چکيده:
 هدف از اين مقاله تبيين مفهوم مديريت اسلامي و بررسي برخي از مصاديق آن به خصوص در تصميم گيري مي باشد. به همين منظور در اين مقاله پس از بيان تعريفي از مديريت اسلامي و بيان تفاوتهاي آن با مديريت هاي غير اسلامي؛ سعي گرديده در خصوص تئوريها و ويژگيهاي مديريت اسلامي و نقش آن در سازمان شرح داده شود. در همين راستا ابتدا جايگاه مديريت علوي و مديريت نبوي در مديريت اسلامي مورد بررسي قرار گرفته  و سپس موارد مورد نياز در تصميم گيري ها با ديدگاه مديريت اسلامي، مديريت علوي و مديريت نبوي بيان گرديده است.

مقدمه :
دين اسلام زماني دين اصلي و مهم، و دين اکثريت مردم قسمتي از جهان بود که بيش از نصف جهان متمدن در سه قاره آسيا، آفريقا و اروپا را تشکيل مي داد.  با گسترش زندگي ماشيني و متحول شدن کشورهاي صنعتي و بعد از آن بسياري از کشورهاي جهان سوم در آسيا و آفريقا و گذشت زمان، بسياري از اصول اعتقادي، انساني و اخلاقي از روابط بين افراد، روابط تجاري و سازماني فاصله گرفت و شاهد آن هستيم که شرايط ناشي از بي تفاوتي حاکم بر جهان مادي باعث بروز جنگ و خشونت در اقصي نقاط جهان گرديده.
همچنين عدم پايبندي به اصول اخلاقي هم باعث بروز تضادهاي اجتماعي گرديده، از هم گسيختن بنياد خانواده، گسترش روزافزون استفاده از مواد مخدر، استفاده ابزاري از زن در جوامع صنعتي، از ديگر آثار بي توجهي به اصول اساسي اديان الهي مي باشد.
تمام مسائلي که در بالا به آنها اشاره شد باعث بروز نگراني انديشمندان اين جوامع گرديده و آنها را به حل اين مشکلات واداشته است. يکي از مهمترين مولفه هاي بوجود آورنده اين مشکلات ديدگاه مديران غربي مي باشد که فقط بدنبال کسب منافع بيشتر بدون در نظر گرفتن مسائل اجتماعي و اخلاقي هستند. در همين زمان با توجه به گسترش شبکه هاي ارتباط جمعي و آشنائي ساير ملل با دين اسلام، بويژه اصول اوليه و بنيادين اين دين باعث جذب و گسترش روز افزون اسلام بعنوان يک دين جامع و در بر گيرنده همه مسائل اجتماعي در اقصي نقاط جهان گرديده است و در حال حاضر يکي از مهمترين موضوعاتي که ذهن انديشمندان و پژوهشگران بدان معطوف گرديده مديريت از ديدگاه اسلام ميباشد.

مديريت اسلامي :
اگر بخواهيم تعريفي از مديريت اسلامي داشته باشيم ميتوانيم بگوئيم :
"شيوه به کار گيري منابع انساني و امکانات مادي، بر گرفته از آموزه هاي اسلامي براي نيل به اهداف متاثر از نظام ارزشي اسلام است."  از مهمترين آموزه هاي اسلامي که به آنها در حديث ثقلين همه اشاره کرد :
پيامبر اسلام که خود الگوي تمام مسلمين در همه زمينه ها مي باشند در حديثي به معرفي الگوهاي پس از خود براي مسلمين مي پردازند.
(اني تارک فيکم الثقلين کتاب الله و عترتي اهل بيتي فانهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض)
همانا در بين شما مسلمانان دو چيز گرانبها گذاشتم. کتاب خدا قرآن و اهل بيتم. پس همانا اين دو جدا نمي شوند تا اينکه بر حوض وارد شوند.
با توجه به اين توضيحات مي توانيم بگوئيم که در تمام مراحل تصميم گيري و اجراي تصميمات بايد اصول اعتقادي اسلام  را در نظر گرفت و از تعاليم اسلامي از قبيل قرآن کريم بعنوان يک کتاب آسماني انسان ساز و همچنين احاديث و روايت موجود از پيامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) استفاده نمود و در حقيقت به علم مديريت ارزش اسلامي را مي افزائيم و مديريت اسلامي را استخراج ميکنيم.

