شهدايي كه رتبه يك كنكور بودند

شايد اين تصور غلط همچنان در اقشاري از جامعه وجود داشته باشد كه بسيج و بسيجيان را منحصر به امور نظامي مي‌داند و سهمي براي اين نهاد انقلابي در عرصه‌هاي ديگر قائل نمي‌شود.

 

شهید محسن وزوايي -شهيد احمدرضا احدي


شايد اين تصور غلط همچنان در اقشاري از جامعه وجود داشته باشد كه بسيج و بسيجيان را منحصر به امور نظامي مي‌داند و سهمي براي اين نهاد انقلابي در عرصه‌هاي ديگر قائل نمي‌شود. در صورتي كه تنها در ميان شهداي دفاع مقدس به دو نخبه شهيد برمي‌خوريم كه هر كدام رتبه يك كنكور در رشته‌هاي انتخابي خود بودند. به مناسبت چهارمين روز از هفته بسيج كه به عنوان بسيج، انديشه‌ورزي و توليد علم نامگذاري شده است، مروري كوتاه بر زندگي شهيدان محسن وزوايي و احمدرضا احدي خواهيم انداخت.

رتبه يك شيمي
محسن وزوايي متولد پنجم مرداد ماه 1339 در تهران بود. جواني خوش سيما و مذهبي كه در سال 55 به عنوان رتبه يك رشته شيمي وارد دانشگاه صنعتي شريف شد. وزوايي از انقلابي‌هاي شناخته شده‌اي بود كه در تصرف دو پادگان مهم جمشيديه و عشرت‌آباد شهامت بسياري از خود نشان داد. وي بعد از انقلاب در زمره دانشجويان پيرو خط امام، در تسخير لانه جاسوسي نقش ايفا كرد و سخنگوي دانشجويان در ماجراي لانه جاسوسي بود.
محسن وزوايي كه بلافاصله پس از تشكيل سپاه به اين نهاد انقلابي پيوسته بود، به دنبال تجاوز عراق بعثي به ايران، داوطلبانه به جبهه غرب عزيمت كرد. با ورود او به اين منطقه، تحولي پديد آمد؛ به گونه‌اي كه در عملياتي پارتيزاني به عنوان فرمانده گردان، مسئوليت محور تنگ كورك تا حد فاصل تنگ حاجيان را برعهده گرفت و توانست به كمك همرزمانش ارتفاعات حساس و سوق‌الجيشي تنگ كورك را از تصرف دشمن آزاد كند.
در عملياتي ديگر كه ارديبهشت ماه 1360 طرح‌ريزي شده بود، محسن وزوايي باز فرمانده گردان بود. در اين عمليات او با آنكه مجروح بود، توانست قابليت چشمگيري از خود به نمايش بگذارد و با اندك همرزمانش، 350 نفر از نيروهاي كماندويي دشمن را به اسارت بگيرد. محسن وزوايي، نقش فعالي در طراحي عمليات فتح بلندي‌هاي «بازي دراز» ايفا كرد و در همين نبرد به شدت مجروح شد و به تهران انتقال يافت. او در بيمارستان با وجود درد بسيار، ناله نمي‌كرد و به يكي از پزشكان كه از مقاومت او در برابر درد ابراز شگفتي كرده بود گفت:«آقاي دكتر! من هر چه بيشتر درد مي‌كشم، بيشتر لذت مي‌برم و احساس مي‌كنم از اين طريق به خداي خودم نزديك مي‌شوم.»
شهيد وزوايي به عنوان يك فرمانده نخبه، درطول جنگ تحميلي در عمليات‌ متعددي با مسئوليت‌هاي گوناگون حضور داشت. در 20 آذر 1360 در عمليات مطلع الفجر فرمانده بود. در اسفند سال 1360 فرمانده گردان حبيب‌بن مظاهر در تيپ تازه تأسيس محمد رسول‌اللّه(ص) شد و در عمليات فتح‌المبين شركت كرد.
محسن وزوايي با تأسيس تيپ 10 سيدالشهدا، فرمانده اين تيپ شد كه براي اجراي بهتر عمليات الي بيت‌المقدس، اين تيپ با تيپ محمدرسول الله(ص) ادغام گرديد و محسن وزوايي نيز فرماندهي محور اصلي را در عمليات برعهده گرفت. سرانجام در دهم ارديبهشت ماه سال 1361 محسن وزوايي در 22 سالگي بر اثر اصابت گلوله و تركش دشمن به شهادت رسيد.

رتبه يك تجربي
شهيد احمدرضا احدي در بيست‌وپنجم آبان ماه سال 1345 در شهرستان اهواز و در خانواده‌اي مذهبي و سنتي به دنيا آمد. در شش سالگي وارد دبستان شد و مراحل تحصيل ابتدايي را با احراز رتبه‌هاي اول طي كرد. دوره راهنمايي را هم با معدل‌هاي 19 و 20 گذراند. با شروع جنگ تحميلي همراه خانواده به زادگاه اجدادي‌اش ملاير بازگشت و تحصيلات متوسطه را در رشته علوم تجربي در دبيرستان دكتر شريعتي پي گرفت و سرانجام در سال 63 موفق به كسب ديپلم شد.
احمدرضا در سال 64 در كنكور سراسري رتبه يك را در كل كشور و در همه رشته‌هاي انتخابي به دست آورد و در رشته پزشكي دانشگاه شهيد بهشتي تهران به ادامه تحصيل پرداخت. او كه از سال دوم دبيرستان، بر اثر روح كمال خواهش در جبهه‌هاي جنگ و عمليات رمضان شركت كرده بود، بعد از قبولي در دانشگاه نيز باز به جبهه رفت و تا لحظه شهادت در جبهه‌ها حضور يافت.
شهيد احدي در استعداد و يادگيري كم نظير بود. به اين جهت در طول مدت تحصيل در دبستان، در دبيرستان و دانشگاه برجسته و سرآمد بود و نمره‌هاي عالي مي‌گرفت. چنانكه در سال آخر دبيرستان پس از شش ماه حضور در خط مقدم جبهه‌هاي جنگ و بازگشت و شركت در امتحان نهايي به عنوان دانش‌آموز ممتاز شناخته شد.
شهيد احدي حتي براي بيان انديشه‌هاي خود از فرمول‌هاي رياضي و مقوله‌هاي علمي بهره مي‌برد. افزون بر اين، گاه طرح‌ها و نقاشي‌هايي مي‌كشيد. احمدرضا احدي سرانجام در شب دوازدهم اسفند ماه 1365 به شهادت رسيد.



