8 برنامه کاربردی تلفن همراه برای طراحان آموزشی

 

8 برنامه کاربردی تلفن همراه برای طراحان آموزشی

خلاصه: بیایید صادق باشیم، موبایل ها و تبلت ها امروزه به یکی از بهترین دوستان ما تبدیل شده اند. روزانه زمان زیادی را با آن ها می گذرانیم (حتی بعضی وقت ها شب ها نیز آن ها را رها نمی کنیم!) برخی از ما نمی توانیم بدون آن ها از منزل خارج شویم. بنابراین، چرا در زمینه های کاری از آن ها استفاده نکنیم؟ در این مقاله 10 برنامه کاربردی تلفن همراه را به طراحان آموزشی معرفی می کنیم که به آن ها در شغل خود کمک می کند.

تعداد زیادی از طراحان آموزشی از تلفن همراه در استراتژی آموزشی خود استفاده می کنند. آن ها به فراگیران این امکان را می دهد تا از منابع  ارزشمند استفاده کرده و مهارت های خود را ارتقا دهند، هرکجای دنیا که باشند! در واقع این 8 برنامه کاربردی به شما کمک می کند تا  زمان خود را به درستی مدیریت کنید و در هر شرایطی با همکلاسی ها همکاری کنید.

Apple Keynote-1
این ابزار همانطور که از اسمش پیداست، مخصوص محصولات کارخانه Apple مانند آیفون، آیپاد و لپ تاپ های مک است که برای یادداشت برداری و مدیریت یادداشت ها استفاده می شود. این ابزار به کاربران امکان ایجاد فایل های مخصوص ارائه و نمودارهای با امکانات زیاد را می دهد، حتی می توانید جداول و نمودارهای حبابی را نیز در این ابزار استفاده کنید. به علاوه، کسی که فایل را دریافت می کند نیاز نیست از محصولات اپل استفاده کند، می توان روی هر وسیله ای محصول نهایی این ابزار را مشاهده کرد. فقط هنگام ساخت فایل باید ازمحصولات Apple استفاده کنید.

نرم افزار های مناسب برای طراحان آموزشی هم تجاری و هم رایگان در دسترس هستند، شمار آنهایی که رایگان هستند هم کم نیست! برای مثال Outlook برای انواع پلت فرم ها در دسترس است.

2-Blackboard Collaborate Mobile
Blackboard یکی از مشهورترین سیستم های مدیریت آموزشی است که نرم افزارهای تلفن همراه آن از سیستم مدیریت آموزشی اش هم بهتر است. با استفاده از این نرم افزار، شما می توانید کنفرانس های آنلاین برگزار کنید، محتوای آموزشی مشاهده کنید و ارائه های مجازی ببینید، فقط باید یک کد برای استفاده از نرم افزار مخصوص تلفن همراه داشته باشید، به طور خلاصه اگر به دنبال سیستم مدیریت آموزشی تلفن همراه هستید، این نرم افزار ارزشش را دارد! کد را تهیه کرده و از نرم افزار استفاده کنید!
DesignJot-3
این نرم افزار مخصوص طراحان آموزشی است، به کمک این ابزار شما می توانید تنها با استفاده از تلفن همراهتان دوره های آموزشی ایجاد کنید، از مرحله برنامه ریزی تا توسعه محتوای آموزشی با این نرم افزار انجام می شود البته تا این لحظه، این ابزار تنها  برای محصولات اپل در دسترس است.
4- iTunes U
حتما درباره iTunes شنیده اید، اما گمان نمی کنم درباره iTunes U چیزی بدانید. این ابزار یک کتابخانه تمام و کمال از محتوای آموزش الکترونیک شامل دوره های رایگان آموزشی دارد، بیشتر این دوره ها برای مهارت افزایی ایجاد شده اند. فقط مطمئن باشید که برای استفاده از آن زمان کافی دارید و کاتالوگ آن را به دقت بخوانید.

iTunes U یک کتابخانه تمام و کمال از محتوای آموزش الکترونیک شامل دوره های رایگان آموزشی دارد، بیشتر این دوره ها برای مهارت افزایی ایجاد شده اند.

5- Outlook
با استفاده از این ابزار، نه تنها می توانید ایمیل خود را چک کنید، بلکه می توانید افراد و تقویم روزانه خود را مدیریت کنید و همچنین سایر حساب های ایمیل خود را نیز با آن همگام کنید، اینگونه با استفاده از یک ابزار، به تمامی ایمیل های خود دسترسی دارید.

6-  Paper By FiftyThree
با استفاده از این ابزار می توانید یادداشت بردارید و دوره را هر طور خواستید طراحی کنید، کار نهایی را می توانید به فرمت های مختلف تبدیل کنید مانند پاورپوینت، ورد و PDF و یا حتی فرمت ابزار Keynote.
Udemy-7
یکی از بهترین سایت های آموزش از راه دور است، اما با پیشنهاد یک برنامه کاربردی مخصوص موبایل! هم برای اندروید و هم آی.او.اِس. که می تواند منبع خوبی برای دانشجویان باشد و همچنین به تحقیقات فراگیران کمک کند. امکان دانلود دوره ها و گوش کردن آن ها در زمان دیگر وجود دارد.

8 برنامه کاربردی تلفن همراه برای طراحان آموزشی


8-    Skill Pill
اگر دنبال دانش های فنی در سایز های کوچک هستید، این ابزار بهترین گزینه است. این ابزار هم برای اندروید، آی.او.اِس، بلک بری و ویندوز در دسترس است. پس به طور کلی همه می توانند از این قرص ها (Pill) استفاده کنند که ویدئوهای آموزشی کوتاه هستند. هر قرص روی مبحث خاصی ایجاد شده، این ابزار رایگان است اما شما دسترسی محدودی دارید. با پرداخت درون برنامه ای (اگر مبلغی بپردازید) می توانید از مباحث بیشتری استفاده کنید.
حالا که با 8 برنامه کاربردی عنوان شده آشنا شدید، می توانید از آن ها در طراحی استفاده کنید و کاربردی بودن آن ها را در عمل آزمایش کنید.

 

چگونه میتوان از حواس پرتی در حین مطالعه جلوگیری کرد؟

برای مطالعه مناسب باید قبل از آن استراحت مناسب داشته باشید و نکات زیر را برای افزایش راندمان رعایت کنید. - ابتدا کمی از زمانتان را به یادداشت افکار مزاحم و تفکر در مورد آنها اختصاص دهید. علت اینکه خیلی از این افکار هنگام مطالعه به ذهن خطور می کند این است که فرصت تفکر بر روی آنها نداشته اید و این افکار در ذهن بصورت غیر طبقه بندی و نامنظم باقیمانده اند. یکبار برای همیشه به آنها فکر کنید و آنها را کنار بگذارید. - برنامه مطالعه منظم داشته باشید و پیوسته برنامه درس خواندنتان را تغییر ندهید. - یكی از كارهای بسیار مفید برای افزایش تمركز، نوشتن هنگام خواندن است، یعنی وقتی دارید موضوعی را می‌خوانید، كلمات مهم و بخش‌هایی كه احساس می‌كنید باید به خاطر بسپارید را بنویسید. این نوشته لازم نیست، تمیز و مرتب باشد و یا مثل یك خلاصه‌نویسی باشد؛ صرفاً نوشتن به خاطر درگیر كردن بخشی از نیمكره‌ی راست مغز، میزان تمركزتان را افزایش می‌دهد. - همان‌طور كه می‌دانید، هر بخش از مغز انسان، مخصوص انجام فعالیتی خاص است، مثلاً بخشی مربوط به شنوایی، بخشی مربوط به بینایی‌، بخشی مربوط به لامسه و... از نظر مساحت، بخشی از مغز كه مربوط به شنوایی است، از بقیه‌ی بخش‌ها بیش‌تر است. از این رو، برای افزایش تمركز، به این صورت عمل كنید. چشم‌های‌تان را ببندید و فقط بشنوید؛ سعی كنید، 3 صدای متفاوت را در اطراف‌تان تشخیص دهید. گاهی باید چند دقیقه صبر كنید. هیچ ایرادی ندارد، صبور باشید و با این كار، الكتریسیته‌ی ساكن موجود در اعصاب شنوایی، تخلیه می‌شوند و وقتی چشم‌های‌تان را باز می‌كنید و مطالعه را ادامه می‌دهید، متوجه خواهید شد كه میزان تمركزتان چندین برابر شده است. اگر میزان حواس‌پرتی‌تان زیاد است، هیچ اشكالی ندارد كه هنگام مطالعه، چندین بار این كار را انجام دهید یعنی به محض احساس حواس‌پرتی، این تمرین را انجام دهید. (از این تمرین در ورزش یوگا، بسیار استفاده می‌شود). - اگر هنگام خواندن درس خاصی تمرکز ندارید سعی کنید آن درس را هر روز و در بازه های زمانی کوتاه 30 الی 45 دقیقه ای مطالعه نمائید. - در هنگام مطالعه یا در زمانهای استراحت میان دو تایم مطالعه تلویزیون تماشا نکنید. - یک مداد، یک سیب و یا هر شی دیگر را انتخاب کنید و به آن خیره شوید، سعی کنید فکر خود را روی آن متمرکز کنید، فکر شما مانند یک حیوان گریز پا فرار می کند و پس از چند ثانیه متوجه می شوید که ذهنتان متمرکز نیست. دوباره سعی کنید که فکرتان را بر روی آن جسم متمرکز کنید. این تمرین را هر روز به مدت 2 الی 5 دقیقه انجام دهید. مطمئن باشید پس از مدتی پرش ذهن شما کمتر خواهد شد. - حواست را جمع کن: شیوه ای ساده ولی بسیار موثر است. وقتی حواستان پرت و ذهنتان سرگردان است مرتب به خودتان هشدار دهید که «حواست را جمع کن». ممکن است در ابتدا این عمل را صدها بار در هفته انجام دهید ولی مطمئن باشید که در روزهای آینده قدرت تمرکزتان بیشتر خواهد شد. - در رختخواب مطالعه نکنید. بعبارت دیگر در محلی غیر از مکان استراحتتان مطالعه نمائید. - غذای سنگین و پرحجم میل نکنید. - در محیطی با نور کافی و هوای تازه مطالعه نمائید. - پس از هر 45 دقیقه مطالعه از جای خود بلند شده و کمی استراحت کنید. - مطالعه روزانه را از مباحثی که کمتر به آنها علاقه دارید آغاز کنید.

رفتارهایی که پدرمادرها باید به کودکانشان بیاموزند

رفتارهای بی‌ادبانه فرزندتان همیشه عمدی نیست. گاهی اوقات بچه‌ها تشخیص نمی‌دهند که پریدن وسط حرف دیگران، دست کردن در بینی‌شان یا بلند درمورد عیب دیگران در خیابان حرف زدن کار بی‌ادبانه‌ای است. و پدرها و مادرها هم با این زندگی پرمشغله امروز همیشه فرصت نمی‌کنند که زمان کافی برای آموزش این مسائل بگذارند. اما اگر ۲۵ رفتار مهم زیر را در فرزندتان تقویت کنید، او را به کودکی فوق‌العاده مودب، مهربان و باتربیت تبدیل خواهید کرد.

رفتار ۱: وقتی چیزی از کسی می‌خواهید، بگویید، "لطفاً".


رفتار ۲: وقتی چیزی از کسی می‌گیرید، بگویید، "متشکرم".


رفتار ۳: هیچوقت بین صحبت بزرگترها نپرید مگر اینکه کارتان خیلی مهم باشد. مطمئن باشید وقتی حرفشان تمام شد متوجه شما شده و جوابتان را می‌دهند.


رفتار ۴: اگر نیاز است که فوراً توجه کسی را به خودتان جلب کنید، از عبارت "عذر می‌خواهم" استفاده کرده و پشت سر آن بقیه حرفتان را بزنید.


رفتار ۵: اگر برای انجام کاری تردید دارید، اول اجازه بگیرید. اینکار باعث می‌شود بعداً پشیمان نشوید.


رفتار ۶: برای دیگران هیچ فرقی نمی‌کند شما از چه چیزهایی خوشتان نمی‌آید. نظرات منفی‌تان را برای خودتان نگه دارید یا فقط با دوستانتان مطرح کنید.


رفتار ۷: هیچوقت در مورد خصوصیات ظاهری دیگران نظر ندهید مگر برای تحسین کردن آنها.


رفتار ۸: وقتی کسی از شما حالتان را می‌پرسد، پاسخ داده و شما هم حالشان را بپرسید.


رفتار ۹: وقتی در خانه دوستتان هستید، یادتان باشد موقع رفتن حتماً از پدر و مادرش تشکر کنید.


رفتار ۱۰: وقتی می‌خواهید وارد اتاقی شوید که در آن بسته است، ابتدا در زده و قبل از اینکه در را باز کرده و وارد اتاق شوید، منتظر بمانید که کسی اجازه دهد.


رفتار ۱۱: وقتی به جایی تلفن می‌کنید، حتماً ابتدا خودتان را معرفی کرده و بعد بخواهید که با فرد مورد نظرتان حرف بزنید.


رفتار ۱۲: وقتی کسی هدیه‌ای به شما می‌دهد، حتماً از او قدردانی و تشکر کنید. حتی می‌توانید این کار را با یک ایمیل تشکر انجام دهید.


رفتار ۱۳: هیچوقت جلو بزرگترها از کلمات زشت استفاده نکنید. بزرگترها همه این کلمات را بلدند و اصلاً برایشان جذابیتی ندارد.


رفتار ۱۴: هیچوقت به کسی فحش ندهید.


رفتار ۱۵: به هیچ دلیلی کسی را مسخره نکنید. اینکار به دیگران نشان می‌دهد که آدم ضعیفی هستید.


رفتار ۱۶: حتی اگر بازی یا جمعی به نظرتان خسته‌کننده آمد، آرام بنشینید و تظاهر کنید که برایتان جالب است.


رفتار ۱۷: اگر موقع راه رفتن با کسی برخورد کردید، بلافاصله عذرخواهی کنید.


رفتار ۱۸: موقع عطسه یا سرفه کردن جلو دهانتان را بگیرید و هیچوقت در مکان‌های عمومی بینی‌تان را تمیز نکنید.


