دانش‌آموزان را به فعاليت سوق دهيد نه گوش دادن!

ما باید فراتر از اين ایده برويم که تدريس كامل و بي نقص، تدريسي است كه در ان اكثريت دانشجويان يكسري مطالب آموزشي را دريافت كنند. چنین آموزش هایی برای برخی از دانش آموزان موثر خواهد بود، اما ...

تدریس



دیوید گوبلار مدرس دانشگاه آيوا در مقاله اي با عنوان Your Students Learn by Doing, Not by Listening  از شيوه ي جديدي در آموزش سخن مي گويد. اين شيوه نه تنها در تحصيل و آموزش افراد در مدرسه و دانشگاه بلكه در شيوه تربيتي والدين نيز به شدت تاثير گذار است. در واقع اتكا به اين شيوه مي‌تواند سرچشمه ي بسياري از تغييرات در عرصه هاي مختلف زندگي فردي باشد. 

گوبلار؛ آموزش را به سطح بالاتري ارتقا مي‌دهد. آموزشي كه در آن ذهنيت افراد تغيير پيدا كند و افراد تنها به دريافت يكسري اطلاعات اكتفا نكنند، بلكه با اين شيوه آموزشي در جريان عمل قرار مي گيرند و مجري آموزش مي‌شوند و دست به ايجاد ابداعات و ابتكارات مي‌زنند. با اين شيوه آموزش است كه دانشجو بودن از يادگيري و گوش دادن به سخنراني استادان به درگير شدن با مطالب و فعاليت و ابداع نسخه‌هاي خاص تغيير جهت مي‌دهد. در ادامه با اين شيوه آموزش بيشتر آشنا مي‌شويد. 

گوبلار در ابتداي يادداشت خود به مقاله جديدي از نیویورک تایمز ارجاع مي‌دهد. نتایج جالب اين مطالعه‌ي جدید بيانگر آن است كه "کیفیت رژیم و نه  كميت آن" کلید کاهش وزن است. بر اساس اين مطالعه، تمرکز بر مصرف زیاد سبزیجات و غذاهای فرآوری نشده استراتژی بهتري از شمارش کالری است. در اين مطالعه حدود 600 نفر يكي از اين دو نوع رژيم را انتخاب كرده بودند و تحت نظر قرار گرفته بودند. با این حال، نزدیک به پایان مقاله، متوجه نكته‌اي غيرعادي شدند: افراد در هر دو گروه کالری مصرفي شان کمتر از آن مقدار كالري بود كه مي توانستند مصرف كنند. ناگهان ادعا در مورد کیفیت در برابر كميت مشکوک به نظر رسید.

بهترین یادگیری دانش آموزان زمانی است که خودشان چيزي را کشف کنند

گوبلار در ادامه عنوان مي‌كند: هم زمان با اين كه روند اين تحقيق را مطالعه مي كردم؛ متوجه شدم نكته كليدي در مورد رژيم غذايي نيست بلكه در مورد آموزش و تعليم است. گاهی اوقات نگرانم که کلمه تدریس ما را به سمت دانشگاه و مدرسه گمراه کند. متعاقبا وقتي تنها تدريس را در مدارس و دانشگاه‌ها خلاصه كنيم؛ وظيفه ما به عنوان اساتيد دانشگاه نيز اين مي شود كه علوم جديد را در سر دانشجويان‌ فرو كنيم. اما تجربه به من نشان داده؛ بهترین یادگیری هنگامی رخ می دهد که دانش آموزان خودشان چيزي را  یاد بگیرند و کشف کنند و این دقيقا همان  چیزی است که در این مطالعه رژيم‌هاي غذايي اتفاق افتاد.

از نظر نويسنده، علوم پایه تغذیه تغییر نکرده است: افرادی که کالری بیشتری مصرف می‌کنند نسبت به سوخت و ساز بدن وزن‌شان زياد مي‌شود. اما فقط گفتن اين موضوع به مردم براي كاهش وزن كفايت نمي‌كند. اگر اين طور بود؛ همه در BMI ايده‌آل بوديم. پس محققان مطالعه‌ به گونه‌اي متفاوت عمل كردند. آنها به مردم آموختند که چگونه عادت‌های غذايی را در خود ايجاد كنند  که به طور طبیعی  كالري كمتري مصرف كنند. 

شرکت کنندگان در کلاس‌ها برای یادگیری عادات غذایی سالم در دو ماه اول یک بار در هفته ، و به مرور كمتر در كلاس‌ها شركت مي كردند. اندازه كلاس كوچك بود (حداكثر 22 دانشجو)، و مربيان بر «تغييرات پايدار شيوه زندگي و نه تنها رژيم غذايي موقت» تمركز كردند. 

علاوه بر اين، بر اساس بازخورد اوليه، محققان شيوه آموزش خود را تغيير دادند. آنها سعي كردند كلاس‌ها و مطالب فشرده و متراكم ارائه نشود و جنبه تعليم و آموزشي نداشته باشيد بلكه بيشتر تعاملی‌تر باشد. مربیان کمتر سخنرانی کردند و سعي كردند کلاس‌های خود را بر محور فعالیت مخاطبان قرار دهند. به عنوان مثال هركس دستور پخت غذايي خود را تهيه مي‌كرد و با اين كار عملا حضوري فعالانه در جريان برنامه پيدا مي‌كردند.

دانش آموزاني در تحصيل موفق ترند که خودشان یاد می گیرند

با اين اوصاف دانش آموزاني در دوره‌های تحصيلي خود موفق ترند که خودشان یاد می گیرند.  همانطور که شرکت کنندگان در این مطالعه نيز به صورت عملياتي خودشان را در فرآيند تعليم قرار دادند. آنها ذهن خود را درباره چگونگی غذا خوردن و رفتارشان تغییر دادند. ما اساتيد در دانشگاه و حتي مدرسه، نيز به دنبال دست يافتن به اين فرآيند هستيم و سعي مي‌كنيم دوره های آموزشی طراحی كنيم که به دانش‌آموزان و دانشجويان  کمک كند تا در اين فرآيند آموزش قرار بگيرند و خودشان ياد بگيرند و نه كسي به آنها ياد بدهد.

تغيير ذهنيت افراد كار بسيار سختي است

از نظر اين استاد دانشگاه تغيير ذهنيت افراد كار بسيار سختي است. وي در ادامه مي گويد: در دوره  آموزش سخنرانی من و دانشجويانم متفق القوليم كه تغيير ذهنيت افراد كار سختي است و افراد غالبا در برابر پذيرش اشتباهاتشان مقاومت مي كنند. زماني كه هنر متقاعد‌‌سازي را آموزش مي دهم؛ چالش‌هايي را كه به عنوان معلم با آنها روبه رو شده ام؛ به خاطر مي آورم. 

به ندرت، کتاب یا سخنرانی اي؛ مردم را به متفاوت فکر کردن دعوت می کند

تدریس، تغییر ذهن دانش آموزان نیست؛ به این معنی که آنها را متقاعد سازيم که موضع دیگری در مورد برخی مسائل داشته باشند. اما تدریس موفق باعث تغییر ذهنيت می شود. دائما سعی میکنم به دانش آموزان کمک کنم که تصورات غلط خود را کشف و بر این اساس آنها را اصلاح کنند.گرچه متقاعد کردن برای سخنراني مهم است؛ هدف مشخص نوشتن و صحبت کردن، متقاعد کردن خوانندگان و مخاطبان استدلال ماست. باید اعتراف کنیم که حتی بهترین نویسندگان اغلب اوقات در متقاعد کردن خوانندگان ناکام می مانند. به ندرت، کتاب یا سخنرانی اي؛ مردم را به فکر کردن متفاوت دعوت می کند.

دانشجويانم در این ترم موظف بودند سخنراني با موضوع" .... ذهن من را تغییر داد" ارائه دهند. دانش آموزان مجبور بودند در مورد چیزی بنويسند که تفکرشان را به طور قابل توجهی تغییر داده بود و تجزیه و تحلیل کنند که چرا و چگونه چنين تغييري در آنها رخ داده است. در نهايت اين طور به نظر مي رسيد كه حتي فكر كردن به مثالي مناسب در اين زمينه براي بسیاری از دانش آموزان دشوار بوده است. اما همه اينها به معناي آن نيستند كه آموزش يا متقاعدسازي غيرممكن است.

اغلب، به دانش‌آموزانم می‌گویم، تنها چیزی که می‌تواند ذهن ما را تغییر دهد، چیزی است که از خودمان می گذرد. در مطالعه جاما، محققان در تغییر عادات غذا خوردن شرکت کنندگان موفق بودند؛ چراكه فقط به گفتن اصول تغذيه سالم اكتفا نكردند و فراتر از آن را به مخاطبان خود آموزش دادند. اين محققان نوعی استراتژی یادگیری فعال را که همه ما باید در کلاس‌هاي درس استفاده کنیم، به کار بردند.

تدريس به شیوه های قدیمی برای اکثر دانش‌آموزان اين شيوه كارساز نيست

ما باید فراتر از اين ایده برويم که تدريس كامل و بي نقص، تدريسي است كه در ان اكثريت دانشجويان آموزش ببينند و يكسري مطالب آموزشي را دريافت كنند. چنین آموزش هایی (كه شايد بهتر باشد آنها را سخنراني بنامیم) برای برخی از دانش آموزان موثر خواهد بود. اما برای اکثر دانش آموزان اين شيوه كارساز نيست و بايد مخاطبانمان را به عمل وادار كنيم و در جريان يادگيري قرار دهيم. 

چگونه خلاقیت و نوآوری دانش آموزان را شکوفا کنیم؟

چنین شيوه آموزشي کار ساده ای نیست. اما همانطور که مطالعه جاما نشان می دهد، با برنامه ریزی کافی، تخصص و انعطاف پذیری، قابل دستیابی است. این کافی نیست که تنها به دانش آموزانمان بگوييم كالري كمتري بخورند بلكه بايد آنها را در آشپزخانه تنها بگذاريم تا خودشان پخت و پز كنند و دستور غذايي خاص خود را ابداع كنند. در چنين فرآيندي است كه نه تنها فرآيند آموزش آنها تكميل مي شود بلكه خلاقيت و نوآوري آنها شكوفا مي شود.

پنج کار ضروری که قبل از شروع استارت آپ تان باید انجام دهید

پنج کار ضروری که قبل از شروع استارت آپ تان باید انجام دهید


پنج کار ضروری که قبل از شروع استارت آپ تان باید انجام دهید
چگونه بدون تجربه استارتآپ راه بیاندازم؟ ابتدا به شما برای این تصمیم تان تبریک می گوییم! گرچه تجربه در کارآفرینی و مدیریت کسب و کار امری مهم و تاثیر گذار است اما با داشتن دانش کافی، انرژی، اشتیاق زیاد و بهره گیری از تجارب افراد موفق و شکست خورده می توانید بر این کمبود غلبه کنید. در این مطلب به ۵ کار ضروری که باید قبل از راه اندازی استارت آپ تان به آن توجه کنید خدمت شما ارائه می شود:

۱- تحقیقات خود را کامل کنید
مهم ترین کاری که باید قبل از راه اندازی استارتآپ انجام دهید تحقیقات کامل و مفصل بازار است. اطمینان حاصل کنید که محصول شما بازار مناسبی دارد و وقتی آن را عرضه کردید تقاضای کافی برای آن وجود خواهد داشت. باید روند بازار و وضعیت آن در سالهای آتی را نیز مد نظر قرار دهید. رقبا را بشناسید، آیا در این بازار تنها هستید یا رقبای زیادی وجود دارند؟ قدرت و ضعف رقبای شما در کجاست، یا بهتر بگوییم قوت و ضعف (نسبی) محصول شما در چیست؟ کالای جایگزین وجود دارد؟ امکان صادرات دارید؟ آیا محصول شما وجه تمایز شاخصی با دیگر  محصولات موجود در بازار دارد؟
پاسخ به همه سوالات بالا یک تحقیق عظیم و مفصل نیاز دارد تا بدانید آیا ایده و محصول شما به یک شرکت پول ساز و سودآور تبدیل می شود یا نه؟

۲- مکان مناسب را انتخاب کنید
میزان عرضه و تقاضا، سیاست های دولتی و محلی، امکان صادرات و واردات، وضعیت اقتصادی فعلی و آتی، هزینه ها و درآمدها می تواند در نقاط مختلف کشور با هم تفاوت های اساسی داشته باشد. اجازه دولت برای تولید، صادرات و واردات، حمایت های دولتی و تفاوت های اقلیمی مسئله انتخاب مکان برای بعضی استارت آپ ها را بسیار مهم کرده است. با انتخاب مکان مناسب شما میتواند در هزینه های خود صرفه جویی کنید، به بازار خود نزدیک تر باشید و از حمایت های مناسبی بهره ببرید.

