پیرزن طلاهایش را برای کمک به جبهه داد و از اتاق خارج شد. جوانی صدا زد: حاج خانم رسید طلاهاتون پیرزن گفت: من برای دو پسر شهیدم هم رسید نگرفتم… پی نوشت : کار که برا خدا باشه .... نه با جار زدن نیازی هست ....نه به گفتن به این و اون ....... نه به رسید !!!