رفتار ۱۹: وقتی می‌خواهید از دری رد بشوید، نگاه کنید شاید لازم باشد در را برای کسی نگه دارید.


رفتار ۲۰: اگر دیدید والدین، معلم یا همسایه‌تان مشغول انجام کاری هستند، از آنها سوال کنید که می‌توانید کمکشان کنید یا نه. اگر پاسخشان مثبت بود آن کار را انجام دهید چون ممکن است کاری جدید یاد بگیرید.


رفتار ۲۱: اگر بزرگتری از شما می‌خواهد کاری انجام دهید، بدون غر زدن و با لبخند آن کار را انجام دهید.


رفتار ۲۲: وقتی کسی به شما کمک می‌کند، از او تشکر کنید. اینکار باعث می‌شود آن فرد دوست داشته باشد باز هم به شما کمک کند.


رفتار ۲۳: از وسایل غذاخوری درست استفاده کنید. اگر اینکار را خوب بلد نیستید، از والدینتان بخواهید به شما یاد بدهند یا به آنها نگاه کرده و یاد بگیرید.


رفتار ۲۴: موقع غذا خوردن روی پایتان دستمال بیندازید و در صورت لزوم از آن برای پاک کردن دور دهانتان استفاده کنید.


رفتار ۲۵: برای برداشتن چیزی از روی میز غذا خم نشوید، از دیگران بخواهید آن را به شما بدهند.
 

آموزش به بچه ها در مورد مواجه شدن با غریبه ها

 


جمله "با غریبه ها حرف نزن" نسل ها است که برای بسیاری از والدین تبدیل به شعار شده است. ولی بر خلاف این تدبیر قدیمی، گاهی ایده خوبی است که بچه ها با غریبه ها حرف بزنند. اگر بچه گم بشود یا به کمک نیاز داشته باشد، دیگر به چه کسی رو بیندازد؟ بنابراین بجای شعارهای توخالی، بهتر است به بچه یاد بدهید که چه وقت با غریبه ها حرف بزند و چه وقت حرف نزند؟

به فرزندتان بگویید که اگر غریبه ای به او نزدیک شد و چیزی مانند اسباب بازی یا خوراکی تعارف کرد یا خواست او را سوار ماشینش کند یا برای کاری از او کمک خواست، فرزندتان باید فوراً آنجا را ترک کند و یا فریاد بزند. او باید در مورد این قضیه به شما یا بزرگتر قابل اعتماد دیگری (مانند معلم یا مراقبش) بگوید. همین قضیه جایی که کسی غریبه، آشنا یا دوست از فرزندتان می خواهد تا رازی را نگه دارد، سعی کند به قسمت های خصوصی بدن بچه دست بزند یا از بچه بخواهد به بدن او دست بزند هم صادق است.

بیشتر بچه ها از غریبه هایی که ظاهر بدجنسی دارند یا به نحوی ترسناک هستند احساس نگرانی می کنند. ولی واقعیت این است که اکثر کودک آزارها و بچه دزدها ظاهر معمولی دارند و خیلی از آنها کاملاً دوستانه و خونگرم و صمیمی به نظر می رسند. پس بجای آنکه بچه از روی ظاهر فرد در مورد او قضاوت کند، باید یاد بگیرد که از روی کارهایش در مورد او قضاوت کند.

وقتی با بچه ها بیرون می روید، اشکالی ندارد که اجازه دهید با افراد جدیدی آشنا شوند، سلام کنند و حرف بزنند. زیرا شما کنارشان هستید و بر آنها نظارت می کنید و از آنها محافظت می کنید. ولی اگر فرزندتان تنها بود و غریبه ای به او نزدیک شد، قضیه فرق می کند.

شاید این نکته هم مهم باشد که بچه ها را تشویق کنیم از روی حس ششم و غریزه خود به فرد اعتماد کنند. به آنها یاد بدهیم که اگر کسی باعث می شود که آنها احساس ناراحتی کنند یا احساس می کنند یک جای کار ایراد دارد، حتی اگر نتوانستند توضیحی برای آن بیابند، باید فوراً از آن محل و آن فرد دور شوند.

اگر فرزندتان تنها بود و برای کمک مجبور بود از غریبه ها کمک بخواهد چه؟ اول باید سعی کند افراد یونیفرم پوش مانند افسر پلیس یا نگهبانی را پیدا کند. اگر چنین افرادی را پیدا نکرد باید سعی کند از پدربزرگ یا مادربزرگ ها یا خانم هایی که بچه دارند کمک بگیرد. در عین حال باید حواسش به این افراد باشد و اگر به نظرش این افراد قابل اعتماد نبودند، باید از فرد دیگری کمک بخواهد.

با آنکه همیشه نمی توانیم از بچه هایمان در مقابل غریبه ها محافظت کنیم، ولی می توانیم به آنها یاد بدهیم که رفتارهای درست کدامند و اگر کسی از حد و مرز خودش رد شد، او باید چکار کند. اگر بچه ها این چیزها را در ذهن داشته باشند، وقتی بیرون هستند، جایشان امن خواهد بود و نگرانی والدین کاهش می یابد.

با کودک بد رفتار چه کار کنیم؟

هر زمان که مهمانی می روم از دست کارهای زشت فرزندم، نگرانم. مدام می ترسم که نکند کاری کند که آبروی من برود. هر برخوردی هم که می کنم رفتارهای زشت آن کمتر که نمی شود هیچ، خیلی مواقع تشدید می شود. 

 
کودک پرخاشگر

  کودکان مشاهده گر 

کودکان موجودات مشاهده گری هستند و به راحتی الگو برداری می کنند. یعنی هر نوع رفتاری که از یک کودک سر می زند قطع به یقین مشابه آن رفتار را دیده است. پس با دیدن رفتارهای زشت فرزندتان در ابتدا سعی نکنید که او را متهم کنید و دعوا و تنبیهش نمایید. 
اولین کاری که برای شما واجب است این است که سرمنشاء آن رفتار پیدا کنید. ببینید فرزندتان مشابه این رفتار را کجا دیده است؟ آیا در رفتارهای خودتان و همسرتان؟ بستگان و دوستانتان؟ یا حتی از تلویزیون و یا دوستان خود فرزندتان؟ وقتی ریشه این رفتار را پیدا کنید راحت تر می توانید آن را هم حذف کنید. 

راه های مقابله 

برای اینکه بتوانید رفتارهای زشت فرزندتان را به راحتی تغییر دهید و حذف کنید می توانید از تکنیک های زیر استفاده کنید. 
1- پاداش دادن 
2- توجه کردن به کارهای مثبت و مطلوب 
3- نادیده گرفتن و توجه نکردن به رفتارهای زشت و نامطلوب 
4- محروم سازی 
5- دستور دادن 

پاداش دادن 

والدین، نباید دستورات خود را به صورت دنباله دار و پی در پی بیان نمایند. دستورات باید کوتاه و کاملا شفاف و واضح بیان شوند. کودک دقیقا باید متوجه بشود که والدینش از او چه می خواهند

از راهکارهایی که والدین می توانند برای مقابله رفتارهای نامطلوب کودکشان انجام بدهند، توصیف کردن رفتارهای مثبت کودک و تشویق و تقویت او است. فقط باید مراقب بود تا کودکان نسبت به گرفتن پاداش شرطی نشوند و فقط به خاطر گرفتن جایزه کار خوب را انجام ندهند. در روزهای اول می توان به کودک خاطر نشان کرد که اگر فلان کار خوب را انجام دهی برایت جایزه می گیریم و باید بعد از 3 الی 4 بار نقش جایزه را کمرنگ کرد و هر وقت خود کودک به صورت خودکار آن کار خوب را انجام داد و یا کار بد را انجام نداد به او جایزه بدهیم و بگوییم چون این کار خوب را انجام دادی برایت جایزه خریده ام. 

توجه کردن به کارهای مثبت و مطلوب 

راهکار دیگر برای مقابله با رفتارهای نامطلوب کودکان، توجه کردن است. هر گاه کودکی رفتار نامناسبی انجام داد می توان به آن رفتار نامطلوب توجهی نکنید و به صحبت کردن راجع به رفتارهای مثبت کودک بپردازید. هنگامی که کودک می بیند والدینش نسبت به رفتار منفی که انجام داده هیچ صحبتی نمی کنند و از رفتارهای مثبتش حرف می زنند متوجه کار بد خود می شود. در این حالت رفتار منفی حتی برای جلب توجه کردن هم، در کودک انجام نمی شود. 

نادیده گرفتن و توجه نکردن به رفتارهای زشت و نامطلوب 

در زمانی که کودکی رفتار نامطلوبی را نشان داد یکی از راهکارهایی را که می شود انجام داد این است که نسبت به رفتار نامطلوب بی توجه باشیم و آن را نبینیم. در این حالت هیچ گونه تماس چشمی، کلامی و غیر کلامی نباید با کودک برقرار کرد. 
فقط نسبت به رفتارهای پرخطر و آسیب زای کودکان باید توجه نشان دهیم. مثل دویدن وسط خیابان، دست به وسایل خطرناک زدن، دست زدن به وسایل تیز و برنده و ... . ولی نسبت به رفتارهایی مثل گریه کردن در مقابل درخواست های نا به جا، جلب توجه کردن به شکل ها نامطلوب، جیغ کشیدن، مو کشیدن، خود را زدن و قشقرق به پا کردن بهتر است بی توجهی کرد. 

محروم سازی

 راهکار دیگر آن است که کودک را به محروم کردن از فعالیت ها و وسایل لذت بخش برسانیم. یعنی هرگاه کودک رفتار نامطلوبی انجام داد او را از یک فعالیت لذت بخش محروم نماییم تا بتوانیم در نهایت رفتار منفی را از او حذف نماییم. فقط باید توجه داشته باشید که محروم سازی تحت هیچ عنوان عاطفی نباشد. 
یعنی به کودکتان نگویید دیگر مادرت یا پدرت نیستم یا دیگر دوستت ندارم. محروم سازی هم بهتراست بیشتر از 30 دقیقه طول نکشد. به طور مثال می توانید او را از یک کارتن مورد علاقه اش محروم کنید. این نکته را هم در نظر داشته باشید که هیچ گاه قبل از موعدی که تعیین کرده اید محرومیت را بر ندارید. 

دستور دادن

اولین کاری که برای شما واجب است این است که سرمنشاء آن رفتار پیدا کنید. ببینید فرزندتان مشابه این رفتار را کجا دیده است؟

راهکار نهایی دستور دادن والدین است. والدین، نباید دستورات خود را به صورت دنباله دار و پی در پی بیان نمایند. دستورات باید کوتاه و کاملا شفاف و واضح بیان شوند. کودک دقیقا باید متوجه بشود که والدینش از او چه می خواهند و چه نمی خواهند. کودکان توانایی آن را ندارند که بتوانند چندین دستور همزمان را انجام بدهند. بنابر این باید این دستورات را به بخش های کوچکتر تقسیم کرد. کودک متوجه این جمله نمی شود که کودک منظمی باش یعنی چه؟
 بهتر است در این حالت به کودک دقیقا گفته شود چه کاری انجام دهد تا کودک منظم به حساب بیاید. اسباب بازی هایش را جمع کند؟ لباس هایش را مرتب کند؟ و ... . بهتر است دستورات با صدای محکم و قاطع کننده بیان شوند، استفاده از زبان بدن مثل اشاره کردن هم می تواند مفید باشد. اگر کودک از دستورات اطاعت کرد، به او پاداش بدهید. 

در مهمانی 

اگر فرزندتان در مهمانی رفتار های نامطلوب را از خود نشان میداد سعی کنید در ابتدا علت آن را پیدا کنید. خیلی مواقع کودکان به دلیل گرسنه بودن، خواب آلود بودن، خسته شدن، توجه ندیدن و تبعیض دیدن، دست به دامن رفتارهای زشت می شوند.
 علت را پیدا کنید و آن را بر طرف کنید. اگر دیدید باز همچنان این رفتارها ادامه دارند، هیچ گاه فرزندتان را در جمع دعوا نکنید و یا دستش را نکشید و به اتاقی ببرید. باید در ضمن این که اعتماد به نفس کودک حفظ می شود، او را متوجه رفتار زشتش کنید.
 بهتر است در حالی که آرامش خودتان را حفظ می کنید دست او را به آرامی گرفته و او را به اتاقی ببرید و با او صحبت کنید. دقیقا بگویید که برای چه به اتاق آمده اید و برای چه ناراحت و عصبانی هستید و با قاطعیت صحبت کنید و دقیقا انتظارتان را شفاف و واضح بیان کنید. 
بعد از صحبت کردن حتما دوستانه و با کمال آرامش دست فرزندتان را بگیرید و به جمع باز گردید. اینگونه می توانید اعتماد به نفس فرزندتان را هم حفظ کنید. 

مسئله ریاضی که جان دانشمند بدنام را نجات داد

سخت ترین سوالات ریاضی که برای حل آنها پاداش در نظر گرفته شده است ممکن در نگاه اول بسیار ساده به نظر بیایند؛ مسئله جوزفوس بدنام یکی از همین دست مسائل در دنیای ریاضیات به شمار می رود.

 

به گزارش کلیک، این مسئله اسم خود را از نام تایتوس فلاویس جوزفوس برگرفته که یک محقق یهودی در قرن اول بوده است.

موضوع این مسئله از این قرار است که وقتی او توسط لشگر رم محاصره شده، با خود ۴۰ سرباز داشته است و سربازان به جای تسلیم شدن تصمیم گرفتند خودکشی دسته جمعی انجام دهند و این کار را به صورتی انجام دادند که افراد یکدیگر را می کشتند و هیچ کس خودکشی نمی کرد و این تصمیم را از آن جهت گرفتند تا مبادا در لحظات آخر فردی تصمیمش عوض شود و دست به خودکشی نزند.

آنها یک حلقه زدند و اولین سرباز می بایست فرد سمت چپ خود را می کشت و سرباز زنده بعدی نیز باید فرد سمت چپ خود را می کشت و این رویه در کل حلقه باید ادامه پیدا می کرد.

وقتی حلقه مرگ به نقطه شروع می رسید، این فرایند می بایست با تعداد کمتری از افراد مجددا انجام می گرفت و درنهایت آخرین فردی که زنده می ماند می بایست با شمشیر خودش، به زندگی خود پایان می داد.