۳- یک طرح کسب و کار عالی داشته باشید
یک طرح کسب و کار یکی از عناصر اصلی و پایه ای برای یک کسب و کار موفق است. در واقع یک طرح برای آینده کسب و کار شما است، اکنون چگونه است و در آینده چگونه تغییر خواهد کرد؟ بسیاری از کسب و کارها طرح ندارند و این مهمترین نقصی است که باید از آن دوری کنید. در واقع طرح کسب و کار یک لازمه برای موفقیت کسب و کار است. طرح کسب و کار می تواند نظر سرمایه گذار را به طرح شما جلب کند، توجه شما را به نقاط ضعف قوتتان نیز جلب خواهد کرد.

پنج کار ضروری که قبل از شروع استارت آپ تان باید انجام دهید


4- افراد مناسب را استخدام کنید
اکنون شما یک ایده مناسب دارید، آن را به خوبی بررسی کرده اید، مکان مناسبی انتخاب کرده اید و طرح شما نیز عالی است؛ اما همه اینها بدون یک تیم مناسب از افراد که بتوانند ایده شما را با صرف زمان و انرژی فراوان به واقعیت تبدیل کنند چه ارزشی دارد؟
برای استارت آپ ها خیلی مهم است که افراد مناسب را استخدام کنند تا نیازها و ارزش های استارت آپ شان را پوشش دهند، آماده کار جدید و ماجراجویی باشند و از انرژی زیادی بهره مند باشند. انتخاب افراد مناسب برای اجرای ایده و شرکای خوب برای کار استارتآپ که بتوانند شما را همراهی کنند و در این مسیر پر سختی همراه شما باشند امری مهم و حیاتی است.

۵- مسائل قانونی را فراموش نکنید
مسائل قانونی در صورتی که مورد غفلت واقع شوند می توانند برای کارآفرینان مشکل ساز شوند. از قرارداد استخدامی کارکنان تا شرایط استفاده از محصولات و خدمات بسیار مهم است که شما از قانون پیروی کنید تا بعدا انرژی و زمان شما صرف مسائل شکایت و مشکلات قانونی نشود. مسائلی چون حق ثبت معنوی محصول، ثبت اختراع، مالکیت شرکت و نحوه سهام بندی آن (سهامی عام، سهامی خاص و …)، قراردهای کاری با مدیران و کارمندان، مجوزهای قانونی از نهادهای دولتی و ثبت صورت های مالی و پرداخت های مالیاتی باید به دقت مورد توجه قرار بگیرند وگرنه ممکن است زمان و هزینه زیادی را از شما تلف کنند.

25 اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی

 

25 اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی


«حکیم ابوالقاسم فردوسی» شاعر معاصر ایرانی (329 –411 هجری). در سال 329 هجری در «طبران» طوس به دنیا آمد. پدرش از دهقانان طوس بود که ثروت و موقعیت قابل توجهی داشت.وی از همان زمان که به کسب علم و دانش می پرداخت، به خواندن داستان هم علاقه مند شد .همین علاقه به داستانهای کهن بود که او را به فکر انداخت تا شاهنامه را به نظم در آورد. چنان که از گفته خود او بر می آید، مدتها در جستجوی این کتاب بوده و پس از یافتن نسخه اصلی داستانهای شاهنامه، نزدیک به سی سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف این کار کرده است. فردوسی در سال 370 یا 371، به نظم در آوردن شاهنامه را آغاز کرد و در اوایل این کار، هم خود او ثروت و دارایی قابل توجهی داشت و هم برخی از بزرگان خراسان که به تاریخ باستان ایران علاقه داشتند، او را یاری می کردند. ولی به مرور زمان و پس از گذشت سالها، در حالی که فردوسی بیشتر شاهنامه را سروده بود، دچار فقر و تنگدستی شد.فردوسی نیز مانند بابک سعی در بازگشت آیین زرتشت و زبان پارسی به ایران داشت.

ویژگی های هنری شاهنامه

"شاهنامه"، حافظ راستین سنت های ملی و شناسنامه قوم ایرانی است. شاید بی وجود این اثر بزرگ، بسیاری از عناصر مثبت فرهنگ آبا و اجدادی ما در طوفان حوادث تاریخی نابود می شد و اثری از آنها به جای نمی ماند. 
فردوسی شاعری معتقد و مومن به ولایت معصومین علیهم ‌السلام بود و خود را بنده اهل بیت نبی و ستاینده خاک پای وصی می دانست و تاکید می کرد که: 

گرت زین بد آید، گناه من است 
چنین است و آیین و راه من است 
بر این زادم و هم بر این بگذرم 
چنان دان که خاک پی حیدرم 

شاهنامه، منظومه مفصلی است که حدوداً از شصت هزار بیت تشکیل شده است و دارای سه دوره اساطیری، پهلوانی، تاریخی است. 
شاهنامه روایت نبرد خوبی و بدی است و پهلوانان، جنگجویان این نبرد دائمی در هستی اند. 
جنگ کاوه و ضحاک ظالم، کین خواهی منوچهر از سلم و تور، مرگ سیاوش به دسیسه سودابه و . . . همه حکایت از این نبرد و ستیز دارند. 

تفکر فردوسی و اندیشه حاکم بر شاهنامه همیشه مدافع خوبی ها در برابر ظلم و تباهی است. ایران که سرزمین آزادگان محسوب می شود همواره مورد آزار و اذیت همسایگانش قرار می گیرد. 

زیبایی و شکوه ایران، آن را در معرض مصیبت های گوناگون قرار می دهد و از همین رو پهلوانانش با تمام توان به دفاع از موجودیت این کشور و ارزشهای عمیق انسانی مردمانش بر می خیزند و جان بر سر این کار می نهند. 
برخی از پهلوانان شاهنامه نمونه های متعالی انسانی هستند که عمر خویش را به تمامی در خدمت همنوعان خویش گذرانده است. 
پهلوانانی همچون فریدون، سیاوش، کیخسرو، رستم، گودرز و طوس از این دسته اند. 
شخصیت های دیگری نیز همچون ضحاک و سلم و تور وجودشان آکنده از شرارت و بدخویی و فساد است. 
آنها مأموران اهریمنند و قصد نابودی و فساد در امور جهان را دارند. 

منبع داستان های شاهنامه

25 اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی


نخستین کتاب نثر فارسی که به عنوان یک اثر مستقل عرضه شد، شاهنامه ای منثور بود. 
این کتاب به دلیل آن که به دستور و سرمایه "ابومنصور توسی" فراهم آمد، به "شاهنامه ابومنصوری" شهرت دارد و تاریخ گذشته ایران به حساب می آید. 
اصل این کتاب از میان رفته و تنها مقدمه آن که حدود پانزده صفحه می شود در بعضی نسخه های خطی شاهنامه موجود است. 
علاوه بر این شاهنامه، یک شاهنامه منثور دیگر به نام شاهنامه ابوالموید بلخی وجود داشته که گویا قبل از شاهنامه ابومنصوری تألیف یافته است، اما چون به کلی از میان رفته درباره آن نمی توان اظهارنظر کرد. 
پس از این دوره در قرن چهارم شاعری به نام دقیقی کار به نظم در آوردن داستانهای ملی ایران را شروع کرد. 
دقیقی زردشتی بود و در جوانی به شاعری پرداخت. 
او برخی از امیران چغانی و سامانی را مدح گفت و از آنها جوایز گرانبها دریافت کرد. 
دقیقی ظاهراً به دستور نوح بن منصور سامانی مأموریت یافت تا شاهنامه ی ابومنصوری را که به نثر بود به نظم در آورد. 
دقیقی، هزار بیت بیشتر از این شاهنامه را نسروده بود و هنوز جوان بود که کشته شد (حدود 367 یا 369 هـ. ق) و بخش عظیمی از داستانهای شاهنامه ناسروده مانده بود. 
فردوسی استاد و هشمهری دقیقی کار ناتمام او را دنبال کرد. 
از این رو می توان شاهنامه دقیقی را منبع اصلی فردوسی در سرودن شاهنامه دانست. 

بخش های اصلی شاهنامه

25 اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی


دوره تاریخی: این دوره با ظهور بهمن آغاز می شود و پس از بهمن، همای و سپس داراب و دارا پسر داراب به پادشاهی می رسند.در این زمان اسکندر مقدونی به ایران حمله می کند و دارا را که همان داریوش سوم است می کشد و به جای او بر تخت می نشیند. پس از اسکندر دوره پادشاهی اشکانیان در ابیاتی چند بیان می گردد و سپس ساسانیان روی کار می آیند و آن گاه حمله عرب پیش می آید و با شکست ایرانیان شاهنامه به پایان می رسد.علی رغم چیزی که در بین مردم مرسوم است پایان شاهنامه آن چنان هم خوش نیست.

25 اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی


دوره پهلوانی: دوره پهلوانی یا حماسی از پادشاهی فریدون شروع می شود. ایرج، منوچهر، نوذر، گرشاسب به ترتیب به پادشاهی می نشیند. جنگهای میان ایران و توران آغاز می شود.پادشاهی کیانی مانند: کیقباد، کیکاووس، کیخسرو و سپس لهراست و گشتاسب روی کار می آیند. در این عهد دلاورانی مانند: زال، رستم، گودرز، طوس، بیژن، سهراب و امثال آنان ظهور می کنند. سیاوش پسر کیکاووس به دست افراسیاب کشته می شود و رستم به خونخواهی او به توران زمین می رود و انتقام خون سیاوش را از افراسیاب می گیرد. در زمان پادشاهی گشتاسب، زرتشت پیغمبر ایرانیان ظهور می کند و اسفندیار به دست رستم کشته می شود.مدتی پس از کشته شدن اسفندیار، رستم نیز به دست برادر خود، شغاد از بین می رود و سیستان به دست بهمن پسر اسفندیار با خاک یکسان می گردد، و با مرگ رستم دوره پهلوانی به پایان می رسد.

25 اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی


دوره اساطیری: این دوره از عهد کیومرث تا ظهور فریدون ادامه دارد. در این عهد از پادشاهانی مانند کیومرث، هوشنگ، تهمورث و جمشید سخن به میان می آید. تمدن ایرانی در این زمان تکوین می یابد. کشف آتش، جدا کردن آهن از سنگ و رشتن و بافتن و کشاورزی کردن و امثال آن در این دوره صورت می گیرد.در این عهد جنگها غالباً جنگ های داخلی است و جنگ با دیوان و سرکوب کردن آنها بزرگ ترین مشکل این عصر بوده است. (بعضی احتمال داده اند که منظور از دیوان، بومیان فلات ایران بوده اند که با آریایی های مهاجم همواره جنگ و ستیز داشته اند) در پایان این عهد، ضحاک دشمن پاکی و سمبل بدی به حکومت می نشیند، اما سرانجام پس از هزار سال فریدون به یاری کاوه آهنگر و حمایت مردم او را از میان می برد و دوره جدید آغاز می شود.

زنده کردن دایناسورها امکان پذیر است!

مدتی پیش با مطرح شدن صحبت‌هایی در مورد همسان‌ سازی یا همان ساخت موجودی زنده از طریق اطلاعات ژنتیکی جاندارانی مانند ماموت‌ها، جنجال‌های زیادی به پا شد؛ در این رابطه،‌ جالب است بدانیم که بسیاری از متخصصان و صاحب‌نظران به توانایی تکنولوژی و دانش مدرن در زنده کردن دایناسورها و اجداد بدوی انسان ایمان دارند و معتقدند که همسان‌ سازی چنین موجوداتی امکان‌پذیر است!

یکی از این صاحب‌نظران فیزیکدان معروف، دکتر میچیو کاکو (Michio Kaku) بوده که همیشه به خاطر اظهارنظرهایش در مورد موضوعات هیجان‌انگیز و علمی تخیلی، معروف است.

