عصر امام خميني (رحمت الله عليه) از منظر مقام معظم رهبري
امام (رحمت الله عليه) كه خود درحقيقت پرچم دار بزرگ عصر جديدي در زندگي بشر است ضمن ابراز تعجب از غفلت علماي بلاد اسلامي‌از رسالت تاريخي خود باتصريح به آغاز عصر بشريت تشنة معنويت، گرايش جوامع بشري به ارزش‌‌‌‌‌هاي وحي و عطش ملت‌ها به دين معنويت را‌، از ويژهگي‌‌‌‌‌هاي اين عصر ذكر نموده مي‌فرمايد:
«.. تعجب است كه چگونه بسياري از علما و روحانيون كشورها و بلاد اسلامي‌از عظيم و رسالت الهي و تاريخي خود در «اين عصر» كه بشريت تشنة معنويت واحكام نوراني اسلام است غافلند »و عطش ملت‌ها را درك نمي‌كنند» واز التهاب و گرايش جوامع بشري به ارزش‌‌‌‌‌هاي وحي بي خبرند و قدرت ونفوذ معنوي خود را دست كم گرفته‌اند.»
ولي امر مسلمين حضرت آيه الله خامنه اي، با اعتقاد به اهميت فراوان بررسي وتحليل موضوع تحولات عميق گسترد‌‌‌‌هاي كه امام (رحمت الله عليه) درعرصة جهاني پديد آوردند بارها به طرح و تبيين وتحليل مقولة «عصر امام خميني (رحمت الله عليه) پرداخته‌اند. ايشان دراين باره مي‌فرمايند: «امروز يك عصر و يك دوران جديد به وجود آمده است‌، دوران جديد رابايد دوران امام خميني (رحمت الله عليه) ناميد.»
معظم له با بيان برخي ا زمهم‌ترين شاخصه‌‌‌‌‌هاي اين دوران اضافه فرمودند:
«با آغاز دوران جديد نه تنها در ايران يا كشور‌‌‌‌هاي اسلامي‌مردم به باور‌‌‌‌هاي الهي بازگشته‌اند بلكه در سطح جهان «عقيدةمذهبي»وگرايش معنوي درميان جوامعي كه ده‌ها سال تحت سلطة حكومت‌‌‌‌‌هاي ضد مذهب زندگي كرده بودند رشد نموده است.»
درجاي ديگر با تصريح به اين كه: «اين عصر رابايد عصر امام خميني (رحمت الله عليه) ناميد و ويژه‌گي آن عبارت است از بيداري و جرأت ملت‌ها در بابر زورگويي ابر قدرت‌ها... و سر بر آوردن ارزش‌‌‌‌‌هاي معنوي والهي» مي‌فرمايند:
ما امروز نشانه ‌‌‌‌هاي رشد معنويت وافول ماديت را در دنيا مي‌بينيم» وامروز دردنيا گرايش به دين شروع شده است» «وقرن حاضر قرن گرايش عمومي‌بشريت به معنويت ودين است.»
ايشان مي‌افزايند: «آن روزي كه دين ومعنويت ضد ارزش به حساب مي‌آمد ومورد استهزا قرار مي‌گرفت گذشته است‌، امروز بي ديني واز اعتقاد معنوي تهي بودن يك ضد ارزش است اين ويژه‌گي ‌‌‌‌هاي عصر جديدي است كه امام (رحمت الله عليه) – اين مرد بزرگ – پرچم آن را درجهان بر افراشت.»
و دگر باره تأكيد مي‌نمايند: »اين دوران {عصر امام خميني (رحمت الله عليه) دوران اسلام ودوران غلبة ارزش‌‌‌‌‌هاي الهي ومعنوي است‌، اين دوران دوران امام خميني(رحمت الله عليه) مي‌باشد وان شاء الله جوان‌‌‌‌‌هاي ما اين اينده را خواهند ديد.»
همان‌گونه كه مقام معظم رهبري فرمودند امام (رحمت الله عليه) مبشر دوران جديدي درتاريخ حيات بشري است كه مطالبات معنوي بشر و رويكرد ديني و مذهبي انسان بيش از ادوار گذشته وچند قرن اخير، جلوه‌گر خواهد شد‌، البته: «امام خميني (رحمت الله عليه) پيامبر تازه اي نبود‌، اما او از يادآوران بود‌، ازمخاطبان «انت مذكر» كه عهد فطري مردمان با خداوند را به آنان ياداوري كرد وپس از چند قرن كه از هبوط بشر در مصداق جمع كلي مي‌گذشت چون اسلاف خويش از ابراهيم واسماعيل ومحمد (ص) دور‌‌‌‌ه اي از جاهليت وعصر ديگري از دينداري زا آغاز كرد، اين عصر تازه رابايد عصر امام خميني (رحمت الله عليه) نام نهاد.»
اكنون هر تحليل‌گر بصير ومنصفي كه تحولات چند دهة اخير جهان را به خوبي تعقيب وبررسي نموده باشد بر اين امر صحه مي‌گذارد كه: «جهان امروز دردوران انتقال از يك عصر به عصر ديگري قرار دارد و تا اين انتقال به انجام رسد ديگر روي ثابت به خود نخواهدديد.»
رهبر فرزانه انقلاب اسلامي در جايي ديگر در تبيين شخصيت رهبرکبير انقلاب اسلامي مي فرمايند:
خميني(رحمت الله عليه) تنها انسان معاصر است که حقيقت اسلام ناب را در خود مجسم ساخته است در ميان انسان هاي غير معصوم، خميني(رحمت الله عليه) هيچ نظيري ندارد.
هيچ بعد ارزشي وجود ندارد مگر آن که در وجود پربرکتش تابشي کامل يافته است.
آناني که تاسف مي خورند چرا در زمان حضور ائمه معصومين نبودند تا از سرچشمه زلال وحي، قلب و انديشه و رفتار خويش را تطهير کنند و همان انساني شوند که خداوند متعال درباره اشان مي فرمايد: خداوند از آنان راضي است و آنها نيز از او خشنود هستند...
آناني که در حسرت ديدار مهدي آل محمد اندوه روز را به اشک شبانه پيوند مي زنند...
آناني که نگرانند که آيا اسلامي که اکنون ارايه مي شود با وجود فاصله زماني زياد با عصر وحي، چقدر مي تواند همان اسلامي باشد که خداوند آن را مظهر نعمت کامل بر بشريت مي داند...
خلاصه اين که همه آناني که تشنه حقيقت در سراسر گيتي هستند بدانند خميني(رحمت الله عليه) مژده بزرگ خداوند براي بشريت اکنون و انسان هاي بعد تا روز ظهور منجي کل است.
اين خميني(رحمت الله عليه) است که همه زندگيش جلوي روي ماست و همه نوشته هايش در دسترس ماست. زندگي و سخناني که انسان هر چه بيشتر در آنها عميق شود خداوند را به خاطر اين نعمت بزرگ بيشتر شاکر مي شود.
آنچه گفتيم نه به معناي انکار بزرگي بزرگان و بيقدر شمردن زحمات و مقامات معنوي آنهاست. هرگز!
منظور اين است که خميني(رحمت الله عليه) عصاره همه خوبان پيشين خود است و سخنانش جامع همه حرف هاي درستي است که هر بزرگي قسمتي از آن را در تارک تاريخ به ثبت رسانده است. خميني(رحمت الله عليه) عصاره همه حقيقت هايي است که پيشينيانش به مقداري از آن دست يافته بودند.
کتاب خميني(رحمت الله عليه) روبروي همه جهانيان تابشي بي سايه دارد. بنابر اين در اين عصر و روزگاران، عذر هيچ کس براي نفهميدن، براي ترديد کردن، براي فريب خوردن و گمراه گشتن با وجود اين کتاب پذيرفته نيست.
سخنان و رفتار او تفسير قرآن کريم و مرجع فهم احاديث شريف و تکميل همه حکمت هاي عميق است.