در این بین جوزفوس مشکلی داشت و مشکل این بود که او ترجیح می داد زنده بماند تا مثل بقیه به زندگی خود پایان دهد ولی از قراری که با بقیه سربازان نیز گذاشته بود گریزی نبود و در عین حال نیز نمی خواست هم رزمان خود از راز او مطلع شوند. به نظر شما او باید خود را در کدام قسمت این حلقه قرار می داد تا آخرین فردی باشد که هنوز زنده است؟

جواب جایگاه نوزدهم است.اما اینکه چطور به این عدد رسیدید و اینکه با تعداد مختلف سربازارن به چه عددی می رسید مهم است؛ این دقیقا کاری است که دنیل ارمان از دانشگاه ویسکانسین آن را تشریح کرده است.

در دور اول این حلقه مشخص است هر فردی که در وضعیت جایگاه فرد قرار داشته باشد جان سالم به در برده است پس اگر می خواهید زنده بمانید در این دور، حتما در جایگاه های فرد قرار بگیرید.

اما با شروع دور دوم و نفرات باقی مانده، افرادی که در جایگاه های زوج قرار گرفته اند همچنان سرنوشت مرگباری خواهند داشت.

الگوی مهمی که در این مسئله باید به آن توجه کنیم، این است که اگر تعداد سربازان دقیقاً توانی از ۲ باشند(۲و۴و۸و۱۶و۳۲و۶۴و…..)  جایگاه امنی که می توان در آن قرار گرفت همان جایگاه اول است چرا که همیشه شروع کننده حلقه مرگ او است. به مثال زیر توجه کنید:

 دو نفر را در نظر بگیرید : فرد شماره ۱ قاعدتاً فرد شماره ۲ را می کشد.

۴ نفر را در نظر بگیرید: فرد شماره ۱، شماره ۲ را می کشد و فرد شماره ۳ شماره ۴ را می کشد و فرد شماره ۱ مجدد فرد شماره ۳ را می کشد. وقتی تعداد نفرات توانی از ۲ باشند فرقی نمی کند که چه تعداد باشند چرا که فرد شماره یک همواره شروع کننده کشتار است.

توانی از دو بودن تعداد، کلید اصلی این مسئله است. حال با توجه به شرایط موجود بگویید، چند فرد باید باقی بمانند تا شما بتوانید جان خود را نجات دهید؟

جواب: این تعداد که باید باقی بمانند با حرف l در فرمول نهایی نشان داده شده و جایگاهی که باید در آن قرار گیرید تا جان سالم به در ببرید ۱+(۲*l) است.

بنابراین جوزفوس باید در جایگاه نوزدهم قرار گیرد تا جان سالم به در ببرد چرا که نزدیک ترین عدد به ۴۰ که توانی از ۲ است، عدد ۳۲ است و با حساب فرمول نهایی در دور آخر ۹ فرد باقی می مانند و اگر ۹ را در فرمول  (۲*۹) +۱ قرار دهیم عدد ۱۹ به دست می آید که به ما می گوید اگر او از ابتدا در جایگاه ۱۹ قرار گیرد مطمئنا زنده خواهد ماند. جوزفوس با این حربه  تا رسیدن به اولین توان ۲ حلقه ها (در این مثال ۳۲) همواره  نفر اول می ماند.

چطور سیلابس درس بنویسیم؟

ممکن است برخی از ما سیلابس را معادل طرح درس در نظر بگیریم علیرغم وجود نقاط مشترک، سیلابس، تفاوت هایی با طرح درس دارد. 

 

چطور سیلابس درس بنویسیم؟


سیلابس چیست؟
ممکن است برخی از ما سیلابس را معادل طرح درس در نظر بگیریم علیرغم وجود نقاط مشترک، سیلابس، تفاوت هایی با طرح درس دارد. طرح درس، آن چیزی است که شما به عنوان طراح یک واحد درسی از آغاز تا پایان یک درس یا دوره آموزشی را برنامه ریزی می کنید. اهداف و برنامه های درسی را تعیین می کنید و سیاست های آموزشی خود را بر طبق فلسفه آموزشی و پرورشی که به آن معتقد هستید، پیاده می کنید. طرح درس بسیار مفصل تر از سیلابس است و شامل جزئیاتی است که شاید نیازی نباشد کسی به غیر خود شما به عنوان طراح درس از آن باخبر باشید.
 
اما سیلابس، یک فرم نسبتاً کوتاه و موجر از آن چیزی است که در طول یک ترم تحصیلی یا دوره آموزشی، در یک درس اتفاق می افتد. در واقع سیلابس به معنای ساده، قراردادی است ما بین شما و دانشجویان شما. بنابراین در فرم سیلابس مواردی قرار می گیرد که دانشجویان لازم است در مورد آنچه در یک درس مشخص قرار است اتفاق بیفتد بدانند. استاد درس با نوشتن فرم سیلابس، اهداف آموزشی، انتظارات، فعالیت های درسی و نحوه ارزشیابی و سایر قوانین و قواعد کلاس را با دانشجویان مطرح می کند.
 
وقتی می گوییم سیلابس یک قرارداد است به این معنا است که استاد، قوانین و مقررات درس را در قالب سیلابس بازگو می کند و از دانشجویان انتظار دارد بر طبق موارد مشخص شده عمل کنند همچنین از آنجایی که جزئیات رفتاری و اجرایی درس از قبل مشخص شده است، دانشجو نیز می تواند با خیال راحت نسبت به اینکه این قوانین همواره مورد احترام قرار خواهند گرفت و در میانه راه تغییر نخواهند کرد، به استاد درس و قوانین کلاس اعتماد کند و احترام بگذارد.
سیلابس شامل چه مواردی است؟
دانشگاه های مختلف، فرم های سیلابس مخصوص خود را دارند و از اساتید می خواهند که فرم های مربوطه را تکمیل نمایند. اما به طور کلی می توان گفت صرف نظر از اینکه در چه دانشگاهی مورد استفاده است، هر سیلابس از چند مولفه اصلی تشکیل شده است:
 
1. مشخصات درس:
مشخصات درس معمولاً شامل یک سری اطلاعات جزئی در مورد نام درس، کد درس، تعداد واحد، نوع درس (اختصاصی، عمومی، اختیاری و ...) و سایر موارد است. مشخصات درس کمک می کند که جایگاه درس در بین جدول کلی دروس رشته تحصیلی مشخص شود.
 
نام درس (فارسی – انگلیسی)
کد درس
نوع درس
ترم- سال ارائه
نام استاد
نام سایر همکاران آموزشی درس
تعداد واحد
منابع اصلی مطالعاتی
منابع جنبی مطالعاتی
 
2. شرح درس:
در این بخش، استاد توضیحاتی کلی را در مورد محتوای درس عنوان می کند. این موارد می تواند به عنوان مقدمه ای جذاب برای آشنا کردن دانشجویان تازه وارد با کلیات موضوع درس و بیان اهمیت و کاربرد واحد درسی است. این قسمت معمولا از 100 تا 200 کلمه تشکیل می شود.
 
3. اهداف درس:
تعیین اهداف آموزشی درس یکی از مهم ترین مولفه های هر فرم سیلابسی است و به طور دقیق نشان می دهد که هدف از مطالعه درس چیست و چه انتظاراتی از دانشجویان می رود. اهداف درس معمولاً به صورت جملات صریح، روشن و مثبت بیان می شوند و از عبارات کلی و مبهم پرهیز می شود. تعیین دقیق و درست اهداف درسی کمک می کند هم دانشجویان و هم اساتید در مورد اینکه چه انتظاراتی در طول ترم و در پایان ترم از حاصل یادگیری درس مورد نظر باید داشت، به توافق و تفاهم برسند. به طور کلی ارزشیابی نهایی درس، بر اساس اهداف آموزشی تعیین شده صورت می گیرد.
 
اهداف درس معمولاً به دو دسته عمده تقسیم می شوند: اهداف کلی و جزئی (رفتاری). اهداف کلی، انتظارات کلی از مطالعه درس را بیان می کنند اما اهداف جزئی یا رفتاری، به طور دقیق مشخص می کنند که از دانشجویان انتظار چه فعالیت هایی و چه میزان از یادگیری با چه ابزار و سنجه هایی می رود.
 
مثال:  هدف کلی: مقایسه نظریات مختلف روان درمانی
مثال: هدف جزئی (رفتاری): از دانشجو انتظار می رود نظریات مختلف روان درمانی را با هم مقایسه کند و نقاط قوت و ضعف آن ها را در قالب مقاله بنویسد.
 
برای آشنایی با چگونگی نوشتن اهداف آموزشی به مقاله تعیین اهداف آموزشی در طرح درس، مراجعه کنید.
 
4. فعالیت های درسی:
این بخش از سیلابس بیشترین اهمیت را برای دانشجویان دارد زیرا مشخص می کند در طول یک ترم تحصیلی چه فعالیت هایی را در جهت یادگیری درس باید انجام دهند. این موارد می تواند شامل، تکالیف، مقاله نویسی، کار گروهی، شرکت در کارگاه، کار آزمایشگاهی، بحث و مذاکره کلاسی، ایفای نقش و غیره باشد. در واقع فعالیت های درسی، به خوبی هنر استاد را در طراحی جذاب یک مبحث آموزشی نشان می دهد. هر چه یک درس از فعالیت های آموزشی متنوع تر و جذاب تری برخوردار باشد، میزان یادگیری و علاقه دانشجویان به شرکت فعال در روند آموختن درس نیز افزایش می یابد.
 
دروسی که تنها از یک یا دو امتحان (میان ترم و پایان ترم) تشکیل شده اند نه تنها جذابیتی برای دانشجویان ندارند و روند مشارکت دانشجویان در درس را محدود به حفظ اطلاعات و شرکت در امتحان می کنند، از طرف دیگر نیز با دلیل ایجاد حالت انفعالی در دانشجویان، بر یادگیری عمیق درس نیز تاثیر منفی می گذارند. دروسی که از فعالیت های آموزشی متنوع تشکیل می شوند، دانشجویان را در طول ترم فعال نگه می دارند و توان ذهنی آن ها را در مسیر یادگیری هر چه بهتر محتوای درسی، به کار می گیرند.
 
5. نحوه ارزشیابی:
مشخص کردن نحوه ارزشیابی درس به دانشجویان کمک می کند که دقیقا بدانند چه فعالیتی چه میزانی از نمره را به خود اختصاص می دهد. به عبارت دیگر برای موفقیت در یک درس نیاز است چه فعالیت هایی صورت گیرد و هر کدام چند درصد از نمره نهایی درس را در برخواهد داشت. باید توجه کنیم که کم بودن فعالیت های درسی و منحصر بودن آنها به یک یا دو امتحان کلی از منابع آموزشی، سبب می شود که استرس و فشار روانی بسیار زیادی به دانشجویان وارد شود اما خرد کردن فعالیت های درسی به چند فعالیت مختلف و جزئی تر کمک می کند دانشجویان با اعتماد به نفس و توانایی بیشتری در امتحانات یا ارزشیابی ها شرکت کنند و به خصوص از امکان وقوع تقلب به میزان زیادی کاسته می شود. در تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده است، اساتیدی که تعداد امتحانات درسی را از یک یا دو به حدود شش تا هشت امتحان جزئی تر و محدودتر در طول ترم افزایش داده اند، به طور کلی عملکرد بهتری را از دانشجویان خود ملاحظه کرده اند.
 
6. قوانین و قواعد درس:
قواعد و قوانین درس از جمله مواردی است که باید در سیلابس مطرح شود. این قواعد می تواند شامل مقررات تاخیر در تحویل تکالیف، نحوه شرکت در امتحانات، مقررات حضور یا غیبت در کلاس و همچنین مقررات رفتاری در برخوردر با همکلاسان یا استاد درس باشد. هر چه این مقررات وضوح بیشتری داشته باشند از ایجاد برخورد و سوءتفاهم بین دانشجو و استاد کاسته می شود.
 
7. جدول هفتگی یا تقویم ترم
در این جدول هفتگی، موضوع و محور درس، فعالیت های درسی، حجم و صفحات مطالعاتی و سایر مواردی که نیاز است در هفته های ترم مورد توجه قرار گیرد گنجانده می شود و یک تصویر کلی و شماتیک از روند درس در طول ترم را نشان می دهد.

خانواده هایی که می خواهند «ای کیو سان» داشته باشند

فرستادن به آمادگی با فلان سبک و سیاق، ثبت نام در پیش دبستانی با فلان سطح، فرستادن به دبستان با فلان آوازه و بالأخره آغاز شرکت دادن های او در صد جور امتحان ورودی و المپیاد و غیره، آن هم فقط برای تبدیل کردن او به یک انسان تیزهوش و نابغه؟ آیا سوار شدن ما بر این موج، فرزندانمان را به ساحل خوشبختی خواهد رساند؟

 
تیزهوشی مدرسه

اجازه بدهید قبل از اینکه وارد بحث بشویم، درباره  اینکه به طور طبیعی چند درصد از فرزندان ما واقعاً تیزهوش و نابغه هستند صحبت کوتاهی بکنیم. اگر یادتان باشد در یادداشت های قبل گفتیم که ویژگی های ما روی یک زنگوله وارونه قرار گرفته اند که هر صفتی روی آن از کم تا زیاد درجه بندی شده است.
بر طبق این زنگوله، حدود 60 تا 70 درصد آدم ها از لحاظ هوشی در سطح متوسط و بالاتر از متوسط قرار دارند. حدود ده درصد جزء باهوش ها قرار می گیرند و تقریباً 3  ? 4 درصد هم جزء تیزهوشان و نوابغ. این یک قانون کلی در مورد هوش است و ما باید بپذیریم که نمی توانیم خیلی جایگاهمان را در این منحنی تغییر بدهیم. البته نه اینکه کاملاً هیچ کاره باشیم ولی برای مثال اینکه فکر کنیم با غنی کردن محیط می توانیم هوشبهر فرزندمان را از 110 به 140 تغییر بدهیم از اساس نشدنی است.

