چطور به فرزندمان پول تو جیبی بدهیم؟

کودکان وقتی با مفاهیم شمارش، پول، قیمت، مقایسه کردن و ارزش گذاری اشیا آشنا می شوند، می توانند پول توجیبی دریافت کنند.

 

 آشنا کردن کودکان با پول و زمان مناسب پول توجیبی دادن به آن ها، یکی از موارد مهمی است که والدین باید با آگاهی و رفتاری مناسب نسبت به آن اقدام کنند. . آنچه که باید به آن توجه کرد این است که «پول تو جیبی» یک وسیله آموزشی و تربیتی است که هدف و غایتی مشخص دارد: ما می خواهیم از طریق «حق انتخاب» و «مسئولیت»، به فرزند خود یاد بدهیم که چگونه از پولش استفاده کند و او را در اندوختن تجربه در این راه یاری کنیم. 

از چه زمانی می توان به کودکان پول توجیبی داد؟

زمانی که کودک تشخیص دهد در ازای پرداخت مبلغ مشخصی پول می‎تواند کالا یا خدمات مشخصی دریافت کند، آن‎گاه از این پول به‎عنوان پاداش نیز می‎توان برایش استفاده کرد؛ مثلا برای انجام کار و فعالیتی که باعث موفقیت چشمگیر یا پیشرفت بزرگی برای او شده باشد. آنان در ابتدا نمی توانند تشخیص دهند که مثلا دوهزار تومان دوبرابر هزارتومان ارزش دارد و مقایسه کردن برایشان سخت است. برای این کار ابتدا باید کودک را با مفهوم شمارش و مقدار آشنا کنید؛ مثلا کودک بتواند پول را بشمارد؛ اما برای شروع می‎توانید مقادیر اندک و مشخصی از پول را برای خرید چیز خاصی در اختیار کودک قرار دهید؛ مثلا هزار تومان برای خرید.

چقدر پول توجیبی مناسب است؟

از 6 سالگی به بعد می توان به کودکان پول توجیبی داد؛ اما به مقدار اندک و برای خرید چیزهایی که با اجازه پدر و مادر باشد؛  مثلا اولین پولی که به فرزندتان می دهید می تواند برای خرید بستنی باشد. شما دقیقا همان مبلغ را به فرزندتان می دهید و همراه او برای خرید به مغازه می روید. اجازه می دهید پول را به فروشنده بدهد و بستنی را تحویل بگیرد. وقتی که کودک بزرگ تر شد؛ مثلا در سن 8 سالگی می توانید مخارج کودک را برای مدتی محاسبه کنید و مبلغی را به صورت آزمایشی در اختیارش قرار دهید تا خودش آن را مدیریت کند. در ابتدا کمکش کنید و راهکارهایی ارائه دهید؛ مثلا راهنمایی اش کنید.

روال کار بر این است که کودکان تا سن ده سالگی از طریق تقویت کننده های غیر نقدی مانند:  ژتون، جدول ستاره و ... به خواسته های خود می رسند؛ برای مثال کودک به ازای رفتارهای خوبش ستاره می گیرد و با جمع شدن این ستاره ها آنچه را که می خواهد برایش تهیه می کنند. یعنی آنجا ستاره یا ژتون حکم پول را دارد؛ اما پولی که فقط در نزد پدر و مادر تعریف شده و فقط به کمک پدر و مادر  یا افراد مورد اعتماد می توان چیزی را خریداری کرد؛ مثلا از قبل تعریف شده که یک خوراکی به ازای دو ستاره، رفتن به شهربازی با مثلا 5 ستاره و به همین ترتیب سایر خواسته های کودک برآورده می شود. حال با بزرگ تر شدن کودکان و آشنایی بیشتر آن ها با پول می توان به جای ژتون پول به آنان داد ولی دقیقا مشخص کرد که این پول برای خرید چه چیزهایی می تواند خرج شود و بعدا اختیاراتی به کودک می دهیم تا خودش تصمیم گیری کند؛ مثلا اگر هر روز 5 هزار تومان پول توجیبی داشته باشد، می تواند آن را پس انداز کند تا آخر هفته تفنگ آبی دلخواهش را بخرد یا این که هر روز کارتون مورد علاقه اش را از سی دی فروشی تهیه کند یا ممکن است هر روز بخشی از این پول را پس انداز کند تا پایان ماه لباس ورزشی مورد علاقه اش را خریداری کند. کودک متوجه می شود که اگر پولش را بیهوده خرج کند دیگر پولی نخواهد داشت تا خرج کند. این کار باعث می شود تا با برنامه ریزی مالی از همان دوران کودکی آشنا و مسئولیت‎پذیر شود.

