اثرات تلويزيون دركودكان
در اين نوشتار اثرات تلويزيون، برنامههاي تبليغي و آگهيها، برنامههاي خشونتآميز، برنامههايي كه سبب ترس كودكان ميشوند، ايجاد تفاهم و تعادل با ديگران از طريق اين پرده شيشهاي، آنچه والدين در اين زمينه ميتوانند انجام دهند، زمان مناسبي كه صرف تماشاي تلويزيون ميشود و يادآوري نكاتي چند براي والدين را بررسي ميكنيم.در اين بررسيها بايد در نظر گرفت كه از يك سو ميزان تفريحات و سرگرميها و نيز جنبههاي آموزشي و فرهنگي تلويزيون ميتواند سود بسيار و عمدهاي براي كودكان داشته باشد و از طرف ديگر نگرانيها و سوالات بيشماري در مورد اثرات سوء رسانههاي گروهي خصوصا برنامههاي تبليغاتي و خشونتآميزشان، در روند رشد و پيشرفت كودكان وجود دارد.
در اين كه تلويزيون و ويدئوها همه ما را به نحوي سرگرم ميكنند شكي نيست، اما براي كودكان علاوه بر اين جنبه، پنجرهاي به دنياي خارج و محيط بيرون از كانون خانواده فراهم خواهد نمود. دنيايي كه بر رشد و ترقي و پيشرفت آنها تاثير بسزايي خواهد داشت.
اين رسانه گروهي همچنين پيامهايي را در مورد شيوه زندگي و رفتار بين افراد جا مياندازد و آنها را خواه ناخواه مجبور به پذيرش يك سري اصول و شيوه در زندگي روزمرهشان ميكند.
اين پرده شيشهاي همچنين ميتواند واقعيات خشن و ناملايمات زندگي را نمايان ساخته و پيامهايي را به كودكان بدهد كه براي رشد و پيشرفتشان مضر باشد.
اما در عين حال ميتواند تجربيات مثبتي را هم به آنها بدهد و راهها و شيوههاي معتبر و جوابگوي فعاليت در جهان را به آنها نشان بدهد.
كودكان به فرصت و مجالي نياز دارند تا بتوانند محدوده وسيعي از كردار و رفتار و طرز برخورد با ديگران را بيازمايند و به نمايش بگذارند و به عبارتي فرصت امتحان و انتخاب داشته باشند و بتوانند دنياي خارج از محدوده تلويزيون را تجربه نمايند.
آنها نياز دارند كه به همان خوبي كه تلويزيون نگاه ميكنند، صحبت كنند، بازي كنند، خيالپردازي كنند و بخوانند و بنويسند.
به عنوان والدين، شما بايد تماشاي تلويزيون و ويدئو را در تعادل با ديگر فعاليتها نگه داريد. هنگامي كه بچهها به مقدار زياد تلويزيون نگاه ميكنند، ممكن است تكاليف و وظايف مدرسهشان را به همان خوبي كه اگر تلويزيون نگاه نميكردند يا به ميزان لازم نگاه ميكردند، انجام ندهند.
واكنش هاي متفاوت
واكنشهاي كودكان، مختلف است و اين غيرممكن است كه دقيقا تعيين كنيم كه هر بچه در برابر آنچه كه در تلويزيون ميبيند، چگونه پاسخ خواهد داد و چه واكنشي از خود نشان ميدهد. سن كودكتان و ميزان رشد و مرحله پيشرفتي او تفاوت بزرگي در چگونگي پاسخ و واكنش او ايجاد خواهد كرد.
تحقيقات جديد نشان ميدهند كه تجربيات مكرر ميتوانند الگوهايي را بنا نموده و ايجاد كنند كه از دوران كودكي شروع ميشوند و تا دوره نوجواني و حتي جواني نيز ادامه مييابند و اين الگوها بر مهارتهاي اجتماعي افراد از قبيل انديشيدن، صحبت كردن، حل مشكلات، جلب توجه كردن و تعامل با ديگران تاثيرگذار خواهند بود.