گزيده سخنان مقام معظم رهبري در مورد امام راحل (رحمت الله عليه)
* ارتحال رهبر كبير انقلاب حضرت آيت الله العظمي امام خميني قدس الله نفسه الزكيه حقاًضايعه اي جبران ناپذير و صدمه اي بزرگ بود. 22/3/68
* تسليت اين حادثه بزرگ را بيش از همه بايد به همه شما، فضلا و طلاب جوان و فرزندان محبوب حضرت امام گفت و بنده صميمانه به همه شما، به همه حوزه هاي علميه، علما، فضلا و طلاب و مدرسين و بزرگان تسليت عرض مي كنم. 23/3/68
*ايشان مدرسي علي الظاهر، بودند و در مسجد سلماس تدريس مي فرمودند، اما اخلاص، صفاي باطن و رابطه معنوي و پيوند مستحكم ميان او و خدا، مقلب القلوب، موجب شد كه اين انسان علي الظاهر دستي نيرومند براي برافكندن بنباد ارزشهاي مادي شود و امروز رهبر كمونيست چپ يك نقطه دور دست مي گويد، خواهش ميكنم به من كتابي درباره اسلام بدهيد تا آن را مطالعه كنم و اين در حالي است كه همه ما بوديم اما شما نمي توانستيد به يك جواني كه باد ماركسيسم به دماغ او خورده است كتابي بدهيد 23/3/68
* امام عزيز با حيات، ابتكارو تحرك خود كه از آن روح بزرگ و دل روشن بر مي آيد و همچنين با مرگ پر حادثه و عروج ملكوتي خود به اسلام و انقلاب خدمت كردند. 24/3/68
* امروز (در ارتحال امام) دشمنان انقلاب اسلامي تو دهني سختي از مردم خورده اند. 24/3/68
* هنر بزرگ حضرت امام اين بود كه ديوارهاي بين اجتماعات مردم را از بين برد و يك فضاي وسيع با دل هاي آشنا بوجود آورد. 24/3/68
* امام كبير ما عصر جديدي را در زمان ما آغاز كردند. 29/3/68
* ايشان عصر گرايش و احترام به ارزشهاي انساني و احترام به عدالت و حريت انسان و اصل احترام به آراءمردم را بنيان گذاشتند كه حتي دشمنان ايشان هم به عظمت امام معترفند. 29/3/68
* اينكه امام مي فرمودند (به من خدمتگزار بگويند بهتر است تا رهبر) با صداقت و راستي بود و تعارفي در كار نبود 29/3/68
* اگر چه جاي خالي امام براي ما سخت و تلخ است اما ميراث گرانبهاي معمار بزرگ انقلاب، امام خميني حفظ خواهد شد. 29/3/68
* بخشيدن روح عزت، استقلال، استغناء و اعتماد به نفس به ملتي كه در طول ساليان متمادي سعي شده بود كه اعتماد به نفس از او گرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گيرد و اعتماد به نفس او از بين برود و ديگران بر سرنوشت او تسلط يابند، از مشخصه هاي عمده انقلاب است كه توسط امام خميني (رحمت الله عليه) در جامعه انقلابي كشور ترسيم شده است. 29/3/68
*راه و روش و اهداف امام خميني همانند اهداف انبياءبوده است. 1/4/68
* براي امام، امت اسلامي و اسلام مطرح بود و ايشان منطقه اي فكر نمي كردند. 1/4/68
*در سخت ترين مراحل، امام عزيزمان همواره آرام و مطمئن بودند و به مردم اطمينان فراواني داشتند. 1/4/68
* امام، خوب اين مردم را شناخته بودند و مردم هم حقاًو انصافاً امامشان را خوب شناخته بودند. 6/4/68
* خداوند امام عزيزمان را به عنوان گوهري يكدانه و ذخيره اي از سوي خود در ميان ملت ما قرار داد. 10/4/68
* آن روح بزرگ و كوه ستبر به دفعات در برابر عظمت مردم تكان مي خورد و مي لرزيد. 10/4/68
* او كه جوهره درخشان وجودي اش در سايه ربوبيت پروردگار آشكار شد، بارها و بارها سياستهاي جهاني را جابجا كرده و تغيير داد. 10/4/68
* امام عزيز با رحلت خود امت اسلام را يتيم كردند و شايد در دل ها، محيط زندگي و در جهان اسلام نتوان تا سالهاي متمادي اين خلاًعظيم را پر ساخت. 10/4/68
* كلام او همانند بمبي در دنيا منفجر شد و همه را تحت تاثيرقرار داد. 10/4/68
* او زنده است تا اسلام ناب محمدي (صلي الله عليه و آله و سلم) زنده است و او زنده است تا پرچم عظمت اسلام و وحدت مسلمين و نفرت از ظالمين بر افراشته است. 17/4/68
* آري امام خميني زنده است تا اميد زنده است و تا حركت و نشاط هست و تا جهاد و مبارزه هست. 17/4/68
* طنين صداي او كه نداي حق و عدل بود در دلهاي امتش و در فضاي جهان هست و خواهد بود. او نمرده است و نخواهد مرد. 17/4/68
* براي او كه راهرو راه پيامبران بود، همچون خود پيامبران، مرگ جسم به معناي مزگ شخصبت نيست. 17/4/68
* او در بانك تكبير مبارزان مسلمان، در اراده اي قهر آميز ملتهاي زير ستم، در ايمان آگاهانه ي نسل جوان معاصر در دنياي اسلام، در اميد روشن مستضعفان و مظلومان، در سوز و حال معنوي مناجاتيان، در حيات دوباره ي معنويت و ارزش هاي اخلاقي در جهان و در همه ي جلوه هاي زيبايي كه حركت انقلابي و تاريخ ساز او در دوران معاصر به وجود آورد و بلاخره در دل يكايك عاشقان و مريدانش زنده است. 17/4/68
* براي حيطه بندي عظمت اين شخصيت بزرگ به قلم توانا و زبانهاي گويا نياز است. 29/4/68
* او مانند خورشيدي بود كه با درخشش خود اشياء را آشكار مي كند و مانند روحي بود كه با دميدن به كالبدي اجزاء آن را زنده مي سازد او ما را زنده كرد و به حركت در آورد و ما توانستيم به كمك وجود او به ارزش جغرافيائي و تاريخي كشورمان و به حقيقت فرهنگ گذشته قرآن و ملت خود پي ببريم و اگر نظام جمهوري اسلامي و اين انقلاب بزرگ و جهاني و نيز اين رستاخيز عظيم ايجاد شده در دنيا را به عنوان يك شجرة طيبه بدانيم ريشه آن همين شخصيت عظيم است كه اين درخت مبارك روياند 29/4/68
* شخصيت امام به وجود خارجي او بستگي ندارد، بلكه عظمت اين شخصيت از فكر، راه و رهنمودهاي او مايه مي گيرد. لذا اهتمام به احداث مرقد، گنبد و صحن امام عزيز له معناي تلاش براي حفظ هويت فكري و راه او و نيز زنده نگه داشتن ياد اوست. 29/4/68
* مرقد حضرت امام مركزي براي گسترش الهامات الهي و نورانيت و روح عرفاني براي مردم اهل بصيرت و معرفت خواهد بود. 29/4/68
* بدون شك ما امروز با فقدان رهبر و امام عزيز و معظم بي نظيرمان دچار كمبود و خلاً مهمي هستيم لكن با ياد صلابت، قاطعيت و معنويت و روحانيت آن بزرگوار و با الهام از درسهاي فراموش ناشدني ايشان امروز مقطع و دوران ديگري را آغاز مي كنيم. 14/5/68
* ياد و نام امام بزرگوارمان كاخ قدرتهاي طاغوتي و نيز دل آنها را ميلرزاند زيرا او خادم به اسلام و مسلمين بود كه با مجاهدت خود و ملتش به اسلام و مسلمين عظمت بخشيد 26/7/68
*صلوات و سلام خدا بر شاهد شهيدان و امام مجاهدان و اسوه و مقتداي صالحان و رفعت بخش كلمه پيامبران، حضرت امام خميني قدس الله سره و اعلي الله كلمه كه آتش خشم مستضعفان را بر هيمه فسق و فساد و كفر و الحاد و ظلم و استكبار جهاني افكند و اركان سلطة مستكبران را متزلزل ساخت. 1/7/68
* اگر امام نيست، خداي او، راه او، رهنمودهاي او و انگشت نوراني اشاره هاي او كه ما را به راه راست هدايت مي كرد، هست و مهم اين است كه ما كار بزرگ امام را بشناسيم و قدر بدانبم. 5/11/68
* بزرگداشت امام براي ما، جنبه اعتقادي، ايماني، انقلابي، عاطفي و ملي دارد. 2/3/69
ـ شخصيت وجودي امام كه در جايي براي شهادت اسيري اشك مي ريزد و در جايي ديگر همچون قضيه شهادت 72 تن از بزرگان انقلاب چون كوهي استوار مي باشد با هيچ زباني قابل توصيف نيست. 2/3/69
* اين فكر غلطي است كه حرف دل امام را تنها مي توان در رؤيت سياسي امام ديد. حرف دل امام را در مجموعه اي از همه ابعاد وجودي امام با صد زبان همچون فرياد سياسي، شعر عرفاني، لبخند و يا گريه اي بيان شده است. بايد ديد و سعب و كوشش ما بايد بر اين باشد كه در تمام جهات كمال امام را مورد توجه قرار دهيم. 2/3/69
* امام براي حيات دوباره اسلام درست همان راهي را پيمود كه رسول معظم (ص) پيموده بود، يعني راه انقلاب را، در انقلاب اصل بر حركت است، حركتي هدفدار، سنجيده، پيوسته، خستگي ناپذير و سرشار ايمان و اخلاص، در انقلاب به گفتن، نوشتن و تبيين اكتفا نمي شود، بلكه پيمودن و سنگر به سنگر پيش رفتن و خود را به هدف رساندن، اصل و محور قرار مي گيرد، گفتن و نوشتن هم در خدمت همين حركت در مي آيد و تا رسيدن به هدف يعني حاكميت بخشيدن دين خدا و متلاشي ساختن حكومت شيطاني ادامه مي يابد. 13/3/69
* امام خميني يك حقيقت هميشه زنده است، نام او پرچم انقلاب، راه او راه انقلاب و اهداف او اهداف ابن انقلاب است 13/3/69.
* حيات و شخصيت خميني كبير، تجسم اسلام ناب محمدي (ص) و تبلور انقلاب اسلامي بوده و او خود و سخنش و انگشت اشاره اش خضر راه اين حركت الهي و روشنگر نقاط مبهم و برطرف كننده همه ي ترديدها بوده و همجنان خواهد بود. ملت ايران و از همه بيشتر مسئولان كشور بايد اين درس بزرك را هرگز از ياد نبرد. 13/3/69
*اين عصر را بايد عصر امام خميني ناميد و ويژگي آن عبارتست از پيدايش و جرأت و اعتماد به نفس ملتها در برابر زورگويي ابر قدرتها و شكستن بت هاي قدرت ظالمانه و بالندگي نهال قدرت واقعي انسان ها و سر بر آوردن ارزش هاي معنوي و الهي. 13/3/69
* در همه جاي عالم فاصلة ميان زندگي و رؤساي كشور با مردم كوچه و بازار فاصلة شاه و گداست و حتي حكومتهايي هم كه داعية توده‌اي داشتند نتوانستند از زندگي مسرفانه شاهان براي خود صرفنظر كنند افتخار نظام اسلامي آن است كه امام عظيم الشأنش تا پايان عمر در زي طلبگي زندگي كرد. 13/3/69
*بر اساس جهان بيني اسلامي اعتقاد راسخ به لزوم اتحاد مسلمين، براي حل مشكلات مسلمانان و عظمت و سر بلندي و قدرت اسلام ضرورت دارد و اين هدفي بود كه امام همواره آن را دنبال مي كردند. 17/3/69
* امام بزرگوارمان بذر وحدت را پاشيده اند و نهال اسلامي در حال رشد است اين حركت استمرار خواهد داشت و استكبار از ضربه زدن به اين حركت پر شتاب كه راه روشني را در پيش روي خود دارد ناتوان است. 17/3/69
ـ فتح دلهاي آحاد امت اسلامي در اقصي نقاط جهان كه در برابر عظمت امام و راه و پيام او از خود اطاعت، تسليم و همراهي نشان دادند از اخلاص آن بزرگوار كه نقطه اساسي حيات او بود ناشي مي شد و فقط با اخلاص در گفتار و عمل است كه مي توان راه امام را طي كرد. 17/3/69
