تفاوت وب و فضای سایبری

شما می‌توانید فایل ها، عکس ها و یا هر داده مورد علاقه خود را درون فضای وب قرار دهید اما آیا تعریف و قابلیت‌های آن را می‌دانید.

تفاوت وب و فضای سایبری

شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که در مکالمات روزانه‌ی خود فضای وب و فضای سایبری را به یک معنا به کار برده باشید. حال آنکه این دو با هم متفاوت و تعاریف جداگانه‌ای دارند هرچند که ارتباطی تنگاتنگ بین آنها حاکم است. در ادامه به تعریف فضای وب و فضای سایبری می‌پردازیم.

فضای وب (Web space)

واژه Web به معنای تار، رشته، شبکه، سلسله و هر چیز شبیه تارعنکبوت از نظر ظرافت یا ساختمان است. 

فضای وب، در اصل فضای تخصیص داده شده به هر سایت درون هارد یک سرور اینترنت است. شما می‌توانید فایل ها، عکس ها و یا هر داده ی مورد علاقه خود را درون این فضا قرار دهید. این فضا مانند همان فضای هارد کامپیوتر شخصی شما می باشد با این تفاوت که این هارد در اینترنت قرار دارد و همیشه و در تمام طول روز و از تمامی نقاط جهان قابل دسترسی است. (1)

محتویات وب سایت ها عموما بر روی کامپیوتری به نام سرور قرار دارد و مجموعه ای از سرورها، شبکه جهانی وب را تشکیل می دهند. هر سرور می تواند یک یا تعداد بیشتری از سایت ها را درون خود جای دهد. 

سایبر پیشوندی برای توصیف یک شخص، یک شی، یک ایده و یا یک فضا که مربوط به دنیای کامپیوتر و اطلاعات است.



همانند دنیای واقعی که هر انسانی برای خود یک نام منحصر بفردی دارد، در دنیای مجازی یا اینترنت نیز اوضاع به همین منوال است. هر سرور ( یا کامپیوتر) برای آنکه از سرورهای دیگر متمایز شود و نیز هر وب سایت برای آنکه از وب سایت های دیگر متمایز شود، توسط یک شماره شناسایی منحصر بفرد یا IP مشخصی می شود.

فضای سایبری (Cyberspace)

امروزه این اصطلاح به وفور شنیده می‌شود و بیانگر دنیای اینترنت و ارتباطات است. فضای سایبر در معنا به مجموعه هایی از ارتباطات درونی انسان‌ها از طریق کامپیوتر و مسائل مخابراتی بدون در نظر گرفتن جغرافیای فیزیکی گفته می شود.

یک سیستم آنلاین نمونه ای از فضای سایبر است که کاربران آن می‌توانند از طریق ایمیل با یکدیگر ارتباط بر قرارکنند. بر خلاف فضای واقعی، در فضای سایبر نیاز به جابجایی‌های فیزیکی نیست و کلیه اعمال فقط از طریق فشردن کلیدها یاحرکات ماوس صورت می‌گیرد. این عدم جابجایی فیزیکی، محققان را واداشت که به مطالعه برخی شباهت‌های فضای سایبر با حالت های نا هشیاری، بخصوص حالت‌های ذهنی‌ای که در رویا ها ظاهر می‌شوند، بپردازند.

واژه سایبر از لغت یونانی Kybernetes به معنی سکاندار یا راهنما مشتق شده است. نخستین بار این اصطلاح "سایبرنتیک" توسط ریاضیدانی به نام نوربرت وینر Norbert Wiener در کتابی با عنوان "سایبرنتیک و کنترل در ارتباط بین حیوان و ماشین" در سال 1948 بکار برده شده است. سایبرنتیک علم مطالعه و کنترل مکانیزم ها در سیستم‌های انسانی، ماشینی و کامپیوترها است.

سایبر پیشوندی برای توصیف یک شخص، یک شی، یک ایده و یا یک فضا که مربوط به دنیای کامپیوتر و اطلاعات است. در طی توسعه اینترنت واژه های ترکیبی بسیاری از این کلمه سایبر بوجود آمده است که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:

فضای سایبر(Cyberspace)، شهروند سایبر (Cybercitizen)، پول سایبر (‍Cybercash)، فرهنگ سایبر (Cyberculture)، راهنمایی فضای سایبر (CyberCoach)، تجارت سایبر (Cyberbussiness)، کانال سایبر (Cyberchannel) و .... (2)

سخن آخر

باتوجه به تعاریفی که از وب و فضای سایبری ارائه شد، درمی‌یابیم که این دو اصطلاح با هم متفاوت هستند. شاید بهتر باشد فضای سایبر را زیرمجموعه‌ای از دنیای وب عنوان کنیم زیرا، وب بدون سایبر وجود دارد اما فضای سایبری بدون فضای وب بی معنا است.

 پی‌نوشت:1. فضای وب چیست؟، پایگاه اطلاع رسانی داده ورزان، 1390
2.  فضای سایبر چیست؟، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ای روزنامه همشهری، 1385

تکنیک ساندویچ

 

تا به حال برای شما پیش آمده است که بخواهید خبر ناخوشایند یا مطلب ناراحت کننده ای را به کسی بگویید و یا نکته‌ای منفی را به دوستی متذکر شوید ولی ندانید چگونه موضوع را عنوان کنید که کمتر ناراحت یا دلخور شود؟
متخصصان علوم رفتاری در این زمان تکنیک ساندویچ را پیشنهاد می دهند.
به این طریق که برای کم کردن اثر ناخوشایند یک پیام یا خبر منفی، آن را در میان دو عبارت یا خبر مثبت قرار داده و به مخاطب عرضه کنید.
به این صورت:
《جمله مثبت، جمله منفی، جمله مثبت》
به عنوان مثال:
احمد تو دانش آموز سخت‌کوشی هستی، اگرچه نمره ریاضیت کمتر از سطح انتظاره، ولی در دروس فارسی و علوم نمرات عالی کسب کردی.
سارا جان، شما آشپز بی نظیری هستی، اگرچه خورشت کمی شور شده، ولی سوپت واقعا خوشمزه است.
مامان، تو خیلی مهربونی، اگرچه گاهی به خاطر تذکرهای زیادت ناراحت میشم، ولی می دونم خیلی دوستم داری.
قرار دادن جمله منفی در بین دو جمله مثبت از شدت اثر تخریبی آن کم کرده و با اشاره به نکات مثبت، فرد احساس می کند فقط نکات منفی دیده نشده، رعایت انصاف شده و به همین دلیل انگیزه بیشتری برای تغییر و بهبود شرایط خواهد داشت.
این نکته مهم را به خاطر بسپارید که برای بیان نکات مثبت لازم نیست اغراق کنید یا به دروغ ویژگی مثبتی را به کسی نسبت دهید، این کار اثر معکوس خواهد گذاشت. هر کسی ویژگی های مثبت فراوانی دارد که با کمی دقت متوجه آن ها خواهید شد.


پی نوشت:
رك: مهارت هاي زندگي، آرنولد لازاروس، ترجمه شمس الدين حسيني، ص 132.

تضعیف میدان مغناطیسی زمین!

در اعماق زمین یک هسته‌ مذاب در حال تولید میدان مغناطیسی است چنین میدان محافظی، هزاران کیلومتر به درون فضا گسترش یافته و از زمین در مقابله با بادهای مخرب خورشیدی و الگوهای آب و هوایی و .. محافظت می‌کند. اما دانشمندان علوم زمین اعلام کردند میدان مغناطیسی زمین در حال تضعیف شدن است و می تواند با ایجاد تغییرات عمده و اثرات مخربی بر آب و هوا و سلامت انسان‌ها بگذارد.

تضعیف میدان مغناطیسی زمین!

میدان مغناطیسی زمین، هزاران کیلومتر به درون فضا گسترش یافته و نیروی مغناطیسی آن بر هر مولفه‌ای از ارتباطات جهانی گرفته تا الگوهای آب‌و‌هوایی و مقابله با بادهای مخرب خورشیدی محافظت می‌کند.

 دانشمندان زمین شناس اعلام کردند، میدان مغناطیسی زمین در حال ضعیف شدن میباشد و می تواند با ایجاد تغییرات عمده در اقلیم، زندگی بشر را با خطر مواجه کند. وجود یک هسته فلزی مذاب در اعماق زمین موجب شده میدان مغناطیسی ایجاد شود که قادر است سیاره ما را در برابر بادهای خورشیدی نابودکننده محافظت کند. دامنه این میدان محافظ، هزاران مایل در فضا گسترده شده است و خاصیت مغناطیسی آن از ارتباطات جهانی تا مهاجرت حیوانات و الگوهای آب و هوا را تحت تاثیر قرار می دهد اما این میدان مغناطیسی که اهمیت بسیار زیادی برای زمین دارد طی ۲۰۰ سال گذشته ۱۵ درصد کاهش یافته است و دانشمندان مدعی اند این امر می تواند نشانه ای از تغییر در وضعیت قطب های زمین باشد.
کارشناسان معتقدند در حال حاضر زمان چنین تغییر وضعیتی فرا رسیده است اما آن ها مطمئن نیستند که دقیقا چه زمانی این پدیده روی می دهد. آن ها می گویند اگر چنین تغییری روی دهد ممکن است در معرض بادهای خورشیدی قرار بگیریم که می توانند لایه اوزون را سوراخ کنند. این تاثیر می تواند برای بشر مهلک و نابود کننده باشد، شبکه های برق را از بین ببرد، اقلیم زمین را از ریشه نابود کند و سرعت بروز سرطان را به طور قابل توجهی افزایش دهد.

تضعیف میدان مغناطیسی زمین!

مگنتوسفر منطقه مغناطیسی پیرامون کرهٔ زمین میباشد، این ناحیه هنگامی شکل میگیرد که جریانی از ذرات باردار، مانند باد های خورشیدی، در تعامل با میدان مغناطیسی ذاتی سیاره یا یک جسم مشابه منحرف میشود. 

پروفسور ریچارد هولمز استاد علوم زمین اقیانوس و اکولوژی دانشگاه لیورپول می گوید: این مشکل بزرگی است. تصور کنید برق به مدت چند ماه قطع شود در این حالت بخش عمده ای از زندگی روزمره دچار اختلال می شود. به گفته وی، تغییرات اقلیم به طور چشمگیر و وحشتناکی تغییر می کند. در حقیقت، تحقیقات اخیر دانشمندان دانمارکی نشان داده است گرمای جهانی به طور مستقیم بیشتر به میدان مغناطیسی زمین مرتبط است تا انتشار گازهای گلخانه ای.
در این مطالعه ادعا شده است سیاره زمین در حال تجربه یک دوره طبیعی پایین آمدن پوشش ابری به دلیل ورود پرتوهای کیهانی به جو زمین است. میزان رسیدن پرتوهای کیهانی به سطح زمین نیز افزایش می یابد و برخی تخمین ها حاکی از آن است که قرار گرفتن در معرض پرتوهای کیهانی می تواند مرگ و میر ناشی از سرطان را دو برابر کند. محققان پیش بینی می کنند در صورت بروز یک تغییر وضعیت در میدان مغناطیسی ، هر سال صدها هزار نفر بر اثر افزایش سطوح پرتوهای فضایی جان خود را از دست خواهند داد.
دکتر کالین فورسایت از آزمایشگاه علوم فضایی مولارد در «UCL» می گوید این پرتو می تواند سه تا پنج برابر بزرگ تر از حفره هایی باشد که انسان در لایه اوزون ایجاد کرده است. علاوه بر این، چنین حفراتی بزرگ تر و مدت زمان بیشتری پایدار خواهند بود. مگنتوسفر منطقه عظیمی در اطراف زمین است که توسط میدان مغناطیسی سیاره ما تولید می شود. وجود این لایه به معنای آن است که ذرات باردار بادهای خورشیدی نمی توانند از خطوط میدان مغناطیسی بگذرند و در اطراف زمین منحرف می شوند.
اگر روند کاهشی میدان مغناطیسی همچنان ادامه یابد، طی میلیاردها سال زمین به مریخ دوم تبدیل می شود دنیای پر آبی که خشک و برهوت شده و دیگر نمی تواند از حیات پشتیبانی کند.