مطالعات نشان دادهاند كه بعد از تماشاي شوهاي تلويزيوني سريع و محرك، بچهها كارهايي را كه وقت ميبرند خيلي با سختي و مشقت انجام ميدهند، مثلا كتاب خواندن يا درست كردن پازل.
كودكان تقريبا به دستگاه تلويزيون ميچسبند و از پاي آن بلند نميشوند و همه برنامهها را نگاه ميكنند، حتي آگهيهاي بازرگاني را. هرچه كودكتان مدت زمان بيشتري را به تماشاي تلويزيون بگذراند، زمان كمتري براي بازي كردن، اجتماعي شدن و تمرين كردن ساير مهارتها و هر آنچه براي پيشرفت و سلامتي او مهم است، خواهد داشت.
كودكان نياز دارند يادگيري فعالانه و اكتيو، چگونه صحبت كردن، نوشتن و انديشيدن را تمرين كنند. هنگامي كه تلويزيون تمام توجه كودك را به خودش جلب ميكند، ذهنشان درگير يادگيري فعال نخواهد شد و نميتوانند مشغول انجام كارهاي ديگري كه به رشد و پيشرفتشان كمك ميكند، شوند.
كودكان زير 6 سال بسختي تفاوت بين خيالپردازي و واقعيت در تلويزيون را درك خواهند كرد. آنها موضوعات اصلي را دنبال نخواهند كرد و تمايل دارند روي جزئيات مهيج تمركز كنند. آنها دلايل و اثرات را درك نميكنند. آنها شخصيتهاي كارتوني را به صورت حقيقي و واقعي ميپندارند و در معرض جاذبههاي تبليغاتي هستند.
كودكان در فاصله سني 6 تا 9 سال هنوز بسختي ميتوانند تفاوت بين خيالپردازي و حقيقت را درك كنند، خصوصا اگر شبيه زندگي واقعي روزمرهمان باشد. آنها تمايل دارند كه مورد تحسين قرار گيرند و دوست دارند شبيه قهرمان مورد علاقهشان با همان تواناييها باشند.
كودكان بزرگتر كه به سن دبستان رسيدهاند، احتمالا توسط مسائلي كه بر پايه حقيقت هستند و ممكن است برايشان اتفاق بيفتد، مضطرب ميشوند. آنها در مورد دنياي اطرافشان، هويتشان و جنسيتشان كنجكاوند و ممكن است در مسير روابط دختر و پسر گمراه شوند.
نشان داده شده است كه وقتي كودكان در اتاق خوابشان يك دستگاه تلويزيون دارند، نسبت به كودكاني كه تلويزيون در خانهشان در يك فضاي مشاركتي مثلا هال يا پذيرايي است، تكاليف مدرسهشان را بخوبي انجام نميدهند.
حد و حوزه رفتاري فرزندتان، باورها و اعتقاداتش و چشمانداز او روي زندگي با آنچه كه آنها در تلويزيون ميبينند، تاثير ميگيرد و بستگي به اين دارد كه آنها برنامههاي تلويزيون را تا چه ميزاني حقيقي ميپندارند.
كودكان به 3 طريق قضاوت ميكنند كه يك برنامه حقيقي است يا خير:
1) آنها اشياء و اشخاصي را در تلويزيون تشخيص ميدهند كه تجربه كرده باشند. براي مثال، در نظر ميگيرند كه اين حقيقي است زيرا در اين برنامه سگي وجود دارد كه شبيه سگ من است.
2) آنها فكر ميكنند برنامههايي غيرواقعياند كه با تجربيات آنها تضاد داشته باشند.