کاکو که هم اکنون در یکی از دانشگاه‌های نیویورک آمریکا تدریس می‌کند، در مصاحبه‌ای جدید گفته است که عملی کردن ایده فیلم‌هایی مانند پارک ژوراسیک و همسان‌ سازی موجودات از طریق اطلاعات ژنتیکی ممکن است، اما در حوزه‌های مختلف، این کارهای علمی چالش‌های خاص خود را به وجود می‌آورند.

زنده کردن دایناسورها و انسان‌های نخستین

به کمک ابر کامپیوترها می‌توان به توالی ژنتیکی دایناسورها دست یافت و از طرف دیگر، شباهت بافت‌های نرم استخوان ران این جانداران ماقبل تاریخ به بافت‌های مشابه در مرغ‌ها، قورباغه‌ها و خزندگان، به عملی شدن ایده کمک بزرگی می‌کند.

در حالی که کاکو و سایر دانشمندان تقریبا نظر مشابهی در مورد شبیه‌سازی ژنتیکی ماموت‌ها و سایر موجودات ماقبل تاریخ دارند، بحث همسان‌ سازی نئاندرتال‌ها که به عنوان انسان‌های بدوی شناخته می‌شوند و ده‌ها هزار سال پیش نسل آن‌ها منقرض شده، کمی جنجالی‌تر است.


مجسمه‌ای از یک نئاندرتال

یک متخصص ژنتیک از دانشگاه هاروارد به نام جوج چرچ (George Church) در مورد این موضوع گفته است که با توجه به پیشرفت‌های کنونی دانش سلول‌های بنیادی و در اختیار داشتن توالی کامل ژنوم نئادرتال‌ها، تنها چیزی که برای همسان‌ سازی این انسان‌های نخستین لازم داریم یک زن ماجراجو و شجاع برای فراهم کردن بستر خلق نئادرتال است!

با این وجود چرچ مستقیما دانشمندان دیگر را تشویق نمی‌کند که سریعا چنین کاری را انجام دهند و همانند بسیاری از صاحب‌نظران، این پژوهشگر معتقد است که تحقیقات بیشتری در حوزه اخلاقی و سایر حوزه‌های مربوط به این موضوع باید انجام شود.

از طرف دیگر، همانطور که اشاره شد چنین ایده‌ای منتقدان خاص خود را دارد؛ از زمان مطرح شدن ایده همسان‌ سازی نئاندرتال‌ها در سال 2013 توسط چرچ، دانشمندان دیگری مانند آرتور کپلان (Arthur Caplan) مشکلات مختلف اخلاقی این کار را مورد توجه قرار داده‌اند و از شباهت‌های چنین اقدامی به برده‌داری صحبت کرده‌اند.

در مورد زنده کردن دایناسورها و سایر موجوداتی که میلیون‌ها سال پیش نسلشان منقرض شده، موضوع کمی پیچیده‌تر می‌شود؛ با اینکه مشکلات اخلاقی کمتری در این رابطه وجود دارد، همانطور که کاکو گفته همسان ‌سازی چنین موجوداتی بسیار سخت‌تر از نئاندرتال‌هاست، اما نمی‌توان گفت که این ایده هرگز عملی نمی‌شود.

کاکو معتقد است که به کمک ابر کامپیوترها می‌توان به توالی ژنتیکی دایناسورها دست یافت و از طرف دیگر، شباهت بافت‌های نرم استخوان ران این جانداران ماقبل تاریخ به بافت‌های مشابه در مرغ‌ها، قورباغه‌ها و خزندگان، به عملی شدن ایده کمک بزرگی می‌کند.

پس از رسیدن به این توالی، ابزار لازم برای زنده کردن دایناسورها فراهم می‌شود. در گذشته تحقیقاتی در مورد هزینه و زمان لازم برای انجام این کار صورت گرفته و بر طبق اظهارات کاکو، با وجود مخالفت بسیاری از دانشمندان در مورد شبیه‌سازی نئادرتال‌ها، شاید در آینده نزدیک شاهد ساخت ورژنی واقعی از پارک ژوراسیک و همسان سازی موجودات باستانی، بدون چالش‌های اخلاقی باشیم.
منبع: گجت نیوز

بزرگ‌ترین هواپیمای جهان

بزرگ‌ترین هواپیمای جهان به نام استراتولانچ (Stratolaunch) تنها چندماه دیگر اولین پروازش را به انجام خواهد رساند.

این پرنده که طبق طرحی از پاول اَلِن (Paul Allen) - یکی از شرکای مؤسس شرکت مایکروسافت - تولید شده، بال‌هایی عریض‌تر از طول یک زمین فوتبال دارد و با دو کابین خلبان، 28 چرخ و شش موتور جت 747 تجهیز شده است.

از این هواپیما برای حمل راکت‌های حامل ماهواره و سرنشین آن به لایه فوقانی جو زمین و سپس پرتاب به سمت فضا استفاده خواهد شد.

شمارش معکوس برای رونمایی از بزرگترین هواپیمای جهان

در سی و چهارمین کنگرۀ فضا در کلرادو، شرکت سازندۀ استراتو اعلام کرد، این پرندۀ غول‌پیکر در تابستان امسال اولین پروازش را به انجام خواهد رساند.

این هواپیما طی ماه‌های گذشته، دو مرحله آزمایشی حرکت فرودگاهی را پشت‌سر گذاشته و توانسته است حداکثر سرعت‌ 41 و 46 کیلومتر در ساعت را به ثبت برساند. البته طبق اعلام شرکت سازنده، استراتو هنوز باید آزمایشات فرودگاهی بیشتری را پشت‌سر بگذارد.

طبق گفتۀ این شرکت، استراتو باید بتواند در آزمایش‌های فرودگاهی بعدی سرعت‌های 128 و 138 کیلومتر در ساعت را به ثبت برساند.

برای درک بهتر این اعداد، می‌توان هواپیماهای بوئینگ معمولی را در نظر گرفت که باید در هنگام تیک آف سرعتی بین 190 تا 241 کیلومتر در ساعت داشته باشند.

علاوه بر حمل محموله‌های فضایی به لایۀ فوقانی جو، این پرنده می‌تواند برای حمل موشک‌های کوچک جاسوسی، معروف به "یخ سیاه"، مورداستفاده قرار گیرد. کریستیان داونپورت (Christian Davenport)، گزارشگر ویژۀ صنایع فضایی و موشکی، در مقاله‌ای که در اوایل سال 2018 در نشریۀ واشنگتن ‌پست منتشر شد، از این راز پرده برداشت.

این گزارشگر در راستای نگارش کتابی درمورد رقابت‌های فضایی میان سرمایه‌داران بزرگ حوزۀ فناوری - از جمله ایلان ماسک (Elon Musk) مدیرعامل شرکت‌های تسلا (Tesla)، اسپِیس ایکس (Space X) و جف بزوس (Jeff Bezos)، مؤسس شرکت‌های آمازون و بلو اوریجین (Blue Origin) -  مصاحبه ای با پاول اَلن ترتیب داد.

طی این مصاحبه که تابستان سال گذشته انجام گرفت، اَلن اعلام کرد می‌خواهد از استراتولانچ به‌عنوان یک قالیچۀ پرندۀ غول‌پیکر استفاده کند که می‌تواند در مقایسه با فناوری‌های کنونی، حمل سرنشین و ماهواره به فضا را با سرعتی بالاتر و هزینه‌ای کم‌تر به انجام برساند.

شمارش معکوس برای رونمایی از بزرگترین هواپیمای جهان

در گزارش ویژه‌ای که واشنگتن پست منتشر کرد، به نقل از اَلن نوشته شده است: «دوست دارم شاهد خلق سامانه‌ای باشم که یکبارمصرف نیست و می‌تواند عملیات حمل‌و‌نقل هوافضایی را به‌صورت هفتگی و از یک ایستگاه فرودگاهی به انجام برساند».

موشک جاسوسی موسوم به "یخ سیاه" می‌تواند به بدنۀ استراتو متصل و هرجا که فضای کافی وجود داشته باشد، از بدنۀ این پرنده جدا شود. بعد از اتمام این عملیات، استراتو می‌تواند بلافاصله به فرودگاه بازگردد و خود را برای پرواز بعدی آماده کند.

درمورد حمل سرنشین توسط این هواپیما، آلن اظهار داشت: «هیچ چیز غیرممکن نیست و ما هنوز از تمام استفاده‌های احتمالی این هواپیما بی‌خبریم، اما تصور می‌کنم چنین امری در آیندۀ نزدیک محقق خواهد شد. در حال حاضر واقعیت امر این است که بیشتر عملیات فضایی، جهت ارسال ماهواره یا محموله به فضا انجام می‌شوند و البته ارسال ماهواره به فضا برای دریافت امواج مخابراتی و تلویزیونی در سرتاسر دنیا حائز اهمیت حیاتی‌ست».

استراتو به‌قدری بزرگ است که به دو بدنه با دو کابین جداگانه نیاز دارد. هدف اصلی آخرین آزمایش فرودگاهی استراتو که در ایستگاه هوافضای کالیفرنیا انجام گرفت، سنجش قدرت هدایت و ترمز این پرنده در سرعت‌های مختلف بود. اندازۀ عظیم این هواپیما آن را برای حمل و پرتاب موشک‌های فضایی مناسب می‌سازد.

ماهواره‌ها و سایر فضاپیماها همواره از یک ایستگاه فضایی و با استفاده از حجم بسیار عظیمی از سوخت و انرژی به فضا پرتاب شده‌اند. اما هواپیمای استراتولانچ با حمل موشک فضاپیما به لایۀ فوقانی جو، امکان پرتاب آسان‌تر و به‌صرفه‌تری را فراهم می‌سازد.

وزن خالص استراتولانچ در حدود 250 تُن و به گونه‌ای طراحی شده است که بتواند در هنگام برخاست، وزنی اضافی بالغ بر 400 تُن را نیز تحمل کند.

این هواپیما با کمک 28 چرخ بر روی زمین حرکت می‌کند و با شش موتور بوئینگ 747 تجهیز شده است. ابعاد این هواپیما به قدری بزرگ است که اگر در مرکز یک زمین فوتبال قرار بگیرد، هر کدام از بال‌هایش تا 4 متر بعد از دروازه‌ها امتداد خواهند داشت.

شمارش معکوس برای رونمایی از بزرگترین هواپیمای جهان

پروازهای این هواپیما برای سال‌های 2016 و 2017 برنامه‌ریزی شده بود، اما تأخیر اجرای این طرح باعث شد این پروازها به تابستان امسال موکول شوند. آزمایش سوخت‌رسانی هر شش مخزن سوخت هواپیما در 19 سپتامبر 2017 با موفقیت به پایان رسید. هر یک از این شش مخزن به‌صورت جداگانه پُر شدند تا عملکرد سوخت‌رسانی و عدم نشتی آن‌ها بررسی شود.

علاوه بر آزمایش سوخت‌رسانی، مهندسین طرح آزمایش سیستم کنترل پرواز هواپیما را نیز آغاز کرده‌اند.

این هواپیما در ژوئن 2017 توسط پاول اَلن رونمایی شد. در رونمایی اولیۀ هواپیما اعلام شد، طول بال‌های آن جمعاً 117 متر و بزرگ‌ترین پرنده‌ای‌ست که تاکنون به دست بشر ساخته شده است.

در سال 2011، هزینۀ انجام این طرح بالغ بر 300 میلیون دلار تخمین زده شد، اما تا به امروز اطلاعی از هزینۀ واقعی پروژه در دست نیست.

بعد از این‌که استراتو به ارتفاع مناسب برسد، محمولۀ خود را رها خواهد کرد. متعاقباً موتورهای موشک رها شده روشن و حرکت او به خارج از جو آغاز می‌شود.

در سال 2016، شرکت سازندۀ استراتولانچ قراردادی با شرکت اوربیتال (Orbital) که پرتاب‌کنندۀ موشک‌های کوچک به فضا بود، منعقد کرد. این قرارداد نشان از آینده‌نگری پاول اَلن برای استفادۀ تجاری از این پرنده داشت؛ به نحوی که بتوان از این هواپیما برای تسهیل و تسریع ارتباطات اینترنتی، عکس‌برداری‌های ماهواره‌ای، داده‌های اقلیم‌شناسی و سایر خدمات ماهواره‌ای استفاده کرد که در مدارهای نزدیک به زمین انجام می‌شوند.