اگر بخواهيم تعريف کاملتري از ديدگاه انديشمندان اسلامي داشته باشيم چنين تعبيري را ميتوان بيان کرد :
"مديريت اسلامي را در منابع اسلامي (قرآن و سنت) مورد بررسي قرار داده، آيات يا احاديثي را که سخن به صراحت يا اشارت درباره آنها دارد استخراج و جمع آوري کنيم و مضامين آنها را به عنوان پاسخهائي مطرح شده در علم مديريت تلقي نمائيم و ضمناً سيره امامان معصوم (ع) را نيز به عنوان سنت عملي مورد توجه قرار دهيم و بدين ترتيب، مطالب بدست آمده بعنوان راه حلهاي ارائه شده از طريق دين براي مسائل مديريت، تنظيم و تدوين گردد و به عنوان مديريت اسلامي عرضه شود."

تفاوت مديريت اسلامي و غير اسلامي :
براي درک بهتر وجه تمايز مديريت اسلامي بايد تفاوت اين سبک مديريتي را با ساير سبکها مورد بررسي قرار داد. نگرش مکاتب به مسائل مختلف مبناي بسياري از رفتارها در جامعه مي شود از اين رو نگرش مکتب اسلام هم بر تمام امور اطراف خود اثر گذار خواهد بود. يکي از نگرشهاي که دين اسلام را به نوعي از ساير اديان متفاوت ساخته نگرش اين دين به دنيا و آخرت است.
در اسلام تفکيکي بين دنيا و آخرت صورت نگرفته است و آخرت ادامه حيات دنيوي محسوب مي شود ليکن اصالت دادن به دنيا و محبوب و مقدم داشتن آن مذموم شمرده مي شود.  بر اين اساس هر نوع فعاليت دنيوي با نيت اخروي، عبادت بوده و در انسان مسلمان براي تلاش و اصلاح امور دنيوي و خدمت به بندگان خدا يک تعهد محسوب ميشود. ولي در مديريت در ساير مکاتب چون مديريت به دنبال سو حداکثر است و سعادت را در ماديات و در دنيا جستجو مي کند و به پايان کار (آخرت) اعتقادي ندارد.
پس ميتوان عمده تفاوت بين مکتب مديريت اسلامي با ساير مکاتب را نگرش هر يک به دنيا و آخرت بيان نمود. توجه به آخرت در اين مکتب ايجاد تعهد در مديريت را در پي دارد و اين احساس تعهد باعث ميشود تا بسياري از نگرشهائي که باعث تزلزل در مسائل اجتماعي جوامع امروزي شده از بينش مديران خارج شود و ارزش به انسان و روابط انساني باعث رشد و تعالي جوامع گردد. ولي نبود تعهد و بي اعتقادي به آخرت باعث توجه به دنيا و ماديات شده و جو بي تفاوتي را ايجاد ميکند که بسياري از مشکلات ناشي از آن در کشورهاي صنعتي و بويژه غربي قابل مشاهده و بررسي  است.