* بر اساس معاني قرآني واقعي، حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه انسان حكيمي بودند كه با حكمت خود فعل و انفعالات عالم غيب را درك مي كردند. اما در عين آنكه از انديشه سياسي بسيار بالايي برخوردار بودند بعنوان يك انسان استثنائي زمان ما حقايق را مي فهميدند و اين همان عالم غيب ملكوت وجود انسان است كه راه رسيدن به آن تقوي و عمل به تكليف شرعي است. 31/6/68
*عظمت و شخصيت رهبري حضرت امام رضوان الله تعالي عليه قابل قياس با هيچ يك از رهبريهاي دنياي امروز نبود. اما ايشان هيچگاه پيروزي انقلاب اسلامي در ايران را به خود نسبت نمي دادند. امام براي مردم يك وسيله الهي بودند و ايشان حركت عظيم مردم و اخلاص و فداكاري آنان را موجب اين پيروزي بزرگ مي دانستند. 30/8/69
* رهبري و نظام جمهوري اسلامي اكنون با ذخيرة ارجمند و تمام نشدني و نيز با آن تصور والا و دست نيافتني از شخصيت رهبر كبيرمان روبروست، نه اينجانب كه طلبه اي كوچك با كاستي ها و قصورهاي فراوان است و نه هيچ فرد ديگري در جمهوري اسلامي قادر نيست كه به قله آن شخصيت ممتاز و استثنائي دست يابد و خود را با پدر و معمار انقلاب اسلامي و سازنده و پردازنده جمهوري اسلامي مقايسه كند. او نخستين بود كه دومين نداشتن و فاصله ميان او و امثال اينجانب فاصله اي ژرف و نا پيمودني است. ليكن اكنون اين فرصت بزرگ و استثنايي براي امثال اينجانب وجود دارد كه از آن ذخيرة بسيارگرانبها و همچون وديعه اي الهي و الهامي معنوي بهرمند گرديم. 8/3/70
* اينجانب كه خود را شاگردي متواضع و فرزندي مطيع و مريدي دلباخته آن روح الله مي دانم اين توفيق را داشته ام كه در تمام ده سال و جند ماه پس از ورود رهبر كبير به ايران تا لحظه عروج آن روح ملكوتي از آن سر چشمة فياض سيراب شده و لحظه لحظة جريان مبارك آن هدايت الهي را با همة وجود خود لمس كنم. سخن و اشارات او، انديشه و نصيحت او، دستور و توصيه او و بلاخره رفتار او عطيه هاي گوناگوني بود كه سخاوتمندانه از آن قلة مصفا مي جوشيد و معدودي از ياران او را كه در دامنه بودند پيوسته بهرمند مي كرد. 8/3/70
* درس او تنها آن نبود كه در حوزة علميه از او فرا گرفتيم و يا در دوران شانزده ساله مبارزه از دور و نزديك به جان نوشيديم، بزرگترين و ماندگارترين درس او آنها بود كه در اين دهسال همچون آيات حكمت به جان و دل خريديم و در لوح ضمير ثيت كرديم. به كمك و ارادةالهي هيچ حادثه و هيچ انگيزه اي نخواهد توانست آن را كه بخشي از وجود ماست از ما جدا كند و اينجانب در مسئوليت خطير و جديد خود ملتزم و متعهدم كه مو به مو آن درسهاي الهي را بكار بندم. 8/3/70
* دوران ده ساله حيات مبارك امام خميني رضوان الله تعالي عليه الگو و نمونه حيات جامعه انقلابي ما است و خطوط اصلي انقلاب همان است كه امام ترسيم فرموده است.
دشمنان خام طمع و كوردل كه گمان كردند كه با فقدان امام خميني دوران جديد با مشخصاتي متمايز از دوران امام خميني قدس سره آغاز شده است سخت در اشتباهند. 8/3/70
* امت امام و شاگردانش او كه از سرچشمةفياض آن موجود ملكوتي سيراب شده و عزت و كرامت اسلامي و انساني خود را در آن جسته اند اكنون شاهد آنند كه ملتهاي ديگر حتي ملتهاي غير مسلمان، نسخه تعاليم انقلابي آن قائد عظيم را مايه نجات خود دانسته و آزادي و غيرت خويش را در آن يافته اند. امروز به بركت نهضت آن يگانه دوران، مسلمانان در همه جا بيدار شده اند و كاخ امپراتوريها ي سلطه ظالمانه رو به ويراني نهاده است. ملتها ارزش قيام ملي را دريافته و غلبه خون بر شمشير را تجربه مي كنند و همه در همه جا چشم به ملت مقاوم و نستوه ايران دوخته اند. 8/3/70
* بديهي است كه براي آمريكا و ديگر سردمداران استكبار چيزي مهمتر و از اين نيست كه ملت ايران از راه دهساله خود برگردديا در آن ترديد كند زيرا در اين صورت نقطه درخشان اميد ملتها كور خواهد شد و غلبه خون بر شمشير مورد ترديد قرار خواهد گرفت. ما صريحاً به ملتهاي جهان اعلام مي كنيم كه تفكر (خاتمه يافتن دوران خميني) كه دشمن با صد زبان سعي در القاء آن دارد خدعه و نيرنگي استكباري بيش نيست و علي رغم آمريكا و همكارانش امام خميني در ميان ملت خود و جامعه خود حاضر است و دوران امام خميني ادامه دارد و خواهد داشت. راه او راه ما، هدف او هدف ما و رهنمود او مشعل فروزنده ماست همة ملت و مخصوصاً جوانان عزيز و نوجوانان، خود را سربازان محبوب امامشان بدانند و با اتكال به خدا و استمداد از حضرت ولي الله الاعظم ارواحنا فداه با قوت و قدرت بسمت هدفهاي عالي امامشان حركت كنند و بدانند كه پيروزي نهايي از آن ماست 8/3/70
* راه ما راه امام خميني است و در اين راه با همة قدرت و قاطعيت خود حركت خواهيم كرد. 8/3/70
*وظيفه همة ماست كه با توكل به خدا و تقويت روح اخلاص و همبستگي، حركت عظيمي را كه امام بزرگوار آغاز كرده اند ادامه دهيم. 8/3/70
ـ ادامه خط امام يعني طرفداري از فقرا، ضعفا، عدالت اجتماعي، وحدت ملي، مقابله و معارضه با استكبار جهاني و وابستگان آنها. 8/3/70
* امام آن روح الله بود كه با عصا و يد بيضاي موسوي و بيان و فرقان مصطفوي به نجات مظلومان كمر بست، تخت فرعونهاي زمان را لرزاند و دل مستضعفان را به نور اميد روشن ساخت. 8/3/70
* امام به همه فهماند مه انسان كامل شدن، علي وار زيستن و تا نزديكي مرزهاي عصمت پيش رفتن افسانه نيست 8/3/70
*حقيقتاً براي انساني بزرگ و شخصيتي بي نظير مانند امام خميني جا داردكه برگزيده ترين انسانها و صافترين و پاكترين دلها از احساس تكريم نسبت به او سرشار شوند. 8/3/70
* خصلتهايي كه در امام بود هر كدام به تنهايي كافي بود كه از يك فرد، انساني بزرگ بسازد بسيار خردمند، هوشيار، زيرك و آگاه. از آن انسانهايي كه به راحتي نمي توان حقيقتي را به او واژگونه جلوه داد. انساني با ارادة پولادين كه هيچ مانعي نمي توانست جلو دار او شود. در عين حال انساني بسيار رئوف و دلرحم چه در هنگام مناجات با خدا و چه در هنگام برخورد با نقطه هايي از رندگي انسانها، در عين حال داراي حس خويشتن داري ئ تقئا، يعني انگيزه هاي نفساني و هواها و هوسها در او نبود و كمتر سراغ داريم انساني كه اسير هواها نباشد. ولي او امير بر هواهاي خود بود. در عين حال در نهايت تواضع و فروتني و صبر و بردباري بود. سختترين حوادث در اقيانوس وجود او تلاطم ايجاد نمي كرد. 8/3/70
* ادامه راه امام فقط با بصيرت و صبر ميسر است. نگذاريد به بهانه هاي گوناگون آدمهاي كم بصيرت، يا كم صبر يا خود خواه با بي توجه به مصالح عمومي مردم ميان صفوف مستحكم شما فاصله بياندازد، شما را نسبت به يكديگر يا نسبت به مسئولين دل چركين و نگران كنند آگاه باشيد و بدانيد اين راه به هدف خواهد رسيد. 16/3/70
* امام بزرگوار ما به اسلام و مسئولين و مسلمين قوت قلب و عزت يخشيد. 16/3/70
* امام بزرگوار ما با اين انقلاب، مسلمانان را نشاط بخشيد، اسلام را زنده كرد. 16/3/70
*امام عظيم الشان روياي بي تعبير تشكيل حكومت اسلامي را در عالم خارج و واقعيت محقق كرد تا انسانها بتوانند در همةابعاد بر اساس اعتقادات خود زندگي كنند و با همت امام بود كه پيام حق اسلام به آفاق عالم رسيد و لازمه ظهور انسانهاي برجسته اي چون امام امت، گذشت از راحتي ها، شهوات نفساني و وسوسه هاي گوناگون و آشنا كردن دل با انوار و الطاف الهي است و براي تحقق ابن منظور بايد تلاش و مجاهدت كرد. 18/7/71
امام پديده‏اى شگرف بود كه كفايت و كمال توانمندى مكتب را در تربيت نفوس انسانى در عصر حاضر به نمايش گذارد. او بهترين گواه، بر عملى بودن برنامه‏هاى اسلام در اعلى مرتبه ايمان، عزم، نظم، هدايت، اخلاص، آزادگى و عدالت خواهى در دوران كنونى بود. امام قرائت عملى اسلام در چگونه زيستن است، همواره دغدغه بودن بر مدار تكليف را داشت و نه ماندن در متون تاريخ، امام در تشخيص تكليف، بصير و تيزبين بود و در انجام تكليف، شجاع و خالص و ثابت قدم، او در لحظه لحظه عمرش زانوى ادب و بندگى در پيشگاه خدا داشت و لحظه‏اى از عبوديت دائم، رخ برنتافت. امام عبد صالح خدا بود، در عبد بودن با عالى‏ترين جذبه‏هاى عرفان و عشق، در منازل عاليه سلوك با محبوبش «ملاقات» داشت و در صالح بودن با تماميت عشق و عرفان، در مناسك حيات ابراهيمى‏اش «يكپارچه عمل بود و عمل» آنچه را كه ما درباره او مى‏گوييم وصفى است شبح گونه و نامأنوس، كه اين خود حاكى از جان دور مانده ما از افق اعلايى است كه امام بدان دست يافته، و از اين رو به سراغ كسى مى‏رويم كه درد و قرابت، يعنى جان الهى و جايگاه خدايى با او پيوند دارد. سراغ خورشيد را از جان خورشيد شده، مى‏گيريم و از فرزانه و حكيم و عارف و مدبّر و سياستمدارى كه در عالى‏ترين تقدير ممكن بر جايگاهى جلوه كرد كه امام آن را جان بخشيد، به محضر حضور و آگاهى و عشق و عرفان و بندگى كسى مى‏رويم كه در يك لحظه رمزآميز و با شكوه و الهىِ «ثم انشأناهُ اخرين» بر كالبد نياز امت به هدايت و رهبرى، جان بخشيد و روحى، روح‏اللّه‏ گونه و نگاهى به سان امام با صلابتى عالمانه، ناخداى سفينه نجاتمان شد، تا در امواج متلاطم روزگارمان آن را رهبرى كند. اگر چه هميشه دلِمان داغدار دردها، تنهايى‏ها، مظلوميتها و مشكلات عظيمى است كه بر سر راه زعامت على گونه‏اش هست، اما مى‏دانيم سينه باصفا و سينايى امت، صفوف آماده باشى است كه با اشاره او حضور مى‏گيرند و با فرمانش حماسه مى‏سازند.
مفتخريم كه روح امام در راه نائب الامام جارى و زنده است و ما نيز تا آخرين رمق پاسدار همه ارزشها و آرمانها و اصالتهايى خواهيم بود كه امروز به دست رهبر عزيزمان تبيين و ترسيم مى‏گردد. با اين اميد جانمان را به كلام جانباز مكتب امام، رهبر عزيز و معظم انقلاب اسلامى مى‏سپاريم و سراغ «او» را از «او» مى‏گيريم كه اين سلسله تربيت شدگانِ «او»يند.