از این جهت می‌توان گفت خط‌مشی پاول اَلن با رویکرد رقبایی ماندد شرکت اسپیس ایکس با مدیریت ایلان ماسک، یا شرکت بلو اوریجین با مدیریت جف بزوس متفاوت است. هدف نهایی ایلان ماسک، فرستادن انسان به مریخ است. بزوس نیز در حال تولید راکت‌های کم‌هزینه‌ای ا‌ست که بتوانند بیش از یک‌بار مورد‌استفاده قرار گیرند و هزینۀ بسیار بالای عملیات فضایی را کاهش دهند. ریچارد برانسون (Richard Bronson)، مالک شرکت ویرجین گالاکتیک (Virgin Galactic) نیز بر توسعۀ گردشگری فضایی و تولید فضاپیماهای کوچک متمرکز شده است.

مزیت رویکرد اَلن نسبت به سایر رقبا، قابلیت استفاده از هواپیما جهت پرتاب موشک به فضا و به این ترتیب، کاهش تأثیر متغیرهای آب‌وهوایی ا‌ست.

شرکت استراتولانچ به‌دنبال ارائه خدمات حمل موشک‌های مدار نزدیک به صدها شرکتی ا‌ست که در زمینۀ فعالیت‌های مخابراتی، تصویربرداری و داده‌رسانی ماهواره‌ای فعالیت می کنند - از جمله شرکت‌های تسلا و گوگل.

شرکت استراتولانچ با سرعت بالای ارسال موشک و دقت بالا در جایگذاری موشک در مدار تعیین‌شده، از مزیت رقابتی بالایی نسبت به سایر شرکت‌های فعال در این عرصه برخوردار خواهد شد.

شمارش معکوس برای رونمایی از بزرگترین هواپیمای جهان

شمارش معکوس برای رونمایی از بزرگترین هواپیمای جهان

شمارش معکوس برای رونمایی از بزرگترین هواپیمای جهان

شمارش معکوس برای رونمایی از بزرگترین هواپیمای جهان

منبع : Dailymail

جاده الکتریکی سوئد چگونه کار می‌کند

سوئد در آستانه برنامه این کشور برای عملیاتی کردن حمل و نقل بدون سوخت تا سال 2030، یک خط جاده الکتریکی افتتاح کرد که امکان شارژ خودکار کامیون ها را حین رانندگی در این جاده میسر می سازد.

بر اساس اطلاعات موجود از پروژه ی مذکور، هنگامی که خودروها از سطح این جاده عبور می کنند، شارژ خواهند شد. در این مسیر انرژی الکتریکی از طریق رساناهای کارگذاری شده زیر جاده انتقال می یابد. به عبارت دیگر خودروها از روی راه آهنی الکتریکی عبور می کنند و انرژی مورد نیاز باتری تأمین می شود. زمانی که خودرو متوقف گردد، سیستم مقدار انرژی دریافتی را محاسبه کرده، هزینه های خودرو و رانندگان را محاسبه کرده، برای آنها ارسال می کند.

جاده های یاد شده نیاز به تأسیس جایگاه های شارژ را از بین می برند؛ همچنین با کوچک تر شدن حجم باتری ها، هزینه های تولید نیز کاهش پیدا می کند.

جاده الکتریکی سوئد چگونه کار می‌کند (+عکس)

هانس سل (Hans Säll)، مدیر اجرایی طرح یاد شده گفت:

هیچ گونه مدار الکتریکی در سطح جاده وجود ندارد؛ بلکه به مانند پریز روی دیوار، دو شیار وجود داشته و تأسیسات 5 سانتیمتر زیر آنها قرار گرفته اند. برقی که در این جاده جریان دارد یک ولت است؛ در نتیجه کاربران می توانند حتی با پای برهنه روی آن راه بروند.

سازندگان توضیح می دهند، ریل های مذکور تا 90 درصد تولید کربن را کاهش می دهند. همچنین 75 درصد کم هزینه تر از سوخت های فعلی هستند.

جاده الکتریکی سوئد چگونه کار می‌کند (+عکس)

محققان توضیح دادند، بودجه ای 9.5 میلیارد دلاری برای تأسیس 20 هزار کیلومتر جاده ی الکتریکی در نظر گرفته شده است. اگر فرض شود خودروهای الکتریکی با باتری های کوچک هزینه ای مشابه با وسایل نقلیه امروزی دارند، در کمتر از سه سال، هزینه های یاد شده، پرداخت می شوند.

به گزارش ایرنا، سوئد در آستانه برنامه این کشور برای عملیاتی کردن حمل و نقل بدون سوخت تا سال 2030، یک خط جاده الکتریکی افتتاح کرد که امکان شارژ خودکار کامیون ها را حین رانندگی در این جاده میسر می سازد.

این جاده 1.25 مایلی (2 کیلومتری) که میان فرودگاه استکهلم و یک تاسیسات تدارکاتی کشیده شده است، در واقع بخشی از یک برنامه بزرگتر برای الکتریکی کردن 12 هزار و 400 مایل ( 20 هزار کیلومتر) از بزرگراه های این کشور است.

هدف از این فناوری حل بزرگترین مشکل خودروهای الکتریکی یعنی شارژ آنها در مسافت های طولانی است.

جاده الکتریکی سوئد چگونه کار می‌کند (+عکس)

در این جاده الکتریکی، انرژی از دو لبه ریلی که در آن تعبیه شده است و از طریق یک بازوی متصل به پایین خودرو که شبیه یک تراموا یا قطار الکتریکی است، به خودرو منتقل می شود.

این بازو زمانی که کامیون خط عوض می کند، به طور خودکار قطع و سپس دوباره یک خط الکتریکی متفاوت وصل می شود.

با این فناوری، میزان مصرف انرژی کامیون کنترل می شود و صورتحساب آن همانند صورتحسابی که در زمان شارژ خودرو در ایستگاه شارژ تهیه می شد، برای رانندگان ارسال می شود.

به گفته محققان، شارژ باتری های خودرو حین رانندگی باعث کوچک و ارزان تر شدن باتری های خودرو می شود زیرا دیگر نیازی به شارژ مجدد نخواهند داشت.

این جاده در حال حاضر برای کامیون ها طراحی شده است اما در آینده قادر به شارژ خودروها و اتوبوس ها نیز خواهد بود.

دلایل کمرنگ شدن رابطه فرزند و والدین

چرا نوجوانان از پدر و مادرشان فاصله می‌گیرند؟

ایجاد برخی محدودیت‌های غیرقابل توجیه، محیط خشن، نبود رابطه دوستانه بین والدین و فرزند، ترس از والدین و... از جمله مهم‌ترین دلایل کمرنگ شدن ارتباط میان فرزند و والدین است.

والدین، نوجوانان، پدر و مادر، ارتباط خانوادگی، روابطه دوستانه، ترس، اعتقادات مذهبی،خانواده ایرانی

ورود اینترنت و شبکه‌های ماهواره‌ای به خانه‌ها در سال‌های اخیر سبک زندگی‌ها را تغییر داده است به طوری که برخی نوجوانان تا حدی از فضای سنتی خانواده دور شده‌اند و به انزوا یا به سمت گروه همسالان نا‌شناس کشیده است. هر چه فرزند به دوره نوجوانی نزدیک‌تر می‌شود از خانواده بیشتر کناره‌ می‌گیرد و به سمت گروه همسالان جذب می‌شود.
در این وضعیت والدین احساس نگرانی می‌کنند به طوری که سعی دارند تا ارتباط فرزند با دوستان خود کم‌رنگ شود، همین اختلاف نظر‌ها موجب بروز پدیده‌ای با عنوان شکاف بین فرزند و والدین می‌شود. «محمد پیروی خامنه»، رفتار‌شناس، در این باره توضیح می‌دهد.

* چرا در دوره نوجوانی ارتباط با خانواده کم رنگ می‌شود؟
+ ایجاد برخی محدودیت‌های غیرقابل توجیه، محیط خشن، نبود رابطه دوستانه بین والدین و فرزند، ترس از والدین و... از جمله مهم‌ترین دلایل کمرنگ شدن ارتباط میان فرزند و والدین است. کسانی که در سن نوجوانی قرار دارند همسالان خود را عاقل‌تر از والدین خود می‌دانند بر این اساس پاسخ سؤال‌های خود را در گروه دوستان جستجو می‌کنند.

* عواقب کم‌رنگ شدن رابطه والدین با فرزندان چیست؟
+ افسردگی، افزایش روحیه ضد خانواده، پرخاشگری وستیزه‌جویی نتیجه این برخوردهاست؛ هر چه این رابطه با شکاف بیشتری باشد این عکس‌العمل‌ها بیشتر است تا جایی که این موضوع موجب می‌شود تا فرد به سوی گروه همسالان کشیده شوند و در این زمان افراد سودجو از خلأ نبود ارتباط فرزند با والدین استفاده می‌کنند و فرد را به بیراهه می‌کشند. به طوری که در باندهای فساد، قاچاق مواد مخدر، اعتیاد و.. وارد شده و در همین مراکز است که ممکن است رفتارهای پرخطر جنسی نیز از سوی بچه‌ها امتحان می‌شود. البته نباید نقش ارزش‌های دینی را نادیده گرفت زیرا با کم‌رنگ شدن اعتقادهای مذهبی، زمینه بسیاری از فساد‌ها فراهم می‌شود.

* تعداد فرزندان چه تأثیری در بهبود روابط خانوادگی دارد؟
+ متأسفانه در سال‌های اخیر تک فرزندی در کشور رواج یافته در کنار آن اشتغال والدین نیز به دلیل مشکلات مالی جدی و همه‌گیر شده است این اتفاق‌ها به طور ناخودآگاه کودک را مجبور می‌کند برای فرار از تنهایی به سمت گروه‌های همسالان نا‌شناس برود. دهه‌های قبل این خلأ توسط پدر بزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، بچه‌های همسال فامیل و خواهر و برادر پر می‌شد اما امروز این روابط وجود ندارد و در کنار آن ورود اینترنت و شبکه‌های مجازی به داخل خانه‌ها و پر شدن وقت بچه‌ها به استفاده از این وسایل باعث بروز آسیب‌های زیادی شده است، حداقل آسیب این فضا پر کردن تنهایی در فضای مجازی با دوست‌های مجازی است. برخی از بچه‌های امروز خیلی با آدم‌های حقیقی ارتباط خوبی ندارند.

* وظیفه پدر و مادر‌ها در این میان چیست؟
 پدر و مادر‌ها باید توجه داشته باشند که سن نوجوانی دوره‌ای بحرانی است و باید با فرزندان خود رابطه دوستی برقرار کنند؛ اما عملاً شاهد این اتفاق نیستیم، والدین خسته از روزمرگی‌ها توان صبر در برابر پرخاشگری بچه‌ها را ندارند و اوضاع هر روز بد‌تر می‌شود. والدین باید در شبانه روز ساعاتی را به صحبت کردن با بچه‌ها اختصاص دهند، پای صحبت‌های فرزندان خود بنشینند در این صحبت‌ها بچه‌ها مهارت‌هایی را یاد می‌گیرند که به هیچ عنوان از طرق دیگر به آن دست نمی‌یابند . والدین بدانند که بیشتر نوجوانان مهارت‌های زندگی را آموزش ندیده‌اند و به راهکارهای مقابله با مشکل آشنایی ندارند بنابراین راه‌های انحراف برای آنان باز است.

پس والدین باید از جایگاه مدیری سختگیر به دوستی مهربان تغییر مسیر دهند تا بتوانند اعتماد فرزندان خود را جلب کنند سپس آموزش و پرورش و رسانه‌ها می‌توانند با آموزش‌های مهارت ارتباط در این زمینه به میدان بیایند. این را نیز در نظر بگیرید که بهتر است پسر با پدر و دختر با مادر خود رابطه خوبی داشته باشد و از هم‌جنس خود مهارت‌های مختلف بیاموزد اما متأسفانه گاهی اوقات پدر‌ها با وجود روحیه پرخاشگری ارتباط کمتری با فرزندان خود به خصوص پسر برقرار می‌کنند که ادامه این روند به صلاح نیست. اگر پدر مادر‌ها می‌دانند که مثلا فرزندشان با دوست نابابی ارتباط دارد نباید خواستار قطع رابطه او شوند.