منبع: روزنامه جوان

موسی و مرد قصاب

 

روزی حضرت موسی در خلوت خویش از خدایش سوال می کند: آیا کسی هست که با من وارد بهشت گردد؟ خطاب می رسد: آری ! موسی با حیرت می پرسید: آن شخص کیست؟

خطاب می رسد: او مرد قصابی است در فلان محله، موسی می پرسد: می توانم به دیدن او بروم؟ خطاب می رسد: مانعی ندارد!

فردای آن روز موسی به محل مربوطه رفته و مرد قصاب را ملاقات می کند و می گوید: من مسافری گم کرده راه هستم، آیا می توانم شبی را مهمان تو باشم؟ 

قصاب در جواب می گوید: مهمان حبیب خداست، لختی بنشین تا کارم را انجام دهم آن گاه با هم به خانه می رویم، موسی با کنجکاوی وافری به حرکات مرد قصاب می نگرد و می بیند که او قسمتی از گوشت ران گوسفند را برید و قسمتی از جگر آن را جدا کرد در پارچه ای پیچید و کنار گذاشت. 

ساعاتی بعد قصاب می گوید: کار من تمام است برویم، سپس با موسی به خانه قصاب می روند و به محض ورود به خانه، رو به موسی کرده و می گوید: لحظه ای تامل کن! موسی مشاهده می کند که طنابی را به درختی در حیاط بسته، آن ر ا باز کرده و آرام آرام طناب را شل کرد. 

شیئ در وسط توری که مانند تورهای ماهی گیری بود نظر موسی را به خودجلب کرد، وقتی تور به کف حیاط رسید، پیرزنی را در میان آن دید با مهربانی دستی بر صورت پیرزن کشید.

سپس با آرامش و صبر و حوصله مقداری غذا به او داد، دست و صورت او را تمیز کرد و خطاب به پیرزن گفت: مادر جان دیگر کاری نداری، و پیرزن می گوید: پسرم ان شاءالله که در بهشت هم نشین موسی شوی. 

سپس قصاب پیرزن را مجدداً در داخل تور نهاده بر بالای درخت قرارداده و پیش موسی آمده و با تبسمی می گوید: او مادر من است و آن قدر پیر شده که مجبورم او را این گونه نگه داری کنم و از همه جالب تر آن که همیشه این دعا را برای من می خواند که انشاء الله در بهشت با موسی همنشین شوی!

"چه دعایی !! آخر من کجا و بهشت کجا ؟ آن هم با موسی !

موسی لبخندی می زند و به قصاب می گوید: من موسی هستم و تو یقیناً به خاطر دعای مادر در بهشت هم نشین من خواهی شد!

موسی و مرد قصاب

 

اثرات پزشکی نماز بر روح و جسم انسان

نتایج یک تحقیق علمی صورت گرفته، نشان می‌دهد که نماز خواندن سبب از بین بردن اضطراب و استرس و کاهش دردهای عضلانی می‌شود.

 

اثرات پزشکی نماز بر روح و جسم انسان

نتایج این تحقیق که در آخرین شماره از نشریه «مهندسی سیستم‌ها و صنایع» تحت عنوان «مطالعات ارگونومیک، از حرکات بدن مسلمانان در هنگام نماز با استفاده از مدل‌سازی دیجیتال انسان» به چاپ رسیده، حاکی از آن است که «حرکات تکراری مسلمانان در آیین نمازگزاری، سبب کاهش درد کمر می‌شود.»

برپایه تحقیق یاد شده، نماز خواندن در فضایی آرام، نه ‌تنها اضطراب افراد را از بین می‌برد، بلکه رکوع و سجود در نماز نیز راهکار مؤثری برای درمان‌های بالینی به شمار می‌رود.

در این تحقیق همچنین آمده است که سجده کردن، قابلیت ارتجاعی مفاصل را افزایش می‌دهد اما تاثیر نماز تنها به از بین بردن اضطراب و کاهش دردهای عضلانی ختم نمی شود و در ادامه به برخی دیگر از تاثیرات نماز بر اعضای بدن اشاره میکنیم.

تاثیرات نماز بر جسم انسان 

برخی از کارشناسان معتقدند نماز خواندن تنها غذای روح انسان نیست , بلکه جسم انسانها را نیز تقویت می کند و آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره یاری می دهد . وقتی چشم ها در حالت نماز ثابت می ماند جریان فکر هم خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز فکر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی مانند نزدیک بینی می شود و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بی خوابی و افکار ناآرام را از انسان دور می کند. 

ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادی است را تقویت می کند و این عمل باعث می شود فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات بعدی بپردازد. 

نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت کرده و آن را در حالت مستقیم نگاه می دارد. تقویت احشاء و ماهیچه های شکم , حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبوست مزمن سوء هاضمه و بی اشتهایی از دیگر خواص نماز خواندن و رکوع در نماز است. کارشناسان می گویند در حالت رکوع ماهیچه های اطراف ستون مهره ها منبسط می شود که در متعادل و آرام کردن سمپاتیک موثر است. مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیزباعث تقویت عضلات صورت و گردن ساق پا و رانها می شودو به این ترتیب به جریان خون در قسمتهای مختلف بدن سرعت می بخشد. 

اثرات پزشکی نماز بر روح و جسم انسان

تنظیم متابولیسم بدن فراهم نمودن زمینه از بین رفتن اکثر بیماری ها از بدن , کمک به افزایش حالت استواری و استحکام مغز و بهبود ناراحتی های تناسلی و نارسایی های تخمدان از دیگر خواص رکوع در نماز است. سجده نیز ستون مهره های بدن را تقویت کرده و دردهای سیاتیک را آرام می کند. سجده علاوه بر از بین بردن یبوست و سوء هاضمه ,پرده دیافراگم را تقویت کرده و به دفع مواد زاید بدن به دلیل فشرده شدن منطقه شکمی کمک می کند.

 سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده که این امر با تغذیه این غدد باعث حفظ شادابی , زیبایی و طراوت پوست می شود. حالات سجده به واسطه بازشدن مهره ها از یکدیگر باعث کشیده شدن اعصابی که قسمتهای مختلف بدن را به مغز وصل می کند,شده و این اعصاب را در یک حالت تعادلی قرار می دهد که این امر برای سلامت انسان بسیار حائز اهمیت است سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد.

اثرات پزشکی نماز بر روح و جسم انسان

استحکام بخشیدن و تقویت عضلات پاها و ران ها , کمک به نفخ معده و روده , بهبود فتق , از خواص نشستن بعد نماز است. روشن است که نماز فلسفه خاص خود را دارد که معراج مومن و مایه ی قرب به حق است و آن را باید فقط برای خداوند تعالی خواند و نه به انگزه فواید و آثاری از این دست, ولی آگاهی ازاین دست نظرات علمی نیز می تواند برای برخی مفید باشد. عوامل عفونی مختلف اعم از باکتری ها، ویروس ها و انگل ها، می توانند باعث درگیری دستگاه گوارش انسان و مشکلات متعدد ناشی از آن شوند. این مشکلات می توانند از یک خارش ساده شبانه بر اثر ابتلا به نوعی انگل، تا اسهال های وحشتناک تظاهر کنند. اما یکی از برجسته ترین مواردی که در آن شعار معروف علم طب: " پیشگیری همیشه مؤثرتر از درمان است " صدق می کند، همین مورد عفونت های گوارشی است.

تأثیر نماز بر سلامت کلیه ها 

سلامت دستگاه ادراری انسان، به خصوص کلیه ها، تأثیر بینهایت مهمی در ادامه حیات انسان دارند و بیماری کلیوی از دردناک ترین و پر مخاطره ترین، گرفتاری های جسمی است. 

در این میان عفونت دستگاه ادراری که یکی از شایع ترین علل مراجعه بیماران به مطب پزشکان می باشد، علاوه بر آن که خود بخود و به تنهایی بیماری آزار دهنده ای است، گاهی سبب بروز بیماری های دیگر نیز در بدن انسان می شود. به عنوان مثال برخی عفونت های دستگاه ادراری می توانند، گاهی باعث نارسا شدن و از کارافتادگی کلیه شوند یا عفونت کلیوی در خون و در نتیجه در تمام بدن پخش شود یا برخی عفونت ها ممکن است به ایجاد سنگ کلیه در بیماران منتهی شوند، که همه اینها نشانه اهمیت موضوع است.

سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده که این امر با تغذیه این غدد باعث حفظ شادابی , زیبایی و طراوت پوست می شود. حالات سجده به واسطه بازشدن مهره ها از یکدیگر باعث کشیده شدن اعصابی که قسمتهای مختلف بدن را به مغز وصل می کند,شده و این اعصاب را در یک حالت تعادلی قرار می دهد که این امر برای سلامت انسان بسیار حائز اهمیت است سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد.

 ادرار پس از آنکه توسط دو کلیه انسان تولید شد، توسط دو لوله موسوم به " حالب" که کلیه ها را به مثانه وصل می کنند، به مثانه تخلیه می شود تا بدان وسیله از بدن دفع گردد. حال چنانچه مثانه به موقع از ادرار خالی نشود، ادرار از مثانه به حالب ها و حتی کلیه باز می گردد و همین "برگشت ادرار از مثانه به حالب ها، سبب ایجاد استعداد در فرد برای ابتلا به عفونت کلیه می شود" و به این ترتیب کسانی که در شبانه روز، بنا به هر علتی به ندرت ادرار می کنند به طور جدی در معرض خطر هستند. اما در رسایل فقهی توضیح المسائل، یکی از مبطلات وضو و نماز ، خروج بول و غائط و نفخ کلیه (گاهی کلیه ها را دردی می گیرد شبیه به درد کلیه اما شن یا سنگی در کلیه ها یا مجاری ادراری وجود ندارد. اطباء سنتی معتقدند گاهی مقداری از گازها و حباب های هوای داخل خون از راه مویرگ ها به کلیه منتقل شده و تجمع تعدادی از آنها در کلیه ها حالتی را به نام نفخ کلیه به وجود می آورد)، از بدن انسان درج شده است و این موضوع سبب می شود که شخص نماز گزار و احیاناً "دائم الوضو"، برای پرهیز از ابطال عبادتش به طور معمول و بر حسب عادت ، قبل از وضو ، به تخلیه ادرار بپردازد.(تعبیه توالت در مجاورت وضو خانه مساجد در واقع به منظور پاسخ به این عادت پسندیده و سلامتی بخش صورت می گیرد.)

به این ترتیب حداقل سه بار، دفع ادرار از بدن، در زمان هایی به فواصل مناسب نسبت به یکدیگر و در حدی که برای یک انسان طبیعی لازم است، فرد را در مقابل ابتلا به عفونت های کلیه و دستگاه ادراری مصون می سازد و می تواند به عنوان نکته ای مهم پیرامون نماز مورد توجه قرار گیرد. 

● تأثیر نماز بر بیماری فشار خون

 افزایش فشار خون یکی از شایع ترین دلایل مراجعه به پزشک در سرتاسر دنیاست. به علت عوارض خطرناک و متعددی که این بیماری برای بسیاری از اعضای بدن از جمله قلب، مغز، کلیه و چشم و .. دارد، سعی و اهتمام فراوانی در دانش پزشکی برای پیشگیری و کنترل این بیماری وجود دارد. 