3)
آنها درك ميكنند كه برنامههاي تلويزيوني چگونه ساخته ميشوند. براي مثال
ممكن است بيان كنند كه من ميدانم كه كارتونها چطور ساخته ميشوند يا اين
كه «من ميدانم كه اشخاص بازيگرها هستند». براي كودكان 9 تا 10 ساله
بازيگري افراد واضحتر و آشكارتر و در عين حال ملموستر خواهد بود، اما يك
كودك 6 تا 7 ساله باور دارد كه خانوادههاي تلويزيوني، خانوادههاي حقيقي
هستند.
برخي از تصاوير ممكن است ترسناك باشند. اگرچه ميزان اين ترس براي هر كودك متفاوت خواهد بود. برخي از بچهها حتي از اين كه كمي ترسانده شوند لذت ميبرند، اما اين تا وقتي است كه احساس امنيت كنند.
دانستن اين كه آنها واقعا در امنيت هستند، به كودكان اين آزادي را ميدهد كه احساس هيجان همراه با ترس را تجربه كنند. كودكان هرچه بيشتر برنامههاي ترسناك نگاه كنند، بيشتر به اين باور خواهند رسيد كه جهان پيرامونشان يك مكان ترسناك است و اين مساله آنها را نگران و عصبي كرده، اعتماد به نفسشان را از بين ميبرد. آنچه كه فرزندتان در مورد خودش فكر ميكند (خواه احساس خوشحالي از راهي كه در آن هست و در پيش گرفته باشد و خواه احساس ناراحتي و دلتنگي باشد) ميتواند از اشخاصي كه مورد تحسين او هستند نيز تاثير بگيرد.
نظر او دراينباره كه چه چيزي خوب است، چه چيزي ارزنده و قابل صرف وقت است، چه چيزي ارزشمند است و شناخت ارزشهاي رفتاري و كرداري، همگي ميتوانند توسط افراد مشهوري كه او در صفحه تلويزيون ميبيند، شكل بگيرند و اين روند به همان خوبي انجام ميشود كه شما ميتوانستيد به او آموزش دهيد و اين امر بيانگر ميزان تاثير اين پرده شيشهاي در آموزش و يادگيري فرزندانمان است.
تبليغات و آگهيها
تبليغات تلويزيوني ميتوانند بچهها را تحت تاثير و نفوذ خود قرار دهند. اكثريت كودكان زير 8 سال به آنچه كه تبليغات به آنها ميگويد باور دارند.
بچههاي 8 تا 10 ساله از اين مساله آگاهي دارند كه تبليغات هميشه همه حقيقت را به آنها نميگويد.
كودكان در فاصله سني 6 تا 9 سال هنوز بسختي ميتوانند تفاوت بين خيالپردازي و حقيقت را درك كنند خصوصا اگر شبيه زندگي واقعي روزمرهمان باشد آنها تمايل دارند كه مورد تحسين قرار گيرند
بهترين افراد براي كساني كه ميخواهند محصولاتشان را به فروش برسانند، بچهها هستند، زيرا بهآساني ميتوان آنها را ترغيب نمود. با تكنيكهايي كه استفاده ميشود، كودكان براحتي گمراه شده يا فريب ميخورند. از طريق شكل، سرعت، اندازه و روشي كه يك محصول كار ميكند، ميتوان در جلب توجه كودكان موفق بود. آنها اغلب آنچه را كه تبليغ ميشود، ميخواهند و والدينشان را با تمام انواع دلايلي كه براي خريد آن محصولات تبليغ شده ميآورند، اذيت ميكنند.
شما ميتوانيد به كودكتان كمك كنيد كه در مورد تبليغات چيزهايي بياموزد. با صحبت كردن با او در مورد آنچه كه آنها در تلويزيون ميبينند و فوايد و مضرات آن در اين راه موفق خواهيد شد. همچنين ميتوانيد در مورد اينكه آن محصول چطور ساخته شده است و در زندگي روزمره چه كاراييهايي دارد، با او صحبت كنيد.