*چرا تیزهوش طلب شده ایم؟

تعداد بچه هایی که در مدارس تیزهوشان درس می خوانند با قاعده کلی و جهانی زنگوله هوش که درباره آن صحبت کردیم، جور در نمی آید. بخش عمده این مسئله به تمایل و اصرار ما والدین برای تحصیل فرزندانمان در چنین مدارسی بر می گردد. به نظر شما این تمایل از کجا آمده است؟ من به چند مورد از این عوامل اشاره می کنم. اگر شما هم علتی را سراغ داشتید به مطلب اضافه کنید:

- یک موج اجتماعی

بچه های باهوش و معمولی هم می توانند آدم های موفقی بشوند البته به شرط اینکه به جای صرف کردن بهترین بخش عمرشان برای سر به میز تحریر کوبیدن، برای پیدا کردن و پروراندن استعدادهای واقعی شان تشویق و حمایت شوند

 اجازه بدهید کمی صریح تر با هم صحبت کنیم. آیا اصطلاح موج اجتماعی را شنیده اید؟ فرستادن بچه هایمان به مدارس تیزهوشان بیشتر به یک موج اجتماعی شبیه است که بعضی از ما بدون تحقیق کافی درباره آن و شناخت کافی از فرزندمان سوارش شده ایم به این امید که تلاش های مذبوحانه مان در آینده ای نه چندان دور به ثمر بنشیند. 

- تصور آینده بهتر

شک ندارم که یکی از بزرگترین آرزوهای شما پدر یا مادر عزیز، رسیدن فرزندانتان به بلندترین قله های موفقیت در آینده است. بسیاری از والدینی که اصرار به تحصیل فرزندشان در مدارس تیزهوشان دارند هم آرزویی مثل شما دارند.

- در جستجوی رضایتمندی

بعضی از پدر و مادرها در دوران کودکی شان از امکانات متناسب با استعدادهای تحصیلی شان برخوردار نبودند و حالا فقط در این صورت احساس رضایتمندی می کنند که بهترین امکانات ممکن را  که به نظرشان مدرسه تیزهوشان در صدر آنها است- برای فرزندشان فراهم کنند.

*این جاده به کجا می رسد؟

تمایل ما برای فرستادن بچه معمولی و یا باهوش مان به مدارس تیزهوشان به هر علت و نیتی که باشد، نه تنها از او یک فرد تیزهوش نخواهد ساخت، بلکه توانمندی های موجود و بالقوه او را هم کور خواهد کرد. این آفت فرصت سوز، بلایی سر طفل معصوم ما می آورد که او هر گاه که بتواند از درس و مدرسه فرار خواهد کرد. اگر فرزند شما واقعاً تیزهوش نباشد ولی به اصرار در مدارس تیزهوشان وارد بشود از چند جهت آسیب خواهد دید:

- شادابی اش را از دست می دهد

یک بچه نابغه یا تیزهوش برای انجام تکالیف درسی سخت به همان مقدار وقت نیاز دارد که من و شمای معمولی برای انجام تکالیف معمولی مان به آن نیاز داشتیم. پس همان طور که ما در کنار انجام تکالیفمان فرصت تفریح و بازی هم داشتیم یک تیزهوش واقعی هم چنین فرصتی را خواهد داشت. اما بچه هایی که به زور در قالب تیزهوشی چپانده می شوند، مجبورند تقریباً تمام وقت با کتاب و دفترشان سر کنند تا بلکه بتوانند خودشان را به استانداردهای بالای مدرسه کمی نزدیک تر کنند.

- تک بعدی بار می آیند

اگر دقت کرده باشید، اکثر بچه هایی که از مدارس تیزهوشان به دانشگاه راه پیدا می کنند، به جز درس خواندن کار دیگری بلد نیستند؛ نه در ورزشی تبحر دارند، نه در هنری و نه در فنی. چون برای عقب نماندن از قافله همیشه مجبور بوده اند سرشان را در کتاب نگه دارند.

- کم مهارت می شود

تمایل ما برای فرستادن بچه معمولی و یا باهوشمان به مدارس تیزهوشان به هر علت و نیتی که باشد، نه تنها از او یک فرد تیزهوش نخواهد ساخت، بلکه توانمندی های موجود و بالقوه او را هم کور خواهد کرد

شاید برایتان جالب باشد که بدانید بخشی از تعریف هوش به توانایی فرد برای برقراری ارتباط با دیگران و کنار آمدن با و حل کردن با مشکلات زندگی اختصاص داده شده است این در حالی است که بچه های معمولیِ به زور تیزهوش شده، اصلاً فرصت سر خاراندن ندارند چه برسد به تعامل کردن با دیگران و مواجه شدن با مسائل زندگی.

- عزت نفس او تهدید می شود

 بچه ای که تیزهوش نیست متوجه وضعیت خودش بین بچه های دیگر می شود. از یک طرف هم متوجه بار سنگینی که برچسب تیزهوش بودن برای او ایجاد کرده، است. خیلی طول نمی کشد که این فشارها عزت نفس و اعتماد به نفس او را از پا در بیاورند.

- استعدادهایش می سوزند

هوش ابعاد زیادی دارد و تیزهوش بودن لزوماً به معنای موفق بودن در درس نیست. ممکن است فرزند شما در زمینه درس هم باهوش باشد ولی اگر به مدرسه معمولی فرستاده بشود فرصت بیشتری برای شکوفا کردن استعدادهای مهم تر خود پیدا کند و چه بسا به مرزهای نبوغ هم نزدیک بشود. اما اگر همین بچه به مدرسه تیزهوشان فرستاده بشود چیزی جز یک حافظه طوطی وارِ انباشته شده از اطلاعات، از کار در نخواهد آمد.

*آیا تیزهوش نبودن عیب است؟!

در پایان به چند نکته کوتاه اشاره می کنم و جمع بندی بحث را به قضاوت شما واگذار می کنم:
1. امروزه برای کسب موفقیت، بیشتر از هوش به روی ابعاد دیگر هوش مانند هوش هیجانی تأکید می شود.
2. همه آدم های تیزهوش لزوماً در زندگی افراد موفقی نیستند.
3. از آنجا که هر که بامش بیش باشد برفش بیشتر خواهد بود، آدم های تیزهوش و نابغه نه تنها آدم های بدون مشکلی نیستند بلکه به دلیل اینکه از اکثریت جامعه جلوترند، مجبورند با مشکلات و دردسرهای بیشتری هم سر و کله بزنند.
4. بچه های باهوش و معمولی هم می توانند آدم های موفقی بشوند البته به شرط اینکه به جای صرف کردن بهترین بخش عمرشان برای سر به میز تحریر کوبیدن، برای پیدا کردن و پروراندن استعدادهای واقعی شان تشویق و حمایت شوند.
5. و آخرین نکته را با یک سوال تمام می کنم: به نظر شما آیا تیزهوش نبودن که بخش اعظم آن محصول ژنتیک و وراثت و خارج از اراده ما است عیب است یا شاداب نبودن و لذت نبردن از زندگی، تک بعدی بودن، کم مهارت بودن و بی خبر و بی بهره ماندن از استعدادها و توانایی های واقعی خود، که تا حد بسیار زیادی دست خود ما هستند؟

9 ابزار پیشنهادی برای ترکیب شبکه های اجتماعی و آموزش الکترونیک

در دنیایی که مملو از تغییرات تکنولوژی است ما اغلب به حضور برخی امکانات دقت نداریم یکی از این امکانات استفاده از آموزش الکترونیک در فرآیند ارتباطات از طریق پلت فرم های اجتماعی است. در این مقاله به بررسی فرصت های استفاده از شبکه های اجتماعی در دوره های آموزشی الکترونیک می پردازیم.


آموزش الکترونیک واژه ای است که معمولا برای توصیف آموزش از طریق روش های آموزشی فن آور محور و نوآورانه می پردازد. تعداد کمی از ما نقش شبکه های اجتماعی در آموزش را می شناسیم و با ترکیب آن با آموزش الکترونیک آشنا هستیم، در ادامه می توانیم با روش های ترکیب این دو مقوله با یکدیگر برای آموزش بهتر دانشجویان آشنا شویم.

9 ابزار پیشنهادی برای ترکیب شبکه های اجتماعی و آموزش الکترونیک

1-به اشتراک گذاری صوت از طریق iTalk
بعضی اوقات احساس می کنید نمی توانید روی ارائه و سخنرانی تان تمرکز کنید؟ از پادکست استفاده کنید. برنامه کاربردی iTalk در زمینه ایجاد، ویرایش و به اشتراک گذاری فایل صوتی با پیشرفته ترین امکانات به کمک شما می آید. وقتی از برداشتن نوت و یادداشت خسته شدید، می توانید صدای خود را ضبط کنید و ایرادات خود را پیدا کنید.

اگر به Instagram سری زده باشید، با انبوهی از عکس های به اشتراک گذاشته شده بر می خورید. این عکس ها با یک هشتگ نشانه گذاری می شوند. عکس های آموزشی خود را با یک هشتگ خاص نشانه گذاری کنید.


2- به اشتراک گذاری عکس و تصویر از طریق Instagram Instagram هیجان انگیز!
اصلا به فکرتان هم نمی رسید که بتوانید از این برنامه کاربردی برای آموزش استفاده کنید! ولی اینکار شدنی است، بیشتر دانشجویان از این طریق آموخته هایشان را با یکدیگر به اشتراک می گذارند. Instagram در ایجاد مجموعه های تصاویر و مدیریت آنها بهترین گزینه است، می توانید یا یک هشتگ تصاویر را بارگذاری کنید تا برای دانشجویان به راحتی قابل دسترس باشد.

3- میزبانی اطلاعات زیاد با Wunderlist
این برنامه مبتنی بر وب به شما در سازماندهی همه موارد مورد نیاز برای یک فرآیند کمک می کند. فولدرها، زمان بندی، نظرات، یادآورها، چک لیست ها و ... به مسئول گروه برای انجام کارها کمک خواهد کرد.

4- همکاری از طریق Google Docs
همه این روزها با گوگل و خدمات مختلف آن آشنا هستند، ایجاد دسترسی مخصوص به یک سند یا فایل از طریق ابزار Google Docs فراهم می شود. به علاوه این ابزار هم در کسب و کار و هم در تحصیل استفاده می شود بنابراین امکانات مختلف و مناسبی دارد.

5-یادداشت برداری از طریق Evernote
در اصل به عنوان یک پایگاه داده برای به خاطر سپاری همه چیز ایجاد شده! Evernote ابزاری مفید برای نویسندگان است، در حال حاضر به عنوان وسیله ای دیجیتالی که هم روی لپ تاپ و هم موبایل قابل استفاده است عرضه می گردد و البته به قابلیت یادآوری نیز مجهز است، به علاوه کمک می کند تا لیست انجام کار دقیقی ایجاد کنید.

6- نشانه گذاری به وسیله  Pocket
از نشانه گذاری (Bookmark ) مرورگر خود ناراضی هستید؟ همیشه صفحه ای نامرتب و پر از لینک های مختلف و نامرتبط جلوی شماست؟ Pocket به شما کمک می کند! این ابزار هرچه فکرش را بکنید برای مرتب کردن و منظم کردن لینک های مورد نیاز به شما ارائه می کند، سطوح مختلفی دارد و می توانید لینک ها به منابع اینرنتی را با استفاده از آن مرتب و یک جا داشته باشید.

9 ابزار پیشنهادی برای ترکیب شبکه های اجتماعی و آموزش الکترونیک

7- به اشتراک گذاری ویدئو از طریق Vine
ویدئوهای آموزشی ارزش زیادی دارند، اما طولانی بودن آنها می تواند از میزان جذابیت آنها بکاهد، با استفاده از Vine می توانید نکات مهم ویدئوها را به صورت متنی به اشتراک بگذارید، تعداد کمی از افراد حوصله دیدن ویدئوهای طولانی را دارند، اما Vine با به تصویر کشیدن ویدئوهای آموزشی کوتاه توانسته مخاطبان بسیاری جذب کند.

با استفاده از Trello می توانید برای فعالیت های تیم خود، برنامه ریزی کنید و یادداشت بردارید.


8- تنظیم برنامه ها با Trello
شرکت های بین المللی بسیار از Trello استفاده می کنند و تیم های دانشجویی نیز می توانند از ویژگی های آن بهره ببرند، برنامه ریزی پیشرفته و میزبانی فایل ها آن را به یک پلت فرم خاص تبدیل کرده است. رابط کاربری آن شبیه به یک کاغذ یادداشت است که به راحتی با مخاطب ارتباط برقرار می کند.

9- ارتباط از طریق Snapchat
این ابزار محبوب بین دانشجویان است که به شما اجازه همکاری آنلاین برای حل مسئل و طرح درس رامی دهد. اگر توسط یک استاد در کلاس استفاده شود، دانشجویان می توانند نظرات، راه حل ها، لینک ها و تصاویر مورد نظر برای درس را به اشتراک بگذارند.

حتما تعداد ابزارهای بیشتری قابل استفاده در آموزش وجود دارد. استفاده بهتر و بیشتر از این شبکه های اجتماعی در آموزش الکترونیک می تواند تجربه آموزش ارزشمند را به شما بدهد، پس سعی کنید با کارکردهای این ابزارها آشنا شده و هر چه بیشتر از آنها استفاده کنید!

کاربرد چرخه یادگیری در تدریس

چرخه یادگیری(1) بر چهار مرحله استوار شده است: تجربه، بازتاب و تامل، مفهوم سازی و سرانجام، کاربرد.

کاربرد چرخه یادگیری در تدریس


تدریس موفق، تدریسی است که بر مبنای نحوه یادگیری دانش آموزان مبتنی شده باشد. آشنایی با چرخه یادگیری به مدرسان کمک می کند که با درک بهتر از مراحل این چرخه، مباحث درسی را هر چه موثرتر ارائه کنند. چرخه یادگیری بر چهار مرحله استوار شده است: تجربه، بازتاب و تامل، مفهوم سازی و سرانجام، کاربرد. به منظور درک بهتر تاثیر چرخه یادگیری بر تدریس، مراحل آن را یک به یک مورد بررسی دقیق تر قرار می دهیم.

 1.مرحله تجربه2:
مرحله نخست آغاز هر تجربه آموزشی، با ارتباط دادن مبحث درسی با زندگی واقعی دانش آموزان آغاز می شود. دانش آموزان باید بدانند که چرا باید مبحثی را بیاموزند. تا زمانی که چرایی، یادگیری برایشان مفهوم نشده باشد، نمی توانند با درس ارتباط برقرار کنند و اهمیت آن را درک کنند. هر معلم موفقی، به خوبی درک می کند که برای ایجاد ارتباط دانش آموز با مبحث درسی، باید رابطه ای را بین زندگی واقعی او و موضوع برقرار کرد. 

