؟
وجود اکسیژن عاطفی بالا در خانواده به استحکام روابط عاطفی بسیار کمک می‌کند. به هر میزان که پدر و مادر در دسترس بودن عاطفی برای فرزندان در عمل ایجاد کنند بستر سازی فضای مناسب بهتر اتفاق خواهد افتاد. وقتی از در دسترس بودن عاطفی صحبت می‌کنیم رفاقت، همراهی، همدلی، محبت و توجه به تمناهای عاطفی اعضای خانواده در صدر موضوعات اصلی قرار می‌گیرد. خانواده‌هایی که از اکسیژن عاطفی بالا برخوردار هستند با شیوه‌های متفاوتی نسبت به مشکل با خانواده برخورد می‌کنند. در سالم‌ترین خانواده‌ها نیز می‌تواند مشکل وجود داشته باشد اما یکی از مهمترین خصایص خانواده‌های سلامت محور در مقابل خانواده‌های ناسالم به وجه برخورد با مشکلات برمی‌گردد. در خانواده‌هایی که سلامت در ارتباط موجود نیست، پرخاشگری، تحکم، تحقیر، استهزا، حالت تدافعی، کنایه و اشاره‌های تند از بسامد بالا برخوردار است. در خانواده‌های سلامت محور طرز ارائه مشکل و وجه بیانی مرتبط با مشکل متفاوت است.

آموزش ابراز وجود به فرزندان

برخی از فرزندان در سنین کودکی و حتی نوجوانی توانایی بیان و اعلام اعتراض خودنسبت به برخی از رفتارها از سوی گروه های دوستی، اقوام و حتی مربیان و معلمان خود را ندارند. از این رو همیشه شرایطی که مطابق میل شان نیست به آنها تحمیل می شود.

ابراز وجود در کودکان


والدین گاهی شاهد ناراحتی و دلخوریهای فرزندان خود هستند که توانایی برخورد درست در مقابل دیگران را  ندارند و مداوم گله و شکایت می‌کنند که دوستانشان موجب ناراحتی او شده است، بدون اینکه بتواند کاری انجام دهد این مسئله باعث رنجش فرزند و نگرانی والدین می‌شود که نمی‌تواند حق خود را بیان کند.

برخی از کودکان و نوجوان در بیان خواسته های خود دچار مشکل می شوند و به جای ابراز وجود و داشتن جسارت لازم، منفعلانه رفتار می کنند و احساس طرد شدن و غمگینی در آنها بوجود می‌آید و یا اینکه برعکس به دلیل احساس طرد شدن رفتارهای پرخاشگرانه دارند.  در این صورت با رفتارهای نامناسب حقوق خود و دیگران را نادیده می گیرند. بجای اینکه نگران و مضطرب شوید و او را سرزنش کنید می توانیداو را در حل این مشکل همراهی کنید. 

همدلی

در ابتدا برای مشکل پیش آمده با او  همدلی کنید، بعنوان مثال "دوستانم مرا در گروه پژوهشی راه ندادند" در این حالت به او بگوید: " از این وضعیت ناراحت هستی، شاید اگر من هم جای تو بودم ناراحت می شدم." بعد از اینکه کودک و نوجوانتان احساس کرد او را درک کرده اید. آرامتر می شود و از او بپرسید برای این مسئله، چه راه حلی های بنظرش می رسد. یعنی با همدلی خود به کودک و نوجوانتان نشان می‌دهید که برای مشکل او راه حلهای مختلفی وجود دارد که نیازمند فکر کردن و عمل است، نه احساس درماندگی.

نمایش موقعیتها

موقعیتهای که فرزند شما رفتار منفعلانه یا پرخاشگرانه نشان میدهد را با یکدیگر بازسازی  و رفتارهای جسارت آمیز را  تمرین کنید. در حین تمرین به نگرانی فرزندتان نیز گوش دهید و او را تشویق کنید که توانایی انجام رفتار مناسب را دارد و راه‌حلهای مختلف را با یکدیگر بیان کنید. هر چقدر راه حلهای بیشتری را بیان کنید در موقعیت واقعی بهتر می تواند عمل کند. در اجرای موقعیتها نکات زیر را به او بیاموزید:

توصیف موقعیت: به توصیف موقعیتی بپردازد که باعث ناراحتی او شده است. بعنوان مثال " دوستش بر اساس قرار قبلی به موقع نمی آید و مداوم این رفتار را  تکرار می‌کند " بجای ناراحتی  و یا اینکه رفتارهای پرخاشگرانه، به دوستش بگوید: " از اینکه مداوم بدون هماهنگی برنامه هایش را تغییر میدهد باعث ناراحتی من شده است". یعنی شرایط موجود را بیان و توصیف کند. توصیف دقیق شرایط باعث می شود که طرفین بدانند چه چیزی یا چه عاملی کدورت را بوجود می آورد.