اخلاق مديران در اسلام :
نقش اخلاق در مديريت اسلامي بسيار مهم است زيرا اخلاق مديران در مديرت اسلامي بايد مبتني بر معيارهاي اخلاقي اسلام باشد و از مهمترين الگوهاي فردي که ميتوان نام برد و معيارهاي اخلاقي آنها را مورد بررسي قرار داد پيامبر اسلام (ص) و اميرالمومنين علي (ع) مي باشند. بطوريکه در قرآن کريم نيز زيبائي اخلاقي پيامبر نور و رحمت را مي ستايد و ايشان را به عنوان برترين الگو براي انسانهاي اهل کمال و سعادت معرفي مي کند، لذا در خصوص ارتباط اخلاق با عملکرد و منش مديران در جامعه اسلامي حساسيت زيادي وجود دارد.
مديري که با اخلاق و با روح توکل برخدا و اعتقاد بر قدرت بي نهايت الهي تربيت يافته است هنگام بروز خطرها و بحرانها خود را نمي بازد و متانت و آرامش خود را از دست نمي دهد و طبعاً چنين مديري تصميمهاي عاقلانه تر و سنجيده تر اتخاذ مي کند و بهتر مي تواند روحيه کارمندان و زير دستان را تقويت کند و ايشان را به فرجام نيک اميدوار ساخته از ياس و نا اميدي و خودباختگي نجات دهد. و نيز چنين مديري تحت تاثير چرب زبانيها و تملق گوييها قرار نمي گيرد و در دام حيله هاي سود پرستان مکار نمي افتد، و از سوي ديگر با رفتار متواضعانه و فروتنانه و با دلسوزيها و مهربانيهاي مخلصانه علاقه کارمندان را جلب کند و در نتيجه بازده کار افزايش مي يابد بدون اينکه نسبت به کسي ستمي روا داشته باشد.
مدير در اسلام بايد داراي صفات و ويژگي هايي باشد که از مهمترين آنها اخلاق اسلامي است. علم اخلاق، علم معاشرت با خلق است. در اين علم انسان رذائل و فضائل اخلاقي خوب و بد را شناسايي مي کند و در زندگي خويش به کار مي گيرد.  اخلاق مدير تحت سه عنوان مورد بررسي قرار مي گيرد:
1- اخلاق فردي مدير که از آن جمله به امانت داري، حسن خلق، کظم غيظ، عشق به کار، صبر،کنترل نفس و ... مي توان اشاره کرد.

2- اخلاق اجتماعي مدير که در اين عنوان به موارد زير اشاره مي شود: پرهيز از استبداد، ساده زيستي و عدم رفاه طلبي، مبارزه با فرهنگ تملق، مدارا و قاطعيت، مشورت و ... اين صفات و ويژگي ها مربوط به روابط بين فرد و جامعه اي است که با آن سروکار دارد.

3- اخلاق ديني مدير که شامل ايثار، تقوا، ايمان به خدا، اخلاص و ... مي باشد. اين ويژگي ها در عملکرد مدير بسيار مؤثر است.

همانطور که بيان شد اخلاق يکي از مهمترين ويژگيهاي مديران اسلامي است و مديران با صفات اخلاقي اسلام ميتوانند سازمان تحت فرماندهي خو را به سمت تعالي و پيشرفت به حرکت درآورند و در ضمن محيط را براي پرورش مديران با همان ديدگاه و انديشه نيز مهيا مي کنند و بدين ترتيب اخلاق اسلامي در ميان افراد يک سازمان نهادينه مي شود و اين افراد که خود قسمتي از جامعه را تشکيل ميدهند بعنوان عوامل ترويج دهنده معيارهاي اخلاقي اسلام در جامعه مطرح مي شوند.

