چرا سیارات کروی هستند؟

منظومه شمسی بسار زیباست. چهار سیاره سنگی، چهار غول گازی، چند سیاره کوتوله کوچکتر که از خاک و یخ تشکیل شدند و مجموعۀ بی شماری از قمرها و اجرام کوچکتر، همگی فرصتی بی نظیر برای مطالعه و مسحور شدن توسط ِ این اشیا نجومی فراهم آورده است. به این مجموعه خورشید و کمربند سیارک ها و کمربند کویپر و دنباله دارها را نیز اضافه کنید و مطالعه همین مقدار برای سرگرم نگه داشتن شما تا پایان عمر کافی خواهد بود. اما چرا اشیا بزرگ در منظومۀ شمسی کروی هستند؟

چرا سیارات کروی هستند؟

به گزارش بیگ بنگ، برای پاسخ به این سوال ابتدا باید چگونگی عملکرد گرانش در شکل گیری منظومه شمسی را درک کنیم: براساس پذیرفته شده ترین مدل از تشکیل سیارات و ستارگان (و یا فرضیه سحابی) منظومه شمسی ما از یک سحابی که ابری متشکل از گرد و غبار و گاز بود شروع به شکل گیری کرد. بر اساس این فرضیه حدود ۴/۵۷ میلیارد سال پیش رویدادی رخ داد که باعث در هم فشردگی گرانشی این گازها گردید. این رویداد ممکن است عبور یک ستاره و یا برخورد امواج شوک ناشی از یک انفجار ِ ابرنواختری بوده باشد.
اما نتیجه این بود که در اثر این در هم فشردگی گرانشی، مقادیری از این گازها و غبار در مناطقی فشرده تر جمع شدند و خود این مناطق چگال تر، شروع به جذب مواد بیشتر از گازها و غباراطراف خود کرد. در حالیکه قانون بقای اندازۀ حرکت باعث گردش این مواد به دور خود می گشت، افزایش فشار نیز باعث گرم شدن این گازها گردید و در نهایت بیشتر این مواد در کره ای در مرکز این گاز تجمع کرده و خورشید را شکل دادند در حالیکه مابقی مواد به صورت دیسکی در اطراف مرکز به گردش در آمده و دیسک پیش سیاره ای را ایجاد کردند.
سیارات در این دیسک در اثر گرانش و جمع شدن ذرات و تشکیل اجسام بزرگتر به وجود آمدند. فلزات و سیلیکات ها به علت دارا بودن نقطه جوش بالا این توانایی را داشتند تا در نزدیکی خورشید حالت جامد خود را حفظ کنند و همین موضوع باعث به وجود آمدن سیارات سنگی مانند عطارد، ناهید، زمین و مریخ در نزدیکی خورشید گردید. اما از آنجایی که عناصر فلزی تنها کسر گوچکی از سحابی خورشیدی را شامل می شدند این سیارات سنگی امکان رشد بیشتر و بزرگ تر شدن را نیافتند.

چرا سیارات کروی هستند؟

در مقابل سیارات غول پیکر گازی مانند مشتری، زحل، اورانوس و نپتون فراتر از نقطه ای بین مدار مریخ و مشتری شکل گرفتند. در این ناحیه مواد فرار به قدر کافی خنک هستند و این امکان را یافتند تا بتوانند جامد باقی بمانند. از آنجایی که مواد یخی تشکیل دهندۀ این سیارات بسیار بیشتر از فلزات و سیلیکای سیارات سنگی داخلی بودند به این سیارات اجازه داد تا به حد کافی رشد کنند و سنگین شوند تا بتوانند اتمسفر عظیمی از هلیوم و هیدروژن را جذب کنند. باقیمانده مواد موجود در دیسک پیش سیاره ای که تشکیل سیاره ندادند در نواحی که امروزه کمربند سیارکی، کمربند کویپر و ابر اورت خوانده می شود، جمع شدند.
اما برای پی بردن به عاملی که باعث کروی شدن سیارات گردید باید با مفهومی به نام تعادل هیدرواستاتیک آشنا شویم: تعادل هیدرواستاتیک در اخترفیزیک به حالتی اشاره دارد که بین فشار گرمایی که از درون یک سیاره به جهت بیرون وجود دارد و فشار جرم مواد این سیاره که به سمت داخل وجود دارد تعادلی برقرار شود. این حالت زمانی اتفاق می افتد که یک ستاره یا سیاره یا شبه سیاره به قدر کافی پرجرم شود که نیروی حاصل از گرانش این مواد باعث فشرده کردن بیشتر این مواد به شکلی هندسی با بیشترین بهره وری یا به عبارت دیگر شکل کروی گردد و به طور معمول اجرام نجومی زمانی به این مرحله می رسند که قطرشان از هزار کیلومتر تجاوز کند.( هر چند این اندازه به چگالی مواد تشکیل دهندۀ آنها نیز بستگی دارد)
بنا به تعریف اتحادیه بین‌المللی اخترشناسی “سیاره” چنین مشخصاتی دارد: ۱- به دور خورشید یا یک ستاره می چرخد. ۲- جرم کافی برای گرانش خود را دارد تا بر نیروهای اجسام صلب(سخت) غلبه کند و در نتیجه دارای شکلی تقریبا گرد و دارای تعادل هیدرواستاتیک است. ۳- تمام مسیر (مدار) خود را از اجرام ریز و درشت در نزدیکی اش را پاکسازی کرده است. این سازمان همچنین تعریف “سیاره کوتوله” را این چنین بیان می کند: ۱- به دور خورشید یا یک ستاره می چرخد. ۲- جرم کافی برای گرانش خود را دارد تا بر نیروهای اجسام صلب(سخت) غلبه کند و در نتیجه دارای شکلی تقریبا گرد و دارای تعادل هیدرواستاتیک است. ۳-تمام مسیر (مدار) خود را از اجرام ریز و درشت جارو نکرده است (آنها جذب یا دفع نکرده) ۴- قمر یک سیاره نیست.


منبع: http://bigbangpage.com

کشف ارتباط الکتریکی میان باکتری‌ ها

یک تیم تحقیقاتی در دانشگاه کالیفرنیا موفق شد ارتباط الکتریکی میان باکتری‌ ها و علت آن را کشف کنند که بسیار شبیه به نظام ارتباطی میان سلول‌های عصبی انسان است.

کشف ارتباط الکتریکی میان باکتری‌ ها

به گزارش بیگ بنگ به نقل از سرویس خبری آنا، دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا در سن‌دیه‌گو موفق شدند حین تحقیق روی چند دسته از باکتری‌ها، کشف عجیبی انجام دهند. همانطور که می‌دانیم، باکتری‌ها نیز مانند انسان‌ها موجودات اجتماعی‌ای هستند اما اندازه‌شان و شکل اجتماع آنها متفاوت است. پیش از این تصور می‌شد که تنها راه ارتباطی در یک کلونی باکتریایی، ارتباطات شیمیایی محیطی‌ است اما در آزمایش تازه مشخص شد که باکتری‌ها امواج الکتریکی تولید می‌کنند که به‌ عنوان زبان مشترک آنها کارآیی دارد.
در این تحقیق که روی بیوفیلم‌ها انجام گرفت، کلونی‌هایی از باکتری روی بیوفیلم قرار گرفتند اما مشخص شد در مراحلی از رشد و تکثیر سلولی، بخش‌های بیرونی کلونی که به لبه بیوفیلم نزدیک‌تر هستند، دست از تکثیر می‌کشند تا بخش‌های میانی به آنها برسند. دانشمندان سپس متوجه شدند این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که باکتری‌های میانی از گرسنگی رنج می‌برند. در واقع وقتی ماده غذایی برای رشد و تکثیر سلولی در وسط بیوفیلم کاهش می‌یابد، باکتری‌های لبه دست از غذا خوردن می‌کشند تا باکتری‌های وسطی بتوانند از غذا استفاده کنند. روش ارتباطی باکتری‌ها در این زمان به‌ این شکل است که باکتری‌های گرسنه اقدام به آزاد کردن یون پتاسیم می‌کنند.
یون پتاسیم همان یونی‌ است که جریان الکتریکی عصبی انسان را ایجاد می‌کند. وقتی یک باکتری این یون را آزاد کرد، باکتری کناری آن نیز همین کار را می‌کند و این رویه آنقدر انجام می‌شود تا یک جریان الکتریکی به لبه کلونی می‌رسد. از آنجایی که پتاسیم برای حیات الزامی‌ است و در هر سلول زنده‌ای در طبیعت وجود دارد، این روش ارتباطی به‌ عنوان زبان بین‌المللی باکتری‌ها شناخته می‌شود و حتی میان دو کلونی از دو نوع باکتری متفاوت نیز کارآیی دارد. دانشمندان امیدوارند با رمزگشایی بیشتر از این روش ارتباطی به نحوه تکامل و شکل‌های مختلف ارتباطات عصبی انسان پی برده بتوانند درمانی برای برخی بیماری‌های دستگاه عصبی بیابند.


منبع: http://bigbangpage.com

به دنبال ِ منشاء گرانش

آیا تحقیقات اخیر ما را به درک بهتر گرانش نزدیک تر کرده است؟ آیا به درک دلیل ریشه اى گرانش بین اشیا با جرم نزدیک تر شده ایم؟ آیا می توانیم اطلاعات به تازگى کشف شده از ذرات بنیادى بوزون هیگز یا امواج گرانشى را براى نفى جرم و یا خنثى کردن/ساختن گرانش به کار ببریم؟

به دنبال ِ منشاء گرانش

دانشمندان هم چنان به طور کامل نمیدانند گرانش چرا به وجود مى آید. به عبارتى، آنها تنها اخیراً از طرز عملکرد آن آگاهى یافته اند. چهار سال پیش یافته هاى مبتنى بر ذرات بنیادى بوزون هیگز کمکى کرد براى مشخص کردن اینکه چگونه اشیا داراى جرم می شوند، اما اطلاعات چندانى راجع به منشاء گرانش در اختیار ما قرار نداد.
در قرن هفدهم، آیزاک نیوتن اولین شخصى بود که به طور رسمى ارتباطى بین افتادن سیب به زمین با “افتادن” زمین به دور خورشید را برقرار کرد. نیروى موثر در هر دو مورد گرانش بود و نیوتن آن را فقط به عنوان جاذبه اى که با افزایش جرم اشیا و کاهش فاصله آنها قوى تر می شد پذیرفته بود. آلبرت اینشتین بعد از چند قرن آمد و تفسیرى ارائه کرد: طبق نظریه نسبیت عام او، گرانش یک ویژگى از فضا-زمان، و تار و پودی از جهان است. هرچقدر شیئى جرم بیشترى داشته باشد، فضا-زمان را بیشتر خمیده خواهد کرد در نتیجه اشیا نزدیکتر به طرف یکدیگر خواهند “افتاد”. اگر شیئى جرم کافى داشته باشد، میتواند امواج گرانشى قابل توجهى ایجاد کند، مانند امواجى که دانشمندان در اوایل امسال براى اولین بارموفق به کشف آن شدند.
گرانش همچنین یکى از چهار نیروى اصلى جهان است ( نیروهاى دیگر الکترومغناطیس و نیروهاى اتمى قوى و ضعیف میباشند). از آنجایی که این نیروها از “ذرات حامل نیرو” براى ابلاغ کردن نیرو به ذرات دیگر استفاده می کنند، براى اینکه گرانش بتواند مناسب با این مدل باشد، تمام اجسام باید از خود گراویتون ساتع کنند که به طور فیزیکى گرانش در بر داشته باشند. البته گراویتون ها هنوز در مرحله نظریه هستند. تلاش براى تطبیق دادن این تفاسیر متفاوت از گرانش و درک ماهیت واقعى آن یکى از بزرگترین مسائل حل نشده در فیزیک است. با این وجود آنچه ما میدانیم نشان میدهد که عدم گرانش غیر ممکن است.



منبع: http://bigbangpage.com

توانایی خواندن در کودکان از طریق دی‌ ان‌ ای

تیمی بین المللی از دانشمندان بریتانیا، آمریکا و سوئد، با استفاده از یک تکنیک امتیاز دهی ژنتیکی، تنها با استفاده از دی‌ ان‌ ای عملکرد خواندن را طی دوران مدرسه پیش بینی کرده است.

توانایی خواندن در کودکان از طریق دی‌ ان‌ ای

 این مطالعه به سرپرستی ساسکیا سلزم، دانشجوی دکترای روان پزشکی رشد و ژنتیک اجتماعی در کالج کینگ لندنِ بریتانیا، نشان داده است که یک امتیاز ژنتیکی که حدود ۲۰۰۰۰ دی‌ ان‌ ای گوناگون را در بر می گیرد، اختلافی پنج درصدی را در عملکرد خواندن کودکان توجیه می کند. در عملکرد خواندنِ دانش آموزانی که بیشترین و کمترین امتیازهای ژنتیکی را دارا هستند، به میزان دو سال کامل تفاوت وجود دارد.
این یافته ها بر امکان استفاده از امتیازات ژنتیکی به منظور پیش بینی نقاط ضعف و قوت یادگیری در کودکان تاکید دارد. سلزم و همکارانش می گویند:«این امتیازات یک روز می توانند برای شناسایی و مهار زودهنگام دشواری های خواندن به کار روند، به جای آنکه صبر کنیم تا در مدرسه این مشکلات در کودکان بروز پیدا کنند.» این دانشمندان امتیازات ژنتیکی برای موفقیت تحصیلی را بین ۵۸۲۵ نفر از اشخاص تحت بررسی در مطالعه رشد اولیه دوقلوها (TEDS)، مبتنی بر آن دسته از تفاوت های ژنتیکی که برای موفقیت آموزشی مهم هستند، محاسبه نمودند. سپس آن ها این امتیازات را با توجه به توانایی خوانش بین سنین ۷ تا ۱۴ سال در قالب یک نقشه به تصویر در آوردند.
محققان توضیح دادند:«حال این امکان وجود دارد تا امتیازات ژنتیکی انفرادی معینی، تحت عنوان امتیازات چند عاملی گسترده ژنوم(GPS) پدید آوریم. ما با استفاده از یک GPS در سال‌های تحصیلی، توانایی خواندن را در مقاطع تحصیلی برنامه آموزشی​ رسمی بریتانیا، یعنی مقطع اول (هفت سالگی)، مقطع دوم (دوازده‌سالگی)، مقطع سوم (چهارده سالگی) و غیره، و هم چنین از تست های خوانشی که از ۵۸۲۵ نفر بریتانیاییِ بی ارتباط به یکدیگر گرفته شده بود، پیش بینی نمودیم.»

توانایی خواندن در کودکان از طریق دی‌ ان‌ ای

این امتیازات ژنتیکی تا پنج درصد تفاوت را در توانایی خواندن و تفسیر کودکان به نمایش گذاشتند. این ارتباط بین ژنتیک و توانایی خواندن، حتی بعد از به حساب آوردن معیارهایی از قبیل توانایی شناختی و وضعیت اجتماعی - اقتصادی خانواده هم چنان اهمیت خود را حفظ نمود. بنیان گذاران پژوهش اظهار داشتند: «گرچه ممکن است پنج درصد مقدار نسبتا کمی محسوب شود، در مقایسه با سایر نتایج بدست آمده در رابط با خوانش، قانع کننده تر است. برای مثال تفاوت های جنسیتی تنها کمتر از یک درصد از تفاوت های خوانش را در بین کودکان توجیه می کند.»
سلزم افزود:«اهمیت امتیازات چند عاملی (پلی ژنی) در این است که امکان پیش بینی خطر ژنتیکی و برگشت پذیری را در سطح فردی، فراهم می سازد. این امر با مطالعه دوقلوها تفاوت دارد؛ مطالعه ای که تاثیر کلی ژنتیک را در بین گروه بزرگی از افراد بیان می دارد. ما بر این باور هستیم که این پژوهش نقطه آغازین مهمی را برای کاوش تفاوت‌های ژنتیکی در خوانش، با استفاده از امتیازات چند عاملی در اختیار ما قرار می دهد. برای مثال، این امتیازات، می توانند تحقیق بر روی انعطاف پذیری به منظور متحول ساختن مشکلات خوانش و نحوۀ پاسخ فرد به فرد کودکان به مداخله های مختلف را میسر سازد.»
بنیان گذار ارشد پژوهش، پروفسور رابرت پلومین که وی نیز در کالج کینگ فعالیت دارد، بیان داشت:« ما امیدواریم این یافته ها به اتخاذ تصمیمات سیاسی بهتری منجر شود که تفاوت های ژنتیکی کودکان در خوانش را شناسایی کرده و به آن ها احترام می گذارد.»


منبع: http://bigbangpage.com

گیاهای زیبا اما کشنده- قسمت اول

گل ها بسیار زیبا هستند و تاثیر بسیار خوبی در روحیه ما دارند اما بسیاری از آن ها بسیار سمی هستند و باعث مرگ انسان ها می شوند...

   گل صد تومانی:
گل صد تومانی و بوته های آزالیا در رده نهم سمی ترین گیاهان جهان قرار دارند. این دو گیاه با گل های به شکل زنگشان، در حیاط و باغچه بسیار زیبا به نظر می رسند اما برگ هایشان و در نتیجه عسلی که از شیره آنها تهیه می شود سمی است. خوردن هر یک از این دو سبب می شود دهانتان بسوزد و ترشح بزاق دهانتان زیاد شود و پوستتان دچار خارش شود. تهوع و اسهال هم از دیگر نشانه های مسمومیت با این گیاهان همیشه سبز است. سردرد، ضعف عضلانی و ضعف در دید هم می تواند در شما به دنبال مسمومیت با این گیاهان پدیدار شود. ضربان قلبتان ممکن است آهسته شود و  یا قلبتان با شدت بتپد و به کم ابروید. قبل از اینکه این اتفاقات برای شما روی دهد بهتر است به پزشک مراجعه کنید.