بیان احساس:  در گام بعدی احساس خود را بیان کند. بعنوان مثال " تغییر مداوم برنامه بدون هماهنگی موجب ناراحتی و رنجش من شده است." در اینجا بدون اینکه طرف مقابل را سرزنش کند احساس خود را بیان کرده است. در واقع بیان احساس به شکل درست موجب می شود تا در فرد مقابل حالت دفاعی بوجود نیاید.

خواستار تغییر مختصر شوید: در گام بعدی به دوستش بگوید مایل است او چه چیزی را در خود تغییر دهد. بعبارتی تغییر برنامه را به او هم خبر دهد و یا اینکه به زمان ملاقات خودش پایبند باشد. یعنی دقیقا خواهان چه موضوعی است که تغییر در آن ایجاد شود.

این تغییر چه تفاوتی در احساس کودک و نوجوان بوجود می‌آورد: در این وضعیت به دوستش می‌گوید: " اگر مطابق با خواست من  عمل کنی و تغییر برنامه را اطلاع دهی، کمتر ناراحت می شوم" و  دوست فرزند شما هم می داند دقیقا چه کاری باید انجام دهد.

بنابراین بعد از شرح و توصیف بیان مسئله به شکل بالا، برای اینکه فرزندتان بهتر و مسلط تر شود موقعیتهای دیگری را که نتوانست به خوبی از پس آنها برآید را تمرین کنید. این موقعیتها می‌تواند بسیار متنوع باشد. بعنوان مثال موقعیتهای از خانه، مدرسه، همسالان او را با یکدیگر تمرین کنید.

 زمانی که در رفتار فرزندتان تغییری  ایجاد می شود که نشاند هنده ابراز وجودست، او را تشویق کنید حتی اگر بسیار کوچک باشد. یکی از اشتباهات والدین این است که می‌خواهند فرزندشان به سرعت تغییر کند. بنابراین پیشرفتهای کوچک را نادیده می گیرند در حالیکه برای موفق شدن لازم است پیشرفتهای کوچک دیده و مورد تشویق و حمایت قرار گیرد.

غول‌های آموزش دنیا؛ به دانش‌آموزان مدرک می‌دهند یا مهارت؟

سیستم آموزشی در کشورهای: فنلاند، آلمان، ژاپن، آمریکا، کره‌جنوبی، بریتانیا و مدارس «استیو‌ جابز»

بررسی‌ها نشان می‌دهد بخش زیادی از کشورهای توسعه‌یافته دنیا سرمایه‌گذاری و ایده‌پردازی‌های زیادی را برای مهارت‌آموزشی در مدارس خود صرف می‌کنند.

دانشگاه می‌روی؟ بیکاری؟ آخرش فقط باید مدرکت را قاب کنی و به آن نگاه کنی!» این عقیده یک راننده تاکسی و شاید گروهی از مردم ایران نسبت به سیستم آموزشی کشور است. نظام آموزشی که سال‌هاست صدای مردم را درآورده و حجم انتقادات به جایی رسیده که حالا رییس جمهور ایران نیز یکی از منتقدان سیستم آموزشی کشور است.
عمده انتقادات به سیستم آموزشی ایران این است که بسیاری از دانش‌آموزان اطلاعاتی را یاد می‌گیرند که هیچ تاثیری در زندگی شخصیِ، شغلی و اجتماعی آنها ندارد.

تا جایی که امسال و در اولین روز سال تحصیلی ‌۹۶-۹۷ دکتر حسن روحانی رییس جمهور، در سخنرانی خود در یکی از هنرستان‌های تهران گفت: باید به گونه‌ای عمل کنیم که پس از 12 سال دانش‌آموز ما به جای اینکه یک برگه کاغذ به عنوان مدرک دریافت کند، مهارت عملی کسب کرده باشد و حداقل در یک رشته مهارت و علاقه کافی برای اشتغال به کار داشته باشد.