منبع: http://bigbangpage.com

چرا سیارات کروی هستند؟

منظومه شمسی بسار زیباست. چهار سیاره سنگی، چهار غول گازی، چند سیاره کوتوله کوچکتر که از خاک و یخ تشکیل شدند و مجموعۀ بی شماری از قمرها و اجرام کوچکتر، همگی فرصتی بی نظیر برای مطالعه و مسحور شدن توسط ِ این اشیا نجومی فراهم آورده است. به این مجموعه خورشید و کمربند سیارک ها و کمربند کویپر و دنباله دارها را نیز اضافه کنید و مطالعه همین مقدار برای سرگرم نگه داشتن شما تا پایان عمر کافی خواهد بود. اما چرا اشیا بزرگ در منظومۀ شمسی کروی هستند؟

چرا سیارات کروی هستند؟

به گزارش بیگ بنگ، برای پاسخ به این سوال ابتدا باید چگونگی عملکرد گرانش در شکل گیری منظومه شمسی را درک کنیم: براساس پذیرفته شده ترین مدل از تشکیل سیارات و ستارگان (و یا فرضیه سحابی) منظومه شمسی ما از یک سحابی که ابری متشکل از گرد و غبار و گاز بود شروع به شکل گیری کرد. بر اساس این فرضیه حدود ۴/۵۷ میلیارد سال پیش رویدادی رخ داد که باعث در هم فشردگی گرانشی این گازها گردید. این رویداد ممکن است عبور یک ستاره و یا برخورد امواج شوک ناشی از یک انفجار ِ ابرنواختری بوده باشد.
اما نتیجه این بود که در اثر این در هم فشردگی گرانشی، مقادیری از این گازها و غبار در مناطقی فشرده تر جمع شدند و خود این مناطق چگال تر، شروع به جذب مواد بیشتر از گازها و غباراطراف خود کرد. در حالیکه قانون بقای اندازۀ حرکت باعث گردش این مواد به دور خود می گشت، افزایش فشار نیز باعث گرم شدن این گازها گردید و در نهایت بیشتر این مواد در کره ای در مرکز این گاز تجمع کرده و خورشید را شکل دادند در حالیکه مابقی مواد به صورت دیسکی در اطراف مرکز به گردش در آمده و دیسک پیش سیاره ای را ایجاد کردند.
سیارات در این دیسک در اثر گرانش و جمع شدن ذرات و تشکیل اجسام بزرگتر به وجود آمدند. فلزات و سیلیکات ها به علت دارا بودن نقطه جوش بالا این توانایی را داشتند تا در نزدیکی خورشید حالت جامد خود را حفظ کنند و همین موضوع باعث به وجود آمدن سیارات سنگی مانند عطارد، ناهید، زمین و مریخ در نزدیکی خورشید گردید. اما از آنجایی که عناصر فلزی تنها کسر گوچکی از سحابی خورشیدی را شامل می شدند این سیارات سنگی امکان رشد بیشتر و بزرگ تر شدن را نیافتند.

چرا سیارات کروی هستند؟

در مقابل سیارات غول پیکر گازی مانند مشتری، زحل، اورانوس و نپتون فراتر از نقطه ای بین مدار مریخ و مشتری شکل گرفتند. در این ناحیه مواد فرار به قدر کافی خنک هستند و این امکان را یافتند تا بتوانند جامد باقی بمانند. از آنجایی که مواد یخی تشکیل دهندۀ این سیارات بسیار بیشتر از فلزات و سیلیکای سیارات سنگی داخلی بودند به این سیارات اجازه داد تا به حد کافی رشد کنند و سنگین شوند تا بتوانند اتمسفر عظیمی از هلیوم و هیدروژن را جذب کنند. باقیمانده مواد موجود در دیسک پیش سیاره ای که تشکیل سیاره ندادند در نواحی که امروزه کمربند سیارکی، کمربند کویپر و ابر اورت خوانده می شود، جمع شدند.
اما برای پی بردن به عاملی که باعث کروی شدن سیارات گردید باید با مفهومی به نام تعادل هیدرواستاتیک آشنا شویم: تعادل هیدرواستاتیک در اخترفیزیک به حالتی اشاره دارد که بین فشار گرمایی که از درون یک سیاره به جهت بیرون وجود دارد و فشار جرم مواد این سیاره که به سمت داخل وجود دارد تعادلی برقرار شود. این حالت زمانی اتفاق می افتد که یک ستاره یا سیاره یا شبه سیاره به قدر کافی پرجرم شود که نیروی حاصل از گرانش این مواد باعث فشرده کردن بیشتر این مواد به شکلی هندسی با بیشترین بهره وری یا به عبارت دیگر شکل کروی گردد و به طور معمول اجرام نجومی زمانی به این مرحله می رسند که قطرشان از هزار کیلومتر تجاوز کند.( هر چند این اندازه به چگالی مواد تشکیل دهندۀ آنها نیز بستگی دارد)
بنا به تعریف اتحادیه بین‌المللی اخترشناسی “سیاره” چنین مشخصاتی دارد: ۱- به دور خورشید یا یک ستاره می چرخد. ۲- جرم کافی برای گرانش خود را دارد تا بر نیروهای اجسام صلب(سخت) غلبه کند و در نتیجه دارای شکلی تقریبا گرد و دارای تعادل هیدرواستاتیک است. ۳- تمام مسیر (مدار) خود را از اجرام ریز و درشت در نزدیکی اش را پاکسازی کرده است. این سازمان همچنین تعریف “سیاره کوتوله” را این چنین بیان می کند: ۱- به دور خورشید یا یک ستاره می چرخد. ۲- جرم کافی برای گرانش خود را دارد تا بر نیروهای اجسام صلب(سخت) غلبه کند و در نتیجه دارای شکلی تقریبا گرد و دارای تعادل هیدرواستاتیک است. ۳-تمام مسیر (مدار) خود را از اجرام ریز و درشت جارو نکرده است (آنها جذب یا دفع نکرده) ۴- قمر یک سیاره نیست.


منبع: http://bigbangpage.com

کشف ارتباط الکتریکی میان باکتری‌ ها

یک تیم تحقیقاتی در دانشگاه کالیفرنیا موفق شد ارتباط الکتریکی میان باکتری‌ ها و علت آن را کشف کنند که بسیار شبیه به نظام ارتباطی میان سلول‌های عصبی انسان است.

کشف ارتباط الکتریکی میان باکتری‌ ها

به گزارش بیگ بنگ به نقل از سرویس خبری آنا، دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا در سن‌دیه‌گو موفق شدند حین تحقیق روی چند دسته از باکتری‌ها، کشف عجیبی انجام دهند. همانطور که می‌دانیم، باکتری‌ها نیز مانند انسان‌ها موجودات اجتماعی‌ای هستند اما اندازه‌شان و شکل اجتماع آنها متفاوت است. پیش از این تصور می‌شد که تنها راه ارتباطی در یک کلونی باکتریایی، ارتباطات شیمیایی محیطی‌ است اما در آزمایش تازه مشخص شد که باکتری‌ها امواج الکتریکی تولید می‌کنند که به‌ عنوان زبان مشترک آنها کارآیی دارد.
در این تحقیق که روی بیوفیلم‌ها انجام گرفت، کلونی‌هایی از باکتری روی بیوفیلم قرار گرفتند اما مشخص شد در مراحلی از رشد و تکثیر سلولی، بخش‌های بیرونی کلونی که به لبه بیوفیلم نزدیک‌تر هستند، دست از تکثیر می‌کشند تا بخش‌های میانی به آنها برسند. دانشمندان سپس متوجه شدند این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که باکتری‌های میانی از گرسنگی رنج می‌برند. در واقع وقتی ماده غذایی برای رشد و تکثیر سلولی در وسط بیوفیلم کاهش می‌یابد، باکتری‌های لبه دست از غذا خوردن می‌کشند تا باکتری‌های وسطی بتوانند از غذا استفاده کنند. روش ارتباطی باکتری‌ها در این زمان به‌ این شکل است که باکتری‌های گرسنه اقدام به آزاد کردن یون پتاسیم می‌کنند.
یون پتاسیم همان یونی‌ است که جریان الکتریکی عصبی انسان را ایجاد می‌کند. وقتی یک باکتری این یون را آزاد کرد، باکتری کناری آن نیز همین کار را می‌کند و این رویه آنقدر انجام می‌شود تا یک جریان الکتریکی به لبه کلونی می‌رسد. از آنجایی که پتاسیم برای حیات الزامی‌ است و در هر سلول زنده‌ای در طبیعت وجود دارد، این روش ارتباطی به‌ عنوان زبان بین‌المللی باکتری‌ها شناخته می‌شود و حتی میان دو کلونی از دو نوع باکتری متفاوت نیز کارآیی دارد. دانشمندان امیدوارند با رمزگشایی بیشتر از این روش ارتباطی به نحوه تکامل و شکل‌های مختلف ارتباطات عصبی انسان پی برده بتوانند درمانی برای برخی بیماری‌های دستگاه عصبی بیابند.


منبع: http://bigbangpage.com

به دنبال ِ منشاء گرانش

آیا تحقیقات اخیر ما را به درک بهتر گرانش نزدیک تر کرده است؟ آیا به درک دلیل ریشه اى گرانش بین اشیا با جرم نزدیک تر شده ایم؟ آیا می توانیم اطلاعات به تازگى کشف شده از ذرات بنیادى بوزون هیگز یا امواج گرانشى را براى نفى جرم و یا خنثى کردن/ساختن گرانش به کار ببریم؟

به دنبال ِ منشاء گرانش

دانشمندان هم چنان به طور کامل نمیدانند گرانش چرا به وجود مى آید. به عبارتى، آنها تنها اخیراً از طرز عملکرد آن آگاهى یافته اند. چهار سال پیش یافته هاى مبتنى بر ذرات بنیادى بوزون هیگز کمکى کرد براى مشخص کردن اینکه چگونه اشیا داراى جرم می شوند، اما اطلاعات چندانى راجع به منشاء گرانش در اختیار ما قرار نداد.
در قرن هفدهم، آیزاک نیوتن اولین شخصى بود که به طور رسمى ارتباطى بین افتادن سیب به زمین با “افتادن” زمین به دور خورشید را برقرار کرد. نیروى موثر در هر دو مورد گرانش بود و نیوتن آن را فقط به عنوان جاذبه اى که با افزایش جرم اشیا و کاهش فاصله آنها قوى تر می شد پذیرفته بود. آلبرت اینشتین بعد از چند قرن آمد و تفسیرى ارائه کرد: طبق نظریه نسبیت عام او، گرانش یک ویژگى از فضا-زمان، و تار و پودی از جهان است. هرچقدر شیئى جرم بیشترى داشته باشد، فضا-زمان را بیشتر خمیده خواهد کرد در نتیجه اشیا نزدیکتر به طرف یکدیگر خواهند “افتاد”. اگر شیئى جرم کافى داشته باشد، میتواند امواج گرانشى قابل توجهى ایجاد کند، مانند امواجى که دانشمندان در اوایل امسال براى اولین بارموفق به کشف آن شدند.
گرانش همچنین یکى از چهار نیروى اصلى جهان است ( نیروهاى دیگر الکترومغناطیس و نیروهاى اتمى قوى و ضعیف میباشند). از آنجایی که این نیروها از “ذرات حامل نیرو” براى ابلاغ کردن نیرو به ذرات دیگر استفاده می کنند، براى اینکه گرانش بتواند مناسب با این مدل باشد، تمام اجسام باید از خود گراویتون ساتع کنند که به طور فیزیکى گرانش در بر داشته باشند. البته گراویتون ها هنوز در مرحله نظریه هستند. تلاش براى تطبیق دادن این تفاسیر متفاوت از گرانش و درک ماهیت واقعى آن یکى از بزرگترین مسائل حل نشده در فیزیک است. با این وجود آنچه ما میدانیم نشان میدهد که عدم گرانش غیر ممکن است.



منبع: http://bigbangpage.com

توانایی خواندن در کودکان از طریق دی‌ ان‌ ای

تیمی بین المللی از دانشمندان بریتانیا، آمریکا و سوئد، با استفاده از یک تکنیک امتیاز دهی ژنتیکی، تنها با استفاده از دی‌ ان‌ ای عملکرد خواندن را طی دوران مدرسه پیش بینی کرده است.