بهتر است آنان با یک بزرگ‌تر یا دوست نوجوانی که روی فرزندشان تاثیر می‌گذارد صحبت کنند تا با فرزندشان همراه شود. بهتر است والدین دوست فرزند خود را بشناسند و به این کار وقت کافی اختصاص دهند، به‌طور خلاصه نکته‌ای که در مورد دوستان نوجوان باید مورد توجه قرار دهید این است که نوجوان خودش دوستانش را انتخاب می‌کند و والدین هیچ تاثیری در این انتخاب ندارند. آن‌ها می‌توانند به طور غیرمستقیم بر انتخاب‌های فرزند خود اثر بگذارند پس باید بسیار هوشمند باشند.


منبع : آفتاب 

ده روش غلط مديريت

1) وقتي كاركنان، خوب كار مي‌كنند، مديران اصلاً توجه نمي‌كنند، ولي در صورت خطا، آنها را سرزنش و بعضاً تنبيه مي‌كنند.

2) مديران ناكارآمد، واقعيت‌ها را براي كاركنان بازگو نمي‌كنند. آنها در حالي كه اخبار خوشايند را بزك كرده و به شكل بزرگنمايي شده به كاركنان خود نشان مي‌دهند، سعي مي‌كنند اخبار ناگوار را كوچك يا پنهان كنند.

3) ارزيابي عملكرد افراد را عموماً براساس عملكرد انفرادي آنان محاسبه مي‌كنند، ولي براي سينرژي و فرهنگ توان افزايي و هم افزايي ارزشي قائل نيستند.

4) با افراد باكاركرد ناچيز و كاركرد برجسته، يكسان برخورد مي‌كنند. اين برخورد باعث مي‌شود كاركناني با موقعيت اول هميشه در حال تمسخر و پوزخند و كاركناني با موقعيت دوم، هميشه بي‌انگيزه باشند.

5) با اجراي سياست تفرقه ‌بينداز و حكومت كن، بر تيرگي روابط افراد سازمان دامن مي‌ز‌نند.

6) كارهاي كوچك را به آدم‌هاي بزرگ و شايسته و كارهاي بزرگ را به آدم‌هاي نالايق مي‌سپارند.

7) با ديكته كردن قدم به قدم فعاليت‌ها، ابتكار عمل و خلاقيت را از كاركنانشان سلب مي‌كنند.

8) با عدم انعطاف‌پذيري و عدم استقبال از انتقادات با روي باز، شجاعت و جسارت در نظريات و بيان عقايد را از كاركنان سلب مي‌كنند.

9) به دليل عدم تشخيص فرصت‌ها و تهديدها،‌ از انجام به موقع و حركت‌هاي توام با ريسك معذور است.

10) نداشتن برنامه ريزي استراتژيك و چشم‌اندازهاي لازم، سبب ناتواني در برداشتن موانع از سر راه و در نتيجه بزرگ شدن مشكلات مي‌شود.

انواع رئیس ها

در اين مطلب به معرفي بيست و يك نوع رئيس و ويژگيهاي آن پرداخته شده است.

1- رئيس فداكار (Martyr Boss)

رئيس فداكار هر آنچه را به نفع شركت باشد انجام داده، مي دهد و خواهد داد. او روزهاي كريسمس، در روزهاي برفي پر از كولاك و روزهايي كه بيمار بوده، كار كرده است. او بعد از تصادف خودرو اش به مدت 5 هفته با دو پاي شكسته پياده به شركت رفت و آمد كرد. او هر شب بدون دريافت هيچ گونه مبلغ اضافي تا ساعت هشت بعد از ظهر در محل كارش مي ماند. شما چگونه با اين فرد رفتار مي كنيد؟ شما كاري جز گوش دادن انجام نمي دهيد. او احتمالا بعد از بازنشستگي هم اينجا خواهد بود. پس بهتر است از همان ابتدا نحوه كنار آمدن با اين فرد را  ياد بگيريد.

2- رئيس داد و فريادكن (Screamer  Boss)

رئيسي كه داد و فرياد مي كند فكر مي كند اگر صدايش را تا حد نامعقولي بلند كند به خواسته هايش مي رسد. صداي بلندتر، تعهد بالاتر. آخر و عاقبت اين رئيس چه خواهد بود؟  بسياري از مديران استخدام سردرگم  داد زدن را با مهارتهاي مديريتي يكسان مي گيرند. فراتر از همه چيز  داد و فرياد كن ها فقط مي خواهند بدانند كه مورد توجه قرار مي گيرند. آنها مي خواهند مورد تاييد قرار گيرند. اگر شما بتوانيد با اين رئيس كنار بياييد و احترام و اعتماد وي را جلب كنيد شايد بتوانید صداي او را پايين بياوريد.

3- رئيس دلهره آور (Fearmonger Boss)

كاركنان هر آنچه را كه رئيس دلهره آور مي گويد انجام مي دهند  چرا كه از وي مي ترسند. او هميشه از تهديد براي ساكت نگهداشتن كاركنان استفاده مي كند. اين رئيس نرخ جابجايي كاركنان بالايي دارد و در نتيجه براي حفظ عامل ترس كاركنان را اخراج مي كند. كاركنان خوب او را ترك مي كنند و از كاركردن براي چنين آدم وحشتناكي  امتناع مي كنند. رئيس دلهره آور دوام نمي آورد. نهايتا او كاركنانش را دچار تحليل رفتگي مي كند و سازمان نمي تواند با هزينه هايي كه او ايجاد مي كند سودآوري داشته باشد. سرنوشت، يقه او را خواهد گرفت.

4- رئيس استثمار كننده (Manipulator Boss)

معمولا به عنوان رئيس ماكياولي شناخته مي شود. اين نوع رئيس خيلي با هوش و خطرناك مي باشد. اين رئيس بسيار متمركز و با انگيزه بوده و همواره يك برنامه سري دارد. او به افراد به عنوان ابزاري براي رسيدن به هدف مي نگرد. دنيا هرم بزرگي است كه راس آن متعلق به اوست. او در راه رسيدن به قدرت افراد را له كرده و كنار مي زند. اگر شما براي چنين فردي كار مي كنيد مراقب پشت سر خود باشيد. بهترين  راه اين است كه با او راحت و صادق باشيد. اطلاعات را بصورت داوطلبانه ارائه كنيد. رئيس شما مدتهاست فراموش كرده است كه دوستي چيست لذا تحت تاثير قرار خواهد گرفت.

5- رئيس سرهم كننده (Bumbler Boss)

رئيس سر هم كننده  كودن ترين روساست. بهترين راه رفتار با اين رئيس اين است كه به او كمك كنيد ارتقا يابد. هنگامي كه آنها ارتقا يافتند براي ارتقا افراد تحت امرشان مديون هستند. دير يا زود مديران حماقت رئيس شما را خواهند ديد و او كله پا خواهد شد. البته پيروي از توصيه هاي او شما را يك استثمار كننده خواهد كرد. اما اگر نمي توانيد از زير سلطه او خارج شويد چرا هر دو رشد نكنيد؟ شما مسئوليتي در قبال آنچه كه در بالا اتفاق مي افتد نداريد.

6- رئيس  سردرگم (Clueless Boss)

رئيس سردرگم احمق نيست، او بي سواد است. شايد كارش را در شركت تازه شروع كرده است  و با فنآوري آشنا نيست و يا موقتا به دليل مسائل شخصي اطلاعات و دانش وي به روز نيست. رئيس سردرگم مي تواند رئيس خوبي باشد اما در حال حاضر از مسير خارج است (تو باغ نيست). بهترين راه براي كنار آمدن با اين رئيس اين است كه به او ياد بدهيم و سرعت او را افزايش دهيم. شما از اين كه او با چه سرعتي وارد جريان مي شود تعجب خواهيد كرد.

7- رئيس سنت گرا (محافظه كار) (Old Schooler Boss)

او درباره روزهاي خوب گذشته و درباره روشهايي كه كارها قبلا انجام مي شد زياده گويي مي كند. با اين حال اگر او در گذشته سنگر گرفته باشد قادر نخواهد بود كه در زمان حال كار كند. اين رئيس عليرغم مقاومتش جهت حركت به جلو داراي اطلاعات ذيقيمتي است كه مي تواند به نفع سازمان باشد. تا زماني كه او قادر است تغييرات اندك را در طول زمان و همراه با  راهنمايي بپذيرد، صبور  باشيد و به خاطر داشته باشيد كه جديد بودن الزاما به معناي بهتر بودن نيست بلكه متفاوت بودن است. ببينيد آيا شما مي توانيد او را به اين نتيجه برسانيد.

8- رئيس خدا (God Boss)

رئيس خدا ديوانه قدرت است. شما متوجه خواهيد شد كه يك پلاك طلاكوبي شده روي دفتر كار، ميز و صندلي درجه (رتبه) وي را جار مي زند. او ممكن است از آزاديهاي ظالمانه اي چون داشتن يك خدمتكار براي تميز كردن ماشين بر خوردار باشد. هنگامي چيزي از او مي پرسيد او به پلاك طلايي اشاره مي كند. ديگران اطمينان دارند كه اين رداي قدرت ناتوانيهاي وي را مي پوشاند. چگونه با اين رئيس كنار بياييم؟ او را بخندانيد. دستوراتش را اجرا كنيد و اين تصور كاذب را ايجاد كنيد كه كارها را به روش دلخواه او انجام مي دهيد. به خاطر داشته باشيد كه او هرگز ذهن شما را كنترل نمي كند.

9- رئيس نچسب (تفلون) (Teflon Boss)

اين رئيس تفلون به امور عمومي حساس است. هيچ گونه سرزنشي به او وارد نمي شود. او جواب سرراست به سئوالات نمي دهد. اگر چيزي غلط از آب دربيايد براي اينكه نشان دهد در آن وقت او جاي ديگري بوده است شواهد و مستندات بي نظيري را رو مي كند. اين رئيس بيشتر مايه مزاحمت است تا عامل خطر. در هنگام گفتگو با وي بهتر است تمام جزئيات را مدنظر داشته و گفتگوهاي خود را ثبت كنيد.

10- رئيس چي (What Boss)

اين رئيس همواره در عمل گم است. او بي ضرر است چون هيچگاه در دفتر كارش نيست. هنگامي كه او در دفتر كارش حضور دارد از وجودش بهره بگيريد. شما از فقدان عدالت احساس رنج خواهيد كرد. شما در يك اطاقك به مدت  هشت ساعت در روز و پنج روز در هفته براي نصف حقوق او برده وار كار مي كنيد. بياد داشته باشيد هنگامي كه در زمين گلف است  وضعيت بدتر است.

11- رئيس مشكوك (Paranoid Boss)

اين رئيس به تمام انگيزه هاي افراد مشكوك است. هر آنچه فرد انجام مي دهد مي تواند تلاشي براي خراب كردن وي قلمداد شود. اين احساس بي كفايتي منجر به دخالت در آنچه كه به نفع پرسنل و شركت است  مي شود. شما چه كار مي توانيد بكنيد؟ به او قوت قلب دهيد و همواره صادق و رك باشيد.

12- رئيس دنيا به دوش (The world on his shoulders Boss)

اين رئيس مي تواند ناتواني هاي خود را پنهان كند چرا كه  مي تواند خود را به عنوان آدم سرسختي معرفي نمايد. او تمام نگراني هاي دنيا را جذب مي كند و براي تمام دنيا نگران است. او درباره جزئيات كج خلقي مي كند. او اول صبح با چهره بر افروخته و آشفته به دفتر كارش وارد مي شود چرا كه تمام شب را بيدار مانده و بر روي اقلام سفارش كار كرده است. با اين رئيس چگونه برخورد كنيم؟ آرام باشيد و در صورت امكان از تعامل با او بپرهيزيد چرا كه عصبانيت او مي تواند مسري باشد.

13- رئيس پرطمطراق (Buzzword Boss)

رئيس پرطمطراق طراح لباسها، ماشين، خودكار و مسواكش را دوست دارد. آنچه او بيشتر دوست دارد كليشه هايي است كه در آخرين سمينارهاي مديريتي شنيده است. اين رئيس به اين حقيقت عشق مي ورزد كه در تيم  من وجود ندارد. او نمي تواند بدون شما موفقيتي كسب نمايد. اين رئيس اساسا بي ضرر است. لبخند بزنيد و تحمل كنيد. اگر مي توانيد بطور منظم چند كلمه جديد به او ياد  دهيد.