در تمامی منابع معتبر علمی، برای پیشگیری از ابتلا به افزایش فشار خون و همچنین کنترل تعداد زیادی از بیماران که افزایش فشار خون ی در حد خفیف یا متوسط دارند، رعایت برخی اصول و استفاده از درمان های غیر دارویی توصیه می شود. درمان های غیر دارویی ضمن آن که هزینه چندانی را بر بیمار تحمیل نمی کنند، در پایین آوردن فشار خون و ممانعت از بروز و پیشرفت آن مؤثرند. 

چهار درمان اولیه و بسیار مهم غیر دارویی که در منابع جدید علمی برای کنترل فشار خون مورد توجه قرار می گیرند ، عبارتند از:

1-کاهش اضطراب و استرس

2- کاهش یا عدم مصرف الکل

3-کم کردن وزن

4- انجام ورزش های سبک به طور منظم در شبانه روز

اما با توجه به نقش بسیار مهمی که نماز های واجب یومیه، در ایمن کردن انسان در مقابل استرس ها و مشکلات گوناگون زندگی ایفا می کنند( از جمله تأثیر نماز بر اضطراب که در قسمت های بعدی مورد توجه قرار خواهد گرفت ) و نیز با توجه به الزامی که نماز به شخص نماز گزار مبنی بر عدم مصرف مشروبات الکلی می دهد، می توان این امر را قدم مؤثری در پیشگیری و کنترل فشار خون تلقی کرد. از طرفی نماز با حرکات موزون و قیام و قعود و رکوع و سجود منظمی توأم است که قابل مقایسه با یک نرمش سبک روزانه مشابه آنچه که در درمان های غیر دارویی فشار خون توصیه می شود، می باشد. همچنین اگر به یاد آوریم که مسلمان نماز گزار، رو به قبله مکتبی نماز می خواند که خدای آن مکتب از پُرخوری و شکم پارگی بیزار است و مثلاً "عالمان فربه و چاق را دشمن می انگارد " متوجه خواهیم شد که هر چهار درمان غیر دارویی مذکور، برای کنترل و پیشگیری افزایش فشار خون ، در ورای احکام نورانی نماز نهفته است. 

چگونگی تعامل با فضای مجازی از منظر تربیتی

شبکه‌های مختلف اجتماعی در قالب نرم‌افزارهایی به همین نامِ کلی و با نام‌های جزئی گونه‌گون، سوار بر اینترنت رو به افزایش‌اند هم از نظر تعداد این برنامه‌ها و هم از نظر تعداد کاربران. امروز یکی از دغدغه‌های مردم به ویژه والدین کار با وسایلی است که سریع و آسان افراد را به این دنیای جدید و جذاب متصل می‌کند. در این مقاله سعی بر این است تا با تکیه بر معارف دینی و با نگاه تربیتی، گوشه‌ای از چگونگی برخورد با این رسانه تبیین شود.

 

فضای مجازی، اینترنت، شبکه های اجتماعی

بایسته‌ها

بایسته‌ها مواردی هستند که آگاهی و پذیرش واقعی آنها مقدمۀ سخن گفتن از موضوع است. تا این موارد به درستی درک نشود بحث از شیوۀ برخورد به سرانجام روشنی نخواهد رسید.

1. واقعی دیدن: گرچه این فضا را «مجازی» نامیده‌اند؛ اما بدانیم فضایی که بر بینش و گرایش، اثر مثبت یا منفی می‌گذارد؛ چون اثر دارد و علت است پس حقیقت است و واقعیت دارد. آنچه در این رسانه منتشر می‌شود تولید باور می‌کند یا اعتقادی را از بین می‎‌برد؛ گاهی منشأ تصمیم می‌شود؛ کسی را محبوب و دیگری را منفور می‌کند؛ پس باید آن را ابزاری با کارکردی واقعی و اثرگذار دانست. (برگرفته از سخنان آیت الله جوادی آملی در دروس تفسیر معظم له)

2. همه جانبه دیدن: دیدن تمام جوانب این رسانه؛ اعم از ضعف‌ها و قوت‌ها، سودها و زیان‌ها، فرصت‌ها و تهدیدها یکی دیگر از بایسته‌هاست.

3. باید دانست که این ابزار گرچه دو کاربردی است؛ یعنی هم کاربرد مفید دارد و هم مضر و اکثری آن را به چاقو تشبیه می‌کنند؛ اما مانند چاقو نیست؛ زیرا تمام مردم با چاقو سر و کار دارند و از آن استفادۀ درست می‌کنند و فقط برای عدۀ کمی همین چاقو ابزار جنایت است؛ اما واقعیت تلخ این است که استفادۀ نامناسب از این فضا در قالب روابط، فیلم، عکس و متن، بین اقشار مختلف به ویژه دختر و پسرهای جوان و نوجوان، کم نیست. 

4. پذیرفتن آن به عنوان واقعیتی موجود و آمیخته‌ای جداناپذیر از زندگیِ افراد و در تمام سطوح. بنابر این بایسته، هرگز نمی‌توان نگاه حذفی به این رسانه داشت یا دستور منع صادر کرد؛ زیرا هیچ گوشی بدهکار آن نخواهد بود. افزون بر این، نگاه حذفی یا دستور منع، سبب محرومیت از فرصتها و قابلیت‌های مثبت و بی‌نظیر این فضا می‎‌شود.

5. شناخت مرزهای عقیده و رفتاری که به آن پایبندیم. این دقیقاً همان مرزی است که چارچوب حضور ما در این فضا را تعریف می‌کند.

استفاده از این رسانه یا همان حضور در فضای مَجازی؛ یا «مُجاز» است یا «مُضر». مُجاز یعنی استفاده‌ای که منعی برای آن وجود ندارد؛ بلکه گاهی توصیه و گاه بالاتر، حکم به لزوم آن می‌شود. هر کدام از این دو، خود به دو شاخۀ دیگر تقسیم می‌شوند. مُجاز یا «سازنده» است یا «نه سازنده؛ نه گناه» و مُضر یا «گناه» است یا «مُجاز بیش از حد»

وقتی سخن از مرزبندی و محدودیت ناشی از آن می‌شود عده‌ای با زبان انکار از چرایی آن می‌پرسند و با لحنی حق به جانب، به این مرزها می‌تازند و خواستار رفع هرگونه محدودیت می‌شوند. پاسخ این سؤال چندان دشوار و دور از ذهن نیست. با پاسخ به چند پرسش مشابه می‌توان ذهن را به گونه‌ای هدایت کرد که به راحتی دستش به جواب برسد.