کسب مهارت‌های شغلی در نظام آموزشی کشور، دغدغه‌ای است که حالا در بسیاری از کشورها پیاده‌سازی شده و آنها از نظام آموزشی مهارت‌محور خود بهره می‌برند. در واقع کشورهای در حال توسعه‌یافته نیز به فکر افتاده‌اند و در حال انجام اقدامات مختلفی در راستای یادگیری مهارت توسط دانش‌آموزان هستند، حتی یکی از هدف‌های آموزشی اهداف توسعه پایدار سازمان ملل هم در این رابطه است: «تعداد جوانان و بزرگسالانی که دارای مهارت‌های فنی و حرفه‌ای برای کار هستند باید افزایش پیدا کند

برای اجرای چنین هدفی کشورهای مختلف برنامه‌های متفاوتی دارند برنامه‌هایی که بیشتر آنان در مدارس فنی و حرفه‌ای اجرا می‌شود و برخی از آنها نتیجه مثبتی هم داشته است.

مدارس استودیو؛ راه حل بریتانیا برای کمتر کردن فاصله

در سال 2010 بریتانیا برای آموزش مهارت‌های مختلف به دانش‌آموزان، برای افراد مختلف 14 تا 19 سال مدارس کوچکی با ظرفیت 300 نفر ساخته شد، محیط این مدارس بیشتر شبیه محل کار است و در آن مهارت‌های مختلف در زمینه‌های مختلف به دانش‌آموزان تدریس می‌شود؛ نحوه به اشتراک گذاشتن اطلاعات، ارتباط برقرار کردن با دیگران، سرمایه‌گذاری، کار و استخدام و ...

با این وجود از سال 2000 تا 2015 میزان قارق‌التحصیلان بیکار در انگلیس افزایش پیدا کرده است و در کشورهای انگلیس و ایرلند شمالی مهارت‌ افراد 16 تا 24 سال کمتر از کشورهای هم تراز است.

مدارس فنی و حرفه‌ای هم نقش فراوانی در کارآموزی دانش‌آموزان بریتانیا دارد، معمولا در این کشور این دوره از دوره راهنمایی شروع می‌شود و مهارت‌های متنوع در آن آموزش داده‌ می‌شود.

آلمان؛ محصول مشترکی از دانش و مهارت

در آلمان در کنار اینکه دانش‌های مختلف به دانش‌آموزان ارائه می‌شود آنها می‌توانند در دوره‌ای 3.5 تا 4 ساله در مدارس فنی حرفه‌ای تحصیل کنند، ممکن است در این دوره آنها حتی برای کارخانه‌ای کار کنند و حقوقی حدود 800 یورو دریافت کنند. این سیستم در آلمان بسیار مدرن است به طوری که بیش از 50 درصد جوانان این کشور دوره فنی و حرفه‌ای را گذرانده‌اند.

در واقع بر اساس سیستم آموزشی آلمان دانش‌آموزانی که در مدارس هاپت شوله یا رئال شوله تحصیل می‌کنند آماده فراگیری مهارت‌های مختلف می‌شود. در مدارس جیمنیزیم شرایط متفاوت است، در این مدارس دو زبان خارجی، ورزش، موسیقی و هنر آموزش داده می‌شود، این مدارس فقط مخصوص افرادی است که نمرات بالایی دارند.

ژاپن؛ تحصیلات آکادمی مهم‌تر از مهارت آموزی

همانند بسیاری از کشورهای شرق آسیا در ژاپن به تحصیلات آکادمی بیش از مهارت آموزی توجه میشود، در واقع پیش از جنگ جهانی دوم بیشتر دانش آموزان ژاپنی به مدارس فنی و حرفه‌ای می‌رفتند و این مدارس برای همه‌ی افراد رایگان بود، اما الان شرایط تغییر کرده است و فقط 23 درصد دانش‌آموزان ژاپنی به این مدارس می‌روند

البته در مدارس غیر از فنی و حرفه‌ای ژاپن هم به افراد مهارت‌های مختلفی آموزش داده می‌شود، برای مثال در برخی از مدارس ژاپن به دانش آموزان پسر و دختر آشپری و مهارت‌های خانه داری آموزش داده می‌شود.گفتنی است نزدیک به 60 درصد از افراد شاغل در ژاپن تحصیل کرده هستند.

کره‌جنوبی؛ 3.3 میلیون دانشجو بیکار در سال 2013

یکی از انتقادهای اصلی که به سیستم آموزشی کره انجام شده این است که از آن فارغ التحصیل‌هایی خارج می‌شوند که مهارت زیادی برای کار کردن ندارند بر اساس آماری که در سال منتشر شد، 3.3 میلیون نفر از فارغ التحصیل‌های دانشگاه‌های کره بیکار هستند. از سوی دیگر هم بسیاری از خانواده‌ها در این کشور به فرزندان خود فشار می‌آوردند تا در مدارس فنی درس نخوانند و مدرک تحصیلی داشته باشند.