گیاهان زیبا اما کشنده

گل آنتریوم:
برگ های چرمی و سبز تیره رنگ و ساقه این گل وهم انگیز سمی است. خوردن آنتریوم گرمسیری می تواند سبب احساس سوزش در دهان و سپس تورم و تاول زدن بشود. همچنین صدایتان ممکن است بگیرد و در قورت دادن غذا هم مشکل پیدا کنید. در این موارد نوشیدنی سرد بنوشید و قرص مسکن بخورید.

گل های  زیبا اما کشنده

گل انگشتانه:
این گیاه زیبا گل هایی کوچک به رنگ های بنفش، صورتی یا سفید دارد که در برخی از انواع آن دانه هایی دیده می شود. از این گل برای تولید برخی از انواع داروهای قلبی استفاده می شود. به همین دلیل خوردن هر بخش از این گیاه خود می تواند سبب بروز بیماری های قلبی شود. تهوع، درد در دهان و اسهال از نشانه های این مسمومیت است.

گل های  زیبا اما کشنده

گل ادریسی:

این بوته گل هم سمی است. خارش پوست، تهوع، ضعف و تعرق برخی از نشانه های مسمومیت ناشی از گل ادریسی است. برخی گزارش ها حاکی از این است که برخی بیماران به کما رفته اند. تشنج و نقص در سیستم خون رسانی بدن هم در بعضی از بیماران دیده شده است.

گل های  زیبا اما کشنده

گل سیاه تخمه:
سیاه تخمه گیاهی یک ساله یا چندساله از تیره ی گل میخک است. ساقه های گیاه راست و به ارتفاع 50 تا 100 سانتی متر می رسد که پوشیده از کرک هستند. سیاه تخمه دارای ساپونین سمی از گروه تری ترپن (Triterpene) به نام جیتاژنین (Githagenin) است. این ساپونین در تمام قسمتهای گیاه وجود دارد.
آلودگی شدید جیره غذایی دامها به سیاه تخمه موجب مرگ ناگهانی دامها می شود. نشانه های درمانگاهی در دامهای مسموم در ابتدا بی اشتهایی، تشنگی ، قطع نشخوار و حرکات شکمبه، ریزش بزاق و نفخ است در مراحل بعدی لرزش عضلانی ، دل درد، دندان قروچه، اسهال، از پا افتادگی، فلجی از نوع شل (Faccid paralysis) ، هیپوترمی و مرگ در انتها می باشد.

گل های  زیبا اما کشنده

گل شقایق سرخ:
  شقایق گیاهیعلفی یک ساله و زیبا به بلندی 25 تا 90 سانتی متر است. این گیاه در مزارع، اماکن سایه دار، دشت ها، دامنه های کم ارتفاع و نواحی کم درخت جنگل ها می روید. برگ ها و ساقه های آن کرک دار هستند. شقایق حاوی آلکالوئید سمی روئیدین (Rhoeadine) است که در تمام قسمت های گیاه یافت می شود. آلکالوئیدهای مورفین (Morphine)، کدئین (Codeine)، نوسکاپین (Noscapine) نیز در خشخاش معمولی وجود دارند. انواع مختلف دیگر از آلکالوئیدها نیز در سایر گونه های پاپاور دیده می شوند.نشانه های مسمومیت با این گیاهاه در دامها شامل بی قراری، افزایش حساسیت، عدم تعادل، توقف حرکات شکمبه، دیس پنه، افتادن و عدم توانایی برای بلند شدن و تشنج است که در مواردی ممکن است به مرگ منجر گردد.

گل های  زیبا اما کشنده

گل آفتاب پرست:
گل آفتاب پرست حدود 250 گونه دارد که 20 گونه آن سمی بوده و حاوی آلکالوئیدهای پیرولیزیدین است. بیش از 15 گونه از این گیاه در ایران تا کنون شناسایی شده اند.

گل های  زیبا اما کشنده

گل آزالیا:
یکی دیگر از گیاهان آپارتمانی است که به دلیل گل های زیبایی که دارد، خیلی مورد توجه علاقه مندان به گل ها وگیاهان آپارتمانی است. تمام بخش های این گیاه سمی است و خوردن آن، باعث تهوع، استفراغ، کندی ضربان قلب و کاهش فشار خون می شود. علائم و همه نشانه ها و جزئیاتش شبیه به گل صدتومانی است.

گل های  زیبا اما کشنده

 

تعریف ماده در علم فیزیک

ماده تعاریف زیادی دارد اما شایع ترین تعریف این است که ماده چیزیست که جرم دارد و فضا را اشغال می کند. همۀ اشیای فیزیکی که از ماده تشکیل شده اند شامل اتم ها می شوند که به نوبه خود شامل الکترون ها، پروتون ها و نوترون ها می باشد.

تعریف ماده در علم فیزیک

به گزارش بیگ بنگ، این ایده که ماده از ذراتی تشکیل شده است از زمان فیلسوفانی چون دموکریتوس (۴۷۰ الی ۳۲۰ قبل از میلاد) و لئوکیپوس (۴۹۰ قبل از میلاد) شکل گرفته است. با بیگ بنگ همراه باشید تا این موضوع را بررسی نماییم.

مثال هایی از ماده و غیر ماده
ماده از اتم ها تشکیل شده است. ساده ترین اتم ایزوتوپی از هیدروژن تشکیل شده از فقط یک پروتون است که پروتیوم نام دارد. اگرچه ذرات زیر اتمی مثل پروتون ها اغلب به عنوان شکلی از ماده عنوان نمی شوند پروتیوم را می توانید یک استثنا در نظر بگیرید. (هر چند عده ای الکترون ها و نوترون ها را نیز شکلی از ماده می دانند.) در حالت کلی هر چیزی که از اتمها تشکیل شده باشد ماده است، مانند:
اتم ها: هیدروژن، هلیوم، کالیفرنیوم، اورانیوم
مولکول ها: آب، گاز ازن، نیتروژن، ساکاروز
یون ها: یون سولفات و یون کلسیم
پلیمرها و ماکرومولکول ها: سلولز، پروتئین ها، DNA، کیتین
مخلوط ها: آب و روغن، نمک و شن، هوا
اشکال پیچیده: میز، هواپیما، توپ

در حالی که پروتون ها، نوترون ها و الکترون ها اجزا سازندۀ اتمها هستند خود این ذرات در دسته ای به نام فرمیون ها طبقه بندی می شوند. کوراک ها و لپتون ها معمولا شکلی از ماده در نظر گرفته نمی شوند هر چند با تعاریف خاصی از ماده مطابقت دارند. در بیشتر موارد ساده تر است که بیان کنیم ماده از اتمها تشکیل شده است.
پاد ماده نیز اگر چه در برخورد با ماده معمولی آن را از بین می برد اما نوعی از ماده محسوب می شود. پاد ماده به صورت طبیعی در مقادیر بسیار اندک روی زمین وجود دارد.
و در نهایت چیزهایی هستند که جرمی ندارند یا لااقل جرم سکونشان صفر است و ماده محسوب نمی شوند همانند: نور، صدا، گرما، افکار، رویاها، احساسات
فوتون ها جرم ندارند بنابراین مثالی از چیزهایی که در فیزیک ماده محسوب نمی شوند، هستند.

تعریف ماده در علم فیزیک

حالات ماده
ماده در حالت های مختلفی می تواند وجود داشته باشد: جامد، مایع، گاز و پلاسما. بیشتر مواد می توانند بر اساس میزان گرمائی که جذب می کنند یا از دست می دهند از حالتی به حالت دیگر تغییر کنند. حالت های دیگری از ماده نیز افزون بر ۴ حالت ذکر شده وجود دارد مانند: چگالش بوز-اینشتین، مایع های فرمیونی و پلاسمای کوارک-گلوئون.

فرق ماده با جرم
توجه داشته باشید در حالی که ماده جرم دارد اما این دو واژه معادل یکدیگر نیستند. ماده بقا ندارد در حالیکه جرم در سیستم های بسته بقا دارد. بر اساس تئوری نسبیت ماده در یک سیستم بسته می تواند ناپدید شود، اما جرم نه تولید و نه از بین می رود (هر چند می تواند به انرژی تبدیل شود)، به عبارت دقیق تر مجموع جرم و انرژی در یک سیستم بسته همواره ثابت است. در فیزیک یک راه تشخیص ماده از جرم این است که ماده را به عنوان ذراتی که جرم سکون دارند تعریف کنیم. اگرچه در فیزیک و شیمی ماده از خود دوگانگی موجی ذره ای از خود بروز می دهد و بنابراین هم خصوصیات امواج و هم خصوصیات ذرات را دارد.


منبع: http://bigbangpage.com

مواظب نیمکره های مغزتان باشید

خوب نقاشی می کنید؟ اهل فلسفه هستید؟ شعر می گویید؟ عاشق ریاضی هستید؟ نمی توانید زود قانع شوید؟ خلاق هستید؟ زیادی منظم هستید ؟ یا...؟

مواظب نیمکره های مغزتان باشید

 بسیاری از خصوصیت های فردی ما به نیمکره های راست و چپ مغزمان بستگی دارند و بسته به این که کدام یک از این دو توانمندتر باشند یا شما برای توانمندتر کردن کدام یک از آن ها بیشتر تلاش کنید، نوع موفقیت های شما درزندگی رقم می خورد.
از همه مهم تر این است که بدانید اگر برای افزایش توانمندی های این دو نیمکره تلاش نکنید، ممکن است با گذشت زمان دچار افت کارکرد شوید.
پیش از آن که درباره عملکرد نیمکره های راست و چپ و شیوه های تقویت آن ها گفتگو کنیم باید بخشی از اطلاعات را درباره مغز با هم مرور کنیم. بزرگ ترین بخش مغز مخ است که از دو نیمکره ظاهرا شبیه به هم تشکیل شده است.
دانشمندان در گذشته معتقد بودند عملکرد این دو نیمکره نیز مثل ظاهرشان به هم شبیه است اما بعدها به این نتیجه رسیدند که وظیفه هر نیمکره با نیمکره دیگر متفاوت است. هر انسانی توانمندی هایی دارد که با پرورش دادن و شکوفا کردن شان می تواند در زمینه های مختلف زندگی موفق شود، این که شما چه نوع توانمندی هایی داشته باشید بسته به میزان فعال بودن نیمکره های مغزی شماست، یعنی بسته به این که نیمکره راست مغز شما فعال تر باشد یا چپ تان، نوع توانمندی ها، علایق و رفتارهای تان متفاوت است.
از سوی دیگر اگر شما به نیمکره های مغزتان در طول زمان فرصت پیشرفت ندهید امکان دارد از قابلیت های فوق العاده آن ها کاسته شود. موضوع بررسی وظایف نیمکره های مغز و چگونگی تقویت و پرورش قابلیت های آن ها یکی از آن مسائلی است که سال هاست از سوی پژوهش گران مورد مطالعه قرار گرفته است و چندی پیش گزیده ای کوتاه از این پژوهش ها به وسیله گروه روان شناسی سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان منتشر شد که حتما برای شما هم جالب است.

چه خبر از نیمکره چپ
نیمکره چپ، سمت راست بدن را کنترل می کند. آدم هایی که نیمکره چپ قوی تری دارند معمولا عاشق ریاضیات و فلسفه می شوند. آنها استادان تجزیه و تحلیل هستند و به راحتی می توانند اعداد و ارقام را به خاطر بسپرند. آن ها منطقی، منظم و سخنور هستند اما اگر از آن ها بخواهید مقوله ای را با مثال و شکل برایتان تعریف کنند گیج و ناتوان می شوند، چون کلمات را بهترین روش انتقال مفهوم می دانند، اما با این همه ویژگی های خوب ممکن است در موسیقی و نقاشی و راه های خلاقانه چندان با استعداد نباشند.

چپ تان را دیوانه نکنید!
اگر نیمکره چپ قدرتمندی داشته باشید و بخواهید از ریاضی، فلسفه و مهم تر از همه نظم و ترتیب در زندگی غافل شود و اگر به جای جزئی نگری کل نگر شوید، نیمکره چپ خود را سرکوب کرده است.برای آن که نیمکره چپ تان را قوی کنید باید به ریاضی و فلسفه برگردید. در طبیعت گردش کنید و از حس شنوایی تان برای بیشتر و بهتر لذت بردن کمک بگیرید. هر کار و هر مساله ای را به بخش های کوچک تر برای حل تقسیم کنید چون توانایی شما در جزئی نگری بیشتر از کلی نگری است.جدول و پازل حل کنید و برای هر روزتان برنامه ای مدون بنویسید. برای حفظ کردن از فیش برداری استفاده کنید. فن بیان و سخنرانی را تمرین کنید.

... و اما راستی ها
نیمکره راست مسوولیت هدایت سمت چپ بدن را برعهده دارد. این نیمکره مرکز حس لامسه، درک سه بعدی اشیا، تصاویر، مقررات، رنگ، لحن و صداست و با توجه به توانمندی اش در درک تصاویر و به خاطر سپردن آن ها قدرت تشخیص چهره ها را نیز دارد.
ما معما ها را با نیمکره راست مغز حل می کنیم و این نشان می دهد توانایی خلاقیت و کشف کردن هم به همین بخش مربوط است. این نیمکره مسوولیت رویاسازی را بر عهده دارد و توانایی ورزش و انجام حرکات موزون را به ما می دهد.
میانه این نیمکره با هنر بسیار عالی است. آن ها که نیمکره راست قوی تری دارند معمولا هنرمندانی ذاتی هستند. استعداد موسیقی و هنرهایی مثل نقاشی و به طور کلی ذوق هنری به این بخش مربوط می شود. از همه مهم تر این است که این نیمکره مرکز احساسات و دوست داشتن در آدم ها نیز هست.

راه های تقویت نیمکره راست
برای پرورش نیمکره راست مغز باید به یاد داشته باشید که اگر همیشه بخواهید جدی و عاقلانه رفتار کنید، اگر بخواهید حق اشتباه کردن را از خود بگیرید، اگر بخواهید همه کارهای تان مورد پسند دیگران باشد و اگر بخواهید هر کاری را از روش معمولش انجام دهید دست این نیمکره را برای ترقی می بندید.
براساس پژوهشی که پیش تر به آن اشاره کردیم، برای تقویت نیمکره راست لازم است نگاهی کلی گرایانه را جایگزین نگاه جزئی گرایانه کنید. چه اشکالی دارد به خودتان اجازه دهید گاهی کودک شوید و دنیا را کودکانه ببینید. از اشتباه کردن نترسید. به نمایشگاه های نقاشی و کنسرت های موسیقی سر بزنید. در انجام هر کار و حل هر پرسشی به چندین راه و چندین پاسخ متفاوت بیندیشید. به رویاهای تان احترام بگذارید و فرصتی را به آن ها اختصاص دهید و حتی اهداف تان را در رویاهای تان متصور شوید. داستان بخوانید و بعد سعی کنید آن را مثل فیلم با تصویر در دنیای رویاتان ببینید. در طبیعت بگردید و از آن لذت ببرید و هنرهایی مانند نقاشی و طراحی یا موسیقی را بیاموزید.

بهانه نگیرید! شما می توانید
همه آنچه گفتیم دلیل نمی شود شما روی یکی از نیمکره های مغزتان به دلیل توانمندی بیشترش تمرکز کنید و آن دیگری را از یاد ببرید یا از زیر بار خیلی از کار ها به بهانه این که فلان کار به نیمکره ضعیف تر مغزم ربط دارد، در بروید چون همه آدم ها معمولا توانایی انجام فعالیت های عادی زندگی را دارند و قوی تر بودن یکی از نیمکره ها به معنای ناتوان بودن نیمکره دیگر نیست و مسلما آن نیمکره هم از عهده مسوولیت های عادی اش برمی آید.



منبع: http://tizland.ir

پارادوکس‌های زمان !

یکی از دلایلی که فیزیک‌دانان را از قبول سفر در زمان باز می‌دارد، مسئله وجود پارادوکس‌های زمان است. برای مثال، شما اگر به گذشته سفر کنید و پدر و مادر خود را قبل از تولد خودتان به قتل برسانید، در این صورت تولد شما دیگر غیر ممکن خواهد بود. بنابراین هرگز نمی‌توانید به گذشته سفر کنید تا پدر و مادر خود را به قتل برسانید. این مسئله از این جهت اهمیت دارد که علم بر اساس ایده‌هایی که منطقا با هم سازگار باشند، شکل می‌گیرد. وجود یک پارادوکس زمان موثق، کافی است تا بتوان سفر در زمان را به کلی رد کند. در زیر پارادوکس های زمان را با هم مرور می کنیم.

پارادوکس‌های زمان !

پارادوکس پدربزرگ:
در این پارادوکس گذشته را به گونه‌ای تغییر می‌دهیم که اکنون را غیر ممکن می‌کند. به عنوان مثال با بازگشت به گذشته بسیار دور، در زمان دایناسورها، تصادفا پای خود را بر روی یک پستاندار خزدار کوچک که نیای اصلی انسان است، می‌گذارید. با از بین بردن اجداد خود، مسلما دیگر وجود نخواهید داشت.

پارادوکس اطلاعات:
در این پارادوکس، انتقال اطلاعات از آینده به گذشته، عدم وجود منشاء مشخصی برای اطلاعات را نتیجه می‌دهد. به عنوان مثال، فرض کنید که دانشمندی یک ماشین زمان بسازد و سپس به گذشته رفته تا اسرار سفر در زمان را به خودش در زمان جوانی منتقل کند تا خیلی زودتر به این کشف برسد. به این ترتیب معمای سفر در زمان منشاء و آغازی نخواهد داشت، زیرا ماشین زمانی که دانشمند جوان خواهد داشت، به وسیله خودش ساخته نشده و بلکه به وسیله خود پیرترش به او داده شده است.