فاز تجربه، دقیقا به چرایی آموزش می پردازد و اگر به درستی پیش برود، به سوالاتی که در ذهن دانش آموزان نقش می بندد، پاسخ خواهد داد و آنها را به ادامه آموختن، علاقمند خواهد کرد. برای مثال، در یک کلاس ابتدایی، برای آغاز مبحث درسی در مورد چوب،، ابتدا باید به کودکان کمک کرد تجربه خود را از استفاده و لمس چوب، به یاد آورند در این صورت به خاطر می آورند که چوب نقشی واقعی در زندگی آنها دارد. همچنین برای تدریس مبحث سرعت و شتاب، در یک کلاس فیزیک، اگر آغاز بحث با ذکر تجربه ای واقعی مثلا از رانندگی و تجربه شتاب گرفتن با خودرو باشد، دانش آموزان ارتباطی عملی با موضوع پیدا کرده و به یادگیری آن علاقه بیشتری پیدا می کنند.

مرحله تجربه می تواند از طرق مختلف انجام شود. نمایش یک فیلم (کوتاه یا بلند)، یک نماهنگ، پخش قطعه ای موسیقی یا آواز، خاطره گویی، داستان گویی یا حتی دیدار از یک نمایشگاه عکس یا نقاشی می تواند مرحله تجربه را به بهترین شکل خود در ذهن دانش آموز به جریان بیندازد و او را برای یادگیری مبحث اصلی درس، آماده کند.
 
2.مرحله تامل و بازتاب3:
مرحله دوم، بعد از تجربه، مرحله تامل و بازتاب است. گرچه ممکن است به نظر این مرحله شباهت زیادی به تجربه داشته باشد، اما از نظر عمق و روش متفاوت است. مرحله بازتاب، پل میان مراحل تجربه و مفهوم سازی است. یعنی می تواند در تجربه عمیق تر شود، به جوانب مختلف تجربه نگاه کند، سوالات کلیدی تری را مطرح نماید و بحث و گفتگوی عمیق تر و تحلیلی تری را آغاز کند.

مرحله تامل و بازتاب، مرحله اظهار نظر و خود بیانگری است. مرحله ای که از دانش آموزان انتظار می رود هر چه بیشتر ذهن خود را درگیر موضوع کنند و بیش از پیش صحبت کنند. این مرحله می تواند همراه با گروه های بحث و گفتگوی کوچک- مثلا دو نفره- باشد. می تواند شامل گروه های موافق و مخالف و بحث بینابین آنها برای پوشش دادن جوانب مختلف موضوع  باشد.

اما فراموش نکنید این مرحله به جهت دادن فرصتی برای خود بیانگری و چالش ذهنی دانش آموزان است و نباید سوالاتی که مطرح می کنید جنبه اطلاعاتی داشته باشد زیرا دانش آموزان هنوز وارد مرحله مفهوم سازی نشده اند و اطلاعات کافی را در مورد موضوع به دست نیاورده اندتا اینجا صرفا در حال بحث و گفتگو بر پایه ذهنیات و اندوخته های دانش قبلی خود هستند.

کاربرد چرخه یادگیری در تدریس


 3.مرحله مفهوم سازی4:
مرحله مفهوم سازی، در واقع همان بخشی از تدریس است که معمولا همه ما آن را به عنوان کار اصلی معلم در کلاس درس می شناسیم. به طور معمول اکثر معلم ها، مستقیما بدون هیچ مقدمه ای به این مرحله جهش می کنند و از همین نقطه تدریس را آغاز می کنند. اما اگر بخواهیم آنچه را به دانش آموزان، می آموزیم، ماندگاری و عمق داشته باشد، مرحله مفهوم سازی علی الاصول باید بعد از دو مرحله قبل، اتفاق بیفتد یعنی بعد از اینکه دانش آموزان ارتباط ذهنی و عاطفی با مبحث درسی برقرار کردند، آمادگی برای یادگیری مباحث پیچیده و عمیق تر، کسب اطلاعات کامل تر و بررسی تحلیلی موضوع از جنبه های مختلف و از دیدگاه متخصصان و کارشنانسان حوزه مورد بررسی را خواهند یافت.

از آنجایی که مرحله مفهوم سازی، از نظر سطح دانش و بینش، بالاتر است و نیاز به زمان و فرصت برای درک مطلب دارد، لذا بهتر است در فواصل زمانی 10 تا 15 دقیقه ای، سخنرانی استاد یا معلم، به طور آگاهانه قطع شود، و فرصتی برای صحبت، گفتگو و یا سوال و جواب از طرف دانش آموزان فراهم شود بدین وسیله هم دانش آموزان فرصت کافی برای هضم و جای دهی مطالب درسی سنگین پیدا می کنند و هم مدرس می تواند همراهی دانش آموزان و میزان یادگیری آنها را به طور منظم پیگیری و رصد کند و اگر نیاز به بازنگری و یا تکرار مبحث وجود داشته باشد، قبل از پیچیده تر شدن درس، موارد لازم را اصلاح کند.

فاز مفهوم سازی لزوما به سخنرانی استاد ختم نمی شود، استفاده از انواع ابزار و روش های کمک آموزشی همچون استفاده از گراف ها، نمودار ها، جداول، اسلایدهای آموزشی، که جنبه بصری داشته باشند می تواند در توضیح مطالب به استاد کمک شایانی کند. قسمت مطالعه و بلند خوانی کتاب نیز می تواند بخشی از فاز مفهوم سازی باشد. در صورت نیاز، استاد می تواند کلاس را به گروه هایی دو یا چند نفره تقسیم کند و از آنها بخواهد بخشی از کتاب را با هم خوانده و بعد از بحث گروهی، برای کل کلاس توضیح بدهند.
 
4.مرحله کاربرد5:
مرحله کاربرد به مدرس، این امکان را می دهد که میزان یادگیری و تسلط بر درس را در میان دانش آموزان خود بررسی و ارزیابی کند. معمولا هدف از ارائه هر مطلب درسی، جنبه عملی و کاربردی آن است که تضمین می کند آیا مبحث درسی به درستی آموخته شده است یا خیر.
این مرحله می تواند شامل دو بخش باشد یکی فعالیت های کلاسی که اغلب به صورت گروهی اجرا می شوند و دوم، فعالیت های خارج از کلاس که به صورت انفرادی یا در گروه های کوچک برای انجام پروژه هایی مرتبط با موضوع درسی برنامه ریزی می شوند. به این ترتیب استفاده از انواع روش های یادگیری مشارکتی و کارهای گروهی، مثلا برای سختن یک روزنامه دیواری، آهنگ سازی و تشکیل گروه همنوازی و هم آوایی، اجرای یک نمایش، یا نوشتن مقاله و داستان می تواند جزوی از فعالیت های مرحله کاربرد باشد. برگزاری یک سمینار کلاسی یا بین کلاسی، یا برگزاری یک نمایشگاه از آثار هنری دانش آموزان حول محور مباحث درسی همه می تواند جزو مرحله کاربرد قرار بگیرد. انجام پروژه های خارج از زمان کلاس، همچون انجام و گزارش یک یا چند آزمایش علمی، تحقیق و گزارش آن به صورت مقاله یا پوستر می تواند از جمله این فعالیت ها باشد.
 
باید توجه داشت که لزوما نباید این مراحل به صورت متوالی اجرا شوند. ممکن است بسته به موضوع یا روش تدریس خاص هر معلم و یا حتی برای ایجاد تنوع، ترتیب اجرای این مراحل تغییر پیدا کند و پس و پیش شود اما فارغ از ترتیب مراحل، به طور کلی توجه به چرخه یادگیری می تواند، به مدرسان فارغ از اینکه در چه حوزه و رشته ای و برای چه مقطع سنی تدریس می کنند، کمک موثری در طراحی درس و لحاظ کردن فعالیت های درسی خلاق و آموزنده در ضمن تدریس باشد. 
 
 
1.    Learning Cycle
2.    Experience
3.    Reflection
4.    Conceptualization
5.    Application
 

حل مسئله (واحدهای اندازه گیری)

اندازه گیری مبنای هر گونه بررسی کمی است.علوم، وابسته به داده های کمی می باشند.

حل مسئله (واحدهای اندازه گیری)

توجه داشته باشید که این داده ها از اندازه گیری به دست می آیند. با استفاده از واحد، کمیت مورد نظر را با کمیت استاندارد می سنجند. برای ایجاد ارتباط مقایسه در یک محاسبه باید در مورد یک واحد به توافق برسیم. سیستم متری نمونه ای از هماهنگی درباره واحدها است.
در این جا فرض می کنیم شما با واحدهای متداول اندازه گیری در سیستم متری آشنا هستید و با نمایش حجم به صورت L1،100cm3 و 1cm3 و نمایش جرم به صورت 100g  ،10g و 1kg و نمایش طول به صورت 760mm ،10cm و 1m  آشنایی دارید. همچنین با مقیاس دمای سلسیوس (سانتی گراد) آشنا هستید.

به خاطر داشته باشید که در سیستم متری از نمادهای اعشاری استفاده می شود که در آن پیشوند میکرو به معنی یک میلیونیم (6-10)، میلی به معنی یک هزارم (3-10)، سانتی به معنی یک صدم (2-10) و دسی به معنی یک دهم (1-10) است. در حالی که کیلو به معنی 1000 برابر (103) و مگا به معنی یک میلیون برابر (106) می باشد.
این پیشوندها رابطه میان واحدها در سیستم متری را نشان می دهند. برای مثال یک سانتی متر برابر 0/01  متر و یک کیلومتر برابر 1000 متر می باشد.

تبدیل کردن واحدهای متری (گرم، لیتر، سانتی مکعب، سانتی متر و غیره) به واحدهای دیگر (پوند، کوارت، اینچ، فوت و غیره) غالبا لازم نیست. در صورت نیاز به این تبدیل ها می توان از ضریب تبدیل استفاده نمود.

حل مسئله (واحدهای اندازه گیری)

سیستم بین المللی واحد ها، SI 
سیستم استاندارد بین المللی یکاها (SI) در سال 1960 در یازدهمین کنفرانس بین المللی اوزان و اندازه ها تاسیس شد. واحد اختصاری آن در تمام جهان (SI (system international unit  است.
طی سال ها، اصلاحات زیادی در سیستم متری انجام شده است و نتیجه کار، سیستم اصلاح شده و جدید واحدها می باشد که انجمن علمی بین المللی آن را پذیرفته است. این سیستم جدید سیستم بین المللی واحدها یا SI نام دارد که از حروف اول نام آن در زبان فرانسه گرفته شده است. سیستم متری SI با هفت واحد اصلی شروع می شود که با مجموعه ای از کمیت های فیزیکی مستقل مطابقت دارد. این واحدهای اصلی و نمادهای آنها در جدول 1.2 فهرست شده اند. پنج نماد اول در هر شاخه شیمی به کار می روند و دو نماد آخر بیشتر تخصصی هستند.

کمیت

 واحد 

  نماد   

طول

متر

m

جرم

کیلوگرم

kg

زمان

ثانیه

s

جریان الکتریکی

آمپر

A

دما

کلوین

K

مقدار ماده

مول

mol

شدت درخشش (شدت روشنایی)

شمع

cd


واحدهای سایر کمیت های فیزیکی واحدهای فرعی نام دارند و ترکیبی از واحدهای اصلی مناسب بدون ضرایب عددی هستند. مثلا واحد سطح متر مربع (m2) است و از رابطه میان طول و سطح مشتق شده است. واحد حجم، متر مکعب (m3) است و از رابطه میان طول و حجم مشتق شده است. این سیستم واحدها سیستم همسان نامیده می شود و مزیت آن این است که نیازی به یادگیری ضرایب تبدیل ندارد. پاره ای از واحدهای فرعی مهم را نیز در جدول 2.2 برای شما فهرست کرده ایم و برخی واحدهای متداول که در سیستم SI نیستند نیز در جدول 3.2 آورده شده اند.

کمیت

واحد

نماد

انرژی

ژول

J

نیرو

نیوتن

N

فشار

پاسکال

Pa

سرعت

کیلومتر بر ساعت

m/s

شتاب

متر بر مجذور ثانیه

m/s2

جدول 2.2

کمیت فیزیکی

واحد

نماد

انرژی

کالری

cal

فشار

اتمسفر

atm

فشار

میلی متر جیوه

mmHg

فشار

تور

torr

نیرو

دین

dyn


جدول 3.2
سیستم SI مجموعه ای از پیشوندها را نیز دربر دارد که برای کسرها و مضرب های اعشاری واحدهای اصلی و فرعی این سیستم به کار می رود. پیشوندهای مربوط به همه توان های 10 وجود ندارد. پیشوندهای کوچک تر از 2-10 یا بزرگ تر از 102 باید نماهای قابل قسمت بر 3 داشته باشند. پاره ای از این پیشوندها را نیز در جدول 4.2 فهرست نموده ایم. 
توجه کنید که شیمی دان ها همه واحدهای SI را نپزیرفته اند. در بعضی موارد سیستم های قدیمی مناسب ترند. 
حال به معرفی هفت کمیت اصلی در SI می پردازیم.

کسر

پیشوند

نماد

1-10

دسی

d

2-10

سانتی

c

3-10

میلی

m

9-10

نانو

n

10

دکا

da

102

هکتو

h

106

مگا

M

109

گیگا

G

103

کیلو

k


جدول 4.2

نکته: واحد ها را مانند اعداد ضرب و تقسیم می کنیم این تنها روشی است که به روند فکری شما دقت بیشتری می بخشد.

کج خلقی‌ها کودک را چطور درمان کنیم؟

کج خلقی‌ها بخشی طبیعی از دوران رشد کودک محسوب می‌شوند. بد اخلاقی‌های یک کودک خردسال اغلب به علت عدم توانایی وی در بیان احساساتش می‌تواند باشد یا از شرایطی که در آن قرار دارد ناراضی است، یا بسیار خسته یا گرسنه است. مطمئنا اگر شما خونسردی خود را حفظ کنید، فرزند شما سریع‌تر آرام می‌شود.