توانایی خواندن در کودکان از طریق دی‌ ان‌ ای

 این مطالعه به سرپرستی ساسکیا سلزم، دانشجوی دکترای روان پزشکی رشد و ژنتیک اجتماعی در کالج کینگ لندنِ بریتانیا، نشان داده است که یک امتیاز ژنتیکی که حدود ۲۰۰۰۰ دی‌ ان‌ ای گوناگون را در بر می گیرد، اختلافی پنج درصدی را در عملکرد خواندن کودکان توجیه می کند. در عملکرد خواندنِ دانش آموزانی که بیشترین و کمترین امتیازهای ژنتیکی را دارا هستند، به میزان دو سال کامل تفاوت وجود دارد.
این یافته ها بر امکان استفاده از امتیازات ژنتیکی به منظور پیش بینی نقاط ضعف و قوت یادگیری در کودکان تاکید دارد. سلزم و همکارانش می گویند:«این امتیازات یک روز می توانند برای شناسایی و مهار زودهنگام دشواری های خواندن به کار روند، به جای آنکه صبر کنیم تا در مدرسه این مشکلات در کودکان بروز پیدا کنند.» این دانشمندان امتیازات ژنتیکی برای موفقیت تحصیلی را بین ۵۸۲۵ نفر از اشخاص تحت بررسی در مطالعه رشد اولیه دوقلوها (TEDS)، مبتنی بر آن دسته از تفاوت های ژنتیکی که برای موفقیت آموزشی مهم هستند، محاسبه نمودند. سپس آن ها این امتیازات را با توجه به توانایی خوانش بین سنین ۷ تا ۱۴ سال در قالب یک نقشه به تصویر در آوردند.
محققان توضیح دادند:«حال این امکان وجود دارد تا امتیازات ژنتیکی انفرادی معینی، تحت عنوان امتیازات چند عاملی گسترده ژنوم(GPS) پدید آوریم. ما با استفاده از یک GPS در سال‌های تحصیلی، توانایی خواندن را در مقاطع تحصیلی برنامه آموزشی​ رسمی بریتانیا، یعنی مقطع اول (هفت سالگی)، مقطع دوم (دوازده‌سالگی)، مقطع سوم (چهارده سالگی) و غیره، و هم چنین از تست های خوانشی که از ۵۸۲۵ نفر بریتانیاییِ بی ارتباط به یکدیگر گرفته شده بود، پیش بینی نمودیم.»

توانایی خواندن در کودکان از طریق دی‌ ان‌ ای

این امتیازات ژنتیکی تا پنج درصد تفاوت را در توانایی خواندن و تفسیر کودکان به نمایش گذاشتند. این ارتباط بین ژنتیک و توانایی خواندن، حتی بعد از به حساب آوردن معیارهایی از قبیل توانایی شناختی و وضعیت اجتماعی - اقتصادی خانواده هم چنان اهمیت خود را حفظ نمود. بنیان گذاران پژوهش اظهار داشتند: «گرچه ممکن است پنج درصد مقدار نسبتا کمی محسوب شود، در مقایسه با سایر نتایج بدست آمده در رابط با خوانش، قانع کننده تر است. برای مثال تفاوت های جنسیتی تنها کمتر از یک درصد از تفاوت های خوانش را در بین کودکان توجیه می کند.»
سلزم افزود:«اهمیت امتیازات چند عاملی (پلی ژنی) در این است که امکان پیش بینی خطر ژنتیکی و برگشت پذیری را در سطح فردی، فراهم می سازد. این امر با مطالعه دوقلوها تفاوت دارد؛ مطالعه ای که تاثیر کلی ژنتیک را در بین گروه بزرگی از افراد بیان می دارد. ما بر این باور هستیم که این پژوهش نقطه آغازین مهمی را برای کاوش تفاوت‌های ژنتیکی در خوانش، با استفاده از امتیازات چند عاملی در اختیار ما قرار می دهد. برای مثال، این امتیازات، می توانند تحقیق بر روی انعطاف پذیری به منظور متحول ساختن مشکلات خوانش و نحوۀ پاسخ فرد به فرد کودکان به مداخله های مختلف را میسر سازد.»
بنیان گذار ارشد پژوهش، پروفسور رابرت پلومین که وی نیز در کالج کینگ فعالیت دارد، بیان داشت:« ما امیدواریم این یافته ها به اتخاذ تصمیمات سیاسی بهتری منجر شود که تفاوت های ژنتیکی کودکان در خوانش را شناسایی کرده و به آن ها احترام می گذارد.»


منبع: http://bigbangpage.com

گیاهای زیبا اما کشنده- قسمت اول

گل ها بسیار زیبا هستند و تاثیر بسیار خوبی در روحیه ما دارند اما بسیاری از آن ها بسیار سمی هستند و باعث مرگ انسان ها می شوند...

   گل صد تومانی:
گل صد تومانی و بوته های آزالیا در رده نهم سمی ترین گیاهان جهان قرار دارند. این دو گیاه با گل های به شکل زنگشان، در حیاط و باغچه بسیار زیبا به نظر می رسند اما برگ هایشان و در نتیجه عسلی که از شیره آنها تهیه می شود سمی است. خوردن هر یک از این دو سبب می شود دهانتان بسوزد و ترشح بزاق دهانتان زیاد شود و پوستتان دچار خارش شود. تهوع و اسهال هم از دیگر نشانه های مسمومیت با این گیاهان همیشه سبز است. سردرد، ضعف عضلانی و ضعف در دید هم می تواند در شما به دنبال مسمومیت با این گیاهان پدیدار شود. ضربان قلبتان ممکن است آهسته شود و  یا قلبتان با شدت بتپد و به کم ابروید. قبل از اینکه این اتفاقات برای شما روی دهد بهتر است به پزشک مراجعه کنید.

گیاهان زیبا اما کشنده

گل آنتریوم:
برگ های چرمی و سبز تیره رنگ و ساقه این گل وهم انگیز سمی است. خوردن آنتریوم گرمسیری می تواند سبب احساس سوزش در دهان و سپس تورم و تاول زدن بشود. همچنین صدایتان ممکن است بگیرد و در قورت دادن غذا هم مشکل پیدا کنید. در این موارد نوشیدنی سرد بنوشید و قرص مسکن بخورید.

گل های  زیبا اما کشنده

گل انگشتانه:
این گیاه زیبا گل هایی کوچک به رنگ های بنفش، صورتی یا سفید دارد که در برخی از انواع آن دانه هایی دیده می شود. از این گل برای تولید برخی از انواع داروهای قلبی استفاده می شود. به همین دلیل خوردن هر بخش از این گیاه خود می تواند سبب بروز بیماری های قلبی شود. تهوع، درد در دهان و اسهال از نشانه های این مسمومیت است.

گل های  زیبا اما کشنده

گل ادریسی:

این بوته گل هم سمی است. خارش پوست، تهوع، ضعف و تعرق برخی از نشانه های مسمومیت ناشی از گل ادریسی است. برخی گزارش ها حاکی از این است که برخی بیماران به کما رفته اند. تشنج و نقص در سیستم خون رسانی بدن هم در بعضی از بیماران دیده شده است.

گل های  زیبا اما کشنده

گل سیاه تخمه:
سیاه تخمه گیاهی یک ساله یا چندساله از تیره ی گل میخک است. ساقه های گیاه راست و به ارتفاع 50 تا 100 سانتی متر می رسد که پوشیده از کرک هستند. سیاه تخمه دارای ساپونین سمی از گروه تری ترپن (Triterpene) به نام جیتاژنین (Githagenin) است. این ساپونین در تمام قسمتهای گیاه وجود دارد.
آلودگی شدید جیره غذایی دامها به سیاه تخمه موجب مرگ ناگهانی دامها می شود. نشانه های درمانگاهی در دامهای مسموم در ابتدا بی اشتهایی، تشنگی ، قطع نشخوار و حرکات شکمبه، ریزش بزاق و نفخ است در مراحل بعدی لرزش عضلانی ، دل درد، دندان قروچه، اسهال، از پا افتادگی، فلجی از نوع شل (Faccid paralysis) ، هیپوترمی و مرگ در انتها می باشد.

گل های  زیبا اما کشنده

گل شقایق سرخ:
  شقایق گیاهیعلفی یک ساله و زیبا به بلندی 25 تا 90 سانتی متر است. این گیاه در مزارع، اماکن سایه دار، دشت ها، دامنه های کم ارتفاع و نواحی کم درخت جنگل ها می روید. برگ ها و ساقه های آن کرک دار هستند. شقایق حاوی آلکالوئید سمی روئیدین (Rhoeadine) است که در تمام قسمت های گیاه یافت می شود. آلکالوئیدهای مورفین (Morphine)، کدئین (Codeine)، نوسکاپین (Noscapine) نیز در خشخاش معمولی وجود دارند. انواع مختلف دیگر از آلکالوئیدها نیز در سایر گونه های پاپاور دیده می شوند.نشانه های مسمومیت با این گیاهاه در دامها شامل بی قراری، افزایش حساسیت، عدم تعادل، توقف حرکات شکمبه، دیس پنه، افتادن و عدم توانایی برای بلند شدن و تشنج است که در مواردی ممکن است به مرگ منجر گردد.

گل های  زیبا اما کشنده

گل آفتاب پرست:
گل آفتاب پرست حدود 250 گونه دارد که 20 گونه آن سمی بوده و حاوی آلکالوئیدهای پیرولیزیدین است. بیش از 15 گونه از این گیاه در ایران تا کنون شناسایی شده اند.

گل های  زیبا اما کشنده

گل آزالیا:
یکی دیگر از گیاهان آپارتمانی است که به دلیل گل های زیبایی که دارد، خیلی مورد توجه علاقه مندان به گل ها وگیاهان آپارتمانی است. تمام بخش های این گیاه سمی است و خوردن آن، باعث تهوع، استفراغ، کندی ضربان قلب و کاهش فشار خون می شود. علائم و همه نشانه ها و جزئیاتش شبیه به گل صدتومانی است.

گل های  زیبا اما کشنده

 

تعریف ماده در علم فیزیک

ماده تعاریف زیادی دارد اما شایع ترین تعریف این است که ماده چیزیست که جرم دارد و فضا را اشغال می کند. همۀ اشیای فیزیکی که از ماده تشکیل شده اند شامل اتم ها می شوند که به نوبه خود شامل الکترون ها، پروتون ها و نوترون ها می باشد.

تعریف ماده در علم فیزیک

به گزارش بیگ بنگ، این ایده که ماده از ذراتی تشکیل شده است از زمان فیلسوفانی چون دموکریتوس (۴۷۰ الی ۳۲۰ قبل از میلاد) و لئوکیپوس (۴۹۰ قبل از میلاد) شکل گرفته است. با بیگ بنگ همراه باشید تا این موضوع را بررسی نماییم.

مثال هایی از ماده و غیر ماده
ماده از اتم ها تشکیل شده است. ساده ترین اتم ایزوتوپی از هیدروژن تشکیل شده از فقط یک پروتون است که پروتیوم نام دارد. اگرچه ذرات زیر اتمی مثل پروتون ها اغلب به عنوان شکلی از ماده عنوان نمی شوند پروتیوم را می توانید یک استثنا در نظر بگیرید. (هر چند عده ای الکترون ها و نوترون ها را نیز شکلی از ماده می دانند.) در حالت کلی هر چیزی که از اتمها تشکیل شده باشد ماده است، مانند:
اتم ها: هیدروژن، هلیوم، کالیفرنیوم، اورانیوم
مولکول ها: آب، گاز ازن، نیتروژن، ساکاروز
یون ها: یون سولفات و یون کلسیم
پلیمرها و ماکرومولکول ها: سلولز، پروتئین ها، DNA، کیتین
مخلوط ها: آب و روغن، نمک و شن، هوا
اشکال پیچیده: میز، هواپیما، توپ

در حالی که پروتون ها، نوترون ها و الکترون ها اجزا سازندۀ اتمها هستند خود این ذرات در دسته ای به نام فرمیون ها طبقه بندی می شوند. کوراک ها و لپتون ها معمولا شکلی از ماده در نظر گرفته نمی شوند هر چند با تعاریف خاصی از ماده مطابقت دارند. در بیشتر موارد ساده تر است که بیان کنیم ماده از اتمها تشکیل شده است.
پاد ماده نیز اگر چه در برخورد با ماده معمولی آن را از بین می برد اما نوعی از ماده محسوب می شود. پاد ماده به صورت طبیعی در مقادیر بسیار اندک روی زمین وجود دارد.
و در نهایت چیزهایی هستند که جرمی ندارند یا لااقل جرم سکونشان صفر است و ماده محسوب نمی شوند همانند: نور، صدا، گرما، افکار، رویاها، احساسات
فوتون ها جرم ندارند بنابراین مثالی از چیزهایی که در فیزیک ماده محسوب نمی شوند، هستند.