مقايسه مديران در مکتب اسلام و ساير مکاتب :
مديريت يکي از رشته هاي علوم انساني است و محور آن انسان است و به همين دليل در رشته مديريت نياز خاصي به شناخت انسان مي باشد، يکي از مباحثي که ما در مبحث اخلاق مديران  به آن اشاره کرديم مبحث ((ارزشهاي انساني)) بود. بسادگي مي توان دريافت که عمده تفاوت بين مديران در مکتب اسلام و ساير مکاتب ديدگاه آنها به جايگاه انسان و ارزشهاي انساني است.
مديريت در مکتب اسلام بر مبناي عمل به حق مي باشد و مديران در اين مکتب با در نظر گرفتن آخرت و همچنين ارزشهاي الهي و انساني استراتژي هاي خود را ترسيم مي کنند و نمي توانند از هر وسيله براي رسيدن به اهداف خود استفاده کنند و در حقيقت ارزشهاي الهي و انساني جهت دهنده مديران اسلامي هستند. مديران اسلامي بايد در همه حال مساوات و عدالت را رعايت کنند و بر هواي نفس خود تسلط داشته باشند. و بايد بخاطر بسپارند، مسئوليت و پست و مقامي راه که در اختيار دارند امانت الهي است و بايد همچون امانتداري صادق و امين از هر آلودگي و گناهي از آن حفاظت کنند و در همه احوال در اعمال شيوه مديريت به اميرالمومنين علي (ع) اقتدا کنند.
مديريت در ساير مکاتب بر مبناي تصميم گيري و مديريت، سود و زيان است. ديدگاه اين مکاتب تجارت مآبانه، از اسنان آغاز شده و مهمترين وظيفه اش استمرار حيات براي کسب مال بيشتر و رفاه افزونتر است و در اين مکاتب ارکان و اجزاي مديريت سود آوري است و در راه کسب اين هدف، انسان، جامعه، مشتري و ارزشهاي الهي و انساني مي تواند در مقطعي هدف يا ابزار يا عاملي حاشيه اي قلمداد گردند.
در مکاتب غربي ديدگاه آنها استفاده حداکثر از انسان است و تفسيرشان از مديريت در چهارچوب ماده و خارج از معنويات و الهيات است ولي در مديريت اسلامي با تئوري کمال و سعادت انساني روبرو هستيم و از همه مهمتر ((توليد)) و ((تعالي)) مکمل يکديگر هستند.
و در مديريت اسلامي هدف اصلي تکامل يافتن انسان است و استفاده صحيح از انسان بطوريکه ارزشهاي انساني در سرلوحه تصميم گيري مديران قرار دارد.
يکي ديگر از تفاوتهاي مديريت اسلامي با ساير مکاتب مديريتي در تاثيري گذاري مديريت بر اعتقادات مردم مي باشد. اگر در مديريت اسلامي مديريت خوب صورت نپذيرد آفات جبران ناپذيري به ريشه هاي ديني و اعتقادات مردم خواهد زد و دليلش اين است که مديريت اسلامي آميخته با اصول دين است و بر عکس اگر مديريت خوب اعمال شود مي تواند باعث جذب افراد شود ولي در مکاتب ديگر اينطور نيست زيرا اصول مديريت عموماً بر پايه اعتقادات مردم نيست و ديدگاه مديران به مديريت از ناحيه شخصي است لذا مديريت آنها بر عقايد افراد جامعه تاثيري ندارد و در حقيقت نوعي بي تفاوتي در قبال ديدگاه مديران و عملکردشان در ميان مردم وجود دارد و تنها نگرش و کنترل سطحي از سوي جامعه بر مديران حاکم است.