14-  رئيس رفيق (Buddy Boss)

رئيس رفيق مي خواهد دوست شما باشد نه مافوق شما. از شما مي خواهد كه او را دوست داشته باشيد چرا كه دوستان هواي همديگر را دارند. زماني را كه شما با او سپري مي كنيد سرمايه گذاري خوبي است. با اين حال از قبل بدانيد كه چرخيدن با رئيس رفيق در طي ساعات كاري باعث مي شود كه شما براي حفظ آمادگي كاري شبها بيدار بمانيد. در اينجا، كليد توازن و تعادل است.

15- رئيس دو دقيقه اي (Two-minutes Boss)

رئيس دو دقيقه اي پيوند بين رئيس خدا و رئيس دنيا به دوش است. او بصورت لحظه اي مي خواهد موقعيتها را كنترل كند (زماني كه من در تعطيلات بودم چه كار كرديد؟) و بعد از دو دقيقه حرف شما را قطع مي كند چرا كه وقت ندارد درباره آن بحث و گفتگو كند. او مكررا  ولي بصورت تصادفي از شما مي خواهد گزارشي راجع به پيشرفت كارها تهيه كنيد ولي بندرت آنچه را كه خواسته است به خاطر مي آورد. رئيس دو دقيقه اي مدام اين حس را منتقل مي كند كه سر او شلوغتر از آن است كه او را با جزئيات آزرده كنيم. حواس او معمولا جايي ديگر است، جايي بسيار مهم. كار كردن با اين رئيس تمرين هنر به ايجاز صحبت كردن است. سعي كنيد هر آنچه را كه مي خواهيد بيان كنيد در يك چارچوب زماني دو دقيقه اي  مطرح كنيد و ببينيد چه اتفاقي مي افتد.

16- رئيس مغرور (متكبر) (Patronizing Boss)

اين رئيس يك فداكار محافظه كار است. نمي دانستيد؟ او شركت را از پايه بنا كرده است. در حقيقت اين ميزي كه شما آلان روي آن مي نشينيد او ساخته است. شما به عنوان يك زيردست به راهنمايي هاي تقدس گونه وي نياز داريد. كمك او اغلب به دردسر منجر مي شود. با اين سلطان موفقيت چگونه رفتار كنيم؟ غرور خودتان را بشكنيد و از او بپرسيد فردي كه با سواد و مستعد كاركردن براي چنين شركتي است چگونه آدمي است.

17- رئيس سبك مغز (Idiot Boss)

رئيس سبك مغز با سردرگمي و حماقت شناخته مي شود. اين مانند اين است كه او ديروز وارد شركت شده و اداره كردن آن را شروع كرده است. شما اين جا انتخاب كمي داريد. كاري نكردن ممكن است اوضاع را بدتر و تلخ تر كند. وقتي يك رئيس سبك مغز را نمي توانيد تغيير دهيد چه كاري از دست شما بر مي آيد؟ شما مي توانيد واكنش خود را تغيير دهيد. دنيا پر از روساي سبك مغز است. اما اجازه ندهيد اين شما را خسته كند. بهترين كار خود را انجام دهيد و سعي كنيد دريابيد كه هدفي كه رئيس شما دنبال مي كند چيست.


18- رئيس منزوي (Lone Wolf Boss)

رئيس منزوي مي خواهد تنها باشد. او در دفتر كارش مي ماند و يا از خانه كار مي كند. از تماس هاي انساني بويژه  از تعامل با كاركنان پرهيز مي كند. او مي تواند يك  متخصص باشد چرا كه بر مبناي مهارتهايش ارتقا يافته است. اما يك آدم اجتماعي نيست. رئيس منزوي شما را به حال خود رها مي كند. لذا انتظار كار تيمي و گفتگو درباره اهداف شغلي نداشته باشيد. به دنبال ساختن روابط و شبكه هاي كاري خود در جاي ديگري باشيد.

19- رئيس كمال گرا (Perfectionist Boss)

رئيس كمال گرا مدير جزء نگري مي باشد كه مي خواهد همه چيز شما را كنترل كند. رفتارش وسواسي بوده و اعتماد كمي به توانايي هاي شما دارد. به مرور زمان شما در مي يابيد كه شما نمي توانيد كاري راانجام دهيد كه از نظر او خوب باشد. به جاي از دست دادن انگيزه ياد بگيريد كه براي خودتان و مطابق با استانداردهاي خودتان كار كنيد. در يك مقطع زماني با رئيس خود بنشينيد و از او بخواهيد كه انتظاراتش را بيان كند (حتي آنها را مكتوب كنيد). بنابراين هر دو تكليفتان را بهتر مي دانيد.

20- رئيس نامعقول (Eccentric Boss)

رئيس نامعقول انتظارات غير واقع بينانه اي از كاركنانش دارد. او يك روش منحصر بفرد براي انجام كارها دارد و از كاركانش انتظار دارد به همان روش كار كنند. او مي تواند لطيف و مهربان باشد. اما همواره در بيان انتظارت و توضيح پروژه باعث سردرگمي مي شود. او به دنبال انجام كارهاي مورد علاقه و مطلوب خودش است (در نتيجه به سمت افرادي كه علايق مشابهي با وي دارند كشيده مي شود).

21- رئيس بزرگ (Great Boss)

رئيس عالي- بر انگيزانده حامي- رئيسي كه عليرغم سياست با هر فردي با انصاف رفتار مي كند، او ارتباط برقرار مي كند و سياست درهاي باز را در پيش مي گيرد. افراد را تشويق مي كند كه راه مناسب را دنبال كنند. او الگو است  و آموزشهاي عالي و محيط كار مثبتي را فراهم مي كند. او داراي چشم انداز است، نگران نبوده و داد و فرياد نمي كند. او كاركنانش را هدايت و مربيگري مي كند و هنگامي كه آنها شركت را ترك مي كنند او سالها با آنها صحبت مي كند  تا به شركت برگردند.

کشف فرمولی برای عدد پی (π)

دانشمندان در سال ۲۰۱۵ برای اولین بار به چیز شگفت‌انگیزی دست یافتند؛ فرمولی کلاسیک برای «عدد π» که در دنیای فیزیک کوانتومی پنهان شده بود. «عدد π» نسبت میان محیط یک دایره و قطر آن است و در علم ریاضی اهمیتی والا دارد. اما این اولین‌بار بود که دانشمندان در هنگام استفاده از مکانیک کوانتومی برای مقایسه سطح انرژی یک اتم هیدروژن به نهفتگی آن در فیزیک پی بردند.

کشف فرمولی برای عدد پی (π)

چرا این اکتشاف هیجان انگیز بود؟ خب، زیرا از پیوند ویژه و ناشناخته میان ریاضی و فیزیک کوانتومی پرده برداشته است. «تمار فریدمن» یکی از محققان ارشد و ریاضیدان در دانشگاه روچستر آمریکا گفت: «این واقعا فوق العاده است که یک فرمول کاملا ریاضی متعلق به قرن هفدهم نشانه هایی از نوعی سیستم فیزیکی داشته باشد که ۳۰۰ سال بعد از کشف شده است.»
این اکتشاف زمانی به عمل آمد که «کارل هیگن» فیزیکدان ذرات در دانشگاه روچستر مشغول تدریس در کلاس مکانیک کوانتومی بود و نحوه استفاده از یک روش مکانیک کوانتومی موسوم به «اصل تغییر» را برای تقریب زدن حالات انرژی یک اتم هیدروژن توضیح میداد. او در حین مقایسه این مقادیر با محاسبات قراردادی به یک روند غیرعادی در نسبت‌ها پی برد. او از فریدمن درخواست کرد تا در بررسی این روند به وی کمک کند و آنان خیلی زود فهمیدند که روند مذکور نمودی از فرمول والیس برای «عدد π» می باشد. هیگن افزود: «ما دنبال فرمول والیس برای عدد پی نمی گشتیم و ما به طور تصادفی از وجودش آگاه شدیم.»
فریدمن نیز بیان کرد: «ما به طور کامل شگفت‌زده شدیم. وقتی فرمول والیس را از معادلات مربوط به اتم هیدروژن بدست آوردیم، من از خوشحالی بالا و پایین می پریدم.» از سال ۱۶۵۵، شواهد زیادی برای اثبات فرمول والیس ارائه شده است، اما قبل از این، همه آن فرمول‌ها ریشه در دنیای ریاضی داشتند. «کِوین نادسون» محقق و ریاضیدان می گوید: «این تقریبا مثل یک جادوست. اینکه یک فرمول برای عدد پی در درون مکانیک کوانتومی اتم هیدروژن پنهان شده باشد، بسیار متحیر کننده و جالب است. این در طول ۸۰ سال گذشته به صورت یک راز باقی مانده بود. من از افشای آن خیلی خوشحالم.» احتمالا پیوندهای رازآلود دیگری هم وجود دارد که بین مکانیک کوانتومی و ریاضی محض برای خود جا باز کرده اند.

چگونه نوجوانمان را از آسیب های اجتماعی حفظ کنیم ؟

جامعه با نوجوانان چه ها که نمی کند!

امروزه والدینی که فرزند نوجوان دارند با دغدغه های فراوانی روبرو هستند چرا که جامعه در حال حرکت به سمتی است که تابوی بسیاری از مسائل در حال شکسته شدن است اما سوال اینجاست که والدین چگونه می توانند فرزندانشان را در برابر این تابو شکنی‌ها و آسیب های اجتماعی محافظت کنند؟

گل کشی

نوجوانان امروز چشمانشان چیزهایی را می بیند که زمانی "تابو" بود. بی حجابی، سیگار کشیدن خانم های جوان در ملاعام، در دسترس بودن تصاویر و فیلم های نامناسب و...این روزها به وفور دیده می شود و این مسائل به مرور زمان در چشم همگان عادی جلوه خواهد کرد. اما هنوز هم هستند خانواده های متدینی که اصول اخلاقی و حد و شرع را رعایت می کنند و نگرانند که نکند این معضلات جامعه نوجوانشان را به انحراف بکشد لذا به دنبال بهترین راه برای تربیت فرزندشان هستند. ما در این مقاله اصول رفتار صحیح به نوجوانتان را که در آستانه ی بلوغ و در سن تاثیر پذیری است ارائه خواهیم کرد.
 
کدامیک درست می گویند؛ خانواده یا جامعه

متاسفانه وضعیت کنونی جامعه به گونه ای است که هرچه والدین حد و حدود شرعی و اخلاقی را رعایت کنند، جوان وقتی وارد جامعه می شود با مسائلی رو برو می شود که مورد تایید اسلام نبوده و همین مسئله موجب ایجاد تناقض رفتار برای نوجوان می‌شود؛ این تناقض نوجوان را دچار نوعی سردرگمی می کند

خانواده های مقید و مذهبی به دنبال این هستند که فرزندانشان مطابق با فرهنگ آنها بزرگ شوند و به اصطلاح به مبانی اخلاقی و فرهنگی مورد تایید آنها مقید باشند. اما نوجوان در خارج از خانه در محیطی قرار می‌گیرد که مانند فضای خانواده اش مذهبی نیست. او نوجوان است و از محیط اطرافش تاثیر می‌پذیرد؛ دلش میخواهد رنگ های شاد بپوشد، موهایش را بیرون بگذارد، شلوار پاره بپوشد و... به اعتقاد او اینها مد روز است و اگر اینگونه در جامعه حاضر نشود از طرف دیگران طرد خواهد شد. در مقابل پدر و مادر مدام او را نصیحت می کنند که این کارها در شان خانواده ما نبوده و از نظر شرعی گناه محسوب میشود. احتمالا نه پدر و مادر حرف فرزند را درک می کنند و نه فرزند حرف پدر و مادر  را می فهمد. حال چه باید کرد؟

هیچ وقت با نوجوانتان مقابله نکنید و طوری وانمود نکنید که شما می فهمید و او نمی فهمد چرا که این روش در مقابل نوجوانتان نتیجه ای کاملا عکس خواهد داشت. بیایید با شیوه ی اصولی به فرزندتان حجاب واقعی را بیاموزید. او را تشویق به شیک پوشی ، پوشیدن رنگ های شاد، تنوع در لباس پوشیدن کنید اما در مقابل به او یاد دهیدکه خودش را از ظاهری موجه خارج نکند، حجب و حیای‌اش را حفظ کند و نگاهش پاک باشد. در واقع نوجوان باید اقناع شود که چطور بپوشد و چرا باید این لباس را انتخاب کند

همچنین غنی کردن فکر و ذهن فرزندان با ارزش‌ها می تواند او را در طول زندگیِ پر از فراز و نشیبش، در برابر مشکلات بیمه کند. شرکت در جلسات انس و محافل قرآنی و مذهبی به خصوص در سنین پایین باعث می شود که جوانان و نوجوانان حال و آینده راه خود را به سوی درست اندیشیدن پیدا کنند. شما دیده اید که گاه بعضی از بیماران از نظر جسمانی حالشان آنقدر وخیم است که نمی توان دارویی را مستقیم به آنها تزریق کرد پس با استفاده از سرم ، دارو را وارد بدن او می کنند. شرکت در مجالس مذهبی هم حکم همان سرمی را دارد که باعث می شود به صورت ناخوداگاه رفتار و کردار و گفتار مثبتی به فرزندتان تزریق شود و آنها را در برابر زشتی و کجروی ها بیمه کند.