تعریف ماده در علم فیزیک

حالات ماده
ماده در حالت های مختلفی می تواند وجود داشته باشد: جامد، مایع، گاز و پلاسما. بیشتر مواد می توانند بر اساس میزان گرمائی که جذب می کنند یا از دست می دهند از حالتی به حالت دیگر تغییر کنند. حالت های دیگری از ماده نیز افزون بر ۴ حالت ذکر شده وجود دارد مانند: چگالش بوز-اینشتین، مایع های فرمیونی و پلاسمای کوارک-گلوئون.

فرق ماده با جرم
توجه داشته باشید در حالی که ماده جرم دارد اما این دو واژه معادل یکدیگر نیستند. ماده بقا ندارد در حالیکه جرم در سیستم های بسته بقا دارد. بر اساس تئوری نسبیت ماده در یک سیستم بسته می تواند ناپدید شود، اما جرم نه تولید و نه از بین می رود (هر چند می تواند به انرژی تبدیل شود)، به عبارت دقیق تر مجموع جرم و انرژی در یک سیستم بسته همواره ثابت است. در فیزیک یک راه تشخیص ماده از جرم این است که ماده را به عنوان ذراتی که جرم سکون دارند تعریف کنیم. اگرچه در فیزیک و شیمی ماده از خود دوگانگی موجی ذره ای از خود بروز می دهد و بنابراین هم خصوصیات امواج و هم خصوصیات ذرات را دارد.


منبع: http://bigbangpage.com

مواظب نیمکره های مغزتان باشید

خوب نقاشی می کنید؟ اهل فلسفه هستید؟ شعر می گویید؟ عاشق ریاضی هستید؟ نمی توانید زود قانع شوید؟ خلاق هستید؟ زیادی منظم هستید ؟ یا...؟

مواظب نیمکره های مغزتان باشید

 بسیاری از خصوصیت های فردی ما به نیمکره های راست و چپ مغزمان بستگی دارند و بسته به این که کدام یک از این دو توانمندتر باشند یا شما برای توانمندتر کردن کدام یک از آن ها بیشتر تلاش کنید، نوع موفقیت های شما درزندگی رقم می خورد.
از همه مهم تر این است که بدانید اگر برای افزایش توانمندی های این دو نیمکره تلاش نکنید، ممکن است با گذشت زمان دچار افت کارکرد شوید.
پیش از آن که درباره عملکرد نیمکره های راست و چپ و شیوه های تقویت آن ها گفتگو کنیم باید بخشی از اطلاعات را درباره مغز با هم مرور کنیم. بزرگ ترین بخش مغز مخ است که از دو نیمکره ظاهرا شبیه به هم تشکیل شده است.
دانشمندان در گذشته معتقد بودند عملکرد این دو نیمکره نیز مثل ظاهرشان به هم شبیه است اما بعدها به این نتیجه رسیدند که وظیفه هر نیمکره با نیمکره دیگر متفاوت است. هر انسانی توانمندی هایی دارد که با پرورش دادن و شکوفا کردن شان می تواند در زمینه های مختلف زندگی موفق شود، این که شما چه نوع توانمندی هایی داشته باشید بسته به میزان فعال بودن نیمکره های مغزی شماست، یعنی بسته به این که نیمکره راست مغز شما فعال تر باشد یا چپ تان، نوع توانمندی ها، علایق و رفتارهای تان متفاوت است.
از سوی دیگر اگر شما به نیمکره های مغزتان در طول زمان فرصت پیشرفت ندهید امکان دارد از قابلیت های فوق العاده آن ها کاسته شود. موضوع بررسی وظایف نیمکره های مغز و چگونگی تقویت و پرورش قابلیت های آن ها یکی از آن مسائلی است که سال هاست از سوی پژوهش گران مورد مطالعه قرار گرفته است و چندی پیش گزیده ای کوتاه از این پژوهش ها به وسیله گروه روان شناسی سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان منتشر شد که حتما برای شما هم جالب است.

چه خبر از نیمکره چپ
نیمکره چپ، سمت راست بدن را کنترل می کند. آدم هایی که نیمکره چپ قوی تری دارند معمولا عاشق ریاضیات و فلسفه می شوند. آنها استادان تجزیه و تحلیل هستند و به راحتی می توانند اعداد و ارقام را به خاطر بسپرند. آن ها منطقی، منظم و سخنور هستند اما اگر از آن ها بخواهید مقوله ای را با مثال و شکل برایتان تعریف کنند گیج و ناتوان می شوند، چون کلمات را بهترین روش انتقال مفهوم می دانند، اما با این همه ویژگی های خوب ممکن است در موسیقی و نقاشی و راه های خلاقانه چندان با استعداد نباشند.

چپ تان را دیوانه نکنید!
اگر نیمکره چپ قدرتمندی داشته باشید و بخواهید از ریاضی، فلسفه و مهم تر از همه نظم و ترتیب در زندگی غافل شود و اگر به جای جزئی نگری کل نگر شوید، نیمکره چپ خود را سرکوب کرده است.برای آن که نیمکره چپ تان را قوی کنید باید به ریاضی و فلسفه برگردید. در طبیعت گردش کنید و از حس شنوایی تان برای بیشتر و بهتر لذت بردن کمک بگیرید. هر کار و هر مساله ای را به بخش های کوچک تر برای حل تقسیم کنید چون توانایی شما در جزئی نگری بیشتر از کلی نگری است.جدول و پازل حل کنید و برای هر روزتان برنامه ای مدون بنویسید. برای حفظ کردن از فیش برداری استفاده کنید. فن بیان و سخنرانی را تمرین کنید.

... و اما راستی ها
نیمکره راست مسوولیت هدایت سمت چپ بدن را برعهده دارد. این نیمکره مرکز حس لامسه، درک سه بعدی اشیا، تصاویر، مقررات، رنگ، لحن و صداست و با توجه به توانمندی اش در درک تصاویر و به خاطر سپردن آن ها قدرت تشخیص چهره ها را نیز دارد.
ما معما ها را با نیمکره راست مغز حل می کنیم و این نشان می دهد توانایی خلاقیت و کشف کردن هم به همین بخش مربوط است. این نیمکره مسوولیت رویاسازی را بر عهده دارد و توانایی ورزش و انجام حرکات موزون را به ما می دهد.
میانه این نیمکره با هنر بسیار عالی است. آن ها که نیمکره راست قوی تری دارند معمولا هنرمندانی ذاتی هستند. استعداد موسیقی و هنرهایی مثل نقاشی و به طور کلی ذوق هنری به این بخش مربوط می شود. از همه مهم تر این است که این نیمکره مرکز احساسات و دوست داشتن در آدم ها نیز هست.

راه های تقویت نیمکره راست
برای پرورش نیمکره راست مغز باید به یاد داشته باشید که اگر همیشه بخواهید جدی و عاقلانه رفتار کنید، اگر بخواهید حق اشتباه کردن را از خود بگیرید، اگر بخواهید همه کارهای تان مورد پسند دیگران باشد و اگر بخواهید هر کاری را از روش معمولش انجام دهید دست این نیمکره را برای ترقی می بندید.
براساس پژوهشی که پیش تر به آن اشاره کردیم، برای تقویت نیمکره راست لازم است نگاهی کلی گرایانه را جایگزین نگاه جزئی گرایانه کنید. چه اشکالی دارد به خودتان اجازه دهید گاهی کودک شوید و دنیا را کودکانه ببینید. از اشتباه کردن نترسید. به نمایشگاه های نقاشی و کنسرت های موسیقی سر بزنید. در انجام هر کار و حل هر پرسشی به چندین راه و چندین پاسخ متفاوت بیندیشید. به رویاهای تان احترام بگذارید و فرصتی را به آن ها اختصاص دهید و حتی اهداف تان را در رویاهای تان متصور شوید. داستان بخوانید و بعد سعی کنید آن را مثل فیلم با تصویر در دنیای رویاتان ببینید. در طبیعت بگردید و از آن لذت ببرید و هنرهایی مانند نقاشی و طراحی یا موسیقی را بیاموزید.

بهانه نگیرید! شما می توانید
همه آنچه گفتیم دلیل نمی شود شما روی یکی از نیمکره های مغزتان به دلیل توانمندی بیشترش تمرکز کنید و آن دیگری را از یاد ببرید یا از زیر بار خیلی از کار ها به بهانه این که فلان کار به نیمکره ضعیف تر مغزم ربط دارد، در بروید چون همه آدم ها معمولا توانایی انجام فعالیت های عادی زندگی را دارند و قوی تر بودن یکی از نیمکره ها به معنای ناتوان بودن نیمکره دیگر نیست و مسلما آن نیمکره هم از عهده مسوولیت های عادی اش برمی آید.



منبع: http://tizland.ir

پارادوکس‌های زمان !

یکی از دلایلی که فیزیک‌دانان را از قبول سفر در زمان باز می‌دارد، مسئله وجود پارادوکس‌های زمان است. برای مثال، شما اگر به گذشته سفر کنید و پدر و مادر خود را قبل از تولد خودتان به قتل برسانید، در این صورت تولد شما دیگر غیر ممکن خواهد بود. بنابراین هرگز نمی‌توانید به گذشته سفر کنید تا پدر و مادر خود را به قتل برسانید. این مسئله از این جهت اهمیت دارد که علم بر اساس ایده‌هایی که منطقا با هم سازگار باشند، شکل می‌گیرد. وجود یک پارادوکس زمان موثق، کافی است تا بتوان سفر در زمان را به کلی رد کند. در زیر پارادوکس های زمان را با هم مرور می کنیم.

پارادوکس‌های زمان !

پارادوکس پدربزرگ:
در این پارادوکس گذشته را به گونه‌ای تغییر می‌دهیم که اکنون را غیر ممکن می‌کند. به عنوان مثال با بازگشت به گذشته بسیار دور، در زمان دایناسورها، تصادفا پای خود را بر روی یک پستاندار خزدار کوچک که نیای اصلی انسان است، می‌گذارید. با از بین بردن اجداد خود، مسلما دیگر وجود نخواهید داشت.

پارادوکس اطلاعات:
در این پارادوکس، انتقال اطلاعات از آینده به گذشته، عدم وجود منشاء مشخصی برای اطلاعات را نتیجه می‌دهد. به عنوان مثال، فرض کنید که دانشمندی یک ماشین زمان بسازد و سپس به گذشته رفته تا اسرار سفر در زمان را به خودش در زمان جوانی منتقل کند تا خیلی زودتر به این کشف برسد. به این ترتیب معمای سفر در زمان منشاء و آغازی نخواهد داشت، زیرا ماشین زمانی که دانشمند جوان خواهد داشت، به وسیله خودش ساخته نشده و بلکه به وسیله خود پیرترش به او داده شده است.

پارادوکس بیلکر:
در این پارادوکس فرد می‌داند که آینده چگونه خواهد بود و کاری می‌کند که آینده را غیر ممکن سازد. به عنوان مثال ماشین زمانی می‌سازید که شما را به آینده ببرد و می‌بینید که تقدیر شما بر این بوده است که با زنی با نام جین ازدواج کنید و این ازدواج کاملا ناموفق بوده است، با این وجود عمداً تصمیم می‌گیرید که در عوض با هلن ازدواج کنید و به این ترتیب آینده خود را غیر ممکن می‌کنید.
در حال حاضر فیزیک‌ دانان، دو راه حل ممکن برای پارادوکس‌های زمان گرد آمده‌اند. نخست، کیهان‌شناس روسی، ایگور نوویکوف، معتقد است که ما مجبوریم به گونه‌ای عمل کنیم که هیچ پارادوکسی رخ ندهد. دیدگاه او مکتب قائمیت به ذات، نامیده می‌شود. او عقیده دارد که اگر رودخانه زمان به آرامی چرخیده و گردابی بسازد، دستی نامرئی، به هر ترتیبی، مداخله کرده و در صورتیکه بخواهیم با سفر به گذشته، منجر به ایجاد یکی از پارادوکس‌ها شویم، جلوی ما را می‌گیرد. اما از طرفی دیدگاه نوویکوف، تناقضاتی را با مسئله اختیار می‌کند. نوویکوف معتقد است که قانون ناشناخته‌ای در فیزیک وجود دارد که جلوی هر عملی را آینده را تغییر دهد، می‌گیرد. او نوشته است ما نمی‌توانیم مسافری را به باغ بهشت بفرستیم، تا حوا را از چیدن سیب یا خوردن گندم منصرف کند.
این نیروی مرموز که ما را از تغییر گذشته و در نتیجه ایجاد پارادوکس، باز می‌دارد چیست؟ نوویکوف می‌نویسد: وجود چنین جبری بر اختیار ما، غیر طبیعی و مرموز است. با این حال، نمی‌توان وجود این دو را به موازات هم منتفی دانست. او همچنین می‌نویسد: به عنوان مثال، شاید من بخواهم بدون کمک هیچ ابزاری روی سقف راه بروم، قانون گرانش مرا از انجام این کار باز می‌دارد. اگر سعی کنم، پائین می‌افتم، بنابراین اختیار من محدود می‌شود. از طرفی دیگر، زمانی که اجسام بی‌جان بدون هیچ اختیاری به گذشته منتقل شوند، امکان وقوع پارادوکس‌های زمان باز وجود دارد. فرض کنید که مسلسل را به سال ۳۳۰ قبل از میلاد، درست قبل از جنگ تاریخی بین اسکندر و داریوش سوم، بفرستید و دستور استفاده از آن را هم ضمیمه کنید. در آن صورت به احتمال زیاد تمام تاریخ اروپا بعد از آن زمان تغییر می‌کرد و ممکن بود اکنون به جای زبان اروپایی، به زبان فارسی صحبت می‌کردند.