 
کودک خشن

علائم رفتارهای پرخاشگری در گروه‌های سنی مختلف، متفاوت است. به عنوان مثال ممكن است رفتار پرخاشگری در كودكان 2 تا 5 سال با گریه‌های شدید، زد و خورد با والدین و اطرافیان، پا كوبیدن و كوبیدن سر به دیوار و خود‌زنی همراه باشد.

عوامل به وجود آورنده پرخاشگری در رفتار كودكان

عوامل بسیاری وجود دارد كه می‌تواند منجر به این رفتار نابهنجار شود. یكی از آنها تلویزیون و برنامه‌های خشونت‌آمیز آن است .متاسفانه تعداد زیادی از والدین، برنامه‌های خشونت‌آمیز مورد علاقه‌شان را در كنار كودكان تماشا می‌كنند. این مسئله علاوه بر اینكه باعث رفتار خشونت‌آمیز در كودكان می‌شود، موجب بروز علائم اضطراب  در آنان نیز می‌شود. بنابراین نیاز است والدین براساس علاقه خود و فرزندان‌شان زمان خاصی را برای دیدن این فیلم‌ها اختصاص دهند و به هیچ وجه این‌گونه فیلم‌ها را همراه كودكان‌شان نبینند.

بازیهای خشن

سر فرزند خود فریاد نکشید یا برایش دلیل و نظیر نیاورید. وقتی فرزند شما در کوران طغیان احساسات است. هیچ راهی برای نفوذ منطقی در وی ندارید. فقط باید صبر کنید تا کودک کمی آرام شود

برای رهایی از این مشکل، پیشنهاد می‌شود والدین ابتدا به بررسی برنامه‌ها و فیلم‌های متناسب با سن کودک پرداخته و سپس اجازه دیدن آن را برای آنان صادر كنند. یادمان باشد که ما والدین به واسطه مسئولیت خطیری که در تربیت دلبند خود داریم، نباید اجازه دهیم تا صفحه سفید و پاک ذهن کودک‌مان با برنامه‌های بی‌محتوا و نامناسب به سمت سیاهی و تباهی کشیده شود .
عامل دیگری كه می‌تواند باعث بروز خشونت در رفتار كودكان شود بازهای خشن كامپیوتری است. بازی‌هایی كه مروج خشونت و بی‌رحمی‌اند و آن كس كه در این بازی‌ها نمی‌كشد، بازنده به حساب می‌آید.
ناکامی هم عامل دیگری است كه به پرخاشگری  می‌انجامد. وقتی کودک به هدف خود دست نیابد و ناکام شود، یکی از رفتارهایی که از او سر می‌زند پرخاشگری است.

آنچه که هرگز نباید انجام دهید:

- سر فرزند خود فریاد نکشید یا برایش دلیل و نظیر نیاورید. وقتی فرزند شما در کوران طغیان احساسات است. هیچ راهی برای نفوذ منطقی در وی ندارید. فقط باید صبر کنید تا کودک کمی آرام شود.
- اگر کودک در یک مکان عمومی قشقرق به پا کرد ، او را به یک مکان خصوصی تر مثل اتومبیل خودتان یا لااقل دستشویی ببریدو اگر باز هم کنترل وی غیرممکن بود او را به خانه ببرید.
- متاسفانه مواردی هم وجود دارد که شما نمی‌توانید محل را ترک کنید، مثل هواپیما، قطار. پس بهترین کار این است که لبخند بزنید و تحمل کنید که البته ممکن باعث رنجش دیگران بشود اما شما باید نگران فرزند خود باشید نه کس دیگر.

عامل دیگری كه می‌تواند باعث بروز خشونت در رفتار كودكان شود بازهای خشن كامپیوتری است. بازی‌هایی كه مروج خشونت و بی‌رحمی‌اند و آن كس كه در این بازی‌ها نمی‌كشد، بازنده به حساب می‌آید

- اگر فرزند شما شروع کرد به گاز گرفتن، لگد زدن، کتک کاری یا هر رفتار نامناسب دیگر، آن موقع باید فورا او را تا زمانی که آرام شود از موقعیتی که در آن است دور کنید.
- زمانی که کج خلقی کودک پایان یافت ، در مورد آنچه اتفاق افتاد با عصبانیت یا آشفته حالی صحبت نکنید زیرا مرور دوباره و دوباره اتفاقات می‌تواند کودک را برآشفته کند و باعث شروع مجدد یک بداخلاقی بشود.

چطور از قلدری کودکان پیشگیری کنیم؟

پیشگیری از قلدری کودکان باید از خانه شروع شود، بنابراین والدین باید از این لحاظ سرمشق‌های خوبی برای فرزندانش باشند و آنها را انجام قلدری برحذر دارند.
برای بحث‌کردن با کودک درباره قلدری این نکات را رعایت کنید:
- به او توضیح دهید که قلدری و زورگویی کردن هرگز قابل قبول نیست.
- قواعدی را در باره رفتار پرخاشگرانه تعیین کنید، و این قواعد را به طور محکم و مداوم اعمال کنید.
- به کودک‌تان سرمشق دهید؛ به کودک نشان دهید که برای به دست آوردن چیزی که می‌خواهند نیاز به تهدید کردن یا آزار دادن آنها نیست.
- انضباط را با تنبیهات غیرجسمی ایجاد کند، مانند محروم کردن کودک از امتیازات.
- اگرکودک شما سابقه زورگویی را دارد، با معلمان مدرسه همکاری کنید تا راه حلی مناسب به دست آید.

برای تقویت روحیه نوع دوستی در کودکان تلاش کنیم

تا همین اواخر، روان شناسان به ما آموخته بودند که کودک موجودی کاملاً خودخواه و دربست در پی ارضای نیازهای شخصی خویش است. اما تحقیقات تازه تر روان شناسی این آموزه ها را با تردیدهایی جدی مواجه کرده است.

 
بازی کودکان

کم نیستند افرادی که معتقدند در زمانه فعلی، فرزندان زیاد به فکر والدین خود نیستند چه رسد به دیگران. امروزه این تصور وجود دارد که به دلیل تغییر شرایط و سبک زندگی، نسبت به گذشته، نوع دوستی و نیکوکاری کمتر شده و هر کس بیشتر به فکر خویش است. این موضوع ممکن است برای برخی از والدین این دغدغه را ایجاد کند که در سنین کودکی، راههایی را پیدا کنند تا از طریق آنها بتوان به افزایش روحیه نوع دوستی در کودکان پرداخت. این موضوعی مهم است که لازم است مورد توجه مربیان و معلمان هم قرار گیرد.

به راستی برای افزایش نوع دوستی در کودکان چه می توان کرد و از کجا باید شروع کنیم؟

تا همین اواخر، روان شناسان به ما آموخته بودند که کودک موجودی کاملاً خودخواه و دربست در پی ارضای نیازهای شخصی خویش است. اما تحقیقات تازه تر روان شناسی این آموزه ها را با تردیدهایی جدی مواجه کرده است. برای نمونه، فلیکس وارنکن، روان شناس موسسه ماکس پلانک در لایپزیک آلمان، طی سه سال اخیر با تحقیقاتی، رفتار نوع دوستانه کودکان کم سن و سال را بررسی کرده است.

این روان شناس براساس مطالعات نتیجه گیری کرده که «انگیزه های خودخواهانه و نوع دوستانه از همان آغاز حیات در درون کودک در حال تعارض و رقابت با همند، ولی بزرگ  ترها می توانند تمایلات ذاتی نوع دوستانه و مطلوب را در بچه ها بارورتر کنند و پرورش دهند.»در حقیقت، والدین، معلمان و مصلحان جامعه می توانند با اعمال و کردار خود بچه ها را نوع دوست  تر و نیکوکارتر کنند


او در مطالعات خود یک آزمایش تجربی انجام داد، به این شکل که شیئی را از روی یک نردبان به کف اتاقی که در آن بچه های کوچک بودند می انداخت (15 مرتبه این کار تکرار می شد) و سپس بررسی می کرد که آیا بچه های خردسال شیء را برمی دارند به او بدهند یا خیر. این روان شناس براساس مطالعات نتیجه گیری کرده که «انگیزه های خودخواهانه و نوع دوستانه از همان آغاز حیات در درون کودک در حال تعارض و رقابت با همند، ولی بزرگ  ترها می توانند تمایلات ذاتی نوع دوستانه و مطلوب را در بچه ها بارورتر کنند و پرورش دهند.»در حقیقت، والدین، معلمان و مصلحان جامعه می توانند با اعمال و کردار خود بچه ها را نوع دوست  تر و نیکوکارتر کنند. اما چگونه؟

آموزش نوع دوستی در خانه

همان گونه که ذکر شد، انواع تحقیقات چند سال اخیر نشان می دهد که حتی نوزادان 18 تا 24 ماهه هم شواهدی از رفتار نوع دوستانه از خود بروز می دهند. این موضوع نشان می دهد که حتی خردسالانی که هنوز چندان هم اجتماعی نشده اند به طور فطری آماده کمک به دیگرانند. اما نکته مهم آن است که والدین به عنوان سرمشق های کودک نقشی حیاتی در بروز و توسعه رفتارهای فوق در بچه ها دارند.تحقیقان نشان می دهد که اگر والدین خود عمل یا رفتار نیکوکارانه انجام دهند و فرزند آن را ببیند و رابطه والدین و کودک خوب باشد، کودک با احتمال بسیار زیاد فردی نوع دوست خواهد شد.

بازی کودکان


پروفسور گیل کلاری در مجله «رشد کودک» در این زمینه می نویسد: «نیکوکارانی که تعهد به انجام کارهای نوع دوستانه دارند والدینی داشته اند که خود فعالیت های یاری رسان داشته اند، از این طریق سرمشق های خوبی برای بچه هایشان بوده اند و در عین حال، روابط والد    فرزندی در خانواده آنها خوب بوده است. اما کسانی که چندان گرایش های نوع دوستانه نداشته یا پس از شروع کار خیر آن را ادامه نداده اند نه والدینشان سرمشق های خوبی برای آنان در زمینه نیکوکاری بوده اند، نه رابطه خوبی با پدر و مادرشان داشته اند.» کلاری در این زمینه مسئله ای را بیان می کند که بسیار اهمیت دارد. می گوید: «بچه ها به آنچه والدین انجام می دهند توجه می کنند، نه به صرف حرف هایی که آنان می زنند. بچه ها در صورتی که رابطه خوبی با پدر و مادرشان داشته باشند، احتمالاً بیشتر، آنها را سرمشق خود در رفتار نوع دوستانه قرار می دهند.»

آموزش نوع دوستی در مدرسه

«بچه ها به آنچه والدین انجام می دهند توجه می کنند، نه به صرف حرف هایی که آنان می زنند. بچه ها در صورتی که رابطه خوبی با پدر و مادرشان داشته باشند، احتمالاً بیشتر، آنها را سرمشق خود در رفتار نوع دوستانه قرار می دهند.»

اما والدین تنها کسانی نیستند که بر نوع دوست شدن بچه ها اثر می گذارند. معلم ها هم در این زمینه نقش مهمی دارند. پروفسور الیوت ارونسون از دانشگاه کالیفرنیا نشان داده که اگر به جای رقابت و چشم و همچشمی مخرب، به دانش آموزان کار مشارکتی را بیاموزیم و به دانش آموزان یاد دهیم که به کودکان دیگری که چندان وضعیت تحصیلی یا اجتماعی مناسبی ندارند کمک کنند، آنان احتمالاً همدل تر می شوند و از پیشداوری علیه دیگران بیشتر پرهیز می کنند. ارونسون معتقد است که باید بچه ها درک کنند که لازم است به حرف های بچه های جوامع دیگر گوش بدهند و به فکر هم باشند. این آزمون خوبی برای تعیین سطح همدلی و نوع دوستی دانش آموزان است، چون همدلی یک شاخص اصلی نوع دوستی در آدمی است.

کودکان نوع دوست، بزرگسالان نوع دوست

بررسی ها نشان می دهد که کودکان نوع دوست به بزرگسالانی نوع دوست تبدیل می شوند. دکتر نانسی ایزنبرگ در این مورد از «استدلال اخلاقی دگرمحور» یاد می کند و معتقد است کودکانی که در دوران بچگی خود به خود (و نه در پاسخ به یک درخواست) اعمال جامعه یار و پسندیده انجام می دهند در بزرگسالی به سمت «استدلال اخلاقی دگرمحور» روی می آورند. ایزنبرگ می گوید کسانی که رفتارهای نوع دوستانه ای در کودکی دارند در دهه بیست  سالگی عمرشان هم به همان شکل عمل می کردند.

قصه خوانی عملی مفید در تقویت روحیه نوع دوستی

یک روانشناس معتقد است: قصه می تواند در پرورش حس زیبایی شناسی کودک اثرگذار باشد، چرا که قصه کودک را متوجه دنیای اطراف خود می کند.
نسرین نازیی، روانشناس کرمانشاهی اینطور می گوید که: قصه ابزاری مطمئن برای آموزش چگونه زندگی کردن و نحوه غلبه بر مشکلات است.
وی با اشاره به اینکه کشش و جذبه قصه سبب انبساط خاطر کودک می شود و تاثیر عمیقی بر شکل دهی روند زندگی او دارد، افزود: کودک از جهان داخل قصه به جهان مطلوب و آرمانی خود می رسد و خود را برای زندگی در جامعه آماده می کند.
نازیی از قصه به عنوان بهترین ابزار جهت پرورش قوه تخیل کودک یاد و تاکید کرد: قصه باید به گونه ای انتخاب شود که کودک را به خلاقیت در بزرگسالی برساند.