پارادوکس بیلکر:
در این پارادوکس فرد می‌داند که آینده چگونه خواهد بود و کاری می‌کند که آینده را غیر ممکن سازد. به عنوان مثال ماشین زمانی می‌سازید که شما را به آینده ببرد و می‌بینید که تقدیر شما بر این بوده است که با زنی با نام جین ازدواج کنید و این ازدواج کاملا ناموفق بوده است، با این وجود عمداً تصمیم می‌گیرید که در عوض با هلن ازدواج کنید و به این ترتیب آینده خود را غیر ممکن می‌کنید.
در حال حاضر فیزیک‌ دانان، دو راه حل ممکن برای پارادوکس‌های زمان گرد آمده‌اند. نخست، کیهان‌شناس روسی، ایگور نوویکوف، معتقد است که ما مجبوریم به گونه‌ای عمل کنیم که هیچ پارادوکسی رخ ندهد. دیدگاه او مکتب قائمیت به ذات، نامیده می‌شود. او عقیده دارد که اگر رودخانه زمان به آرامی چرخیده و گردابی بسازد، دستی نامرئی، به هر ترتیبی، مداخله کرده و در صورتیکه بخواهیم با سفر به گذشته، منجر به ایجاد یکی از پارادوکس‌ها شویم، جلوی ما را می‌گیرد. اما از طرفی دیدگاه نوویکوف، تناقضاتی را با مسئله اختیار می‌کند. نوویکوف معتقد است که قانون ناشناخته‌ای در فیزیک وجود دارد که جلوی هر عملی را آینده را تغییر دهد، می‌گیرد. او نوشته است ما نمی‌توانیم مسافری را به باغ بهشت بفرستیم، تا حوا را از چیدن سیب یا خوردن گندم منصرف کند.
این نیروی مرموز که ما را از تغییر گذشته و در نتیجه ایجاد پارادوکس، باز می‌دارد چیست؟ نوویکوف می‌نویسد: وجود چنین جبری بر اختیار ما، غیر طبیعی و مرموز است. با این حال، نمی‌توان وجود این دو را به موازات هم منتفی دانست. او همچنین می‌نویسد: به عنوان مثال، شاید من بخواهم بدون کمک هیچ ابزاری روی سقف راه بروم، قانون گرانش مرا از انجام این کار باز می‌دارد. اگر سعی کنم، پائین می‌افتم، بنابراین اختیار من محدود می‌شود. از طرفی دیگر، زمانی که اجسام بی‌جان بدون هیچ اختیاری به گذشته منتقل شوند، امکان وقوع پارادوکس‌های زمان باز وجود دارد. فرض کنید که مسلسل را به سال ۳۳۰ قبل از میلاد، درست قبل از جنگ تاریخی بین اسکندر و داریوش سوم، بفرستید و دستور استفاده از آن را هم ضمیمه کنید. در آن صورت به احتمال زیاد تمام تاریخ اروپا بعد از آن زمان تغییر می‌کرد و ممکن بود اکنون به جای زبان اروپایی، به زبان فارسی صحبت می‌کردند.

پارادوکس‌های زمان !

درحقیقت حتی کوچکترین اختلال در گذشته می‌تواند پارادوکس‌های غیرمنتظره‌ای را در زمان حال پدید آورد. به عنوان مثال، در نظریه آشوب از اثر پروانه‌ای استفاده می‌شود. در اوقات بحرانی شکل‌گیری آب و هوای زمین، حتی لرزش بال‌های یک پروانه اعوجاجاتی را ایجاد می‌کند که می‌تواند تعادل بین نیروها را بر هم زند و طوفان‌های قدرتمندی ایجاد می‌کند. حتی کوچکترین اجسام بی‌جانی که به گذشته فرستاده می‌شوند، ناچار گذشته را به صورت غیر قابل پیش‌بینی تغییر می‌دهند و نتیجه آن، یک پارادوکس زمان است.
روش دوم برای حل پارادوکس‌های زمان این است که رودخانه زمان به آرامی دو شاخه شود و به این ترتیب دو دنیای مجزا را شکل دهد. به بیان دیگر، اگر قرار بود به گذشته سفر کنید و قبل از تولد خود پدر و مادرتان را هدف گلوله قرار دهید، احتمالا در جهان دیگری، افرادی که از نظر ژنتیکی درست شبیه پدر و مادر شما هستند را خواهید کشت. جهانی که در آن شما هرگز متولد نخواهید شد. اما پدر و مادر شما در جهان اصلی آسیبی نخواهند دید. این فرضیه دوم، نظریه جهان‌های بی‌شمار نامیده می‌شود، این ایده که تمام جهان‌های کوانتومی ممکن، احتمالاً وجود دارند، این امر واگرایی هاوکینگ را منتفی می‌کند زیرا در این حالت تابش مثل فضای مایسنر مکرراً وارد کرمچاله نمی‌شوند، بلکه فقط تنها یک بار از آن عبور می‌کند. هر بار که از داخل کرمچاله می‌گذرد، وارد جهان جدیدی می‌شود. و این پارادوکس شاید به عمیق‌ترین پرسش در نظریه کوانتوم منجر شود: چگونه یک گربه می‌تواند در یک زمان، هم مرده و هم زنده باشد. برای پاسخ به این سوال، فیزیک‌ دانان مجبور بودند به دو راه حل بیندیشند:
۱) یا نوعی هوشیاری و خرد کیهانی وجود دارد که ناظر ماست.
۲ ) یا بی‌ نهایت جهان کوانتومی وجود دارد.



منبع: http://bigbangpage.com

شبیه سازی انسان

ایده اصلی و منشا تفکر راجع به شبیه سازی انسان (human cloning) هنگامی شکل گرفت که یک دانشمند اسکاتلندی توانست گوسفندی بنام Dolly را در سال 1997 شبیه سازی کند. پخش خبر این واقعه مهم توجه محافل پزشکی، مذهبی، سیاسی و ... را در جهان به خود جلب کرد به گونه ای از این واقعه علمی اغلب بعنوان نقطه عطف علم در سال 1997 یاد می شود.

شبیه سازی انسان

شبیه سازی چیست؟
عموما" هنگامی که خبرگزاری ها و رسانه ها خبرهای جنجالی شبیه سازی را منتشر میکنند عموما" منظورشان شبیه سازی به حالت تولد طبیعی می باشد. با این وجود باید اضافه کرد که امروزه انواع مختلف تکنولوژیهای شبیه سازی مطرح می باشد که توسط آنها از لحاظ تئوریک می توان به دوقلوی ژنتیکی یک موجود زنده یا هر ارگانیسم دیگری دست پیدا کرد.
در این ارتباط درک اولیه از انواع روشهای شبیه سازی کمک بسیاری خواهد کرد تا بتوانیم در مقابل این اخبار تصمیم گیری کنیم که آیا این اعمال مخالف مسائل اخلاقی هست یا خیر.

شبیه سازی DNA
این روش که در اصطلاح علمی DNA Cloning یا Molecular Cloning و یا Gene Cloning گفته می شود عبارت است از مجموعه عملیاتی که توسط آن قسمتی از DNA موجود مورد علاقه که قرار است شبیه سازی شود، به یکی از انواع موجودات ارگانیکی خود تکثیر منتقل می شود. معمولا" از باکتری های خود تکثیر یا Bacterial Plasmid ها برای اینکار استفاده می شود.
طی این شرایط DNA مورد علاقه توسط یک میزبان پردازش و تکثیر می شود. این تکنولوژی تقریبا" از سال 1970 استفاده می شود و از معمولترین فعالیت ها در آزمایشگاه های زیست شناسی می باشد. در این روش، دانشمندان معمولا" از ژن های خاصی برای کپی از یک ژن خاص استفاده می کنند.

شبیه سازی از طریق تولد
به این روش Reproductive Cloning گفته می شود که بعنوان مثال توانایی تولید حیوانی را دارد که دارای DNA مشخص می باشد. این DNA ممکن است از یک حیوان زنده کنونی گرفته شود و یا حتی از بقایای یک حیوان مرده مربوط به سالهای دور.
Dolly گوسفندی که راجع به آن صحبت کردیم از این روش شبیه سازی شد. دانشمندان طی مجموعه عملیاتی که بنام Somatic Cell Nuclear Transfer به معنی انتقال هسته سلولهای کالبدی مشهور است، مشخصات ژنتیکی موجود مورد نظر را به نطفه ای که تمام خواص ژنتیکی آن برداشته شده است منتقل می کنند. البته نطفه جدید باید تحت مراقب های خاص الکتریکی و شیمیایی باشد تا توانایی تکثیر را داشته باشد. پس از آنکه جنین به حد قابل قبولی از رشد رسید، آنرا به داخل رحم یک حیوان ماده منتقل می کنند و از آن به بعد به رشد طبیعی خود تا تولد ادامه می دهد.
Dolly یا هر حیوان دیگری که با این روش ساخته شود دقیقا" مشابه موجود مورد نظر نخواهد بود چرا که برخی از ویژگی های نطفه از همان ابتدای شکل گیری از پدر و مادر به نطفه منتقل می شوند. اما موفقیت پروژه Dolly در این بود که نشان داد سلولهای DNA یک حیوان بالغ می تواند برای رشد یک نطفه مورد استفاده قرار گیرد. تا قبل از این دانشمندان تصور می کردند سلول هایی که رشد می کنند و بالغ می شوند بسیاری از خواص اولیه خود را از دست می دهند و دیگر توانایی رشد از ابتدا را ندارند.
Dolly در سال 2002 هنگامی که شش ساله بود از دنیا رفت، علت مرگ او ناراحتی و بیماری در ناحیه ریه اعلام شد. دانشمندان هنوز نمی دانند که بیماری او ناشی از متفاوت بودن نوع تولد او دارد و یا اینکه یک بیماری عادی بود که ممکن است گریبانگیر هر جانداری شود.

شبیه سازی جنین
به این روش Embory Cloning یا Therapeutic Cloning گفته می شود که در آن جنین انسان برای تحقیق در آزمایشگاه شبیه سازی می شود. اهمیت این موضوع در آن نیست که یک انسان، مشابه فرد مورد نظر ساخته شود بلکه هدف آن است که با بررسی و آزمایش روی جنین شبیه سازی شده بتوان نارسایی ها و بیماری های مربوط به انسان را تحلیل کرده و در حد امکان به روشهایی برای جلوگیری از بروز آن ها قبل از تولد دست یافت.
در این روش پس از گذشت حدود پنج روز از شکل گیری نطفه، سلولهای خاصی از آن که سلولهای بنیادی یا Stem Cells نام دارد برای شبیه سازی یا آزمایش برداشته می شود که با این عمل به جنین صدماتی وارد خواهد شد. (احتمالا" ریشه اصلی بحث بر سر مسائل اخلاقی نیز به همین جا بر می گردد.) این سلولها تقریبا" توانایی تولید هر نوع سلولی در بدن انسان را دارند و دانشمندان با استفاده از این سلولهای خاص امیدوار هستند که روزی بتوانند درمان قطعی بیماری های قلبی، انواع سرطان، آلزایمر و ... را پیدا کنند.
در نوامبر سال 2001 یک دانشمند از مرکز تحقیقات پیشرفته سلولی (Advanced Cell Technologies) در ماساچوست اعلام کرد که توانسته است اولین جنین انسان را به منظور انجام تحقیقات در باره بیماری های انسان، شبیه سازی کند. آزمایش های این دانشمند بر روی هشت سلول انجام گرفت که از میان آنها فقط سه عدد شروع به تقسیم شدن نمودند و در نهایت یکی از آنها توانست فقط به شش تقسیم شود. بنابر این همانگونه که مشاهده می کنید هنوز راه درازی برای شبیه سازی یک انسان وجود دارد.

آیا ممکن است روزی انسان شبیه سازی شود؟
ـ بسیاری از محافل سیاسی، مذهبی و حتی دانشمندان با فشارهایی که به کنگره آمریکا وارد کرده اند در صدد تصویب لایحه ای هستند که هرگونه تحقیق و فعالیت در این زمینه را ممنوع کند.
اما جدای این مسائل با توجه به هزینه بسیار بالا و درصد کم موفقیت در شبیه سازی حیوانات (بین یک تا دو درصد) که به علت دانش کم در باره روش "شبیه سازی از طریق تولد" می باشد هر گونه تلاش برای تولید انسان از این روش در حال حاضر با شکست روبروه خواهد شد. بخصوص که پس از تولد حیوانات شبیه سازی شده، حدود 30% از این حیوانات که زنده بدنیا می آیند، دارای ناتوانی های بارز جسمی و مشکلات جدی پس از تولد می باشند. دانشمندان عوارض مشابهی را برای شبیه سازی انسان از این روش پیش بینی می کنند.
نکته مهم دیگر وضعیت فکری و روحی انسان می باشد که هنوز بصورت یک سئول بزرگ پیش روی دانشمندان می باشد. شاید برای یک گوسفند خیلی مهم نباشد که نتواند درست فکر کند یا تصمیم بگیرد اما این موضوع بطور قطع برای انسان بسیار مهم می باشد چرا که یک انسان سالم فقط به بدن سالم نیاز ندارد.
بنابراین بنظر می رسد که در حال حاضر به دلیل ضعف تکنولوژی و دانش و نیز نبود توافق میان جناح ها و گروه های مختلف درگیر در جهان عملا" هیچ دانشمندی به خود اجازه انجام آزمایش برای شبیه سازی انسان از طریق Reproductive Cloning را نمی دهد.


مطالب مرتبط: 
کلون سازی 

مغز مانند اثر انگشت منحصر به فرد است

مطالعات محققان دانشگاه ییل آمریکا نشان می دهد، ساختار هیچ دو مغزی شبیه هم نیست و مغز هر فرد مانند اثر انگشت او منحصر به فرد است.

مغز مانند اثر انگشت منحصر به فرد است

این نقشه به اندازه‌ای ثابت و قابل اتکا است که محققان می‌توانند براساس الگوی فعالیت مغزی یک فرد،‌ او را با مقایسه اسکن‌های مغزی که در روزهای مختلفی انجام شده از میان 126 نفر دیگر تشخیص دهند. این کار حتی با مقایسه اسکن‌هایی که از یک فرد در حین استراحت و در یک روز پرمشغله به دست آمده نیز امکان‌پذیر است. دیگر جنبه‌های این نقشه می‌تواند توانایی‌های شناختی مشخصی را در افراد تشخیص دهد. این یافته به گونه‌ای اثر انگشتمغزی کاربردی است که از ثباتی غیرمنتظره برخوردار است.
به گفته محققان دانشگاه ییل،‌ نکته قابل توجه این کشف آن نیست که می‌توان افراد را با اسکن کردن از طریق MRI شناسایی کرد، زیرا در حین MRI می‌توان چهره آن ها را دید و آنها را شناسایی کرد. نکته قابل توجه این است که نقشهفعالیت‌ های مغزی هرفرد به شدت ثابت و قابل اتکا ست و مهم نیست در چه زمان و موقعیتی به ثبت برسد، در هرحال نقشه فعالیت مغزی هر فرد منحصر به همان فرد است.
این نشانگر زیستی منحصربه‌فرد براساس فعالیت‌های مغزی به دست می‌آید نه ساختار فیزیکی یکی از اندام‌ها. انسان‌ها در میان میلیاردها اتصالی که میان سلول‌های مغزی‌‌شان وجود دارد،‌و حتی در مقیاس یک اسکن ساده MRI، موجوداتی بی‌همتا و منحصر به فرد هستند. با این همه محققان دانشگاه ییل نقشه فعالیت‌های مغزی را براساس مناطقی ازمغز هر فرد تدوین کردند که به صورت همزمان آغاز به فعالیت می‌کردند. محققان با استفاده از اطلاعات MRI که می‌تواند جزئی‌ترین فراز و فرود‌ها را در مغز به ثبت برساند،‌ فعالیت‌های مغزی 126 داوطلب را برای چندین بار و در روزهای مختلف، درحال استراحت و کار اسکن کردند.
mindدر هریک از این اسکن‌ها محققان 268 نقطه کلیدی در مغز هر فرد را بررسی کردند تا شباهت میان اوج و فرودهای فعالیت در این مناطق را با مناطق مشابه در مغز دیگر داوطلبان مشخص کنند. این بررسی مشخصاتی از جریان فعالیت‌های مغزی هر یک از داوطلبان را به وجود آورد و این مشخصات در مورد هر فرد به اندازه‌ای پایدار بود که دانشمندان توانستند با استفاده از آنها هویت هر داوطلب را با دقتی برابر 90 درصد تشخیص دهند.
محققان همچنین دریافتند می‌توانند از مشخصات مغزی هر فرد برای تشخیص توانایی‌های شناختی و هوش سیال در افراد استفاده کنند. با وجود چنین توانایی،‌دانشمندان می‌توانند در آینده با بررسی اسکن‌های مغزی افراد خطر ابتلای آن ها به انواع بیماری‌های مغزی و ذهنی را پیش‌بینی کنند. جزئیات بیشتر این پژوهش در نشریه Nature منتشر شده است.


منبع: http://tizland.ir

گیاهان با انسان ارتباط برقرار می کنند

محققان از مدت ها پیش در مورد اینکه آیا گیاهان قادر به تعامل با انسان و یا دیگر گیاهان هستند بررسی هایی انجام داده و به نتایجی هم دست یافته اند.