پارادوکس‌های زمان !

درحقیقت حتی کوچکترین اختلال در گذشته می‌تواند پارادوکس‌های غیرمنتظره‌ای را در زمان حال پدید آورد. به عنوان مثال، در نظریه آشوب از اثر پروانه‌ای استفاده می‌شود. در اوقات بحرانی شکل‌گیری آب و هوای زمین، حتی لرزش بال‌های یک پروانه اعوجاجاتی را ایجاد می‌کند که می‌تواند تعادل بین نیروها را بر هم زند و طوفان‌های قدرتمندی ایجاد می‌کند. حتی کوچکترین اجسام بی‌جانی که به گذشته فرستاده می‌شوند، ناچار گذشته را به صورت غیر قابل پیش‌بینی تغییر می‌دهند و نتیجه آن، یک پارادوکس زمان است.
روش دوم برای حل پارادوکس‌های زمان این است که رودخانه زمان به آرامی دو شاخه شود و به این ترتیب دو دنیای مجزا را شکل دهد. به بیان دیگر، اگر قرار بود به گذشته سفر کنید و قبل از تولد خود پدر و مادرتان را هدف گلوله قرار دهید، احتمالا در جهان دیگری، افرادی که از نظر ژنتیکی درست شبیه پدر و مادر شما هستند را خواهید کشت. جهانی که در آن شما هرگز متولد نخواهید شد. اما پدر و مادر شما در جهان اصلی آسیبی نخواهند دید. این فرضیه دوم، نظریه جهان‌های بی‌شمار نامیده می‌شود، این ایده که تمام جهان‌های کوانتومی ممکن، احتمالاً وجود دارند، این امر واگرایی هاوکینگ را منتفی می‌کند زیرا در این حالت تابش مثل فضای مایسنر مکرراً وارد کرمچاله نمی‌شوند، بلکه فقط تنها یک بار از آن عبور می‌کند. هر بار که از داخل کرمچاله می‌گذرد، وارد جهان جدیدی می‌شود. و این پارادوکس شاید به عمیق‌ترین پرسش در نظریه کوانتوم منجر شود: چگونه یک گربه می‌تواند در یک زمان، هم مرده و هم زنده باشد. برای پاسخ به این سوال، فیزیک‌ دانان مجبور بودند به دو راه حل بیندیشند:
۱) یا نوعی هوشیاری و خرد کیهانی وجود دارد که ناظر ماست.
۲ ) یا بی‌ نهایت جهان کوانتومی وجود دارد.



منبع: http://bigbangpage.com

شبیه سازی انسان

ایده اصلی و منشا تفکر راجع به شبیه سازی انسان (human cloning) هنگامی شکل گرفت که یک دانشمند اسکاتلندی توانست گوسفندی بنام Dolly را در سال 1997 شبیه سازی کند. پخش خبر این واقعه مهم توجه محافل پزشکی، مذهبی، سیاسی و ... را در جهان به خود جلب کرد به گونه ای از این واقعه علمی اغلب بعنوان نقطه عطف علم در سال 1997 یاد می شود.

شبیه سازی انسان

شبیه سازی چیست؟
عموما" هنگامی که خبرگزاری ها و رسانه ها خبرهای جنجالی شبیه سازی را منتشر میکنند عموما" منظورشان شبیه سازی به حالت تولد طبیعی می باشد. با این وجود باید اضافه کرد که امروزه انواع مختلف تکنولوژیهای شبیه سازی مطرح می باشد که توسط آنها از لحاظ تئوریک می توان به دوقلوی ژنتیکی یک موجود زنده یا هر ارگانیسم دیگری دست پیدا کرد.
در این ارتباط درک اولیه از انواع روشهای شبیه سازی کمک بسیاری خواهد کرد تا بتوانیم در مقابل این اخبار تصمیم گیری کنیم که آیا این اعمال مخالف مسائل اخلاقی هست یا خیر.

شبیه سازی DNA
این روش که در اصطلاح علمی DNA Cloning یا Molecular Cloning و یا Gene Cloning گفته می شود عبارت است از مجموعه عملیاتی که توسط آن قسمتی از DNA موجود مورد علاقه که قرار است شبیه سازی شود، به یکی از انواع موجودات ارگانیکی خود تکثیر منتقل می شود. معمولا" از باکتری های خود تکثیر یا Bacterial Plasmid ها برای اینکار استفاده می شود.
طی این شرایط DNA مورد علاقه توسط یک میزبان پردازش و تکثیر می شود. این تکنولوژی تقریبا" از سال 1970 استفاده می شود و از معمولترین فعالیت ها در آزمایشگاه های زیست شناسی می باشد. در این روش، دانشمندان معمولا" از ژن های خاصی برای کپی از یک ژن خاص استفاده می کنند.

شبیه سازی از طریق تولد
به این روش Reproductive Cloning گفته می شود که بعنوان مثال توانایی تولید حیوانی را دارد که دارای DNA مشخص می باشد. این DNA ممکن است از یک حیوان زنده کنونی گرفته شود و یا حتی از بقایای یک حیوان مرده مربوط به سالهای دور.
Dolly گوسفندی که راجع به آن صحبت کردیم از این روش شبیه سازی شد. دانشمندان طی مجموعه عملیاتی که بنام Somatic Cell Nuclear Transfer به معنی انتقال هسته سلولهای کالبدی مشهور است، مشخصات ژنتیکی موجود مورد نظر را به نطفه ای که تمام خواص ژنتیکی آن برداشته شده است منتقل می کنند. البته نطفه جدید باید تحت مراقب های خاص الکتریکی و شیمیایی باشد تا توانایی تکثیر را داشته باشد. پس از آنکه جنین به حد قابل قبولی از رشد رسید، آنرا به داخل رحم یک حیوان ماده منتقل می کنند و از آن به بعد به رشد طبیعی خود تا تولد ادامه می دهد.
Dolly یا هر حیوان دیگری که با این روش ساخته شود دقیقا" مشابه موجود مورد نظر نخواهد بود چرا که برخی از ویژگی های نطفه از همان ابتدای شکل گیری از پدر و مادر به نطفه منتقل می شوند. اما موفقیت پروژه Dolly در این بود که نشان داد سلولهای DNA یک حیوان بالغ می تواند برای رشد یک نطفه مورد استفاده قرار گیرد. تا قبل از این دانشمندان تصور می کردند سلول هایی که رشد می کنند و بالغ می شوند بسیاری از خواص اولیه خود را از دست می دهند و دیگر توانایی رشد از ابتدا را ندارند.
Dolly در سال 2002 هنگامی که شش ساله بود از دنیا رفت، علت مرگ او ناراحتی و بیماری در ناحیه ریه اعلام شد. دانشمندان هنوز نمی دانند که بیماری او ناشی از متفاوت بودن نوع تولد او دارد و یا اینکه یک بیماری عادی بود که ممکن است گریبانگیر هر جانداری شود.

شبیه سازی جنین
به این روش Embory Cloning یا Therapeutic Cloning گفته می شود که در آن جنین انسان برای تحقیق در آزمایشگاه شبیه سازی می شود. اهمیت این موضوع در آن نیست که یک انسان، مشابه فرد مورد نظر ساخته شود بلکه هدف آن است که با بررسی و آزمایش روی جنین شبیه سازی شده بتوان نارسایی ها و بیماری های مربوط به انسان را تحلیل کرده و در حد امکان به روشهایی برای جلوگیری از بروز آن ها قبل از تولد دست یافت.
در این روش پس از گذشت حدود پنج روز از شکل گیری نطفه، سلولهای خاصی از آن که سلولهای بنیادی یا Stem Cells نام دارد برای شبیه سازی یا آزمایش برداشته می شود که با این عمل به جنین صدماتی وارد خواهد شد. (احتمالا" ریشه اصلی بحث بر سر مسائل اخلاقی نیز به همین جا بر می گردد.) این سلولها تقریبا" توانایی تولید هر نوع سلولی در بدن انسان را دارند و دانشمندان با استفاده از این سلولهای خاص امیدوار هستند که روزی بتوانند درمان قطعی بیماری های قلبی، انواع سرطان، آلزایمر و ... را پیدا کنند.
در نوامبر سال 2001 یک دانشمند از مرکز تحقیقات پیشرفته سلولی (Advanced Cell Technologies) در ماساچوست اعلام کرد که توانسته است اولین جنین انسان را به منظور انجام تحقیقات در باره بیماری های انسان، شبیه سازی کند. آزمایش های این دانشمند بر روی هشت سلول انجام گرفت که از میان آنها فقط سه عدد شروع به تقسیم شدن نمودند و در نهایت یکی از آنها توانست فقط به شش تقسیم شود. بنابر این همانگونه که مشاهده می کنید هنوز راه درازی برای شبیه سازی یک انسان وجود دارد.

آیا ممکن است روزی انسان شبیه سازی شود؟
ـ بسیاری از محافل سیاسی، مذهبی و حتی دانشمندان با فشارهایی که به کنگره آمریکا وارد کرده اند در صدد تصویب لایحه ای هستند که هرگونه تحقیق و فعالیت در این زمینه را ممنوع کند.
اما جدای این مسائل با توجه به هزینه بسیار بالا و درصد کم موفقیت در شبیه سازی حیوانات (بین یک تا دو درصد) که به علت دانش کم در باره روش "شبیه سازی از طریق تولد" می باشد هر گونه تلاش برای تولید انسان از این روش در حال حاضر با شکست روبروه خواهد شد. بخصوص که پس از تولد حیوانات شبیه سازی شده، حدود 30% از این حیوانات که زنده بدنیا می آیند، دارای ناتوانی های بارز جسمی و مشکلات جدی پس از تولد می باشند. دانشمندان عوارض مشابهی را برای شبیه سازی انسان از این روش پیش بینی می کنند.
نکته مهم دیگر وضعیت فکری و روحی انسان می باشد که هنوز بصورت یک سئول بزرگ پیش روی دانشمندان می باشد. شاید برای یک گوسفند خیلی مهم نباشد که نتواند درست فکر کند یا تصمیم بگیرد اما این موضوع بطور قطع برای انسان بسیار مهم می باشد چرا که یک انسان سالم فقط به بدن سالم نیاز ندارد.
بنابراین بنظر می رسد که در حال حاضر به دلیل ضعف تکنولوژی و دانش و نیز نبود توافق میان جناح ها و گروه های مختلف درگیر در جهان عملا" هیچ دانشمندی به خود اجازه انجام آزمایش برای شبیه سازی انسان از طریق Reproductive Cloning را نمی دهد.


مطالب مرتبط: 
کلون سازی 

مغز مانند اثر انگشت منحصر به فرد است

مطالعات محققان دانشگاه ییل آمریکا نشان می دهد، ساختار هیچ دو مغزی شبیه هم نیست و مغز هر فرد مانند اثر انگشت او منحصر به فرد است.