 

اگر نوجوانتان سیگار می کشد ...

یکی از معضلات دیگر جامعه امروز سیگار کشیدن در میان دختران و پسران جوانی است که تصور می کنند با این عمل به نوعی پرستیژ اجتماعی شان بالا می رود و یا آرامش می گیرند، پس برای فرار از مشکلات به این سمت کشیده می شوند. این معضل ممکن است باعث شود تا تابوی سیگار کشیدن برای نوجوان شما شکسته شود و او هم از روی کنجکاوی به سراغ استعمال دخانیات برود؛ اما اگر این اتفاق افتاد چه باید کرد؟
وقتی سیگار در جیب نوجوانتان می بینید و یا متوجه ی بوی سیگار از دهان و لباس او می شوید ترس به جانتان می افتد و فکر و خیال جلوی چشمتان را می گیرد پس تصمیم می گیرید که یک کاری کنید اما بهترین راه چیست ؟

وقتی مادری از فرزندش می پرسد که تو سیگار می کشی ؟ فرزند هم می‌گوید نه؛ اصلا! 

مادر ممکن است یک لحظه اشتباه کند و بخواهد ثابت کند که من گیج نیستم! من زرنگم و واقعیت را می‌فهمم. با بیان واقعیت، اولین اتفاقی که می‌افتد این است که قبح این عمل  در خانواده می‌ریزد؛ زیرا از نظر نوجوان، او دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد.

 والدین حتی اگر در خانه دیدند که ته سیگار افتاده، می‌توانند پل طلایی بسازند؛ مثلا بگویند «آن مهمانی که سیگاری بود چرا ته سیگارش را اینجا انداخته» که فرزند احساس کند هنوز حرمتی وجود دارد و باید مواظب باشد. 

سخت است که والدین خطای فرزندشان را بفهمند و چیزی نگویند؛ ولی یادتان نرود که شما قرار است فرزندتان را تربیت کنید نه اینکه شعور خود را ثابت کنید! این خیلی خطرناک است که ما با اطرافیانمان به شکلی برخورد کنیم که چیزی برای از دست دادن باقی نمانده است اما این نکته را هم توجه کنید که این راه حل در بلند مدت جواب نخواهد داد و ممکن است نوجوانتان در خفای شما و در خارج از خانه به سراغ سیگار برود؛ لذا بهترین راه حل این است که با فرزندتان صحبت کنید.
البته منظور از صحبت کردن نصیحت مستقیم، سرزنش و تحقیر نیست؛ بلکه منظور این است که بنشینید و با مهربانی به او بگویید که از این وضع ناراحت هستید و دلتان می خواهد درباره آن کمی صحبت کنید. سعی کنید بیشتر گوش کنید و دلایلش را بشنوید. او را قضاوت نکنید و حمایت‌تان را به او نشان دهید.

در این راه برای آنکه پیروز شوید و بتوانید به فرزندتان کمک کنید باید در تعامل با آنها مدارا کنید. به خصوص اگر می‌خواهید رفتاری مثل سیگار کشیدن را در او تغییر دهید اول صبر خودتان را بالا ببرید.

 

قرار نیست نوجوان شما کامل باشد!

گاهی برخی از والدین توقعاتی از نوجوانشان دارند که مثلا نوجوانشان باید معدل بالای 19 داشته باشد، حتما باید فلان رشته‌ی تحصیلی را بخواند، باید فلان کلاس آموزشی را برود، نباید با موبایل بازی کند، نباید شیطنت کند، نباید اشتباه کند، ...باید .... نباید ...باید ..... نباید ...! نوجوانان ربات نیستند که توسط شما برنامه ریزی شوند. 

آنها انسان هستند و توسط خالق خود صاحب درک و شعور و قدرت تفکر بوده و شما والدین صرفا می بایست با بارش مهربانی و عشق و پذیرش بگذارید آنها رسالت خود را جستجو کنند و بیابند و زندگی کنند و شما هم به عنوان یک راهنما و دوست در کنار آنها و نه در مقابلشان گام بردارید. 

هر ازگاهی نوجوانتان را سورپرایز کنید تا با بودن با شما خشنود باشند

دختران و پسران در سنین نوجوانی علاقه خاصی به استقلال، جدا شدن از خانواده و پیوستن به گروه هم‌سالان دارند و در مقابل بسیاری از والدین از ناشناخته بودن دوستان فرزندانشان احساس نگرانی دارند اما بهترین راه برای اینکه هم با دوستان فرزندتان آشنا شوید و خیال خود را راحت کنید و هم فرزندتان را خوشحال کنید این است که هر چند وقت یک بار یک مهمانی دوستانه ای ترتیب دهید و دوستان فرزندانتان را با خانواده هایشان به صرف عصرانه دعوت کنید یا با آنها قرار کوهنوردی، پارک و ... بگذارید. 

ام آر آى (MRI) چیست؟

تصویربرداری رزونانس مغناطیسی که با عنوان «تصویربرداری رزونانس مغناطیسی هسته‌ای»(MRI) نیز شناخته می شود، یک روش اسکن برای تهیه تصاویری دقیق از بدن انسان است.

ام آر آى (mri) چیست؟

 در این اسکن از امواج رادیویی و میدان مغناطیسی قوی برای تهیۀ تصاویری از آن دسته از بخش‌های بدن استفاده می شود که با پرتو ایکس، سی تی اسکن یا فراصوت قابل مشاهده نیستند. برای مثال، این روش ِ عکس‌برداری به پزشکان کمک می کند تا داخل مفاصل، غضروف، رباط، ماهیچه‌ها و تاندون‌ها را مشاهده کنند؛ با این کار، تشخیص آسیب‌ های ورزشی به سهولت انجام می پذیرد.
از «ام آر آی» برای بررسی ساختارهای داخلی بدن و تشخیص انواعی از اختلالات نیز استفاده می شود که از جمله آنها می توان به سکته، تومور، آسیب‌های نخاعی، مالتیپل اسکلروسیس و مشکلات بینایی اشاره کرد. این روش کاربرد وسیعی در اندازه‌گیری عملکرد و ساختار مغز دارد. «دکتر کریستوفر فیلیپى» رادیولوژیست تشخیصی در بیمارستان دانشگاه شور نیویورک خاطر نشان کرد: «آنچه که ام آر آی را به روشی قدرتمند تبدیل می سازد، این است که شما بافت نرم و جزئیات آناتومی را در اختیار دارید.» بزرگترین مزیت «ام آر آی» در مقایسه با سایر روش‌های تصویربرداری مثل سی تی اسکن یا پرتو ایکس این است که فرد در معرض خطر تابش قرار نمی گیرد.
در حین انجام ام آر آی از فرد خواسته می شود تا روی یک میز متحرک دراز بکشد که فرد را درون محفظه دونات مانند دستگاه حرکت می دهد. سپس آن ها قسمت مشخصی از بدن مورد اسکن قرار می گیرد. این دستگاه میدان مغناطیسی قدرتمندی در اطراف فرد ایجاد خواهد کرد و امواج رادیویی به سمت بدن نشانه خواهند رفت. فرد،میدان مغناطیسی یا امواج رادیویی را احساس نخواهد کرد و این پروسه بی درد می باشد. اما شاید صداها و نویزهاى زیادی در حین اسکن تولید شود. به همین منظور، غالبا به افراد هدفون داده می شود تا به موسیقی گوش دهند یا از گوش‌گیرهایی برای انسداد صدا استفاده می کنند. شاید یک تکنسین در حین انجام آزمایش، دستورالعمل‌هایی را به شما گوشزد کند. شاید به برخی افراد نوعی محلول از طریق درون سیاهرگ داده شود. این رنگ مایع می تواند مشکلات خاصی را مهم نشان دهد؛ مشکلاتی که شاید در طول اسکن تشخیص داده نشوند.

ام آر آى (mri) چیست؟

کودکان و سایر افرادی که از قرار گرفتن در جاهای تنگ هراس دارند، داروهایى را دریافت می کنند تا در حین اسکن آرامش خود را حفظ کرده یا به خواب بروند زیرا فرد باید تا حد امکان آرام و بی حرکت بماند تا عکس های واضحی گرفته شود. هرگونه حرکت می تواند باعث تار شدن عکس بشود. برخی بیمارستان مجهز به دستگاه ام آر آی‌های باز هستند که به جای دستگاه‌های سنتی که مانند لوله تونل مانندی می باشند، از بخش های جانبی باز هستند. لذا افرادی که از ماندن در فضاهای بسته دچار ترس و اضطراب می شوند، دستگاه‌های باز را ترجیح می دهند. بنا به گزارش آکادمی پزشک خانواده آمریکا، فرآیند اسکن می تواند بطور میانگین ۳۰ تا ۶۰ دقیقه به طول انجامد. رادیولوژیست به عکس‌ها نگاه کرده و گزارشی را به همراه نتایج آزمایش به پزشک شما ارسال می کند.
بدن انسان عمدتا از آب تشکیل شده است. مولکول‌های آب حاوی هسته هیدروژن‌ اند که در یک میدان مغناطیسیهم تراز می شوند. اسکنر ام آر آی یک میدان مغناطیسی بسیار قوی اعمال می کند (تقریبا ۰٫۲ تا ۳ تسلا). این اسکنر یک جریان فرکانس رادیویی هم ایجاد می کند که خود این کار باعث تولید یک میدان مغناطیسی متغیر می شود. پروتون ها انرژی را از میدان مغناطیسی جذب کرده و اسپین‌های خود را حرکت می دهند. وقتی میدان خاموش شود، پروتون‌ها به تدریج به اسپین عادی خود باز می گردند؛ فرایندی که انحراف مسیر یا تغییر محور نامگذاری شده است. فرآیند بازگشت باعث ایجاد یک سیگنال رادیویی می شود که با گیرنده‌های درون اسکنر اندازه‌گیری شده و به یک عکس تبدیل می گردد.

ام آر آى (mri) چیست؟
اسکن ام آر آی، ساختار آناتومی مغز انسان را نشان می دهد.


پروتون‌ها در بافت‌های مختلف بدن با سرعت‌های مختلفی به اسپین‌های عادی‌شان باز می گردند؛ پس، اسکنر می تواند بافت‌های مختلف را از هم تشخیص بدهد. اسکنر را می توان طوری تنظیم کرد تا کنتراست‌هایی میان بافت‌های مختلف بدن ایجاد کند. میدان‌های مغناطیسی دیگری برای تهیه عکس‌های سه بعدی استفاده می شوند که از زوایای مختلف قابل مشاهده‌اند. اشکال بسیاری از ام آر آی وجود دارد، اما «ام آر آی انتشار و کنشى» دو مورد از متداول‌ترین تکنیک‌ها هستند.

ام آر آی انتشار
این نوع تصویربرداری رزونانس مغناطیسی، چگونگی پخش مولکول‌های آب را در بافت‌های بدن اندازه می گیرد. فرآیندهای بیماری خاصی از قبیل سکته یا تومور می توانند این پخش را با محدودیت روبرو سازند؛ این روش برای تشخیص فرآیندهای مذکور استفاده می شود. این روش ام آر آی به مدت پانزده تا بیست سال مورد استفاده قرار گرفته است.