گیاهان با انسان ارتباط برقرار می کنند

دانشمندان دانشگاه غرب استرالیا (UWA) با انجام مطالعه‌ای نشان دادند، گیاهان از طریق خاک با یکدیگر صحبت می‌کنند و نسبت به لمس پاسخ می‌دهند.
نتایج تحقیقات نشان داد، هیچ نشانه‌ای از پاسخ گیاهان به لمس مشاهده نشد، اما محققان دریافتند بعد از این‌که روی گیاه با آب اسپری شود، تغییرات ژنی بعد از چند دقیقه آغاز می‌شود و به مدت نیم ساعت طول می‌کشد.
پژوهش گران همچنین دریافتند هیچ نوع ترکیبات فعالی که منجر به آغاز یک تغییر شود وجود ندارد.
تغییرات در ژن گیاهان تنها در زمان اسپری با آب نبود، بلکه زمان لمس با انگشت و یا موچین و یا افتادن سایه بر روی گیاه هم دیده شد.
اولیور ون اکن محقق این بررسی اظهار کرد: این تغییرات در هنگام بارش باران، وزش باد و یا حرکت حشرات در اطراف گیاه هم اتفاق می‌افتد.
وی افزود: اگرچه افراد به طور کلی بر این باورند که گیاهان این حس را متوجه نمی‌شوند، اما بررسی‌های انجام شده حاکی از آن است که گیاهان نسبت به لمس بسیار حساس هستند و می‌توانند بیان ژنی و دفاع داشته باشند و به طور بالقوه سوخت‌ و ساز خود را تغییر دهند.
اما علت پاسخ گیاهان به این شرایط چیست؟ محققان اظهار می‌کنند: گیاه برای محافظت از خود و تطبیق با شرایط محیطی مثل افزایش آب و یا نور این پاسخ‌ها را دارد.
اکن ادامه داد: بر خلاف حیوانات گیاهان قادر به فرار از شرایط خطرناک نیستند، در عوض به نظر می‌رسد با استفاده از سیستم‌های دفاعی درونی خود به شرایط استرس پاسخ می‌دهند. آن ها از این طریق خطر را شناسایی کرده و به آن پاسخ مناسب می‌دهند.
این یافته‌ها منجر به تفکر درباره تعاملات ما با گیاهان اطراف شد. این در حالی است که گیاهان نمی‌توانند از خود دفاع کنند، اما متوجه بسیاری از موارد هستند.


منبع: http://tizland.ir

کشف یک ماده شیمیایی مغزی که در بروز اضطراب نقش کلیدی دارد

 

در یک تحقیق جدید معلوم شد: نوعی ماده شیمیایی در مغز نقش کلیدی در بروز اضطراب ایفا می کند.

کشف یک ماده شیمیایی مغزی که در بروز اضطراب نقش کلیدی دارد

به گزارش بهداشت و درمان ایسنا، محققان می‌گویند: این ماده شیمیایی برای رشد مغز بسیار مهم است و نشان می‌دهد که چرا برخی افراد به لحاظ ژنتیکی بیشتر مضطرب می‌شوند. با کشف نقش این ماده می‌توان به روش های جدیدی برای کاهش یا درمان اضطراب در افراد مستعد دست یافت.
به گفته پژوهش گران؛ این ماده «فاکتور رشد فیبروبلاست 2» یا "fgf2" نام دارد. در آزمایشات مشخص شد؛ موش هایی که سطح این ماده شیمیایی در مغزشان بسیار پایین است در شرایط نامناسب بیشتر مضطرب می‌شوند.
پژوهش گران در آزمایشات خود نشان دادند: از طرفی وقتی به این موش ها غذای خوب و زیاد داده شد و جای زندگی آن ها بهتر و بزرگتر شد مقدار این ماده شیمیایی در مغز آن ها افزایش یافت و از میزان اضطراب شان کاسته شد.
به گفته محققان؛ میزان این مولکول در واکنش به تجارب زندگی که موش ها در مواجهه با آن قرار می‌گیرند، افزایش می‌یابد. این یافته نتیجه مطالعات خاویر پرز محقق دانشگاه میشیگان است و در مجله نوروساینس به چاپ رسیده است.
دکتر پرز در این باره گفت: هم چنین تزریق fgf2 به موشهای مضطراب توانست از اضطراب آن ها بکاهد. فاکتور رشد در واقع برای سازمان یابی مغز در طول رشد ضروری است و هم چنین مغز را پس از آسیب دیدگی ترمیم می‌کند.
پرز معتقد است که این ماده می‌تواند یک نشانگر مهم برای افزایش آسیب پذیری ژنتیکی در بروز اختلالاتی چون اضطراب و افسردگی در انسان ها باشد.


منبع: http://tizland.ir

زبان آموزی مغز را متحول می کند

دوزبانه بودن به شخص، هویت، فرهنگ و عملکرد مغزی مضاعف اعطا می کند.

زبان آموزی مغز را متحول می کند

صحبت کردن به زبان دوم می تواند همه چیز را تغییر دهد، از مهارت های حل مساله گرفته تا شخصیت. این تغییر، فرد را به گونه ای جلوه می دهد که گویی نفر دومی در درونش وجود دارد.
زمانی که من فقط یک نوزاد بودم، مادرم روی تخت بیمارستان با ترفندی خاص، روند رشد مغزی من را تغییر داد؛ ترفندی که مرا در یادگیری، انجام چند وظیفه به طور همزمان و حل مشکلات تواناتر می ساخت. در نهایت کار مادرم حتی ممکن است مغز مرا از زوال در دوران پیری محافظت کند. اما ترفند او چه بود؟ از همان آغاز او به زبان فرانسه با من صحبت کرد در حالی که همه در اطراف من انگلیسی حرف می زدند.
در آن زمان مادر من هیچ ایده خاصی نداشت و نمی دانست این کار او باعث تقویت شناختی من خواهد شد. او فرانسوی و پدرم انگلیسی تبار بود، بنابراین آنها بسادگی احساس می کردند من و برادرانم را باید دوزبانه پرورش دهند. با این حال من بزرگ شدم و در این دوران تحقیقات زیادی انجام شد که نشان می داد صحبت کردن به دو زبان ممکن است تاثیر عمیقی بر روش فکر کردن افرادی مثل من داشته باشد.
افزایش قدرت شناختی فقط شروع کار بود. براساس برخی مطالعات حفظیات من، ارزش ها و حتی شخصیت من ممکن است براساس این که من به چه زبانی صحبت می کنم تغییر کند. تقریبا شاید بتوان گفت مغز های دوزبانه منزلگاه دو حافظه جداگانه هستند.
همه این ها نقش اساسی زبان در اندیشه و فکر بشر را بیش از پیش برجسته می کند. لورا آن پتیتو معتقد است دوزبانه بودن، یک میکروسکوپ شگفت آور در مغز انسان است.

تردیدها درباره زبان دوم
البته در مورد نظریه دو زبانه بودن همواره نمی توان اینقدر خوشبین بود. برای بسیاری از والدین مانند والدین من تصمیم به پرورش کودکان دو زبانه همواره بحث انگیز بوده است. حداقل از قرن 19 بود که معلمان هشدار دادند آموزش دو زبان ممکن است به گونه ای باعث گیج شدن کودک شود که هیچ یک از دو زبان را بخوبی یاد نگیرد. در بهترین حالت محققان فکر می کردند کودکان می توانند یک استاد همه کاره و هیچ کاره شوند و در بدترین حالت آنها مظنون بودند که ممکن است این موضوع مانع رشد جنبه های دیگر شده و در نتیجه ضریب هوشی آنها پایین تر بیاید.
اما این روزها به نظر می رسد چنین ترس هایی ناموجه است. افراد دو زبانه تمایل دارند در هر زبان واژگان بیشتری نسبت به همسالان تک زبانه خود داشته باشند و گاهی این کودکان دو زبانه در نامگذاری اشیا برای رسیدن به کلمه درست، کندتر عمل می کنند. اما یک مطالعه مهم در دهه 60 توسط الیزابت پیل و والاس لامبرت در دانشگاه مک گیل کانادا نشان داد توانایی صحبت به دو زبان به طور کلی مانع رشد نمی شود. برخلاف انتظار، در 15 آزمایش شفاهی و غیرشفاهی هنگام کنترل عواملی مانند وضعیت اقتصادی و اجتماعی و تربیت و آموزش که ممکن است بر کارایی هر فرد اثرگذار باشد، کودکان دو زبانه نسبت به تک زبانه ها برتری داشتند.
متاسفانه یافته های آنها تا حد زیادی نادیده گرفته شد.پس از آن عده کمی به دنبال تحقیقات آنها در مورد مزایای دو زبانگی رفتند، اما اکثر محققان و مربیان به دنبال ایده های قدیمی بودند.
نکته: توانایی صحبت به دو زبان به طور کلی مانع رشد نمی شود. برخلاف انتظار، هنگام کنترل عواملی مانند وضعیت اقتصادی و اجتماعی و تربیت و آموزش که ممکن است بر کارایی هرفرد اثرگذار باشد، کودکان دو زبانه نسبت به تک زبانه ها برتری داشتند.

تنها در چند سال اخیر دو زبانگی آن طور که سزاوار و شایسته بود، مورد توجه قرار گرفته است. الن بیالیستوک یکی از روان شناسان دانشگاه یورک تورنتو می گوید: من به مدت 30 سال در اتاق تاریک و کوچکم نشسته بودم و کارهایم را انجام می دادم، اما به طور ناگهانی و در پنج سال گذشته همه چیز عوض شده و درهای بسته باز شدند و علاقه من به انجام مطالعه در این زمینه شعله ور شد. بخشی از این علاقه تجدید شده ناشی از ظهور تکنولوژی های جدید مانند طیف سنجی نزدیک به مادون قرمز fNIRS است که با استفاده از آن محققان برای اولین بار توانستند واکنش مغز نوزادان را در برخوردهای اولیه با زبان مورد مطالعه قرار دهند.
با استفاده از این تکنیک، پتیتو و همکارانش توانستند اختلاف عمیق میان نوزادان تک زبانه و دو زبانه را کشف کنند. براساس یک تئوری عامه پسند، نوزادان به گونه ای متولد می شوند که قادر به تشخیص تفاوت میان اصوات هر زبانی هستند. البته تصور بر این است که در یک سالگی آنها این قابلیت را از دست می دهند و مغز آنها منحصرا به سمت اصوات زبان مادری کشیده می شود.
پتیتو و همکارانش دریافتند حتی در انتهای یک سالگی فعالیت عصبی کودکان دو زبانه در پاسخ به زبان های کاملا ناآشنا بیش از کودکان تک زبانه است. این یافته ها نشان می داد احتمال رشد و تقویت بیشتر مغزی در کودکان دو زبانه نسب به عقب ماندگی آنها بیشتر است و به نظر می رسد این موضوع برای یادگیری زبان های جدید در طول حیات یک فرد کمک بیشتری به او می کند.
طی آزمایشی، محققان از کودکان دو زبانه و تک زبانه خواستند یکسری جملات را طوری نقطه گذاری کنند که به لحاظ گرامری درست باشد. هر دو گروه روی جملات درستی مانند سیب روی درخت رشد می کند، عملکرد درستی داشتند اما در برخورد با جملات بی معنی مانند سیب روی بینی رشد می کند کودکان تک زبانه دچار اشتباه شده اما کودکان دوزبانه جواب درست را می دادند.

زبان آموزی مغز را متحول می کند

عملکرد بهتر مغز دوزبانه ها
بیالیستوک گمان می کند علاوه بر مهارت های گرامری، عملکرد دو زبانه ها در سیستم اجرایی مغز و مجموعه گسترده ای از مهارت های ذهنی که برای بلوکه کردن اطلاعات بی ربط بوده و روی فعالیت دست ها متمرکز است، موفقیت بیشتری دارد. در این آزمایش دو زبانه ها با نادیده گرفتن معانی جملات بی معنی تمرکز بهتری روی گرامر جملات داشتند.
در آزمایش های دیگری هم مانند سوئیچ کردن بین کارهای مختلف، مثلا هنگام طبقه بندی اشیا براساس شکل یا رنگ، کودکان دوزبانه از برتری بیشتری برخوردار بودند.
این صفات تقریبا در تمام امور ما نقش حیاتی دارد، از خواندن گرفته تا ریاضیات و رانندگی؛ بنابر این ارتقای آنها باعث انعطاف پذیری بیشتر ذهنی ما شده و ممکن است دلیل عملکرد بهتر کودکان دو زبانه در آزمایش لامبرت و پیل را توجیه کند. این خصوصیات حتی ممکن است مهارت های اجتماعی ما را گسترش دهد. پائولو فرناندز و سام گلاکزبرگ دو تن از روان شناسان دانشگاه پرینستون دریافته اند دو زبانه ها بهتر می توانند برای درک وجه دیگر موضوعات مختلف، خودشان را به جای افراد دیگر قرار دهند و از منظر آنها به مسائل نگاه کنند. دلیلش هم این است که آنها به آسانی می توانند از آنچه در حال حاضر می دانند چشم پوشی و روی دیدگاه دیگری تمرکز کنند.
ادامه تحقیقات دانشمندان در این زمینه نشان می داد دو زبانه بودن علاوه بر حفظ قوای فکری می تواند باعث کاهش زوال عقل در دوران پیری شود.با بررسی 184 فرد مبتلا به جنون محققان دریافتند اکثر آنها تک زبانه هستند.

از دیگر نتایج جالب توجه تحقیق این بود که هر یک از زبان های افراد دو زبانه روی شخصیت آنها تاثیر گذاشته و مثلا شخصیت یک فرد انگلیسی ـ فرانسوی تبار هنگام صحبت کردن به زبان انگلیسی با وقت صحبت کردن به زبان فرانسوی متفاوت است.
یک توجیه این می تواند باشد که هر زبان ارزش های فرهنگی همان زبان را به ذهن ما متبادر می سازد. مثلا عفت در فرهنگ و زبان مکزیکی بیش از فرهنگ آمریکایی مورد احترام است. ممکن است برخی سوئیچ های رفتاری رابطه بسیار نزدیکی با نقش زبان به عنوان چارچوبی که پشتیبان و سازمان دهنده خاطرات ماست، داشته باشد. حتی شواهدی وجود دارد که نشان می دهد گرامر یک زبان می تواند در شکل گیری حافظه ما نقش داشته باشد.
با وجود پیشرفت های اخیر باز هم ممکن است محققان تنها بخش کوچکی از نقش دو زبانگی را ببینند و سوالات بسیاری در این زمینه باقی بماند. محققان معتقدند در هر سنی می توان زبان دومی را به شکل روان یاد بگیرید و از مزایای سیستم شناختی آن بهره مند شوید و با تحریک ذهنتان، ذهنی پویاتر داشته باشید.


منبع: http://tizland.ir

چند پیشنهاد ساده برای لجبازی کودک  

بعضی وقت ها اینقدر پسرم سر مسایل بی اهمیت و کوچک گریه می کند و جیغ می کشد که واقعا نمی دانم دیگر چه کاری را باید انجام بدهم. فکر میکنم پسرم کمی لجباز شده باشد. هر کاری می توانستم کردم ولی نتوانستم از لجبازیش چیزی کم کنم.

 

کودک


اگر احساس می کنید فرزندتان ، لجبازی می کند و نگران آینده و تربیت او هستید ، این مطلب می تواند به شما کمک کند.

لجبازی، منبعی مهم برای عدم توانمند شدن کودکان 

این احتمال وجود دارد که اکثر والدین حداقل برای یک مدت کوتاهی هم که شده، داشتن فرزند لجباز رو تجربه کرده باشند. وقتی کودک به مرحله ی لجبازی می رسد دیگر نوع رفتار کردن با او متفاوت و البته بسیار سخت می شود. پس بهتر است که والدین و مربیان مهدهای کودک نحوه صحیح رفتار با کودک و تغییر رفتار را در آنها یاد بگیرند تا از به وجود آمدن یک کودک لجباز پیشگیری کنند. 

یکی از عوامل بسیار مهم که باعث می شود زمینه لجبازی در کودکان را فراهم کند، عدم شناخت صحیح از مراحل مختلف رشد کودکان است. وقتی که بدانیم در هر مرحله از رشد کودک نیاز به چه مسایلی دارد راحت تر می توانیم نیازهایش را تامین کنیم و حداقل یک پله بالا تر هستیم.

چرا فرزندم لجباز شده؟ 

یکی از عوامل بسیار مهم که باعث می شود زمینه لجبازی در کودکان را فراهم کند، عدم شناخت صحیح از مراحل مختلف رشد کودکان است. وقتی که بدانیم در هر مرحله از رشد کودک نیاز به چه مسایلی دارد راحت تر می توانیم نیازهایش را تامین کنیم و حداقل یک پله بالا تر هستیم و تا حدی از لجباز شدنش جلوگیری می کنیم. عامل دیگر برای ایجاد لجبازی عدم برخورد صحیح با کودک است. هنگامی که کودک کار خطرناکی انجام می دهد باید با رفتار صحیح خودمان به او بفهمانیم که آن کار خطرناک است و نباید در آن لحظه کودک را مورد پرخاشگری و عصبانیت قرار بدهیم. 

عامل بعدی در ایجاد لجبازی کودکان، تهدید کردن است. اگر والدین کودک را تهدید کنند تا کودک کاری را انجام دهد و یا انجام ندهد، در واقع این والدین باعث لجبازی کودک می شوند.

عامل بعدی تنبیه کردن علی الخصوص تنبیه های بدنی است. برخی از بچه ها به دلیل اینکه نیازهایشان به موقع تامین نمی شود از قصد کارهایی را انجام می دهند که بر خلاف میل والدینشان است چون می دانند بعد از اینکه تنبیه بشوند، والدینشان آنها را در آغوش می گیرند و به آنها محبت می کنند. پس شناخت نیازهای کودکان در هر مرحله از رشد بسیار پر اهمیت است. 