چرا مرزبندی؟ چرا محدودیت؟

آیا انسان مجاز است هر چیزی را که می‌تواند بجود و قورت بدهد بخورد؟

آیا انسان مجاز است هر چیزی را که می‌تواند به زبان آورد بگوید؟

آیا انسان مجاز است به هر چیزی که می‌تواند به آن دست بزند یا آن را لمس کن دست زده یا آن را لمس کند؟

انصاف این است که پاسخ هر سه سؤال منفی است؛ چرا که انسان اهل سود و زیان است؛ ترس از آسیب‌های قطعی یا با احتمال قوی و محسوس سبب می‌شود که انسان دایرۀ رفتار خود را محدود به موارد سودآور یا دست‌کم بی‌ضرر نماید.

دو پرسش دیگر

آیا انسان مجاز است به هر چیزی که می‌تواند بشنود گوش بسپارد؟

آیا انسان مجاز است به هر چیزی که می‌تواند ببیند چشم بدوزد؟

پاسخ این دو سوال نیز به همان دلیل پیش‌گفته منفی است.

اینجا سوال دیگری رخ می‌نماید با این مضمون که مرز سود و زیان در این موارد کجاست؟

مرز سود و زیان انسانها کجاست؟ 

برای پاسخ به این پرسش باید به یاد بیاوریم که انسان خلاصۀ در این بدن نمی‌شود. انسان را روحی است که سود و زیان او نیز مهم؛ بلکه اهم از سود و زیان بدن است؛ بنابراین باید همان گونه که رفتار خود را به سود بدن محدود می‌کنیم سود جان را نیز در نظر داشته باشیم؛ هر چند ممکن است نتوانیم با حواس پنجگانه آن فایده را بفهمیم یا ضرر بی‌توجهی به آن را درک کنیم.    

گرچه این فضا را «مجازی» نامیده‌اند؛ اما بدانیم فضایی که بر بینش و گرایش، اثر مثبت یا منفی می‌گذارد؛ چون اثر دارد و علت است پس حقیقت است و واقعیت دارد. آنچه در این رسانه منتشر می‌شود تولید باور می‌کند یا اعتقادی را از بین می‎‌برد؛ گاهی منشأ تصمیم می‌شود؛ کسی را محبوب و دیگری را منفور می‌کند؛ پس باید آن را ابزاری با کارکردی واقعی و اثرگذار دانست

چه کسی صلاحیت دارد برای باور و رفتار ما مرز مشخص کند؟

بی‌تردید مطمئن‌ترین مرجعی که می‌تواند موارد سود و زیان، آسیب و تقویتِ یک سازه را تعیین کرده نوع رفتار با آن را تعریف کند سازندۀ آن است. خداوند متعال آفریدگار ماست؛ اوست که بهتر از هر کس دیگری آگاه به جان و تن ماست؛ بنابراین تنها او صلاحیت دارد که باور و رفتار ما را محدود به منطقۀ فواید کند و با تبیین محدودۀ مضرات و تعیین مصادیق آن، انسان را از رفتن به سوی آنها منع نماید.   

البته او این کار را کرده است احکام خدا در حوزۀ اندیشه و باور و نیز رفتار و عمل که از آن با «ایمان و عمل صالح» مکرر یاد کرده است(عصر،2-3؛ غافر،40؛ نحل،97) نشان‌دهندۀ منطقۀ آزاد الهی است. واجبات، مستحبات و مباحات چه در عقیده و چه در عمل، همه در این منطقه حضور دارند. بیرون این منطقه هم می‌شود منطقۀ ممنوعه که وجب به وجب آن با محرمات الهی مین‌گذاری شده است.

سخن خدا دربارۀ این مرزها

خداوند متعال به همه توصیه می‌کند که این مراقب این مرزها باشند و از آن عبور نکنند: «تلک حدود الله فلا تعتدوها؛ اینها مرزهای الهی پس از آنها خارج نشوید.»(بقره،229) دلیل آن را هم بیان می‌کند تا دستور صرف نباشد و انسان بداند که چرا نباید از این خطوط قرمز عبور کند؛ می‌فرماید: «و من یتعد حدود الله فقد ظلم نفسه؛ هر کس از مرزهای الهی خارج شود به خودش بد کرده است.»(طلاق،1) آنگاه در یک توصیۀ ظریف و دقیق و هشداری پیشگیرانه می‌فرماید: «تلک حدود الله فلاتقربوها؛ اینها مرزهای خدا هستند پس نزدیک آنها هم نشوید.»(بقره،187)   

بر پایۀ این بایستۀ پنجم حضور در فضای مجازی تنها در منطقۀ آزاد الهی مجاز خواهد بود و هر دیدن و شنیدن و ارتباطی؛ بلکه هر نوع کاربردی که به نوعی حضور در منطقۀ ممنوعه تلقی شود ممنوع خواهد بود. 

انواع استفاده از این رسانه (حضور در فضای مجازی)

استفاده از این رسانه یا همان حضور در فضای مَجازی؛ یا «مُجاز» است یا «مُضر». مُجاز یعنی استفاده‌ای که منعی برای آن وجود ندارد؛ بلکه گاهی توصیه و گاه بالاتر، حکم به لزوم آن می‌شود. 

هر کدام از این دو، خود به دو شاخۀ دیگر تقسیم می‌شوند. مُجاز یا «سازنده» است یا «نه سازنده؛ نه گناه» و مُضر یا «گناه» است یا «مُجاز بیش از حد».

سازنده: استفاده‌ای است که رشدِ علمی، اخلاقی و کمالات دیگر انسانی را در پی دارد.

گناه: استفاده در مناطق ممنوعۀ الهی به هر شکل ممکن، مصداق این نوع استفاده است.