نازیی از قصه به عنوان بهترین ابزار جهت پرورش قوه تخیل کودک یاد و تاکید کرد: قصه باید به گونه ای انتخاب شود که کودک را به خلاقیت در بزرگسالی برساند

به گفته این روانشناس کرمانشاهی، قصه حس نوع دوستی را در کودک تقویت می کند و از این حیث پرداختن به آن از اهمیت زیادی برخوردار است.
وی ادامه داد: قصه می تواند در پرورش حس زیبایی شناسی کودک اثرگذار باشد، چرا که قصه کودک را متوجه دنیای اطراف خود می کند.
نازیی افزود: قصه از سوی دیگر سبب افزایش دایره لغات کودک می شود، زیرا کودک در سنین حدود 6 سالگی باید حدود دو هزار کلمه را در گنجینه لغات خود داشته باشد.
وی معتقد است: قصه بایستی متناسب با ویژگی های رشدی فرد انتخاب شود تا بتواند تاثیر واقعی خود را بر او بگذارد.
به گفته این روانشناس، باید شرایطی را فراهم کنیم که نتیجه و پایان قصه را به کودک واگذار کنیم، چرا که در این صورت نحوه درست فکر کردن را به او آموخته ایم.
بازگذاشتن پایان داستان سبب تقویت تفکر واگرا در کودک می شود، به این معنا که او یاد می گیرد، در صورت مواجهه با مشکلات راه حل های مختلفی را در ذهن خود پیدا کرده و بهترین آنها را برگزیند.
آنچه که اهمیت دارد این است که پرداختن به قصه در جامعه کنونی ما در حال کمرنگ شدن است و این مسئله لزوم توجه بیشتر به این مقوله را نشان می دهد.

بار عاطفی ارزشیابی و نمره

تقریبا همه دانش آموزان نسبت به قضاوت و ارزشیابی معلم، حساس هستند و وقتی نمره فعالیت درسی را دریافت می کنند، نسبت به آن واکنش روانی نشان می دهند.

تاثیر نمرات بالا بر عملکرد دانش آموزان

 این واکنش زمانی شدیدتر می شود که دانش آموز با نمره پایین تر از سطح انتظار رو به رو شود در این هنگام معمولا بار عاطفی نمره پائین یا دست کم پائین تر از سطح انتظار، بسیار سنگین است. این مسئله نه تنها دامنگیر دانش آموزان در سنین پائین است بلکه حتی دانشجویان در مقاطع تحصیلات عالی را نیز تحت تاثیر قرار می دهد.
 

عواطف و یادگیری

مری هلن ایموردیو یانگ، استادیار آموزش، روان شناسی و علوم اعصاب در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی معتقد است که نشان دادن واکنش شدید نسبت به نمره از آنجایی شکل می گیرد که اطلاعات و دانسته های دانش آموزان از مباحث درسی با تجربه آن ها از نمره به شدت گره خورده است. به این ترتیب میزان یادگیری و شناخت دانش آموزان از مباحث درسی عمیقا با احساسات قوی و موثر آن ها نسبت به نمره ای که در آن کسب می کنند، در پیوند است.
 
به گفته ایموردیو یانگ، صرف نظر از اینکه نمره دانش آموزان خوب یا بد باشد، صرف نمره، سبب تغییر تمرکز دانش آموز از یادگیری مطالب درسی به سمت نمره می شود در نتیجه انگیزه درونی برای یادگیری تحت تاثیر نمرات و ارزشیابی که انگیزه ای بیرونی است، کاهش می یابد. درست است که نمرات به خودی خود، بد نیستند و حتی می توانند به عنوان شاخصی از میزان یادگیری و تسلط دانش آموز نسبت به محتوای آموزشی قلمداد شوند اما مشکل زمانی روی میدهد  که دانش آموزان احساسات و عواطف خود را به جای تمرکز بر مطالب درسی بر نمرات خود قرار می دهند.
 
قبلا تصور می شد که احساسات مانعی بر راه فکر کردن هستند اما امروزه نظریات روان شناسی به سمتی پیش رفته اند که وجودی مستقل برای احساسات و عواطف انسانی قائل هستند به طوری که عواطف را نه تنها مانع تفکر نمی دانند بلکه شکل دهنده و جهت دهنده افکار نیز به حساب می آورند. ایموردینو- یانگ در کتابی تحت عنوان " عواطف، یادگیری و مغز" می نویسد: " ما تنها در مورد چیزهایی فکر می کنیم که برایمان اهمیت دارند" به این ترتیب وقتی کودکان تنها به نمره توجه دارند، به طور ناخودآگاه تمام انرژی و منابع روانی و ذهنی خود را به جای یادگیری عمیق مطالب درسی، به سمت کسب نمره سوق می دهند. به عبارت دیگر آن ها برای نمره درس می خوانند و نه برای یاد گرفتن.
 

معلم و نمره

استار ساکشتاین، معلم و نویسنده کتاب " به دور از ارزشیابی: 10 راه برای حذف نمره در مدارس معمولی و نمره محور" براین باور است که او نمره را به عنوان ابزاری برای کنترل دانش آموزانش به کار برده است: برای مثال او 5 نمره را بابت تاخیر در تحویل به موقع تکالیف، کسر می کرد و می دید که دانش آموزان با چه حرص و ولعی برگه های امتحانی را زیر و رو می کنند تا نمراتشان را ببینند.. ساکشتاین متوجه شد که تا چه میزان نمره برای دانش آموزان اهمیت دارد. بنابراین او سعی کرد نمره دادن را کنار بگذارد و راه دیگری را برای ارزیابی عملکرد دانش آموزان پیدا کند.
 
ساکشتاین به جنبشی از معلمینی پیوست که سعی داشتند نمره را با روش های دیگر ارزیابی دانش آموزان جایگزین کنند. با الهام از آموزشگران سرشناسی همچون الفی کوهن و مارک بارنز که نمره را رد می کردند، این معلمان ارزیابی کیفی را جایگزین نمرات کمّی کردند و از پورتفولیو، کنفرانس، ارزیابی همکلاسی ها و سایر روش های بازخورد کیفی استفاده کردند.
 
ساکشتاین به آرامی شروع به ایجاد تغییر در روش ارزشیابی کلاسی خود نمود و به دانش آموزان خود اطمینان خاطر داد که با کمک یکدیگر خواهند توانست روش های یادگیری و ارزیابی را ارتقاء بخشند و به بهترین نتیجه مطلوب برسند. او ارزشیابی بر اساس نمره را به طور کلی کنار زد زیرا بر این باور بود که ارزشیابی اطلاعات در دنیایی که ما بیش از همیشه به اطلاعات دسترسی داریم، مهارتی نیست که نیازی به ارزشیابی و وقت گذاشتن داشته باشد و به جای آن بهتر است روی یادگیری سایر مهارت های اساسی تمرکز نمود. ساکشتاین در عوض به دانش آموزان خود کمک کرد تا بتوانند اهداف شخصی خودشان را بنویسیند و برنامه ای را برای رسیدن به این اهداف تنظیم کنند. به این ترتیب او به ای استفاده از روش های استاندارد و یکسان ارزشیابی همچون امتحان و کوئیز، دانش آموزان را بر اساس میزان تلاش برای دستیابی به اهداف شخصی خود مورد ارزشیابی قرار داد.
 
این معلم پیشرو، شروع به استفاده از انواع روش های ارزشیابی کیفی نمود برای مثال از کنفرانس ها، بحث و مذاکره، ارائه شفاهی درس، کار گروهی و تعریف پروژه ها برای کمک به جریان یادگیری دانش آموزان و ارزشیابی عملکرد آنها نمود. به این ترتیب او نه به عنوان قاضی و داور بلکه در نقش تسهیلگر یادگیری و بازخورد دهنده، ظاهر شد یعنی کسی که به دانش آموزان کمک می کند در رسیدن به اهداف خود، برنامه ریزی کرده و مهارت های لازم را کسب کنند و با استفاده از بازخوردهایی که معلم آنها فراهم می کند، عملکردشان را بهبود بخشند.
 
ساکشتاین اغلب با دانش آموزان خود در مورد احساساتی که نسبت به نمره دارند صحبت می کند. از حاصل این گفتگوها و تجارب به دست آمده او به این نتیجه رسیده است که نمره، نیروی قدرتمندی است که می تواند به دانش آموزان احساس خوب یا بد بدهند آنها را کودن یا باهوش جلوه دهد و به خصوص از آنجا که معلم ها نیز انسان هستند، آنها نیز تحت تاثیر قدرت نمره، شروع به قضاوت در مورد توانایی های ذهنی و عملی دانش آموزان خود می کنند و در نتیجه به احتمال قوی نسبت به توانایی و قابلیت های واقعی آنها دچار قضاوت ناصحیح یا یک طرفه می گردند.
 
نمره نه تنها عواطف دانش آموزان را تحریک می کند و به آن ها احساس مثبت یا منفی در مورد توانمندیهایشان می بخشد بلکه با تحت تاثیر قرار دادن قوای شناختی و ذهنی دانش آموزان، آن ها را نسبت به تحصیل بیش از حد خوشبین یا بسیار بدبین می نماید. نمره همچنین قضاوت معلم ها در مورد توانایی های دانش آموزان را تحت تاثیر قرار می دهد و با ایجاد چرخه معیوب، موجب نهادینه شدن احساس خودکم بینی، تضعیف اعتماد به نفس و قبول شکست برای دانش آموزان با نمره پائین می شود.

نشان دادن اعتماد به نفس با این ترفند ها

اعتماد به نفس در زندگی هر یک از ما نقشی ضروری دارد و بدون آن نمی توانیم حتی نخستین گام را برای تلاش در جهت دستیابی به اهدافمان برداریم. به راستی این اعتماد به نفس از کجا می آید؟ چطور می توان خود را باور کرد؟

 
اعتماد نفس

اعتماد به نفس در زندگی هر یک از ما نقشی ضروری دارد و بدون آن نمی توانیم حتی نخستین گام را برای تلاش در جهت دستیابی به اهدافمان برداریم. اگر خودمان را باور داشته باشیم، به رغم عوامل دلسرد کننده و موانع موقتی که با آنها مواجه می شویم، همواره با شهامت و انرژی به پیش می رویم. 

سطح آگاهی های تان را افزایش دهید

فراگیری مهارت های جدید در زمینه های کاری و شخصی، اولین گام برای رسیدن به اعتماد نفس  است. زمینه های مهمی را که برای موفقیت در آنها به اعتماد به نفس بیشتری نیاز دارید، بشناسید؛ سپس در این حوزه ها با گذراندن دوره های آموزشی گوناگون، مطالعه کتاب ها و حضور در فضاهای آموزشی دانش خود را افزایش دهید. شرکت در کلاس های مجازی و تبادل اطلاعات با گروه های همسن و سالتان می تواند برای تان لذتبخش و آسان باشند.

موفقیت های کوچک را ببینید

افرادی که از اعتماد به نفس بالایی برخوردار هستند هیچ‌وقت به پایین، میز یا پای خود نگاه نمی‌کنند؛ همیشه سر خود را بالا نگه می‌دارند و مستقیم را نشانه می‌روند

علاوه بر آنچه گفته شد، اعتماد به نفس ما از موفقیت های کوچکی سرچشمه می گیرد که روزانه به دست می آوریم و پلی می شود برای اینکه دانش ما را به مرحله عمل برساند. شاید آنها هدف نهایی ما نباشند؛ اما هر یک در جای خود بسیار مهم اند. حتی یک دلگرمی ساده از طرف همکارتان یا تعریف و تشکر از شما به خاطر کار مثبتی که انجام داده اید، می تواند اعتماد به نفس تان را بسیار افزایش دهد

بدترین نتیجه برای شما چیست؟

از خودتان سوال کنید: "بدترین نتیجه چیست؟" بیش از اندازه مسائل را در ذهن خود پر اهمیت جلوه ندهید، پیش از اینکه اتفاقی بیفتد، نگران خوب یا بد شدن آن نباشید. میزان انرژی انسانها نامحدود است، بنابراین سعی کنید از آن در جهت بنا کردن روابط موفق، ارتقای شغلی، و رسیدن به اهدف تان کمک بگیرید نه در راه تلف کردن این انرژی آن هم برای نگرانی حول محور اتفاق هایی که هنوز به وقوع نپیوسته اند. زمانی دست بعمل بزنید که قدرت کنترل بر روی مسائل را داشته باشید. تا جایی که می توانید از انرژی خود در راه صحیح استفاده کنید.

صداهای انتقادی را خاموش کنید

خودتان را از شر نق زدن و صداهای منفی درونی خلاص کنید.. اگر دائماً صداهایی که در سرتان وجود دارد در حال انتقاد کردن باشند، فلج می شوید و هیچ کاری نمی توانید انجام دهید. از سوی دیگر اگر صداهای افراد مضحکی را بشنوید که در حال انتقاد از شما هستند، به آنها ریشخند زده و به راهتان ادامه می دهید.

تصور کنید که موفق خواهید بود

زمانیکه قرار است کاری را برای اولین بار انجام دهید، از همین حالا در ذهن خود مجسم کنید که آن کار را با موفقیت  به پایان رسانده اید. چشم هایتان را روی هم بگذارید و در ذهن خود به وضوح تجسم کنید که در کلیه برنامه ریزی ها موفق بوده اید و نتیجه کار چیزی جز افتخار و کامیابی نبوده است. ذهن شما تفاوت میان تجسم های واضح و اموری که در حقیقت اتفاق می افتند را نمی داند.

نقش زبان بدن در افزایش اعتماد به نفس

تحقیقات نشان می‌دهند که افراد با اعتماد به نفس بالاتر به نسبت افرادی که اعتماد پایین‌تری به خود دارند به درجات بالاتری از موفقیت می‌رسند. اگر فکر می‌کنید به اندازه‌ی کافی اعتماد به نفس بالایی ندارید از بدن خود شروع کنید و چند تکنیک ساده اما کاربردی را یاد بگیرید. با استفاده از زبان بدن، Body Language، می‌توان به تمرین اعتماد به نفس پرداخت.

لطفا سر خود را بالا نگه دارید

افرادی که از اعتماد به نفس بالایی برخوردار هستند هیچ‌وقت به پایین، میز یا پای خود نگاه نمی‌کنند؛ همیشه سر خود را بالا نگه می‌دارند و مستقیم را نشانه می‌روند. برای تمرین این تکنیک فرض کنید که یک نفر همیشه کله‌ی شما را از پشت به سمت بالا می‌کشد.
در واقع وقتی اعتماد به نفس نداشته باشیم ناخودآگاه چانه مان را کمی پایین تر از حد نرمال می گیریم. این کار بعد از مدتی شکل عادت به خود می گیرد و ژست طبیعی صورتمان می شود. به خاطر این عادت است که وقتی برای بار اول چانه تان را خیلی بالا نگه می دارید احساس ناشی بودن بهتان دست می دهد. اما دلیل آن فقط این است که به آن عادت ندارید، همین.