به همین دلیل الان در این کشور مدارس دوگانه‌ای ساخته شده است که دانش‌آموزان آن هم ‌توانند کار کنند هم می‌توانند درس بخوانند، دانش‌آموزان این نوع مدارس در دوره تحصیل خود در یک شرکت کار می‌کنند و بعد از فارغ التحصیلی آن شرکت می‌تواند تصمیم بگیرد که آنها را استخدام کند.

بهترین سیستم آموزشی دنیا کدام را انتخاب می‌کند؛ مهارت یا دانش؟

راتین، یکی از اعضای گروه ملی آموزش فنلاند در رابطه با نقش مهارت در سیستم آموزشی این کشور می‌گوید:«بعضی چیزها ارزش این را دارند با قلب یاد گرفته شوند، اما به جای یادگیری طوطی وار برنامه جدید ما مهارت‌هایی را به دانش‌آموزان آموزش می‌دهد که در آینده از آن استفاده کنند مهارت‌های مثل تفکر انتقادی، مهارت‌های تعاملی، مهارت استفاده از تکنولوژی، مهارت نحوه یاد گرفتن و ... دنیا دارد تغییر می‌کند و مدارس و یادگیری باید با آن تغییر کند

در واقع در سیستم آموزشی فنلاند همان درس‌‌های معمولی آموزش داده می‌شود؛ ریاضی، انگلیسی، زیست، تاریخ و ... اما تفاوتی که میان سیستم آموزشی این کشور و کشورهای دیگر دارد نحوه تدریس آن است. معلم ها در این کشور به دانش‌آموزان اجازه می‌دهند خودشان اطلاعات را پیدا کنند، به دلیل بسیاری از منتقدان می‌گوید در این کشور همه تمرکز روی آموزش مهارت است نه دانش.

افراد 19 تا 64 سال در فنلاند نسبت به افراد در کشورهای دیگر مهارت‌های بیشتری دارند.

ایالت متحده؛ سیستم‌های آموزشی مختلف در مدارس مختلف

مدارس مختلف در ایالت متحده آمریکا سیستم‌های مختلفی برای آموزش دارند و حتی هر کدام درس‌ها و کتاب‌هایی مختلفی تدریس می‌کنند و در مدارس مختلف مهارت‌های متفاوتی به دانش‌آموزان آموزش داده می‌شود آموزش علوم اجتماعی، آموزش‌ مهارت‌های ارتباطی، تعمق و ...افرادی که در این کشور دوره فنی حرفه‌را می‌گذارند نمی‌توانند بعد از آن مدرک لیسانس بگیرند.

مدارس استیو جابز؛ بدون دفتر، تخته و برنامه‌ی درسی

حدود 4 سال پیش مدارسی در هلند و آفریقای جنوبی به نام مدارس «استیو جابز» افتتاح شد که شیوه‌ای کاملا مهارت محور دارند، در این مدارس نه دفتری وجود دارد، نه تخته و نه برنامه‌ی درسی. هر کدام از بچه‌ها به انتخاب معلمین خود در کارگاه‌هایی 30 دقیقه‌ای با موضوعات مختلف شرکت می‌کنند.

برنامه یک روز مدارس استیو جابز در آفریقای جنوبی به این شکل است:

ساعت

کلاس

توضیحات

8-8:45

دستور االعمل

دانش‌آموزان در این ساعت دستو‌العمل‌هایی مخصوص خود را از استودیو ریاضی، زبان و یا مرکز کشف و آزمایش علوم می‌گیرند و با توجه به سطحی که دارند و سرعتی مشخص روی آن کار می‌کنند.

8:45-9:30

کارگاه

کارگاه‌های ریاضی و زبان در استودیو‌های مختلف با مهارت‌های مختلف برگزار می‌شود.

9:30-10:15

کارگاه

کارگاه‌های علمی، کارآفرینی، فناوری و ریاضی از طریق لگو در استودیو‌های مختلف با مهارت‌های مختلف برگزار می‌شود.

10:15-11

استراحت

-

12-11

ورزش

به کمک مربی‌های مختلف دانش‌آموزان ورزش‌های مختلفی انجام می‌دهند.

13-12

چند کلاس مختلف

در این ساعت برای دانش‌آموزان مختلف 3 کلاس مختلف برگزار می‌شود: کارگاه‌های هنری، پروژه‌، کار مستقل ریاضی از طریق لگو، کارآفرینی و تکنولوژی.