مراد و محبوب
امام خمينى، شخصيتى آنچنان بزرگ بود كه در ميان بزگواران و رهبران جهان و تاريخ، بجز انبيا و اولياء معصومين عليهم‏السلام به دشوارى مى‏توان كسى را با اين ابعاد و اين خصوصيات تصور كرد.. آن بزرگوار، قوت ايمان را با عمل صالح، ارداه پولادين را با همت بلند، شجاعت اخلاقى را با حزم و حكمت، صراحت لهجه را با صدق و متانت، صفاى معنوى و روحانى را با هوشمندى و كياست، تقوا و ورع را با سرعت و قاطعيت، ابهت و صلابت را با رقّت و عطوفت و خلاصه بسى خصايص نفيس و كمياب را كه مجموعه‏ى آن در قرنها به ندرت ممكن است در انسان بزرگى جمع شود؛ همه و همه را با هم داشت. الحق شخصيت آن عزيز يگانه، شخصيتى دست نيافتنى و جايگاه والاى انسانى او جايگاهى دور از تصور و اساطيرگونه بود. او، رهبر و پدر و معلم و مراد و محبوب ملت ايران و اميد روشن همه‏ى مستضعفان جهان و بخصوص مسلمانان بود.

ممتاز و بى نظير
يقينا خصوصيات امام، استثنايى و ممتاز و بى‏نظير است و هرچه در ابعاد شخصيت ايشان تأمل كنيم؛ اين استثنا و امتياز را بهتر و بيشتر مى‏يابيم.