مقدار پول متناسب با سن کودکان متفاوت است.

پول توجیبی و میزان آزادی عمل یک کودک 11 ساله با 8 ساله متفاوت خواهد بود. همچنین مقدار آن در خانواده های مختلف متفاوت است. یک خانواده ممکن است در توانش باشد که هر روز 20 هزار تومان به فرزندش پول بدهد وخانواده دیگر پانصد تومان هم نتواند؛ اما برای این مبلغ باید سقفی در نظر گرفت. ممکن است خانواده‎ای در توانش باشد روزی دویست هزار تومان به کودک 7 ساله بدهد اما این کار صحیح نیست. حداقل تا زمانی که کودکان به سن نوجوانی نرسیده‎اند، باید برای میزان پول توجیبی آنان سقفی را در نظر گرفت. در ادامه نکاتی آورده می‎شود که در این رابطه به شما کمک کند.

*  قبل از این که بخواهید به فرزندتان پول توجیبی بدهید، زمان خرید او را با خود همراه کنید و برخی از کارها را از او بخواهید؛ مثلا برای خریدهای کوچک پول را به کودک بدهید تا همراه شما به فروشنده بدهد و بقیه پول را تحویل بگیرید.

*  کودکان را از هفت سالگی به بعد با دستگاه عابر بانک و دستگاه کارت خوان آشنا کنید. برای این کار هنگام برداشتن پول از دستگاه او را با خود ببرید تا فرایند این کار را مشاهده کند.

*  گاهی برای موفقیت‎های چشمگیر فرزندتان می‎توانید علاوه بر پول توجیبی مبلغی را به‎عنوان پاداش به او بدهید. فقط مراقب باشید که با پول توجیبی یکی نشود؛ مثلا اگر می‎خواهید ده هزار تومان پاداش به فرزندتان بدهید آن را با پنج هزار تومان پول توجیبی‎اش قاطی نکنید بلکه جداگانه بدهید و تاکید کنید که این پول، پاداش فلان کار است.

 

منابع:

-خراسان نیوز

-بیتوته

زندگی نامه مایکل فارادی

 