مغز مانند اثر انگشت منحصر به فرد است

این نقشه به اندازه‌ای ثابت و قابل اتکا است که محققان می‌توانند براساس الگوی فعالیت مغزی یک فرد،‌ او را با مقایسه اسکن‌های مغزی که در روزهای مختلفی انجام شده از میان 126 نفر دیگر تشخیص دهند. این کار حتی با مقایسه اسکن‌هایی که از یک فرد در حین استراحت و در یک روز پرمشغله به دست آمده نیز امکان‌پذیر است. دیگر جنبه‌های این نقشه می‌تواند توانایی‌های شناختی مشخصی را در افراد تشخیص دهد. این یافته به گونه‌ای اثر انگشتمغزی کاربردی است که از ثباتی غیرمنتظره برخوردار است.
به گفته محققان دانشگاه ییل،‌ نکته قابل توجه این کشف آن نیست که می‌توان افراد را با اسکن کردن از طریق MRI شناسایی کرد، زیرا در حین MRI می‌توان چهره آن ها را دید و آنها را شناسایی کرد. نکته قابل توجه این است که نقشهفعالیت‌ های مغزی هرفرد به شدت ثابت و قابل اتکا ست و مهم نیست در چه زمان و موقعیتی به ثبت برسد، در هرحال نقشه فعالیت مغزی هر فرد منحصر به همان فرد است.
این نشانگر زیستی منحصربه‌فرد براساس فعالیت‌های مغزی به دست می‌آید نه ساختار فیزیکی یکی از اندام‌ها. انسان‌ها در میان میلیاردها اتصالی که میان سلول‌های مغزی‌‌شان وجود دارد،‌و حتی در مقیاس یک اسکن ساده MRI، موجوداتی بی‌همتا و منحصر به فرد هستند. با این همه محققان دانشگاه ییل نقشه فعالیت‌های مغزی را براساس مناطقی ازمغز هر فرد تدوین کردند که به صورت همزمان آغاز به فعالیت می‌کردند. محققان با استفاده از اطلاعات MRI که می‌تواند جزئی‌ترین فراز و فرود‌ها را در مغز به ثبت برساند،‌ فعالیت‌های مغزی 126 داوطلب را برای چندین بار و در روزهای مختلف، درحال استراحت و کار اسکن کردند.
mindدر هریک از این اسکن‌ها محققان 268 نقطه کلیدی در مغز هر فرد را بررسی کردند تا شباهت میان اوج و فرودهای فعالیت در این مناطق را با مناطق مشابه در مغز دیگر داوطلبان مشخص کنند. این بررسی مشخصاتی از جریان فعالیت‌های مغزی هر یک از داوطلبان را به وجود آورد و این مشخصات در مورد هر فرد به اندازه‌ای پایدار بود که دانشمندان توانستند با استفاده از آنها هویت هر داوطلب را با دقتی برابر 90 درصد تشخیص دهند.
محققان همچنین دریافتند می‌توانند از مشخصات مغزی هر فرد برای تشخیص توانایی‌های شناختی و هوش سیال در افراد استفاده کنند. با وجود چنین توانایی،‌دانشمندان می‌توانند در آینده با بررسی اسکن‌های مغزی افراد خطر ابتلای آن ها به انواع بیماری‌های مغزی و ذهنی را پیش‌بینی کنند. جزئیات بیشتر این پژوهش در نشریه Nature منتشر شده است.


منبع: http://tizland.ir

گیاهان با انسان ارتباط برقرار می کنند

محققان از مدت ها پیش در مورد اینکه آیا گیاهان قادر به تعامل با انسان و یا دیگر گیاهان هستند بررسی هایی انجام داده و به نتایجی هم دست یافته اند.

گیاهان با انسان ارتباط برقرار می کنند

دانشمندان دانشگاه غرب استرالیا (UWA) با انجام مطالعه‌ای نشان دادند، گیاهان از طریق خاک با یکدیگر صحبت می‌کنند و نسبت به لمس پاسخ می‌دهند.
نتایج تحقیقات نشان داد، هیچ نشانه‌ای از پاسخ گیاهان به لمس مشاهده نشد، اما محققان دریافتند بعد از این‌که روی گیاه با آب اسپری شود، تغییرات ژنی بعد از چند دقیقه آغاز می‌شود و به مدت نیم ساعت طول می‌کشد.
پژوهش گران همچنین دریافتند هیچ نوع ترکیبات فعالی که منجر به آغاز یک تغییر شود وجود ندارد.
تغییرات در ژن گیاهان تنها در زمان اسپری با آب نبود، بلکه زمان لمس با انگشت و یا موچین و یا افتادن سایه بر روی گیاه هم دیده شد.
اولیور ون اکن محقق این بررسی اظهار کرد: این تغییرات در هنگام بارش باران، وزش باد و یا حرکت حشرات در اطراف گیاه هم اتفاق می‌افتد.
وی افزود: اگرچه افراد به طور کلی بر این باورند که گیاهان این حس را متوجه نمی‌شوند، اما بررسی‌های انجام شده حاکی از آن است که گیاهان نسبت به لمس بسیار حساس هستند و می‌توانند بیان ژنی و دفاع داشته باشند و به طور بالقوه سوخت‌ و ساز خود را تغییر دهند.
اما علت پاسخ گیاهان به این شرایط چیست؟ محققان اظهار می‌کنند: گیاه برای محافظت از خود و تطبیق با شرایط محیطی مثل افزایش آب و یا نور این پاسخ‌ها را دارد.
اکن ادامه داد: بر خلاف حیوانات گیاهان قادر به فرار از شرایط خطرناک نیستند، در عوض به نظر می‌رسد با استفاده از سیستم‌های دفاعی درونی خود به شرایط استرس پاسخ می‌دهند. آن ها از این طریق خطر را شناسایی کرده و به آن پاسخ مناسب می‌دهند.
این یافته‌ها منجر به تفکر درباره تعاملات ما با گیاهان اطراف شد. این در حالی است که گیاهان نمی‌توانند از خود دفاع کنند، اما متوجه بسیاری از موارد هستند.


منبع: http://tizland.ir

کشف یک ماده شیمیایی مغزی که در بروز اضطراب نقش کلیدی دارد

 

در یک تحقیق جدید معلوم شد: نوعی ماده شیمیایی در مغز نقش کلیدی در بروز اضطراب ایفا می کند.

کشف یک ماده شیمیایی مغزی که در بروز اضطراب نقش کلیدی دارد

به گزارش بهداشت و درمان ایسنا، محققان می‌گویند: این ماده شیمیایی برای رشد مغز بسیار مهم است و نشان می‌دهد که چرا برخی افراد به لحاظ ژنتیکی بیشتر مضطرب می‌شوند. با کشف نقش این ماده می‌توان به روش های جدیدی برای کاهش یا درمان اضطراب در افراد مستعد دست یافت.
به گفته پژوهش گران؛ این ماده «فاکتور رشد فیبروبلاست 2» یا "fgf2" نام دارد. در آزمایشات مشخص شد؛ موش هایی که سطح این ماده شیمیایی در مغزشان بسیار پایین است در شرایط نامناسب بیشتر مضطرب می‌شوند.
پژوهش گران در آزمایشات خود نشان دادند: از طرفی وقتی به این موش ها غذای خوب و زیاد داده شد و جای زندگی آن ها بهتر و بزرگتر شد مقدار این ماده شیمیایی در مغز آن ها افزایش یافت و از میزان اضطراب شان کاسته شد.
به گفته محققان؛ میزان این مولکول در واکنش به تجارب زندگی که موش ها در مواجهه با آن قرار می‌گیرند، افزایش می‌یابد. این یافته نتیجه مطالعات خاویر پرز محقق دانشگاه میشیگان است و در مجله نوروساینس به چاپ رسیده است.
دکتر پرز در این باره گفت: هم چنین تزریق fgf2 به موشهای مضطراب توانست از اضطراب آن ها بکاهد. فاکتور رشد در واقع برای سازمان یابی مغز در طول رشد ضروری است و هم چنین مغز را پس از آسیب دیدگی ترمیم می‌کند.
پرز معتقد است که این ماده می‌تواند یک نشانگر مهم برای افزایش آسیب پذیری ژنتیکی در بروز اختلالاتی چون اضطراب و افسردگی در انسان ها باشد.


منبع: http://tizland.ir

زبان آموزی مغز را متحول می کند

دوزبانه بودن به شخص، هویت، فرهنگ و عملکرد مغزی مضاعف اعطا می کند.

زبان آموزی مغز را متحول می کند

صحبت کردن به زبان دوم می تواند همه چیز را تغییر دهد، از مهارت های حل مساله گرفته تا شخصیت. این تغییر، فرد را به گونه ای جلوه می دهد که گویی نفر دومی در درونش وجود دارد.
زمانی که من فقط یک نوزاد بودم، مادرم روی تخت بیمارستان با ترفندی خاص، روند رشد مغزی من را تغییر داد؛ ترفندی که مرا در یادگیری، انجام چند وظیفه به طور همزمان و حل مشکلات تواناتر می ساخت. در نهایت کار مادرم حتی ممکن است مغز مرا از زوال در دوران پیری محافظت کند. اما ترفند او چه بود؟ از همان آغاز او به زبان فرانسه با من صحبت کرد در حالی که همه در اطراف من انگلیسی حرف می زدند.
در آن زمان مادر من هیچ ایده خاصی نداشت و نمی دانست این کار او باعث تقویت شناختی من خواهد شد. او فرانسوی و پدرم انگلیسی تبار بود، بنابراین آنها بسادگی احساس می کردند من و برادرانم را باید دوزبانه پرورش دهند. با این حال من بزرگ شدم و در این دوران تحقیقات زیادی انجام شد که نشان می داد صحبت کردن به دو زبان ممکن است تاثیر عمیقی بر روش فکر کردن افرادی مثل من داشته باشد.
افزایش قدرت شناختی فقط شروع کار بود. براساس برخی مطالعات حفظیات من، ارزش ها و حتی شخصیت من ممکن است براساس این که من به چه زبانی صحبت می کنم تغییر کند. تقریبا شاید بتوان گفت مغز های دوزبانه منزلگاه دو حافظه جداگانه هستند.
همه این ها نقش اساسی زبان در اندیشه و فکر بشر را بیش از پیش برجسته می کند. لورا آن پتیتو معتقد است دوزبانه بودن، یک میکروسکوپ شگفت آور در مغز انسان است.

تردیدها درباره زبان دوم
البته در مورد نظریه دو زبانه بودن همواره نمی توان اینقدر خوشبین بود. برای بسیاری از والدین مانند والدین من تصمیم به پرورش کودکان دو زبانه همواره بحث انگیز بوده است. حداقل از قرن 19 بود که معلمان هشدار دادند آموزش دو زبان ممکن است به گونه ای باعث گیج شدن کودک شود که هیچ یک از دو زبان را بخوبی یاد نگیرد. در بهترین حالت محققان فکر می کردند کودکان می توانند یک استاد همه کاره و هیچ کاره شوند و در بدترین حالت آنها مظنون بودند که ممکن است این موضوع مانع رشد جنبه های دیگر شده و در نتیجه ضریب هوشی آنها پایین تر بیاید.
اما این روزها به نظر می رسد چنین ترس هایی ناموجه است. افراد دو زبانه تمایل دارند در هر زبان واژگان بیشتری نسبت به همسالان تک زبانه خود داشته باشند و گاهی این کودکان دو زبانه در نامگذاری اشیا برای رسیدن به کلمه درست، کندتر عمل می کنند. اما یک مطالعه مهم در دهه 60 توسط الیزابت پیل و والاس لامبرت در دانشگاه مک گیل کانادا نشان داد توانایی صحبت به دو زبان به طور کلی مانع رشد نمی شود. برخلاف انتظار، در 15 آزمایش شفاهی و غیرشفاهی هنگام کنترل عواملی مانند وضعیت اقتصادی و اجتماعی و تربیت و آموزش که ممکن است بر کارایی هر فرد اثرگذار باشد، کودکان دو زبانه نسبت به تک زبانه ها برتری داشتند.
متاسفانه یافته های آنها تا حد زیادی نادیده گرفته شد.پس از آن عده کمی به دنبال تحقیقات آنها در مورد مزایای دو زبانگی رفتند، اما اکثر محققان و مربیان به دنبال ایده های قدیمی بودند.
نکته: توانایی صحبت به دو زبان به طور کلی مانع رشد نمی شود. برخلاف انتظار، هنگام کنترل عواملی مانند وضعیت اقتصادی و اجتماعی و تربیت و آموزش که ممکن است بر کارایی هرفرد اثرگذار باشد، کودکان دو زبانه نسبت به تک زبانه ها برتری داشتند.