تحقیر کردن و مقایسه کردن، عامل بسیار جدی و مهم در لجباز شدن کودکان است. اگر کودک متوجه این مساله بشود که والدینش او را با دیگران مقایسه می کنند و یا متوجه بشود فاعل مفرد است.والدینشان به آنها بی اهمیت شده اند، لجبازی را پیشه ی خود می کنند. محدودیت قایل شدن بیش از اندازه هم برای کودک زمینه لجبازی را فراهم می کند. محدودیت هایی از قبیل آنجا نرو، دست نزن، بر ندار، نکن و ... و به صورت کلی افعال منفی، حساسیت کودکان را برانگیخته می کند و آن ها را لجباز می کند. 


ویژگی های کودک لجباز چیست؟ 

1-  این کودکان از انجام کارهایی که بر عهده آنها است سرپیچی می کنند.

2-دیگران را مقصر اتفاقات مختلف می دانند. 

3- در مقابل والدینشان و یا بزرگترهایشان مخالفت هایی را نشان می دهند.  

4- انتظار دارند همه ی اطرافیان، خواسته های آنها را برآورده کنند. 

5- از اینکه دیگران را مرید خود میکنند و آنها به حرف او گوش می کنند، لذت می برند. 

6-و خواسته های دیگران را برعکس اجرا می کنند. 

گرمتوجه شدید که کودکتان را به اشتباه مورد قضاوت قرار داده اید و یا اشتباها او را تنبیه کرده اید از او عذرخواهی کنید و این را بدانید که با این کار هم جرات ورزی فرزندتان را بالا می برید یعنی به او یاد می دهید که در برابر اشتباهاتش عذرخواهی کند.


راهکارهای پیشنهادی درمان لجبازی

1-حتما سطح اطلاعات خود را درباره هر مرحله از رشد کودک بالا ببرید. 

2- نیازهای اصلی و روانشناختی کودک را بشناسید. 

3- راه های اصلی و صحیح تغییر رفتار منفی را بشناسید. 

4- جدا از تحقیر، تهدید و محدودیت و مقایسه کردن کودکتان با دیگران خودداری کنید. 

5-هیچگاه با پرخاشگری و خشونت با کودکتان صحبت نکنید. 

6- خواسته هایتان را بسیار شفاف و واضح مطرح کنید. 

7- اگرمتوجه شدید که کودکتان را به اشتباه مورد قضاوت قرار داده اید و یا اشتباها او را تنبیه کرده اید از او عذرخواهی کنید و این را بدانید که با این کار هم جرات ورزی فرزندتان را بالا می برید یعنی به او یاد می دهید که در برابر اشتباهاتش عذرخواهی کند و هم این مطلب را به او می رسانید که عذرخواهی کردن ضعیف شدن نیست بلکه قدرتمند شدن است. 

8-هیچگاه بلافاصله بعد از اینکه کودک از لجبازی دست برداشت و آرام شد به او جایزه ندهید زیرا با این کار متوجه می شود که اگر لجبازی کنم می توانم جایزه بگیرم. 

9- فرصت انتخاب دادن، در واقع نیاز به استقلال در چهارچوب را در فرزندتان ایجاد کنید. به او حق انتخاب غذا از بین چند نوع غذا، یا حق انتخاب لباس از بین چند لباس و ... را بدهید تا مانع اجبار در او شوید. 

اینفوگرافیک - برای نمره خوب امتحانی چه کار کنیم؟

برای نمره خوب امتحانی چه کار کنیم؟ برای پاسخ به این سوال اینفوگرافیک زیر را دنبال کنید.

با اطمینان خاطر در امتحان شرکت کنید، مثبت اندیشی کنید. همواره جملاتی مثل «آماده ام» و «به خوبی از عهده آن بر می آیم» را چند بار تکرار و نگرانی را از خود دور کنید....

اینفوگرافیک - برای نمره خوب امتحانی چه کار کنیم؟


منبع: http://tizland.ir

علم در خدمت محیط زیست

انرژی باد جزو انرژی های پایدار است. وجود باد بستگی به حضور خورشید دارد. تفاوت هوای گرم و سرد باعث ایجاد باد می شود. به دلیل آن که سطح زمین از انواع مختلفی شکل گرفته است، هر منطقه میزان جذب متفاوتی از انرژی خورشید را دارد.

علم در خدمت محیط زیست

در سالیان اخیر، مردم علاقه زیادی به استفاده از انرژی های پایان ناپذیر و نو نشان داده اند. استفاده از انرژی خورشیدی و بهره گیری از نیروی باد جهت تولید الکتریسیته از جمله راه های موثر و کم هزینه جهت تولید انرژی است. انرژی باد به سبب پایداری مزیت بهتری دارد. استفاده از نیروی باد ریشه ای تاریخی دارد. مردم قدیم جهت حرکت کشتی ها و به راه انداختن آسیاب ها از نیروی باد استفاده می کردند .
انرژی باد جزو انرژی های پایدار است. وجود باد بستگی به حضور خورشید دارد. تفاوت هوای گرم و سرد باعث ایجاد باد می شود. به دلیل آن که سطح زمین از انواع مختلفی شکل گرفته است، هر منطقه میزان جذب متفاوتی از انرژیخورشید را دارد. در طول روز هوای بالای سطح زمین نسبت به هوای روی آب سریع تر گرم می شود. سنگینی هوای گرم و جایگزینی آن با هوای سبک باعث ایجاد باد می شود.
استفاده از باد ریشه ای قدیمی دارد. نزدیک به 5 هزار سال قبل مصریان جهت تسریع در حرکت قایق های خود از نیروی باد استفاده می کردند. پس از آن از انرژی باد جهت چرخش آسیاب بادی استفاده شد. در ابتدا آسیاب های بادی، پره های بسیار بزرگی داشتند. پس از چندی مردم هلند در شکل و نحوه قرار گرفتن پره ها تغییراتی به وجود آوردند. این تغییرات برگرفته از بال های هواپیماها جهت کاهش سرعت و استفاده بیشتر از نیروی باد بود. در اواخر دهه 1920 در برخی مناطق آمریکا که امکان انتقال برق وجود نداشت از این آسیاب ها جهت تولید انرژی استفاده کردند اما مردم علاقه چندانی به استفاده از این وسایل نداشتند. رشد شتابان جمعیت، مساله گرم شدن کره زمین و استفاده هر چه بیشتر از انرژی های نو و پایدار باعث شد که مردم رو به استفاده از انرژی باد جهت تولید برق بیاورند.
نحوه کار نیروگاه های بادی دقیقاً همانند آسیاب های بادی است. پره ها، انرژی باد را جذب می کند. نحوه کار به این صورت است که پره ها سرعت باد را کاهش می دهند.نحوه قرار گرفتن پره ها باعث می شود که این باد به صورت انرژی ذخیره شود و پره ها به حرکت دربیاید. در طراحی پره ها مواردی نظیر شدت باد و محل نصب توربین مد نظر قرار می گیرد تا کمترین هدر رفت انرژی را شاهد باشیم.

علم در خدمت محیط زیست

به طور کلی توربین ها به 2 نوع تقسیم بندی می شوند:
1) با پره افقی
2) با پره عمودی. این تقسیم بندی از روی محور چرخش توربین صورت گرفته است. اندازه پره ها بستگی به میزان قدرت و شدت باد دارد. برخی توربین ها قادرند حداکثر 100 کیلووات برق تولید کنند و برخی دیگر 5 مگاوات. اکثر توربین ها امروز به صورت افقی است و معمولاً از 3 پره استفاده می شود. در پره های عمودی باد کمتری جذب می شود و لذا کارایی چندانی ندارد.
با قراردادن تعدادی توربین بادی در مسیر جریان باد می توان یک نیروگاه بادی شکل داد. این نیروگاه آلودگی محیطی و صوتی ندارد. بزرگ ترین نیروگاه بادی جهان در تگزاس قرار دارد. در این نیروگاه 421 توربین بادی فعال است. این تعداد توربین توانایی تولید برق برای بیش از 230 هزار خانه در سال را دارد. بهترین محل برای نصب توربین ها، مناطق مرتفع نظیر بالای تپه ها و یا در نزدیکی ساحل است. این نگرانی همواره وجود دارد در برخی فصل های سال که باد با شدت کمتری می وزد و در نتیجه تولید الکتریسیته با مشکل مواجه می شود اما با این همه مزایای این راه تولید انرژی بیشتر از معایب یا کاستی های آن است.
در سال 2005 در ایالات متحده 17 /8 میلیارد کیلووات ساعت در سال توسط انرژی باد تامین شد. این مقدار تولید برق توانست نیاز الکتریسیته بیش از 1 /6 میلیون خانوار را تامین کند. میزان بهره گیری از انرژی باد نسبت به اواخر دهه 90 رشد قابل ملاحظه ای داشته است. اقدامات حمایتی نظیر معافیت از پرداخت مالیات باعث خواهد شد سرمایه گذاری های بیشتری را در این بخش شاهد باشیم. آمریکا پس از آلمان و اسپانیا در رده سوم استفاده کنندگان از انرژی باد قرار دارد و پس از آن هند و دانمارک قرار دارند. دانمارک 20 درصد انرژی خود را از نیروگاه های بادی تامین می کند.


منبع: http://tizland.ir

شهدايي كه رتبه يك كنكور بودند

شايد اين تصور غلط همچنان در اقشاري از جامعه وجود داشته باشد كه بسيج و بسيجيان را منحصر به امور نظامي مي‌داند و سهمي براي اين نهاد انقلابي در عرصه‌هاي ديگر قائل نمي‌شود.

 

شهید محسن وزوايي -شهيد احمدرضا احدي


شايد اين تصور غلط همچنان در اقشاري از جامعه وجود داشته باشد كه بسيج و بسيجيان را منحصر به امور نظامي مي‌داند و سهمي براي اين نهاد انقلابي در عرصه‌هاي ديگر قائل نمي‌شود. در صورتي كه تنها در ميان شهداي دفاع مقدس به دو نخبه شهيد برمي‌خوريم كه هر كدام رتبه يك كنكور در رشته‌هاي انتخابي خود بودند. به مناسبت چهارمين روز از هفته بسيج كه به عنوان بسيج، انديشه‌ورزي و توليد علم نامگذاري شده است، مروري كوتاه بر زندگي شهيدان محسن وزوايي و احمدرضا احدي خواهيم انداخت.

رتبه يك شيمي
محسن وزوايي متولد پنجم مرداد ماه 1339 در تهران بود. جواني خوش سيما و مذهبي كه در سال 55 به عنوان رتبه يك رشته شيمي وارد دانشگاه صنعتي شريف شد. وزوايي از انقلابي‌هاي شناخته شده‌اي بود كه در تصرف دو پادگان مهم جمشيديه و عشرت‌آباد شهامت بسياري از خود نشان داد. وي بعد از انقلاب در زمره دانشجويان پيرو خط امام، در تسخير لانه جاسوسي نقش ايفا كرد و سخنگوي دانشجويان در ماجراي لانه جاسوسي بود.
محسن وزوايي كه بلافاصله پس از تشكيل سپاه به اين نهاد انقلابي پيوسته بود، به دنبال تجاوز عراق بعثي به ايران، داوطلبانه به جبهه غرب عزيمت كرد. با ورود او به اين منطقه، تحولي پديد آمد؛ به گونه‌اي كه در عملياتي پارتيزاني به عنوان فرمانده گردان، مسئوليت محور تنگ كورك تا حد فاصل تنگ حاجيان را برعهده گرفت و توانست به كمك همرزمانش ارتفاعات حساس و سوق‌الجيشي تنگ كورك را از تصرف دشمن آزاد كند.
در عملياتي ديگر كه ارديبهشت ماه 1360 طرح‌ريزي شده بود، محسن وزوايي باز فرمانده گردان بود. در اين عمليات او با آنكه مجروح بود، توانست قابليت چشمگيري از خود به نمايش بگذارد و با اندك همرزمانش، 350 نفر از نيروهاي كماندويي دشمن را به اسارت بگيرد. محسن وزوايي، نقش فعالي در طراحي عمليات فتح بلندي‌هاي «بازي دراز» ايفا كرد و در همين نبرد به شدت مجروح شد و به تهران انتقال يافت. او در بيمارستان با وجود درد بسيار، ناله نمي‌كرد و به يكي از پزشكان كه از مقاومت او در برابر درد ابراز شگفتي كرده بود گفت:«آقاي دكتر! من هر چه بيشتر درد مي‌كشم، بيشتر لذت مي‌برم و احساس مي‌كنم از اين طريق به خداي خودم نزديك مي‌شوم.»
شهيد وزوايي به عنوان يك فرمانده نخبه، درطول جنگ تحميلي در عمليات‌ متعددي با مسئوليت‌هاي گوناگون حضور داشت. در 20 آذر 1360 در عمليات مطلع الفجر فرمانده بود. در اسفند سال 1360 فرمانده گردان حبيب‌بن مظاهر در تيپ تازه تأسيس محمد رسول‌اللّه(ص) شد و در عمليات فتح‌المبين شركت كرد.
محسن وزوايي با تأسيس تيپ 10 سيدالشهدا، فرمانده اين تيپ شد كه براي اجراي بهتر عمليات الي بيت‌المقدس، اين تيپ با تيپ محمدرسول الله(ص) ادغام گرديد و محسن وزوايي نيز فرماندهي محور اصلي را در عمليات برعهده گرفت. سرانجام در دهم ارديبهشت ماه سال 1361 محسن وزوايي در 22 سالگي بر اثر اصابت گلوله و تركش دشمن به شهادت رسيد.

رتبه يك تجربي
شهيد احمدرضا احدي در بيست‌وپنجم آبان ماه سال 1345 در شهرستان اهواز و در خانواده‌اي مذهبي و سنتي به دنيا آمد. در شش سالگي وارد دبستان شد و مراحل تحصيل ابتدايي را با احراز رتبه‌هاي اول طي كرد. دوره راهنمايي را هم با معدل‌هاي 19 و 20 گذراند. با شروع جنگ تحميلي همراه خانواده به زادگاه اجدادي‌اش ملاير بازگشت و تحصيلات متوسطه را در رشته علوم تجربي در دبيرستان دكتر شريعتي پي گرفت و سرانجام در سال 63 موفق به كسب ديپلم شد.
احمدرضا در سال 64 در كنكور سراسري رتبه يك را در كل كشور و در همه رشته‌هاي انتخابي به دست آورد و در رشته پزشكي دانشگاه شهيد بهشتي تهران به ادامه تحصيل پرداخت. او كه از سال دوم دبيرستان، بر اثر روح كمال خواهش در جبهه‌هاي جنگ و عمليات رمضان شركت كرده بود، بعد از قبولي در دانشگاه نيز باز به جبهه رفت و تا لحظه شهادت در جبهه‌ها حضور يافت.
شهيد احدي در استعداد و يادگيري كم نظير بود. به اين جهت در طول مدت تحصيل در دبستان، در دبيرستان و دانشگاه برجسته و سرآمد بود و نمره‌هاي عالي مي‌گرفت. چنانكه در سال آخر دبيرستان پس از شش ماه حضور در خط مقدم جبهه‌هاي جنگ و بازگشت و شركت در امتحان نهايي به عنوان دانش‌آموز ممتاز شناخته شد.
شهيد احدي حتي براي بيان انديشه‌هاي خود از فرمول‌هاي رياضي و مقوله‌هاي علمي بهره مي‌برد. افزون بر اين، گاه طرح‌ها و نقاشي‌هايي مي‌كشيد. احمدرضا احدي سرانجام در شب دوازدهم اسفند ماه 1365 به شهادت رسيد.



منبع: روزنامه جوان

یک نصیحت برای والدین در مورد استفاده کودکان از تکنولوژی

 

اگر مایل هستند در زندگی دیجیتال کودکان شان نقش موثر و فعالی ایفا نمایند باید خود را با زندگی فناورانه امروز وفق دهند و سعی در آموختن و همراه بودن با فرزندان شان داشته باشند

اگر تنها یک نصیحت برای والدین در مورد استفاده کودکان از تکنولوژی داشته باشید، آن چیست؟

چگونه والدین می توانند میزان استفاده از وسایل الکترونیکی و هوشمند را مدیریت کنند؟
بهترین نسخه برای تعیین میزان استفاده از صفحات نمایشگر برای کودکان 30 تا 60 دقیقه در روز است که البته این میزان می تواند با ورود نوجوانان به سن 13 و بالاتر، کمی افزایش یابد

❓چه زمانی برای خریدن اولین تلفن هوشمند برای کودکان مناسب است؟
پاسخ به این سوال نیز بستگی به خود خانواده ها و برداشت آنها از میزان رشد و بلوغ فکری و نیاز فرزندان شان دارد. اما معمولا حداقل سن برای داشتن تلفن همراه هوشمند 13 سال است.

❓چگونه والدین می توانند کودکان را برای استفاده از شبکه های اجتماعی آماده کنند؟
اولین کار والدین این است که به نحو مثبت و موثر و آگاهی بخشی در مورد کارکرد شبکه های اجتماعی صحبت کنند. همچنین نقاط قوت و ضعف، مزایا و خطرات شبکه های اجتماعی مجازی را مورد بحث و بررسی قرار دهند و کودکان و نوجوانان خود را مطمئن نمایند که هر زمان که احساس خطر یا نیاز نمودند والدین برای مشورت و راهنمایی حاضرند و بدون قضاوت می توانند به حرف های او گوش دهند و راهنمایی کنند.