زندگی نامه مایکل فارادی


«مايکل فارادي» در اواخر قرن هجدهم ميلادي در ميان فقر و فلاکت در لندن بزرگ شد. به نظر مي ­رسيد که تقدير او از لحظۀ تولدش شکل گرفته ­باشد. وي چاره­اي جز پيشه­ کردن حرفۀ پدري خود، يعني نعل ­بندي يا کارگري، نداشت. والدين او 10 فرزند داشتند و پدر وي به دليل بيماري­ اش، توان کار دايمي را نداشت.
خانوادۀ او متعلق به مذهب «ساندمانيان» (فرقه‌اي از مسيحيت) بودند. پيروان اين فرقه، معتقدند که هر نمونۀ زنده و پديدۀ طبيعي، مظهر و جلوه‌گر وجود خداست و با برقراري ارتباط روزانه با خدا و نزديک­تر شدن باطني به او، مي ­توان وجود خدا را در هر نقطه­ اي از جهان حس کرد و ديد. فارادي نيز بر اساس آموخته ­هاي مذهبي­ اش خداوند را در همه جا مي­ ديد و از همين رو، هر چيزي براي وي جذاب بود وکنجکاوي­ هايش از هيچ محدوديتي برخوردار نبود.
روزي به مغازه­اي در همان نزديکي­ ها که کتاب‌ها را صحافي مي­ کرد و مي­ فروخت سر زد. تصوير آن همه کتاب در قفسه‌ها، او را مات و مبهوت کرد. صاحب فروشگاه، مجذوب احترام مرد جوان نسبت به کتاب ­هايش شد و شغلي را به عنوان کتاب­ رسان براي فارادي در نظر گرفت و از او خواست که به عنوان کارآموز در صحافي وي مشغول به کار شود. فارادي با خوشحالي پيشنهاد او را پذيرفت و دورۀ کارآموزي هفت سالۀ خود را آغاز کرد.
مرد جوان به سختي مي ­توانست بخت نيک خود را باور کند؛ زيرا کتاب­ هاي جديد در آن روزگار، متاع ناياب و اجناس لوکس براي ثروتمندان به شمار مي ­رفتند. صاحب فروشگاه نيز او را ترغيب مي ­کرد تا در اوقات فراغت خود، کتاب­ هاي محبوبش را بخواند. يک روز وي دایرة‌المعارفى را به دست گرفت که به آخرين کشفيات در خصوص الکتريسيته مي­ پرداخت. با خواندن آن، او ناگهان احساس کرد که رسالت زندگي­ اش را يافته است. الکتريسيته، پديده­اي است که با چشم نمي­ توان آن را ديد، اما از طريق آزمايش مي­ توان به وجود آن پي برد و آن را سنجيد. فرايند رمزگشايي از اسرار طبيعت به ياري آزمايش، فارادي را شيفته و مفتون خود کرد. به نظر مي‌رسيد که علم براي او به منزلۀ کاوشي عظيم به منظور گره­ گشايي از اسرار آفرينش باشد. وي به هر طريقي که شده بايد يک دانشمند مي ­شد. اين هدف براي او چندان واقع ­گرايانه به شمار نمي ­آمد؛ زيرا در انگليس آن دوران، دسترسي به علم و آزمايشگاه ­ها تنها براي افراد متعلق يه طبقات بالا ميسر بود. سپس در سال 1809 ميلادي کتابي به فروشگاه آورده شد که به او اميد بخشيد. اين کتاب"توسعۀ ذهن" تاليف " اسحاق واتس" بود. کتاب به بررسي سيستمي مبتني بر فراگيري و بهبود سرنوشت فرد در زندگي، فارغ از طبقۀ اجتماعي فرد مي‌پرداخت و رهنمودهايي را توصيه مي­ کرد که براي همه قابل استفاده بود. فارادي هر جايي که مي ­رفت، کتاب را با خود مي‌برد. او از دستورالعمل‌هاي کتاب مو به مو پيروي مي ­کرد. در نظر واتس، يادگيري فرايندي فعال بود. وي تنها مطالعۀ اکتشافات علمي را کافي نمي­ دانست، بلکه بر لزوم بازآفريني آزمايش ­هاي منتج به آن اکتشافات نيز پافشاري مي­کرد. او همچنين بر اهميت داشتن آموزگار تاکيد مي­ کرد. واتس توصيه کرده بود تا علاوه بر گوش ­دادن به سخنراني ­ها، از آنها يادداشت برداريد و سپس روي