ام آر آی کُنشى
علاوه بر تصویربرداری ساختاری، ام آر آی در نمایان کردن فعالیت کارکردی مغز هم کاربرد دارد. ام آر آی کُنشى یا کارکردی، تغییرات موجود در جریان خون بخش‌های مختلف مغز را اندازه‌گیری می کند. همچنین از آن برای مشاهده ساختارهای مغز و تعیین اینکه کدام بخش‌های مغز در مدیریت فعالیت‌ های حیاتی نقش دارند، استفاده می شود. از این روش میتوان برای ارزیابی آسیب مغزی یا آسیب ناشی از بیماری آلزایمر نیز استفاده کرد.  fMRI در علم عصب‌شناسی هم کاربرد ویژه‌ای دارد چرا انقلابی در نحوه مطالعه مغز ایجاد کرده است.

ام آر آى (mri) چیست؟

امنیت ام آر آی
برخلاف سایر شیوه‌های تصویربرداری مثل پرتو ایکس یا سی تی اسکن، ام آر آی از تابش یونیزه استفاده نمی کند. ام آر آی کاربرد وسیعی در تصویربرداری از جنین در طول بارداری دارد و هیچگونه عوارض جانبی هم بر جنین وارد نمی شود. راهکارهای پزشکی می توانند خطراتی را در پی داشته باشند و جوامع پزشکی استفاده از ام آر آی را بعنوان نخستین مرحله تشخیص بیماری توصیه نمی کنند.
از آنجا ام آر آی از آهنرباهاى قوی استفاده می کند، هر نوع کارگذارى مواد فلزی مثل مفاصل مصنوعی، دریچه‌های قلب مصنوعی، ضربان‌ساز، حلزونی گوش، قطعات فلزی، پیچ یا میله میتواند خطرآفرین باشد. مواد کارگذارى شده می تواند حرکت کرده یا در میدان مغناطیسی داغ شود. بیماران بسیاری که دستگاه ضربان‌ساز داشتند، با انجام اسکن ام آر آی جان خود را از دست داده‌اند. بیماران باید قبل از انجام اسکن در خصوص هرگونه ایمپلنت پرس و جو شوند. بیشتر ایمپلنت‌ های امروزی با ام آر آی سازگارند.


منبع: http://bigbangpage.com

آموزش شکست در غالب بازی به کودکان

بازی با شکست

دوست داشتنی ترین هدیه ای که والدین می توانند به فرزندان خود هدیه دهند این است که در ارتباط تربیتی خود با آنها فرصتی ایجاد کنند تا فرزندانی مسئول، همیار و متکی به خود پرورش دهند.

بچه


رعنا کودکی نق نقو و لجوج است. علی رغم توانایی های هنری زیادی که در زمینه نقاشی و حتی بازی های خلاق دارد، در مواجهه با هر شکستی به شدت گریه می کند، جیغ می زند و حتی کلمات رکیک بر زبان می آورد.
او آن قدر این رفتارها را در برابر هر شکستی انجام می دهد تا مادرش بالاخره از کوره در رفته و او را تنبیه کند.
متاسفانه رعنا به همین شکل در حال بزرگ شدن است و مادرش هنوز نتوانسته به او بیاموزد که شکست هم جزیی از جریان زندگی است....
البته فریبنده این است که گوش به فرمان فرزندان باشیم، برایشان دلسوزی کنیم و هر جا لازم شد سریع دست به کار شویم و کمکشان کنیم تا اوقاتشان مکدر نشود و از همه مهم‌تر مانند مادر رعنا دائما تنش و بداخلاقی تحمل نکنیم.

شاید وقتی بتوانیم یک جنجال و بداخلاقی بزرگ را سریع جمع و جور کنیم بسیار احساس موفقیت کرده و تصور کنیم که آن قدر فرزندمان و روحیتاتش را می شناسیم که سریع می توانیم واکنش سنجیده و گزیده ارایه دهیم.

اما اشتباه نکنید. بهترین هدیه ای که والدین می توانند به فرزندان خود ارایه دهند این است که با ارایه جسارت و ارتباط مثبت، اطمینان آنها را پایه گذاری کرده و با اتخاذ صبر و شکیبایی هر چه بیشتر، به زیر و بم های پدر و مادر بودن خود کمک کنند.

به نمایش گذاشتن بی لیاقتی

برخی از کودکان وقتی با مشکلی مواجه می شوند، اولین واکنشی که از خود نشان می دهند، به نمایش گذاشتن بی لیاقتی است. البته به نظر می رسد این کودکان، کودکانی مایوس و دلسرد هستند و کوشش می‌کنند کاری کنند تا سایرین توقعی از آنها نداشته باشند. امکان دارد این دست کودکان در حیطه های مختلف و یا در حیطه ای خاص این سبک از رفتار را از خود نشان دهند.

اما نکته مهم اینجاست که نوع واکنش والدین به این سبک رفتاری کودک بسیار مهم است. برای مثال اگر والدین هم زود مایوس شده و تسلیم شوند(یعنی به سرعت مسئولیت کودک را خودشان بر عهده بگیرند) کودک نیز یاد می گیرد که یا پاسخ انفعالی دهد و یا اینکه اصلا پاسخی ندهد. در مقابل به والدین توصیه می شود که در مواجهه با کودکی این چنینی، از سرزنش و نکوهش خودداری کرده و در مقابل بر نقاط مثبت و توانمندی های هر چند کوچک و کم اهمیت وی تمرکز کرده و آن را گوشزد کنند.

شیفتگان موفقیت

پیروزی و موفقیت، دلخواه همه انسان‌ها در هر سن و جنسیتی است. همه ما دوست داریم همیشه در صدر باشیم و اوضاع و امور وفق مرادمان باشد. اما واقعیت زندگی این طور نیست. شکست و پیروزی جنبه‌های مختلف و طبیعی زندگی ما انسان‌ها هستند و کنار آمدن با شکست‌ها و دوباره مستحکم ایستادن جز تعالیم و آموزش‌های مهمی است که همه والدین باید به آن توجه خاص داشته باشند.

اما متاسفانه رفتار برخی از والدین به گونه ای است که فقط ترغیب کننده موفقیت و صدر نشینی در فرزندانشان بوده و طبیعی است که کودکی با این روحیه، وقتی با کوچکترین عدم موقیتی مواجه می شود یا دلسرد می شود و یا واکنشهای عصبی جدی از خود نشان می دهد.

فرزندان ما از سنین پایین باید بیاموزند که قبول شکست نشانه ضعف نیست و هر رقابتی که برنده دارد طبعاً بازنده‌هایی نیز خواهد داشت. آموزش شکست خوردن و روبه رو شدن با آن یکی از مهم ترین رسالت‌های پدر و مادری است. اندوخته ای که تا پایان عمر همراه آنها خواهد بود و قطعاً راه های رسیدن به موفقیت های بزرگ تر را برای کودکان ما هموار خواهد کرد.

اگر تا به این مرحله از باور رسیده اید به شما این اطمینان را می دهیم که نیمی از راه را طی کرده اید. اگر می بینید فرزندتان مانند رعنای ماجرای ما با مشاهده هر شکست کوچکی کل فضای خانه را پر تنش می کند و یا زود سرد و مستاصل می شود و دست از تلاش بر می دارد و یا شروع به نمایش بی لیاقتی می کند، این نکته را حتما مد نظر داشته باشید و سعی در اجرای آن داشته باشید. به خاطر داشته باشید لازم نیست برای فرزندتان یک سخنرانی مفصل درباره ضرورتِ شکست ترتیب بدهید درعوض بهتر است مراقب پیام‎هایی باشید که فرزندتان درباره موفقیت و شکست در خانه دریافت می‌کند:

- کودک شما باید دلگرم شود، نه آنکه برای رسیدن به سر حد کمال مرتبا ترغیبش کنید

- وقتی ما سعی می‌کنیم بهتر و بالاتر از بقیه باشیم، ناخواسته این پیام را به فرزندمان می دهیم که به جای ارزش قایل شدن برای دیگران، به خودبزرگ بینی و بالابردن وجهه شخصی خود علاقمند هستیم.

- سعی کنید در برابر دیدگان فرزندتان به دیگران کمک کنید نه اینکه همواره خود را  برتر و بالاتر از دیگران بدانید.

- مراقب باشید در مراودات روزمره تان، میل به مفید بودن را مهمتر از تمایل به پیشرفت شخصی نشان دهید. وقتی بر خود برتر بینی اصرار داشته باشید یعنی ترس مستمر از اشتباه کردن دارید و این پیامی است که کودکان ما خیلی خوب درک می کنند.

- در زندگی عادی و روزمره تان سعی کنید نشان دهید که اشتباهات می تواند عاملی در جهت کمک به یادگیری باشد. آنها شکست نیستند

- اگر دائما پیش بینی خطر اشتباه کنید، اطمینان داشته باشید که در برابر خطاها آسیب پذیرتر خواهید بود. این یعنی اشتباهات خطرناک هستند و نباید مرتکب شد و این پیام منفی است که فرزند شما دایما آن را از جانب شما دریافت می کند.

- به فرزندتان در عمل نشان دهید که اشتباه کردن اجتناب ناپذیر ودر بسیاری از حالات کم اهمیت تر از آن است که فرد بعد از ارتکاب اشتباه تصور می کند.

آموزش شکست در غالب بازی

اجازه دهید فرزندتان در بازی ها، شکست را تجربه کند. شکست کودکان در محیط امن خانواده موجب می‌شود او بفهمد حتی وقتی شکست می خورد، شما او را دوست دارید و برایش ارزش قائل هستید؛ لذا سعی کنید در بازی‌های رقابتی با فرزندتان گاهی ببرید، گاهی ببازید و گاهی هم مساوی کنید.

مواجهه با شکست را به فرزندتان بیاموزید

 وقتی در یک بازی رقابتی فرزندتان شکست خورد ،برای غم و ناراحتی وی ارزش قائل شوید: "می‌دونم از شکستت غمگین شدی، اگر دوست داری می تونی گریه کنی و ..!". 
سپس درباره جنبه‌های جذاب بازی با هم صحبت کنید. به او کمک کنید تا راه‌هایی را پیشنهاد دهد که اگر انجام می داد، منجر به موفقیتش می شد و سپس در ادامه سعی کنید  زمان‌هایی را که به موفقیت رسیده به ‌یادش بیاورید .

هرگز فرزندتان را مقایسه نکنید

البته همه والدین می دانند که مقایسه کردن فرزند با دیگران عملی اشتباه است اما یا آن را عملی نمی کنند یا ناخواسته باز هم عمل مقایسه را مرتکب می شوند. گاهی ما والدین در هنگام بروز شکست قصد دلداری به فرزندمان را داریم اما در حقیقت در حال مقایسه کردن وی با دیگران هستیم
مثلا: دوستای دیگت تجربه زیادی داشتن ولی تو تازه کار بودی"
تو از بقیه کوچک تر و ضعیف تر بودی پس طبیعی بود نتونی برنده بشی " و ..

این دست جملات شاید در ظاهر مقایسه ای نباشد ولی در حقیقت تضعیف کننده اعتماد به نفس فرزندان شده و موجبات هراس آنها از شکست را فراهم می آورد

الگوی خوبی برای فرزندتان باشید

مانند یک الگوی واقعی در برابر فرزندتان عمل کنید. مثلا وقتی دچار شکست شدید بگویید: من باختم اما واقعا بازی جالب و دوست داشتنی بود"

وقتی فرزندتان تقلب می کند

خیلی اوقات فرزندان برای کسب موفقیت دست به تقلب می زنند. در این دست شرایط هرگز مچگیری نکنید؛ بلکهاولا سعی کرده اطمینان حاصل کنید که فرزندتان قاعده بازی را خوب بلد است؛ برای این منظور مراحل بازی را دقیق برای وی تشریح کنید. با این اقدام هم روش بازی را به وی یاد داده اید و هم به طور تلویحی به فرزندتان نشان داده اید که از رفتار وی آگاهی کافی دارید.

با رعایت همین چند نکته ساده می توانید  نحوه مواجهه با ناکامی و شکست را به‌طور عملی به فرزندتان بیاموزید . نکته مهم دیگر این است که یادگرفتنِ شکست خوردن به زمان، تمرین و بلوغ نیاز دارد، پس عجله نکنید.