شخصيتى بى ‏بديل
شخصيت عظيم رهبر كبير و امام عزيز ما، حقا و انصافا پس از پيامبران خدا و اولياى معصومين، با هيچ شخصيت ديگرى قابل مقايسه نبود. او وديعه خدا در دست ما، حجت خدا بر ما و نشانه‏ى عظمت الهى بود. وقتى انسان او را مى‏ديد، عظمت بزرگان دين را باور مى‏كرد. ما نمى‏توانيم عظمت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله، اميرالمؤمنين عليه‏السلام، سيدالشهداء عليه‏السلام، امام صادق عليه‏السلام و بقيه‏ى اوليا را حتى درست تصور كنيم؛ ذهن ما كوچكتر از آن است كه بتواند عظمت شخصيت آن بزرگمردان را در خود بگنجاند و تصور كند؛ اما وقتى انسان مى‏ديد شخصيتى با عظمت امام عزيزمان و با آن همه ابعاد گوناگون: ايمان قوى، عقل كامل، داراى حكمت، هوشمندى، صبر و حلم و متانت، صدق و صفا، زهد و بى‏اعتنايى به زخارف دنيا، تقوا و ورع و خداترسى و عبوديت مخلصانه براى خدا، دست نيافتنى است و مشاهده مى‏گردد كه همين شخصيت عظيم، چگونه در برابر آن خورشيدهاى فروزان آسمان ولايت، اظهار كوچكى و تواضع و خاكسارى مى‏كند و خودش را در مقابل آنها، ذره‏اى به حساب مى‏آورد؛ آن وقت انسان مى‏فهميد كه پيامبران و اولياى معصومين عليه‏السلام چقدر بزرگ بودند. او اصلاً از جنس و خميره‏ى انبيا بود. توصيف و ترسيم چهره آن عزيز خدا و عزيزِ بندگان صالح او، واقعا خيلى مشكل است.
ويژگيهاى بشرى او كمتر در افراد عادى پيدا مى‏شود. اگر يكى از آن خصوصيات در فردى مشاهده شود، او انسان بزرگى به شمار مى‏رود؛ چه رسد به آنكه همه ويژگيهاى ممتاز را در يك جا در خود جمع كرده باشد. امام (رحمت الله عليه) انسانى بسيار عاقل، دورانديش، حكيم، آدم شناس، تيزبين، حليم، متين و آينده نگر بود كه هر كدام از اين صفات، كافى بود كه شخصى را در مرتبه‏اى والا جاى دهد و احترام همگان را جلب كند.