حین راه رفتن محکم باشید

تحقیقات نشان می‌دهند که افراد با اعتماد به نفس بالاتر به نسبت افرادی که اعتماد پایین‌تری به خود دارند به درجات بالاتری از موفقیت می‌رسند

فیگور‌های بدن تاثیر بالایی در درک مخاطب از حالات شما خواهد داشت. بنابراین وقتی ایستاده هستید یا حین راه رفتن خیلی محکم و قوی باشید تا اعتماد به نفس و قدرت شما را نشان دهد. در غیر این صورت پیامی که به مخاطب خود می‌دهید خوشایند نخواهد بود. شانه‌های خود را عقب ببرید و عضلات سینه‌ی خود را در حالی‌ که صاف ایستاده‌اید، رها کنید.

پاهایتان بهم نچسبد

شاید فکر کنید کسی به پاهای شما توجهی ندارد، اما حالت درست پا قدرت شما را نشان می‌دهد. پاهای به هم چسبیده معمولا برای افراد خجالتی است. به عنوان یک قاعده‌ی کلی، پاهای شما باید در راستای شانه‌ها در حالیکه به سمت بیرون اشاره‌ دارند، قرار گیرند. در چنین حالتی اعتماد به نفس بالاتری را به نمایش می‌گذارید. پس از کنار هم قرار دادن پا یا روی هم انداختن آن‌ها خودداری کنید.
در همین حین به جهت پاهای خود نیز دقت کنید. معمولا پاهای باز و به سمت بیرون علاقه، احترام و اعتماد شما را می‌رسانند در حالیکه پاهای بسته و جهت روبه‌رو بی‌میلی شما را منتقل می‌کنند.

دست ها را در جیب پنهان نکنید

در حین حرف زدن و گفت‌و‌گو‌های خود فیگور‌هایی بگیرید که کف دست شما به سمت بالا اشاره کند. چنین حالتی صداقت شما را در گفتار و رفتار به مخاطب می‌رساند. دست‌های خود را هیچ‌وقت پنهان نکنید. قرار دادن دست‌ها در جیب بدترین کار است و اعتماد به نفس پایین، استرس  و نگرانی شما را به مخاطب منتقل می‌کند. بنابراین دست‌های خود را همواره در معرض دید مخاطب قرار دهید. دست به سینه ایستادن هم تاثیر مشابهی چون پنهان کردن دارد و کمی غیرمودبانه به نظر می‌رسد.

مورچه ای با سرعت باور نکردنی

مورچه ها صرفا به غذاهایی که با خود به پیک نیک می برید یا بستنی خوشمزه ای که در دست دارید حمله نمی کنند و قطعا زندگی شان جالب تر از چیزی است که تصورش را می کنید.

مورچه ای با سرعت باور نکردنی

پوشش خارجی بدن این حشرات و تمایلشان به زندگی دسته جمعی باعث شده که دنیا را در احاطه و تحت سلطه خود در بیاورند.

اما موجودات زیادی هستند که چشم به آنها دوخته اند و از این حشرات ریز تغذیه می کنند، از همین روی، لازم است که مورچه ها مکانیزم های حفاظتی قابل اطمینانی برای خود داشته باشند.


آن ها می توانند برای این منظور به نیش های خود وابسته باشند و برخی از گونه هایشان نیز ابزارهای به مراتب مبتکرانه تری برای این منظور در اختیار دارند؛ برای نمونه یکی از انواع این حشرات برای دور کردن مهاجمان، خود را جمع کرده و سپس منفجر می شوند و موجود شروری که قصد حمله دارد را با زهر خود هدف قرار می دهد.

نوع خاصی از مورچه دام-فک  متعلق به رده  هم هستند که ترجیح می دهند منفجر نشوند. فک پایینی این موجودات همانطور که از نامشان بر می آید بسیار بزرگ است و می توانند به لطف آن با سرعتی بالغ بر 233 کیلومتر بر ساعت حرکت کنند.
حمله این مورچه ها در حدود 0.13 ثانیه طول می کشد و به قدری نیرو تولید می کند که باعث می شود همزمان با عقب گرد آن، مهاجم هم در هوا غوطه ور شود و نتواند به مورچه نزدیک گردد.

جالب اینجاست که اگر مورچه از نظر اندازه با مهاجم هم خوانی نداشته باشد، صورت خود را به سمت زمین می گیرد و با یک نیروی شتاب دهنده از خطر فرار می کند.

در این بخش مکانیزم عمل کرد فک مورچه را برایتان توضیح می دهیم. این موجود از ماهیچه های خود برای هول دادن فک پایینی اش به عقب استفاده می کند تا زمانی که فک به نقطه ای گیر کند و سپس آن را با زاویه 180 درجه در جایش نگه می دارد.
بعد از این مرحله، مورچه ماهیچه های فک خود را به شدت به هم نزدیک می کند اما فکش را نمی بندد. زمانی که مورچه تصمیم می گیرد انرژی ذخیره شده در فک خود را آزاد نماید، ماهیچه هایی را شل می کند که ضامن یا چفت فک را رها می کنند و در نتیجه حجم بالایی از انرژی توسط این ماهیچه ها آزاد می گردد.

حشره هم می تواند کل این فرایند را به صورت دستی انجام دهد و مثلا برای پرتاب کردن خود زمین را گاز بگیرد یا اینکه تماما آن را به صورت خودکار به انجام برساند.

در داخل فک پایینی این حشره تعدادی موی حسی قرار دارند و به همین دلیل تمام کاری که مورچه باید انجام دهد این است که با آرواره های خود بخشی از بدن طعمه را به دهان بگیرد تا مویژه ها پس از برخورد با بدن طعمه سیگنال های مورد نیاز را دریافت نمایند.

مورچه ای با سرعت باور نکردنی


جالب است بدانید که این موهای حس گر به ماهیچه های فک مورچه مرتبط شده اند و به همین دلیل دیگر نیازی نیست که سیگنال های دریافتی توسط آنها سفری به مغز داشته و پردازش شود.

ممکن است تصور کنید که چنین مساله ای بی فایده است، اما زمانی که مورچه با سرعتی بالا در حال شکار حشرات باشد، حتی کسری از ثانیه نیز اهمیت بالایی پیدا می کند. این فرایند به قدری سریع رخ می دهد که چنان چه یک وزغ به مورچه چشم دوخته باشد و زبانش را به سمت آن دراز کند، حشره می تواند پیش از آن که زبان دشمن به آن برسد خود را از خطر نجات دهد.

 این موجودات مسیر خود را دقیقا هدف گیری می کنند، در حالی که ظاهرا حقیقت چیز دیگری است و این مورچه ها کنترل اندکی روی مسیر حرکت خود دارند، به همین دلیل غالبا در هر زاویه ای که باشند و هر موجودی را مورد هدف قرار داده باشند، به عقب حرکت خواهند کرد.

بنابراین، جذابیت این رفتار از آن جهت است که چیزی مابین یک رفتار تعمدی و غیر ارادی است. آنها در اصل هیچ کنترلی روی این رفتار خود ندارند اما به لطف این مکانیزم می توانند خود را از مهلکه نجات دهند.

جالب است بدانید زمانی که سعی کنید به لانه این حشرات نزدیک شوید اوضاع از این نیز بدتر خواهد شد و پتک از اتفاقی که در این موارد رخ می دهد تحت عنوان «اثر ذرت بو داده» یاد می کند.

او در ادامه می گوید: زمانی که به داخل لانه این مورچه ها وارد می شوید یا وقتی که این موجودات در مورد دشمنی خاص نگران هستند، همه آنها شروع به پریدن و جهش کردن به اطراف و البته به سمت دشمن می کنند و باید بگوییم که نیش آنها نیز درست مانند زنبورها دردناک و خطرناک است.

سه راهکار برای داشتن آموزش بی نقص

در این مقاله سه راهکار برای داشتن یک ارائه و آموزش خوب ارائه می کنیم، چه برای یک تئاتر چه برای یک دوره آموزشی!
اگر تا به حال به انیمیشن های کودکان و رفتارهای کودکان هنگام تماشای آن ها دقت کرده باشید، متوجه جذب کودکان به آن ها شده اید. اما چه عاملی باعث جذب کودکان به این انیمیشن ها می شود؟ شاید به جرات بتوان گفت توجه سازندگان به کودکان و نیازهای آن ها، در کمپانی های بزرگ انیمیشن های کودک بسیار سختگیرانه تر از فیلم های بزرگسالانه مورد بررسی قرار می گیرند. 
کلید اصلی جذب مخاطب در آموزش نیز توجه به آنهاست.

سه راهکار برای داشتن آموزش بی نقص

سه راه کار برای ایجاد دوره های آموزشی بهتر برای شما ارائه می کنیم.

1. مخاطبین خود را درک کنید.

تلاش خود را به کار ببندید تا بتوانید میزان دانش، علایق، مهارت ها، تجارب و دیدگاه های فراگیران خود را به درستی بیابید. این تلاش شامل جستجو در دانش سطحی، سابقه کار مرتبط و حتی علایق و احساسات آن ها در هنگام شرکت در دوره آموزشی نیز می شود. متوجه باشید که با چه گروهی در حال آموزش هستید، آیا از نظر جغرافیایی به هم نزدیکند؟ آیا از نظر فرهنگی به هم نزدیک هستند؟ فکر نکنید که تجربه شخصی شما ممکن است برای مخاطبانتان هم مناسب باشد. مسلما خوب است که بتوانید دوره خود را برای هر تغییری آماده کنید، اما باید به نوع تغییر مورد نیاز هم توجه داشته باشید.

تلاش خود را به کار ببندید تا بتوانید میزان دانش، علایق، مهارت ها، تجارب و دیدگاه های فراگیران خود را به درستی بیابید.

2. به مخاطبان خود گوش دهید.

با مشارکت گروه بازبینی هنگام کار، شما می توانید موفقیت خود را تضمین کنید. فراگیران قدیمی و یا کسانی که تازه فارغ التحصیل شده اند، می توانند دیدگاه های خوبی راجع به نحوه آموزش به شما ارائه کنند تا بتوانید طراحی مناسبی داشته باشید. این جزییات معمولا از دید طراح دوره و یا حتی اساتید دوره آموزشی دور میماند. می توانید قبل از شروع دوره یک آزمون از فراگیران بگیرید تا سطح معلومات و هم سطح انتظارات آنها از دوره آموزشی را به درستی دریابید.

3. با مخاطبان خود وفق پیدا کنید.

راهی ایجاد کنید که با مخاطبان خود در ارتباط درستی قرار بگیرید (حتی اگر این راه، راهی نیست که متخصصان طراحی دوره به شما متذکر شده اند). در عین حال، اگر متوجه شده اید که فراگیران شما به طرز یکنواختی متنوع هستند، یک راه پیش فرض ایجاد کنید که فرد متوسط گروه شما با آن ارتباط برقرار کند. سپس با استفاده از یک منطق مناسب راهی پیدا کنید که دانشجویان را با محتوای درست روبه رو کند و یک مسیر سریع برای جلوبری از محتوای تکراری ایجاد کنید. اگر انتخاب یک فرد متوسط کار دشواری است، گروهی از فراگیران را به عنوان گروه متوسط در نظر بگیرید اگر دو یا چند مدل فراگیر در کلاس خود داشتید، ممکن است نیاز باشد تا ماژول های تدریس متفاوتی را برگزینید.

سه راهکار برای داشتن آموزش بی نقص

امیدواریم متوجه نکته اصلی این مقاله شده باشید، تدریس موفق، از درک درست مخاطبین نشات می گیرد. وقتی به شناخت درستی از نیازهای مخاطبین خود برسید، قطعا هم شما تجربه تدریس موفقی دارید و هم شاگردان شما تجربه آموزش به یادماندنی خواهند داشت.

اگر بخواهیم درباره مسائل و مشکلات نرم افزارهای مرتبط با آموزش الکترونیک مثل پاورپوینت و ... صحبت کنیم چندان مشکل نیست اما دلیل واقعی خوب نبودن آموزش عموما نبود تعهد برای خوب برگزار کردن دوره است. معمولا این وظیفه بر دوش طراحان دوره است آنها موظفند دوره آموزشی را جذاب کنند.

صرف نظر از ابزاری که استفاده می کنید شما می توانید آموزش الکترونیک موثری طراحی کنید. به اطلاعات دوره فکر نکنید و ذهن خود را معطوف به مخاطبان کنید. سپس می توانید راه های خلاقانه ای برای قرار دادن مخاطب در مسیر صحیح آموزش پیدا کنید. اگر این دو کار را انجام دهید، قطعا می توانید آموزش جذاب و موثری به فراگیران ارائه نمایید.

آموزش شباهت هایی به خوردن دارد. همانطور که برای هضم و جویدن غذا نیازمند زمان هستیم، باید به فراگیران نیز ابتدا قسمت های کمی از محتوای دوره را ارائه کنیم، سپس آنان خود به دنبال ادامه آموزش می آیند.

به فراگیران دلیلی برای دنبال کردن آموزش ارائه کنید برای مثال، مساله ای طرح کنید. اجازه دهید مخاطبان خود جذب محتوای دوره شما شوند. سپس محتوا را طوری به مخاطب عرضه کنید که بتواند از میان آن، راه حلی برای مساله پیدا کند همچنین می توانید بر اساس راه حل ارائه شده از سوی دانشجویان، آن ها را ارزیابی نمایید.

آموزش شباهت هایی به خوردن دارد. شما نمی توانید قاشق پشت قاشق غذا بخورید بدون اینکه آن را بجوید. سعی نکنید پشت سر هم به دانشجویان دوره آموزشی، مطالب جدید بیاموزید. آنها به زمان نیاز دارند تا مطالب را به خوبی درک کنند و یاد بگیرند. پس مطالب را به درستی به چند بخش کوچک تقسیم کنید تا هم تدریس موفقی داشته باشید و هم مخاطبان را به آموزش جذب کنید.

همانطور که گفتیم، توجه به مخاطب مهم ترین نکته داشتن یک آموزش جذاب است. سعی کنید با روش های خلاقانه براساس علایق مخاطبین، توجه آنان را به محتوای دوره خود جلب کنید.


   
منابع :
elearningindustry.com
eLearning-3-tips-meaningful-context
The Key to Creating Meaningful Context in eLearning