نه سازنده؛ نه گناه: نوعی استفاده که در منطقۀ آزاد الهی صورت می‌گیرد و گذر از مرزهای خدا نیست؛ چون هیچ گناهی در آن صورت نمی‌پذیرد؛ هر چند سازنده هم نیست. بازی‌های سالمِ معمول، با رعایت زمانِ مناسبِ استفاده از این نوع هستند.

مُجاز بیش از حد: این نوع گرچه صورت گناه ندارد و از این جهت مُجاز شمرده می‌شود؛ اما بیش از حد بودنش آن را جزء استفاده‌های مضر قرارداده است. جمع‌های منفرد امروزی؛ کم یا تعطیل شدن ارتباط کلامی با دیگران و در نتیجه افسردگی، اعتیاد شدید به استفاده از اینترنت و حضور در شبکه‌های اجتماعی گوناگون و آسیب‌های پیدا و نهان دیگر، همه از پیامدهای ناگوار و مصیبت‌بار حضور بیش از حد در این فضاست که سبب شده این نوع استفاده نیز در گروه مُضر و ممنوع قرار گیرد.

عده ای جان می دهند، برخی هم از صحنه فیلم می گیرند!!

در آتش سوزی قهوه خانه ای در یافت آباد، دو کارگر کشته و دو نفر مصدوم شدند. در این حادثه تمام قهوه خانه در آتش سوخت و با خاک یکسان شد...
در حادثه تصادف دو قطار، تعدادی از هموطنان در آتش سوختند...
سارقی در خیابان شلوغ، برای سرقت کیف یک زن، او را روی زمین می کشاند در حالیکه مردم شاهد این صحنه بودند و به یاری او نشتابیدند...

عده ای جان می دهند، برخی هم از صحنه فیلم می گیرند!!

اینها اخباری هستند که مشابه آنها را زیاد دیده و شنیده ایم. اخباری که اخیرا افکار عمومی را تا حدودی درگیر کرده است. اما آنچه در حواشی این اخبار تلخ به گوش می رسد، روایاتی است که از زبان شاهدان عینی ماجرا بازگو می شود. شاهدانی که در زمان وقوع اتفاق، در صحنه حضور داشته و همه چیز را از نزدیک لمس کرده اند.
 کسی که حالا از ساختمان دو طبقه و قهوه خانه اش، تنها زمینی سوخته به جای مانده است. او از بیمارستان مرخص شده اما دلی پر غم و قلبی جریحه دار، برایش باقی مانده است.
کسی که تنها دریك ربع ساعت همه چیزش در آتش سوخت و خاكستر شد.
 کسی که همراه با دو همکارش در آتش سوزی ساختمان محصور شده بود و وحشت همه وجودش را

 کسی که حالا از ساختمان دو طبقه و قهوه خانه اش، تنها زمینی سوخته به جای مانده است. او از بیمارستان مرخص شده اما دلی پر غم و قلبی جریحه دار، برایش باقی مانده است.

 فرا گرفته بود و در پی راهی برای نجات می گشت، وقتی به سختی قفل در قهوه خانه را باز می کند، جلوی در قهوه خانه، مردم را می بیند که ایستاده اند  و با موبایل های شان فیلمبرداری می كنند و حتی تلاشی برای کمک به او هم نمی کنند...
 اما بعد از حادثه تصادف دو قطار هم، صحبت های مختلفی از شاهدان عینی حادثه نقل شد. کسانی که همشهری ها و هم محله ای هایشان در آتش سوختند و همگی دلی پر غصه داشتند از نحوه امداد رسانی و ژس العمل مردمی که آن لحظات در کنار قطاری که از آن شعله های آتش زبانه می کشید، مشغول فیلم برداری با گوشی های موبایلشان بودند.
...و یا قصه خانمی که توسط کیف قاپ، در خیابان کشیده می شود و تا لحظه رهایی از دست دزد، کسی به یاری اش نمی شتابد.

عده ای جان می دهند، برخی هم از صحنه فیلم می گیرند!!

آیا حس نوع دوستی را از دست داده ایم؟

آنچه مشخص است اینکه از این دست وقایع کم نیستند و همواره در جوامع مختلف رخ داده اند. اما نکته مهم به نحوه عمل و رفتار افرادی مربوط می شود که شاهدان عینی این وقایع تلخ هستند و چگونگی عکس العمل و رفتارشان بسیار مهم است. تا این حد که این قبیل واکنش ها، می تواند بر وجود روحیه  نوع دوستی افراد جامعه نسبت به یکدیگر، مهر تائیدی باشد.
دلیل اهمیت این موضوع هم به لحاظ فردی و هم به لحاظ اجتماعی مهم است. چرا که اصولا تلاش برای نجات جان یک انسان و حداقل کمک رسانی به یک هم نوع، بخشی از شخصیت هر انسان عادی و سالم است و اگر روزی از راه برسد که در جامعه ای، مردم نسبت به وقوع یک فاجعه برای هم نوع خویش، بی تفاوت باشند، باید ترسید و فکری برای حل این بی تفاوتی های معنادار کرد.
اما یک نکته مهم دیگر هم در این رابطه وجود دارد و آن این است که چنانچه فرض را بر این بگیریم که شاهدان عینی یک حادثه، کاری از دستشان بر نمی آمده که در آن لحظه انجام بدهند، پذیرش این موضوع قابل قبول نیست که در نقطه ای بایستند و از جان باختن عده ای انسان فیلم بگیرند که شاید فیلم های آنها در همه خبرگزاری ها و شبکه های اجتماعی پخش شود...
 این رفتار به هیچ عنوان قابل قبول نیست و نوعی احساس دلسری و نمک بر زخم پاشیدن ایجاد می

 یک نکته مهم دیگر هم در این رابطه وجود دارد و آن این است که چنانچه فرض را بر این بگیریم که شاهدان عینی یک حادثه، کاری از دستشان بر نمی آمده که در آن لحظه انجام بدهند، پذیرش این موضوع قابل قبول نیست که در نقطه ای بایستند و از جان باختن عده ای انسان فیلم بگیرند که شاید فیلم های آنها در همه خبرگزاری ها و شبکه های اجتماعی پخش شود...