❓چطور امنیت اینترنتی را برای فرزندان مان تامین کنیم؟ 
امروزه به سبب گستردگی امکانات استفاده از اینترنت و شبکه های اجتماعی، همه مردم و از جمله کودکان و نوجوانانبه راحتی ممکن است در معرض خطر آزارگران دیجیتال قرار بگیرند. این آزارها می تواند انواع مختلفی داشته باشد از باج خواهی گرفته تا ارسال تصاویر و متون مستهجن و هرزه نگاری و از آزار کلامی در اظهار نظر روی عکس ها گرفته تا وارد کردن نوجوان در باندهای خلاف کاری. بنابراین همیشه مراقب باشید به فرزندان تان در مورد روی تاریک فضای مجازی نیز به خوبی توضیح دهید. معمولا در چنین مواردی موعظه کردن چندان مفید نیست بهترین روش این است که فرزندان را وارد یک بحث و تعامل دوجانبه کنید هم بگوئید و هم از او بشنوید و بخواهید تجارب خود و دوستانش را برای شما تعریف کند و با هم به دنبال راه حل بگردید و نشانه ها را شناسایی کنید.
حریم خصوصی از جمله مفاهیمی است که باید در دنیای دیجیتال و مرتبط امروز مورد بحث و بازتعریف قرار گیرد. اینکه فرزند شما بداند اسم و مشخصات خود و خانواده اش، نشانی منزل و حساب بانکی و عکس های خانوادگی جز و حریم شخصی به شمار می آیند و نباید بدون دلیل و بدون اطمینان از نیت طرف مقابل، با دیگران به اشتراک گذاشته شود.


منبع: پرتال جامع آموزش و تدریس

اینفوگرافیک - زخم های بازی های رایانه ای

بازی های رایانه ای با بهره گیری از تصاویر پرتحرک و صداهای مهیج ، دنیایی از هیجان را به کاربران تشنه جنب و جوش می دهد وهمین جذبه و کشش زیاد است که روح و جسم آنان را برده وار ، مطیع خود می سازد. این بازی ها با ترفندهای گوناگون چنان تاثیری بر فکر و اعصاب فرد می گذارند که در واقع خود او نیز جزئی از مجموعه ماشینی می شود .


الف) آسیب های جسمانی
ـ چشمان فرد، به دلیل خیره شدن مداوم به صفحه نمایش رایانه، به شدت تحت فشار نور قرار می گیرد و دچار عوارض منفی می شود؛
ـ مشاهده ها نشان می دهد که نوجوانان، چنان غرق بازی می شوند که توجه نمی کنند به دلیل درگیر شدن در ماجرای بازی، تا چه حد از لحاظ بینایی و ذهنی، به خود فشار می آورند؛
ـ به دلیل این که نوجوان در یک وضعیت ثابت تا ساعت ها می نشیند، ستون فقرات و استخوان بندی اش دچار اشکال شده و فرد، مبتلا به آرتروز می شود. همچنین احساس سوزش و سفت شدن گردن، کتف ها و مچ دست، از دیگر عوارض کار ثابت و طولانی مدت با رایانه است؛
ـ هیجان همیشگی هنگام بازی، بر روی ارگانیسم فرد تاثیر گذاشته و پی آمدهای منفی بر دستگاه گردش خون و گوارش می گذارد، هم چنین این هیجان های دروغین، سلامت روانی کودک را به خطر می اندازد؛
ـ پوست فرد، در معرض بمباران همیشگی پرتو هایی قرار می گیرد که از صفحه رایانه پخش می شود؛
ـ ایجاد تهوع و سرگیجه، بویژه در کودکان و نوجوانانی که زمینه صرع دارند، از دیگر عوارض این بازی هاست؛
ـ به نظر برخی از متخصصان اعصاب و روان، بازی های پرهیجان رایانه ای که طی آن، صفحه نمایش گر رایانه، از فلاش ها و شعا ع های خیره کننده نوری پوشیده می شود، سبب بروز هیجان های شدید عصبی در نوجوانانی می شود که از نظر عصبی ضعیف هستند و برای ابتلا به صرع، آمادگی دارند.
به گفته پزشکان، دلیل عمده ناراحتی صرع، مربوط به کسانی می شود که نسبت به نور حساسیت دارند و تحمل چشمک های پی در پی نور در بازی های رایانه ای برای آنان دشوار است.
به گفته انجمن بیماران صرع انگلیس، حدود یک درصد از نوجوانان غیرمبتلا به بیماری صرع، به نور حساسیت دارند؛ در حالی که این رقم در میان بیماران مبتلا به این بیماری، پنج درصد است که حتی در مواردی هنگام بازی صرع به مرگ گزارش شده است.
مادر یک نوجوان 14 ساله در یک بررسی که روزنامه انگلیسی «سان» در این باره انجام داد گفت: پسرم بر اثر بازی رایانه ای «نینتندو» جان سپرده است. وی افزود که پسرش پس از یک ساعت بازی، دچار تشنج شد و به زمین افتاد و چند دقیقه بعد، جان سپرد.

ب) آسیب های روانی ـ تربیتی
1. تقویت حس پرخاش گری
مهم ترین ویژگی بازی های رایانه ای، حالت جنگی بیش تر آن هاست و این که فرد باید برای رسیدن به مرحله بعدی بازی، با نیروهای به اصطلاح دشمن بجنگند. استمرار چنین بازی هایی، نوجوان را پرخاش گر و ستیزه جو می سازد و تلاش می کند خواست هایش را با زور و تهاجم به دست آورد.

2. انزوا طلبی
نوجوانانی که همیشه با بازی های رایانه ای درگیرند، به انزوا و درون گرایی متمایل شده و در برقراری ارتباط اجتماعی پویا با دیگران ناتوان خواهند بود. این روحیه انزواطلبی باعث می شود که نوجوان از گروه هم سالان جدا شود که این خود زمینه ساز ناهنجاری های دیگر است.
مادری در این باره می گوید: فرزندم به این بازی معتاد شده است. او هر روز با تردستی و شیرین کاری، خود را به صفحه تلویزیون می رساند و از دنیای بیرون به کلی بی خبر است؛ حتی متوجه رفت و آمد میهمان نمی شود؛ و همیشه پس از دست کشیدن از این برنامه، با سردرد و کسالت مواجه می شود.

3. تنبل شدن ذهن
در این بازی ها، به دلیل این که بیش تر، کودک و نوجوان با ساخته ها و برنامه های دیگران روبه روست و کم تر قدرت دخالت و تصرف در آن ها را می یابد، حالت انفعال گرفته و اعتماد به نفس او در برابر ساخته ها و پیش رفت دیگران، متزلزل می شود. دکتر شهلا کاظمی پور (مشاور علمی مرکز سنجش برنامه ای صداوسیما) می گوید: بیش تر خانواده ها تصور می کنند در بازی های رایانه ای، فرد در بازی، مداخله فکری همیشگی دارد. به نظر من این مداخله، فکری نیست؛ بلکه این بازی ها سلول های مغزی را فریب می دهند. از نظر حرکتی نیز این بازی ها تنها چند انگشت کودک را حرکت می دهند. ما هرچه در این مسیر حرکت کنیم و این بازی ها را گسترش دهیم، انسان هایی را تحویل جامعه خواهیم داد که سرخورده، افسرده، غیرمتحرک و غیرسازنده می باشند، خوداتکایی آن ها بسیار کم خواهد بود و ابتکار عمل نخواهند داشت؛ در حالی که برای جامعه، نیاز به انسان هایی خلاق، مبتکر و متفکر داریم.

4. پی آمد منفی در روابط خانوادگی
در دوره کنونی که زندگی ها به سوی ماشینی شدن پیش می رود، خود به خود، روابط عاطفی رنگ باخته و در کنار هم بودن خانواده کم تر شده است. در چنین وضعی، بسیاری از مردم از وجود تلویزیون به عنوان جعبه جادویی که باعث سردی روابط خانوادگی شده است، یاد می کنند؛ در حالی که جعبه جادویی دیگری با جاذبه سحرآمیزتری به نام رایانه نیز به زندگی ماشینی ما وارد شده و دشواری ها را دو چندان کرده است.
خانمی می گوید: همسرم برای انجام پژوهش های دانشگاهی اش یک رایانه به منزل آورد که چند دیسک بازی هم ضمیمه آن بود. دو پسر من در طول روز با آن سرگرم بازی می شدند وحتی سرشب ها ترجیح می داند با این وسیله سرگرم کننده نوین، وقت بگذرانند. طولی نکشید که همسرم هم به این بازی ها جلب شد. کم کم دریافتم که تمرکز و صرف وقت آنان به این ترتیب، روابط خانوادگی و عادی را تحت تاثیر قرار داده است؛ به خود آمدم و با قاطعیت از همسرم خواستم که رایانه را به محل کارش منتقل کند.
خانواده دیگری این گونه شکایت می کند: در تعطیلات تابستانی قصد مسافرت داشتیم. مخارج و مقدمات آن نیز از پیش تامین شده بود؛ اما اشتغال بیش از حد و علاقمندی بچه ها به بازی رایانه ای، آنان را از این تفریح سالم و شاد، محروم کرد.

5. افت اخلاقی
برخی از برنامه های رایانه ای، با بازی های ساده آغاز شروع شده و به تصاویر مستهجن ختم می شوند؛ در برخی از این بازی ها، جایزه پیروزی، ظاهر شدن عکس های مستهجن بر روی صفحه رایانه شماست.
بی تردید در ساخت و تولید این بازی ها، دست سازمان های جاسوسی سیا، موساد و... در کار است و می خواهند ذهن و روان کودکان ما را مسموم کنند.

6. افت تحصیلی
به دلیل جاذبه مسحور کننده این بازی ها، نوجوانان وقت بسیاری را صرف آن می کنند و در واقع، با مصرف انرژی عصبی و روانی خویش و با چشمان و ذهنی خسته به بستر می روند و گاه، صبح زودتر از وقت معمولی بیدار می شوند تا پیش از مدرسه نیز اندکی بازی کنند. بی تردید، این علاقه، سبب افت تحصیلی خواهد شد.

7. زمینه ساز از خود بیگانگی
دنیای مجازی ولی نزدیک به واقعیتی که در بازی های رایانه ای به تصویر کشیده می شود، آن قدر مسحور کننده و جذاب است که مخاطب کودک و نوجوان در معرض تاثیر تمام باورهایی قرار می گیرد که از سوی طراحان این بازی ها به او القا می شود.
فرد، دچار از خودبیگانگی شده و مانند آن ها می اندیشد. برای نوجوانی که در حال بازی است فرقی نمی کند که دشمن کیست؛ دشمن همان است که بازی می گوید. در میان انبوه بازی های رایانه ای که اکنون به آسانی در دسترس کودکان قرار می گیرند، بازی هایی وجود دارند که در آن مسایل اعتقادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشورهای مسلمان بویژه ایران، مورد گستاخی قرار می گیرد.
در یک بازی به نام 111ـF پنج کشور مسلمان که در میان آن ها نام ایران هم دیده می شود، به عنوان کشورهای حامی تروریسم معرفی می شوند؛ سپس بچه ها در قالب خلبان هواپیمای جنگنده ماموریت می یابند تا نقاط حساس این کشورها هم چون مراکز اقتصادی و نظامی را بمباران کنند.
در واقع، ترویج گران تروریسم، این بازی ها را میدان مناسبی برای تاخت و تاز عقید ه ها و آرای خود در میان کودکان و نوجوانان یافته اند و حقیقت ها و واقعیت های موجود را به آسانی وارونه جلوه می دهند.
در بازی دیگر، یک ناو آمریکایی به خلیج فارس می آید، سپس در جریان بازی، محل ماموریت بچه ها در کشتی تعیین می شود و آنان وظیفه دارند تا از ناو آمریکایی در برابر قایق های تندروی ایرانی که در آن تیپ های حزب اللهی دیده می شوند محافظت کنند.
متاسفانه این گونه بازی ها، بی هیچ کنترل و نظارتی از سوی مراجع ذی صلاح، به آسانی در دسترس فرزندان مان قرار می گیرد.

اینفوگرافیک - زخم های بازی های رایانه ای

رهنمودها
اگر چنان چه قرار است از بازی های رایانه ای بهره بگیرید، بهتر است بازی های تصویری خلاق که باید به وسیله آن ها، معماهایی را حل کرد، بیش از بازی های دیگر مورد توجه قرار گیرد.
بازی های دسته جمعی، کم تر مسئله ساز است؛ این بازی ها، زمانی بیش تر ویران گر است که ما را به تنهایی برای ساعت های طولانی، مسحور خود کند.
ضروری است که همیشه بین دو نوبت بازی استراحت کنیم. دو شرکت بزرگ ژاپنی سازنده بازی های رایانه ای موسوم به «نینتند» و ـ سگا به خریداران هشدار داده و توصیه می کنند که بین بازی ها، به طور منظم به خود استراحت دهید.
صفحه نمایش گر رایانه، اندکی پایین تر از چشم ها قرار داده شود تا چشم ها مسلط به صفحه رایانه باشد.
روشنایی اتاق به نحوی تنظیم شود که بازتابش و زنندگی نور به حداقل برسد.
بهتر است با خودمان عهد ببندیم که مثلاً تنها در روزهای تعطیلی مجاز به بهره گیری از این بازی ها باشیم.
آسیب های رایانه و آفت های آن را هیچ وقت فراموش نکنیم.

نور فرابنفش چیست؟

 

نور فرابنفش به مانند امواج رادیویی، پرتوهای گاما، پرتوهای ایکس و مادون قرمز نوعی تابش الکترومغناطیسی می باشد.

نور فرابنفش چیست؟

نور فرابنفش که از خورشید سرچشمه می گیرد، برای انسان ها قابل مشاهده نیست. این نور که باعث درخشش پوسترهای مشکی روشن می شود، در آفتاب سوختگی و برنزه شدن نقش دارد. قرار گرفتن بیش از حد در مقابل تابش فرابنفش برای بافت های زنده مضر است.
تابش الکترومغناطیسی در قالب موج یا ذره با فرکانس ها و طول موج های مختلف انتقال می یابد. این دامنه وسیع از طول موج با عنوان طیف الکترومغناطیسی (EM) شناخته می شود. این طیف بر حسب کاهش طول موج و افزایش انرژی و فرکانس به هفت قسمت تقسیم می شود. از عناوین متداول می توان به امواج رادیویی، ریز موج ها، مادون قرمز، نور مرئی، فرابنفش، پرتوهای ایکس و پرتوهای گاما اشاره کرد.
نور فرابنفش در دامنهٔ طیف الکترومغناطیسی و در بین نور مرئی و پرتوهای ایکس جای می گیرد. این نور دارای فرکانسى در حدود ۳×۱۰۱۶ تا ۸×۱۰۱۴ هرتز و طول موجی معادل ۱۰ تا ۳۸۰ نانومتر می باشد. بر اساس دستورالعمل تابش فرابنفش نیروی دریایی آمریکا، نور فرابنفش به سه بخش فرعی تقسیم می شود: UVA یا نزدیک به فرابنفش ( با طول موج ۳۱۵ تا ۴۰۰ نانومتر )؛ UVB ( با طول موج ۲۸۰ تا ۳۱۵ نانومتر )؛ و UVC ( با طول موج ۱۸۰ تا ۲۸۰ نانومتر). بر طبق این دستورالعمل، گاهی اوقات تابش هایی با طول موج ۱۰ تا ۱۸۰ نانومتر خلا نامگذاری می شوند. هوا مانعی برای این طول موج ها به شمار می آید و فقط توان انتشار در خلا را دارند.

یونیزاسیون
تابش فرابنفش از انرژی کافی برای شکستن پیوندهای شیمیایی برخوردار است. فوتون های فرابنفش به دلیل انرژی بالایی که دارند می توانند فرآیند یونیزاسیون را رقم بزنند. الکترون ها در این فرآیند از اتم ها جدا می شوند. این تُهی شدگی بر ویژگی های شیمیایی اتم ها تأثیر گذاشته و آنها را وادار به شکل گیری یا شکستن پیوند های شیمیایی می کند که قبلا چنین چیزی مقدور نبود. این فرآیند می تواند برای پردازش شیمیایی مفید باشد و هم چنین می تواند آسیب هایی را به مواد و بافت های زنده وارد آورد. برای مثال، این آسیب می تواند برای ضد عفونی کردن سطوح مفید باشد ولی خطراتی را برای پوست و چشم ها به ارمغان آورد. لذا تابش های پر انرژی UVB و UVC تهدیدی برای سلامتی هستند.

نور فرابنفش چیست؟

 

اثرات نور فرابنفش
بر اساس برنامه ملی سم شناسی(NTP): بیشتر نور فرابنفش طبیعی که گریبان افراد را می گیرد، از خورشید می آید. با این حال، تنها ده درصد از نور خورشید شامل فرابنفش می باشد و تنها یک سوم این میزان از اتمسفر عبور کرده و به زمین می رسد. از ک که به استوا می رسد، ۹۵ درصد آن را UVA و ۵ درصد آن را UVB تشکیل می دهد. از آنجا که ازون، اکسیژن مولکولی و بخار آب موجود در اتمسفر فوقانی کوتاه ترین طول موج های فرابنفش را جذب می کنند، هیچ نوع تابش UVC قابل اندازه گیری از خورشید به سطح زمین نمی رسد. اما بنا به سیزدهمین گزارش سازمان NTP در خصوص مواد سرطان زا، تابش فرابنفش UVA و UVB قوی ترین و آسیب زا ترین تابش ها برای موجودات زنده هستند.

آفتاب سوختگی
برنزه شدن واکنشى برای قرار گرفتن در معرض پرتوهای مضر UVB است. برنزه شدن نوعی مکانیسم دفاعی طبیعی بدن به شمار می‌ رود که از رنگدانه هایی موسوم به ملانین تشکیل می یابد. ملانین توسط سلول های موجود در پوست به نام ملانوسیت ها ایجاد می شود. ملانین به جذب نور فرابنفش پرداخته و آن را بصورت گرما منتشر می سازد. زمانی که بدن متوجه آسیب ناشی از خورشید شود، ملانین را به سلول های اطراف ارسال کرده و تلاش می کند آنها را از آسیب های بیشتر محافظت کند. رنگدانه باعث تیره شدن پوست می گردد.