فيلمهاي خشن
اكثر والدين در مورد اثراتي كه تماشاي خشونت در تلويزيون روي فرزندانشان دارد، نگرانند. در اين زمينه بايد دانست كه كودكان با يكديگر متفاوتند و اثرات مختلفي نيز از اين برنامهها ميگيرند و اين اختلاف ناشي از سن و مراحل رشدي آنان است. كودكان در همه سنين، وقتي كه مشاهدهگر خشونت با بچههاي ديگر يا حتي حيوانات هستند، مضطرب و آشفته خواهند شد.
بچههاي كوچكتر (زير 8 سال) از كارتونها اين پيام را دريافت ميكنند كه «خشونت، اعمال شده و برنده خواهد شد.» اگرچه در حين تماشاي اين كارتونها بخندند و خيالپردازي كنند.
كودكان بزرگتر نيز احتمال بيشتري دارد كه همان پيام را از قهرمانان خشن و در فيلمهاي اكشن و سريالهاي جنايي جذب كنند.
در حالي كه ديدگاهها و نقطهنظرات مختلفي در مورد اينكه چه مقدار خشونت در تلويزيون براي بچهها مضر است، وجود دارد، شواهد بيان ميكنند كه ديدن مكرر صحنههاي خشونتآميز در تلويزيون اين اثرات سوء را دارد:
كودكان از روشهاي پرخاشگرانه و تهاجمي بيشتري در حل مشكلاتشان استفاده خواهند كرد.
كودكان در مورد جهان خشونتبار و ترسناك اطرافشان كه بايد در آن زندگي كنند، نگران و مضطرب خواهند شد.
حساسيت آنها در برابر خشونت در زندگي واقعي كمتر خواهد شد. چه چيزي سبب ترسيدن كودكان ميشود؟ برنامههايي كه اين ترس را ايجاد ميكنند:
اوايل كودكي (زير 7 يا 8 سال)
تصاوير ترسناك از قبيل حيوانات بدطينت، هيولاها، جانوران عجيب و غريب يا كاراكترهاي بدشكل يا ناقص شده با اندامهاي بريده.
وقتي كه يك كاراكتر نرمال، به صورتي غيرنرمال تبديل ميشود يا عجيب غريب ميشود.
داستانهايي كه با مرگ يكي از والدين يا هر دوي آنها همراه است.
ادامه از صفحه 3
داستانهايي كه مصيبتها و حوادث طبيعي را به صورت آشكار نشان ميدهند.
سنين دبستان (12 7 سال)
خطرات و تهديدات واقعگرايانهتر، خصوصا آنها كه براي يك بچه اتفاق ميافتد.
خشونت يا تهديدات خشونتآميز
داستانهايي كه در آنها كودكان صدمه ميبينند و در معرض خطر هستند.
نوجواني (13 سال به بالا)
صدمات فيزيكي واقعي يا تهديدات شديد
تجاوز جنسي
ترس از بيگانگان يا مخفيكاري
كودكان نياز دارند كه شيوههاي مختلف زندگي و رسوم و سنتهاي متفاوتي را كه كشور و دنياي ما را ميسازند درك نموده و از آنها لذت ببرند. آنها ذاتا اشخاصي بي گذشت و متعصب متولد نميشوند و آن را از دنياي پيرامونشان ميآموزند؛ همانطور كه در سال دوم زندگي آنها شروع به پرسشهايي در مورد اينكه افراد در چه چيزهايي به هم شبيهاند و در چه چيزهايي با همديگر متفاوتند، ميكنند.
بين 5/2 تا 5/3 سالگي كودكان شروع به جذب پيامها و شيوههاي رفتاري و طرز برخورد از والدين، همسايهها، دوستان، آشنايان، كتابها و تلويزيون در مورد افراد نسلهاي ديگر ميكنند.