نگاهي بر مديريت نبوي و مديريت علوي :
در نگاه نبوي مديريت امانت است و بايد به مثابه امانت از آن نگهداري کرد نه اينکه مديريت به ابزاري براي کسب اهداف مدير تبديل شود، لباس مديريت را بايد به اهل آن پوشاند و به افراد ناشايست و بدون اهليت نبايد مديريت سپرد. طبق سيره نبي اکرم (ص) مدير بايد توانايي، کفايت و شايستگي لازم را داشته باشد، علاوه بر آن از دانش و آگاهي کافي برخوردار باشد، پيغمبر(ص) بارها تاکيد کرده کسي که بدون علم عمل کند و آگاهي نسبت به کار نداشته باشد، فساد مديريتي او از کارهاي اصلاحي و ساماندهي‌اش بيشتر خواهد بود.
بدون ترديد چگونگي روابط انساني در مديريت، تابع نوع نگرش به انسان است. در مکتب اسلام که بيش از تمام مکاتب بر ارزش انسان و رشد و تعالي مادي و معنوي او، تاکيد گرديده در قلمرو مديريت نيز توجه کافي به انسان و ابعاد بالاترين اهداف به شمار مي آيد. لذا بديهي است روابط انساني در مديريت نيز مورد توجه بوده است. پيامبر اسلام (ص) در حديثي مدير را نيازمند سه ويژگي مي داند:
1- تقوا، که او را به خدا متصل نمايد و از موج هاي شيطاني بر خاسته از هواهاي نفساني دور نمايد.
2- سعه صدر که زمينه ظرفيت روحي و رواني او را ارتقا بخشد.
3- مهارتهاي ارتباطي که بتواند همکارانش را همچون پدري مهربان در زير چتر محبت خويش قرار بدهد.
پيامبر گرامي اسلام (ص) يکي از مديران موفق تاريخ است، ايشان توانست از مردمي عقب مانده و نيمه وحشي، بهترين انسانها را بسازد و بهترين جامعه را به وجود آورد و زيباترين شهر را به عنوان الگو به بشريت ارائه کند.  علت موفقيت ايشان در مديريت جامعه آن زمان چه بوده است ؟ قطعاً استفاده از فرامين و دستورهاي قرآن کريم ايشان را در اهدافشان به موفقيت رسانده است.
يکي ديگر از ديدگاههاي مديريتي در مديريت اسلامي، مديريت علوي ميباشد که در امتداد و ادامه را مديريت نبوي مي باشد حضرت علي (ع) در مديريت خود علاوه بر دستورات قرآن کريم  از ديدگاههاي پيامبر اسلام (ص) هم بهره مي بردند. يکي از منابعي که سرشار از مباحث مديريتي است نهج البلاغه ميباشد که بررسي و مطالعه آن به مديران توصيه مي شود.
يکي از مهمترين صفات مدير از نظر حضرت علي (ع) شرح صدر ميباشد که در اين مورد فرموده اند : " آله الرياسه سعه الصدر"  مهم ترين وسيله لازم براي مديريت داشتن سعه صدر و سينه اي گشاده مي باشد.
 يکي از کاملترين دستورات مديريتي حضرت علي (ع) فرمايشات ايشان در زمان انتصاب مالک اشتر به ولايت مصر بود که طى آن وظايف يک مدير را براى ايجاد محيطى سالم کاملا مشخص فرمودند که رعايت اصول آن مى‌تواند در تمامى زمان‌ها ايجاد بهداشت روانى يا “بهره‌وري”‌ مفيد را در پى داشته باشد. از مهمترين نکاتي که مي توان نام برد :
1- ارزشيابى موقعيت حال و گذشته.
2- توجه به نظرات افراد تحت نظارت.
3- توجه به قضاوت‌هاى افراد تحت نظارت.
4- خودسازى و جهاد اکبر.
5- عشق و محبت و رافت بر افراد تحت نظارت.
6- عدم ترور شخصيت و انتقام‌جويى از افراد تحت نظارت.
7- داشتن گذشت و اغماض و تعامل.
8- توجه به حق تعالى در کليه لحظات.
9- عطوفت با افراد تحت نظارت.
10- تصميم‌گيرى با تعمق.
11- نفى شيوه ديکتاتوري.
12- انتقادپذيرى و عدم خودبزرگ‌بيني.
13- عدل و داد و ميانه‌روى در امور.

در مديريت اسلامي ، مديريت تنها با اتخاذ تصميم پايان نمي‌پذيرد بلکه پس از اتخاذ تصميم بايد به خدا توکل کرد و از درگاه لايزال الهي مدد خواست و امور خويش را بدو واگذار نمود.
همانطور که در مديريت نبوي و مديريت علوي بيان نموديم توجه به آخرت و توکل بر نيروي بي کران الهي مبناي اصلي همه تصميم گيرها در مديريت اسلامي ميباشد و بدون توجه به ارزشهاي الهي و ارزشهاي انساني مديريت در اسلام هيچ معناي ندارد و فقط ديدگاه معنوي و غير مادي اين مکتب است که آن را از ساير مکاتب مديريت متمايز و مورد توجه قرار داده است.

نتيجه :
يکي از راهکارهاي اساسي براي خروج از بسياري از بحرانهاي جهاني توجه به مديريت اسلامي و مطالعه و بکارگيري تئوريها و اصول اين مکتب مي باشد. ارزش علم مديريت با هدف و جهتي که در آن بکار گرفته مي شود تعيين ميگردد با توجه به اينکه مديريت اسلامي بر اساس معنويات و فرهنگ بنا شده است و هدف آن آخرت گرائي است يعني قرار دادن امکانات دنيوي در جهت آخرت، افراد جامعه مي توانند به قرب الهي دست يابند و تاثير آن بر تمام امور اجتماعي در کوتاه زمان مشهود خواهد بود. بطور خلاصه مي توان گفت که اسلام در تمام شئون زندگي انسان از جمله مديريت خرد وکلان، رهبري جامعه، روابط بين الملل و قوانين اجتماعي سخن دارد و بکار گيري آنها تعالي انسان را در پي خواهد داشت.