تنها در چند سال اخیر دو زبانگی آن طور که سزاوار و شایسته بود، مورد توجه قرار گرفته است. الن بیالیستوک یکی از روان شناسان دانشگاه یورک تورنتو می گوید: من به مدت 30 سال در اتاق تاریک و کوچکم نشسته بودم و کارهایم را انجام می دادم، اما به طور ناگهانی و در پنج سال گذشته همه چیز عوض شده و درهای بسته باز شدند و علاقه من به انجام مطالعه در این زمینه شعله ور شد. بخشی از این علاقه تجدید شده ناشی از ظهور تکنولوژی های جدید مانند طیف سنجی نزدیک به مادون قرمز fNIRS است که با استفاده از آن محققان برای اولین بار توانستند واکنش مغز نوزادان را در برخوردهای اولیه با زبان مورد مطالعه قرار دهند.
با استفاده از این تکنیک، پتیتو و همکارانش توانستند اختلاف عمیق میان نوزادان تک زبانه و دو زبانه را کشف کنند. براساس یک تئوری عامه پسند، نوزادان به گونه ای متولد می شوند که قادر به تشخیص تفاوت میان اصوات هر زبانی هستند. البته تصور بر این است که در یک سالگی آنها این قابلیت را از دست می دهند و مغز آنها منحصرا به سمت اصوات زبان مادری کشیده می شود.
پتیتو و همکارانش دریافتند حتی در انتهای یک سالگی فعالیت عصبی کودکان دو زبانه در پاسخ به زبان های کاملا ناآشنا بیش از کودکان تک زبانه است. این یافته ها نشان می داد احتمال رشد و تقویت بیشتر مغزی در کودکان دو زبانه نسب به عقب ماندگی آنها بیشتر است و به نظر می رسد این موضوع برای یادگیری زبان های جدید در طول حیات یک فرد کمک بیشتری به او می کند.
طی آزمایشی، محققان از کودکان دو زبانه و تک زبانه خواستند یکسری جملات را طوری نقطه گذاری کنند که به لحاظ گرامری درست باشد. هر دو گروه روی جملات درستی مانند سیب روی درخت رشد می کند، عملکرد درستی داشتند اما در برخورد با جملات بی معنی مانند سیب روی بینی رشد می کند کودکان تک زبانه دچار اشتباه شده اما کودکان دوزبانه جواب درست را می دادند.

زبان آموزی مغز را متحول می کند

عملکرد بهتر مغز دوزبانه ها
بیالیستوک گمان می کند علاوه بر مهارت های گرامری، عملکرد دو زبانه ها در سیستم اجرایی مغز و مجموعه گسترده ای از مهارت های ذهنی که برای بلوکه کردن اطلاعات بی ربط بوده و روی فعالیت دست ها متمرکز است، موفقیت بیشتری دارد. در این آزمایش دو زبانه ها با نادیده گرفتن معانی جملات بی معنی تمرکز بهتری روی گرامر جملات داشتند.
در آزمایش های دیگری هم مانند سوئیچ کردن بین کارهای مختلف، مثلا هنگام طبقه بندی اشیا براساس شکل یا رنگ، کودکان دوزبانه از برتری بیشتری برخوردار بودند.
این صفات تقریبا در تمام امور ما نقش حیاتی دارد، از خواندن گرفته تا ریاضیات و رانندگی؛ بنابر این ارتقای آنها باعث انعطاف پذیری بیشتر ذهنی ما شده و ممکن است دلیل عملکرد بهتر کودکان دو زبانه در آزمایش لامبرت و پیل را توجیه کند. این خصوصیات حتی ممکن است مهارت های اجتماعی ما را گسترش دهد. پائولو فرناندز و سام گلاکزبرگ دو تن از روان شناسان دانشگاه پرینستون دریافته اند دو زبانه ها بهتر می توانند برای درک وجه دیگر موضوعات مختلف، خودشان را به جای افراد دیگر قرار دهند و از منظر آنها به مسائل نگاه کنند. دلیلش هم این است که آنها به آسانی می توانند از آنچه در حال حاضر می دانند چشم پوشی و روی دیدگاه دیگری تمرکز کنند.
ادامه تحقیقات دانشمندان در این زمینه نشان می داد دو زبانه بودن علاوه بر حفظ قوای فکری می تواند باعث کاهش زوال عقل در دوران پیری شود.با بررسی 184 فرد مبتلا به جنون محققان دریافتند اکثر آنها تک زبانه هستند.

از دیگر نتایج جالب توجه تحقیق این بود که هر یک از زبان های افراد دو زبانه روی شخصیت آنها تاثیر گذاشته و مثلا شخصیت یک فرد انگلیسی ـ فرانسوی تبار هنگام صحبت کردن به زبان انگلیسی با وقت صحبت کردن به زبان فرانسوی متفاوت است.
یک توجیه این می تواند باشد که هر زبان ارزش های فرهنگی همان زبان را به ذهن ما متبادر می سازد. مثلا عفت در فرهنگ و زبان مکزیکی بیش از فرهنگ آمریکایی مورد احترام است. ممکن است برخی سوئیچ های رفتاری رابطه بسیار نزدیکی با نقش زبان به عنوان چارچوبی که پشتیبان و سازمان دهنده خاطرات ماست، داشته باشد. حتی شواهدی وجود دارد که نشان می دهد گرامر یک زبان می تواند در شکل گیری حافظه ما نقش داشته باشد.
با وجود پیشرفت های اخیر باز هم ممکن است محققان تنها بخش کوچکی از نقش دو زبانگی را ببینند و سوالات بسیاری در این زمینه باقی بماند. محققان معتقدند در هر سنی می توان زبان دومی را به شکل روان یاد بگیرید و از مزایای سیستم شناختی آن بهره مند شوید و با تحریک ذهنتان، ذهنی پویاتر داشته باشید.


منبع: http://tizland.ir

چند پیشنهاد ساده برای لجبازی کودک  

بعضی وقت ها اینقدر پسرم سر مسایل بی اهمیت و کوچک گریه می کند و جیغ می کشد که واقعا نمی دانم دیگر چه کاری را باید انجام بدهم. فکر میکنم پسرم کمی لجباز شده باشد. هر کاری می توانستم کردم ولی نتوانستم از لجبازیش چیزی کم کنم.

 

کودک


اگر احساس می کنید فرزندتان ، لجبازی می کند و نگران آینده و تربیت او هستید ، این مطلب می تواند به شما کمک کند.

لجبازی، منبعی مهم برای عدم توانمند شدن کودکان 

این احتمال وجود دارد که اکثر والدین حداقل برای یک مدت کوتاهی هم که شده، داشتن فرزند لجباز رو تجربه کرده باشند. وقتی کودک به مرحله ی لجبازی می رسد دیگر نوع رفتار کردن با او متفاوت و البته بسیار سخت می شود. پس بهتر است که والدین و مربیان مهدهای کودک نحوه صحیح رفتار با کودک و تغییر رفتار را در آنها یاد بگیرند تا از به وجود آمدن یک کودک لجباز پیشگیری کنند. 

یکی از عوامل بسیار مهم که باعث می شود زمینه لجبازی در کودکان را فراهم کند، عدم شناخت صحیح از مراحل مختلف رشد کودکان است. وقتی که بدانیم در هر مرحله از رشد کودک نیاز به چه مسایلی دارد راحت تر می توانیم نیازهایش را تامین کنیم و حداقل یک پله بالا تر هستیم.

چرا فرزندم لجباز شده؟ 

یکی از عوامل بسیار مهم که باعث می شود زمینه لجبازی در کودکان را فراهم کند، عدم شناخت صحیح از مراحل مختلف رشد کودکان است. وقتی که بدانیم در هر مرحله از رشد کودک نیاز به چه مسایلی دارد راحت تر می توانیم نیازهایش را تامین کنیم و حداقل یک پله بالا تر هستیم و تا حدی از لجباز شدنش جلوگیری می کنیم. عامل دیگر برای ایجاد لجبازی عدم برخورد صحیح با کودک است. هنگامی که کودک کار خطرناکی انجام می دهد باید با رفتار صحیح خودمان به او بفهمانیم که آن کار خطرناک است و نباید در آن لحظه کودک را مورد پرخاشگری و عصبانیت قرار بدهیم. 

عامل بعدی در ایجاد لجبازی کودکان، تهدید کردن است. اگر والدین کودک را تهدید کنند تا کودک کاری را انجام دهد و یا انجام ندهد، در واقع این والدین باعث لجبازی کودک می شوند.

عامل بعدی تنبیه کردن علی الخصوص تنبیه های بدنی است. برخی از بچه ها به دلیل اینکه نیازهایشان به موقع تامین نمی شود از قصد کارهایی را انجام می دهند که بر خلاف میل والدینشان است چون می دانند بعد از اینکه تنبیه بشوند، والدینشان آنها را در آغوش می گیرند و به آنها محبت می کنند. پس شناخت نیازهای کودکان در هر مرحله از رشد بسیار پر اهمیت است. 

تحقیر کردن و مقایسه کردن، عامل بسیار جدی و مهم در لجباز شدن کودکان است. اگر کودک متوجه این مساله بشود که والدینش او را با دیگران مقایسه می کنند و یا متوجه بشود فاعل مفرد است.والدینشان به آنها بی اهمیت شده اند، لجبازی را پیشه ی خود می کنند. محدودیت قایل شدن بیش از اندازه هم برای کودک زمینه لجبازی را فراهم می کند. محدودیت هایی از قبیل آنجا نرو، دست نزن، بر ندار، نکن و ... و به صورت کلی افعال منفی، حساسیت کودکان را برانگیخته می کند و آن ها را لجباز می کند. 


ویژگی های کودک لجباز چیست؟ 

1-  این کودکان از انجام کارهایی که بر عهده آنها است سرپیچی می کنند.

2-دیگران را مقصر اتفاقات مختلف می دانند. 

3- در مقابل والدینشان و یا بزرگترهایشان مخالفت هایی را نشان می دهند.  

4- انتظار دارند همه ی اطرافیان، خواسته های آنها را برآورده کنند. 

5- از اینکه دیگران را مرید خود میکنند و آنها به حرف او گوش می کنند، لذت می برند. 

6-و خواسته های دیگران را برعکس اجرا می کنند. 

گرمتوجه شدید که کودکتان را به اشتباه مورد قضاوت قرار داده اید و یا اشتباها او را تنبیه کرده اید از او عذرخواهی کنید و این را بدانید که با این کار هم جرات ورزی فرزندتان را بالا می برید یعنی به او یاد می دهید که در برابر اشتباهاتش عذرخواهی کند.


راهکارهای پیشنهادی درمان لجبازی

1-حتما سطح اطلاعات خود را درباره هر مرحله از رشد کودک بالا ببرید. 

2- نیازهای اصلی و روانشناختی کودک را بشناسید. 

3- راه های اصلی و صحیح تغییر رفتار منفی را بشناسید. 

4- جدا از تحقیر، تهدید و محدودیت و مقایسه کردن کودکتان با دیگران خودداری کنید. 

5-هیچگاه با پرخاشگری و خشونت با کودکتان صحبت نکنید. 

6- خواسته هایتان را بسیار شفاف و واضح مطرح کنید. 

7- اگرمتوجه شدید که کودکتان را به اشتباه مورد قضاوت قرار داده اید و یا اشتباها او را تنبیه کرده اید از او عذرخواهی کنید و این را بدانید که با این کار هم جرات ورزی فرزندتان را بالا می برید یعنی به او یاد می دهید که در برابر اشتباهاتش عذرخواهی کند و هم این مطلب را به او می رسانید که عذرخواهی کردن ضعیف شدن نیست بلکه قدرتمند شدن است. 

8-هیچگاه بلافاصله بعد از اینکه کودک از لجبازی دست برداشت و آرام شد به او جایزه ندهید زیرا با این کار متوجه می شود که اگر لجبازی کنم می توانم جایزه بگیرم. 

9- فرصت انتخاب دادن، در واقع نیاز به استقلال در چهارچوب را در فرزندتان ایجاد کنید. به او حق انتخاب غذا از بین چند نوع غذا، یا حق انتخاب لباس از بین چند لباس و ... را بدهید تا مانع اجبار در او شوید. 