ميراث امام
اما خرسنديم كه ميراث او در دست ماست و آن، «جمهورى اسلامى» توأم با ارزشهايى است كه او در اين جمهورى به وجود آورد، يا بهتر است بگوييم با ارزشهايى كه او جمهورى اسلامى را با آن ساخت. ما مس بوديم، او ما را طلا كرد. او كيميا بود، او اكسير بود. ما زندگى معمولى داشتيم، او خمودگيها را تبديل به تحرك و تپش كرد و انسان ساخت.

فاتح فتح الفتوح
در پيامى، به مناسبت يكى از فتوحات ارزنده شما در جبهه، فرمودند: «فتح الفتوح»، عبارت از ساختن اينگونه انسانها و جوانهاست. در حقيقت، فاتح اين فتح الفتوح، خود او بود. او بود كه اين انسانها را ساخت. او بود كه اين فضا را مهيا كرد. او بود كه مسير را به وجود آورد. او بود كه ارزشهاى اسلامى را بعد از انزوا و خمول، دوباره احيا كرد. ميراث او همين ارزشها و همين جمهورى اسلامى است. هر كدام از ما در هر مسؤوليتى كه هستيم؛ عشق و محبت وافرمان را به آن عزيز، بايد در حفظ و تداوم ارزشها و نظام جمهورى اسلامى مجسم كنيم.

ذخيره‏اى بس گرانبها
او، عبد صالح و بنده خاضع خدا و نيايشگرِ گريان نيمه شبها و روح بزرگ زمان ما بود. او، الگوى كامل يك مسلمان و نمونه بارز يك رهبر اسلامى بود. او، به اسلام عزت بخشيد و پرچم قرآن را در جهان به اهتزاز درآورد. او ملت ايران را از اسارت بيگانگان نجات داد و به آنان غرور و شخصيت و خودباورى بخشيد. او، صلاى استقلال و آزادگى را در سراسر جهان سرداد و اميد را در دلهاى ملل تحت ستم جهان زنده كرد. او، در عصرى كه همه دستهاى قدرتمند سياسى براى منزوى كردن دين و معنويت و ارزشهاى اخلاقى تلاش مى‏كردند، نظامى بر اساس دين و معنويت و ارزشهاى اخلاقى پديد آورد و دولت و سياستى اسلامى بنيان نهاد. او جمهورى اسلامى را ده سال در ميان طوفانهاى سهمگين و حوادث سرنوشت ساز، قدرتمندانه اداره و حراست و هدايت كرد. و به نقطه‏اى مطمئن رسانيد. ده سال رهبرى او براى مردم و مديران ما، يادگارى فراموش نشدنى و ذخيره‏يى بس گرانبهاست.

امير هواها و خواهش‏ها
حقيقتا براى انسان بزرگ و شخصيت بى‏نظيرى مثل امام عزيز و بزرگوارمان، جا دارد كه برگزيده‏ترين انسانها و هوشمندترين ذهنها و صافترين و پاك‏ترين دلها و جانها، از احساس تعظيم و تكريم، سرشار شوند. فرق است ميان شخصيتى كه به خاطر مقام و سمت ظاهريش، مورد احترام و تجليل واقع مى‏شود و كسى كه شخصيت و عظمت و عمق وجود و آراستگيهاى گوناگون او، هر انسان بزرگ و قوى و هوشمندى را به تعظيم و تجليل و ستايش و تكريم وادار مى‏كند. امام عزيز ما، از اين نوع انسانها بود.
امام (ره)، خصلتهاى گوناگونى داشت، بسيار خردمند و عاقل و متواضع و هوشيار و زيرك و بيدار و قاطع و رئوف و خويشتن دار و متّقى بود. نمى‏شد حقيقتى را در پيش چشم او واژگونه جلوه داد. داراى اراده‏يى پولادين بود و هيچ مانعى نمى‏توانست او را از حركت باز دارد. انسانى بسيار دل رحم و رقيق بود؛ چه در هنگام مناجات با خدا كه از خود بى‏خود مى‏شد و چه در هنگام برخورد با نقطه‏هايى از زندگى انسانها كه به طور طبيعى دلها را به عطوفت و رأفت وادار مى‏كند. انگيزه‏هاى نفسانى، جاذبه‏هاى مادى، هواها و هوسها، نمى‏توانست به قله رفيع وجود با تقواى او دست اندازى كند. او امير هواها و خواهشهاى خود بود.

نكته اصلى در شخصيت معنوى امام
نكته اصلى اين است كه اگر در مجموعه ذى قيمتى كه شخصيت معنوى امام (رحمت الله عليه) را تشكيل داده بود، عنصر عبوديت و اخلاص وجود نمى‏داشت؛ او به اين موفقيتها نمى‏رسيد. بنابراين، كارهاى انجام شده، خيلى عظيم‏تر از آن است كه شخصيتى با همه آن خصوصيات - منهاى ارتباط با خدا - بتواند آن كارها را انجام دهد.

حيات و ممات امام براى خدا بود
حيات و ممات اين مرد بزرگ، براى خدا بود: «سلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيّا»(1). قيامش، تبعيدش، آمدنش، زندگى پربركتش و از دنيا رفتنش، براى خدا بود.

علمدار اسلام ناب
روزى كه ما پشت سر امام عزيز و علمدار اسلام ناب، شعارهاى اسلام واقعى را مطرح مى‏كرديم؛ مى‏دانستيم كه دشمنها و قدرتها و ابرقدرتها، در مقابل ما صف آرايى مى‏كنند. در صدر اسلام هم همين‏گونه بود. آن روزى كه يهوديها و منافقان و كفار و مشركان، اطراف مدينه پيامبر را محاصره كردند و جنگ احزاب و خندق را به وجود آوردند، مؤمنين واقعى گفتند: «هذا ما وعدنااللّه‏ و رسوله»(2) اين، چيز تازه‏يى نيست، خدا و رسولش به ما گفته بودند كه بدها و شريرها و فاسدها، عليه شما همدست خواهند شد. بنابراين، آنها چون صدق وعده الهى را ديدند؛ ايمانشان قويتر شد.