نور فرابنفش چیست؟

گری چوآنگ، استادیار پوست پزشکی در دانشکده پزشکی دانشگاه تافتس گفت: ملانین نقش کرم ضد آفتاب طبیعی را بازی می کند. اما قرار گرفتن مداوم در معرض تابش فرابنفش می تواند سیستم دفاعی بدن را تحت تاثیر قرار بدهد. در چنین شرایطی، یک واکنش سمی رخ داده و به آفتاب سوختگی منجر می شود. پرتوهای فرابنفش می توانند به DNA موجود در سلول های بدن آسیب بزنند. بدن متوجه این آسیب شده و ناحیه مورد نظر را پُر از خون می کند تا فرآیند درمان را کلید بزند. التهاب همراه با درد نیز رخ می دهد. معمولا در ظرف نیم روز قرارگیری بیش از حد در برابر آفتاب، اثرات آفتاب سوختگی کم کم خود را آشکار می کند. 
برخی مواقع، سلول ها همراه با DNA جهش یافته در اثر پرتو های خورشید به سلول های مشکل زایى تبدیل می شوند که نمی میرند اما در قالب سلول های سرطانی گسترش می یابند. چوآنگ گفت: نور فرابنفش باعث وارد آمدن آسیب های تصادفی در DNA و فرآیند تعمیر DNA می شود، طوریکه سلول ها توانایی اجتناب از مرگ را کسب می کنند که نتیجه آن، سرطان پوست است. سرطان پوست شایع ترین نوع سرطان در ایالات متحده می باشد. افرادی که به دفعات دچار آفتاب سوختگی می شوند، خطر بالایی تهدید شان می کند. بنا به اعلام بنیاد سرطان پوست، خطر ابتلا به مرگبارترین نوع سرطان پوست ( موسوم به ملانوما ) در افرادی که پنج بار یا بیشتر دچار آفتاب سوختگی شده اند، دو برابر است.
 
سایر منابع فرابنفش (UV)
چندین منشأ مصنوعی برای تولید تابش فرابنفش ابداع گردیده است. بر اساس گزارش انجمن فیزیک بدن و سلامتی، منشأهای مصنوعی به شرح ذیل می باشند: دستگاه های مخصوص برنزه کردن پوست، نورهای نامرئی، لامپ های درمانی، لامپ های مخصوص میکروب کشی، چراغ های هالوژن، لامپ های بخار جیوه، لامپ های تخلیه پر شدت، لامپ های فلوئورسنت و لامپ های نئون و برخی نورهای لیزری.

نور فرابنفش چیست؟

یکی از متداول ترین راه های تولید نور فرابنفش، عبور دادن جریان الکتریکی از بخار جیوه یا گازهای دیگر می باشد. این نوع لامپ در دستگاه های مخصوص برنزه کردن پوست و ضد عفونی کردن سطوح کاربرد بسیاری دارد. لامپ ها در چراغ های سیاه هم به کار می روند زیرا باعث درخشش رنگ های فلوئورسنت می شود. دیود های ساطع کننده نور یا همان ال ای دی ها، لیزرها و لامپ های قوسی جرقه ای با طول موج های مختلف در حوزه های صنعتی، پزشکی و پژوهشی کاربرد دارند.

فلوئورسانس
بسیاری از مواد از قبیل گیاهان، مواد معدنی، قارچ ها، میکروب ها و مواد شیمیایی ارگانیک و غیر ارگانیک می توانند تابش فرابنفش را جذب کنند. عمل جذب باعث افزایش سطح انرژی الکترون های موجود در ماده می شود. این الکترون ها می توانند با بازگشت به سطح انرژی پایین تر در یک سری مراحل جزئی، قسمتی از انرژی جذبی شان را به صورت نور مرئی ساطع کنند. مواد استفاده شده به عنوان رنگدانه در رنگ هایی که چنین فلوئورسانس هایی نشر می کنند، در زیر نور آفتاب روشن تر بنظر می رسند زیرا نور فرابنفش نامرئی را جذب کرده و مجددا آن را بصورت طول موج های مرئی انتشار می دهند. به همین منظور، از مواد فوق معمولا در جلیقه های نجات، تابلوها و در سایر جاهایی که مسئلهٔ دیده شدن حائز اهمیت است، استفاده می شود.

نور فرابنفش چیست؟

فلوئورسانس در شناسایی مواد آلی و مواد معدنی مشخصی نیز کاربرد دارد. بنا به گزارش “ترمو فیشر ساینتیفیک، فناوری حیات”، ابزارهای فلوئورسنت این امکان را به محققان میدهند تا به شناسایی اجزای ویژه ای از ترکیب های زیست مولکولی پیچیده مثل سلول های زنده بپردازند. این کار از حساسیت و گزینش پذیری بالایی بهره می برد.
بر اساس گزارشی از دانشگاه نبراسکا، در لوله های فلوئورسنت، تابش فرابنفش با طول موج ۲۵۴ نانومتر همراه با نور آبی تولید می شود و با عبور یک جریان الکتریکی از بخار جیوه نشر می یابد. این تابش فرابنفش نامرئی است ولی انرژی بیشتری در قیاس با نور مرئی ساطع شده دارد. انرژی حاصل از نور فرابنفش توسط روکش فلوئورسنت درون لامپ فلوئورسنت جذب شده و مجددا در قالب نور مرئی ساطع می گردد. لوله های مشابه بدون روکش فلوئورسنت یکسان به نشر نور فرابنفشى میپردازند که می تواند نقش موثری در ضد عفونی کردن سطوح ایفا کند. زیرا اثر یونیزه کنندهٔ تابش فرابنفش می تواند بسیاری از باکتری ها را از بین ببرد.
در لوله های نور سیاه از بخار جیوه برای تولید نور UVA با موج بلند استفاده می شود زیرا فلور سان شدن برخی رنگ ها و رنگدانه ها را در پی دارد. لوله شیشه ای دارای یک روکش فیلتر بنفش تیره می باشد که از نور مرئی جلوگیری می کند و باعث درخشان تر دیده شدن فلوئورسنت می شود. این فیلترینگ در جاهایی مثل ضد عفونی کردن سطوح کاربردی ندارد.

اخترشناسی فرابنفش (UV)
علاوه بر خورشید، منابع متعدد دیگری هم برای تابش فرابنفش وجود دارد. به گفته ناسا، ستاره های جوان بسیار بزرگ در کهکشان ها غالبا بصورت طول موج های فرابنفش می درخشند. از آنجا که اتمسفر زمین مانع نفوذ قسمت اعظمی از این تابش فرابنفش به ویژه در طول موج های کوتاه تر می شود، مشاهدات با کمک بالون های خاص و تلسکوپ های مجهز به حسگر های تصویربرداری ویژه انجام می گیرد.

نور فرابنفش چیست؟

بنا به گفته رابرت پترسون، استاد نجوم در دانشگاه ایالت میسوری، اکثر مشاهدات با بهره گیری از دستگاه های CCD صورت می پذیرد. این آشکارسازها برای تشخیص فوتون هایی با طول موج کوتاه طراحی شده اند. امکان تعیین دماهای سطحی داغ ترین ستاره ها و آگاهی از وجود ابرهای گازی میان زمین و دور اخترها با این مشاهدات وجود دارد.

 
منبع: bigbangpage.com

شبى يك دقيقه كتاب

کسی که به خودش دروغ می گوید و به دروغ خودش گوش می دهد، کارش به جایی خواهد رسید که هیچ حقیقتی را نه از خودش و نه از دیگران تشخیص نخواهد داد.

کتاب

آن چه خواندید سطرهایی از کتاب «جنایات و مکافات» نوشته فئودر داستایوفسکی است که کانال تلگرامی شهر کتاب مرکزی (تهران) آن را باز نشر داده. 

هشتگ کنار این متن همان اندازه قابل تامل است که نوشته ارزشمند داستایوفسکی:«شبى حداقل يك دقيقه كتاب بخوانيم.» راستش در میان توصیه های تبلیغی برای خواندن کتاب، نخستین بار است می بینیم بزعم برخی، یک دقیقه کتاب در شبانه روز هم می تواند کارآیی داشته باشد. خوب که تامل می کنیم اما متوجه می شویم چه ایده جالبی است. واقعا خالی کردن یک دقیقه وقت برای کتاب خواندن دیگر آن قدر راحت است که عذر و بهانه ای نمی ماند. مگر آن که از اساس نخواهیم کتاب بخوانیم. 

اقدام شهر کتاب مرکزی وقتی ارزشمندتر می شود که در کنار توصیه «شبى حداقل يك دقيقه كتاب بخوانيم» برخی قسمت های یک کتاب را گزینش و منتشر کرده است. حتما خواندن یک پاراگراف حق مطلب را ادا نمی کند اما چه بسیار پارگراف هایی که پر هستند از نکته. وانگهی از دل همین سطرها است که ذهن برای خواندن کل کتاب ترغیب می شود.

در هر حال، شبی یک دقیقه مطالعه را باید جزو ایده های ترغیبی نوآورانه قرار داد. هفته پیش به چند مورد اشاره کردیم که در نوع خود واجد تحسین هستند. 

حالا بیایید چند پاراگراف به گزینش شهر کتاب را بخوانیم:

«آن دو دیگر تنها نبودند. هرکدام فرد صد در صد دلخواهشان را یافته بودند و یافته شده بودند. چه قدر عجیب است که فرد مورد علاقه ات را پیدا کنی و فرد مورد علاقه ات پيدايت كند يك معجزه است.يك معجزه آسمانى.» برگرفته از كتاب ديدن دختر صد در صد دلخواه در صبح زيباى ماه آوريل اثر هاروكى موراكامى.كتاب يكى از اثرهاى پر فروش ماه آبان شهركتاب مركزى است.

«انتهای دوستی ام با او نزديک می شدم. در مدت دوستي مان، زيبايي های کميابي را با هم شريک شديم. چون دو آينه که مدام در حال انعکاس همديگرند، ما در يکديگر ابديت را به تماشا نشستيم. اما بالاخره روزی فرا می رسد که دايره می چرخد و دوران تمام می شود. هر زمستانی بهاری، و هر بهار پايانی دارد. در جایی که عشق است دير يا زود جدایی هم هست...»  این ها را خانم اليف شافاک در کتاب «ملت عشق» نوشته و ارسلان فصیحی ترجمه کرده.  الیف شافاک (الف شفق) نام هنری الیف بیلگین نویسنده ترک زبان است که کتاب هایش جزو پرفروش ترین کتاب های تاریخ ترکیه دسته بندی می‌شوند. او تا به حال بیش از  ۱۵ کتاب نوشته که ۱۰ مورد از آنها رمان هستند.

«من از آن تافته های جدابافته نبودم که هر توهینی را ببخشایم، اما همیشه در آخر کار آن را از یاد می‌بردم. آن کس که تصور می‌کرد که من از او نفرت دارم چون می‌دید که با لبخندی صمیمی به او سلام می‌گویم غرق در شگفتی می‌شد و نمی‌توانست باور کند. در این حال، بر حسب خلق و خوی خودش، یا بزرگواریم را تحسین و یا بی غیرتی‌ام را تحقیر می‌کرد، بی آنکه فکر کند که انگیزه من ساده تر از این‌ها بوده است.من همه چیز حتی نام او را از یاد برده بودم.» این متن برگرفته از کتاب «سقوط» آلبركامو است.
«خود به زور و با آخرین توانی که در بدن داشتم، کم‌کم، پیراهن را از تنم درآورد و به کناری انداختم. غافل از این‌که که این لباس چه روزگاری را برای من و خانواده‌ام و از ما مهم‌تر، چه سرنوشتی را برای یکی دیگر از رزمنده‌ها و خانواده او رقم خواهد زد! شاید اگر در آن لحظات گوشه‌ای از ماجرای بعدی به ذهنم خطور می‌کرد، هرگز حاضر نمی‌شدم حتی دکمه‌ای از آن را هم بازکنم. اما فارغ از این افکار، لباس را در آوردم و به خاک‌های داغ دشت عباس سپردم.» ‍کتاب خوان ها با «چه کسی لباس مرا پوشید» آشنایی دارند. این کتاب خاطرات آزاده محسن فلاح است که توسط محبوبه شمشیرگرها تدوین شده. کتاب دارای روایت منحصر به فردی است که شاید فقط در فیلم‌ها اتفاق بیفتد. داستان اسارت سرباز ایرانی و شهادت فردی دیگر با لباس ایشان و برگشتن وی پس از حدود 8 سال به آغوش خانواده و در سوی دیگر داستان برگزاری مراسم ختم و خاکسپاری برای شهیدی که لباس محسن فلاح را پوشیده بود از جذابیت‌های خاص داستان است.


زلزله


در گشت و گذارمان در وادی اخبار کتاب، به عکسی از زلزله اخیر برخوردیم که ایسنا منتشر کرده: خانم زلزله‌زده‌ای همچنان در فکر کتاب‌هاست. عکس نیاز به توضیح اضافه ندارد. 

ماهیت های نور

آیزاک نیوتن (Isaac Newton) در کتاب خود در رساله‌ای درباره نور نوشت پرتوهای نور ذرات کوچکی هستند که از یک جسم نورانی نشر می‌شوند.


احتمالاً آیزاک نیوتن نور را به این دلیل بصورت ذره در نظر گرفت که در محیطهای همگن به نظر می‌رسد در امتداد خط مستقیم منتشر می‌شوند که این امر را قانون می‌نامند و یکی از مثالهای خوب برای توضیح آن بوجود آمدن سایه است.

ماهیت موجی :
همزمان با نیوتن، کریسیتان هویگنس (Christiaan Huygens) (1695-1629) طرفدار توضیح دیگری بود که در آن حرکت نور به صورت موجی است و از چشمه‌های نوری به تمام جهات پخش می‌شود به خاطر داشته باشید که هویگنس با بکار بردن امواج اصلی و موجکهای ثانوی قوانین بازتاب و شکست را تشریح کرد. حقایق دیگری که با تصور موجی بودن نور توجیه می‌شوند پدیده‌های تداخلی هستند مانند به وجود آمدن فریزهای روشن و تاریک در اثر بازتاب نور از لایه‌های نازک و یا پراش نور در اطراف مانع.

ماهیت الکترومغناطیس :
بیشتر به خاطر نبوغ جیمز کلارک ماکسول (James Clerk Maxwell) (1879-1831) است که ما امروزه می‌دانیم نور نوعی انرژی الکترومغناطیسی است که معمولاً به عنوان امواج الکترومغناطیسی توصیف می‌شود. گسترده کامل امواج الکترومغناطیسی شامل: موج رادیویی ، تابش فرو سرخ ، نور مرئی از قرمز تا بنفش ، تابش فرابنفش ، اشعه ایکس و اشعه گاما می‌باشد.

ماهیت کوانتومی نور :
طبق نظریه مکانیک کوانتومی نور، که در دو دهه اول قرن بیستم بوسیله پلانک و آلبرت انیشتین و بور برای اولین بار پیشنهاد شد، انرژی الکترومغناطیسی کوانتیده است، یعنی جذب یا نشر انرژی میدان الکترومغناطیسی به مقادیر گسسته‌ای به نام “فوتون” انجام می‌گیرد.

نظریه مکملی :
نظریه جدید نور شامل اصولی از تعاریف نیوتون و هویگنس است. بنابراین گفته می‌شود که نور خاصیت دو گانه‌ای دارد، برخی از پدیده‌ها مثل تداخل و پراش خاصیت موجی آنرا نشان می‌دهد و برخی دیگر مانند پدیده فوتوالکتریک ، پدیده کامپتون و … با خاصیت ذره‌ای نور قابل توضیح هستند.

ماهیت های نور

تعریف واقعی نور چیست؟
تعریف دقیقی برای نور نداریم، جسم شناخته شده یا مدل مشخص که شبیه آن باشد وجود ندارد. ولی لازم نیست فهم هر چیز بر شباهت مبتنی باشد. نظریه الکترومغناطیسی و نظریه کوانتومی باهم ایجاد یک نظریه نامتناقض و بدون ابهام می‌کنند که تمام پدیده‌های نوری را می‌کنند. نظریه ماکسول درباره انتشار نور و بحث می‌کند در حالی که نظریه کوانتومی برهمکنش نور و ماده یا جذب و نشر آن را شرح می‌دهد ازآمیختن این دو نظریه ، نظریه جامعی که کوانتوم الکترودینامیک نام دارد، شکل می‌گیرد. چون نظریه‌های الکترومغناطیسی و کوانتومی علاوه بر پدیده‌های مربوط به تابش بسیاری از پدیده‌های دیگر را نیز تشریح می‌کنند منصفانه می‌توان فرض کرد که مشاهدات تجربی امروز را لااقل در قالب ریاضی جوابگو است. طبیعت نور کاملا شناخته شده است، اما باز هم این پرسش هست که واقعیت نور چیست؟

گسترده طول موجی نور :
نور گستره طول موجی وسیعی دارد چون با نور مرئی کار می‌کنیم اغلب تصاویر و محاسبات در این ناحیه از گستره الکترومغناطیسی انجام می‌گیرد اما روشهای مورد بحث می‌تواند در تمام ناحیه الکترومغناطیسی مورد استفاده قرار گیرند. ناحیه نور مرئی بر حسب طول موج از حدود ۴۰۰ نانومتر (آبی) تا ۷۰۰ نانومتر (قرمز) گسترده است که در وسط آن طول موج ۵۵۵ نانومتر (نور زرد) که چشم انسان بیشترین حساسیت را نسبت به آن دارد یک ناحیه پیوسته که ناحیه مرئی را در بر می‌گیرد و تا فرو سرخ دور گسترش می‌یابد.