 کند برای بازماندگان همه وقایع این چنینی.
به راستی بهتر نیست به اینگونه رفتارها کمی بیشتر فکر کنیم که ما به کدامین سمت در حرکت هستیم و به چه قیمتی فراموش کرده ایم احساس نوع دوستی و انسانیت را.
همه این موارد نشان می دهند که ما به سمت بی احساس شدن پیش می رویم و تکنولوژی، روابط انسانی و رفتارهای اجتماعی مان را تحت تاثیر قرار داده و نزدیک است که ته مانده های حیات حس مهرورزی و فداکاری را در ما بخشکاند.
شایسته است که درباره این موضوع قدری بیندیشیم و آنرا به عنوان یک معضل اجتماعی نگاه کنیم که بر پیکره رفتارهایمان نشسته است. بهتر است مراقب باشیم که به انسانهایی سرد و بی احساس تبدیل نشویم که مرگ و زندگی افراد برایمان یکی باشد و تنمان نلرزد از غم یک انسان، از درد یک انسان، از مرگ یک انسان...باید فکری به حال دلهایمان بکنیم...

نادان ترین مردم کیست؟!

تملق و چاپلوسی از یک سو موجب انحراف مسئولین شده و سبب می شود نتوانند عیوب خویش را ببینند و از سوی دیگر، موجب حاکمیت روح ذلت و زبونی در میان مردم و کارگزاران خواهد شد که برای کل جامعه زیانبار است.

 
چاپلوسی

در حکمت 100 نهج البلاغه آمده است : وَقَالَ علیه السلام وَمَدَحَهُ قَوْمٌ فِی وَجْهِهِ اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَعْلَمُ بِی مِنْ نَفْسِی، وَأَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِی مِنْهُمْ، اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا خَیْراً مِمَّا یَظُنُّونَ وَاغْفِرْ لَنَا مَا لاَ یَعْلَمُونَ.

گروهى امام علیه السلام را مدح كردند. ایشان فرمود: خداوندا! تو به من از خودم آگاه ترى و من آگاه تر به خودم از آنها هستم. خداوند! ما را بهتر از آنچه آنها گمان مى كنند قرار ده و آنچه را نمى دانند بر ما ببخش.

از جمله امورى كه در روایات اسلامى از آن به شدت نهى شده، مدح و ستایش افراد در برابر خود آنهاست، از این رو در روایات دیگرى مدح و ستایش نوعى ذبح شمرده شده است. در روایتى از پیغمبر(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «إذا مَدَحْتَ أخاكَ فى وَجْهِهِ فَكَأنَّما أمْرَرْتَ عَلى حِلْقِهِ الْمُوسى; هنگامى كه برادرت را در برابرش مدح و ستایش كنى مانند این است كه كارد بر گلویش مى كشى». در حدیثى از امام على بن ابى طالب(علیه السلام) مى خوانیم كه فرمود: أجْهَلُ النّاسِ الْمُغْتَرُّ بِقَوْلِ مادِح مُتَمَلَّق یُحْسِنُ لَهُ الْقَبیحُ وَ یُبَغِّضة إلَیْهِ النَّصیحُ; نادان ترین مردم كسى است كه به گفته ستایش كننده اى كه از راه تملق زشتى ها را در نظرش زیبا و زیبایى ها را مبغوض مى دارد، مغرور شود».

 آثار زیانبار چاپلوسی

١- چاپلوسی انسان را مغرور مى كند و همین غرور مانع راه تكامل او مى شود.

٢- انسان عیوب و نقایص خود را نمى بیند، بلكه گاه آنها را حسن مى شمرد و در مقام اصلاح خویشتن بر نمى آید.

٣- غالبا به مداحان علاقه پیدا مى كند در حالى كه آنان خواسته هاى نامشروعى دارند و او به انجام خواسته هاى نامشروعشان كشیده مى شود.امیرمومنان علیه السلام می فرماید: کَثْرَةُ الثّناءِ مَلَقٌ یَحْدُثُ الزَّهْدَ و یُدْنی مِنَ الْعِزَّةِ. بسیار ستایش کردن از افراد، چاپلوسی است که تکبر را سبب می شود و شخص را از عزت دور می سازد.

تملق از مسئولین ممنوع!

از منظر حضرت علی علیه السلام تمجید و ستایش رهبران موجب می شود که آنها وظایف خود را به خوبی انجام نداده و از عهده ادای حقوق مردم بر نیایند.

امام علی علیه السلام می فرمایند: "یَنْبَغِی  لِلْعَاقِلِ أَنْ یَحْتَرِسَ مِنْ سُكْرِ الْمَالِ وَ سُكْرِ الْقُدْرَةِ وَ سُكْرِ الْعِلْمِ وَ سُكْرِ الْمَدْحِ  وَ سُكْرِ الشَّبَابِ فَإِنَّ لِكُلِّ ذَلِكَ ریاح خَبِیثَةً تَسْلُبُ الْعَقْلَ وَ تَسْتَخِفُّ الْوَقَارَ." شایسته است انسان عاقل،خویشتن را از مستی ثروت،از مستی قدرت،از مستی علم و دانش،از مستی تمجید و تملق،از مستی جوانی مصون نگاه دارد زیرا هر یک از این مستی ها بادهای مسموم و پلیدی دارد که عقل را زایل می کند و آدمی را خفیف و بی شخصیت می نماید.

تملق و چاپلوسی از یک سو موجب انحراف مسئولین شده و سبب می شود نتوانند عیوب خویش را ببینند و از سوی دیگر، موجب حاکمیت روح ذلت و زبونی در میان مردم و کارگزاران خواهد شد که برای کل جامعه زیانبار است. انتقاد به موقع از کارگزاران دولت، نقش موثری در اصلاح دولت و ملت ایفا می کند.

ایشان در تعریف تملق می فرمایند:الثَّنَاءُ بِأَكْثَرَ مِنَ الِاسْتِحْقَاقِ مَلَقٌ  وَ التَّقْصِیرُ عَنِ الِاسْتِحْقَاقِ عِیٌّ أَوْ حَسَدٌ. ستودن بیش از آنچه شایسته است چاپلوسی می باشد،و کمتر از آنچه سزاوار است ناتوانی یا رشک و حسد بردن است.