اینفوگرافیک - برای نمره خوب امتحانی چه کار کنیم؟

برای نمره خوب امتحانی چه کار کنیم؟ برای پاسخ به این سوال اینفوگرافیک زیر را دنبال کنید.

با اطمینان خاطر در امتحان شرکت کنید، مثبت اندیشی کنید. همواره جملاتی مثل «آماده ام» و «به خوبی از عهده آن بر می آیم» را چند بار تکرار و نگرانی را از خود دور کنید....

اینفوگرافیک - برای نمره خوب امتحانی چه کار کنیم؟


منبع: http://tizland.ir

علم در خدمت محیط زیست

انرژی باد جزو انرژی های پایدار است. وجود باد بستگی به حضور خورشید دارد. تفاوت هوای گرم و سرد باعث ایجاد باد می شود. به دلیل آن که سطح زمین از انواع مختلفی شکل گرفته است، هر منطقه میزان جذب متفاوتی از انرژی خورشید را دارد.

علم در خدمت محیط زیست

در سالیان اخیر، مردم علاقه زیادی به استفاده از انرژی های پایان ناپذیر و نو نشان داده اند. استفاده از انرژی خورشیدی و بهره گیری از نیروی باد جهت تولید الکتریسیته از جمله راه های موثر و کم هزینه جهت تولید انرژی است. انرژی باد به سبب پایداری مزیت بهتری دارد. استفاده از نیروی باد ریشه ای تاریخی دارد. مردم قدیم جهت حرکت کشتی ها و به راه انداختن آسیاب ها از نیروی باد استفاده می کردند .
انرژی باد جزو انرژی های پایدار است. وجود باد بستگی به حضور خورشید دارد. تفاوت هوای گرم و سرد باعث ایجاد باد می شود. به دلیل آن که سطح زمین از انواع مختلفی شکل گرفته است، هر منطقه میزان جذب متفاوتی از انرژیخورشید را دارد. در طول روز هوای بالای سطح زمین نسبت به هوای روی آب سریع تر گرم می شود. سنگینی هوای گرم و جایگزینی آن با هوای سبک باعث ایجاد باد می شود.
استفاده از باد ریشه ای قدیمی دارد. نزدیک به 5 هزار سال قبل مصریان جهت تسریع در حرکت قایق های خود از نیروی باد استفاده می کردند. پس از آن از انرژی باد جهت چرخش آسیاب بادی استفاده شد. در ابتدا آسیاب های بادی، پره های بسیار بزرگی داشتند. پس از چندی مردم هلند در شکل و نحوه قرار گرفتن پره ها تغییراتی به وجود آوردند. این تغییرات برگرفته از بال های هواپیماها جهت کاهش سرعت و استفاده بیشتر از نیروی باد بود. در اواخر دهه 1920 در برخی مناطق آمریکا که امکان انتقال برق وجود نداشت از این آسیاب ها جهت تولید انرژی استفاده کردند اما مردم علاقه چندانی به استفاده از این وسایل نداشتند. رشد شتابان جمعیت، مساله گرم شدن کره زمین و استفاده هر چه بیشتر از انرژی های نو و پایدار باعث شد که مردم رو به استفاده از انرژی باد جهت تولید برق بیاورند.
نحوه کار نیروگاه های بادی دقیقاً همانند آسیاب های بادی است. پره ها، انرژی باد را جذب می کند. نحوه کار به این صورت است که پره ها سرعت باد را کاهش می دهند.نحوه قرار گرفتن پره ها باعث می شود که این باد به صورت انرژی ذخیره شود و پره ها به حرکت دربیاید. در طراحی پره ها مواردی نظیر شدت باد و محل نصب توربین مد نظر قرار می گیرد تا کمترین هدر رفت انرژی را شاهد باشیم.

علم در خدمت محیط زیست

به طور کلی توربین ها به 2 نوع تقسیم بندی می شوند:
1) با پره افقی
2) با پره عمودی. این تقسیم بندی از روی محور چرخش توربین صورت گرفته است. اندازه پره ها بستگی به میزان قدرت و شدت باد دارد. برخی توربین ها قادرند حداکثر 100 کیلووات برق تولید کنند و برخی دیگر 5 مگاوات. اکثر توربین ها امروز به صورت افقی است و معمولاً از 3 پره استفاده می شود. در پره های عمودی باد کمتری جذب می شود و لذا کارایی چندانی ندارد.
با قراردادن تعدادی توربین بادی در مسیر جریان باد می توان یک نیروگاه بادی شکل داد. این نیروگاه آلودگی محیطی و صوتی ندارد. بزرگ ترین نیروگاه بادی جهان در تگزاس قرار دارد. در این نیروگاه 421 توربین بادی فعال است. این تعداد توربین توانایی تولید برق برای بیش از 230 هزار خانه در سال را دارد. بهترین محل برای نصب توربین ها، مناطق مرتفع نظیر بالای تپه ها و یا در نزدیکی ساحل است. این نگرانی همواره وجود دارد در برخی فصل های سال که باد با شدت کمتری می وزد و در نتیجه تولید الکتریسیته با مشکل مواجه می شود اما با این همه مزایای این راه تولید انرژی بیشتر از معایب یا کاستی های آن است.
در سال 2005 در ایالات متحده 17 /8 میلیارد کیلووات ساعت در سال توسط انرژی باد تامین شد. این مقدار تولید برق توانست نیاز الکتریسیته بیش از 1 /6 میلیون خانوار را تامین کند. میزان بهره گیری از انرژی باد نسبت به اواخر دهه 90 رشد قابل ملاحظه ای داشته است. اقدامات حمایتی نظیر معافیت از پرداخت مالیات باعث خواهد شد سرمایه گذاری های بیشتری را در این بخش شاهد باشیم. آمریکا پس از آلمان و اسپانیا در رده سوم استفاده کنندگان از انرژی باد قرار دارد و پس از آن هند و دانمارک قرار دارند. دانمارک 20 درصد انرژی خود را از نیروگاه های بادی تامین می کند.


منبع: http://tizland.ir

شهدايي كه رتبه يك كنكور بودند

شايد اين تصور غلط همچنان در اقشاري از جامعه وجود داشته باشد كه بسيج و بسيجيان را منحصر به امور نظامي مي‌داند و سهمي براي اين نهاد انقلابي در عرصه‌هاي ديگر قائل نمي‌شود.

 

شهید محسن وزوايي -شهيد احمدرضا احدي


شايد اين تصور غلط همچنان در اقشاري از جامعه وجود داشته باشد كه بسيج و بسيجيان را منحصر به امور نظامي مي‌داند و سهمي براي اين نهاد انقلابي در عرصه‌هاي ديگر قائل نمي‌شود. در صورتي كه تنها در ميان شهداي دفاع مقدس به دو نخبه شهيد برمي‌خوريم كه هر كدام رتبه يك كنكور در رشته‌هاي انتخابي خود بودند. به مناسبت چهارمين روز از هفته بسيج كه به عنوان بسيج، انديشه‌ورزي و توليد علم نامگذاري شده است، مروري كوتاه بر زندگي شهيدان محسن وزوايي و احمدرضا احدي خواهيم انداخت.

رتبه يك شيمي
محسن وزوايي متولد پنجم مرداد ماه 1339 در تهران بود. جواني خوش سيما و مذهبي كه در سال 55 به عنوان رتبه يك رشته شيمي وارد دانشگاه صنعتي شريف شد. وزوايي از انقلابي‌هاي شناخته شده‌اي بود كه در تصرف دو پادگان مهم جمشيديه و عشرت‌آباد شهامت بسياري از خود نشان داد. وي بعد از انقلاب در زمره دانشجويان پيرو خط امام، در تسخير لانه جاسوسي نقش ايفا كرد و سخنگوي دانشجويان در ماجراي لانه جاسوسي بود.
محسن وزوايي كه بلافاصله پس از تشكيل سپاه به اين نهاد انقلابي پيوسته بود، به دنبال تجاوز عراق بعثي به ايران، داوطلبانه به جبهه غرب عزيمت كرد. با ورود او به اين منطقه، تحولي پديد آمد؛ به گونه‌اي كه در عملياتي پارتيزاني به عنوان فرمانده گردان، مسئوليت محور تنگ كورك تا حد فاصل تنگ حاجيان را برعهده گرفت و توانست به كمك همرزمانش ارتفاعات حساس و سوق‌الجيشي تنگ كورك را از تصرف دشمن آزاد كند.
در عملياتي ديگر كه ارديبهشت ماه 1360 طرح‌ريزي شده بود، محسن وزوايي باز فرمانده گردان بود. در اين عمليات او با آنكه مجروح بود، توانست قابليت چشمگيري از خود به نمايش بگذارد و با اندك همرزمانش، 350 نفر از نيروهاي كماندويي دشمن را به اسارت بگيرد. محسن وزوايي، نقش فعالي در طراحي عمليات فتح بلندي‌هاي «بازي دراز» ايفا كرد و در همين نبرد به شدت مجروح شد و به تهران انتقال يافت. او در بيمارستان با وجود درد بسيار، ناله نمي‌كرد و به يكي از پزشكان كه از مقاومت او در برابر درد ابراز شگفتي كرده بود گفت:«آقاي دكتر! من هر چه بيشتر درد مي‌كشم، بيشتر لذت مي‌برم و احساس مي‌كنم از اين طريق به خداي خودم نزديك مي‌شوم.»
شهيد وزوايي به عنوان يك فرمانده نخبه، درطول جنگ تحميلي در عمليات‌ متعددي با مسئوليت‌هاي گوناگون حضور داشت. در 20 آذر 1360 در عمليات مطلع الفجر فرمانده بود. در اسفند سال 1360 فرمانده گردان حبيب‌بن مظاهر در تيپ تازه تأسيس محمد رسول‌اللّه(ص) شد و در عمليات فتح‌المبين شركت كرد.
محسن وزوايي با تأسيس تيپ 10 سيدالشهدا، فرمانده اين تيپ شد كه براي اجراي بهتر عمليات الي بيت‌المقدس، اين تيپ با تيپ محمدرسول الله(ص) ادغام گرديد و محسن وزوايي نيز فرماندهي محور اصلي را در عمليات برعهده گرفت. سرانجام در دهم ارديبهشت ماه سال 1361 محسن وزوايي در 22 سالگي بر اثر اصابت گلوله و تركش دشمن به شهادت رسيد.

رتبه يك تجربي
شهيد احمدرضا احدي در بيست‌وپنجم آبان ماه سال 1345 در شهرستان اهواز و در خانواده‌اي مذهبي و سنتي به دنيا آمد. در شش سالگي وارد دبستان شد و مراحل تحصيل ابتدايي را با احراز رتبه‌هاي اول طي كرد. دوره راهنمايي را هم با معدل‌هاي 19 و 20 گذراند. با شروع جنگ تحميلي همراه خانواده به زادگاه اجدادي‌اش ملاير بازگشت و تحصيلات متوسطه را در رشته علوم تجربي در دبيرستان دكتر شريعتي پي گرفت و سرانجام در سال 63 موفق به كسب ديپلم شد.
احمدرضا در سال 64 در كنكور سراسري رتبه يك را در كل كشور و در همه رشته‌هاي انتخابي به دست آورد و در رشته پزشكي دانشگاه شهيد بهشتي تهران به ادامه تحصيل پرداخت. او كه از سال دوم دبيرستان، بر اثر روح كمال خواهش در جبهه‌هاي جنگ و عمليات رمضان شركت كرده بود، بعد از قبولي در دانشگاه نيز باز به جبهه رفت و تا لحظه شهادت در جبهه‌ها حضور يافت.
شهيد احدي در استعداد و يادگيري كم نظير بود. به اين جهت در طول مدت تحصيل در دبستان، در دبيرستان و دانشگاه برجسته و سرآمد بود و نمره‌هاي عالي مي‌گرفت. چنانكه در سال آخر دبيرستان پس از شش ماه حضور در خط مقدم جبهه‌هاي جنگ و بازگشت و شركت در امتحان نهايي به عنوان دانش‌آموز ممتاز شناخته شد.
شهيد احدي حتي براي بيان انديشه‌هاي خود از فرمول‌هاي رياضي و مقوله‌هاي علمي بهره مي‌برد. افزون بر اين، گاه طرح‌ها و نقاشي‌هايي مي‌كشيد. احمدرضا احدي سرانجام در شب دوازدهم اسفند ماه 1365 به شهادت رسيد.



منبع: روزنامه جوان