تلويزيون ميتواند به همان خوبي كه كودكان از اطرافيانشان ميآموزند آنها را با داستانها، آداب و رسوم و سرودهايي مطابق با فرهنگشان آشنا سازد. گاهي اوقات انواع پيامهايي كه كودك از تلويزيون دريافت ميكند در نوع تفكر او نسبت به ديگران تاثيرگذار خواهد بود.
عملكرد والدين
تلويزيون ميتواند مانع انجام اعمال هرروزه و روتين در خانه از قبيل آماده شدن براي رفتن به مدرسه، زمان خواب و زمان غذا خوردن و انجام تكاليف شود.
براي جلوگيري از اين روند توصيههاي زير را به شما پيشنهاد ميكنيم:
برنامههاي تلويزيوني را ردهبندي كنيد. اين شيوه به شما و فرزندتان كمك ميكند دريابيد كه چه برنامههايي براي گروههاي سني مختلف مناسب است.
به فرزندانتان از سنين كودكي بياموزيد در قبال تصميمگيري براي آنچه ميبينند مسووليتپذير باشند. به آنها كمك كنيد ردهبندي خاص خودشان را بسازند و خودشان برنامههاي مناسب را درجهبندي نمايند و در انتخاب برنامهها مشكل پسند باشند. مثلا گروه اول را برنامههايي قرار دهند كه نبايد ديدن آنها را از دست دهند. گروه دوم برنامههايي كه ديدن و نديدنشان مساوي است و گروه سوم آنهايي كه هدر دهنده وقت هستند و نبايد وقتشان را براي ديدن آنها تلف كنند.
طبق اين برنامه كودكتان را تشويق كنيد كه ابتدا از ديدن برنامههاي گروه سوم صرف نظر كند و سپس برنامههاي گروه دوم را حذف نمايد و فقط به همان گروه اول اكتفا كند.
قانوني تعيين كنيد كه تا وقتي همه كارها و وظايف انجام نشدهاند تلويزيون روشن نشود. ليستي از كارهايي كه بايد قبل از مدرسه انجام شوند تعيين كنيد و به كودك كمك كنيد وقت خود را در انجام آنها تنظيم كرده و مديريت نمايد. در اين مورد واضح و قاطع برخورد كنيد و به كودك بفهمانيد كه اين، يك قانون هميشگي و راسخ است.
در صورتي كه جا و فضاي كافي داريد، دستگاه تلويزيون را از ناحيه اصلي خانه به جاي ديگري منتقل كنيد. اين يك تصميم آگاهانه و مناسب براي تنظيم زمان ديدن تلويزيون خواهد بود.
در نظر داشته باشيد كه اگر بيش از يك دستگاه تلويزيون در خانه داريد ميزان كنترل شما بر زمان ديدن تلويزيون و آنچه در آن ديده ميشود كمتر خواهد بود.
براي كودكاني كه به مدرسه ميروند ديدن تلويزيون به هنگام صبح و قبل از رفتن به مدرسه را ممنوع كنيد. زيرا روي بقيه روزشان تاثير خواهد گذاشت و باعث ميشود كه آنها به سختي براي رفتن به مدرسه آماده شوند.
بهطور روزانه براي گذران وقت كودكتان برنامهريزي كنيد. ليستي از كارهاي ديگري غير از تماشاي تلويزيون تهيه نموده و روي يخچال يا جاي ديگري كه در ديدرس باشد قرار دهيد. مثلا زماني براي بازي فوتبال يا هر ورزش ديگري كه مورد علاقه فرزندتان باشد و سپس ديدن دوستان و آشنايان و يا رفتن به پارك و نيز كاردستي يا نقاشي و يا هر كار خاص ديگري.
اگر برنامههايي براي كودكتان بسيار مهماند، ميتوانيد آنها را ضبط نموده و در يك زمان مناسب به او اجازه دهيد آنها را ببيند.
مهدی ابراهیمی صیقلان