خواص نور و نحوه تولید :
سرعت نور در محیطهای مختلف متفاوت است که بیشترین آن در خلاء و یا بطور تقریبی در هوا است، در داخل ماده به پارامترهای متفاوتی بر حسب حالت و خواص الکترومغناطیسی ماده وابسته است. بوسیله کاواک جسم سیاه می‌توان تمام ناحیه طول موجی نور را تولید نمود. در طبیعت در طول موجهای مختلف مشاهده شده اما مشهورترین آن نور سفید است که یک نور مرکبی از سایر طول موجها می‌باشد. تک طول موجها آنرا بوسیله لامپهای تخلیه الکتریکی که معرف طیفهای اتمی موادی هستند که داخلشان تعبیه شده می‌توان تولید کرد.
درباره ماهیت نور سه نظریه قالب وجود دارد که نظریات دیگر زیر مجموعه ای از آن میباشند ؛ نظریه نخست دیدگاه کلاسیک و سنتی نیوتن درباره نور است که نور را متشکل از ذراتی با جرم و وزنی مشخص بنام فوتون معرفی میکرد و انتشار نور در امتداد یک خط مستقیم را یکی از دلایل ذره ای بودن آن میدانست ، دیدگاه دوم نظریه موجی بودن نور است که پایه های اصلی آن بوسیله یانگ و فرنل پی ریزی شد آنها تلاش میکردند با اشاره به پدیده هایی مانند تداخل و پراش و قطبش نور ثابت کنند که نور خاصیت موجی دارد ، اما اشکال کار در این بود که نور هم خاصیت ذره ای و هم خاصیت موجی بودن را از خود نشان میداد ، پس موج سوم نور شناخت در قرن بیستم شروع شد ، در این موج سوم که انیشتین نیز از طرفدارانش بود میخواستند ثابت کنند که نور از بسته های انرژی به نام کوانتوم تشکیل شده است که دارای خاصیت ذره ای و موجی به صورت توام هستند و جرم و وزن و فرکانس دارند .
با پذیرفتن دیدگاه سوم درباره نور سعی میکنم آنرا کاملتر نمایم و بخشهای ناگفته اش را روشنتر نمایم، در این دیدگاه مطابق نظریه مکس پلانک هر کوانتوم نور با انرژی ( e=hv) انتشار می یابد که –h- یک ثابت جهانی بوده و مقدار آن برابر است با( JS 6/6256×۱۰̄⁻³⁴=h ) و ( v ) نیز فرکانس کوانتوم نور میباشد ، مشخص است که هر چقدر فرکانس بیشتر باشد مقدار انرژی کوانتوم نیز بیشتر میشود ، این کوانتومها میتوانند مطابق دیدگاه پلانک با ضرایب مشخصی به الکترونهای اتم برخورد کرده و آنها را به مدارهایی بالاتر صعود بدهند ، از سوی دیگر در دیدگاه موجی نور گفته میشود که نور ترکیبی از امواج الکتریکی E و مغناطیسی B میباشد ،در دیدگاه من امواج الکتریکی و مغناطیسی نور که با سرعت ۳۰۰۰۰۰ کیلومتر بر ثانیه حرکت میکنند ،در بازه های زمانی و مکانی مشخص در یکدیگر به گونه عمود تداخل میکنند ، در این نقاط تداخل امواج که لحظه ای و گذراست ، ذره یا همان فوتون متولد میشود ، اما این ذره ناپایدار است و با حرکت امواج EوB ذره ناپدید و از نو در بازه زمانی و مکانی دیگری ظاهر میشود ، پس نورهمواره در حال تبدیل موج به ذره و ذره به موج میباشد ، این فوتونهاکه دارای جرم لختی یعنی جرم در حال حرکت میباشند و در سکون وجود ندارند جرمشان قابل اندازه گیری میباشد و جرم این فوتونها همان جرم بنیادی جهان است که مقدار آن ربطی به فرکانس نور نیز ندارد در واقع فرمول پلانک ( e=hv) کاملا درست میباشد ، تنها برداشت ما از آن است که اشتباه میباشد ، بر خلاف تصور همگان ما به (e=hv)نمیتوانیم مفهوم بسته ای بودن و کوانتومی بودن بدهیم و آنرا به صورت ذره تصور کنیم ، زیرا همانطور که میدانیم (v=⅟t ) و (t e=h ) میشود پس ( e ) به زمان تناوب ( t ) نیز بستگی دارد پس (e=hv) نمیتواند یک کوانتوم و یا یک ذره باشد چرا که یک ذره و یا یک کوانتوم در یک لحظه به الکترون برخورد میکند و آنرا به مدار بالاتر گسیل میدارد و نیازی به زمان تناوب (t ) ندارد و اگر الکترون با کوانتوم ( e=hv) میخواست به مدار بالاتر صعود کند مطابق فرمول (t e=h⁄ ) به یک ثانیه وقت نیاز داشت تا انرژی کوانتوم را دریافت کرده و به مدار بالاتر برود و این با مفهوم بسته ای بودن نور در تضاد است ، در حقیقت آنچه را که ما میتوانیم به عنوان یک کوانتوم ثابت در نظر بگیریم (e=h)میباشد که یک مفهوم ثابت و جهانی است و آنچه که الکترون را از مدار خود حرکت میدهد نه ( e=hv) میباشد و نه (e=h) ، بلکه الکترون برای گسیل به مدار بالاتر نیاز به انرژی (e=nhv) دارد که( n) میتواند یک عدد درست و یا یک عدد کسری باشد ( ½́∙⅓∙⅔⅕∙⅗ …. ) ، این مقدار انرژی ( e=nhv) برای گسیل الکترون به مدار بالاتر در مدارهای مختلف اتم تفاوت میکند و ثابت نیست و الکترون در زمان ( t ) به مدار بالاتر جهش پیدا میکند ، این زمان بستگی به فرکانس موج دارد هر چه فرکانس موج بیشتر باشد زمان t ،( زمان گسیل الکترون به مدار بالاتر ) کوتاه تر خواهد بود ، فرکانس نور در واقع تعداد فوتونها یی میباشد که در یک ثانیه منتشر شده و میتوانند به الکترون برخورد کنند و آنرا به مدار بالاتر در اتم بفرستند جرم و انرژی همه این فوتون ها در همه امواج گوناگون نوریکسان و ثابت بوده و قابل اندازه گیری میباشد ، از نگاهی دیگر میتوانیم بگوئیم که ( e=hv) هنگامی میتواند به عنوان یک کوانتوم شناخته شود که ( v=1 ) باشد در این صورت ( e=h) را میتوانیم به عنوان یک کوانتوم ثابت در نظر بگیریم که از تر کیب یک میدان الکتریکی E و یک میدان مغناطیسیB ( عمود بر هم ) بوجود آمده است ، و به زمان تناوب ( t ) نیزبستگی ندارد و لذا میتوانیم آن را به عنوان یک ذره و یا بسته انرژی بدون زمان در نظر بگیریم .

(e=h) همانطور که پلانک آنرا به دست آورده است یک مقدار ثابت و جهانی است و کوچکترین مقدار انرژی شناخته شده جهان میباشد ، ما میتوانیم مقادیر دیگر انرژی را بر اساس آن و به عنوان مضرب درستی از آن تعیین کنیم ، ، جرم این کوانتوم ثابت و جهانی ( یا فوتون )که در حقیقت جرم بنیادی جهان نیز میباشد مطابق رابطه انیشتین (e=mc²)بدینگونه بدست می آید :
با فرض: v=1 داریم : e=h پس e=mc²=h

پس جرم یک فوتون که از ترکیب میدان الکتریکی- Bو E- بدست می آید و جرم بنیادی جهان نیز میباشد برابر است با :
M=h⁄c² kg ⁵⁹ ۷۷ × ۱۰ ⁻۷۳۶۱۷۷۷ =۱۰¹⁶۹×÷ M=6/6256×۱۰̄⁻³⁴


منبع: bigbangpage

اینفوگرافیک - با این 12 روش حافظه خود را تقویت کنید

مهم نیست مغز ما چقدر قدرتمند است، آنچه اهمیت دارد این است که بدانیم این عضو نیاز به جبران و احیای خود دارد تا بتواند قالب و توانایی خود را حفظ کند.

 زینب شاه مرادی - مرکز یادگیری تبیان 
هرچند مغز ما قویترین رایانه در سیاره زمین محسوب می‌شود اما این رایانه قدرتمند نیز گاهی به خطا می‌رود. ما انسانها بیشتر وقت خود را صرف انباشتن چیزهای مختلف و بی‌فایده به داخل مغزمان می کنیم.
مهم نیست مغز ما چقدر قدرتمند است، آنچه اهمیت دارد این است که بدانیم این عضو نیاز به جبران و احیای خود دارد تا بتواند قالب و توانایی خود را حفظ کند.
پژوهش گران روش‌های مختلفی را برای سوپر شارژ کردن و افزایش کارآیی مغز ارائه کرده‌ اند که در این مقاله ساده‌ ترین آن ها ارائه شده تا هر فردی بتواند به محض احساس نیاز، به آن ها دسترسی داشته باشد و آن ها را بکار بسته و از مزایای آن بهره‌ مند شود:

هرچند مغز ما قویترین رایانه در سیاره زمین محسوب می‌شود اما این رایانه قدرتمند نیز گاهی به خطا می‌رود. ما انسانها بیشتر وقت خود را صرف انباشتن چیزهای مختلف و بی‌فایده به داخل مغزمان می کنیم.  مهم نیست مغز ما چقدر قدرتمند است، آنچه اهمیت دارد این است که بدانیم این عضو نیاز به جبران و احیای خود دارد تا بتواند قالب و توانایی خود را حفظ کند.  پژوهشگران روش‌های مختلفی را برای سوپرشارژ کردن و افزایش کارآیی مغز ارائه کرده‌اند که در این مقاله ساده‌ترین آنها ارائه شده تا هر فردی بتواند به محض احساس نیاز، به آنها دسترسی داشته باشد و آنها را بکار بسته و از مزایای آن بهره‌مند شود:


منبع: http://tizland.ir

احتمال وجود حیات در جهان اولیه

سیاراتی که به دور ستارگان اولیه در گردش بوده‌اند، می‌توانستند قابل سکونت باشند و این، دلایل وجود چندجهانی را به چالش می‌کشد. موجودات فضایی ممکن است در مراحل ابتدایی جهان وجود داشته‌اند. مجموعه‌ای از محاسبات نشان می‌دهد که آب مایع به عنوان ‌شرط لازم حیات، می‌توانسته است روی سیارات سنگی تنها ۱۵ میلیون سال پس از بیگ بنگ تشکیل شده باشد.

احتمال وجود حیات در جهان اولیه

به گزارش انجمن فیزیک ایران، آبراهام لوئب، ستاره‌شناسی از دانشگاه هاروارد دریافته است که در جهان اولیه، انرژی که جهت حفظ آب به صورت مایع مورد نیاز بوده است، می‌تواند به جای ستارگان میزبان، از تابش ‌پس زمینه‌‌ی کیهانی، پس‌ تاب بیگ بنگ ( انفجار بزرگ ) ناشی شده باشد. او می‌گوید که امروز دمای تابش‌های باقیمانده حدود ۲٫۷ درجه کلوین است در حالی که حدود ۱۵ میلیون سال پس از بیگ بنگ، این تابش‌ دمای تمام جهان را در حدود ۳۰۰ درجه کلوین نگه‌داشته‌ است. او نتایج کار خود را این ماه به وبگاه پیش‌چاپ arXiv ارسال کرده است.
لوئب معتقد است که سیارات سنگی در آن زمان می‌توانستند وجود داشته باشند. در قسمت‌های قابل مشاهده‌ای از جهان که ماده در آن فوق‌العاده متراکم بوده است، ستارگان سنگین و کوتاه‌عمری شکل گرفته‌اند که به نوبه خود ماده لازم برای تشکیل سیاراتراتامین کرده اند. او بیان می‌کند که یک دوره‌ی قابل سکونت ۲ تا ۳ میلیون ساله هنگامی‌که همه‌ی سیارات سنگی قادر به حفظ آب مایع بوده‌اند، بدون توجه به فاصله‌ی آن‌ها از یک ستاره، وجود داشته است. لوئب می‌گوید: «روزی همه‌ی جهان، مهد گرمی برای پرورش حیات بوده است.»
نتایج او همچنین چالش‌هایی برای اصل انسان‌ محوری (anthropic principle) به وجود می‌آورد؛ سلسله دلایلی که به آن‌ها استناد می‌شود تا توضیح داده شود که چرا پارامترهای فیزیکی مقادیر خاص دقیقی را دارند که لازمه‌ی حیات باشد: جهان اینگونه است زیرا موجودات وجود دارند تا آن را مشاهده کنند. این اصل با نظریه‌ی چندجهانی (multiverse) سازگار است: اگر جهان‌های چندگانه، هرکدام بر پایه‌ی پارامترهای مختلفی ، وجود داشته باشند، در این صورت موجودات هوشمند نباید هنگامی که خود را در یکی از آن‌ ها می‌یابند، غافلگیر شوند که چرا پارامترهای آن برای حیات مناسب است.
در دهه‌ی ۱۹۸۰، استیون واینبرگ فیزیک‌پیشه و برنده‌ی جایزه‌ی نوبل از بحث انسان‌محوری برای محاسبه‌ی حداکثر اندازه‌ی انرژی ذاتی خلأ، که صورت نظری فضا را منبسط می کند، استفاده کرد. واینبرگ خاطرنشان می‌کند که این مقدار باید بسیار کوچک است در غیر این صورت انرژی خلا می تواند ساختارهای کیهانی را قبل از آنکه زمین، خورشید و انسان پدید آمده باشند، را از هم گسسته کند. به نظر می‌رسید که پیش‌بینی او در اواخر دهه‌ی ۱۹۹۰ مورد تایید قرار گرفت؛ زمانی که ستاره‌شناسان انرژی تاریک را کشف کردند که ظاهراً مانند نیروی خلأ به انبساط جهان شتاب می‌دهد اما با این تفاوت که مقدار آن کوچک است. بر طبق محاسبات متخصصان ذرات، انرژی تاریک باید نزدیک به ۱۲۰ مرتبه قویتر از بیشترین مقدار واینبرگ باشد. طرفداران چندجهانی این را به عنوان گواهی می‌گیرند که جهان‌های چندگانه وجود دارند که مقادیری بالاتر از مقادیر انرژی خلأ را دارا هستند.
اما زمانی را که لوئب برای دوره‌ی قابل سکونت پیشنهاد می‌کند، ماده به قدری چگال بوده است که حتی اگر انرژی خلأ یک میلیون بار هم قویتر بوده باشد، نمی‌توانسته است از تشکیل ستارگان و سیارات سنگی و ظهور حیات جلوگیری کند. بنابراین او می‌گوید که طرفداران اصل انسان‌محوری نمی‌توانند ادعا کنند که مقادیر کوچکی که اکنون مشاهده می‌شود، تنها مقادیری است که به وسیله‌ی موجودات زنده می‌توانسته است مشاهده شود.
واکنش‌های متفاوتی در مورد مطالعه‌ی لوئب وجود دارد. کریستوفر جارزینسکی، متخصص بیوفیزیک از دانشگاه مریلند متقاعد نشده است که زندگی در جهانِ به طور یکنواخت گرم، وجود داشته باشد. او اشاره می‌کند که زندگی روی زمین از نظر ترمودینامیکی نه تنها به گرمای منبع خورشید وابسته است، بلکه به تابش زمینه‌ی کیهانی سرد نیز بستگی دارد که آن یک چاه حرارتی ایجاد می‌کند. الکساندر ویلنکین ، کیهانشناسی از دانشگاه توفتز می‌گوید که چندین میلیون سال کوتاهتر از آنی است که بتواند حیات هوشمند به وجود آورد. با این حال فریمن دایسون ، فیزیک‌پیشه‌ای از مرکز مطالعات پیشرفته در پرینستون نیز معتقد است که زندگی سازگارتر از آنی است که ما فکر می‌کنیم. او می‌گوید: «هر چیزی قابل سکونت است، اگر شما به اندازه‌ی کافی باهوش باشید.»


منبع: bigbangpage

اینفوگرافیک - 8 راه افزایش دقت و تمرکز حواس در دانش آموزان

قبل ازهرچیز باید به علل حواس پرتی دانش آموزان پرداخت تابتوانیم به دنبال راه های افزایش دقت آن ها باشیم.

تمرکز حواس یعنی عوامل حواس پرتی را به حد اقل رساندن… تمرکز هر شخص به نسبت کاهش عوامل حواس پرتی او افزایش می یابد و بنا به تغییرات موقعیت ذهنی و محیطی او تغییر می کند. بیشتر افراد گمان می کنند که تمرکز یک امر ذاتی و تغییر آن ناممکن است، در حالی که تمرکز یک امر اکتسابی است و باید هر روز پرورش و جهت داده شود و هر کس با هوش عادی خود می تواند به آن دست یابد. پس برقراری تمرکز حواس به میزان کاهش عوامل حواس پرتی بستگی دارد. یعنی هر چه عوامل مزاحم و مخل تمرکز بیشتر باشند توانایی حفظ تمرکز حواس کمتر است و بر عکس. لذا حواس پرتی؛ یعنی خارج شدن از روند مطالعه یا جریان کاری و فرو رفتن در افکار و تخیلات و یا انجام کار دیگر. 

اینفوگرافیک - 8 راه افزایش دقت و تمرکز حواس در دانش آموزان