قال علیه السلام:" لرجل أفرط فی الثناء علیه، وكان له مُتَّهماً: أَنَا دُونَ مَا تَقُولُ، وَفَوْقَ مَا فِی نَفْسِكَ" امام به مردی كه در ثناخوانى بر او افراط كرد ولى در دل امام را متهم مى نمود فرمود: من كمتر از آن هستم كه مى گوئى و بالاتر از آنم كه در دل تواست!

سخن آخر

یکی از مهمترین اهداف حضرت علی علیه السلام که در اندیشه ها و سیره ایشان به وضوح قابل مشاهده است، ساختن جامعه ای است دارای عزت نفس و مناعت طبع بدون احتیاج به تملق؛ تا در مقابل هیچ انسانی و هیچ مقامی احساس حقارت نکرده و سرفرود نیاورند. زیرا مهم ترین عامل عقب ماندگی جوامع، رواج روحیه ی تملق و چاپلوسی است. از این رو ایجاد محیط نقادانه از ضروریات جامعه دینی و از راه های مقابله با این آفت است. و زمینه بیان عیوب و جبران ضعفها فراهم می شود و از گرایش به استبداد و خودکامگی دور می شود.

 


منابع:
- میزان الحکمه ج ١٠
- غرر الحكم و درر الكلم ،ص ٧٩٧
- بحار الأنوار، ج ٧٠ ،ص ٢٩٥
- نهج البلاغه، حکمت ٨٣ و 100

محبوب ترین غذا نزد خدا چیست؟

گروهی غذا خوردن: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «محبوب ترین غذا نزد خدا آن است که دست ها بر آن بسیار باشد. جمعی غذا بخورید و پراکنده نباشید چرا که برکت در اجتماع است.»(طب النبی، ص 21) همچنین می فرمایند: «بدترین مردان شما کسانی اند که تنها غذا می خورند؛» (الکافی، ج 2، ص 140)

نیز می فرمایند: «برکت در سه چیز است: با هم غذا خوردن، سحرگاهان خوردن و ترید کردن» (طب النبی) و نیز می فرمایند: «هر گاه غذا خوردن با چهار ویژگی همراه باشد، کامل خواهد بود: از حلال باشد، دست بر آن بسیار باشد و با بسم الله آغاز شود و با الحمدالله پایان پذیرد.» (الکافی، ج 6، ص 273)

امام کاظم (علیه السلام) می فرمایند: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سه گروه را نفرین کرد: کسی که در سفر توشه اش را تنها بخورد ... .» (الفقیه، ج2، ص 277)

راوی گوید: هر گاه امام رضا (علیه السلام) سفره اش را می گسترد، بردگان و غلامانش و حتی دربانان و تیمارگران حیوانات را نیز کنار سفره با خود می نشاند. (عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 184)

از نزد خود برداشتن: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «هر گاه سفره گسترده شد از نزد خود بخور و از پیش روی همنشین خود غذا برندار و از قله (نقطه برجسته آن) غذا نخور زیرا برکت از بالای آن می آید.» (مکارم الخلاق، ص 149)

به آرامی غذا خوردن: امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «نشستن بر سر سفره را طولانی کنید چرا که از عمرتان به شمار نمی آید.» (مستدرک الوسایل، ج16، ص 233)

اجابت دعوت: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «سه کار از مصادیق و موارد جفاست... این که کسی به غذایی فراخوانده شود ولی نپذیرد یا بپذیرد ولی نخورد... .» (قرب الاسناد، ص 74)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «هر گاه بر برادر مسلمانی وارد شدید و شما را به غذا یا نوشیدنی فرا خواند بخورید و بنوشید و از آن نپرسید.» (الجامع الصغیر، ج1، ص 91)

غذا نخوردن بدون دعوت: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «هشت گروه اگر مورد اهانت قرار گیرند جز خود را سرزنش نکنند؛ یکی از آن ها کسی است که بر سر سفره ای حاضر شود که به آن دعوت نشده ... .»(الخصال، ص 410)

بهره گیری از سبزی ها: در حدیثی آمده است که سفره هایتان را با سبزی ها سرسبز کنید چرا که خوردن سبزی همراه با گفتن بسم الله، شیطان را دور می کند. (مکارم الاخلاق، ص 176)

امام رضا (علیه السلام) فرمودند: «من از سفره ای که در آن سبزی نباشد، غذا نمی خورم.» (همان)

چه کنیم هنگام مرگ شهادتین بگوییم؟

نماز خواندن

 

ویژگی های یک سخن خوب ، در بیان قرآن مجید

۱. آگاهانه باشد “لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ” (اسراء_36)

۲. نرم باشد “قَوْلاً لَّیِّناً” [زبانمان تیغ نداشته باشد] (طه_44)

۳. حرفی که می زنیم خودمان هم عمل کنیم “لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ” (صف_2)

۴. منصفانه باشد ”وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا” (انعام_152)

۵. حرفمان مستند باشد ”قَوْلًا سَدِیدًا” [منطقی حرف بزنیم] (احزاب_70)

۶. ساده و روان حرف بزنیم ”قَوْلاً مَّیْسُورًا” [پیچیده حرف زدن هنر نیست] (اسراء_28)

۷. کلام رسا باشد ”قَوْلاً بَلِیغًا” (نساء_63)

۸. زیبا باشد ”قولوا للناس حسنا” (بقره_83)

۹. بهترین کلمات را انتخاب کنیم “یَقُولُ الَّتی هِیَ أحْسَن” (اسراء_53)

۱۰. حرف هایمان روح معرفت و جوانمردی داشته باشد “و قولوا لهم قولا معروفا” (نساء_5 و 8)

۱۱. همدیگر را با القاب خوب صدا بزنیم “قولاً کریماً” (اسراء_23)

۱۲. کمک کنیم تا در جامعه حرف های پاک باب شود “هدوا الی الطّیب من القول” (حج_24)