يادداشت ­ها آن قدر کار کنيد تا اين دانش در ژرفاي مغز شما نهادينه شود. فارادي حتي به چيزي به مراتب بيش از توصيه­ هاي واتس عمل کرد. وي با شرکت در سخنراني ­هاي هفتگي دانشمندي سرشناس، شروع به يادداشت برداري از مهم­ترين واژگان و مفاهيم علمي ­کرد و بسرعت از رؤوس مطالب، ابزارها و اشکال مورد استفاده آن دانشمند، يادداشت تهيه کرد. در طي روزهاي بعد، او يادداشت ­هاي خود را به جملات تشريحي و سپس به فصل­ هاي مجزا تبديل کرد و با جزييات فراوان به تشريح آنها پرداخت. در عرض يک سال ، اين توضيحات رفته جمع شدند و به دایرة‌المعارفى علمي براي وي تبديل شدند.
يک روز صاحب کار او مجموعه يادداشت ­هاي وي را به يکي از مشتريانش به نام ويليام دنس، که عضو پژوهشکدۀ سلطنتي بود، نشان داد. دنس با تورّق فصل­ هاي نگاشته شده، از بيان واضح و موجز مسايل پيچيدۀ علمي متحير شد. او از فارادي براي شرکت در سخنراني ­هاي "همفري ديوي"، شيمي‌دان برجستۀ انگليسي و سرپرست آزمايشگاه شيمي سلطنتي، دعوت کرد. ديوي با اکتشافات فراواني که کرده بود، حوزۀ جديدي از علم را به نام الکتروشيمي، توسعه مي­ داد و به عنوان دانشمندي بي‌باک و نترس شهرت پيدا کرده بود. سخنراني­ هاي وي، تاثيري متفاوت روي فارادي گذاشت. فارادي مي­ توانست خلاقيت را در وجود ديوي حس کند.
سپس يک روز به شکلي کاملاً غير منتظره، او پيامي از دفتر همفري ديوي دريافت کرد که به عنوان دستيار شخصي با اين دانشمند بزرگ همکاري کند. آقاي دنس وي را براي اين کار پيشنهاد داده بود. فارادي تمام تلاش خود را به کار بست و با انجام تمام و کمال کارهايي که از او خواسته­ مي­ شد، توانست شيمي­دان بزرگ را تحت تاثير قرار دهد.
وي تحت سرپرستي مربي خود، آموخت که چگونه ترکيبات شيميايي را آماده کند. او همچنين اصول اوليۀ آناليزهاي شيميايي را از بزرگترين آموزگار عصر خود آموخت. ديوي تمايل داشت تا تمام وقت خود را صرف انجام کار کند و با اعتماد به مهارت‌هاي رو به رشد فارادي، تمام نمونه­ هاي معدني را به منظور تجزيه و تحليل براي وي مي‌فرستاد. ديوي بتدريج استقلال بيشتري به دستيار خود بخشيد و در نامه­ هايش به فارادي، از او به عنوان يکي از بهترين شيمي­دان‌هاي تجزيه تجليل کرد.
فارادي در نهايت يکي از بزرگترين فيزيکدان ­ها و شيمي­دان­ هاي انگليسي گرديد که بيشتر به سبب نوآوري‌هايش در الکترومغناطيس والکتروشيمي مشهور است. کشف بنزن و قوانين مربوط به القاي الکترومغناطيسي و تهيه کلر مايع، از مهم‌ترين دستاوردهاي وي برشمرده مي‌شوند.
با وجود اينکه فارادي علوم رسمي کمي آموخت و رياضيات عالي (مثل حساب ديفرانسيل و انتگرال) را خيلي کم يادگرفت، اما يکي از تاثيرگذارترين دانشمندان تاريخ شد. برخي از مورخان علم، او را به عنوان بزرگترين تجربه‌گر در تاريخ علم مي‌دانند. فاراد، که واحد ظرفيت الکتريکي در SI است، بعد از وي به اين اسم ناميده شد.
در زندگي  و کارهاي اين دانشمند مذهبي، حس عميقي از يگانگي خدا و يکپارچگي طبيعت نفوذ داشت. او مردي متواضع، محجوب و ساده بود؛ تا جايي که  عنوان اشرافي "بارون" را که به وي پيشنهاد کرده بودند، نپذيرفت و گفته بود: «چون اين لقب چيزي به من نمي‌آموزد، بنابراين، مورد استفاده‌ام نخواهد بود !»