آرمانهاى بزرگ امام
آرمانهاى بزرگى كه امام (رحمت الله عليه) بيان مى‏كردند، عبارت بود از: مبارزه با استكبار جهانى، حفظ اعتدال قاطع در خط «نه شرقى و نه غربى»، اصرار فراوان بر استقلال حقيقى و همه جانبه ملت، (خودكفايى به معناى كامل)، پافشارى فراوان و تمام نشدنى بر حفظ اصول دينى و شرع و فقه اسلامى، ايجاد وحدت و همبستگى، توجه به ملتهاى مسلمان و مظلوم دنيا، عزت بخشيدن به اسلام و ملتهاى اسلامى و مرعوب نشدن در مقابل قدرتهاى جهانى، ايجاد قسط و عدل در جامعه اسلامى، حمايت بى‏دريغ و هميشگى از مستضعفان و محرومان و قشرهاى پايين جامعه و لزوم پرداختن به آنها. همه ما شاهد بوديم كه امام در اين خطوط، مصرّانه و بدون تعلل، حركتش را ادامه داد. ما بايد راه و اعمال صالح و حركت مداوم او را دنبال كنيم.
فرداى آن شبى كه امام عزيز (رحمت الله عليه) به جوار رحمت الهى پيوسته بودند، سحرگاه در حالت التهاب و حيرت، تفألى به قرآن زدم؛ اين آيه شريفه سوره كهف آمد: «واما من امن و عمل صالحا فله جزاء الحسنى و سنقول له من امرنا يسرا»(3). ديدم واقعا مصداق كامل اين آيه، همين بزرگوار است. ايمان و عمل صالح و جزاى حسنى، بهترين پاداش براى اوست.
اگر چه امام (رحمت الله عليه) عوامل و عناصر و مقدماتى كه وجود ظاهرى او را به وجود مى‏آورد و تشكيل مى‏داد، با خود برد؛ اما افكار، آرمانها، جهان بينى، هدفها، توصيه‏ها، راهها و ابزارها را در اختيار ما گذاشت. هم اكنون بخش عظيمى از شخصيت امام در اختيار ماست. آرمانهاى اعلام شده به وسيله او، برترين و بالاترين آرمانهاست. ما بايد اينها را دنبال كنيم. ملتى كه اين طور بر سر و سينه مى‏زنند و اشك مى‏ريزند و دل در سينه‏هاشان، تاب ماندن ندارد و هر كدام اگر مى‏توانستند همه دنيا را مى‏داند تا امام را لحظه‏اى ديگر به حيات بازگردانند؛ اينها دنبال افكار امام (رحمت الله عليه) هستند و او را به خاطر فكر و ايده و آرمان و راه و مجاهدت و مقاومتش دوست مى‏دارند. ما بايد آرمانهاى اين مردم و شما رزمندگان را نگه داريم.

محو در تكليف شرعى
شخصيت امام تا حد بسيار زيادى به اهميت و عظمت آرمانهاى او مربوط مى‏شد. او با همت بلندى كه داشت، هدفهاى بسيار عظيمى را انتخاب مى‏كرد. تصور اين هدفها، براى انسانهاى معمولى دشوار بود و مى‏پنداشتند آن هدفهاى والا، دست نيافتنى هستند؛ ليكن همت بلند و ايمان و توكل و خستگى ناپذيرى و استعدادهاى فراوان و توانايى‏هاى اعجاب انگيزى كه در وجود اين مرد بزرگ نهفته بود؛ به كار مى‏افتاد و در سمت هدفهاى مورد نظرش پيش مى‏رفت و ناگهان همه مى‏ديدند كه آن هدفها محقق شده است.
نقطه اساسى كار او، اين بود كه در اراده الهى و تكليف شرعى محو مى‏شد. هيچ چيز برايش غير از انجام تكليف، مطرح نبود. واقعا او مصداق ايمان و عمل صالح بود. ايمانش به استحكام كوهها مى‏مانست و عمل صالحش با خستگى ناپذيرىِ باورنكردنى، توأم بود. آنچنان در تداوم عمل، صبور و كوشا بود كه انسان را دچار حيرت مى‏كرد. به همين خاطر هدفهاى بزگ او وصول شد و امكان دست يافتن به قله‏ها، حتمى گرديد.
جمهورى اسلامى، در حالى به وجود آمد كه هيچ كس در دنيا باور نمى‏كرد اين نظام پابرجا بماند و بر دشمنان كينه ورز و قدرتمند خود، فايق آيد. ما بايد اين راه را ادامه دهيم. آن چيزى كه از امام براى ما قابل تقليد است، هدفهاى او و حركت به سمت آن اهداف است. هيچ كدام از هدفها و آرمانهايى كه امام معين كردند، صرف‏نظر كردنى نيست. آن بزرگوار براى ملت ايران و انقلاب و نظام جمهورى اسلامى، بهترين و والاترين و اصيل‏ترين هدفها را انتخاب كردند و به زبان آوردند و آنها را در دهها اثر از ادبياتِ مخصوصِ خود، ثبت كرده و حركت به سمت آنها را نشان داند.

پيروزي انقلاب ما به بركت صفا و خلوص مردم بود
در اسلام، نقطه اصلي و محوري براي اصلاح عالم، اصلاح نفس انساني است. همه چيز از اين جا شروع مي شود. قرآن به نسلي كه مي خواست با دست قدرتمند خود، تاريخ را ورق بزند، فرمود «قوا اَنفُسَكَمْ»، «عَليكُمْ اَنْفُسَكُمْ». خودتان را مراقبت كنيد، به خودتان بپردازيد و نفس خودتان را اصلاح و تزكيه كنيد؛ «قَد من اَفلَحَ مَنْ زَكّاها». اگر جامعه اسلامي صدر اسلام، از تزكيه انسانها شروع نشده بود و در آن به اندازه لازم، آدم هاي مصفا و خالص و بي غش وجود نداشتند، اسلام پا نمي گرفت، گسترش پيدا نمي كرد، بر مذاهب مشركانه عالم پيروز نميشد و تاريخ در خط اسلام به حركت نمي افتاد. اگر انسان هاي مزكا و مصفا نباشد جهاد نيست. انقلاب مه كه پيروز شد، به بركت صفا و خلوص و اخلاص و كار براي خدا و بلند شدن از سر منافع مادي و شخصي بود. مقاومت در جنگ تحميلي هم همين طور بود.

اهميت و جلوه اسلام در ابعاد جهاني
من در زمان رياست جمهوري، در كنفرانس غير متعهد ها در زيمبابوه شركت كردم. كنفرانس غير متعهدها عمدتاً در اختيار چپ ها بود. البته دولت هاي متمايل به غرب و امريكا هم در آن جا بودند؛ اما كارگردان عمده يكي رابرت موگابه بود، يكي فيدل كاسترو كه اين ها چپ بودند و بقيه روساي جمهور چپ دنيا كه طرفدار شوروي بودند، حضور داشتند و عمده كارگرداني در دست اين ها بود. من رفتم در آن جا سخنراني كردم. سخنراني من صد در صد ضد امريكايي و ضد استكباري بود. حقايق انقلاب، حقايق كشور، جرايم امريكا، جرايم عليه ملت ايران، مسائل مربوط به جنگ تحميلي و امثال اين ها را گفتم. بعد با همان صراحت و شدت، به تجاوز شوروي به افغانستان حمله كردم؛ اين ها مبهوت مانده بودند! يكي از همان روساي جمهور چپ به من گفت، تنها غير متعهد در اين كنفرانس، ايران است. ببينيد، نظام اسلامي در ابعاد جهاني، اين طور اهميت و جلوه پيدا مي كند و حتي دشمنانش مجبور مي شوند به او احترام كنند.

انقلاب، ما را زنده كرد و به ما شخصيت و احساس هويت داد
جامعه ما بعد از پيروزي انقلاب اسلامي احساس هويت كرد؛ يعني شخصيت خودش را باز يافت. ما به عنوان جزء نود و نهم در امواج جهاني غرق و گم بوديم؛ انقلاب ما را زنده كرد و به ما شخصيت داد. انقلاب به ما آموخت كه يك ملت مي تواند در اساسي ترين مسائل جهاني، سخن و موضعي داشته باشد و آن را با صراحت و بدون توجه به اين كه قدرتمندان و قلدرهاي عالم چه مي خواهند، ابراز كند و پي آن بايستد. ارزش يك ملت در جامعه بين الملل به اين چيزهاست، نه به دنباله روي كوركورانه؛ آن هم نه از چيزهاي خوب، بلكه از نقاط منفي. براي يك ملت، بله قربان گوي دولت هاي گردن كلفت تر و قوي تر و تروتمند تر بودن ارزش نيست؛ اين را انقلاب به ما داد؛ اين به بركت اسلام به ما رسيد. الان هم با تمام قدرت، نظام جمهوري اسلامي و ملت ايران در صحنه جهاني به عنوان يك ملت شجاع كه در زمينه مسائل گوناگون صاحب ايده ايد، مطرحند.

اسلام و انقلاب به ما جرأت و قدرت تحرك و جوشش علمي بخشيد
ما از لحاظ علمي، عقب مانده و عقب نگه داشته شده بوديم. بيش از پنجاه سال، تحرك و جوشش علمي در بعضي از بخش ها تعطيل بود. اين كشور كند بود، موانعي كه به وجودآورند، براي اين ملت مثل سم كشنده اي بود. باور را از ملت ما گرفتند. ملت و نخبگان و مغزهاي ما را به هر آنچه از بيرون اين مرزهاست، آن چنان دلبسته كردند كه اصلاً كسي اين مجال و اين جرأت و اين شجاعت را پيدا نكند كه فكر كند مي توان بر خلاف آن حرف ها يا غير از آن حرف ها و آن نظريه اي ارائه كرد. ما هنوز هم تا حدودي گرفتار آن حرف ها هستيم. البته اسلام به ما خودباوري داد ئ انقلاب به ما جرأت بخشيد. آنچه امروز مشاهده مي كنيم، نتيجه همين جرأت است؛ بايد اين جرأت را تقويت كرد و پيشرفت.

مهمترين مسئوليت رهبري، سياست گذاري كلي نظام است
وظايف و مسئوليت هاي رهبري، همان چيزي كه در قانون اساسي آمده است. رهبري، سياستگذار كلي نظام محسوب ميشود؛ يعني همه قواي سه گانه بايد در چهارچوب سياست هاي رهبري برنامه ريزي كنند و سياست هاي اجرايي خودشان را تنظيم نمايند. حركت و قواره ي كلي نظام بايد در چهار چوب سياست هايي باشد كه رهبري معين مي كند؛ اين مهمترين مسئوليت رهبري است.

ويژگي مورد نياز يك مسئول در نظام جمهوري اسلامي
آن كسي كه به مجلس مي رود، يا به هر مسئوليت ديگري در نظام جمهوري اسلامي مي رسد، اگر فاسد، بيگانه پرست و در خدمت منافع طبقات برخوردار جامعه بود، ديگر نمي تواند نقشي را كه ملت و طبقات محروم مي خواهند، ايفا كند. اگر آن شخص انسان معامله گر، رشوه و توصيه و مرعوبي بود، در مقابل تشر تبليغات و سياست هاي خارجي جا زد، ديگر نمي تواند مورد اعتماد مردم قرار بگيرد و برود آن جا بنشيند و تكليف ملك و ملت را معين كند. اين شخص غير از كفايت ذاتي و دانايي ذاتي، به شجاعت اخلاقي، تقواي ديني و سياسي و عقيده درست هم احتياج دارد.

تا اين تاريخ، هيچ حكومتي مثل حكومت فعلي ايران، در اين سرزمين نبوده است
شما اين را بدانيد كه تا اين تاريخ، هيچ حكومتي مثل حكومت فعلي ايران، در اين سرزمين نبوده كه به راي و خواست و عاطفه مردم متكي باشد؛ من اين را به طور يقين مي گويم و آن را ثابت مي كنم. البته حكومت هايي بوده اند كه ستايش كردن، يك حرف است؛ ايمان و باور و عاطفه مردم در اختيار يك حكومت بودن، يك حرف ديگر است؛ اين متعلق به جمهوري اسلامي است؛ اين به بركت انقلاب و تكيه به مردم است؛ الان هم همين طور است، اين را بنده با افتخار تمام عرض مي كنم. در اين جا اقبال مردم، با فرعونيت و احساس خود برتر بيني زمامداران همراه نشده است. بنده كه الان دارم با شما حرف مي زنم يك سر سوزن در خودم احساس كبريايي ندارم الحمدالله رب العالمين ساير مسئولان كشور هم اين گونه اند؛ رئيس جمهور هم ندارد، رئيس مجلس هم ندارد، رئيس قوه قضائيه هم ندارد؛ اصلا و ابدا چنين چيزي وجود ندارد. مسئولان ما مي دانند كه امانت خدا در دست آن هاست، امروز چند صباحي وجود دارد، اما فردا نيست. مسئولان بر عهده خودشان وظايفي قائلند؛ اين مربوط به اين كشور است.

اگر كسي ادعا كند و بگوييد نظام اسلامي ما هيچ عيبي ندارد، گزاف گفته است
اگر كسي در مقابل اين جوان ها ادعا كند و بگويد نظام اسلامي ما هيچ عيبي ندارد و همان قالبي را كه اسلام خواسته، ما داريم پياده مي كنيم، گزاف گفته است، به هيچ وجه اين طور نيست. خود ما انسانهاي ضعيفي هستيم. وقتي كساني اسم مبارك اميرالمومنين (عليه السلام) يا اسم مبارك ولي عصر(روحي فداه) را مي آورند، بعد اسم ما را هم دنبالش مي آورد، بنده تنم مي لرزد. آن حقايق نور مطلق، با ما كه غرق در ظلمتيم، خيلي فاصله دارند. ما گياه همين فضاي آلوده دنياي امروزيم، ما كجا، كمترين و كوچكترين شاگردان آن ها كجا؟ ما كجا و قنبر آنها كجا؟ ما كجا و آن غلام حبشي فدا شده در كربلاي امام حسين كجا؟ ما خاك پاي آن غلام هم محسوب نمي شويم.
اما آنچه كه حقيقت است، اين است مه ما به عنوان مسلماني كه راهمان را شناخته ايم، تصميم خود را گرفته ايم و نيروي خود را براي اين راه گذاشته ايم و به همه وجود در راه داريم حركت مي كنيم و ادامه خواهيم داد. نواقصي در كار ما وجود دارد؛ همه اين نواقص هم قابل حل است. 
                     با امید به اینکه در مسیر امام برای نیل به اهداف مقدس جمهوری اسلامی گام برداریم . 
                                     کارشناسی آموزش راهنمایی ناحیه ۴ کرج